|
|
|
طبیعتا در جدول بالا، باید برخی از ویژگیها حذف شوند. برای مثال ، ویژگی IP برای مرحله خوشهبندی باید حذف شود زیرا معنا و مفهومی خاصی برای خوشهبندی ندارد. پیشپردازش دادهها از دیدگاه رکورد و ستون ، از اهمیت بسزایی برخوردار است. به گونهای که کارایی الگوریتم هوشمند ، تاثیر مستقیمی برکیفیت دادهها دارد.
 قبل از انجام الگوریتم انتخاب ویژگیها ، فیلتر اولیهای بر اساس نظر شخص خبره اعمال میشود. برای این منظور ، تنها پروتکلهای TCP و UDP را نگه داشته و مابقی را حذف مینماییم. همچنین هاستهایی که فقط حجم ارسالی و یا دریافتی داشتهاند را نیز حذف میکنیم. در پایان نیز، هاستهایی که حجم ارسالی و دریافتی آنها بر حسب بایت، از مقدار پیش فرض (۱۵۰۰ بایت) کمتر باشد، آنها نیز حذف میشوند. حال، دادهها از دیدگاه رکورد آماده میباشند و پیشپردازش بر روی رکوردها تمام شده است. باید ستونهای جدول نیز تعیین شوند. برای این منظور از روشهای انتخاب ویژگی استفاده میشود.
۳-۲-۴- انتخاب ویژگیها
انتخاب ویژگیهای مناسب، تاثیربسزایی در کارایی الگوریتمهای هوش مصنوعی دارد. روشهای مختلفی تاکنون برای انتخاب ویژگیهای معرفی شدهاست. در این پایاننامه نیز جهت انتخاب ویژگیها، از روش Relief algorithm [2] استفاده شد. در نهایت متغیرهای نهایی زیر انتخاب شدند: MeanByteReceive, MeanByteSend , TotalByteReceive, TotalByteSend , TotalReceivePacket, TotalSendPacket حال، دادهها آماده برای بخش خوشهبندی میباشد.
۳-۲-۵- خوشهبندی
امروزه دستهه ای متنوعی از روشهای خوشهبندی نظیر سلسلهمراتبی، گراف، فازی وغیره پیشنهاد شدهاست. در انتخاب روش خوشهبندی، باید چند نکته لحاظ شود: ۱) سرعت بالا. ۲) سادگی. ۳) قدرت بالا در مدلسازی دادهها. در بین روشهای مطرح الگوریتم K-Means از محبوبیت ویژهای به دلیل هزینه زمانی و سادگی برخوردار است. اما این روش، در مدلسازی دادههای با رفتار ویژه (مخصوصا نامتوازن) ناکارا میباشد[۳]. در این کار، از روش خوشهبندی مبتنی بر روش K-Means و فاصله مینکوفسکی[۷۸] استفاده شدهاست[۴] که به عقیده نگارنده، در مدلسازی دادههای حوزه امنیت مناسب است. بعد از این مرحله، خوشهبندی انجام شده و میتوان با تحلیل بر روی خوشهها، سالم بودن و یا مخرب بودن آنها را تشخیص داد.
۳-۲-۶- تشخیص هاست جدید.
با ورود هاست جدید و انجام تبادل داده، بعد از گذشت چند ارتباط ، باید اطلاعات آماری ارتباط، استخراج شود . سپس هاست جدید با توجه به اطلاعات استخراج شده ، اقدام به تعیین نزدیکترین خوشه میکنیم. به دلیل ماهیت روش خوشهبندی انتخابی در مرحله قبل (مبتنی بر مرکز) میتوان ویژگیهای هاست جدید را با مراکز خوشهها مقایسه نمود. با توجه به خوشه انتخابی، میتوان رفتار هاست جدید را تشخیص داد. جهت افزایش دقت، میتوان به صورت متوالی اطلاعات آماری ارتباط ، بروز شده و مجددا تعیین خوشه انجام شود.
۳-۳- پیادهسازی و شبه کد روش پیشنهادی
جهت پیادهسازی، روش پیشنهادی به دو بخش مجزا تقسیم شد. بخش خواندن فایل PCAP و تفسیر آن، بخش دادهکاوی شامل فیلتر اولیه، انتخاب ویژگیها و خوشهبندی. جهت پیادهسازی بخش اول ، از زبان برنامهنویسی C# استفاده شد. دلیل این انتخاب، قدرت و سرعت این زبان در خواندن فایلهای حجیم میباشد. خروجی این ماژول ، فایل اکسل حاوی اطلاعات آماری تمامی هاستها میباشد. پیادهسازی بخش دوم نیز توسط Matlab انجام شدهاست. در شکل ۳-۴، نمایی از چارچوب پیادهسازی مشاهده میشود. شکل ۳-۴: چارچوب پیادهسازی در شکل ۳-۵، شبه کد روش پیشنهادی مشاهده میشود. Void main() { Cluster CL[ ]; Data=LoadData;// From ISOT dataset in a PCAP format StructData=TranslateData(Data); // Writing in C# D1=Filter(StructData); FinalData=FeatureSelection(D1); CL=Clustering(FinalData); Evaluate(CL); } ۳-۵: شبکه کد روش پیشنهادی در این فصل، به بیان جزئیات روش پیشنهادی در تشخیص خودکار باتنتها پرداختهشد. جهت شناسایی خودکار باتنتها از روش خوشهبندی بر پایه روش محبوب K-Means استفاده شد. این روش میتواند به عنوان یک ابزار کمکی و قدرتمند در اختیار مفسر انسانی قرار گرفته و سبب افزایش کارایی در کنترل بستههای شبکه گردد. همانطور که گفتهشد ، ابتدا پیشپردازش دادهها در راستای رکوردها انجام شده و سپس ویژگیهای مورد نظر استخراج میشوند. روش نوین وکارای مبتنی بر K-Means که مخصوص دادههای نامتقارن میباشد ، انتخاب و جهت خوشهبندی استفاده شد. با پیادهسازی چنین سیستمی میتوان بات نتهای مهاجم را بعد از گذشت اندک زمانی از ارتباط شناسایی نموده و از تبادل دادهها جلوگیری نمود.
فصل چهارم
پیاده سازی
ارزیابی روش پیشنهادی
همانطور که در فصل قبل بحث شد، در روش پیشنهادی هدف بر آن است با با کمک اطلاعات جمع آوری شده از تبادلات تحت شبکه ، اقدام به شناسایی و خوشهبندی هاستهای سالم و بات نمود . حال میتوانیم با ورود یک هاست جدید ، آن را ارزیابی نموده و به نزدیکترین خوشه انتساب داد. از آنجایی که روش پیشنهادی مبتنی بر روشهای مبتنی بر مرکز هستند ، یافتن نزدیکترین خوشه ، تنها نیازمند مقایسه هاست ورودی با مراکز ثقل خوشهها دارد. در انتخاب روش خوشهبندی تلاش بر آن بوده است تا ضمن انتخاب روشی ساده ، معیارهای کارایی و نیز زمان اجرا ، لحاظ شود. برای همین منظور از توسعه روشی جدید مبتنی بر K-Means استفاده شدهاست. در روش خوشهبندی انتخابی ، مانند روش پایه ، از مرکز خوشهها و شباهت بین رکوردها استفاده میشود. طبق ادعای نویسنده، روش پیشنهادی در برخورد با دادههای نامتوازن نیز میتواند موفق عمل نماید. در این فصل به بیان نتایج روش پیشنهادی ، مقایسه با روش خوشهبندی پایه و سپس محاسبه معیارهای پایه پرداخته میشود .
۴-۱- معماری چارچوب ارزیابی
تمامی مراحل ارزیابی و اجرا ، بر روی سیستمی با مشخصات زیر پیادهسازی شد. در انتخاب سیستم تست باید از انتخاب سیستم با قدرت پردازشی و قدرت ذخیرهسازی ممتاز جلوگیری نمود تا قابلیت مقیاسپذیری سیستم مشخص شود. علاوه بر مشخص نمودن ویژگیهای سختافزاری ، باید ویژگیهای نرمافزارها نیز مشخص شوند. در مقایسه روشها ، از مشغول پردازنده به سایر وظایف ، پرهیز نموده و تلاش بر آن بودهاست تا حداکثر توان پردازنده در اختیار برنامه اجرایی قرار گیرد . پردازنده: ۲ هستهای ۲ گیگا هرتز. حافظه اصلی: ۲ گیگا بایت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[جمعه 1400-08-14] [ 12:46:00 ق.ظ ]
|
|
نشست از برتازی اسبی سمند پس ساوه بهرام چون پیل مست ورا دید بر تازیی چون هزبر خدنگی گزین کرد پیکان چن آب چو بوسید پیکان سر انگشت اوی
همی تاخت ترسان ز بیم گزند کمندی به بازو کمانی به دست همی ساخت در دشت بر سان ابر نهاده بر او چار پر عقاب گذر کرد از مهرهی پشت اوی[۴۷]
۱-۱-۲ سرگذشت بهرام چوبین و پیروزی او بر ترکان در منابع بیزانسی، ارمنی، سریانی تئوفیلاکت سیموکاتا درباره بهرام چوبین چنین مینویسد: «از یک مرد بابلی[۴۸] که صاحب منصبی معتبر بود و تجارب زیادی در نوشتن نامه های شاهی داشت شنیدم که بهرام اصالتاً از منطقه ری[۴۹] بود، اما این غاصب که شروع به برانداختن هرمزد[۵۰] ستمگر کرد، به خاندان میرامس تعلق داشت».[۵۱] سپس از هفت خاندان اشکانی نام میبرد که هر کدام نقش مهمی را در پادشاهی ایفا می کنند و این را قانون داریوش پسر ویشتاسب میداند.[۵۲] تئوفیلاکت تاریخچه بهرام چوبین را اینگونه ادامه میدهد: «آنها میگویند بهرام که از خاندان مهران و مردم اشکانی بود، در گذشته در میان نگهبانان شاه ثبتنام کرد، و مدتی کوتاه پس از آن، به عنوان فرماندهی گروهی از سربازان، در نبردی به همراه پسر قباد شرکت کرد. در آن زمان بابلیها] ایرانیان[ دارا را فتح کردند؛ در حالیکه ژوستین کوچک به حکومت روم رسید. بنابراین بهرام به همراه خسرو یکم، شاه ایران، تا خود ارمنستان حمله کرد؛ خودش را در این عملیات مشهور نمود و به زودی حتی به عنوان فرماندهی لشکر ایران منصوب گشت. وقتی که اقبال به مرور او را بالاتر برد حتی صاحب عنوان کراریگبدوم[۵۳]خاندان شاهی گشت (که رومیها در واقع آن را کوروپلاتس {curopalates} می نامند).[۵۴] او راه خود را به سوی حماقتی بزرگ ادامه داد، و به خاطر پیروزیش بر ترکها بیش از اندازه مغرور شد».[۵۵]
 رویدادنامهی خوزستان تنها اشاره می کند که یکی از فرماندهان نظامی که هرمزد چهارم او را به سرزمین ترک ها فرستاده بود و نامش بهرام چوبین بود، از ری[۵۶] بر علیه وی شورید و نیروهای زیادی را برای جنگ با شاه آماده کرد.[۵۷] سبئوس بهرام چوبین را، بهرام چوبین مهروندک، فرمانروای مناطق شرقی میخواند: «بهرام به ارتش تتالها[۵۸] حمله کرد و با قدرت، بلخ و تمامی سرزمین کوشانها را تا قسمت دور رودخانهی وهرت[۵۹] و تا منطقه ی کازیبون فتح کرد. او از نیزه ی اسپندیات[۶۰] شجاع که بربرها می گویند با جنگ به این نقطه رسیده بود؛ گذشت و نیزهی خود را در زمین فرو کرد. سپس این بهرام با شاه بزرگ مزکوتک[۶۱] که در منطقه فراسوی رودخانه بزرگ بود جنگید؛ جمعیت زیادی از ارتش او را شکست داد، و شاهشان را در جنگ کشت».[۶۲] مارکوارت در مورد ریشه نام مزکوتک در روایت سبئوس مردد است، و احتمال میدهد که شاید سبئوس، مانند تئوفانس بیزانسی، با این نام ترکها را درک کرده باشد؛ زیرا احتمالاً پادشاه مزکیتها با خاقان «چو- لو- هیئو» مشابه است که پس از غلبه بر «آ- پو-کان» (در سال ۵۸۷ م) که در غرب مستقر شده بود، در یک لشکرکشی به منظور تسخیر غرب به وسیله تیری کشته شد.[۶۳] به هر حال شاهنامهی فردوسی، رویدادنامهی خوزستان و تئوفانس این دشمن شرقی را از نژاد ترک دانسته اند. تئوفیلاکت در جایی آنها را هون و در جایی ترک مینامد. تئوفانس نیز مانند سایر منابع غیرایرانی از شماره سپاه ذکری به میان نمیآورد. تنها مینویسد که هرمز پس از انتخاب بهرام چوبین به عنوان فرمانده، وی را با سپاهی بزرگ به سوانیا[۶۴] فرستاد و در آنجا او حملهای غیر منتظره انجام داد؛ بنابراین ایرانیان ترکها را کاملاً شکست دادند.[۶۵] کتاب اخبار سعرت نیز آنان را ترک میداند.[۶۶] اما در منابع مذکور تنها شاهنامهی فردوسی و سبئوس اشاره به کشته شدن شاه ترکان در حین جنگ به دست بهرام چوبین می کنند. به طور کلی روایت شاهنامه، در این مورد، نسبت به منابع دیگر دارای جزئیات بسیار زیادی میباشد، که بسیاری از آن ها با سایر منابع ایرانی قابل تطبیق است. ۱-۱-۳ بررسی و نقد فرضیه مهرپرست بودن بهرام چوبین پورشریعتی اصرار بر مهرپرست بودن بهرام چوبین دارد و در این راه ابیاتی از شاهنامهی فردوسی را مورد بحث قرار میدهد، که به طور غیر مستقیم ممکن است شواهدی از مهر را ارائه دهند. به طور مثال، مراد فردوسی از استفادهی صفت مهترپرست را در مورد بهرام چوبین، همان مهرپرست میداند که به علت تنگی قافیه چنین آمده است. نیایش بهرام چوبین به یزدان داور، پیش از جنگ با ساوه، و تقاضای طرفداری از طرف حق را که از ویژگیهای ایزد مهر است نشانهای از مهرپرستی او میداند. بیتی که در آن بهرام چوبین خود را احیاکننده آیین میلاد میداند،[۶۷] را نشانهای از مهرپرستی اشکانیان به حساب می آورد، و این موضوع را که بهرام چوبین در شاهنامه خود را ستایشکننده آتش آذربرزین مهر میخواند شاهدی بر این ادعا معرفی می کند. از بیتی که تنها در دو دستنویس شاهنامه آمده است، به عنوان سندی استفاده مینماید و آن را با مهریشت مقایسه می کند:
که با داد و مهریم و با تیغ و دست
ز دشمن نیاید به ما بر شکست[۶۸]
همچنین بیت زیر را که در آن بهرام چوبین، خسروپرویز را به نگه نداشتن پیمان یزدان متهم می کند، به علت استفاده از واژهی پیمان با ایزد مهر مرتبط میداند:
تو پیمان یزدان نداری نگاه
همی ناسزا جویی این پیشگاه[۶۹]
دخالت سروش در ماجرای جنگ بهرام چوبین و خسروپرویز را نیز به عنوان سندی دیگر ارائه میدهد، و در پایان در اینکه شورش بهرام چوبین با جریانات مهرپرستی همراه و دین بهرام چوبین با خسروپرویز متفاوت بوده است، شک کمی میبیند.[۷۰] یکی از اشکالات وارد بر فرضیه ایشان این است، که اولاً در میان منابع بسیاری که درباره قیام بهرام چوبین وجود دارد؛ تنها به چندین بیت از شاهنامهی فردوسی اشاره می شود. در هیچ منبعی به اینکه قیام بهرام چوبین دارای موضوعات مهرپرستی بوده است اشاره نمیگردد. شاهنامهی فردوسی نیز هیچ اشارهی مستقیمی به مهرپرست بودن بهرام چوبین ندارد. این که به خاطر تنگی قافیه واژهی مهترپرست را همان مهرپرست بدانیم لزوما نمیتواند درست باشد، زیرا ماجرای شورش بهرام چوبین در چند هزار بیت بیان گردیده است، و فردوسی اگر بهرام چوبین را مهرپرست میدانستَ، میتوانست به طور مستقیم در ابیات دیگری آن را بیان کند. اشکال دیگر این است که ابیاتی که ایشان مورد استفاده قرار داده است برخی نشانه های مهرپرستی از جمله حفظ پیمان را دارا هستند، اما سند محکمی وجود ندارد که منظور فردوسی همان ایزد مهر باشد؛ او در ابیات بسیار دیگری نیز به عدل و داد یزدان اشاره می کند؛ بیآنکه لزوماٌ منظورش ایزد مهر باشد. به طور مثال خسروپرویز به بهرام چوبین میگوید:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نامشهود مشهود ارتباطی مبتنی بر: شهرت ها وفاداری روابط شایستگی مبتنی بر: اطلاعات مهات ها قابلیت ها استعدادها شکل۲-۵ : طبقهبندی اولیه توسط هاناس و لووندال پتی و گویتر (۲۰۰۰) طبقه بندی ارائه شده ناظر دارایی های نامشهود سویبی را به شکل جدول زیر اصلاح کردند . این دو نفر شاخص های مناسبی را به این چارچوب اضافه کردند. جدول۲-۲ : طبقه بندی پتی و همکاران
| مالکیت معنوی شامل: حق الامتیاز، کپی رایت، علائم تجاری؛ سرمایه های زیرساختاری شامل: فلسفه مدیریت، فرهنگ شرکت، سیستم اطلاعاتی و سیستم های شبکه سازی و روابط مالی |
سرمایه ساختاری (سازمانی) : ساختار درونی |
| مارکهای تجاری، مشتریان، وفاداری مشتریان، همکاریهای تجاری، توافق مربوط به گواهینامهها، توافق فرانشیزها و… |
سرمایه مشتری (ارتباطی) : ساختار بیرونی |
| دانش فنی، تحصیلات ، دانش مرتبط با کار، شایستگی مرتبط با کار؛ روحیه کارآفرینی، تواناییهای مربوط به نوآوری و اثرگذار بودن قابلیت تغییر یا انعطاف پذیری، شایستگی حرفهای |
سرمایه انسانی : شایستگی کارکنان |
در واقع کار این دو، انطباق چارچوب ناظر دارایی های نامشهود سویبی با چارچوب طبقهبندیهای متداول دیگر شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری، بوده است. طبقه بندی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، به دو سرمایه انسانی و سازمانی (ساختاری) اشاره می کند و سرمایه فکری را بصورت ارزش اقتصادی این دارایی های نامشهود(سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری) توصیف می کند.سرمایه سازمانی؛به اجزایی مانند مالکیت سیستمهای نرم افزاری، شبکه های توزیع و زنجیرههای عرضه، اطلاق می شود و سرمایه انسانی، شامل: منابع انسانی درون سازمان و منابع انسانی خارج از سازمان است که منابع انسانی درون سازمان شامل: کارکنان و منابع انسانی خارج از سازمان شامل: مشتریان وعرضه کنندگان است.(پتی وگویتر ،۲۰۰۰،صص ۱۷۶-۱۵۵)[۱۳۴] طبقه بندی لیم و دالیمور (۲۰۰۴) سرمایه فکری را از طریق ارتباط دادن آن با دو مفهوم دانش فنی مدیریت و دانش فنی بازاریابی، تشریح و طبقه بندی می کنند. شایستگی یک شرکت برای یک رویکرد مدیریت استراتژیک شامل سرمایه انسانی، سرمایه شرکتی[۱۳۵]، سرمایه کارکردی و سرمایه تجاری[۱۳۶] است و روابط یک شرکت برای رویکرد بازاریابی استراتژیک شامل سرمایه مشتری، سرمایه عرضه کننده[۱۳۷]، سرمایه همپیمانی[۱۳۸] و سرمایه سرمایهگذار است.
 نوآوری سرمایه فکری مدیریت دانش بازاریابی استراتژیک مدیریت استراتژیک سرمایه انسانی سرمایه شرکتی سرمایه تجاری سرمایه سرمایهگذار سرمایه هم پیمانی سرمایه مشتری سرمایه کارکردی سرمایه عرضه کننده شکل۲-۶ : طبقه بندی لیم و دالیمور[۱۳۹]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[پنجشنبه 1400-08-13] [ 11:13:00 ب.ظ ]
|
|
شهروند ناظر ۸ شهروند ناظر قدرت نمایندگی ۷ همکاری ۶ مشاوره ۵ نشانه های ورود به مشارکت توافق ۴ اطلاع رسانی ۳ درمان گری غیر مشارکتی ۲ کنترل ۱ منبع : غفاری، ۱۳۸۰، ص۵۸ بر مبنای اندیشه آرنستاین همه ی افرادی که در فرایند مشارکت درگیر می شوند از درجه و میزان مشارکتی یکسانی برخودار نیستند. بلکه براساس پله و موقعیتی که در این فرایند کسب می نمایند، جایگاه مشارکتی آنان تعیین می گردد. در مرحله ی شهروندی است که فرد از حق مشارکت به معنای واقعی آن برخوردار می گردد. بدیهی است که این وضعیت در جایی که فرایند دموکراسی در معنای محتوایی اش تحقق پیدا کرده باشد و نه در معنای ضروری و شکلی آن امکان بروز و ظهور خواهد داشت. اگر فرایند دموکراسی محدود به شکل صوری آن شود، چیزی که در بیش تر کشورهای در حال توسعه وجود دارد، تحقق فرایند توانمندسازی دچار مشکل خواهد بود. آن چنان که در مورد آفریقا مطرح می نماید، در غلبه ی دموکراسی صوری بر دموکراسی محتوایی موجب انسداد معناداری در فرایند دموکراتیک ناتوانمندی خود مشروعیت بخشیده و تحت ستم بودن و بیگانگی آنها دیگر همانند گذشته مشهوری ندارد که برای حل آن اقدام نماید تحقق مشارکت وابستگی مهمی با گرایش های حکومت دارد و وابسته به تقویت قانونی و سیاسی و نیز دسترسی به منابعی چون زمین، سرمایه، اطلاعات و مهارت است (ازکیا و غفاری، ۱۳۸۳،ص ۱۶۳).
 مشارکت روستاییان در تصمیم گیری توسعه روستا سنگ محک رهیابی توسعه ی هماهنگ یا همه جانبه به شمار می رود. از این رو مشارکت به عنوان یک هدف، خصوصاً در سطح محلی جزء جدایی ناپذیر توسعه قلمداد می گردد (افتخاری، ۱۳۸۲، صص ۷۰-۶۸). برنامه های محلی، مسئولیت مشترک سازمان ها و کارگزاران بسیاری است که بر یکدیگر اثر می گذارند و از سوی دیگر هر چه مشارکت مردم عادی و گروه های ذینفع از قبیل نهادهای صنفی یا احزاب سیاسی در تهیه و اجرای برنامه ها افزایش یابد برنامه برای آنها معنادارتر است (رضوانی، ۱۳۸۳،ص۱۳۴). ۲-۱۱. مشارکت و پایداری اقتصاد روستایی مطالعات انجام یافته در خصوص تحلیل رابطه بین مشارکت و توسعه پایدار روستایی بسیار محدود است و بیشتر مطالعات نیز به پروژه های مساله محور اختصاص یافته است. همچنین مشارکت های مردمی را در بسیاری از موارد به گروه های ویژه، مثل تصمیم سازان و به مدیران شرکت ها محدود کرده اند(Cai & etal, 2009: 8911). روش های مشارکتی برای پروژه های توسعه، توسعه جامعه محور، تمرکز زدا و مبتنی بر رهیافت های محلی گسترش یافته است. مشارکت منجر به بکارگیری مکانیسم هایی شده است که پاسخ مطمئن تری به نیازهای مردم می دهد. این مکانیسم ها خط مشی های پیچیده ای از اقتصاد خانوار با ابعاد تولیدی، بهبود رفاه از طریق انباشت سرمایه(زمین، مهارت ها و زیر ساخت ها) یا چهارچوب قیمت گذاری، تحقیق و توسعه کشاورزی، سیاست های بازاری و دسترسی به اعتبارات ارائه داده است(Zezza & etal, 2009: 1298).مشارکت مردم با یکدیگر و دولت برای پایدارسازی اقتصاد روستایی می تواند در زمینه های زیر انجام گیرد. ۲-۱۲. مشارکت و کشاورزی پایدار به طور کلی کشاورزی پایدار فرایندی عقلانی مبتنی بر استفاده بهینه از منابع و گرفتن تصمیمات صحیح و معقول در روند تولیدات کشاورزی است به گونه ای که فعالیت های کشاورزی با فرایندهای اکولوژیکی هم سو گردند. فراهم آوردن چنین شرایطی مستلزم بستری از دانش وآگاهی است که تصمیمات عقلایی را به همراه آورد و استفاده بهینه از منابع را موجب گردد. در این بین مشارکت با ایجاد بستری از آموزش و اطلاعات و دانش، فرایندی از تفکر را بوجود می آورد که به تصمیم گیری عقلایی می انجامد. در زمینه فعالیت های کشاورزی، فضای گفتمان بوجود آمده از مشارکت در بین روستاییان کشاورز، مروجان جهاد کشاورزی، فروشندگان نهاده های کشاورزی و بازار، زمینه را برای ایجاد اطلاعات و دانش و فرایند تفکر فراهم می کند. فرایند تفکر در کارهای جمعی شامل مراحل مفهوم سازی، ساخت اصل، درک، حل مسئله و تصمیم گیری است.در مرحله مفهوم سازی در فعالیت های کشاورزی پایدار، اطلاعات منظم فرد راجع به عقلانیت و رفتار عقلایی شکل می گیرد و او را قادر می سازد که منفعت شخصی و جمعی را تشخیص دهد در واقع مشارکت به گونه ای عمل می کند که در برابر منافع شخص روحیه دیگر خواهی را در افراد ایجاد کند و مسئولیت را با خود به همراه آورد (خسروبیگی، ۱۳۹۱،ص۷ ). برای درگیری و مشارکت همه جانبه محققان و کشاورزان باید اولاً تحقیقات پایه و کاربردی یکسان مورد توجه قرارگیرد و ثانیاً حس برتربینی محققان که باعث می شود کشاورزان فکرکنند محققان مشکلاتشان را نمی فهمند، از بین برده شود و ثالثاً محققان بر روی موضوعاتی کار کنند که اولویتشان در یک محیط دموکراسی تعیین شده است. در نهایت اینکه تحقیق مشارکتی مدت زمان لازم بین آشنایی با نوآوری و پذیرش آن را کوتاه می سازد و هم نرخ وسرعت پذیرش نوآوری رابالا می برد (Anonymous,2012:58). سیستم آبیاری و غیره می تواند کارایی و اثر بخشی زیادی را در اقتصاد روستایی داشته باشد . (خسرو بیگی، ۱۳۹۱،ص۸). ۲-۱۳. مشارکت اطلاعات محور امروزه نقش بسیار مهم آموزش در بالا بردن سطح دانش، تحلیل، اخلاق و مسئولیت پذیری افراد در برابر جامعه و محیط زیست انکارناپذیر است. مطالعات چندی در تانزانیا، شیلی، اکوادور(۲۰۰۱)، مکزیک(۲۰۰۰) و چین(۲۰۰۵) نشان می دهد که ارتباط مثبتی بین آموزش و مشارکت مردم در فرایند خود اشتغالی غیر کشاورزی وجود دارد که دیگر متغیرها چنین تأثیری را ندارند. همچنین این مطالعات نشان می دهد که مشارکت در خلق فعالیت های درآمدزا بسیار مهم و مثبت بوده است .(Winters & et al, 2009: 1450) در فرایند آموزش روستائیان و کشاورزان مسائل متعددی وجود دارد، برخی از آنها عبارتند از :۱- فقدان خط مشی های منسجم برای آموزش روستایی و کشاورزان؛ ۲- فقدان گفتگو درباره مسائل حمایتی بین متولیان ارائه خدمات و ذینفعان؛ ۳- ارتباط ضعیف یا غیر موجود میان نهادهای متولی آموزش (رسمی و غیر رسمی) با مردمان روستایی؛ ۴- فقدان مطالعات مربوط به نیازمندی های بازار کار و نیازهای حرفه ای روستائیان(جهت انطباق مواد آموزش با نیازمندیهای بازار)؛ ۵- فقدان ظرفیت سازمان های متولی آموزش از برنامه ریزی استراتژیک، قبل از ارزیابی، نظارت و کارآفرینی و ۶- سختی برنامه های درسی و عدم انطباق با اولویت های در حال تغییر شرایط زیست روستایی، یا سختی ارائه و انتقال مهارت (Wallace, 2007: 583). مشارکت مردم در فرایند آموزش نظیر مواد آموزشی، زمان و چگونگی آموزش با سازمان های متولی آموزش روستایی می تواند بسیاری از مشکلات پیش روی نظام آموزش را حل نماید. بطورکلی افراد وقتی در جمع قرار می گیرند، خلاقیت بیشتری از خود نشان می دهند. یادگیری در جمع باعث نیروافزایی می شود. بنا به گفته بوهم، فیزیکدان و از پیشگامان نظریه کوانتوم، «فکر پدیده ای مشارکتی است». در نتیجه، افزایش توانایی افراد نیز تا حد زیادی به مشارکت آن ها در تفکر و یادگیری گروهی وابسته است(حسنی،۱۳۸۸،ص۹۶). در این بین مشارکت فضای مساعد برای تبادل آرا فراهم می کند و به درک متقابل طرفین از یکدیگر می افزاید. بنابراین در شناخت از چگونگی فرایند تولید، کشاورزان افراد یا کشاورزان دیگر را به عنوان منبع اطلاعات برای حل مسائل مختلف می دانند. .(Santos and Barrett, 2010: 1794) ۲-۱۴. فرایند مشارکت نظام برنامه ریزی باید به گونه ای طراحی شود که حجم گسترده ای از مشارکت را در کلیه سطوح در بر داشته باشد (رضوانی، ۱۳۸۳،ص ۲۱۴). ( patricia and perkins,2010:2) مشارکت را فرآیندی می داند که از طریق آن افراد گروه ها و سازمان ها نقش فعالی را دراتخاذ و اجرای تصمیمات ایفا می کنند. که به طور مستقیم بر روی آنها تأثیرگذار است.که به طور معمول مشارکت را در سه سطح، تصمیم گیری، طرح ریزی، وبررسی نتایج وپیامدهای حاصل از اجرای یک برنامه یا طرح خاص مورد توجه قرار می گیرد( stefano,2011:133). اگر جریان توسعه میخواهد موفق باشد، بایستی در تمام این مراحل مشارکت مردم را در بر داشته باشد. چرا که مشارکت مردم ضامن اصلی موفق بودن طرح توسعه یا یک پروژه است. مشارکت مردم در امور تصمیم گیری و حل مسئله، فرایندی اکتسابی و دارای قابلیت بهسازی است. مشارکت در معنای توسعه ای مراحل مختلفی را شامل می شود، این سطوح که توسط برنامه ریزان و صاحب نظران مطرح شده است، عبارتند از : الف ـ سطح تصمیم گیری ب ـ سطح اجرا ج ـ سطح نظارت د ـ سطح مشارکت در سهیم شدن منافع. این سطوح که توسط موسسه آسیا و اقیانوسیه دسته بندی شده است، مشارکت را مشارکتی می داند که فرد مشارکت کننده در تمام سطوح فوق داوطلبانه شرکت داشته باشد. براساس تجربه ی معمول در کشورهای جهان سوم، روستاییان در سطوح تصمیم گیری و نظارت کمتر مشارکت دارند و صرفاً از آنها خواسته می شود در اجرای رهنمودها و تصمیم گیرانی چون مروجین، مبلغین و برنامه ریزان غیر روستایی عمل کنند (رکن الدین افتخاری، ۱۳۸۶،ص ۹۲). ۲-۱۵. پیش شرط های ضروری برای مشارکت مردم از آن جایی که تفسیرها و تعابیر مختلفی از مفهوم مشارکت در توسعه از طرف دست اندرکاران امر توسعه ارائه شده است و هر یک به نوعی مراد و انگیزه ی موضوعی مشارکت را در نظریه و عمل بیان داشته اند ولی در واقع باید هدف اصلی و مفهوم اصلی مشارکت فردی را مشارکت از روی رغبت و اختیار فردی دانست. برای رسیدن به توسعه ی یکپارچه در سطح مناطق روستایی و کاهش شکاف میان مناطق شهری و روستایی خواهان مشارکت های آزاد و اختیاری در میان روستاییان هستیم. برای تحقق مشارکت که از اهداف توسعه به شمار می رود به لوازم و پیش شرط هایی در صحنه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیازمندیم (خرمی، ۱۳۷۴، ص۵۰). پدیده ی مشارکت یک مقوله ذهنی (Subjective) است که باید بسترهای لازم را برای تحقق مشارکت در افکار، عقاید، ایستارها، رفتار و بالاخره فرهنگ مردم جستجو کرد و برای جا انداختن فرهنگ مشارکت باید قالب های ذهنی پیش ساخته ی افراد دگرگون شود و این امر فرهنگی در کوتاه مدت میسر نیست، به ویژه این که نگرش مردم در ارتباط با مشارکت جهت گیری شبه سیا سی یا سیا سی به خود گیرد (مهدی طالب، ۱۳۸۸، ص۱۷۳). عوامل گوناگونی در دست یابی به بیش ترین و مطلوب ترین حد مشارکت در توسعه روستایی موثر هستند. درزیر به برخی از کلیدی ترین عواملی که مشارکت موثر روستاییان را در پی خواهد داشت می پردازیم : ۲-۱۵-۱. وجود یک نظام مردمی مردم به راحتی در تمام سطوح تصمیم گیری برای طرح ها و پروژه های ویژه ی روستایی مشارکت نمایند و مطمئن باشند که نظرات و دیدگاه های آن ها برای رفع مشکلاتشان مهم می باشد و دست اندرکاران بالادستی نیز از این رویه استقبال نمایند، یکی از مهم ترین پیش شرط های مشارکت مردم است (علوی تبار، ۱۳۷۹، ص۱۶). ۲-۱۵-۲. ایجاد روحیه ی دموکراسی و تصمیم گیری جمعی یکی از اصول ضروری و لازم برای هر جامعه می باشد. البته کشورهای جهان سوم نیز برای حاکم کردن این رویحه در جامعه بایستی موا نع زیادی را از سر راه بردارند. این موانع عبارتند از : الگوی استعماری حاکم بر این جوامع، ساختارهای سنتی قدرت در جامعه و هم چنین عوامل و سازمانهای بین المللی که هر کدام از این عوامل در جلوگیری از پیدایش واقعی فرهنگی مردم و مشارکتی در کشورهای جهان سوم موثر هستند. ۲-۱۵-۳. تمرکززدایی در تصمیم گیری های توسعه ای بایستی به ایجاد نمایندگی هایی در سطح محلی دست یابید و سطوح برنامه ریزی را به سطح روستا کشانید. در راستای دستیابی به این امر لازم است منابع مالی کافی و همین طور افراد شایسته و متخصص در اجرای برنامه های توسعه را در اختیار نمایندگی های گفته شده قرار داد. اگر قدرت عمل نمایندگی های محلی در اجرای موفق برنامه ها کم باشد، آنها در جذب و ایجاد انگیزه در روستاییان برای مشارکت در طرح های توسعه روستا توفیق چندانی نخواهد یافت. ۲-۱۵-۴. واگذاری اختیار و قدرت تصمیم گیری به مردم مشارکت مردم در اداره امور محلی خود با داشتن اختیار تصمیم گیری حاصل می گردد و اختیار تصمیم گیری مستلزم فراهم آوردن امکانات گوناگون برای اجرای تصمیمات و سیاست ها و خط مشی های اتخاذ شده در محل است. به بیانی دیگر، اختیار تصمیم گیری در امور محلی نمی تواند مجزا از اختیار تصمیمات مالی برای فراهم آوردن امکان اجرای سیاست ها و تصمیمات باشد (رضوانی، ۱۳۸۳، ص۲۱۵). ۲-۱۵-۵. وجود رهبران قدرتمند محلی یکی از عوامل دیگر مؤثر در جذب محرومین روستایی در طرح های توسعه روستایی وجود رهبری قدرتمند و صاحب نفوذ در مناطق روستایی است. رهبری به معنای پیمودن راه های نوین، فرا رفتن از شناخت ها و آفرینش آینده است. همچنین به معنای کمک به مردم برای سازمان گرفتن در سرزمینی نوین است که برای آنها امید به آینده می دهد. رهبران محلی به عنوان یک کانال ارتباطی بین مردم و سطوح بالاتر تصمیم گیری می باشد. نقش آنها در وارد کردن مردم به طور فعال در برنامه ریزی و مدیریت پروژههای توسعه اگر بیش تر از مقامات محلی نباشد، در سطح آنهاست. در جایی که ساخت قدرت محلی نسبتاً از تساوی بیشتری برخوردار باشد، رهبران محلی می توانند به دنبال افزایش مشارکت بیشتر مردم باشند. اجتماع محلی متفرق و فاقد تشکیلات رهبری، مثلاً یک شورا به عنوان شورای عمران و توسعه ی محلی قطعاً قادر نخواهد بود در امر مشارکت مؤثر افتد، یا از توان خود به درستی بهره گیرد. محله ای که سازمان یافته تر است جهت مشارکت در امور عمرانی و توسعه ای آماده تر است. ساخت رهبری آن اندازه ارزشمند است که باید به منزله ی واحدهای اجرایی اداری رسمیت یافته و مورد تایید قرار گیرد (شاکری، ۱۳۸۰، صص۶۱-۶۰). ۲-۱۵-۶. وجود سنت های فرهنگی و اجتماعی از عوامل مؤثر دیگر در جذب مشارکت و همیاری روستاییان در زمینه های مختلف توسعه و عمران روستایی وجود فرهنگ سنتی مشارکت و روح جمعی حاکم بر جامعه ی مشارکت کننده است. چنین روحیهای زمانی به منصه ی ظهور خواهد رسید که دارای رشد تاریخی و قدمت طولانی در عرصه ی زندگی انسانها باشد و روستاییان در زمان های طولانی مزه ی شیرین روحیه ی همکاری و مشارکت را در کارها چشیده و آنها را نهادینه کرده باشند. تنها در سایه ی چنین روحیه ای است که جلب مشارکت و همکاری موثر آنها نتیجه منطقی و مطلوب خواهد داشت. برای رسیدن به نتایج و اهداف مقرر شده در طرحها، مدیران طرحها می بایست اهداف نهادهای بومی و محلی مردم را تقویت کنند و به جای چند مؤسسه ی تحت سرپرستی دولت این نهادهای سنتی را به شکل امروزی سازماندهی و مدیریت کنند. با انجام این کار، شکستهای سازمانهای دولتی در جلب مشارکت و واکنش عمومی که تا حدی مربوط به اختلافات سنتی و فرهنگی روستاییان با مسئولان امور وبی میلی ایشان نسبت به مخالفت یا موافقت با این راهکارها بود، تکرار نمی شود. اگر این سازمان های مشارکتی از بطن جامعه روستایی برخاسته باشد، سنتها و فرهنگ روستایی نه تنها بازدارنده نیستند بلکه تقویت کننده ی مشارکت مردمی نیز هست. به همین دلیل در بعضی موارد سازمان های مدرن و تکنولوژی های تزریقی نتوانسته اند تحریکی در جامعه برای مشارکت ایجاد کنند. در حالی که برعکس، موسسات بومی توانسته اند مردم را به تحرک وا دارند که در طرحها مشارکت کنند. ۲-۱۵-۷. پذیرش تنوع افکار در بین روستاییان یکی دیگر از عوامل مؤثر در جلب محرومین روستایی در طرحهای مشارکتی، پذیرش این اصل است که همه ی مردم مانند هم فکر نمی کنند. یعنی این که افراد در دیدگاه ها و رویکردهای همدیگر سهیم و شریک نیستند. این به خاطر تنوع افکار در جامعه است که منجر به پویایی و نوآوری که همان «بقا» است، می شود. با پذیرش این اصل می بایست به تمامی مردمی که طرحهای توسعه ی روستایی برای آنها اجرا می شود، فرصت حضور در طرحها و بیان نظرات شان را بدهند. با این کار هم انگیزه ی آنها برای حضور مؤثرتر و مفیدتر در طرحها افزایش می یابد و هم اعتماد به نفس آنها در بیان نظرات شان افزایش می یابد. ۲-۱۵-۸. پذیرش سیستم های نظارتی از طرف مردم روستایی یکی دیگر از عوامل زمینه ساز مشارکت مؤثر مردمی در طرح های توسعه روستایی، وجود ساز و کار نظارتی و بازخوردی مناسب مردمی است. حرکت سازمانی صرف نظر از نوع کار و اداره ی امور نیاز به نظارت دارد. نظارت به معنی بازدید و بررسی همراه با ایجاد توازن است تا کارها در مسیر خود ادامه یابد و از خطاهایی که منجر به صرف هزینه و وقت زیادی می گردد، جلوگیری کرد. پذیرش نظارت مردمی در طرحها به این مفهوم است که مردم عملکرد طرح و مجریان آن را در دست یابی به اهداف تعیین شده سنجیده و اگر خطایی در طول مسیر اجرای طرح واقع شده است برطرف کنند. به این دلیل که مردم روستایی از محیط و امکانات روستایی خود مطلع هستند، این فرایند نظارت و ارزشیابی می تواند مؤثر واقع شود. علاوه بر این باعث تقویت انگیزه ی مردم روستایی در همکاری و مشارکت در طرحها می شود. ۲-۱۵-۹. قرار دادن اطلاعات و آگاهی های لازم در دسترس روستاییان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این فصل ابتدا روش تحقیق و چگونگی انجام آن معرفی شد. سپس به معرفی جامعه آماری ، چگونگی گردآوردی اطلاعات و نحوه تجزیه و تحلیل آنها پرداخته شد . در ادامه انواع داده های آماری وآزمونهای مختلف جهت آزمون مانایی متغیر ها معرفی گردید. با توجه به توضیحات نتیجه این شد که آزمون دیکی فولر تعمیم یافته و فلیپس پرون بهترین آزمون برای آزمون پایایی متغیرها می باشند و بوسیله استفاده از این آزمون ها به سادگی می توان متغیر ها را از نظر مانایی و نامانایی بررسی نمود. در ادامه فصل انواع روشها برای تشخیص هم انباشتگی بین متغیرها توضیح داده شد و با توجه به این توضیحات مشخص شد که برای آزمون همجمعی بین متغیر ها ابتدا لازم است برآورد مدل توسط روش حداقل مربعات معمولی انجام شده و سپس باقیمانده ها و جملات پسماند توسط آزمون هم جمعی جوهانسن- جوسیلیوس آزمون شوند تا درجه هم انباشتگی متغیرها مشخص شود . باتوجه به اینکه قلمرو زمانی این مطالعه یک بازه بلند مدت ۳۱ ساله می باشد، لذا پس از آزمون های هم انباشتگی از روش تابع پاسخ تحریک برای بررسی شوک سپرده ها در مدل استفاده می نماییم.
 فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها ۴-۱- مقدمه در این تحقیق به بررسی رفتارسپرده هادرصنعت بانکداری ایران با بهره گرفتن از آزمون همگرایی در بانک سپه در ایران در یک دوره ۳۱ ساله مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین در این تحقیق به دنبال این هستیم که نحوه و میزان اثرگذاری عوامل ذکر شد ه را بر نسبت کل سپرد ه های سرمایه گذاری مدت دار در ایران، مورد ارزیابی قرار دهیم ابتدا آمار توصیفی از متغیرها ارائه میشود، سپس نمودار پراکندگی متغیرها در قالب نمودار های مناسب نشان داده میشود. در ادامه برای برآورد مدل ابتدا آزمون ایستایی متغیرها انجام شد و سپس بعد از رفع خود همبستگی و ناهمسانی واریانس به بحث و تحلیل یافته ها و برآورد مدل پرداخته می شود . سپس نتایج حاصل از برآوردهای رگرسیونی و آزمون های مربوط به آنها ازجمله آزمونهای ریشه واحد و هم انباشتگی جوهانسون- جوسیلیوس ارائه می شود. در انتها نیز نتایج آزمون های فرضیات تحقیق، مبنی بر رد و یا قبول آنها گزارش می شوند. آمارهای سری زمانی از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران جمع آوری گردیده اند. به منظور برآورد مدل نیز از نرم افزار Eviews7 استفاده شده است. ۴-۲- تحلیل توصیفی متغیر های تحقیق در ابتدا آمار توصیفی از متغیر های مدل ارائه میشود جدول شماره ۴-۱ خلاصهای از آمار توصیفی مربوط به متغیرها را نشان میدهد. جدول شماره ۴-۱: نتایج آمار توصیفی (منبع: محاسبات تحقیق)
متغیر ها آمار |
حجم سپرده |
نرخ واقعی سود سپرده های مدت دار |
نرخ سود بازارغیرمتشکل پولی |
شاخص قیمت مصرف کننده (تورم) |
رشد تولید ناخالص داخلی |
نرخ رشد قیمت ارز در بازارهای غیر رسمی |
نرخ رشد قیمت مسکن |
| (Deposit) |
(Lrintrate) |
(Linrate) |
(Lcpi) |
(Lgdp) |
(Lxch) |
(Lstip) |
| میانگین |
۳.۰۱۰۳۴۳- |
۲.۵۰۱۴۳۶ |
۳.۴۱۷۷۲۷ |
۲.۹۱۲۳۵۱ |
۱۳.۹۱۷۳۸ |
۲.۱۹۴۷۵۲ |
۸.۹۷۷۷۷۸ |
| انحراف معیار |
۰.۵۵۱۷۵۴ |
۰.۲۷۹۸۶۶ |
۰.۳۱۰۱۷۰ |
۰.۴۶۷۳۱۰ |
۰.۴۰۹۰۳۳ |
۰.۱۴۲۶۱۳. |
۱.۱۶۲۱۷۶ |
| ماکزیمم |
۲.۰۴۴۹۳۱- |
۲.۸۳۳۲۱۳ |
۴.۱۱۷۴۱۰ |
۳.۸۹۹۹۵۰ |
۱۴.۶۶۹۵۱ |
۲.۳۴۱۶۳۱ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ز)رفتار مصرف کننده برای افراد مختلف فرق میکند؛ به علت وجود تفاوتهای فردی و همچنین تأثیر نیروهای خارجی متفاوت بر افراد مختلف، مصرف کنندگان دارای رفتارهای متنوعی هستند و این تفاوتها باعث مشکل شدن پیش بینی رفتار مصرف کننده، نحوه پاسخگویی به آمیخته بازاریابی و… شده است.
 ۲-۷-۳٫تصمیم گیری درباره خرید تصمیم مشتری برای خرید بر این اساس استوار است که باید بهترین برند خریداری شود. ولی عملاً بین قصد و تصمیم دو عامل دیگر قرار می گیرند. اولین عامل عقیده دیگران است. عوامل تأثیرگذار دیگر عوامل پیش بینی نشده موقعیتی است. قصد خرید بر اساس عواملی نظیر درآمد مورد انتظار خانواده، قیمت مورد انتظار و فواید مورد انتظار از کالا شکل می گیرد(کاتلر، ۱۳۸۹، صص ۲۱۷-۲۱۴). ۲-۷-۳-۱٫آمیزه بازاریابی، فنون و شیوه های بازاریابی با انجام تحققیق، بخش بندی و گزینش هدف در بازار و تنظیم پیشنهادهای سازنده، نوبت به فعالیتهای پشتیبانی از آنها می رسد که به کارگیری فنون آمیزه بازاریابی است. ابزار کار چهار عامل مهم است(کاتلر، ۱۳۸۹، ص.۸۰). عناصر آمیخته بازاریابی مجموعه ای است که تحت کنترل سازمان است و سازمان می تواند با آمیختن این عناصر به گونه ای مطلوب، به اهداف خود دست یابد، به طوری که این اجزا به عنوان اجزای یک سیستم در جهت نیل به اهداف سازمان عمل کنند. منظور از آمیزه بازاریابی یا ترکیب بازار، این است که باید مشخص کرد چگونه باید این عوامل را در هم آمیخت. معمولاً این عوامل را به چهارگونه اصلی طبقه بندی می کنند که عبارتند از محصول، توزیع، قیمت و ترویج)چاک، ۱۳۸۸، ص ۸۹). استراتژی بازاریابی یعنی تنظیم و اجرای آمیزه بازاریابی، ابزار کار و تاکتیک ها در بازاریابی، آمیزه بازاریابی است(فرهنگ، ۱۳۸۶، ص. ۷). آمیزه بازاریابی، آمیخته بازاریابی، ترکیب بازاریابی، ابزارهای بازاریابی و تاکتیک های بازاریابی، همگی واژه هایی هستند که برای ترجمه واژه انگلیسی به کار رفته اند. منظور از آمیزه، آمیخته یا ترکیبی است که بین این اجزاء می بایست یک نگرش سیستمی و هماهنگ برقرار باشد تا بتوانند در تأثیرگذاری و متقاعدسازی مشتریان مؤثر باشند. به عبارتی، محصول مناسب با قیمت مناسب از نظر مشتریان با توزیع مناسب و به کارگیری شیوه های ارتباطی مناسب همگی با هم عمل می کنند و اگر هر یک ناهماهنگ باشد نتیجه آن کاهش اثر بخشی و کارایی شرکت بوده و از دستیابی به اهداف باز میدارند. منظور از تاکتیک یا ابزار آن است که ابزار شرکتها برای تنازع در بازار و توفیق بیشتر نسبت به رقبا همین عوامل هستند(درگی، ۱۳۸۹، ص. ۱۵). جروم مک کارتی در اوایل دهه۱۹۶۰ آمیزه بازاریابی را با چهار متغیر شناخته شده به عنوان چهارP طبقهبندی کرد که عبارت بودند از محصول، قیمت، توزیع (مکان) و ترویج[۲۲] که هر یک از این ابزارهای بازاریابی دارای زیر مجموعه هایی هستند. الف)محصول: یعنی ترکیبی از کالاها و خدمات که شرکت به بازار مورد نظر ارائه میکند این زیر مجموعه ها عبارتند از: گوناگونی محصول، کیفیت طراحی، ویژگیها، نام و نشان تجاری، بستهبندی، اندازه، خدمات، تضمین ها، پشتیبانی ، برگشت و … ب)قیمت : یعنی مقدار پولی که مشتری باید برای یک محصول بپردازد، زیر مجموعههای آن عبارتند از: فهرست قیمتها، تخفیف، مساعدتهای ویژه، دوره پرداخت، شرایط اعتباری و… ج)توزیع : مجموعه فعالیتهای شرکت تا محصول را در دسترس مصرفکنندگان مورد نظر قراردهد، زیرمجموعه های آن عبارتند از کانالهای توزیع(عمده فروش، بنکدار، خردهفروشی، نمایندگی، شعبه ها)، میزان پوشش، ترکیب و جور بودن محصول، میزان موجودی، ترابری، تدارکات و غیره. د)ترویج : یعنی فعالیتهایی که شرکت انجام می دهد تا بتواند در مورد ارزش و مطلوبیت محصول اطلاعات خوبی به خریداران بدهد، به طوری که آنان از بین محصولات موجود در صنعت، محصول ارائه شده این شرکت را بخرند، زیر مجموعه های آن عبارتند از تبلیغات، روابط عمومی، پیشبرد فروش، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم. ۲-۷-۳-۲٫آمیزه بازاریابی از دیدگاه مشتری انتقاد مهمی که به آمیزه بازاریابی گرفته می شود این است که ۴P’s تنها از دیدگاه فروشندگان فرآورده ها (بنگاه های اقتصادی) است و شاید دیدگاه خریداران در مورد آنچه به آنها عرضه و پیشنهاد میشود، متفاوت از دیدگاه عرضه کنندگان باشد. بنابراین، بهتر است که عنوانها را با رویکرد به خواست و نظر مشتریان تنظیم کنیم و به آن ۴C’s[23] گفته می شود که عبارتند از: الف) ارزشهای مشتری پسند ب) هزینه مشتری ج) آسودگی در خرید د) ارتباطات وقتی بازاریابان خود را در موقعیت فروش یک محصول می بیند، مشتری خود را در جایگاه خرید یک ارزش یا راه حل برای مسئله اش می گذارد. همچنین خریدار تنها به بهای پرداختی نمی اندیشد، بلکه علاقمند به محاسبه هزینه کلی به دست آوردن محصول و به کارگیری آن است. خریداران مایلند تا محصول هرچه آسانتر و راحت تر در دسترس شان قرار گیرد. در نهایت، مشتریان خواهان ترویج و تبلیغ محصولات نیستند، آنها خواستار ایجاد ارتباطی دو سویه می باشند که موجب شناخت درست و خوبی از محصول(کالا/ خدمت) گردد(کاتلر، ۱۳۸۹، صص.۱۷۹-۱۷۸). قیمت از دیدگاه مشتری عبارتست از مجموعه فایدههایی که از یک محصول (کالا یا خدمات) نصیب او میشود، منهای کلیه هزینههایی که از این بابت متوجه او میگردد. مفهوم فایده و هزینه در این تعریف بسیار گسترده است و شامل کلیه مطلوبیتهایی که مشتری در دستیابی محصول به دنبال آن میباشد(فایده) و کلیه نامطلوبهایی که برای دستیابی به محصول باید بپذیرد (هزینه) میگردد. کیفیت محصول، کارکرد مناسب، زیبایی و هویت برخی از مصادیق مطلوبیت و هزینههای مالی، اجتماعی، روحی و زمانی برخی از مصادیق هزینه در این تعریف هستند. سازمانها برای خلق ارزش (بیشتر از رقیب) برای مشتری یا باید فایدههای محصول خود را (با حفظ هزینهها) افزایش دهند و یا به ازای فایده مشابه هزینه کمتری را متوجه مشتری کنند. مدیریت بازار باید ابتدا به دیدگاه های مشتریان (۴C’s) بیندیشد و سپس دیدگاه خود(۴P’s)را تنظیم کند(کاتلر، ۱۳۸۹، ص. ۱۷۹). ۲-۷-۴٫درگیری در خرید هر چه مشتریان فعلی و احتمالی با مارک و طبقه محصول درگیر بوده و محصول با زندگی مرتبط تر باشد،به احتمال قویتر مشتری احتمالی زمانی را جهت جستجوی مارک “صحیح” صرف خواهد کرد. واضح است درگیری در سر و قلب مشتریان است. طبقه محصولاتی وجود دارند که اکثر مشتریان با یک سطح عمومی نه چندان زیاد درگیر می شوند. برای مثال اکثر مشتریان در مورد انتخاب پزشک یا دندانپزشک به شدت درگیرند. درحالیکه اکثر مردم درگیر انتخاب از بین چند مارک سبزیجات فریز شده یا مارکهای بنزین نیستند. محصولات با درگیری شدید عبارتند از محصولاتی که مشتریان برای آنها تفاوتهایی را در بین مارکها ادراک کرده و دارای هزینه و ریسک بالا یا متوسط هستند. مانند کامپیوتر، خودرو، خدمات کارگزاری، مستغلات و موارد دیگر عبارتند از جواهرات و… محصولات با درگیری شدید عبارت است از محصولاتی که مشتریان مراقبت خاصی در مورد آنها دارند. دیگر انواع محصولات، نظیر آب نبات، پودر رختشویی و کاغذ توالت محصولاتی با درگیری ضعیف تلقی می شوند یا محصولاتی که بدون تحریک خاص یا بدون ملاحظه زیاد خریداری می شوند. این خریدها دارای ریسک پایین و هزینه کمتری هستند. مشتریان اکثر تصمیمات درگیری شدید را بر اطلاعات زیاد استوار می سازند. با این حال محصولات با درگیری شدید نظیر جواهرات زیبا، خودروهای گران قیمت و کالاهای هنری در وهله اول جذب کننده احساسات هستند. پیام های این محصولات جذب کننده آرزوها، خواسته ها و احساسات می باشد(کاتلر، ۱۳۸۶). تحقیقات مختلف در زمینه سبکهای تصمیم گیری مصرف کنندگان نشان دهنده آن است که مصرف کنندگان از سبکهای مختلفی هنگام مواجه شدن با تصمیمات در بازار پیروی می کنند. این سبکها رویکرد ذهنی مصرف کنندگان در فرایند تصمیم گیری برای خرید است. دی آکن و فایر (۲۰۰۰) مدلی را جهت بررسی متناسب ترین شیوه دستیابی به همه صورتهای تصمیم و تصمیم گیری ارائه کردند و صاحبنظران دیگری نظیر میلر و اسپرولز و کندال (۲۰۰۴) این مدل را توسعه دادند. در مجموع جهت ایجاد الگوی نحوه تصمیم گیری مصرف کننده، بر سه رویکرد متفاوت متمرکز شدند. اولین رویکرد ویژگیهای خاص مصرف کننده است که بر روی تصمیم گیری مصرف کننده بر اساس جهتگیری شناختی و هیجانی متمرکز است(اسپرولز، وست بروک و بلک، ۲۰۰۵). دومین رویکرد بر ترسیم نیمرخ روانی و سبک زندگی مصرف کنندگان متمرکز است که ویژگیهای شخصیتی، موضع گیری، عقاید، ارزشها، انتخابها، سلایق و عقاید متفاوت مصرف کننده را به نمایش می گذارد و آخرین رویکرد بر تیپ شناسی مصرف کننده متمرکز است که انواع مصرف کنندگان را با توجه به تیپ یا گونه های اقتصادی، شخصیتی، اخلاقی و بی تفاوت توصیف میکند. این رویکرد اجراء قدرتمندی در تصمیمگیری کالاها به حساب می آیند. ۲-۸٫نیات رفتاری به کارگیری دانش رفتار مصرف کننده در جهت توسعه استراتژی بازاریابی، نوعی هنر است. این موضوع بدین معنا نیست که بکارگیری اصول و فرایند های علمی در این مورد بی تأثیر است، بلکه به این مفهوم است که به کار گیری موفق این اصول بر اساس هر موقعیت خاص نیازمند قضاوت و نگرش های انسانی است و این قضاوت ها و نگرش ها به سادگی در قالب قوانین و ضوابط خاص، قابل تعریف نیستند. بدین جهت تحلیل تاثیرات رفتار مصرف کننده بر استراتژی های بازاریابی، گامی فراتر از علم است و نوعی هنر بشمار می آید. سازمانها باید استراتژیهای بازاریابی خود را بر اساس درک صحیح رفتار مصرف کننده تنظیم کنند. به عبارتی بر اساس ارزش مد نظر مشتری از محصول، شرکتها محصول خود را طراحی و تولید کنند، با توجه به شناخت از قدرت خرید مشتری و ارزشی که مشتریان برای محصول در مقایسه با محصولات رقبا قائل هستند محصول را تولید و قیمت گذاری کنند. در قیمت گذاری محصولات دیگر روش سنتی محاسبه قیمت تمام شده به اضافه سود مد نظر کاربرد ندارد، این روش متناسب بازارهای انحصاری بود، در بازارهای رقابتی علاوه بر محاسبه قیمت تولید و توزیع، لازم است به قیمت محصولات رقبا و همچنین ارزش مد نظر مشتری توجه داشت. نیات رفتاری عبارتست از ادراک مشتریان نسبت به عملکرد تولید کنندگان از لحاظ خدمت رسانی وارائه محصولات اشاره دارد به اینکه آیا مشتریان حاضر به خرید بیشتر از یک سازمان خاص هستند و یا اینکه خرید خود را کاهش می دهند(لین، ۲۰۰۶). نیات رفتاری یا نیات در رفتار نتیجه فرایند رضایت مشتریان است(اندرسون،۲۰۰۶). نیات رفتاری را می توان به دو گروه تقسیم کرد: رفتارهای اقتصادی و رفتارهای اجتماعی، آن دسته از رفتار مشتریان که بر عوامل مالی شرکت تأثیر گذار است از قبیل تکرار خرید جزء نیات رفتاری اقتصادی محسوب می شوند. همبستگی معناداری بین رضایت مشتری و خرید مجدد گزارش شد(لین، ۲۰۰۶). رضایت مشتری یک عامل کلیدی در شکل گیری تمایل خرید آتی مشتریان به شمار می رود(حقیقی ،۱۳۸۷). آن دسته از رفتار مشتریان که بر رفتار مشتریان فعلی شرکت تأثیرگذار است از قبیل شکایت، نیات رفتاری اجتماعی نامیده می شود(میتال. وی، ۲۰۰۰). از آنجا که نیات رفتاری پیش بینی کننده رفتار واقعی هستند اندازه گیری نیات رفتاری برای محققان بازار اهمیت دارد. در این تحقیق برای سنجش نیات رفتاری، از سه بعد نیات رفتاری، برگرفته از مطالعات اسکوگلند و سیگوا و زیتهامل و همکاران استفاده شده است. این سه بعد عبارتند از: الف- معرفی ب- تکرار خرید ج- عدم حساسیت قیمتی بعد معرفی عبارتست از تصمیم مشتری هتل برای توصیه محصول به خانواده و دوستان و یا منفی پراکنی در مورد محصول. بعد تکرار خرید عبارتست از میل و رغبت مشتریان برای استفاده مجدد از محصول در آینده و روی نیاوردن آنها به دیگرمحصولات. بعد عدم حساسیت قیمتی عبارتست از تمایل مشتری به استفاده و خرید خدمات از یک شرکت علیرغم پرداخت قیمت بیشتر در مقایسه با رقبای آن برای خدمات مشابه. بازاریابان بسیاری تبلیغات دهان به دهان را به عنوان یکی از قدیمی ترین شکل های ارتباطات بازاریابی مورد توجه قرار داده اند، چرا که ادعا شده است که اینگونه تبلیغات اثر بالقوه بیشتری در مقایسه با دیگر کانالهای ارتباطی بر جای می گذارد.با توجه به تاثیر باالقوه تبلیغات دهان به دهان، سازمانها می توانند با در نظر گرفتن این عوامل و بوسیله فراهم کردن امکانات و خدمات عالی و با تمرین کردن بازاریابی رابطه بر بازاریابی دهان به دهان تأثیرگذارند. با در نظر گرفتن چنین رویکردی مدیران می توانند کنترل بیشتری روی توصیه ها و پیشنهادات شفاهی داشته و بتوانند سازمانی مشتری مدار ساخته و موانع راکاهش دهند. ۲-۸-۱٫موقعیتهای سه گانه نیات رفتاری خرید بعضی از افراد از دیدگاه شناختی، عقلائی به خرید محصولی نظیر خودرو می رسند و به دنبال اطلاعاتی هستند که محصول و ویژگیهای آن را بهتر بفهمند و چگونه آن را با محصولات رقبا مقایسه کنند. بعضی دیگر افراد یک خودرو را به دلیل سبک آن و یا همراهی آن با یک سبک معین زندگی، یا سطح پرستیژ آن می خرند که این روش تجربی و احساسی است. این روش تصمیم گیری مانع الجمع نیستند. به هر حال در اغلب موقعیتهای خرید، عموماً یکی از روشها غالبتر از دیگری می باشد.
| تصمیم گیری تجربی- احساسی تصمیم گیری شناختی-عقلائی |
شکل ۲-۱) مدل تصمیم گیری سر و دل اگرچه بازاریابان سالهاست دریافته اند که تصمیمات خرید تحت تأثیر سر ودل است، ولی چنین فرض می کنند که سر نقش بیشتری ایفا می کند. این امر منجر به یک سری مدلهایی شده است که جهت تشریح تصمیم گیری عقلائی طراحی شده اند. با این حال در سالهای اخیر، بازاریابان توجه بیشتری به نقشی که احساسات در تصمیم بازی می کنند، کرده اند. مدل شناختی متداولترین و محبوب ترین مدل است، البته پذیرش مدل تجربی در حال رشد است، مدل عادت/تکرار که اگر چه ساده است، عملاً اکثر خریدهای انجام شده را توضیح می دهد(دانکن و همکاران، ۱۹۹۹). ۲-۸-۱-۱٫مدل تصمیم گیری شناختی مدل شناختی تصمیم گیری رفتار خرید مبتنی بر نوع پردازش اطلاعات است. این مدل اظهار می دارد زمانیکه مشتریان مسئله یا فرصتی را تشخیص دادند آنها:۱) در مورد آن فکر می کنند. ۲) بدنبال اطلاعات می روند. ویژگیهای محصول را که به حل مسئله یا استفاده از موقعیت کمک می کند مورد مقایسه قرار می دهند. ۳) به طور عقلائی گزینه ها را ارزیابی می کنند. ۴) تصمیمی اتخاذ می کنند که تا حد امکان عینی باشد. احساس می تواند درون این مدل جایی داشته باشد ولی سهم آن اندک است. بعضاً به مشتریان گفته می شود که از این مدل در جایی استفاده کنند که عنصر ریسک وجود داشته باشد و از نتیجه اقدامات آن اطلاع داشته باشند. بنابراین زمان بیشتری نسبت به سایر روشها جهت مطلع شدن و تفکر دقیق در مورد گزینه ها قبل از اتخاذ هر گونه اقدامی صرف می شود. به همین دلیل چنین خریدهایی، گاهی خریدهای با ملاحظه نامیده می شوند. بر اساس این مدل مشتریان فعلی و احتمالی بدلایل زیر از مدل عقلائی استفاده می کنند:( هاوکینز و همکاران، ۲۰۰۶) ۱-محصول گران قیمت باشد(خودرو، بیمه نامه، کامپیوتر و لوازم خانگی) ۲-طبقه کالا نا آشنا باشد (دارو، مشاوره حقوقی یا خدمات مالی) ۳-محصولی را چند سال یکبار خریداری می کنند. (تجهیزات آشپزخانه، مواد غذایی غیر معمول) ۴-طبقه محصولاتی با درگیری بالا(حیوانات دست آموزش، تحصیل، لباس) زمانی که مشتریان اقدامی می کنند که آن را از نظر عقلائی ارزیابی کرده اند. اگر این ارزیابی مثبت باشد، مشتریان به خود اجازه اقدام به خرید یا تکرار آن را می دهند(آسائل. اچ، ۲۰۰۸). ۲-۸-۱-۲٫مدل تصمیم گیری تجربی در این مدل مشتریان مسائل و فرصتها را از نقطه نظر احساسی شناسایی می کنند. برای مثال زمانی که فردی دیگر از پوشیدن لباس خاص احساس خوبی ندارد این تجربه وی را به جستجوی اطلاعات در مورد لباس ها و مکان فروش آنها ترغیب می کند. زمانیکه فردی آگهی لباس تازه را می بیند، واکنش وی شامل تفکراتی نظیر«در آن لباس چه جلوه ای خواهم داشت؟»خواهد بود، اینکه لباس چقدر خوب دوخته شده است، شرایط اعتباری و قیمت. چراکه اطلاعات برای این مشتری اهمیت کمتری نسبت به احساس وی در مورد گزینه ها خواهد داشت. ارزیابی مشتری از تصمیم مبتنی بر احساس خواهد بود اعم از احساس خوب یا بد. احساس خوب می گوید که تصمیم مشابه صحیح خواهد بود(موِن. جان و بایوند. سی، ۲۰۰۸). در حالیکه مدل شناختی به شدت بر پردازش اطلاعات تأکید دارد، روش تجربی تشدید سطح درگیری مشتری را با مارک هدف قرار می دهد و در نتیجه می تواند واکنش احساسی عمیق تری را تحریک کند. پاین و گیلمور توضیح می دهند که مشخصات فضای تجربه- جذب و غرق شدن می باشد- آنچه که آنرا بعنوان مشتریان متحد، با تجربه خرید توصیف می کنند(دانکن و همکاران، ۱۹۹۹). بعد دیگر این درگیری تشدید یافته، ارتباط سبک زندگی می باشد. برنامه های بازاریابی نظیر پیشبرد فروش و روابط عمومی که یک مارک را به علت خوب ارتباط می دهد، می تواند درگیری احساسی بین مشتری و مارک را ارتقا بخشد(توماس اندرسون و لیندا گلدن، ۲۰۰۴). ۲-۸-۱-۳٫مدل تصمیم گیری عادتی-تکراری زمانی که یکی از دو مدل دیگر جهت تصمیم گیری خرید مورد استفاده قرار گرفت و مارک بعنوان خرید خوب تأیید شد، تصمیم گیری عادتی یا تکراری بکار گرفته می شود. زمانی که مشتری مسئله یا فرصتی را مشابه به آنچه خرید اول را ساخته، شناسایی کرد، واکنش مشابه شروع می شود. هیچگونه جستجوی اطلاعات یا ارزیابی انتخاب وجود ندارد و اگر وجود داشته باشد، اندک است. جستجوی اطلاعات جهت خریدهای تکراری حذف می شود. این مدل از نظر ارتباطات یکپارچه بازاریابی فوق العاده اهمیت دارد. چرا که اکثریت مشتریان موقع خرید دوباره یک مارک مورد استفاده قرار می دهند. به ویژه کالاهایی که اغلب خریداری می شوند و فوق العاده گران نیستند(هاوکینز و همکاران، ۲۰۰۶). اگرچه این مدل می تواند جایگزین مدل شناختی یا تجربی گردد، ولی نه شناخت و نه احساس نقش عمده ای در این مدل تصمیم گیری ندارند. چراکه بسیار خودکار می باشد. به ویژه برای مشتریانی است که انتخاب مارک را به عادت تبدیل کرده اند. دلیل اصلی ترک تصمیم گیری عادتی/تکراری مشتری فعلی، در دسترس نبودن مارک می باشد. یا اینکه ارزیابی مستمر از مارک نشان می دهد که آن مارک رضایت بخش نیست. ارزیابی عدم رضایت بخش بودن می تواند ناشی از افزایش قیمت، تغییر در عملکرد، کیفیت و یا شناسایی روش بهتری برای حل مسئله باشد(جان موِن و سی بایوند، ۲۰۰۸). ۲-۹٫تجربه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«مراد از چراغ احد، نور حقّ و تجلّیات وجودی است. و مراد از چراغ مرده، دل های مرده است که نور معرفت در آن نتابیده باشد». [۴۱۰] در پرتو عرفان آمده است که به کنایه صاحب معرفت را گویند.[۴۱۱] چشم «چو خواهد مرد معنـی زان عبـارت کـه دارد سوی چشم و لب اشارت» همان، بیت۷۱۶، ص۴۶۴ لاهیجی می گوید: «چشم اشارت است به شهود حقّ مر اعیان و استعدادات ایشان را، و آن شهود است که معبّر به صفت بصیری می گردد». همچنین به نظر وی «بیمار و مستی که از بعد و فراق و پندار خودی روی نموده و از مشاهده جمال جانان، عاشقان دل سوخته را محروم می دارد، همه آثار و لوازم چشم پر کرشمه ی اوست. و از آثار چشم شوخ آن پری پیکری است که دل های خلایق مست و مخمور اوست».[۴۱۲] چشم، بینایی ازلیّه است که تمام کاینات به وسیله ی آن قابل مشاهده است. [۴۱۳] چشم شاهد «نگـر کـز چشم شاهد چیست پیـدا رعـایت کـن لـوازم را بـدانجــا» همان، بیت۷۴۳، ص۴۷۹ مراد از چشم شاهد، چشم محبوب حقیقی است.[۴۱۴] دکتر سجّادی در فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی در این باره مطلبی ذکر نکرده است. چشمه ی حیوان « ز تــاریکـیّ زلفـش روز شب کـن ز خطّش چشمـه ی حیـوان طلب کـن» شرح گلشن راز، بیت ۷۸۲، ص ۴۹۵ لاهیجی می گوید: مراد از چشمه ی حیوان ذات مطلق است.[۴۱۵] دکتر سجادی معتقد است که منبع و اساس معرفت حق تعالی را چشمه حیوان نامند.[۴۱۶] ۲-۸ . «ح» حال «عدم چون گشت هستی را مقـابل درو عکسی شـد انـدرحـال حـاصـل» همان، بیت۱۳۴، ص۹۲ «به یاد آور مقام و حال فطـرت کـز آنجــا بـاز دانـی اصـل فکــرت» همان، بیت۴۱۷، ص۳۰۱ لاهیجی معتقد است که حال عبارت است از آن چه که به محض موهبت، ازجانب خداوند بردل سالک راه طریقت وارد می شود، بدون آن که سالک در آن تعمل داشته باشد و با ظهور صفات نفس از بین می رود، چنان چه اگر حال پایدار گردد آن را مقام گویند؛ لا قامه السّالک فیه. و او حال و مقام را از خصوصیّات ارباب قلوب می داند.[۴۱۷] قشیری گوید: حال معنی است که بر دل سالک فرود آید و اکتسابی نیست و آن عبارت است از شادی یا اندوه یا بسط یا فیض یا شوق یا هیبت یا جنبش. او در ادامه به بیان تفاوت میان حال و مقام پرداخته است و می گوید: احوال عطایی است از جانب خداوند، درحالی که مقام اکتسابی است و با کسب و کوشش به دست می آید و صاحب مقام در مقام خویش متمکّن باشد و صاحب حال برتر می شود. پیران گفته اند حال چون برقی باشد که اگر بایستد و بماند حال نیست و حدیث نفس است و گفته اند احوال همچون حال است و آید و رود. قومی دیگر اشاره به دوام حال نموده اند و گفته اند چون حال باقی نماند و به دنبال یکدیگر نیاید لوائح باشد و ناگهان همچون برقی آید و رود و صاحب او به احوال نرسد، هنگامی که این صفت دائمی و پایدار شد آن را حال خوانند.[۴۱۸] هجویری نیز حال را لطف و فضل خداوند می داند که بر دل بنده فرود می آید و بی آن که بنده در به دست آوردن آن تلاشی نماید. یعنی همچون لاهیجی و قشیری او نیز معتقد است که «حال» اکتسابی نیست و موهبتی است ازسوی خداوند به دل بنده.[۴۱۹] مشایخ در مورد دوام حال اختلاف نظر دارند و به دو دسته تقسیم می شوند: گروهی معتقدند که حال دوام دارد. ۲- گروهی اظهار می کنند که حال دوام ندارد. ۱- حارث محاسبی معتقد است که حال دوام دارد و می گوید: محبّت، شوق، قبض، بسط و رضا از جمله احوالات اند. ۲- جنید- رض– اعتقاد دارد که احوال مانند بروقی است که زود آید و رود یعنی پایدار نیست و دوامی ندارد و اگر باقی ماند آن حال نیست بلکه حدیث نفس و هوس طبع می باشد.[۴۲۰] حال و وقت حال واردی بر وقت است که او را مزیّن می کند همان طور که روح زینت جسم است، حال محتاج وقت باشد چرا که صفا و قیام به وقت حال است، هنگامی که صاحب وقت، صاحب حال شود، دچار تغییر نگردد و در روزگار خود مستقیم گردد که با وقت بی حال زوال سزاوار باشد اما هنگامی که حال به او بپیوندد تمام روزگارش وقت می گردد و زوال و نابودی سزاوار آن نباشد. تفاوت حال و وقت استاد ابوعلی دقّاق گوید: وقت در دنیا و آخرت عبارت است از آن چیزی که تو در آن قرار داری و حال چنین نیست و آن واردی است که از جانب حقّ بر دل بنده فرود آید. وقتی آن بیاید همه چیز را از دل نفی کند و از بین برد مانند یعقوب عم- که صاحب وقت بود که گاه از فراق و دوری چشمش نابینا می شد و گاه از وصال دوست بینا می گشت. امّا ابراهیم- عم- صاحب حال بود نه دچار فراق بود که محزون و نالان گردد و نه وصال بودی که از آن شاد و مسرور شود، ستاره و ماه و آفتاب به او کمک می کردند و او از دیدن آن ها آسوده خاطـر بود و به هـر چـه می نگریست فقط حقّ را مـی دیـد و مـی فـرمود: « لا احب الآفلین ».[۴۲۱] حبّه ی دل «بـدان فـردی کـه آمـد حبّـه ی دل خـداونـد دو عـالـم راست منــزل» شرح گلشن راز، بیت۱۵۰، ص۱۰۳ لاهیجی معتقد است که «حبّه ی دل» عبارت است از آن نقطه ی خون سیاه که در درون دل جای دارد و اصل حیات از اوست و حیات و فیض از طریق او به اعضای دیگر بدن می رسد و با وجود آن که کوچک است، امّا جایگاه ظهور عظمت حقّ است. و هیچ کدام از اعضای وجود آدمی شایستگی آن را ندارد که جایگاه حقّ باشد مگر دل انسان کامل که «لایسعنی ارضی و لاسمـائی و وسعنی قلب عبـدی المؤمن التّقی النّقی »[۴۲۲] و دل مظهر اسم العدل است و اعتدال بدن و نفس و تمام قوای روحانی و جسمانی منوط به او است و این دل است که احکام ظاهر و باطن را در می یابد و آن صورت احدیّت الجمع میان ظاهر و باطن است و مظهر تمام شئونات الهی است و آدمی از او کمال می یابد و به درجات اعلی می رسد.[۴۲۳] حجاب «اگـر در خویشتـن گـردی گرفتـار حجـاب تـو شـود عـالـم، بیکبـار» همان، بیت۵۲۳، ص۳۵۷ در بیت فوق لاهیجی عالم را حجاب دانسته است که مانع دیدن انسان به حقّ گشته است. «کسی کـو افتـد از درگـاه حـقّ دور حجـاب ظلمـت او را بـهتـر از نـور» شرح گلشن راز، بیت۸۱۸، ص۵۱۳ وی معتقد است، کسی که از درگاه حق تعالی دور شده، حجاب ظلمت برای او بهتر از حجاب نور است.
 او حجاب را دو گونه دانسته است: ۱- حجاب ظلمانی ۲- حجاب نورانی حجاب ظلمانی، اموری که انسان را از انجام آن نهی کرده اند و لذّات طبیعی و عادی که گاه آدمی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۲‑۵: نمایی از ماتریس اسپارس برای یک شبکه اولیه مستطیلی با ابعاد . ابعاد ماتریس اسپارس تولید شده برای چنین شبکه ای بصورت میباشد.
 روش گرادیان مزدوج دوگانه یک ابزار کلی برای حل سیستم خطی است. جذابیت این روش در این است که برای دستگاه های بزرگ اسپارس، تنها از طریق ضرب خودش یا ترانهادهاش در یک بردار بکار گرفته می شود. این روش می تواند برای یک ماتریس که به صورت مناسبی ذخیره شده است، بسیارکارآمد باشد. در واقع فرد می تواند زیر برنامه ای تهیه کند که ضرب های ماتریس را به کارآمد ترین صورت ممکن انجام دهد و از طریق زیربرنامهی لین بی سی جی[۷۰]، مجموعه معادلات خطی را حل کند[۶۴]. در ادامه یک نمونه از دستگاه معادلات خطی بدست آمده، برای یک شبکه اولیه مربعی با ابعاد ، که با نوشتن رابطه ۲-۳۰ برای هر یک از خانههای شبکه حاصل شده، آورده شده است. برای این شبکه، شرایط مرزی را همانطور که در شکل ۲-۶ نشان داده شده، به این صورت در نظر گرفته ایم که در راستای قائم شرایط مرزی تناوبی و در امتداد افقی، اختلاف پتانسیل معین را اعمال کرده ایم. شکل ۲‑۶ : نمایی از شبکه گسسته شده به همراه خانه های اضافه شده برای اعمال شرایط مرزی. شرایط مرزی برای پتاسیل را میتوان با روابط زیر نشان داد، که در آنها میباشد. (۲-۳۵) و همچنین برای رسانندگی مو ضعی، ، نیز شرایط مرزی زیر در نظر گرفته شده است. (۲-۳۶) و نمونهی دستگاه معادلات خطی به صورت زیر است: مؤلفههای ماتریس ضرایب نیز بصورت زیر میباشند. , , , , , , , , , , , , , , , ,
نتایج عددی
در این فصل، ابتدا به بررسی مورفولوژی سطوح رشد یافته، توسط نشست ذرات خطی با بهره گرفتن از مدل ، که جزئیات فرایند رشد آنها را در فصل اول شرح دادیم، خواهیم پرداخت. برای این منظور، پهنای فصل مشترک، ، این سطوح را توسط رابطه ۱-۳ محاسبه خواهیم کرد و سپس با توجه به این کمیت و رابطه فامیلی-ویچک، نماهای مقیاسی را برای این سطوح بدست آورده و کلاس جهانی سطوح رشد یافته را مورد بررسی قرار میدهیم. همچنین با توجه به اهمیت تخلخل چنین سطوحی، به بررسی تحولات تخلخل برحسب زمان و اندازه ذرات خواهیم پرداخت. در بخش دوم، به ارائه نتایج حاصل از محاسبهی رسانندگی مؤثر وابسته به فرکانس بارهای آزاد و رسانندگی مستقیم سطوح رشد یافته، با بهره گرفتن از روابطی که در فصل دوم بدست آوردیم، خواهیم پرداخت. تحولات زمانی رسانندگی سطوح را در طی فرایند رشد مورد مطالعه قرار میدهیم و به بررسی چگونگی وابستگی رسانندگی مؤثر به میزان تخلخل سطوح، اندازه ذرات و فرکانس میپردازیم.
۳-۱ بررسی نماهای مقیاسی سطوح رشد یافته توسط نشست ذرات خطی
۳-۱-۱ نشست ذرات یکسان
برای بررسی تحولات زمانی زبری و نماهای مقیاسی سطوح رشد یافته از نشست ذرات خطی یکسان، در طی فرایند رشد، تغییرات پهنای فصل مشترک، ، بر حسب زمان محاسبه شده و نمودار تغییرات لگاریتم بر حسب لگاریتم رسم می شود. شکل ۳-۱ نمودارهای لگاریتمی تحولات زمانی ، به ازای نشست ذرات خطی با طول بر روی زیر لایه هایی با طولهای متفاوت را نشان میدهد. مطابق شکل همگی این نمودارها دارای سه رفتار متفاوت در زمانهای مختلف میباشند، به این ترتیب که در زمانهای اولیه و میانی دارای دو رفتار خطی با شیبهای متفاوت هستند و در زمانهای طولانیتر به اشباع میرسند. شکل ۳‑۱: منحنی تغییرات پهنای زبری بر حسب زمان برای سطوح رشد یافته از انباشت ذرات خطی یکسان با طول ، بر روی زیر لایه هایی با اندازه های متفاوت. نتایج ارائه شده برای بر روی ۱۵۰۰ نمونه ، برای برروی۵۰۰ نمونه و برای بر روی ۲۰۰ نمونه میانگین گیری شده است. همان طور که در شکل ۱-۳ مشاهده می شود، تحولات زمانی در زمانهای میانی دارای شیب کمتری نسبت به زمانهای اولیه است که این مطلب بیانگر شروع همبستگی در سیستم و تأثیر آن در نرم کردن فصل مشترک میباشد. شیب نمودارها در زمانهای قبل از اشباع را، که طبق رابطه ۱-۴ بیانگر نمای رشد هستند، با نماد و معرفی میکنیم. نتایج عددی برای شکل ۳-۱ نشان میدهد که نمای برای همه نمودارها یکسان بوده و دارای مقدار است، بنابراین نتیجه میگیریم که در این ناحیه تغییرات مستقل از طول زیر لایه میباشد. چنانچه در شکل نیز مشاهده می شود، نمای که معرف شیب زمانهای میانی است، به طول زیر لایه وابسته است. بنابراین برای محاسبهی مناسبتر کمیت بهتر است این کمیت برای زیر لایه با سایز بسیار بزرگ برون یابی شود. برای این منظور در شکل ۳-۲، نمودار تغییرات این کمیت، بر حسب ، که طول زیر لایه میباشد، رسم شده است که با برازش خطی این داده ها بطوریکه در شکل مشاهده می شود مقدار بدست می آید. شکل ۳‑۲: برازش خطی مقادیر بدست آمده برای به ازای زیر لایه های مختلف. میانگین خطای کلیه داده ها از مرتبهی میباشد. با توجه به آنچه در شکل ۱-۳ دیده می شود، درناحیهی اشباع ، مستقل از زمان است و تنها تابعی از طول زیر لایه میباشد. دراین حالت زبری سطح توسط نمای و با رابطه ۱-۶ توصیف می شود. با توجه به این رابطه، () ، برای بدست آوردن نمای زبری ، نمودار برحسب در شکل ۳-۳رسم شده است. شیب این نمودار بیانگر نمای میباشد که مقدار برای آن بدست می آید. در جدول ۳-۲ نماهای مقیاسی بدست آمده، برای سطوح رشد یافته توسط انباشت ذرات یکسان با طولهای، ، برای زیر لایهی ، آورده شده است. شکل ۳‑۳: منحنی تغییرات پهنای زبری در حالت اشباع برای زیرلایه های مختلف، شیب بدست آمده بیانگر نمای زبری میباشد. جدول ۳-۱: نماهای مقیاسی رشد و زبری برای سطوح رشد یافته از نسشت ذرات خطی یکسان بر روی زیر لایهای با طول . نتایج ارائه شده به ازای ۲۰۰ بار میانگین گیری میباشد و میانگین خطای کلیه داده ها از مرتبهی وکوچکتر از آن است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل چهارم- آثار حقوقی انتقال و واگذاری سهام مبحث اول- انتقال مالکیت سهام ۱۱۵ گفتار اول- حدود و قلمرو مالکیت سهام ۱۱۵ الف) انتقال تعهدات ناشی از سهم ۱۱۵ ب) انتقال حقوق و مزایای ناشی از سهم ۱۱۸ ج)انتقال مالکیت قسمتی از سرمایه شرکت ۱۲۱ گفتار دوم- اصول و قواعد مهم حاکم بر انتقال و واگذاری سهام ۱۲۲ الف) مصونیت انتقال گیرنده از عیوب ناشی از پذیره نویسی و تخصیص سهام ۱۲۲ ب) قاعده استاپل ۱۲۴ - استاپل علیه شرکت صادرکننده سهم(ناشرسهم) ۱۲۵ - استاپل علیه مالک حقیقی سهم ۱۲۷ مبحث دوم- آثار انتقال و واگذاری سهام نسبت به انتقال دهنده و منتقل الیه ۱۲۸ گفتار اول- وظایف و تکالیف انتقال دهنده سهم ۱۲۹ الف) تسلیم اوراق سهام و اسناد انتقال ۱۲۹ ب) اجرای حقوق و تعهدات ناشی از سهم ۱۳۰ ج) تعهد انتقال دهنده راجع به ثبت انتقال ۱۳۰ گفتار دوم- وظایف و تکالیف منتقل الیه ۱۳۱ الف) پرداخت قیمت سهام ۱۳۱ ب) پرداخت اقساط راجع به قیمت سهام ۱۳۲ مبحث سوم- آثار انتقال و واگذاری سهام نسبت به شرکت ۱۳۲ گفتار اول- ثبت انتقال در دفاتر ثبت سهام شرکت ۱۳۳ نتیجه گیری و پیشنهادات ۱۳۵ منابع و مآخذ ۱۳۸ مقدمه: هر تحقیقی برای بدست آوردن پاسخ سوالات مهمی کوشش می کند.برای رسیدن به این هدف ابتدا اهمیت قضیه درک می شود و سپس با بهره گرفتن از شیوه های علمی و تحلیل مسائل از راه های صحیح به سمت کشف جوابهای مناسب گام برداشته می شود.این پایان نامه درصدد بیان ابهامات موجود در قراردادهای انتقال و واگذاری سهام و رفع این ابهامات است.
 الف )بیان مسأله و اهمیت آن: سهم یکی از انواع دارایی جدید است که بسته به شرایط اقتصادی و توسعه یافتگی کشورها تبدیل به یکی از مهمترین بخش سرمایه اشخاص گردیده است و به چرخه سرمایه در جامعه کمک می کند و نقدینگی را در جامعه از حالت رکود به گردش در می آورد . سرمایه های پراکنده و نه چندان کلان اشخاص در قالب سرمایه گذاری در شرکتهای سهامی تبدیل به بازوی توانمندی در اقتصاد جوامع می شود و باعث می شود سرمایه های خرد وسرگردان در قالب مناسب و مفیدی به کار گرفته شوند و به تولید در کشور کمک مناسبی می نماید. البته صنعتی شدن کشورها که با انقلاب صنعتی شکل گرفته سرمایه گذاران را به این حقیقت واقف نمود که جهت پیشبرد اهداف صنعتی استفاده از سرمایه گذاری افراد مختلف جامعه در قالب سهیم شدن در شرکت های سرمایه پذیر ضروری است در نتیجه تشکیل شرکتهای سهامی ابعاد تازه ای یافت و شکل غالب سرمایه گذاری در صنعت و توسعه گردید. افزایش تعداد شرکت های سهامی به دلایل مختلف که گفته شد باعث رواج روز به روز بیشتر سهام این نوع شرکت ها شد به نحوی که در بیشتر کشورها اکثر مردم تمایل به خرید و فروش سهام یافته اند و به یکی از مظاهر نظام سرمایه داری نوین تبدیل شده است که در قالب های حقوقی سنتی نمی گنجد. مهمترین مزیت این نوع سرمایه گذاری در قالب خرید سهام، قابلیت نقل و انتقال آنست یعنی صاحب سهم می تواند آنرا به راحتی منتقل و داد وستد نماید. البته این امر با ضوابط و قواعد حقوق سنتی در خصوص شرکتهای مدنی در تضاد بود و نیاز به تعدیل در خصوص شخصیت حقوقی و مسئولیت محدودتر سهامداران داشت در همین راستا اکثر قانونگذاران در کشورهای مختلف گام در راه تصویب قوانین جدید برای تسهیل نقل و انتقال سهام شرکت ها نهادند به نحوی که سهام را در حد یک مال منقول به همگی معرفی نمودند البته با اوصاف و خصایص خاص خود نه در قالب تعریفها حقوقی کلاسیک اموال منقول . سهام شرکت ها به دلیل ماهیت خاص خود ارتباط بسیاری با علوم مختلف از جمله اقتصاد، حسابداری ودیگرعلوم دارد به نحوی که بخش مهمی از تحقیقات مالی و اقتصادی محققین در این حوزه انجام پذیرفته است و جنبه های حقوقی آن کمتر از دیگر جنبه مورد کنکاش قرار گرفته است. بنابراین انتقال سهام از جنبه های حقوقی مثل حقوق شرکت ها ، حقوق اموال و حقوق قراردادها محل بحث و واکاوی می باشد که امید است در این پژوهش جایگاه سهام و انتقال آن در این شاخه ها بررسی شود. ب)اهداف تحقیق: هدف از این تحقیق اینست که وضعیت انتقال سهام در حقوق ایران و تا حد امکان در حقوق انگلیس مورد بررسی قرار گیرد و مسائل و مشکلات حقوقی آن بیان گردیده و برای رفع این نکات ابهام و اشکال کوشش شود . مواد ۲۱ الی ۹۳ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ اختصاص به شرکت های سهامی دارد و بعضی شرایط و تشریفات انتقال سهام در آن گنجانده شده است. با تأسیس بورس اوراق بهادار تهران (سال ۱۳۴۵ ) اهمیت موضوع سهام و انتقال آن بیش از پیش آشکار شد و کوشیده شد با وضع قوانینی در جهت کمک به این امر گام برداشته شود. با تصویب لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت در سال ۱۳۴۷ بخش مستقلی به سهام و نقل و انتقال آن اختصاص یافت . در این تحقیق با تکیه بر این قوانین ودیگر قوانین موجود و عرف بازار سهام به بررسی نقل و انتقال سهام پرداخته شده است. در حقوق انگلیس به رغم کامن لا بودن نظام حقوقی آن مقررات شرکت ها از قدیم بصورت مدون بوده و در جهت تحول و نوآوری در این حوزه کوششها و اقدامات مهمی صورت گرفته است و استفاده تطبیقی از نظام حقوقی انگلیس در این زمینه ما را به سمت اصلاح قوانین و مقررات در این زمینه رهنمون خواهد شد تا با گرفتن نکات مثبت و گریز از نکات منفی در جهت بهبود و اصلاح قوانین و مقررات و عرف دادوستد سهام حرکت نماییم . به عنوان نمونه در دهه ۹۰ میلادی تغییرات بسیاری در قوانین و مقررات حقوق انگلیس در زمینه نقل و انتقال سهام شرکت ها صورت گرفته که از آن جمله در سال ۱۹۸۰ م قانون شرکت ها تصویب شد(خصوصاً شرکت های سهامی عام و خاص) و در سال ۱۹۸۲ قانون انتقال سهام تصویب گردید در سال ۱۹۸۵ دوباره قانون شرکت تصویب شد و قوانین قبلی را نسخ نمود. در سال ۱۹۸۶ قانون خدمات مالی که مقررات انتقال سهام را متحول نمود تصویب شد و سرانجام بموجب قانون شرکت ها مصوب ۱۹۸۹ مقررات راجع به شرکت ها دچار تغییر و تحول شد. البته در اتحادیه اروپا که انگلیس یکی از اعضای آن است کوشش هایی در جهت یکسان سازی قوانین علی الخصوص قوانین مربوط به نقل و انتقال سهام صورت گرفته است بعنوان مثال قانون شرکت ها ۱۹۸۹ انگلیس تحت تأثیر یکی از دستورالعمل های جامعه اقتصادی اروپا تصویب گردیده است. از طرف دیگر بورسهای اروپایی به موازات هم دچار تغییر و تحول شده اند و گامهای موثری در جهت یکسان سازی بورسهای اروپایی و از جمله بورس لندن برداشته شده است از اینرو مطالعه تطبیقی مقررات انگلیس در این خصوص مارا با موضع سایر کشورهای اروپایی در این خصوص آشنا می سازد البته این موضوع با در نظر گرفتن این مسأله که قوانین و مقررات شرکت ها و نقل و انتقال سهام در ایران برگرفته از حقوق اروپاست اهمیت بررسی حقوق انگلیس را دوچندان می نماید. در این تحقیق سعی برآنست که مسائل مهم و اساسی مربوط به انتقال سهام بررسی شود نه مسائل گذرا و مقطعی . از بعد علمی و نظری نتایج این تحقیق می تواند برای دانشجویان حقوق و مراکز آموزشی و پژوهشی مفید فایده باشد و در رفع نقایص و نکات ابهام این عرصه به قانونگذاران نیز کمک نماید البته این بیشتر جنبه عملی و کاربردی نتایج تحقیق است همچنین دادگاهها نیز می توانند در مقام رسیدگی به دعاوی در خصوص انتقال سهام این تحقیق را مطالعه فرمایند. افراد مرتبط با بورس هم از دیگر اشخاصی هستند که مطالعه این تحقیق برای آنها فوایدی خواهد داشت . ج)فرضیه های تحقیق: تشریفات نقل و انتقال متفاوت است. سهام شرکت ها از لحاظ ماهیت حقوقی ، مال محسوب و در نتیجه همانند مال قابل انتقال و واگذاری است. تحلیل انتقال سهام شرکت ها در قالب عقد بیع با منع حقوقی ،فقهی و قانونی مواجه نیست و دارای توجیه بیشتری نسبت به قالبهای دیگر است. دخالت اشخاص ثالث و مسئولیت افراد واسطه در انتقال سهام به موجب قواعد عمومی قابل پذیرش و قبول است. کیفیت و کمیت انتقال و واگذاری سهام متأثر از قوانین خاص و عوامل خارجی است. محدودیتهایی در مورد نقل و انتقال انواع خاص از سهام بوسیله قوانین موضوعه ایجاد شده است و انتقال و واگذاری سهام فارغ از محدودیتهای قانونی نیست. د)روش تحقیق: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی – تحلیلی است بدین صورت که ابتدا قوانین و مقررات موجود مورد بررسی قرار می گیرد و با بهره گرفتن از منابع موجود مورد بررسی و توصیف قرار می گیرد و در نهایت با بررسی و تحلیل نقاط ضعف و قوت قوانین ، راهکار مناسب ارائه می شود تا اهداف مقرر و متصور برای تحقیق و پایان نامه محقق شود. ه)سابقه و ضرورت انجام تحقیق: گسترش بازار بورس در اقصی نقاط کشور انتقال و واگذاری هر روزه سهام در این بازار و از طرف دیگر واگذاری عمده سهام شرکت های دولتی از طریق بورس به بخش خصوصی ،همچنین واگذاری سهام به اقشار ضعیف جامعه از طریق واگذاری سهام عدالت و تأثیر بررسی علمی و به روز این امور بر پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، تحقیق در خصوص ماهیت انتقال یا شرایط و مسئولیت و آثار عقود منعقده بین افراد دخیل در نقل و انتقال سهام امری بدیع و ضروری بنظر می رسد و با انجام تحقیق علمی – حقوقی در این مورد و رفع ابهامات قانونی و حقوقی ، آثار اقتصادی ،سیاسی و حقوقی مثبتی برای کشورمان در پی خواهد داشت که با بررسی های بعمل آمده مشخص شد که تحقیق در این مورد انجام نشده است . و)ترتیب فصول: این تحقیق شامل مقدمه،۴فصل و نتیجه گیری است . فصل اول تحت عنوان کلیات سهم را معرفی می کند و ماهیت حقوقی و اوصاف آنرا بررسی می کند. فصل دوم: شکل حقوقی انتقال قراردادی سهام و شرایط انتقال سهام را بررسی می کند. فصل سوم: محدودیتهای انتقال سهام و تاثیر عوامل مختلف برآن بطور مفصل بررسی می شود و بالاخره فصل چهارم آثار انتقال از لحاظ حقوقی در خصوص طرفین قرارداد انتقال و صادر کننده سهام تحلیل می شود. فصل اول: کلیات برای وارد شدن در مباحث مطروحه ابتدا کلیاتی درباره بحث ارائه می شود. مباحث را به ترتیب با عناوین معرفی سهم ، بررسی مبنا و ماهیت حقوقی سهم و ویژگیهای حقوقی سهم مطرح می نماییم. مبحث اول: تعریف وشناخت سهم سهم دارای مفهوم و اشکال و خاصیت خاص خود است که با دیگر دارایی های متصور برای اشخاص تفاوتهایی دارد که بایستی به شناسایی این جنبه ها بپردازیم. در این مبحث در چند گفتار ابتدا به تعریف سهم پرداخته خواهد شد و تقسیم بندی انواع سهم بیان خواهد شد.سپس به مقایسه سهم با اوراق قرضه ، سهم الشرکه و اسناد در وجه حامل می پردازیم و تفاوتها و تشابهات آنها بیان خواهد گردید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰۰۷/۰
۰۰۳/۰
۲۸۰/۰
۶۰۷/۲
۰۱/۰
آمیزه بازاریابی اجتماعی
۰۰۵/۰
۰۰۱/۰
۱۵۰/۰
۱۹۵/۴
۰۰۱/۰
جدول۴-۱۹: ضرایب استاندارد و غیر استاندارد پیش بینی وفاداری مشتریان از طریق متغیرهای پیش بینی در رگرسیون با توجه به نتایج جدول ۴-۱۹ ضریب همبستگی چندگانه برابر با ۳۹۲/۰ و با معناداری ۰۰۱/۰ (آزمون F برابر ۰۸۳/۱۵) بدست آمده همچنین مجذور ضریب همبستگی چندگانه ( ضریب تعیین) ۱۵۳/۰ بدست آمده بنابراین چهار متغیر رفتار اجتماعی کارکنان، مشتری مداری، ماهیت خدمات و آمیزه بازاریابی اجتماعی مجموعاً ۱۵ درصد واریانس وفاداری مشتریان را تبیین می کنند، بقیه واریانس ها توسط سایر عوامل خارجی و ناشناخته که در این تحقیق نیامده است، قابل تبیین است.
 با توجه به نتایج جدول ۴-۲۴ برای مقایسه دو متغییر رفتار اجتماعی کارکنان و آمیزه بازاریابی اجتماعی از ضرایب استاندارد رگرسیونی (Beta) استفاده می شود. با توجه به اینکه ضریب استاندارد آمیزه بازاریابی (۲۸/۰) بیشتر از ضرایب استاندارد رفتار اجتماعی کارکنان (۱۵/۰) می باشد بنابراین آمیزه بازاریابی اجتماعی تأثیر بیشتری بر تغییرات متغیر وابسته ( وفاداری مشتریان ) دارد. فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهاد ها ۵-۱- مقدمه مهمترین مرحله در هر نوع مطالعه و پژوهش مرحله بحث و نتیجه گیری است. بدیهی است که پژوهش در هر زمینه ای که انجام شود، دارای هدف و انگیزه ای خاص است لیکن آنچه مهم است نتایج و دستاوردهای حاصل از آن است که در صورت کاربردی بودن تحقیق می تواند کاربرد پیدا کند و به ظهور برسد در این فصل به ترتیب خلاصه تحقیق؛ بحث و نتیجه گیری؛ پیشنهادات برای تحقیقات بعدی و پیشنهادات برخاسته از تحقیق را بیان می گردد. ۵-۲- خلاصه نتایج تحقیق امروزه کانون اصلی اندیشه و عمل بازاریابی نوین، به جای جستجوی مشتری برای محصولات تولید شده، تأمین رضایت و ایجاد ارزش برای مشتری است تا به سمت محصول تولید شده یا خدمت قابل ارائه جلب گردد. (کاتلر و آرمسترانگ، ۱۳۷۹)[۵۸]. کاتلر (۱۹۷۱) بازار یابی اجتماعی را طراحی، مداخله و کنترل برنامه های برای افزایش قابلیت پذیرش یک ایده یا عمل اجتماعی در یک گروه مخاطب تعریف می کند(خیلا، ۱۳۸۷). هدف در بازار یابی اجتماعی آن است که با کمک اصول و فنون بازار یابی تجاری، به نیاز ها و خواسته های گروه مخاطب توجه و با کاهش موانع و ترغیب آنان برای انجام یک رفتار اجتماعی، رفتار مورد نظر در بین آنها رایج گردد. به عبارت ساده تر بازاریابی اجتماعی کار برد فنون بازاریابی در مسائل اجتماعی است تا در افراد انگیزه انجام عمل یا رفتاری را که در نهایت برایشان سود مند است ایجاد نماید(شمس و رشیدیان، ۱۳۸۵). در رویکرد بازار یابی اجتماعی، استراتژی بازاریابی باید طوری تنظیم شود که خوشبختی مصرف کننده و اجتماع را فراهم کرده یا آن را بهبود بخشد.وتعادلی بین سه موضوع اصلی برقرار کند: منفعت شرکت، خواسته های مشتری و مصلحت جامعه(کاتلر و آرمسترانگ،۱۳۸۹). امروزه بسیاری از مشکلات اجتماعی کشور ها از جمله آموزش، تامین اشتغال کوچک، ازدواج جوانان، توسعه روستاها توسعه بهداشت و توسعه گردشگری از طریق اعتبارات خرد قابل رفع خواهد بود در کشور ما اعتبارت خرد در قالب قرض الحسنه تبلور یافته است که در این راستا بانک قرض الحسنه مهر ایران با قصد خیر و با نیت تأمین نقدینگی و رفع نیازهای ضروری اشخاص حقیقی و حمایت از نیازمندان و پرداخت تسهیلات به اشخاص حقوقی که در امور خیریه فعالیت دارند ایجاد و یکی از نهادهای پولی و مالی کشور است که در راستای حرکت به سوی عملیات بانکداری اسلامی تشکیل شده است و با توجه به این که یکی از مهم ترین چالش های هر بانک افزایش میزان وفاداری مشتریان خود می باشد و همچنین افزایش قدرت انتخاب مشتریان به دلیل وجود تعدادی زیاد بانک ها اعم از دولتی و خصوصی و رقابت شدید بین آنها وفاداری مشتریان در بانک ها امری ضروری، مهم و اجتناب ناپذر است و با پذیرش این واقعیت که رسالت اصلی بازاریابی اجتماعی تاثیر گذاری بر رفتارهای اجتماعی و انسانی است و کسب سود و منافع شخصی اولویت اصلی به شمار نمی رود. بنابراین بانک قرض الحسنه مهر ایران با وارد شدن در عرصه های اجتماعی و انسانی با جذب مشتریان و حفظ و تبدیل آنها به مشتریان وفادار، توسعه بانکداری اجتماعی و عدالت محور می تواند مسئو لیت اجتماعی خود را به نحو احسن به نمایش بگذارد. ۵-۳- نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها در بخش تحلیل استنباطی به توصیف و بررسی نتایج استنباطی روابط بین متغیر های تحقیق با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره و نتایج آزمون فرضیه های پژوهش ارائه می شود: نتایج آزمون فرضیه اصلی: نتایج بدست آمده نشان می دهد که بازاریابی اجتماعی با وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل همبستگی معنی داری دارد، چرا که سطح معنی داری بدست آمده (۰۰۱/۰) کمتر از آلفای تحقیق (۰۵/۰) می باشد. نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور خطی ( مستقیم) بوده یعنی هر دو توأمان افزایش ویا کاهش می یابند، میزان همبستگی بین دو متغیر برابر با ۳۸/۰ می باشد. پس نتیجه کلی این است که هر چه قدر به ابعاد بازار یابی اجتماعی ( رفتار مطلوب اجتماعی کارکنان، توجه به مخاطب، ماهیت خدمات و آمیزه بازاریابی اجتماعی ) در بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل بیشتر توجه شود وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرد و به طرف مثبت سیر می کند بنابراین فرضیه اصلی تحقیق مورد تأیید قرار می گیرد. آزمون فرضیه اول: نتایج نتایج بدست آمده نشان می دهد که رفتار اجتماعی کارکنان با وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل همبستگی معنی داری دارد، چرا که سطح معنی داری بدست آمده (۰۰۱/۰) کمتر از آلفای تحقیق (۰۵/۰) می باشد. نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور خطی (مستقیم) بوده یعنی هر دو توأمان افزایش و یا کاهش می یابند، میزان همبستگی بین دو متغیر برابر با ۲۸۹/۰ می باشد. در نتیجه می توان گفت که رفتار مطلوب اجتماعی کارکنان بانک وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان ار دبیل تحت تأثیر قرار می دهد و از دیدگاه مشتریان اگر ( برخورد مؤدبانه، محترمانه و دوستانه، همدردی و نودوستی با مشتریان، اهمیت دادن به پرسشها و مشکلات مشتریان با صبر و حوصله و شنونده خوب بودن، خدمت صادقانه و پرهیز از هرگونه تبعیض و بی عدالتی و ترویج فرهنگ خداپسندانه قرض الحسنه) توسط کارکنان بیشتر مورد توجه قرار گیرد وفاداری مشتریان به طرف مثبت سیر می کند. بنابراین فرضیه فرعی اول تحقیق مورد تأیید قرار می گیرد. آزمون فرضیه دوم: نتایج نتایج بدست آمده نشان می دهد که مشتری مداری با وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل همبستگی معنی داری دارد، چرا که سطح معنی داری بدست آمده (۰۰۱/۰) کمتر از آلفای تحقیق (۰۵/۰) می باشد. نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور خطی ( مستقیم ) بوده یعنی هر دو توأمان افزایش و یا کاهش می یابند، میزان همبستگی بین دو متغیر برابر با ۲۲۲/۰ می باشد. در نتیجه می توان گفت که توجه به مخاطب ( مشتری مداری) در بانک وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان ار دبیل تحت تأثیر قرار می دهد و از دیدگاه مشتریان اگر ( اقدام طبق وعده های قبلی داده شده به مشتریان، درک نیازهای مشتریان و حل صادقانه مشکلات آنها، استقبال از دیدگاه و نظرات مشتریان و ایجاد باشگاه مشتریان) توسط بانک مورد توجه قرار گیرد وفاداری مشتریان به طرف مثبت سیر می کند. بنابراین فرضیه فرعی دوم تحقیق مورد تأیید قرار می گیرد. آزمون فرضیه سوم: نتایج نتایج بدست آمده نشان می دهد که ماهیت خدمات با وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل همبستگی معنی داری دارد، چرا که سطح معنی داری بدست آمده (۰۰۱/۰) کمتر از آلفای تحقیق (۰۵/۰) می باشد. نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور خطی ( مستقیم ) بوده یعنی هر دو توأمان افزایش و یا کاهش می یابند، میزان همبستگی بین دو متغیر برابر با ۲۰۵/۰ می باشد. در نتیجه می توان گفت که ماهیت خدمات وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل تحت تأثیر قرار می دهد و از دیدگاه مشتریان هرچه رفع نیازهای ضروری اقشار کم درآمد و برقراری عدالت اجتماعی در جامعه، ترویج سنت پسندیده قرض الحسنه و بانکداری اسلامی و پرداخت تسهیلات به اشخاص حقوقی که در امور خیریه فعالیت دارند توسط بانک بیشتر مورد توجه قرار گیرد وفاداری مشتریان به طرف مثبت سیر می کند. بنابراین فرضیه فرعی سوم تحقیق مورد تأیید قرار می گیرد. نتایج آزمون فرضیه چهارم: نتایج بدست آمده نشان می دهد که آمیزه بازاریابی اجتماعی با وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل همبستگی معنی داری دارد، چرا که سطح معنی داری بدست آمده (۰۰۱/۰) کمتر از آلفای تحقیق (۰۵/۰) می باشد. نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور خطی ( مستقیم) بوده یعنی هر دو توأمان افزایش و یا کاهش می یابند، میزان همبستگی بین دو متغیر برابر با ۳۶۶/۰ می باشد. در نتیجه می توان گفت که آمیزه بازار یابی اجتماعی وفاداری مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل تحت تأثیر قرار می دهد و از دیدگاه مشتریان هرچه پرداخت تسهیلات قرض الحسنه ( ازدواج، تأ مین مسکن، جوانان، درمان بیماران، بنگاه های اشتغالزا و کار آفرین، تعویض خود روهای فرسوده، واحد های صنعتی که اصول زیست محیطی را رعایت می کنند)، صدور کارتهای اعتبار قرض الحسنه برای اقشار کم درآمد جامعه، مشارکت در آزادی زندانیان مالی، ساخت مساجد، مدرسه و بیمارستان در مناطق محروم، ارائه سریع خدمات بانکی و کاهش تشریفات زاید اداری، نرخ پایین کارمزد خدمات بانکی برای افراد تحت پوشش سازمانهای حمایتی و مؤسسات خیریه و با کیفیت بودن خدمات بانکداری الکترونیک و … بیشتر از سوی بانک مورد توجه قرار گیرد وفاداری مشتریان به طرف مثبت سیر می کند. بنابراین فرضیه فرعی چهارم تحقیق مورد تأیید قرار می گیرد. ۵-۴- نتایج تحلیل رگرسیون چند متغییره نتایج تحلیل رگرسیون همزمان رفتار اجتماعی کارکنان، توجه به مخاطب، ماهیت خدمات و آمیزه بازاریابی اجتماعی با وفادار مشتریان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شعب استان اردبیل در جدول۴-۲۲- ارائه شده است. همانگونه که نتایج جداول ۴-۲۲ و۴-۲۴- نشان می دهد ، رفتار مطلوب اجتماعی کارکنان، مشتری مداری، ماهیت خدمات و آمیزه بازاریابی اجتماعی توانسته اند به طور مجموع ۱۵/۰ درصد واریانس وفاداری مشتریان را بطور معنی داری (۰۰۱/۰) تبیین کنند. بقیه واریانس ها توسط سایر عوامل خارجی و ناشناخته که در این تحقیق نیامده است، قابل تبیین است. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل واریانس و مقدار آماره و سطح معناداری آن که کمتر از ۵ درصد است پس در نتیجه حداقل یکی از متغیر های مستقل دارای رابطه خطی با متغییر وابسته است. و با توجه با هر یک از ضرایب رگرسیونی، مقدار ثابت و سطح معناداری هر کدام از متغیرهای مستقل نتایج نشان می دهد سطح معناداری ضرایب رگرسیونی رفتار مطلوب اجتماعی کارکنان و آمیزه بازاریابی اجتماعی کمتر از ۵ درصد است بنابراین این متغیرها در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادار هستند. برای مقایسه دو متغییر رفتار اجتماعی کارکنان و آمیزه بازاریابی اجتماعی از ضرایب استاندارد رگرسیونی )Beta) استفاده می شود. با توجه به اینکه ضریب استاندارد آمیزه بازاریابی (۲۸/۰) بیشتر از ضرایب استاندارد رفتار اجتماعی کارکنان (۱۵/۰) می باشد بنابراین آمیزه بازاریابی اجتماعی تأثیر بیشتری بر تغییرات متغیر وابسته ( وفاداری مشتریان ) دارد. بنابراین رابطه رگرسیونی بصورت زیر می باشد. y= 635/2 + 150/0 (نمره رفتار اجتماعی کارکنان) + ۲۸۰/۰ (نمره آمیزه بازاریابی اجتماعی)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳درصد پکتین، ۲/۰درصد لسیتین، ۹/۰ درصد سوربیتول و ۵/۰ درصد Vit E بدون پوشش
* مقادیر به کار رفته برای PG و سوربیتول به ترتیب ۶۰ درصد ، ۴۵ درصد و ۳۰ درصد وزن خشک CMC
 در نظر گرفته شد. آزمایشات لازم در مورد کاهش وزن، درصد رطوبت، میزان روغن کل، آنالیز روغن، میزان پراکسید روغن مغز، رنگ و ارزیابی حسی (درخشندگی، طعم و بافت) به عمل آمد. این آزمایش ها به مدت ۶ ماه و هر دو ماه یک بار انجام شد و با سه تکرار در دمای اتاق ( ℃۲۵) انجام گردید. ۳-۵- ۱- اندازه گیری کاهش وزن مغز گردو در این تحقیق از ترازوی دیجیتالی Sartorius (AG-Gottingen) ساخت کشور آلمان استفاده شد و درصد افت وزن نمونه ها نیز بر اساس وزن اولیه آن ها مشخص گردید. ۳-۵-۲- تعیین میزان رطوبت مغز گردو رطوبت مغز گردو با بهره گرفتن از متد Constant weight اندازه گیری شد. برای این منظور ابتدا نمونه ها را به طور کامل خرد و سپس توزین کرده و به مدت ۷۲ ساعت در آون ℃ ۱۰۵ قرار داده شد (Cecilia et al., 2010). پس از آن با بهره گرفتن از فرمول زیر درصد رطوبت مغز به دست آورده شد. ۳-۵-۳- استخراج و اندازه گیری روغن کل مغز گردو برای استخراج روغن کل مغز گردو از دستگاه سوکسله استفاده شد. دستگاه سوکسله از سه قسمت مخزن حلال، عصاره گیر و مبرد (خنک کننده) تشکیل شده است. برای استخراج روغن ابتدا مغزها را به صورت پودر درآورده و پس از آن توزین و داخل کاغذ صافی که به شکل مخروط درآمده بود قرار داده و آن را داخل کارتوش[۵۰]کاغذی گذاشته و این دو درون عصاره گیر قرار داده شد. عصاره گیر را روی مخزن گذارده و سپس مبرد را روی عصاره گیر قرار داده و ورودی و خروجی آب توسط دو شیلنگ به آن متصل نموده پس از آن حلال ان- هگزان را به میزان دو برابر وزن نمونه (مغز گردو) داخل مخزن ریخته آن را به وسلیه منبع حرارتی گرم کرده تا ان - هگزان به جوش آید. ان- هگزان دارای نقطه جوش بالایی (حدود ℃ ۶۹) می باشد. بخار حاصل از این حلال از طریق لوله ای که در کنار عصاره گیر نصب شده بود به سمت مبرد هدایت شد این بخار به صورت قطره قطره در آمد و بر روی نمونه داخل کارتوش چکید و به تدریج روغن موجود در نمونه را در خود حل کرد و زمانی که حجم آن به حد نهایی رسید از طریق لوله ی دیگری یکباره به داخل حلال بر گشت. حلال ان- هگزان که محتوی مقدار کمی روغن بود مجددا بخارشد و این چرخه به مدت ۶ ساعت ادامه داشت تا رنگ حلال تغییر یافت. برای جداسازی روغن از ان- هگزان از دستگاه روتاری (تقطیر در خلاء)[۵۱] استفاده گردید و باعث شد که حلال در دمای پایین تری از نقطه جوش خود تبخیر شده و روغن خالص به دست آید. برای اندازه گیری روغن کل مغز گردو از این فرمول استفاده شد. شکل۳-۱- دستگاه سوکسله شکل ۳-۲- دستگاه روتاری ۳-۵- ۴- تعیین عدد پراکسید مغز گردو قبل از این که روش تعیین عدد پراکسید روغن مغز گردو گفته شود لازم است به معرفی یدور پتاسیم اشباع[۵۲] و چسب نشاسته و تهیه محلول آن ها که برای تعیین عدد آن مورد لزوم است بپردازیم. برای تهیه یدور پتاسیم اشباع، مقداری از این ماده را در آب مقطر جوشیده ریخته تا به حد اشباع برسد پس از ایجاد کریستال های جامد حل نشده، در جای تاریک نگهداری شد. برای تهیه محلول شناساگر نشاسته، ۱ گرم نشاسته ی سیب زمینی به ۱۰ میلی لیتر آب مقطر با دمای معمولی اضافه کرده و پس از هم زدن ۹۰ میلی لیتر آب مقطر جوشیده شده روی آن ریخته و در یخچال نگهداری شد. روغن ها و چربی ها به تدریج اکسیژن محیط را جذب می کنند و تا مدتی که آن را دوره مقدماتی می گویند، تغییری در بو و طعم روغن مشهود نمی باشد و پس از آن جذب اکسیژن با سرعت بیشتری انجام می گیرد (هاشمی تنکابنی، ۱۳۶۴). تعیین عدد پراکسید یکی از متداول ترین روش های اندازه گیری فساد روغن های خوراکی می باشد. اگر چه هیدروپراکسید ها به ترکیبات فرار و غیر فرار تجزیه می شوند ولی این روش، روشی مناسب برای تخریب اکسیداتیو روغن ها ست میزان پراکسید تولید شده در مغز گردو با بهره گرفتن از روش اندازه گیری پراکسید که در استانداردهای ملی ایران و برابر روش توصیه شده ی انجمن شیمیدانان روغن امریکا معین شد. برای تعیین عدد پراکسید ابتدا ۲۰ گرم مغز را آسیاب کرده و آن را در cc100 هگزان به مدت ۳ ساعت روی شیکر قرار داده تا روغن آن وارد هگزان شود سپس محلول را با کاغذ صافی صاف نموده و به وسیله دستگاه روتاری (تقطیر در خلاء) هگزان را از روغن جدا کرده بعد از آن با بهره گرفتن از مواد شیمیایی و معرف ها به روش زیر، میزان پراکسید روغن اندازه گیری شد. ۵ گرم از روغن بدست آمده را داخل ارلن مایر۲۵۰ میلیلیتری توزین و به آن ۳۰ میلی لیتر از محلول اسیداستیک و کلروفرم ۳ به ۲ (حجمی- حجمی) اضافه کرده و به هم زده تا روغن در حلال حل شود. سپس نیم میلی لیتر محلول یدورپتاسیم اشباع را به محتویات داخل ارلن اضافه کرده و محلول را یک دقیقه نگه داشته و در این فاصله گهگاهی آن را تکان داده و پس از آن سریعا ۳۰ میلی لیتر آب مقطر اضافه کرده و با تیوسولفات سدیم ۰۱/۰ نرمال تیتر کرده سپس ۵/۰ میلی لیتر از محلول شناساگر نشاسته را به آن اضافه کرده و تیتراسیون را ادامه داده تا رنگ بنفش آن از بین برود. همراه با نمونه، تیتراسیون شاهد (بدون روغن و دارای محلول های دیگر بود) نیز ضروری می باشد. سپس با بهره گرفتن از فرمول زیر اندیس پراکسید به دست آمد: ۳-۵-۵- مشخصات دستگاه آنالیز روغن مغز گردو به منظور آنالیز روغن گردو از دستگاه کروموتوگراف گازی[۵۳] با مشخصات زیر استفاده شد. دستگاه GC از نوع شیمادزو GC-17A مجهز به دتکتور (ردیاب) FID، ستون مورد استفاده BPX-70 به طول ۵۰ سانتیمتر و قطر داخلی ۳۲/۰ میلی متر و ضخامت لایه فاز ساکن ۳۲/۰ میکرون، برنامه ریزی حرارتی برای ستون BPX-70 از ℃ ۵۰ تا ℃۲۸۰ و گاز هلیوم با فشار ۳ کیلوگرم بر سانتی متر مربع بود. شناسایی ترکیبات روغن با بهره گرفتن از ترکیبات استاندارد و اطلاعات منتشر شده در منابع صورت گرفت (Adams, 1995). ۳-۵-۶- اندازه گیری رنگ یکی از سیستم های رایج که برای رنگ سنجی پوشش ها مورد استفاده قرار می گیرد سیستم Lab[54] CIE - می باشد. که در این پژوهش از آن استفاده شد. در این سیستم تصور می شود که سیگنال های واسطی در مرحله سوئیچینگ بین گیرنده های نور موجود در شبکیه و عصب های نوری که سیگنال ها را به مغز منتقل می کنند وجود دارد. در مکانیسم سوئیچینگ پاسخهای قرمز با سبز مقایسه می شود و باعث به وجود آمدن بعد رنگ قرمز به سبز می شود. در صورتی که مقدار a عدد منفی بود نشانه ی رنگ سبز و عدد مثبت نشانه ی رنگ قرمز است. پاسخ زرد با آبی مقایسه می شود و در نتیجه بعد زرد به آبی به دست می آید. در صورتی که مقدار b عدد منفی بود نشانه ی رنگ آبی و مثبت نشانه ی رنگ زرد است. این دو بعد، با سمبل های a* ,b* نشان داده می شوند. سومین بعد رنگ روشنایی[۵۵] می باشد (L) که در دامنه صفر تا صد متغیر بوده، عدد صفر نشانه تاریکی و عدد صد نشانه ماکزیمم روشنایی است . (Deman, 1925) خصوصیات رنگ با بهره گرفتن از دستگاه رنگ سنج .(RT 500 colorimeter Loribond, Amesbury UK) برای اندازه گیری مقادیر L, b* مورد بررسی قرار گرفت. بعد از آماده شدن رنگ سنج و استاندارد کردن آن با بهره گرفتن از رنگ های سفید و سیاه اندازه گیری نمونه ها انجام شد و میانگین مقادیر L وb* به دست آمد برای هر تیمار ۵ عدد مغز گردو و هر مغز از ۶ جهت اندازه گیری گردید. ۳-۵-۷- ارزیابی حسی تیمارهای تهیه شده را به همراه پرسشنامه به ۱۱ ارزیاب با مشخصات زیر داده شد. هیچکدام از آنها سیگاری نباشند هیچیک از آن ها به مواد غذایی خاصی، حساسیت نداشته باشند سن آن ها بین ۲۵ تا ۶۰ سال باشد آنان در پرسشنامه های خود تیمارها را که از لحاظ طعم، درخشندگی و بافت مورد ارزیابی قرار داده اند نظرات خود را اعلام داشتند به آنان تفهیم گردید که به هر تیمار امتیازاتی بین ۱ تا ۱۰ بدهند. بدین معنی که بهترین امتیاز را با عدد ۱۰ و کمترین آن ها را با عدد یک مشخص کنند. برای تشخیص تمایز طعم نمونه ها از یکدیگر در فواصل ارزیابی یک لیوان آب در اختیار افراد مورد ارزیابی قرار گرفت. ۳ -۵-۸- تحلیل آماری این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار ۱۵ SPSS تجزیه و تحلیل شدند. میانگین ها با بهره گرفتن از آزمون دانکن در سطح احتمال ۵ درصد مقایسه گردیدند. ۳-۶- آزمایش دوم در این آزمایش به جای آنتی اکسیدان های سنتزی از آنتی اکسیدان های طبیعی استفاده شد و همه مراحل آزمایش مانند آزمایش اول انجام شد با این تفاوت که در این آزمایش گردوهای پوشش داده شده با اسانس زنیان و آویشن برای جلوگیری از خروج اسانس در کیسه های بدون سوراخ قرار گرفت. مشخصات و مواد مصرف شده در تیمارهایی که به عنوان پوشش مغز گردو مورد استفاده قرار گرفتند در جدول ۳-۲ آمده است. جدول ۳-۲- تیمارهای ۱۰ گانه پوشش های خو راکی به همراه مواد آنتی اکسیدان طبیعی هر یک از تیمارها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- با پیگیری میزان پیشرفت در جهت اهداف تعیین شده مشخص میشود،که آیا راهبردهای تدوین شده، به صورت موفقیت آمیزی، به اجرا در آمدهاند(ناظر بر اجرای صحیح)؟
با توجه به هر دو جنبه علمی و کاربردی که بررسی شد، مسئله اصلی تحقیق این است که الگوی انواع استراتژی های ارزیابی عملکرد برای سازمانهای نظارتی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟
 ۱-۳ دامنه پژوهش حوزههای منتخب پژوهش از دو منظر سازمانی و موضوعی مورد توجه قرار گرفته اند. منظور از بعد سازمانی، یعنی قلمروی سازمانی و از نظر موضوعی به زمینه علمی یا حوزه نظری آن توجه شده است. در هر یک از این دو منظر نیز حوزههای عام و خاص از یکدیگر تفکیک شدهاند و این پژوهش بیشتر متمرکز بر دامنههای خاص منتخب(سازمانی و موضوعی) میباشد. در نمودار ۱-۱ دامنههای گوناگون مورد مطالعه در پژوهش حاضر معرفی شده اند. دامنه پژوهش دامنه موضوعی پژوهش دامنه سازمانی پژوهش دامنه موضوعی خاص پژوهش استراتژی های ارزیابی عملکرد دامنه موضوعی عام پژوهش مدیریت استراتژیک منابع انسانی و ارزیابی عملکرد دامنه موضوعی خاص پژوهش سازمان بازرسی دامنه سازمانی عام پژوهش سازمان بازرسی کشور ۱نمودار ۱-۱ دامنههای گوناگون مورد مطالعه در پژوهش ۱-۴ اهمیت و ضرورت پژوهش در این دامنهها تبیین منطق و ارائه دلایل قابل قبول برای توجیه ضرورت مطالعه و پژوهش در دامنه موضوعی و سازمانی هر پژوهشی اولین شرط لازم برای تضمین موفقیت و اثربخشی آن پژوهش خواهد بود. بدین منظور لازم است قبل از هر چیز دامنه عام پژوهش معرفی و از این طریق مقدمات لازم برای توجیه علل انتخاب دامنه خاص پژوهش نیز مهیا گردد. ۱-۵ اهمیت و ضرورت پژوهش در دامنه موضوعی اداره پاسخگویی دولتی[۱] آمریکا در سال ۱۹۸۰ سنجش عملکرد را، به عنوان ارزیابی عملکرد سازمان با در نظر گرفتن معیارها و سنجه های بهره وری، اثربخشی، کیفیت و زمانبندی تعریف کرد(عملکرد دولت شهروندمحور ۲۰۰۴). رایج ترین و پرکاربرد ترین تعریف مورد استفاده در ادبیات مدیریتی، تعریفی است که در سال ۱۹۹۸ توسط نیلی ارائه شد و سنجش عملکرد را به عنوان فرایند کمی سازی کارایی و اثربخشی اقدامات گذشته از طریق کسب، مقایسه، دسته بندی، تجزیه و تحلیل، تفسیر و انتشار داده های مناسب تعریف می کند(فینگ، می. ویس، ال. ویسین، اس. وونگ، ال. ۲۰۰۳)[۲]. ارزیابی عملکرد، از نظر مبانی فلسفی، دارای چهار بعد است که عبارتند از: هدفگرایی، ارزشگرایی، قضاوتی بودن و اصلاح گرا و تکاملی بودن. با دقت در معانی و مفاهیم هر کدام از این ابعاد در می یابیم که با مسئله و موضوعی به شدت ارزش محور و فرهنگ نهاد مواجهیم. در ابعاد هدفگرایی و تکاملگرایی، با مسئله محوری غایت و در ابعاد ارزش گرایی و قضاوتی بودن، با موضوع بنیادین تعاریف باید و نباید و خیر و شر مواجهیم، و می دانیم که هر کدام از این موضوعات، محل مناقشات گسترده ایست، بدین معنی که معیارها و سنجه هایی که برای ارزیابی عملکرد به کار گرفته می شوند، با تکیه بر بافت و تعاریف و مفروضات هر فرهنگ تعریف میشوند. اما همین کار نیز چندان ساده نیست؛ به گونه ای که در حیطه مطالعات رفتار سازمانی، در برخی از منابع، سنجش عملکرد را به نام مسئله معیارها[۳] می شناسند(پالوت، ۲۰۰۱)[۴]. مفهوم عملکرد یکی از مفاهیم قدیمی در محیطهای کاری است. با این حال هنوز هم هیچ اجماعی در مورد ماهیت این مفهوم در میان صاحبنظران ایجاد نشده است. یکی از دوقطبیهای موجود در تعاریف و نگرشهای ارائه شده از عملکرد، پیوستار فرایند – رفتار است. بدین معنی که برخی از اندیشمندان، عملکرد را به عنوان مجموعه رفتارهایی می دانند که طی انجام یک کار و فعالیت صورت می گیرد و برخی دیگر از صاحب نظران، عملکرد را به عنوان فرایند انجام فعالیت تعریف می کنند. به عنوان مثال، دانیلز عملکرد را به عنوان فرایندی که در برگیرنده مجموعه ای از رفتارهای معطوف به دستیابی به هدفهای از پیش تعیین شده است، تعریف می کند(دانیلز ۱۹۸۹؛۲۷). آرمسترانگ و مورلیس عملکرد را سازهای چندبعدی می دانند که سنجش و اندازه گیری آن، بسته به عوامل مختلف متفاوت است. آنها هم چنین معتقدند که می بایست میان نتایج(خروجیها) و رفتار(فرایند) تفاوت قایل شد. بدین معنی که باید از ابتدا تصمیم گیری کرد؛ که آیا هدف سنجش، ارزیابی نتایج است و یا ارزیابی فرایند(آرمسترانگ و مورلیس ۱۹۹۴؛۸۴). اوتلی، معتقد است عملکرد، هم به انجام کار مربوط می شود و هم به نتایجی که از فعالیت مورد نظر به دست می آید(اوتلی ۱۹۹۹: ۳۶۶). به عقیده کمپبل، عملکرد رفتار است و می بایست از نتایج تفکیک شود، زیرا نتایج ممکن است از عوامل سیستم متاثر شوند(کمپبل ۱۹۹۶؛۱۸). از سوی دیگر، برخی از اندیشمندان این حوزه معتقدند عملکرد را باید بر اساس نتایج کار تعریف کرد. از آن جمله می توان به بوان و تامسورهن اشاره کرد که معتقدند «عملکرد را می بایست به عنوان نتایج و خروجیهای کار تعریف کرد زیرا این نتایج دارای رابطهای قوی و مثبت با اهداف استراتژیک، رضایت مشتری و سودآوری اقتصادی دارند»(بوان و تامسون ۱۹۹۱؛ ۳۶). دوگانکی دیگر که در مدلهای ارزیابی عملکرد قابل مشاهده است، پیوستار معیارهای نرم( سنجه های غیر مالی) در برابر معیارهای سخت(سنجه های مالی و حسابداری) است. به طور سنتی، سیستم های مدیریت عملکرد خود را بر معیارها و سنجههای سنتی حسابداری مالی(مانند بازده سرمایه گذاری، سود هر سهم و ارزش افزوده اقتصادی) و نیز تئوری های برخاسته از حیطه مطالعاتی اقتصاد متمرکز و محدود کرده اند. این رهیافت اگر چه در گذشته موفقیتهایی از خود نشان داده است، اما به نظر می رسد در محیطهای متغیر و متلاطم نوین کسب و کار، کارایی چندانی نداشته باشد. اهمیت یافتن فزاینده مباحث مربوط به حمایت شرکتی و مسئولیتهای اجتماعی شرکتها، موجب شده است، تا شرکت ها نه تنها در قبال عملکرد و رفتارهای اقتصادی خود مسئول باشند، بلکه میبایست، در قبال عملکرد اجتماعی خود نیز پاسخگو باشند. به عبارت دیگر طی سالیان گذشته در ادبیات مدیریت شاهد گونه ای تغییر جهت از رهیافت سهامداران که در آن، معیارهای عملکرد بر سودآوری کسب و کار از دید سهامداران تاکید داشت، بودهایم. هم چنین به دلیل رشد اهمیت منابع انسانی سازمان ها، تاکید روزافزونی نیز بر جنبه های رفتاری حسابداری مدیریت می شود. همین تمایز میان معیارهای سخت و نرم است که موجد دو نگرش اطلاعاتی و رفتاری به ارزیابی عملکرد شده است. مطالعه ادبیات موجود در زمینه سیستمهای ارزیابی عملکرد این سوال را مطرح می کند که آیا سیستم های ارزیابی عملکرد، گونه ای از سیستمهای اطلاعاتی هستند، که به سازمان در اتخاذ تصمیمات و نظارت بر اهداف کمک می کنند و یا نوعی از ساز وکارهای کنترل رفتاری هستند که وظیفه و کارکرد اصلی آنها، انگیزش، همسوسازی و جبران خدمات و کارکنان است؟ مطالعات موجود، اهمیت توجه به هر دو بعد رفتاری و اطلاعاتی سیستمهای ارزیابی عملکرد را اثبات می کند هر چند موضوع مورد بررسی در هر کدام از این نگاه ها با هم متفاوت است. در حیطه رفتاری، رابطه میان رفتار فردی(اعم از رفتارهای مخرب و یا رفتارهای سازنده) از یک سو و میزان تکیه بر اطلاعات حسابداری برای ارزیابی عملکرد مورد ارزیابی قرار میگیرد. از سوی دیگر، نگرش اطلاعاتی به بررسی این مسئله می پردازد که چگونه توانایی سازمان در عملکرد مناسب و کارا به در دسترس بودن اطلاعات ضروری عملکرد کسب و کار بستگی دارد. ارزیابی عملکرد کلی سازمانهای امروزی، به دلیل فعالیت این سازمانها در شبکه پیچیده ای از روابط، موضوعی بین رشته ای است. هم چنین ماهیت متفاوت و گاه متناقض این روابط به گونه ای است که عملکرد سازمانی را به سازهای تبدیل می کند که دربرگیرنده بیش از یک بعد است(شیل و موریسه ۲۰۰۰: ۱۳). هم چنین این تفاوت در معیارهای عملکردی، در برخی دیگر از تحقیقات، در قالب طیف رویکردهای سایبرنتیک تا رویکردهای کل گرا را به خود گرفته است. در مدلهای سایبرنتیک، عملکرد عمدتاً بر مبنای سنجههای مالی مورد ارزیابی قرار می گیرد و به آن به عنوان بخشی از حلقه و چرخه برنامه ریزی و کنترل نگریسته می شود. به طور خلاصه می توان گفت که از دیدگاه سایبرنتیک، استفاده از سنجش عملکرد عمدتاً همراه با کنترل میزان دستیابی به اهداف سازمانی و میزان تحقق و اجراییسازی استراتژی های سازمانی است. سنجش عملکرد به طور ضمنی به مفهوم سیستمهای کنترل تشخیصی پیوند خورده است که گونه ای سیستم رسمی بازخوردی برای ارزیابی و نظارت بر رهآوردهای سازمانی و اصلاح انحرافات از استانداردهای عملکردی از پیش تعیین شده است(گروت، وان هلدن، ۲۰۰۳)[۵]. اما در مدلهای کلگرا، سنجههای عملکردی از میان عوامل و ابعاد غیرمالی انتخاب می شوند و خود فرایند ارزیابی به عنوان یک فرایند مستقل که در بافت مجموعه ای از فرایندهای سازمانی یکپارچه شده است مورد توجه قرار میگیرد( اوسلون، هامفری، گوت ری،۲۰۰۱)این مدل و رویکرد، دارای کاربردهای فراوانی است که در قالب پنج عنصر خلاصه می شوند. این کارکردها عبارتند از: تصمیم گیری، کنترل، انتقال پیام، آموزش و یادگیری، و ارتباطات خارجی(سایمونز،۲۰۰۰؛۶۸). در این حالت، ارزیابی عملکرد سه نقش بسیار مهم را در سازمان به عهده می گیرد که عبارتند از: نقش هماهنگی، که توجه تصمیم گیرنده را به اهداف اولیه و ثانویه سازمان جلب می کند، نقش نظارتی، که در برگیرنده سنجش و گزارشدهی عملکرد در راستای ارضای نیازها و خواسته های ذینفعان است و نقش تشخیصی که شامل ارزیابی روابط علت و معلول میان عملکرد فرایند، یادگیری سازمانی و عملکرد سازمانی است(هنری،۲۰۰۵؛۱۵). بعد دیگر مورد بحث در تئوریهای عملکرد، توجه به ذینفعان(درونسازمانی یا برونسازمانی) است. رویکردهای مختلف ارزیابی سازمانی، با شدت و ضعف مختلفی با عامل ذینفعان سازمانی مواجه می شوند. یکی از رویکردهای مورد استفاده، هرم عملکرد یا سیستم SMART است. در این روش که توسط کراس و لینچ در سال ۱۹۹۲ ارائه شد، توجه خاصی به سلسلهمراتب موجود در سازمان می شود. از همین رو، رابطهها و پیوندهایی میان سنجه های عملکردی مختلف هر کدام از این لایه های عملکردی ایجاد می شود که در نهایت به سمت هدف اصلی سازمان که در قله هرم سازمانی قرار می گیرد، حرکت می کند. در این مدل، برای نشان دادن اهمیت عامل منابع انسانی برای دستیابی سازمان به چشمانداز مورد نظر خود، چهار عامل و شاخص در سطح عملیاتی مطرح می شوند که عبارتند از:
شاخصه های میانی که پل ارتباطی میان سنجههای عملیاتی و سنجههای کلان هستند عبارتند از:
اگر چه این مدل به طور همزمان به سنجههای مالی و غیر مالی توجه دارد و شاخص های استراتژیک و عملیاتی را در کنار هم مورد توجه قرار میدهد، با این حال ساز و کار مشخصی برای تعیین شاخصههای اصلی عملکردی ارائه نمی دهد(قلائینی و همکاران،۱۹۹۷؛۲۱۰). رویکرد این روش، به گونه ای است که بیشتر به فرایندها و عوامل درونی سازمان نظارت دارد و توجه چندانی به ذی نفعان برونسازمانی نمیکند. روش کارت امتیازی متوازن توسط کاپلان و نورتون در سال ۱۹۹۲ برای توجه همزمان به سنجههای مالی و غیرمالی ارائه شد. این رویکرد مبتنی بر ترکیب چهار عامل است: دیدگاه مالی، دیدگاه مشتری، فرایندهای داخلی کسب و کار، و رشد و یادگیری. برخلاف روشهای سنتی، این روش، استراتژی ، چشمانداز و ارتباطات درون سازمان را در مرکزیت خود قرار میدهد. یکی از انتقاداتی که به این روش وارد شده است، این است که در واقع برای ارائه دیدگاهی کلی و جامع از عملکرد سازمانی به مدیران ارشد طراحی شده است و قابلیت اجرایی سازی در ردههای عملیاتی را ندارد. همچنین به عنوان روشی که مبتنی بر توجه به ذینفعان چندگانه است، توجه چندانی به ذینفعان مختلفی مانند عرضه کنندگان، قانونگذاران، رقبا و کل جامعه ندارد(قلائینی و نوبل ۱۹۹۶: ۷۰). هم چنین این روش از قدرت چانهزنی نسبی ذینفعان مختلف در تعیین این که منافع کدام یک از ذینفعان بر جهت گیریهای سازمان غالب خواهد شد و در نتیجه این غلبه نسبی، کدام یک از انواع سنجههای عملکردی، مورد توجه بیشتری قرار خواهند گرفت، غفلت کرده است(بریگنال و مودل،۲۰۰۰؛۲۸۳). منشور عملکرد، جدیدترین رویکرد در حیطه مطالعات ارزیابی عملکرد است. نیلی در سال ۲۰۰۱ با درک این مطلب که هیچ کدام از روشهای موجود در آن زمان، توجه واقعی و برجستهای به ذینفعان سازمان ندارند، بر اهیمت اتخاذ رویکردی جامع و کلگرایانه در قبال مدیریت ذینفعان تاکید کرد. مزیت اصلی روش منشور عملکرد، در این است که به تمامی ذینفعان سازمان و نه فقط سرمایه گذاران توجه دارد(پاول،۲۰۰۴؛۱۰۱۹) بر اساس رویکرد منشور عملکرد، یکی از اشتباهات عمده در رویکردهای ارزیابی عملکرد این است که این رویکردها معتقدند که سنجههای عملکردی را باید از استراتژی سازمان اخذ کرد. این امر منتهی به سوء برداشت از نقش استراتژی و اهداف ارزیابی عملکرد می شود. از این رو، منشور عملکرد کار خود را با فرایند تفکر در مورد ذینفعان و خواسته های آنان آغاز می کند(کیکرت،۲۰۰۰) همین امر قرار گرفتن عامل رضایت ذی نفعان در میان عوامل پنجگانه مورد توجه این رویکرد را توجیه می کند. عوامل پنجگانه مورد توجه این رویکرد عبارتند از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«هنگامی که ایرانیان در بیرون از شهر به رومیها حمله می کردند فوکاس جنایت های بدتری را با قتل و زندانی کردن مردم داخل شهر انجام می داد».[۵۸۳] سبئوس گزارش میکند که جنگی دیگر در ارمنستان در منطقه باسئان[۵۸۴] در گرفت. سنیتام خسرو ارتش بیزانس را شکست داد و آنها را به قلمرو خود فراری داد. او شهرهای انگل، گایلاتوک، ارگینای و شهر تسخناکرت [۵۸۵]در دارا را فتح کرد، و هنگامی که فرمانی از جانب شاه رسید آنجا را ترک نمود. در ادامه سبئوس گزارش بسیار ارزشمندی را ارائه میدهد که تا حد بسیاری سیاست جنگی لشکر ایران و علت پیروزیهای سریع آن را ارائه میدهد: «شاه خسرو از دارا بازگشت و یک بار دیگر به ارتشش استراحت داد. [۵۸۶] او ارتش دیگری آماده کرد، و نیروی بسیار قدرتمندی را تحت فرماندهی خرم [۵۸۷]که ارازمان نامیده میشد به میانرودان فرستاد و او فرمان زیر را به آنها داد: کسانی که تسلیم میشوند را دوستانه بپذیرید، و ایشان را در صلح و آبادانی نگه دارید، اما کسانی را که ممکن است مقاومت کنند، و جنگ به راه بیاندازند نابود سازید». در ادامه سبئوس اجرای این سیاست جنگی را چنین توضیح میدهد: «خرم با برداشتن نیروهایش وارد قلمرو آسورستان شد. با رسیدن به میانرودان سوریه آنها شهر ادسا را محاصره کردند، و به آن حمله کردند اما مردم ادسا به خاطر تعداد زیاد سپاه ایران و پیروزی آنها در نبردها و از آنجایی که انتظار کمکی از جایی نداشتند برای صلح گفتگو کردند، و سوگندی طلب کردند که آنها ]ایرانیان[ شهر را ویران نکنند. سپس با باز کردن دروازه شهر تسلیم شدند به همین شیوه آمد و تلا و رشاینای[۵۸۸]و تمام شهرهای میانرودان سوریه با میل خود تسلیم شدند و در صلح و آبادانی حفظ گردیدند. آنها ]ایرانیان[ به شهر انطاکیه رفتند و مردم آنجا نیز با تمام شهرها و ساکنانش از روی میل تسلیم شدند و از شمشیر فوکاس گریختند».[۵۸۹]
 این گزارش نشان میدهد که یکی از عوامل سریع سقوط شهرهای میانرودان و سوریه سیاست ارتش ایران مبنی بر حفظ صلح و امنیت آنها در صورت تسلیم، و عامل دیگر بدرفتاریهای فوکاس با مردم مناطق تحت نفوذ خود است. چنانکه آنها حاضر می شدند داوطلبانه تسلیم دشمن شوند تا در امنیت بمانند. رویدادنامهی ۱۲۳۴م نیز گزارش می کند که هنگامی که ایرانیان به قلمرو بیزانس ضربه میزدند فوکاس از درون کشور با کشتن رومیها تا آنجایی که دیگر از مردان قدرتمند خالی شد از آنها پیشی گرفته بود.[۵۹۰] آگاپیوس هم گزارش می کند که پس از درگیریهای میان یهودیان و مسیحیان فوکاس بر مسیحیان در انطاکیه، لائودسیه [۵۹۱]و تمام سوریه و میانرودان مالیاتهای سنگینی گذاشت.[۵۹۲] البته پیش از آن نیز آگاپیوس گزارش می کند که خسروپرویز دارا را تصرف نمود.[۵۹۳] پس از آن ادامه میدهد که ایرانیان بر علیه آمد پیش رفتند و آن را تصرف نمودند سپس آنها به سمت قینصرین [۵۹۴]رفتند و پس از آن به ادسا برگشتند.[۵۹۵] یعقوب ادسایی نیز گزارش می کند که پیش از برکناری فوکاس ایرانیان شهر آمد، و همچنین رهساینا [۵۹۶]را فتح کردند[۵۹۷] سبئوس گزارش می کند که خسروپرویز ارتشی دیگر را نیز به فرماندهی اشتات یزتایار[۵۹۸]به ارمنستان فرستد و قیصر تئودوسیوس، پسر کذایی ماوریکیوس، را با او همراه کرد.[۵۹۹] تئوفانس گزارش میکند، همانگونه که شایعهی زنده بودن تئودوسیوس پسر ماوریکیوس گسترش پیدا کرد هم کنستانتینا (همسر ماوریکیوس) و هم ژرمانوس امید زیادی پیدا کردند.[۶۰۰] این قسمت از گزارش تئوفانس میزان بزرگی این شایعهی احتمالی را نشان میدهند؛ آن قدر که مادر خود او نیز باور کرده بود. در اینجا سوالی نیز به وجود میآید که اصولا اگر بر طبق روایت تئوفیلاکت، تئودوسیوس دستگیر و کشته شده بود[۶۰۱] پس چرا فوکاس و اطرافیان او جنازهی وی را بر اساس رسم موجود در منظر عموم قرار نداده بودند، تا از به وجود آمدن چنین شایعاتی جلوگیری کنند؟ منابع ما پاسخ مشخصی به این سوال نمیدهند، شاید آنها پیش بینی نمیکردند که دشمنانشان از چنین حربهای استفاده نمایند، و یا شاید این موضوع شایعه نبوده است. سبئوس ادامه میدهد که اشتات یزتایار در همین سال از حکومت خسروپرویز به مرزهای ارمنستان آمد. ارتش بیزانس در منطقهی باسئان گرد آمد. جنگی بزرگ در منطقهی دو و اردرو [۶۰۲] درگرفت. ایرانیان ارتش بیزانس را شکست دادند، و با کشتن بسیاری از ایشان نابودشان ساختند. بسیاری در جنگ کشته شدند. ایرانیان آنها را تا شهر ساتالا دنبال کردند سپس فرماندهی لشکر ایرانی در نزدیکی شهر کارین [۶۰۳]اردو زد و شروع به عملیات نظامی بر ضد آن کرد. شهر چندی مقاومت کرد، تا اینکه قیصر تئودوسیوس جلو آمد و گفت «من شاه شما هستم» پس آنها دروازه را گشودند، مردان برجستهی شهر بیرون آمدند و به خدمت او رسیدند در بازگشت دیگران را متقاعد کردند که او واقعا تئودوسیوس پسر ماوریکیوس است و با باز کردن دروازهها تسلیم شدند. سپس او نگهبانانی را در آنجا گذاشت و سپس رفت. دزیتریخ، شهری در هاشتئانک، و ساتالا و آراستیای و نیکوپولیس [۶۰۴]را فتح کرد.[۶۰۵] ۳-۱-۴ شاهین و فتح قیصریه پس از آن در روایت سبئوس به نام شاهین بر میخوریم. سبئوس وی را شاهین پاتگوسپان[۶۰۶] میخواند، [۶۰۷]و این با روایت طبری که او را پاذگوسپان مغرب میداند مطابقت دارد.[۶۰۸] برطبق گزارش او شاهین با لشکر بیزانس در ناحیه کارین روبرو شد، و در جنگی آنها را شکست داد، و از آن سرزمین فراری داد. در بیستمین سال حکومت خسروپرویز شاهین به مناطق غربی حمله کرد و به قیصریه در کاپادوکیه رسید. ساکنان مسیحی شهر آنجا را ترک کردند و رفتند، اما یهودیان به دیدار او رفتند و تسلیم گردیدند. او به مدت یک سال در شهر باقی ماند. در بیست و یکمین سال حکومت خسروپرویز، او طبق دستور خسروپرویز مردم کارین را حرکت داد، و در همدان مستقر کرد.[۶۰۹] در مورد سقوط قیصریه کنث هلوم با بررسی یافتههای باستانشناسی نتیجه میگیرد که با وجود به دست آمدن شواهدی از ویرانی در دوران اعراب مسلمان و ایرانیان هیچ شاهدی وجود ندارد که خرابی عمدهای در این شهر صورت گرفته باشد. و حتی نمی توان تاریخ دقیقی برای برخی یافتههای باستانشناسی آن ارائه داد پس باید علت از رونق افتادن قیصریه را در اواخر دوران باستان در جاهای دیگری جست.[۶۱۰] ۳-۱-۵ شورش یهودیان بر ضد بیزانس یکی از دیگر حوادث دوران فوکاس مسئلهی شورش یهودیان است. بر طبق روایت تئوفانس یهودیان انطاکیه شورشی را بر ضد مسیحیان شروع کردند، و آناستاسیوس رئیس کلیسای بزرگ آنجا را به همراه بسیاری از زمین داران کشتند. فوکاس لشکریانی را بر ضد آنها فرستاد، و در نهایت آنها بسیاری را کشتند و از شهر تبعید نمودند.[۶۱۱] رویدادنامهی پاک تاریخ قتل آنستاسیوس را اواخر سپتامبر ۶۱۰ می داند، اما قتل او را به دست سربازان میداند میخاییل سوری نیز ماجرای قتل او به دست یهودیان را گزارش می کند.[۶۱۲] آگاپیوس هم شورش یهودیان را گزارش میکند. بر طبق گزارش او یهودیان تمام شهرهای سوریه و بین النهرین قصد داشتند که مسیحیان را بکشند و کلیساهایشان را ویران سازند، اما مسیحیان پیشدستی کردند، و تعداد بسیاری از یهودیان را کشتند. فوکاس با آگاهی از این موضوع از از دست مسیحیان آن مناطق آزرده خاطر شد و مالیات سنگینی را به آنها گذاشت.[۶۱۳] به عقیدهی نگارنده روایت آگاپیوس مبنی بر سخت گیری فوکاس بر مسیحیان به خاطر شورش یهودیان از منطق بسیار دور است، و پذیرفتی نیست؛ زیرا علاوه بر آنکه یهودیان یک اقلیت بودند شورش آنها بر علیه مسیحیان در واقع شورش بر علیه حکومت بیزانس بود که در برخی منابع دیگر نیز بازتاب پیدا کرده است که پیشتر به آنها پرداخته شد. حال باید دید ریشههای این شورش در چه بوده است. یکی از دلایل این شورش فشاری بود که به یهودیان به عنوان اقلیتی دینی در جامعهای مسیحی وارد می شد. مسیحیان دیدگاه خوبی نسبت به یهودیان نداشتند، و این موضوع در گزارشهای منابع مسیحی آشکار است. اینک که بیزانس سختتر از گذشته در تمامی جبهه ها از سپاهیان ایرانی ساسانی شکست خورده بود، و شهرهای سوریه در آستانهی سقوط بودند یهودیان احتمالا این را فرصتی مناسب برای آغاز شورش دانستند. در واقع زمینهی اصلی این شورش سختگیری فوکاس بر یهودیان بود. این موضوع در رویدادنامهی زوقنین گزارش شده است. بر طبق گزارش آن فوکاس دستور داد که تمام یهودیان بیزانس غسل تعمید داده شوند. او فرمانده جرج را به اورشلیم و تمام فلسطین فرستاد تا یهودیان را مجبور به انجام غسل تعمید کند. یکی از رهبران یهودیان به نام جوناح[۶۱۴] مخالفت ورزید، اما جورج به او سیلی زد و یهودیان را مجبور کرد که چه بخواهند یا نه از فرمان فوکاس پیروی کند و غسل تعمید داده شوند.[۶۱۵] این سختگیریهای فوکاس در بردارندهی نارضایتیهای بسیاری در میان یهودیان بوده است. یک نکتهی مهم در اینجاست که رویدادنامهی زوقنین محل این غسل تعمید را در اورشلیم و فلسطین میداند، اما منابع دیگر محل شورش را در سوریه و به خصوص انطاکیه معرفی میکنند. برای حل این ابهام باید در نظر گرفت که شاید در اورشلیم و سایر شهرهای فلسطین شرایطی حاکم بوده است که انگیزه یا امکان شورش را در آن زمان در آنجا از بین برده است، یا اینکه در شهرهای سوریه اتفاقاتی افتاده است که موجبات خشم ناگهانی مردم آن منطقه را فراهم نموده است، اما این اتفاقات هر چه که بوده باشد احتمالا تنها نقش یک جرقه را در انبار باروت ایفا میکرده است، زیرا یهودیان در سرتاسر امپراتوری بیزانس ناراضی به نظر میرسیدند. این را می توان در نقشی که یهودیان در همکاری با ایرانیان پس از سقوط اورشلیم بازی می کنند و خوشنودی آنها از این ماجرا دید. همچنین می توان آن را در گزارش سبئوس که پیشتر به آن اشاره شد مبنی بر تسلیم داوطلبانهی یهودیان به سپاه شاهین در قیصریه مشاهده کرد. ۳-۱-۶ کلیسای نسطوری در زمان جنگ خسروپرویز و فوکاس رویدادنامهی خوزستان اطلاعاتی درباره کلیسای نسطوری در ایران آن روزگار میدهد از جمله مرگ سبریشو و انتخاب گرگوری به عنوان رئیس کلیسا که با دخالت شیرین صورت پذیرفت؛ اما او چند سال بیشتر زنده نماند و به خاطر دخالتهای گابریل کلیسا مدتی بدون رهبر باقی ماند، تا سرانجام مرابا [۶۱۶]معاون اسقف را که اهل تیسفون بود برای هدایت آن برگزیدند. کلیسا برای مدت طولانی بدون رئیس ماند، اما گابریل سینگارا کلیسای اروتودکس را بیش از پیش تهدید میکرد، و مردم را از صومعهی پتیون، صومعهی شیرین و دیگر صومعه ها بیرون میکرد. پیروان فرقهی هرتیک [۶۱۷]را در آنجا سکنی می داد. در آن زمان لونادب آدیابنهای به خاطر آزادی بیانی که در حضور خداوند داشت، و برای عشقش به شاه نامهای از شاه دریافت کرد که قدرت برتر در کلیسای سنت متیو را به او میداد، اما توطئههای گابریل به او نیز اجازه نداد به اهدافش برسد. [۶۱۸] به نظر میرسد که نفوذ یعقوبیان با رهبری گابریل در این زمان بیشتر و بیشتر گردیده بود. نفوذ گابریل همانگونه که پیشتر اشاره شد از سالها پیش در دربار خسروپرویز آغاز شده بود و در این زمان به اوج خود رسید. رودیدادنامهی خوزستان گزارش میکند که گابریل، خسروپرویز را بر علیه نسطوریان تحریک کرد، و بین پیروان دو فرقه مناظرهای برگزار کرد. [۶۱۹] درست است که در ادامه گزارش می شود که نسطوریان در این مناظره پیروز شدند، و خسروپرویز گابریل را سرزنش کرد، اما اصولا برگزاری چنین مناظرهای نشانگر بدبینی خسروپرویز نسبت به نسطوریان است؛ چنان که در ادامه نیز توطئههای گابریل بر علیه یکی از اعضای رقیب باعث زندانی شدن و قتل او گردید. [۶۲۰] رویدادنامه خوزستان در ادامه از شخصی دیگر به نام یزدین[۶۲۱] نام می برد که در دربار خسروپرویز نفوذ بسیار داشت و رابطهی او با خسروپرویز مانند رابطه حضرت یوسف و فرعون بود و او کلیساها و صومعههای بسیاری را بنا کرد. رویدادنامهی خوزستان در ادامه، گزارش احوال چند تن دیگر از مسیحیان نسطوری که کلیساهایی ساختند را ارائه میدهد، و اختلافات داخلی میان برخی از آنها را گوشزد میکند.[۶۲۲] به طور کلی گزارشهای رویدادنامهی خوزستان دربارهی اوضاع مسیحیان در زمان خسروپرویز نشان دهندهی آن است، که آنها از آزادیهای بسیاری برخوردار بودند. علاوه بر نفوذ بسیار افراد مسیحی در دربار خسروپرویز مانند سبریشو، یزدین، گابریل سنجار و غیره، شیرین همسر مورد علاقه خسروپرویز نیز نقش عمدهای را در این باره ایفا می کرد. به عنوان یک سیاست نیز خسروپرویز با تقویت کلیسای نسطوری و یعقوبی که در زمان فوکاس مورد حمایت بیزانس نبودند آنها را بیشتر به خود جذب می کرد. همان گونه که عنایتالله رضا نتیجه میگیرد خسروپرویز در برخوردهای دینی روند میانهروی در پیش داشت، و مردم در قیاس با امپراتوری روم شرقی، ایران را کشوری نمونه و دادخواه تلقی می کردند.[۶۲۳] اما ادامه نتیجه گیری ایشان به نظر چندان صحیح نیست: «اما پس از بازگشت به سختگیریهای پیشین ایران اعتبار گذشته را از دست داد، زیرا گرایش به یکتاپرستی همواره روی به قوت داشت».[۶۲۴] منابع مسیحی در مجموع اشارهای به اینکه خسروپرویز سیاست دینی خود را تغییر عمدهای داده باشد، یا اینکه سختگیریهایی را برخلاف گذشته انجام داده باشد ندارند، پس علت را باید در چیز دیگری جست. در واقع این سختگیریهای فوکاس بود که مسیحیان قلمروی خود را به ایران نزدیکتر میکرد. چنانکه همانگونه که پیشتر اشاره شد بر طبق سبئوس بسیاری از شهرهای مسیحی میانرودان و سوریه بدون هیچ مقاومتی تسلیم شدند، تا از شمشیر فوکاس در امان باشند، و در صلح و آبادانی باقی بمانند.[۶۲۵] اما با این حال از دید مسیحیان، ایرانیان زرتشتی، کافر به حساب میآمدند در حالیکه امپراتوری بیزانس هم کیش آنها بود. به نظر می آید که این قتل فوکاس بود که در دراز مدت اوضاع را تغییر داد نه سختگیری خسروپرویز. هراکلیوس بسیار با سیاستتر از فوکاس عمل می نمود، و تمام سعی خود را برآن داشت تا جنگ با سپاه خسروپرویز را نوعی جنگ صلیبی معرفی کند، و مسیحیان را بر ضد سپاه ساسانی تحریک کند. انگلبرت وینتر معتقد است که بویژه پس از سقوط اورشلیم جنگ حالتی مذهبی به خود گرفت چنان که پیش از آن کاملاً بیسابقه بود و این نخستین جنگ قرون وسطایی به شمار میرود که یاد آور جنگهای صلیبی بعدی است.[۶۲۶] به عقیدهی براندس نیز پس از تصرف صلیب مقدس جنگ بر علیه ایران شکل صلیبی به خود گرفته بود.[۶۲۷] رویدادنامهی خوزستان در ادامه به طور خلاصه پیروزیهای سرداران ایرانی را شرح می دهد. بر طبق گزارش آن خسروپرویز دو فرمانده را برگزید، آنها ماردین، آمد، میافارقین و ادسا را فتح کردند، و با پل زدن بر روی رودخانهی فرات به سمت هیراپولیس پیش رفتند.[۶۲۸] ۳-۲ روند شکستهای هراکلیوس تا زمان سقوط مصر موضوع مورد بحث دیگر در منابع شورش بر علیه فوکاس است، که از مصر آغاز شد و در نهایت به مرگ او انجامید. بیشتر منابع هم رای هستند که هراکلیوس و گرگوری که فرماندهان آفریقا بودند پسران خود هراکلیوس و نیکتاس را به سمت قسطنطنیه فرستادند. هراکلیوس از دریا و نیکتاس از خشکی عازم شد، و قرار بر این شد که هر کدام زودتر به پایتخت برسند امپراتور شود. هراکلیوس با دریایی آرام روبرو گردید، و زودتر به پایتخت رسید و با کشتن فوکاس امپراتور شد. رویدادنامهی پاک ورود هراکلیوس به قسطنطنیه را برابر با ۵ اکتبر ۶۱۰ م و قتل فوکاس به دست هراکلیوس و تاج گذاری او را برابر با دوشنبه ۶ اکتبر می داند.[۶۲۹] برطبق رویدادنامهی ۱۲۳۴م و میخاییل سوری هراکلیوس سفرایی را با تقاضای صلح نزد خسروپرویز فرستاد، اما خسروپرویز به آنها اهمیتی نداد، و رومیان را تهدید کرد و به حملات خود ادامه داد.[۶۳۰] بر طبق گزارش آگاییوس هراکلیوس سفرایی را نزد شاه ایرانیان فرستاد تا با او صلح کند، اما او کاملاً مخالفت کرد.[۶۳۱] سبئوس نیز گزارش میکند که هراکلیوس هنگامی که به تاج و تخت رسید سفرایی را به همراه گنجهای بسیار و نامه هایی برای تقاضای صلح نزد خسروپرویز فرستاد، اما خسروپرویز به آنها توجهی نکرد[۶۳۲] سبئوس پاسخ خسروپرویز را چنین گزارش می کند: «آن پادشاهی مال من است، و من تئودوسیوس پسر ماوریکیوس را به عنوان شاه تعیین کردم. اما این یکی بدون اجازهی ما شاه شده است، و گنج های خودمان را به عنوان هدیه پیشنهاد میکند. با این حال من ]از جنگ[ دست بر نمیدارم تا اینکه او را به چنگ آورم».[۶۳۳] بر طبق گزارش او خسروپرویز آن گنج را تصاحب کرد و سفیران هراکلیوس را کشت و پاسخی برای پیشنهاد وی نفرستاد.[۶۳۴] تئوفانس نیز این موضوع را گزارش می کند، اما آنرا مربوط به ۳ سال پس از به تخت نشستن هراکلیوس میداند. البته با توجه به این که سفارت اول هراکلیوس به خسروپرویز در سایر منابع بیزانسی گزارش نشده است، روایت منابع سریانی به نظر درستتر می آید. همانگونه که خود تئوفانس نیز گزارش میکند[۶۳۵] هراکلیوس هنگام نشستن به تخت با شرایط بسیار دشواری روبرو بود، زیرا آوارها در اروپا تاخت و تاز میکردند و ایرانیان نیز در آسیا پیش می رفتند؛ بنابراین احتمالاً نخستین فکری که به ذهن او رسیده است آرام ساختن شرایط با ایجاد صلح با دشمنان بوده است. به عقیدهی نگارنده خسروپرویز نیز به خوبی این نکته را دریافته بود که اگر با بیزانس صلح کند این احتمال بسیار قوی است، که هراکلیوس پس از آماده کردن دوباره خود در دوران صلح به فکر انتقام و به دست آوردن دوباره اعتبار بیزانس بیفتد؛ در حالیکه اینک بیزانس در یکی از بحرانیترین برهه های تاریخ خود بود و بهترین فرصت برای خسروپرویز بود که نقش آن را تا جای ممکن کم رنگ تر کند که تا حد زیادی هم موفق بود، اما در نهایت برنامه های او با شکست روبرو شد. هراکلیوس پس از آنکه با پاسخ رد خسروپرویز مواجه شد به فکر مقابله با لشکریان وی افتاد، اما نخستین تلاشش با شکست بزرگی روبرو گشت. ۳-۲-۱ ادامه پیشرویهای لشکریان ایران در تمامی جبههها در دوران هراکلیوس بر طبق گزارش تئوفانس پس از به تخت نشستن هراکلیوس در ماه می ایرانیان به سوریه حمله کردند و پس از فتح آپامیا[۶۳۶] و ادسا تا انطاکیه پیش رفتند. رومیها با آنها روبرو شدند و جنگیدند و شکست خوردند، و کل سپاه روم از بین رفت؛ بنابراین تعداد کمی گریختند. تئوفانس گزارش میکند که در سال بعد ایرانیها قیصریه را گرفتند و در آنجا ده هزار نفر را اسیر کردند.[۶۳۷] رویدادنامهی سال ۶۴۰م فتح ادسا، حران، کالینیکوم [۶۳۸]و کرکسیوم و تمام شهرهای شرق فرات را به دست ایرانیان گزارش میکند. همچنین گزارش میکند که شهربراز به زنوبیا رسید، و آن را فتح کرد و این نخستین شهر غرب فرات بود که فتح شد. پس از آن ایرانیان به امسا [۶۳۹]رسیدند، و در آنجا مردم فراوانی از نژاد شرقی یافتند و آنها را به سرزمین خودشان باز فرستادند. در تابستان همان سال نیز رومیها و ایرانیان در حرم مقدس سنت توماس در امسا با یکدیگر جنگیدند.[۶۴۰] رویدادنامهی ۱۲۳۴م گزارش می کند که ایرانیان در سال بعد از به تخت نشستن هراکلیوس در ۸ اکتبر انطاکیه را گرفتند؛ در ۱۵ اکتبر آنها آپامیا را گرفتند، و به امسا در فینیقیه حمله بردند که به خاطر عفو عمومی تسلیم شد. در این میان نبردی بین قوای بیزانس و ایرانیان در سوریه در گرفت که به شکست بیزانس ها انجامید و فرماندهی ارتش ایران، بهرام، قیصریه را محاصره کرد. پس از سقوط آن برخی از ساکنان کشته شدند اما بیشتر آنها به عنوان اسیر با بهرام از آنجا برده شدند. در سال چهارم سلطنت هراکلیوس نیز شهربراز دمشق را فتح کرد، و اهالی آن در ازای پرداخت باج به ایرانیان مورد عفو قرار گرفتند.[۶۴۱] یعقوب ادسایی نیز گزارش می کند که ایرانیان پس از فتح ادسا تمامی سوریه و فینیقیه و فلسطین را فتح کردند.[۶۴۲] سبئوس هم ماجرای درگیریهای ایران و بیزانس را پس از به تخت نشستن هراکلیوس گزارش می کند. بر طبق گزارش او هراکلیوس یکی از فرماندهانش[۶۴۳] را فرستاد تا قیصریه را محاصره کند. آنها شهر را به مدت یک سال محاصره کردند. ارتش ایران از نظر غذای خود و اسبانشان تحت فشار قرار گرفتند، اما با آمدن تابستان و روئیدن سبزیجات تازه آنها شهر را به آتش کشیدند و از آن بیرون آمدند، و ارتش بیزانس را شکست دادند. ارتش ایران زمستان را در ارمنستان سپری کرد. در این میان شاهین به دربار فراخوانده شد، و شاه به او دستور داد تا سریعاً به مناطق غربی برگردد. او در تابستان به شهر کارین رسید. سپس با حمله به ملیطنه [۶۴۴]آن را تصرف کرد. او از آنجا حرکت کرد و به ارتش شهربراز که در منطقه پیسیدیا بود پیوست. در منطقه ارمنستان نیز درگیریهایی به نفع لشکر ایران جریان یافت. سپس هراکلیوس، فیلییکیوس را که در گذشته پسر خواندهی ماوریکیوس و فرماندهی سپاه بود و اینک کشیش شده بود را احضار کرد، و با سپاهی او را به شرق فرستاد. فیلیپیکوس از طریق قیصریه به ارمنستان رفت. خسروپرویز نیز سپاهی را به مقابلهی او فرستاد. سپاه ایرانی او را تعقیب کرد، اما فیلیپیکوس از نزدیکی شهر کارین به مرز خود بازگشت. سپاه ایران نیز که نتوانسته بود خود را به او برساند دوباره به میانرودان بازگشت. در این زمان هراکلیوس پسر خود کنستانتین را شاه اعلام کرد، و او را در رأس سنا قرار داد. او خودش به عنوان فرمانده به همراه برادرش تئودوسیوس نیروهایش را جمع کرد و به سمت میانرودان و انطاکیه رفت. در آنجا او با ارتش ایران جنگید، و نبرد سختی درگرفت که به شکست ارتش بیزانس انجامید، و ایرانیان شجاعانه پیروزی را به دست آوردند. نبرد دیگری در نزدیکی گذرگاه ورودی کلیکیه در گرفت. رومیان ۸۰۰۰ نفر از لشکریان ایران را از بین بردند، اما در نهایت شکست خوردند و فرار کردند. ارتش ایران قدرت گرفت و شهر تارسوس [۶۴۵]و تمام ساکنان ایالت کلیکیه را به کنترل خود در آورد. [۶۴۶] باینس معتقد است که با توجه به عدم وجود سالشماری دقیق در گزارش سبئوس در این جا او اتفاقاتی را گزارش می کند که مربوط به بهار ۶۲۶م میباشد یعنی هنگامی که هراکلیوس به کلیکلیه تاخته بود.[۶۴۷] اما به عقیدهی نگارنده این فرضیه بعید است زیرا درست است که سبئوس سالشمار چندان دقیقی ندارد اما به طور کلی روایت او حوادث مربوط به جنگهای ایران و بیزانس را بر اساس ترتیب آنها مرتب کرده است. میتوان پذیرفت که در جاهایی حوادثی جا به جا شده باشند اما موردی که بیش از سیزده سال بین اختلاف وجود داشته باشد را نمی توان در آن یافت. این بخش از گزارش سبئوس نشانگر شکست نقشههای هراکلیوس و فرماندهاش فیلیپیکوس برای شکست دادن و بیرون راندن لشکریان ایران از قلمرو سابق بیزانس است. آگایپوس نیز گزارش می کند که پیش از فتح اورشلیم ایرانیان قیصریه را فتح کردند[۶۴۸]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مفهوم کیفیت کسبشده کیفیت کسبشده به معنی قضاوت مشتری در مورد اهمیت ابعاد برند و رجحان یا برتری که نهایتاً مشتری را مجبور به انتخاب در خرید خدمت یا محصول خوب میکند و همینطور ارزیابی مصرفکننده کیفیت کسبشده یک ضرورت رقابتی است و امروزه اکثر شرکتها به کیفیت مشتری محور بهعنوان یک سلاح استراتژیک، روی آوردهاند (Hatice Yildirim et al, 2012). آکِر (۱۹۹۶) پیشنهاد کرد که کیفیت دریافت شده مربوط به مار ک های تجاری مختلف میتواند بهصورت مستقیم نیز اندازهگیری شود. همچنین شواهدی از مطالعات گذشته را بیان میکند که نشان دادند که تا ۸۰ درصد تغییرات در ارزش دریافت شده با کیفیت کسبشده توضیح داده میشود. کیفیت کسبشده، کیفیت واقعی محصول نیست، اما ارزیابی ذهنی مشتری نسبت به محصول است. همانند تداعیهای مارک تجاری(Zeithaml, 1988)، کیفیت کسبشده نیز ارزش را برای مشتریان فراهم میکند تا آنها با متمایز کردن مارک تجاری از رقبا، دلیلی برای خرید داشته باشند.
 اساساً اصل درک مشتری از کیفیت به درک ویژگیهای ذاتی و خارجی کیفیت مربوط میشود در میان ویژگیهای خارجی، انجام فعالیتهای بازاریابی شرکت از طریق، قیمت، تبلیغات و ترفیع، یک ابزار برجسته محسوب میشود.(Gil, et al, 2007) زِیتمال( ۱۹۸۸) کیفیت درک شده را قضاوت ذهنی مصرفکننده در مورد برتری و ارجحیت کلی یک محصول تعریف میکند. تجربیات شخصی محصول، نیازهای خاص و موقعیت مصرف، ممکن است ارزیابی ذهنی مصرفکننده از کیفیت را تحت تأثیر قرار دهد. معنای کیفیت درک شده بالا، از طریق تجربه طولانیمدت مرتبط با مارک تجاری، شناخت مصرفکننده از متفاوت بودن و برتری مارک تجاری ایجاد میگردد. زِیتمال (۱۹۹۸) مشخص میکند که کیفیت درک شده، جزئی از ارزش ویژه مارک تجاری است، ازاینرو کیفیت درک شده بالا، مصرفکننده را بهسوی انتخاب یک مارک تجاری نسبت به دیگر مار کهای تجاری رقیب، هدایت میکند؛ بنابراین، به میزانی که مصر ف کننده، کیفیت مارک تجاری را درک میکند، ارزش ویژه مارک تجاری افزایش خواهد یافت. مفهوم سرمایه کسبشده سرمایه کسبشده به رضایت و وفاداری کاربر نهایی (مشتریان) در قبال سازمان گفته میشود و منظور از آن برقراری ارتباط مطلوب کارکنان با مشتری، سرمایهگذاری بر روی نیازها و خواستههای مشتری و کاهش زمان حل مشکل مشتری است (Hatice Yildirim et al, 2012) مفهوم ارزش کسبشده دو رهیافت مکمل درزمینهی سنجش و ارزیابی ارزش وجود دارد. رهیافت اول در جستجوی ارزش کسبشده بهوسیله مشتریان کالاها و خدمات سازمان استPereceivedvalue)). وقتی این ارزش بهتر و بالاتر از ارزش پیشنهادی رقبای سازمان باشد فرصت موفقیت و حفظ موقعیت رقابتی سازمان در بازار فراهم میشود. رهیافت دوم به سنجش ارزشی میپردازد که یک مشتری یا یک گروهی از مشتریان به سازمان میرسانند در اینجا سازمان بهصورت مداوم و جدی به ارتقا و حفظ مشتریان باارزش خود میپردازد تا انگیزه خرید مجدد و وفاداری آنان را افزایش دهد و تلاش میکند مشتریان باارزش کمتر یعنی مشتریانی با منافع کمتر برای سازمان یا به عبارتی مشتریانی که میزان هزینه صرف شده برای آنان بیش از منافع حاصل از مبادله با ایشان است را نیز به گروههای بالاتری از ارزش سوق دهد ۲۰۰۲) Evans,؛George). مک دوگل و لوسگو (۲۰۰۰) ارزش کسبشده را بهصورت مزایایی که مشتریان معتقدند مازاد بر هزینه مرتبط با مصرفشان دریافت میکند، تعریف نمودهاند. ارزش ادراکی ارزیابی کلی از سودمندی خدمات، مبتنی بر ادراکات مشتریان ازآنچه به دست میآورند در مقابل هزینهی پرداختی میباشد. کاتلر و شث نیز ادعا نمودهاند که ارزش محصولات برای مشتریان بهوسیله رضایت و وفاداری تعیین میگردد (موتمنی و همکاران، ۱۳۸۹). اثر نام تجاری بر افزایش ارزش شرکت نام تجاری از دو طریق باعث افزایش ارزش شرکت میگردد؛ اول اینکه باعث جذب مشتریان جدید میشود و این ویژگی برمیگردد به قابلیت استفاده از نام تجاری در آگاهی رساندن به مردم و دیگر اینکه بهعنوان یک ابزار یادآوری کننده برای مشتریان فعلی است که به یاد شرکت بیفتند. میتوان نام تجاری را بهعنوان عامل درگیر کننده خریداران و فروشندگان در فرایند برقراری ارتباط طولانیمدت تعریف کرد که نقش کلیدی را در برقراری این ارتباط بازی میکند. بنابراین نام تجاری هم میتواند بهعنوان ابزاری برای حفظ مشتریان فعلی بکار رود و هم بهعنوان ابزاری تهاجمی در جذب مشتریان جدید مورداستفاده قرار گیرد. اثرات مفید نامهای تجاری در جذب مشتری شامل موارد ذیل میشود: ۱-ایجاد انتخاب نامهای تجاری به مصرفکنندگان وسیلهای برای انتخاب ارائه میدهد. تنها وجود نامهای تجاری است که موجب میشود یک محصول از محصول دیگر بهآسانی متمایز شود. مشتریان در مقایسه با انواع کالاهای مصرفی، درباره محصولات و خدمات علامتگذاری شده اطلاعات بیشتری دارند. ازاینرو بهسادگی قادر به تفکیک و انتخاب محصولات و خدمات علامتگذاری شده از انواع غیر علامتگذاری شده ناآشنا و مشابهاند. ۲-تصمیمگیری آسان نامهای تجاری، بیش از همه خرید را آسانتر میسازد. زیرا بستهبندی علامتگذاری شده تشخیص سریع محصول را تسهیل میکند. با زندگی در دنیای سرعت، مردم بهطور مداوم در جستجوی راههایی برای اتلاف کمتر زندگیشان میباشند. لذا علامتگذاری اغلب تصمیم خرید را سریعتر میکند. ۳-ارائهدهنده ضمانت کیفی و کاهش خطر وقتی مشتریان بهدفعات محصولی با یک نام تجاری خریداری میکنند، بهسرعت نسبت به کیفیت و ارزش پولی آن علامت تجاری احساس خاصی پیدا میکنند این احساس یا توقع به مشتری کمک میکند که از خرید محصولات امتحان نشده خودداری کند. بیشتر مشتریان از خطرپذیری گریزان ندو از ناشناختهها دوری میجویند، اما نامهای تجاری به آنها اطمینان بیشتری داده و ترس نگرانی آنها را کاهش میدهد. ۴-ارائهدهنده دوستی و رضایت مشتریان از انتخاب نام تجاری شناختهشده احساس مسرت و رضایت دارند و آن را نیز به دیگران توصیه میکنند. تعهد مفهوم تعهد استواس و دیگران (۲۰۰۲) نشان دادند که رضایت صرفاً یکی از مراحل به سمت دستیابی به حفظ مشتری است. حفظ مشتری را میتوان بدین گونه تعریف کرد: به استمرار انجام فعالیتها بازرگانی یا مبادله با یک سازمان خاص، تعریف جامعتری از حفظ مشتری توسط استواس صورت گرفته است که بدین شرح است: برقراری ارتباط مشتریان با سازمان، شناسایی سازمان توسط مشتریان، تعهد مشتریان به سازمان و اعتماد کردن مشتریان به سازمان، معرفی کردن سازمان به دیگران و تمایل به خرید مجدد از سازمان میباشد که چهار مورد اول باعث حفظ مشتری از جنبه شناختی احساسی و دو مورد بعدی تمایلات رفتاری مشتری را در بردارد. تعهد یک نگرش و یک حالت روانی است که نشاندهنده تمایل، نیاز و الزام جهت ادامه فعالیت در یک سازمان است. دراینبین تمایل، به معنی علاقه و خواست قلبی فرد برای ادامه فعالیت در سازمان است و نیاز به این معنی است که فرد به خاطر سرمایهگذاریهایی که در سازمان انجام داده، ناچار به ادامه خدمت در آن است همچنین الزام عبارت از دین، مسئولیت و تکلیفی است که فرد در برابر سازمان دارد و خود را ملزم به ماندن در آن میبیند از دیدگاهی دیگر، تعهد نوعی احساس وابستگی و تعلقخاطر به سازمان است (مجیدی، ۱۳۷۶). فرهنگ اسلامی تعهد را به معنی پایبندی به اصول یا فلسفه یا قراردادهایی که انسان به آنها متعهد و وفادار است، میداند. مرتضی مطهری، تعهد را به معنی پایبندی به اصول و قراردادهایی میداند که انسان نسبت به آنها معتقد است و بیان میدارد “فرد متعهد کسی است که به عهد و پیمان خود وفادار باشد و برای اهداف آن تلاش نماید (مطهری، ۱۳۶۸). ابعاد تعهد تعهد بهعنوان یک پدیده پیچیده و مشخصشده شامل چندین بعد میباشد ولی ما بر دو حالت از آنکه در زمینه های مرتبط با مصرفکننده از همه مناسبتر و مرتبطتر میباشد متمرکز میشویم تعهد به وفاداری و تعهد مستمر. این دو بعد از طریق بازتاب مفهوم اساسی میل به حفظ یک رابطه در آینده، با یکدیگر در ارتباطاند. ۱-تعهد به وفاداری تعهد احساسی وابسته به تعهد به وفاداری مدنظر، یک تعهد هیجانی مثبت است که وابستگی روانشناختی را نسبت به شریک منعکس میکند۲۰۰۸) (Sweeny & swait. بر این اساس فردی که شدیداً متعهد است، خود را با سازمان تعیین هویت میکند، در سازمان مشارکت و در آن درگیر میشود و از عضویت در آن لذت میبرد (تعهد احساسی). وچانان (۱۹۷۴) مودی و بولیان تعهد را بهعنوان جهتگیری عاطفی یا احساسی نسبت به یک موجودیت مستقل تصور مینمایند که ما بهعنوان “تعهد عاطفی” به آن اشاره میکنیم. درون سازمان کارمندانی که ازنظر عاطفی متعهد میشوند، جدای از ارزش کاملاً سودمند سازمان به خاطر خودش با آن میدانند. بر این اساس فردی که شدیداً متعهد است خود را با سازمان تعیین هویت میکند، در سازمان مشارکت و در آن درگیر می شود و از عضویت در آن لذت میبرد (تعهد احساسی) Meyer & Allen, 1984)). ۲-تعهد مستمر تعهد مستمر یک نیروی مبتنی بر اجبار را نشان میدهد که مصرفکننده را به دلیل نیاز به تهیهکننده متعهد که مصرفکنندگان نمیتوانند ارتباط را به خاطر هزینههای اقتصادی، اجتماعی یا روانی قطع کنند. این نوع تعهد همچنین بهعنوان “تعهد محاسباتی” توصیف شده است که تمایل به ماندن را به دلیل هزینههای اقتصادی ناشی از ترک سازمان منعکس مینمایند (دهدشتی شاهرخ و همکاران،۱۳۸۹). دلایل واقعی برای داشتن تعهد مستمر هر چه که باشد (برای مثال قراردادها، فقدان رقبا، محدودیتهای درآمد، هزینههای بالای جابجایی) این دلایل زمانی که الف: شرکت از توانایی عمل به وعدههای خود برخوردار باشد و ب: هنگامیکه شرکت بتواند برای عمل به وعدههای خود مورد اعتماد واقع شود، در اذهان مصرفکنندگان تقویت میشود. باید گفت در صورت ثابت بودن سایر شرایط برند بااعتبار بالا، از تعهد مستمر بالاتری نسبت به برندها بااعتبار پایین برخوردارند(Sweeny & Swait, 2008). مفهوم بازخرید بازخرید به معنی تکرار خرید است که دلیل این رفتار، فرآیندهای روانی است. بهعبارتدیگر، تکرار خرید صرفاً یک واکنش اختیاری نیست بلکه نتیجه عوامل روانی، احساسی و هنجاری میباشد. حفظ تعهد عمیق به خرید مجدد یا انتخاب مجدد محصول یا خدمات، بهطور مستمر در آینده، بهرغم اینکه تأثیرات موقعیتی و تلاشهای بازاریابی، بهصورت بالقوه میتواند باعث تغییر در رفتار مشتری شود (الیور،۱۹۹۹). مهمترین برندهای قدرتمند در دنیا در بازار، نامها و نشانهای تجاری، ازنظر قدرت و ارزش با یکدیگر متفاوتاند. یک نام و نشان تجاری قدرتمند از ارزش زیادی برخوردار است. اگر ویژگیهای زیر وجود داشته باشد، نامها و نشانهای تجاری دارای ارزش بیشتری خواهند بود: وفاداری مصرفکنندگان، آگاهی مردم از این نام و نشان، پنداشت مشتری نسبت به کیفیت، توجه و حمایت زیاد از جانب مصرفکنندگان و در کنار اینها وجود داراییهای دیگری مانند حق اختراع، علامت تجاری و کانالهای ارتباطی لازم است. یک نام و نشان تجاری قدرتمند بهعنوان یکقلم دارایی بسیار ارزشمند بهحساب میآید؛ که تعیین ارزش آن مشکل است. ولی بر اساس یک برآورد، ارزش نام و نشان تجاری مارل بورو ۴۵ میلیارد دلار، کوکاکولا ۴۳ میلیارد دلار، ایبیام ۱۸ میلیارد دلار و کداک ۱۳ میلیارد دلار است. معروفترین نامها و نشانهای تجاری در دنیا که دارای قدرت بسیار زیادی هستند، عبارتاند از: کوکاکولا کمپبل، دیسنی، سونی، مرسدس بنز و مکدونالد. شرکتی که نام و نشان تجاری ارزشمندی داشته باشد، در صحنه رقابت از امتیازات زیادی برخوردار میشود. یک نام و نشان تجاری قدرتمند باعث میشود که مصرفکننده در سطح بالایی از آن آگاهی یابد و نسبت به محصول وفادار شود. ازآنجاکه مصرفکننده انتظار دارد فروشگاهها محصولی با نام و نشان تجاری موردنظر داشته باشد، خردهفروشها نباید هزینه چندان زیادی، نسبت به رقم فروش، برای بازاریابی هزینه نمایند. ازآنجاکه نام و نشان تجاری حیثیت و اعتباری بسیار در بردارد، شرکت بهآسانی میتواند بر تعداد و نوع محصولات خود، با آن نام و نشان تجاری بیفزاید، درست مانند موردی که کوکاکولا توانست محصول جدیدی به نام «کوکای رژیمی» به بازار عرضه کند. وجود هر نوع نام و نشان قدرتمند باعث میشود که شرکت در صحنه رقابت بهجایی برسد که ازنظر قیمت، بتواند بهخوبی از خود دفاع کند. برخی از تحلیلگران نام و نشان تجاری را بهعنوان یکقلم دارایی اصلی و بادوام برای شرکت بهحساب میآورند که دوام آن بیش از بسیاری از اقلام محصول و تشکیلات شرکت میباشد. نام و نشان تجاری میتواند به هنگام تصمیم گیری برای بازاریابها مشکلاتی را به وجود آورد (کاتلر و آرمسترانگ،۱۹۸۳). بیمه تعریف واژه بیمه واژه بیمه در زبان فرانسه assurance و در زبان انگلیسی insurance نامیده میشود، لغت شناسان معتقدند که واژه انگلیسی و فرانسه از ریشه securus به معنای اطمینان است. بیمه در معانی تضمین، تأمین اعتماد یا اطمینان بهکاررفته است. به نظر میرسد ریشه اصلی آن همان بیم است، چراکه عامل اصلی و اساسی انعقاد عقد بیمه ترس و گریز از خطر است. مفهوم بیمه بیمه همچون چتری بزرگ در زمینه های مختلف روی زندگی مردم، جوامع بشری و فعالیتهایشان سایه میگستراند و محیطی امن برای جبران خسارتهای مردم ایجاد میکند. امروزه با تردد در خیابانهای شهرهای سراسر کشور به تابلوهایی برمیخوریم که عبارت «نمایندگی بیمه» روی آن درجشده است. نمایندگیهای بیمه در ایران نقش حامیان طبقات مختلف مردم جامعه در مقابل اتفاقات و خسارات واردشده را بازی میکنند. بیمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۹- عدم انتقال: یکی از مسائلی که در مالیاتها قابل توجه است انتقال و عدم انتقال مالیات از مؤدی به دیگران است؛ انتقال مالیات عدالت اجتماعی را مخدوش می کند و پرداخت کننده اصلی مالیات مصرف کننده نهایی کالا می شود. با توجه به اینکه در اسلام همه مالیاتهای وضع شده از نوع مالیاتهای مستقیم هستند امکان انتقال آنها نزدیک به صفر است؛ علاوه براینکه در اسلام با توجه به مبنای اعتقادی پرداخت کننده مالیات، انگیزه انتقال آن به دیگران نیز وجود نخواهد داشت.
 بند ب- ویژگی های یک نظام مالیاتی مطلوب یک نظام مالیاتی مطلوب نظامی است که دارای آثار اقتصادی مساعد باشد؛ بعبارت دیگر یک نظام مالیاتی مطلوب نظامی است که دارای ویژگیهای زیر باشد: ۱- عدالت و برابری (عدالت مالیاتی): «براساس این ویژگی بایستی بار مالیات بصورت عادلانه بین مردم تقسیم شود و به توانایی پرداخت افراد جامعه نیز توجه شود؛ البته نمی توان تعریف خاصی از عدالت مالیاتی ارائه نمود و آن را به شرط معینی محدود کرد با این حال اصل قدرت و توانایی اقشار مختلف جامعه در پرداخت مالیات که دارای دو قسمت جداگانه که شامل افراد غنی باید بیشتر از فقرا مالیات بپردازند و افرادی که از تمکن مالی در یک سطح هستند به یک میزان مالیات بپردازند را باید در شناسایی عدالت مالیاتی مورد توجه قرار داد.»[۴] ۲- معین بودن : «مالیات وضع شده بر اشخاص و غیره باید دقیقا از نظر زمان و نحوه پرداخت و میزان مالیات معین و مشخص باشد؛ بعبارت دیگر مالیات دهندگان نباید در خصوص مالیات پرداختی خود با سردرگمی مواجه شوند و نیز قانون مالیاتها باید روشن و مشخص باشد و اختیار تصمیم در کمتر موردی به اختیار مأمورین ارزیابی و وصول مالیات واگذار شود چون اگر قانون مالیاتی مبهم باشد و مأمورین به دلخواه خود و قضاوت شخصی بخواهند مواردی را تعیین کنند رعایت برابری و هماهنگی در امر مالیات و جلب اعتماد مردم نسبت به سیستم مالیاتی ممکن نخواهد بود»[۵]. ۳- سهولت: یکی از اصول اجرایی مهم نظام مالیاتی، کسب رضایت نسبی افراد و تسهیلات مختلف برای پرداخت آن است؛ برای مثال زمان و نحوه پرداخت باید به گونه ای باشد که فشار و مشکلی بر مالیات دهندگان وارد نکند زیرا عدم تسهیلات پرداختی موجب فرار مالیاتی می شود. بنابراین برای کسب رضایت مالیات دهندگان گاهی مالیات بر درآمد هنگام وصول درآمد و زمانی به صورت اقساطی اخذ می شود تا رضایت مالیات دهندگان جلب شود بعبارت دیگر سهولت یعنی در مناسبترین موقع و مساعدترین شرایط و با ایجاد حداقل ناراحتی و مزاحمت برای مؤدیان مالیات گرفته شود. ۴- صرفه جویی: منظور از این اصل آن است که در جمع آوری مالیات باید حداکثر صرفه جویی بعمل آید و هزینه جمع آوری آن به حداقل ممکن تقلیل یابد. از آنجا که مخارج پرداخت مالیات از طرف مردم و هزینه دریافت از طرف دولت چیزی به محصول ملی اضافه نمی کند نباید منافع جامعه از لحاظ تحمل مخارج سنگین در این راه تلف شود. اگر مالیات داوطلبانه باشد دارای هزینه ناچیزی است ولی درصورتیکه اختلاف نظر بین پرداخت کننده و دریافت کننده مالیات وجود داشته باشد و یا مالیات با اعمال قدرت مالیاتی وصول گردد مؤدی و همچنین دولت مخارج بیشتری را تحمل خواهند نمود. ۵- اطمینان؛ این ویژگی به دو قسمت قابل تفکیک است: الف) اطمینان به کارگزاران مالیاتی؛ زیرا از طریق آنها می توان حصول و وصول مالیات را پیش بینی نمود و به دریافت آن اطمینان داشت زیرا بر اساس درآمد ناشی از مالیات، برنامه ریزی هایی انجام می گیرد که اگر اطمینانی به استحصال مالیات نباشد برنامه ریزی ها بی فایده خواهد بود. ب) اطمینان مؤدی برای توفیق بخش خصوصی؛ ثبات سیاسی و مطمئن بودن سیستم مالیاتی از مهمترین شرایط لازم برای سرمایه گذاری به شمار می آید زیرا سرمایه گذاری در شرایط عادی مستلزم قبول خطر است و اگر سرمایه گذار به سیستم مالیاتی اطمینان نداشته باشد و نداند که مالیات قانونی او چه قسمت از منافع حاصل از فعالیت مورد نظرش را تشکیل خواهد داد درجه ریسک بیشتر خواهد شد و سرمایه گذاری به میزان کمتری صورت خواهد گرفت؛ افراد باید از مالیاتهای غیر قابل پیش بینی که بر دستمزدها و درآمدهای آنان وضع می شود مصون باشند. ۶- بازدهی مالیاتی: براساس این اصل نظام مالیاتی باید بتواند مولد درآمد کافی برای دولت باشد تا دولت مجبور نشود با توسل به سیاست های دیگر کسری بودجه را برطرف کند. ۷- انعطاف پذیری : یک نظام مالیاتی مطلوب باید بتواند از نظر اصلاحات و تغییرات احتمالی در مالیاتها از انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشد یعنی بتواند بدون ایجاد اشکالات و تأثیرات شدید اقتصادی، در نظام مالیاتی تجدید نظر و اصلاحاتی انجام دهد. ۸- تنوع منبع مالیاتی : در یک نظام مالیاتی مطلوب لازم است مالیاتها از منابع مختلف جمع آوری شود این امر باعث اطمینان و ثبات بیشتر درآمدهای مالیاتی می شود. ۹- ساده و قابل فهم بودن مالیاتها : یک نظام مالیاتی مطلوب نباید نظامی پیچیده و مبهم باشد یعنی کلیه قوانین و مقررات باید به زبان ساده و بدون ابهام بیان شود. ۱۰- حداقل بار اضافی : یک نظام مالیاتی مطلوب باید آثار زیان بخش اقتصادی را به حداقل برساند و از اعمال تبعیض های مختلف جلوگیری کرده و باعث کاهش رفاه عمومی و آثار سرمایه گذاری در جامعه نشود. ۱۱- ضمانت اجرایی : یک نظام مالیاتی مطلوب مالیاتی را که جمع آوری آن ممکن نیست وضع نمی کند. بنابراین در هنگام تهیه قوانین مالیاتی باید به ظرفیتهای مالیاتی، قابلیت اجرایی و شرایط پیش بینی شده توجه همه جانبه مبذول شود و حتی در مواردی خاص برای حصول اطمینان به قابل اجرا بودن مالیات موضوعه، اجرای آزمایشی آن نیز ضروری خواهد بود. ۱۲- مقبولیت عامه : سیستم مالیاتی مطلوب باید مورد قبول عامه مردم باشد و در مقایسه با تمکن مالی آنها سنگین جلوه نکند و بعبارتی باید حاوی عدالت مالیاتی باشد. بطور کلی یک نظام مالیاتی مطلوب نظامی است که از یک طرف منافع مالیات دهندگان و از طرف دیگر اهداف دولت را در نظر بگیرد. مبحث دوم – فرار مالیاتی، علل پیدایش و راه های جلوگیری از آن پس از بیان کلیاتی در باب مالیات و ویژگیهای آن و نیز اهداف وصول آن و تبیین رسیدگی های مالیاتی از اسلام تا دوره معاصرلازم است به مبحث فرار مالیاتی، علل پیدایش و راه های جلوگیری از آن بپردازیم. در کشور ما با توجه به نقایص موجود در قوانین مالیاتی و نیز وجود نقایص اجرایی در ساختار مالیاتی و از سویی ناکافی بودن خدمات عمومی دولت میزان فرار مالیاتی بسیار زیاد است و از سویی عوامل روانی حاکم بر مؤدیان در حین پرداخت مالیات خود مزید این امر شده است. در این مبحث که در ذیل سه گفتار بیان خواهد شد به بررسی این موضوع می پردازیم. در گفتار اول به تبیین فرار مالیاتی پرداخته و سپس در گفتار دوم عوامل مؤثر در پیدایش فرار مالیاتی بررسی خواهد شد و در ادامه در گفتار سوم راه های جلوگیری از وقوع پدیده فرار مالیاتی مورد تبیین واقع خواهد شد. گفتار اول- تبیین و بررسی پدیده فرار مالیاتی و اقسام آن فرار مالیاتی عبارت از تسهیلاتی است که مؤدیان برای فرار از نتایج و اثرات مالیات با بهره گرفتن از نقاط ضعف قانون مالیات،در تنظیم امور مالیاتی خود بکار می برند؛ بعبارت دیگر اجتناب از مالیات شامل اقداماتی است که با متن قانونی موافق ولی با روح قانون مغایراست. در قوانین مالیه دو نوع فرار از مالیات وجود دارد که عبارت است از: الف) فرار قانونی: این نوع فرار از پرداخت مالیات از طریق قانون مالیات امکان پذیر است که ممکن است رخنه یا راهی در قوانین مالیاتی پیدا شود و دیگری از طریق عدم مشمولیت این مالیاتها بطور طبیعی است که در این حالت قانون او را متخلف به حساب نمی آورد زیرا وی بوسیله خود قانون مالیات از پرداخت مالیات رهایی یافته در حالیکه ظاهرا به قانون مالیاتها عمل نموده است. ب ) فرار غیرقانونی : عبارت است از اینکه فرد از طریق معینی با بکار گرفتن روش های غیرقانونی با قانون مخالفت نموده و بدین ترتیب از پرداخت مالیات فرار نماید مثل خدعه و نیرنگ ، تقلب در ارسال یا ارائه گزارشات نادرست و غیرواقع از اموال و درآمد واقعی خویش؛ این فرار گاهی بصورت کامل می باشد یعنی شخص وضع مالی خویش را طوری نشان می دهد که گویی به حد نصاب نرسیده است که مشمول مالیات گردد در این صورت مالیات نمی پردازد یا گاهی فرار جزئی است یعنی مؤدی قسمتی از درآمد واقعی خویش را نشان می دهد و جزء دیگر را کتمان می کند به طوریکه غیر قابل کشف باشد. بروز فرار مالیاتی و گسترش آن در اجتماع موجب ورود خسارات زیادی می شود بطوریکه درآمد عمومی دولت کاهش می یابد و بدین ترتیب دولت نرخ مالیات را بالا می برد و دیگران متحمل بار سنگین مالیاتی می شوند و در نتیجه فراریان مالیاتی از آن شانه خالی می کنند و از طرف دیگر عدالت مالیاتی از بین می رود؛ لذا دولتها برآنند که اصول مالیاتی را به گونه ای وضع کنند که از فرار مالیاتی جلوگیری بعمل آورده یا حداقل تا آنجا که امکان دارد از میزان آن بکاهند. فرار مالیاتی در اسلام نیز سابقه دارد بطوریکه التهرب به معنای عمومی یعنی خلاصی و التهرب من الضریب عبارت است از رهایی و فرار از مالیات و واژه التهرب الضربی یا فرار مالیاتی نامی است برای حالتی که مؤدی عمدا قصد رهایی از مالیات و فرار از قوانین مالیاتی دارد و مالیاتی که به او تعلق گرفته است را نمی پردازد. در دولت اسلامی و قوانین مالی اسلام نیز دو نوع از فرار از مالیات وجود دارد یکی فرار قانونی و آن فراری است که افراد از راه های نفوذ خلاف در قانون مالیاتی بدان توسل می جویند بطوریکه هیچ خلاف قانونی بر علیه آنها ثبت نمی گردد. نوع دیگر که فرار غیر قانونی نامیده می شود فراری است که مؤدی با قوانین مالی مخالفت می کند و یا بصورت عدم تمکین به اصول اساسی ظاهر می شود . در قوانین مالی اسلامی راه های نفوذ خلاف وجود ندارد که در آن نفوذ کنند ثانیا نمی توانند آن را پنهان نمایند زیرا امتناع یا تأخیر در پرداخت مالیات فرار یا خلاف شرعی به شمار می آید و قوانین اسلامی با آن به مقابله بر می خیزد و این شامل هر نوع فرار است چه فرار قانونی و شرعی باشد یا غیر قانونی گفتار دوم- عوامل مؤثر در پیدایش پدیده فرار مالیاتی پس از بررسی مفهوم فرار مالیاتی و شناخت اقسام آن لازم است به بررسی علل پیدایش آن بپردازیم . عوامل زیادی در پیدایش این پدیده نقش ایفاء می کنند؛ سیستمهای مالیاتی مختلف انگیزه های فرار مالیاتی را به چند عامل مرتبط می دانند که مهمترین آنها عبارت است از : الف) عوامل روانی: «در کشور ما که اکثریت قریب به اتفاق اهل تشیع می باشند بر این عقیده اند که چون بعد از حکومت علی همه حکومتها حکومت ظلم و جور بوده است و پرداخت مالیات کمک به تحکیم آن حکومتها تلقی می شده و مراجع عظام و علمای دین سابقا مردم را از دادن مالیات به حکومت طاغوت نهی می کردند لذا انگیزه فرار از مالیات بصورت یک امر دینی درآمده و با سایر امور شرعی گره خورده و به شکل نوعی طبیعت ثانوی یا عادت درآمده است»[۶] از سوی دیگر چون پرداخت مالیات در اکثر مواقع بالاجبار دریافت می شود و به صورت یک تکلیف قانونی در آمده است که بر دوش مؤدیان سنگینی می کند لذا مؤدیان سعی می کنند از پرداخت آن شانه خالی کنند به طوریکه اگر در چگونگی پرداخت مالیات و نیز مقدار آن وضعیت معیشتی مؤدیان در نظر گرفته شود انگیزه های فرار از پرداخت مالیات به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت. ب) نقایص قوانین مالیاتی : عامل دیگر در فرار مالیاتی وجود عیوب و نقایص فراوان در قانونگذاری به خاطر کثرت قوانین مالیاتی و تغییر مداوم این قانون بصورت مکرر می باشد. بخش زیادی از قوانین مالیاتی از ثبات لازم برخوردار نیستند و ملحقات، اضافات و اصلاحات زیادی به آن وارد شده است بطوریکه این قوانین را پیچیده گردانیده است؛ علاوه بر آن تعدد اقسام گوناگون مالیاتها به مؤدی کمک می کند که زیر بار آن نرود و از روش های تقلب آمیز برای فرار از پرداخت استفاده کند بطوریکه دولت یا ادارات مالیات بنا بر اینکه مالیات بطور صحیح تحقق نیافته است تکیه بر ارائه تشویقهای مالیاتی می نمایند مانند اعطای برخی معافیتهای مالیاتی و این راه حل بر پیچیدگی شرایط می افزاید زیرا فردی که ملزم به پرداخت مالیات بوده است احساس می کند که مغبون شده است در صورتیکه متخلفین از این نوع معافیتها استفاده کرده و به دسیسه ای جدید می پردازند و یا مقامات دولتی ممکن است نرخ مالیاتی را افزایش داده یا مالیات تصاعدی وضع کنند و این امر خود موجب فرار از پرداخت مالیات یا کتمان کلی یا جزئی بخشی از حقایق مالی نزد مؤدیان می شود؛ بعبارت دیگر وضع مالیات با نرخ بالاتر یا مالیات تصاعدی انگیزه فرار از مالیات را سبب شده و از طرفی وجود نقایص در سیستم مالیاتی و عدم ثبات آن علت فرار از پرداخت مالیات را فراهم می آورد. ج) وجود نقایص اجرایی در ادارات مالیات: «علت دیگر در فرار از پرداخت مالیات خود اداره مالیات است؛ بحث در باره این مسیله ما را به بدبینی نسبت به اداره مالیات می کشاند بعبارت دیگر هر قدر فرار مالیاتی بیشتر باشد نشانه بی کفایتی اداره مالیات و بی احترامی مردم نسبت به سیستم مالیاتی است. آنچه که قانون مقرر داشته است و سعی در برقراری عدالت مالیاتی دارد به تحقیق در هنگام دریافت و یا اجرای آن تحقق نمی یابد لذا این امر اشکالات جدیدی ایجاد می کند و به مؤدی کمک می کند تا آن را بعنوان عذری برای فرار از مالیات به حساب آورد بنابراین کارمند یا ممیزی که شایستگی و لیاقت کافی و قدرت تشخیص مقادیر معین مالیاتی را نداشته باشد نمی تواند عدالت مالیاتی را برقرار کرده و دیگران را به پرداخت مالیات تشویق و ترغیب کند بلکه آنها را در جهت فرار از پرداخت مالیات سوق خواهد داد. د)عدم شناخت ضرورت وجود مالیات بین مردم : برخی بر این باورند که علت فرار از پرداخت مالیات را باید در عدم شناخت و اهمیت و ضرورت مالیات و نقش آن بر اقتصاد جستجو نمود. حضرت علی ( ع) می فرمایند مردم دشمن چیزی هستند که به آن جهل دارند؛ مفهوم مخالف این سخن بزرگ آن است که مردم دوست و مدافع شناخت خود هستند بنابراین اگر شناخت کافی و وافی از مالیات و فوائد آن بین مردم وجود داشته باشد بالتبع عکس العمل بهتری نسبت به آن خواهند داشت. ه) عدم وجود مکانیزم های اطلاعاتی و شناسایی : چون هنوز مکانیزم های بایسته و درستی از مقادیر درآمد در کشور تعبیه نشده است امکان ردیابی و شناسایی و ثبت درآمدها در مقاطع مختلف وجود ندارد لذا کتمان درآمد واقعی و به تبع آن فرار از پرداخت مالیات برای افراد پردرآمد براحتی میسر است. و) عدم وجود تفاهم و اعتماد فی مابین مأمورین تشخیص و مؤدیان مالیاتی : تقابل و عدم وجود اعتماد فی مابین مأمورین مالیاتی و مؤدیان علت اصلی فرار از مالیات محسوب می شود. چون مؤدیان مالیاتی بر این باورند که حتی اگر درآمدهای واقعی خود را در دفاتر ثبت و اسناد و مدارک مربوط به آن را مطابق واقع تنظیم و تحریر نمایند و درآمد مشمول مالیات واقعی را در اظهارنامه مالیاتی ابراز دارند باز هم مورد قبول مأمورین تشخیص مالیات قرار نخواهند گرفت و آنان اصل را بر عدم صحت این اظهارات خواهند گذاشت لذا سعی می کنند که دفاتر قانونی و اظهارنامه متکی به آن را طوری تنظیم نمایند که مأمورین تشخیص قادر به دستیابی به واقعیت این امر نباشند و میزان مالیات واقعی را تشخیص ندهند از سوی دیگر مأمورین تشخیص نیز عقیده دارند که مؤدیان مالیاتی اعتقادی به پرداخت مالیات نداشته و سعی در کتمان درآمد واقعی خود داشته و برای این کار دست به حیله ای می زنند و حتی گاهی برخی از آنان دفاتر مخصوصی برای ارائه به وزارت امور اقتصادی و دارایی تنظیم می کنند. بدین ترتیب درآمد مشمول مالیات در هاله ای از ابهام قرار گرفته و تشخیص صحیح آن به سختی امکان پذیر است به همین دلیل بسیار اتفاق می افتد که مالیاتهای تشخیص داده شده توسط حوزه های مالیاتی بیش از میزان واقعی باشد و فرایند به قطعیت رسیدن آن مدتها به طول انجامد و چه بسا زیادی مالیات قطعی شده در بلند مدت موجب رکود در کسب و کار مردم شده و زیان جبران ناپذیری به رشد و توسعه اقتصادی وارد آورد. و) ناکافی بودن خدمات عمومی دولت : نارضایتی مردم از انجام بخشی از هزینه های دولت و عدم اطلاع از چگونگی اعمال آن نیز می تواند یکی از علتهای فرار از پرداخت مالیات شمرده شود.»[۷]بطوریکه اگر مردم نتیجه پرداخت مالیات را به صورت دریافت خدمات عمومی مناسب درک کنند و ببینند که آنچه را که آنها از حاصل دسترنج خود بعنوان مالیات می پردازند در قالب خدمات رفاهی به خودشان باز می گردد بالتبع انگیزه فرار از پرداخت مالیات بسیار کاهش خواهد یافت. گفتار سوم- راه های جلوگیری از بروز پدیده فرار مالیاتی پس از تعریف فرار مالیاتی و عوامل پیدایش آن لازم است به راه های جلوگیری از آن بپردازیم؛ بعبارت دیگر اگر در جهت برطرف نمودن عوامل پیدایش فرار مالیاتی برآئیم و سعی در تقویت نمودن وسعت شناخت و آگاهی افراد جامعه در ضرورت و اهمیت اخذ مالیات و فواید آن در سطوح مختلف کشور بپردازیم گام مهمی در جلوگیری از بروز پدیده فرار مالیاتی برداشته ایم. بطور کلی سیستم مالیاتی شبیه صندلی یا سه پایه است و این پایه ها عبارتند از سیاست مالیاتی ، قانون مالیاتی و اداره مالیات؛ البته این پایه ها از نظر طول با یکدیگر مساوی نیستند ولی از نظر قدرت و نیرو یکسان هستند. دولت می تواند با انجام تبلیغات درست و شایسته ضرورت و اهمیت اخذ مالیات را به مردم بشناساند و با اطلاع رسانی به مردم و اینکه راه اندازی برخی پروژه های عمرانی و صنعتی و تولیدی از محل درآمدهای مالیاتی تامین شده است اعتماد مردم را به اهمیت اخذ مالیات جلب نماید ؛ اگر مردم بدانند که آنچه را که بعنوان مالیات می پردازند در قالب خدمات عمومی به خودشان برگشت داده می شود با فراغ بال از دادن مالیات استقبال کرده و احتمال فرار مالیاتی کاهش می یابد؛ از طرف دیگر بر طرف نمودن نواقص قوانین مالیاتی و نیز ادارات و دستگاه های اجرایی می تواند بسیار مؤثر باشد بطوریکه اگر روزنه های فرار که در قانون و دستگاه های اجرایی وجود دارد پر شود آمار فرار از پرداخت مالیات بسیار کم خواهد شد و از سوی دیگر در صورتیکه بین مأمورین تشخیص و مؤدیان مالیاتی اعتماد در میزان واقعی درآمد باشد آمار خود اظهاری های مالیاتی گسترش یافته و تفاهم متقابلی که بین دستگاه مالیاتی و مؤدی بوجود می آید موجب می شود که پرداخت مالیات با سرعت و سهولت بیشتری صورت بگیرد؛ از طرف دیگر مکانیزه کردن و یکپارچه نمودن اطلاعات و دسته بندی آنان و نیز شناسایی و امکان کد گذاری و ردیابی آن موجب می شود تا سازمان مالیاتی با سرعت و سهولت بیشتری به اطلاعات اقتصادی مؤدیان خود دسترسی داشته باشد و همین امر به خودی خود احتمال فرار مالیاتی را بصورت چشمگیری کاهش می دهد از سوی دیگر اعمال قوانین سختگیرانه در جهت به کیفر رساندن فراریان مالیاتی و نیز وضع جریمه های سنگین برای آنان می تواند در جلوگیری از این پدیده مفید فایده باشد. به طور خلاصه استفاده از روش های ذیل می تواند در جلوگیری از بروز پدیده فرار مالیاتی مؤثر باشد: ۱- مالیاتها به مالیات یکسان و واحدی تبدیل شود خصوصا در مورد مالیاتهای متنوع ۲- برای مبارزه با فرار مالیاتی نص صریحی برای انجام اقدامات اجرایی تنظیم شود تا از طریق وضع کیفر و زندان از گسترش این امر جلوگیری بعمل آید. ۳- قوانین آسان و قابل اجرا باشد و به کیفر رساندن از طریق اجرای قانون مالیاتی مشکلی بوجود نیاورد از این جهت که اختلافات و دعاوی حقوقی بین ادارات مالیاتی و مکلفین و یا مؤدیان برپا نگردد. ۴- پیشرفت امور مالیاتی همراه با پیشرفت ساختار مالیاتی کشور صورت بگیرد و راه های فنی و تکنیکی برای دریافت مالیات وجود داشته باشد. ۵- تبلیغات گسترده ای بر عدالت مالیاتی و اینکه هدف دولت خدمت رسانی به مردم از طریق وضع مالیات است تاکید شود تا همه مردم در تحمل بار مالیاتی مشارکت داشته باشند. ۶- ضررهای ناشی از مالیاتهای تصاعدی با روی آوردن به تخفیفات مالیاتی کاهش یابد بطوریکه ممکن است درآمد دولت از طریق اعمال تخفیف مالیاتی بیشتر از برقراری مالیاتهای تصاعدی باشد زیرا وضع مالیاتهای تصاعدی منجر به بروز فرار مالیاتی می شود. فصل دوم - پیشینه تاریخی رسیدگی مالیاتی در ایران و تبیین منابع مالیاتی مالیات ستانی در ایران دارای سابقه طولانی است. در دوران تشکیل حکومت های مختلف در ایران چه قبل از ظهور اسلام و چه بعد از آن مالیات از اقشار مختلف مردم به اشکال و اقسام گوناگون اخذ می شده است. نوع مالیات اسامی و نیز مقدار آن و همچنین نحوه تعیین اخذ آن در هر حکومتی متفاوت از سایر حکومتها بوده است. بنابراین در دوران حکومت هر یک از دولتها در ایران افرادی با عناوین خاص و متفاوت متصدی رسیدگی به امور مالیاتی و دریافت آن از مردم بوده اند؛ از سوی دیگر چگونگی رسیدگی به حسابهای مالیاتی در هر دوره ای با دوره سلطه حکومتهای دیگر تفاوت داشته است. جهت بررسی دقیق سابقه تاریخی رسیدگی مالیاتی در دو مبحث جداگانه که شامل پیشینه تاریخی رسیدگی مالیاتی در ایران قبل و بعد از اسلام می باشد به مطالعه موضوع می پردازیم. مبحث اول- پیشینه تاریخی رسیدگی مالیاتی در ایران قبل از اسلام انسان اولیه چون ساده می زیست احتیاجی به مؤسسات عمومی مانند پلیس، سپاه ، دادگستری و… نداشته که سبب هزینه بوده باشد و در نتیجه وضع مالیات صورت نمی گرفته است. در زندگی قبیله ای اگر خانواده یا طایفه ای مورد تعرض قبایل دیگر قرار می گرفت هر یک از افراد قبیله یا خانواده به خرج خویش به مقابله با دشمن می پرداخت و یا وسایل امنیت و دفاع را تامین می کرد و رسیدگی به شکایات و قضاوت بین یکدیگر نیز بعهده رئیس قبیله بوده که بدون هیچ گونه هزینه و یا لزوما با هزینه طرفین به دعوا رسیدگی می نمود.«احتیاجات بشر پس از روی آوردن به شهرنشینی افزایش می یابد و وظایف اجتماعی از قبیل قضاوت، حفظ انتظامات و امنیت بعهده هیئت حاکم یا دولت محول می گردد و در نتیجه مردم مکلف می گردند مخارج دولت را تامین کنند و سهمی که هر فرد برای تامین آن مخارج می پردازد پدیده ای به نام مالیات را بوجود آورده است»[۸] در مهمترین اسنادی که درباره پیشینه رسیدگی مالیاتی تا به امروز شناخته شده است مطالبی درباره مالیات ستانی در الواح سومری یافت شده و در بخشی از خوزستان و بین النهرین نیز اسنادی پیدا شده است که نشان می دهد در گذشته به این سرزمین در کتب کهن ایرانشهر گفته اند؛ از نوشته های سومری چنان برمی آید که میزان مالیات در انجمنی از شیوخ تعیین و برقرار می شده و نیز مالیات از مردان آزاد که بر جان و مال خویش تسلط داشته اند دریافت می شده است؛ در آن زمان علاوه بر مالیات اراضی و مزروعی، از فروش کالا و پیشه وران و دامداران نیز مالیات گرفته می شده است و این مالیات بیشتر جنسی بوده و گاه بصورت نیروی انسانی چون بیگاری و سربازگیری نیز اعمال می شده است.درباره مالیات ستانی در دوره کیانیان نیز نوشته اند «در زمان کیقباد نخستین بار مالیات وضع شد و میزان خراج گیری در زمان کیقباد یک دهم از در آمدها بوده و مصرف آن برای گردآوری سپاه بوده است»[۹] با ورود آریائی ها به ایران نخستین دولت آریائی در غرب کشور توسط دیااکو تاسیس گردید؛ از درآمدهای این دولت علاوه بر خراج می توان به غنایم جنگی ، هدایا، مالیات بر احشام و بیگاری اشاره نمود.پیروزی کوروش در قرن پنجم قبل از میلاد منجر به تاسیس سلسله هخامنشی گردید در این زمان امپراطوری هخامنشی به بیست شهرستان تقسیم شد و رسیدگی مالیاتی به شرح زیر انجام می شد: «ابتدائی ترین شکل مالیات ستانی تحت عنوان بیگاری گرفته می شد و نام آنهایی که بعنوان بیگار به کار گرفته می شدند و نیز آنهایی که می مردند و یا می گریختند و همچنین جو و خرمائی که برای خوراک فراهم می گشت با دقت ثبت می شد ولی روش های نوین تبدیل آنها را به نقد برای توانگرانی که می توانستند بپردازند اجازه می داد. در زمان داریوش تمام امپراطوری ایران به استثنای پارس مشمول پرداخت مالیات بودند و خراج ها و مالیات هایی که از طرف ملل شکست خورده وارد خزانه می شد البته متعادل بود»[۱۰] باج ها و مالیات های حکومت هخامنشی بسیار فراوان بود. داریوش اول در تعرفه مالیاتی اصلاحاتی انجام داد که رسوم قبلی را شکست و در سراسر ایران مالیات یکسان برقرار نمود. در گذشته مالیات هر مکان با جاهای دیگر تفاوتی عظیم داشت و از این رو داریوش درصدد برآمد تا آن را ثبت و یکسان کند. ظاهرا گویا پیش از داریوش مالیات با برآورد مقدار محصول پیش از برداشت آن تعیین می گردید و این کار برای کشاورزان بس دشوار بود بنابراین داریوش میزان مالیات ثابت سالانه زمین را بر پایه میانگین محصول زمین برای هر یک از شهربانی ها و نیز معدل میزان محصول تعیین نمود. «واژه مالیات در اصل baji در زبان فارسی باستان بوده و به گردآورنده مالیات bajikar می گفتند؛ در تقسیم بندی مالیاتی هترو hatruبه سازمانی گفته می شد که باج ها را گردآوری می کرد و مامور بلند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مقدار بهره سیستم در مدار پیشرو را که مقدار میباشد به نام بهره حلقه یا (Loop Gain) معرفی میکنیم و با نماد L(s) نمایش میدهیم. دقت کنید که هدف اصلی از ایجاد حلقه کنترلی عبارت است از تنظیم خروجی تا مشابه رفتار نماید. تعبیر ریاضی این خواسته این است که تابع تبدیل و که در رابطه زیر داده شده است نزدیک عدد واحد گردد. با افزایش بهره کنترل کننده تناسبی K مقدار بهره حلقه L(s) افزایش مییابد و نسبت به عدد واحد نزدیک می گردد، لذا بهره تناسبی در جهت تنظیم خروجی بسیار مؤثر است. از طرف دیگر میخواهیم تأثیر اغتشاش d را بر روی خروجی تضعیف نماییم. این بدان معناست که تابع تبدیل فوق بایستی به نزدیکی صفر میل کند. مجددا وجود بهره K در مخرج کسر باعث خواهد شد که با افزایش بهره حلقه K، میتوان مخرج کسر L(s) را بزرگ نموده و این تابع تبدیل را تا حد دلخواه به صفر نزدیک نماییم. بنابراین با افزایش بهره کنترل تناسبی K، دقت بیشتری در تنظیم خروجی و تضعیف بیشتری در تأثیر اغتشاش خواهیم داشت، اما بهره حلقه کنترلی را نمیتوانیم بدون توجه به مسائل دیگر افزایش دهیم. به عنوان مثال تأثیر نویز اندازه گیری n را در خروجی در نظر بگیرید.
 با افزایش بی رویه K و بهره حلقه این تابع نیز به عدد واحد نزدیک میگردد که معنی آن این است که اثر نویز به صورت ۱۰۰% در خروجی فرایند مشاهده می شود و توانایی تضعیف اثر نویز بر خروجی را ندارد. از طرف دیگر با افزایش بهره کنترلی K پایداری سیستم حلقه بسته کاهش مییابد. به این دو علت، معمولا مقدار بهینهای را بایستی برای کنترلکننده تناسبی K تعیین نماییم تا به حاشیه پایداری دلخواه برسیم. ۷-۴-۲- ترم انتگرالگیر کنترلکننده PID تأثیر اصلی ترم انتگرالگیر در کنترل فرآیندهای صنعتی کاهش خطای حالت ماندگار میباشد. این بدان معناست که پس از گذشت زمان گذرا، پاسخ سیستم به مقدار مطلوب نزدیک گردیده و خطای ماندگار کاهش مییابد. پاسخ پله واحد سیستمی را در نظر بگیرید که خروجی سیستم آن را بصورت کامل تبعیت نکرده و مطابق شکل زیر پس از گذشت زمان، میزان خطای اندکی باقی بماند. کنترلکننده تناسبی به واسطه کوچک بودن خطا تنها مقدار کمی تأثیر در خروجی خواهد داشت، در حالی که در ترم انتگرالگیر کنترلکننده، همانطور که در شکل مشاهده می شود، مقدار خطای به مرور تشدید میشود. بدین ترتیب با افزودن ترم انتگرالگیر به کنترل کننده تناسبی، کنترل کننده PI خواهیم داشت که در آن خطای حالت ماندگار سیستم به شدت کاهش مییابد. شکل ۷-۲۶٫ تاثیر ترم انتگرالگیر در کاهش خطای ماندگارکنترلکننده PI. بنابراین میتوان گفت که در صورت عدم وجود کنترلکننده انتگرالگیر خطای ماندگار تا حدود ۵۰ % است، اما با افزایش بهره کنترلکننده انتگرالگیر این خطا به تدریج کاهش یافته و یا کاملا از بین میرود. البته این کاهش خطا با هزینهای همراه است و آن کاهش سرعت پاسخ سیستم میباشد. افزایش ترم انتگرالگیر در فرآیندهای صنعتی باعث کند شدن پاسخ سیستم میگردد. ۷-۴-۳- ترم مشتقگیر کنترلکننده PID اضافه نمودن ترم مشتقگیر به کنترل کننده به دو منظور صورت می پذیرد: افزایش حاشیه پایداری در سیستم مدار بسته و افزایش سرعت پاسخ یا پهنای باند سیستم. شکل ۷-۲۷ اثر ترم مشتقگیر را نشان میدهد. شکل ۷-۲۷٫ تعبیر ترم مشتقگیر. به علت وجود دینامیک فرایند، هر تغییری در فرمان کنترل با قدری تأخیر در خروجی ظاهر می شود. لذا فرمان کنترلی معمولا با تأخیر خطاها را جبران میسازد. با افزودن یک ترم مشتقگیر میتوان تخمینی از میزان خطا با توجه به شیب خطا در زمان آینده به دست آورد و از این اطلاعات جهت رفع تأخیر در پاسخ سیستم استفاده نمود. دقت کنید رابطه ، با تخمین خطا در زمان با بهره گرفتن از بسط تیلور طبق فرمول زیر به دست آمده است: بنابراین فرمان کنترلی متناسب است با تخمین میزان خطا در زمان آینده، لذا زمانی است که در تخمین خطا مورد محاسبه قرار خواهد گرفت، از طرفی افزایش بهره مشتقگیر سرعت پاسخ را افزایش میدهد ولی به هزینه افزایش نوسانات و کاهش پایداری، لذا نبایستی را خیلی افزایش دهیم. ۷-۴-۳-۱- مشتقگیر با فیلتر در مشتقگیری بصورت عددی بایستی یک نکته رعایت گردد. اگر سیگنالهای ما دارای نویز باشند و این نویز را در عملیات مشتق گیری فیلتر نکنیم، دامنه نویز پس از مشتقگیری افزایش یافته و این باعث از دست دادن اطلاعات دقیق در فرایند میگردد. بنابراین در کلیه فرآیندهای صنعتی عملیات مشتقگیری را با مشتقگیرهمراه با فیلتر جایگزین میکنیم. تابع تبدیل مشتقگیر بدون فیلتربه صورت زیر توصیف میشود: و تابع تبدیل مشتقگیر با فیلتر نیز به صورت زیر خواهد بود: که در آن میباشد [۶۸]. با توجه به تعریفهای ارائه شده در بالا میتوان هرگونه کنترل کننده ای را به صورت گسسته و به فرم تبدیل Z نمایش داد به عنوان مثال کنترل کننده PID را در نظر بگیرید. و فرض کنید با قرار دادن تقریبهای زیر یا که در آن h زمان نمونه برداری میباشد. در حالت کلی میتوان فرم کنترل کننده را در فضای حالت Z به نمایش گذاشت و تنها کافی است برنامه زیر در میکروپروسسور وارد گردد.
-
-
-
- پیادهسازی کنترلکننده PID
۷-۵-۱ پیادهسازی کنترلکننده PID برای فرایند حرارتی کنترل PID برای مقایسه با روش کنترل مدل پیشبین طراحی و پیادهسازی شده است. در گام اول برای فرایند مورد نظر کنترل کننده PID طراحی شده است. به دلیل وجود تغییرات ناگهانی به هنگام افزایش دما و مشتقگیری از آن، سیگنال کنترل ناپایدار می شود. بنابراین کنترل کننده PI در این حالت برتری خواهد داشت. برای این فرایند با مدل یکسان در نظر گرفته شده در حالت قبل، ضرایب کنترل کننده PID با به کارگیری جعبه ابزار PID نرمافزار متلب تنظیم شده و بهترین ضرایب برای طراحی این کنترلکننده انتخاب شده اند. برای این فرایند کنترل کننده های P و PI به صورت جداگانه طراحی و به فرایند اعمال شده اند. ضرایب تنظیم شده برای هر یک از این کنترل کنندهها به صورت زیر است: P controller PI controller Ts=5s, Proportional gain=2.043 Ts=5s, Proportional gain=1.9195 Integral gain=0.070865 شکل های ۷-۲۸ و ۷-۲۹ نتیجه اعمال این کنترل کنندهها به فرایند را نشان می دهند. شکل ۷-۲۸٫ نتیجه اعمال کنترلکننده PI در مقایسه با کنترلکننده P. شکل ۷-۲۹٫ سیگنال کنترل اعمال شده (درصد). نتایج اعمال این دو نوع کنترل کننده نزدیک به یکدیگر است با این تفاوت که در کنترل کننده P نوسانات سنسور دما به صورت مستقیم در سیگنال کنترل ظاهر می شود ولی در کنترل کننده PI به علت انتگرالگیری از ترم خطا از زمان گذشته تا لحظه t، این نواسانات کاهش پیدا کرده است. لازم به ذکر است که به دلیل وجود همین نوسانات در سنسور دما، کنترل کننده PID به علت مشتقگیری از ترم خطا، کنترل مناسبی برای این فرایند نخواهد بود. نتیجه اعمال کنترل کننده PI برای فرایند دما و مقایسه آن با روش IGPC در شکل۷-۳۰ آورده شده است. شکل ۷-۳۰٫ پیادهسازی کنترلکننده PI برای فرایند دما و مقایسه آن با روش IGPC. نتایج فوق نشان میدهد که کنترل کننده IGPC نه تنها از دقت بالاتری برخوردار است بلکه محاسبه ضرایب کنترلی این روش مبتنی بر پیش بینی خروجی سیستم بر اساس مدل تخمین زده شده برای فرایند بوده و پس از پیادهسازی نیاز به آزمون سعی و خطا برای تنظیم بهتر پارامترهای کنترل نخواهد بود. از دیدگاه پیادهسازی، در روشهای کنترل کننده PID مرسوم تنظیم پارامترهای کنترل کننده مبتنی بر سعی و خطا بوده که پیادهسازی آن در حالتهای عملی و در صنایع به سختی امکان پذیر است زیرا تا زمانی که بهترین ضرایب برای کنترل کننده تنظیم شوند محصول تولید شده قابل استفاده نخواهد بود در حالی که پیادهسازی روش IGPC با در اختیار داشتن مدل فرایند به سادگی بدون کاهش کیفیت محصول امکان پذیر خواهد بود. یکی دیگر از مزیتهای روش IGPC در مقایسه با کنترل کننده PID، تولید سیگنال کنترل یکنواخت برای اعمال به فرایند حتی با وجود نوسان در سیگنالهای ارسالی از ترانسمیتر دما میباشد، زیرا در این روش در هر زمان نمونهبرداری یک مسئله بهینهسازی حل می شود، در حالی که روش PI تولید سیگنال کنترل بهینه را تضمین نمیکند. به همین علت در فرایند دما هنگامی که خروجی فرایند (دما) به سیگنال مرجع نزدیک می شود سیگنال کنترل تولیدی به علت وجود نوسان قادر به دنبال کردن سیگنال مرجع نخواهد بود، علاوه بر آن نوسانی بودن سیگنال کنترل می تواند عملکرد سخت افزار فرایند (هیتر) را با مشکل مواجه کند. جدول ۷-۱ مقایسه روش کنترل مدل پیشبین تعمیمیافته و کنترل مدل پیش بین تعمیمیافته صنعتی و کنترل کننده PI را برای فرایند حرارتی نشان میدهد. جدول ۷-۱٫ مقایسه روش GPC استاندارد و صنعتی با کنترلکننده PI برای فرایند دما.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خودآگاهی هیجانی
۱۵۳/۰
۹۲۴/۱
۰۵۶/۰
روابط بین فردی
۳۷۸/۰
۴۳۶/۵
۰۰۰/۰
خوش بینی
۱۹۵/۰
۲۳۸/۲
۰۲۶/۰
احترام به خود
۱۴۹/۰
۷۹۸/۱
۰۷۴/۰
مسئولیت پذیری
۱۹۳/۰
۳۸۵/۲
۰۱۸/۰
همدلی
۲۱۲/۰
۵۹۱/۲
۰۱۰/۰
طبق جدول ۱۱-۴ برای آزمون این فرضیه از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش همزمان استفاده میکنیم. از نتایج آزمون تحلیلواریانس ]۰۱/۰>p ، ۵۴۵/۲۹ (۱) ۰۵/۰>p ، ۵۴۵/۲۹ (۱) [F میتوان استنباط کرد که از بین ابعاد هوش هیجانی متغیرهای پیشبین مسئولیت پذیری وخوش بینی با متغیر ملاک عملکرد شغلی رابطه خطی معنیدار در سطح ۰۵/۰ وجود دارد و روابط بین فردی ، همدلی، مسئولیت پذیری وخوش بینی به طور معنیدار قادر به پیشبینی عملکرد شغلی میباشند . مجذور ضریبهمبستگی چندگانه (ضریب تعیین) برابر با ۱۴۳/۰است ، این بدان معنی است که ابعاد فوق روی هم ۳/۱۴ درصد واریانس متغیر عملکرد شغلی را تبیین میکنند .
 با مراجعه به ستون بتا ( ضرایب استاندارد رگرسیون) میتوان استنباط کرد که از بین ابعاد هوش هیجانی روابط بین فردی ، بتای بزرگتری دارد (۳۷۸/۰)و پیشبین قویتری برای عملکرد شغلی میباشد. نکته : با توجه به اینکه پیش شرط گرفتن رگرسیون، همبستگی بین متغیر ها می باشد در آزمون فوق تنها ابعادی از هوش هیجانی مورد بررسی قرار گرفتند که با متغیر عملکرد شغلی همبستگی داشتند . ۳-۲-۴ فرضیه جزیی دو ابعاد مهارتهای ارتباطی بطور معناداری قادر به پیشبینی عملکرد شغلی میباشند
جدول ۱۲-۴- ماتریس همبستگی ابعاد مهارتهای ارتباطی و عملکرد شغلی
گوش دادن
توانایی دریافت و ارسال پیام
بینش نسبت به فرایند ارتباط
کنترل عاطفی
ارتباط توام با قاطعیت
عملکرد شغلی
۰۹۳/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳- مدل های تجاری ۴- آنالیز سیاست عمومی ۵- سیستم های زیستی ۶- محاسبات توزیع ۷- شبکه های مخابراتی ۸- فروش برق و انرژی و… ۳-۲-۵- نحوه اجرا تئوری بازی ها در شبکه هوشمند در این طرح از بازی رقابتی استفاده شده است. دلیل انتخاب این بازی به عنوان طرح و نحوه عملکرد بازی گران این بازی بر میگردد یعنی کاهش هزینه مصرف کننده . در بازی رقابتی باید یک طرف بازی برنده باشد و طرف دیگر بازنده ، تنها در این صورت است که تعادل نش حاصل میشود .اگر تعادل نش طوری حاصل شود که به نحوه اجرای بازی به سود طرفین بازی باشد این بازی ، بازی تعاونی است . در این طرح بازی بین دو بازی گر محبوب یعنی شرکت تولید کننده انرژی و مصرف کنندگان انرژی ( مصرف کنندگان خانگی ) اجرا می شود . بازی رقابتی یک بازی دوطرفه بوده و هر کدام از بازی گران اطلاعات خود را در اختیار دیگری قرار می دهند . و هر بازی گر به دنبال بهترین بازی است تا بتواند بازی را به سود خود تمام کند . در این جا شرکت تولید کننده انرژی اطلاعات خود را در اختیار مصرف کننده به شرح زیر قرار میدهد : هزینه برق مصرفی به صورت ساعت به ساعت می باشد . هزینه برق مصرفی در ساعات اوج مصرف بیشتر از زمان های دیگر است . هر مصرف کننده باید میزان انرژی خود را تخمین زده و میزان انرژی لازم خود را خریداری کند . از طرفی هر دو بازی گر میدانند عدم استفاده از برق در ساعات اوج مصرف اجتناب ناپذیر می باشد زیرا وسایلی وجود دارند که در تمام ساعات نیازمند برق می باشند . با این شرایط مصرف کنندگان می بایست طوری بازی کنند که در ساعات اوج مصرف کمترین استفاده را داشته باشند زیرا که استفاده زیاد در این زمان منجر به پرداخت هزینه بیشتر نسبت به سایر زمانها می باشد . که از این رو استفاده در این زمان به سود تولید کننده بود و هزینه ای چند برابری دریافت میکند . بنابر این مصرف کنندگان برای پیروزی در این بازی به دنبال استفاده از رهکار ها مدیریتی هستد که با بهره گرفتن از آنها بتواند نحوه مصرف خود را مدیریت کرده و از پرداخت هزینه اضافی جلوگیری کنند .
 مدل ریاضی بازی رقابتی به صورت زیر بیان می شود : می باشد یعنی خود کار بر مد نظر قرار نمیگیرد و اطلاعات سایر کاربران اندازه گیری می شود در حالات مختلف شارژ و دشارژ . این روند برای تمام کاربران با بهره گرفتن از برنامه CONVEX در مدل بازی رقابتی انجام می شود تا بهترین نتیجه ( تعادل نش )که کمترین هزینه برای مصرف کننده می باشد حاصل گردد . ۳-۳- بررسی شبکه های هوشمند۱ ۳-۳-۱- تعریف شبکه هوشمند شبکه های هوشمند توزیع نیرو، شبکه های به هم پیوسته دو سویه ای می باشند که در آن اطلاعات نقش بنیادی در فرایند توزیع انرژی ایفا می نماید. اﻣﺮوزه ﺷﺮﮐﺖﻫﺎی ﺑﺮق در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼت زﯾﺎدی روﺑﺮو ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل، در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺳﻮم از اﻧﺮژی ﺳﻮﺧﺖ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﺑﻪ اﻧﺮژی اﻟﮑﺘﺮﯾﮑﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽﺷﻮد و ﮔﺮﻣﺎی ﺗﻠﻒ ﺷﺪه ﻧﯿﺰ ﺑﺎزﯾﺎﺑﯽ ﻧﻤﯽﮔﺮدد. %۸ از ﺧﺮوﺟﯽ ﺗﻮان ﻧﯿﺮوﮔﺎهﻫﺎ در ﺣﯿﻦ اﻧﺘﻘﺎل ﺑﻪ ﺑﺎرﻫﺎ ﺗﻠﻒ ﻣﯽﺷﻮد. %۲۰ . از ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻧﯿﺮوﮔﺎﻫﯽ ﻓﻘﻂ ﺑﺮای ﺳﺎﻋﺎت اوج ﺑﺎر ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﮐﻤﺒﻮدﻫﺎی اﻧﺮژی و آﻻﯾﻨﺪهﻫﺎی زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ از ﺟﻤﻠﻪی اﯾﻦ ﻣﺸﮑﻼت ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺷﺒﮑﻪ ﺑﺮق ﻓﻌﻠﯽ ذاﺗا دارای ارﺗﺒﺎط ﯾﮏ ﻃﺮﻓﻪ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ۱-Smart Grid ( SG ) ﺑﻌﻼوه ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ، ﺷﺒﮑﻪ ﺑﺮق ﻣﻮﺟﻮد از اﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﻣﺸﮑﻼت ﺑﺎ وﺟﻮد ﺷﺒﮑﻪ ﺑﺮق ﻓﻌﻠﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻞ ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. ﺷﺒﮑﻪ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ، ﺑﺎ ﻫﺪف رﻓﻊ ﻣﺸﮑﻼت ﺷﺒﮑﻪﻫﺎی ﺑﺮق ﻓﻌﻠﯽ و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺑﻬﺘﺮ و ﮐﺎرآﻣﺪﺗﺮ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻗﺪرت ﻣﻄﺮح ﺷﺪه است. اﯾﻦ ﺷﺒﮑﻪﻫﺎ اﻣﮑﺎن ﭘﺎﯾﺶ ﮐﺎﻣﻞ و ﮐﻨﺘﺮل ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﺠﻬﯿﺰات را ﺑﺮای ﺷﺮﮐﺖﻫﺎی ﺑﺮق ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. اﻧﺘﻈﺎر ﻣﯽرود ﮐﻪ اﯾﺠﺎد اﯾﻦ ﺷﺒﮑﻪﻫﺎ ﮐﻨﺘﺮل و ﺑﻬﺮهﺑﺮداری ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻗﺪرت را ﺑﻬﺒﻮد ﺑﺒﺨﺸﺪ و ﺷﺒﮑﻪ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺗﺮﻣﯿﻢ ﺧﻮد و اﻣﮑﺎن اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺴﺘﺮده از ﺗﻮﻟﯿﺪات ﭘﺮاﮐﻨﺪه را ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﻄﻠﻮب، ﺑﺎ وﺟﻮد ﺧﻄﺎﻫﺎی ﮔﺮداﻧﻨﺪﮔﺎن ﺧﻮد را در ﺟﻬﺖ ﯾﺎﻓﺘﻦ راهﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪ ﺟﻬﺖ اﻧﺠﺎم ﻣﺒﺎدﻻت اﻗﺘﺼﺎدی اﻧﺮژی در ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻗﺪرت، ﯾﺎری ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮐﺮد . توزیع هوشمند نیرو سامانه های مبتنی بر ترکیب فناوری اطلاعات و ارتباطات با توانمندی های پردازشی رایانه ها و سیستم های الکتریکی می باشد. ارتقا سخت افزاری سیستم های کنونی غیر هوشمند به شبکه های دو سویه توزیع شده کارآمد و اقتصادی که در آن بهره وری سرمایه گذاری های انجام شده در صنعت برق به طرز چشمگیری بالا می رود، از اهداف اصلی هوشمند سازی شبکه می باشد. بالا رفتن ضریب اطمینان و پایداری شبکه از اهداف دیگر بکارگیری این فناوری می باشد. بطور خلاصه نیازمندی های زیر لزوم تغییرات بنیادی را باعث گردیده است: ۱- شبکه توزیع خود بازیاب۱ شبکه ای با ضریب اطمینان بالا و داشتن امنیت ذاتی در کلیه سطوح ۲- شبکه توزیع نیروی برق کم هزینه۲ استفاده بهینه از دارایی های با ارزش با بکارری مفهوم پاسخ به درخواست۳ ، توزیع غیر سلسله مراتبی تولید نیروی برق و بهره وری از تولید پراکنده نوعاً توسط مصرف کنندگان اتوماسیون گسترده و کاهش دخالت عامل انسانی. ۳- شبکه توزیع نیروی برق دوستدار محیط زیست تجمیع و متنوع نمودن منابع انرژی مدیریت آلاینده ها و دی اکسید کربن در سامانه توزیع هوشمند نیروی برق “Smart Grid” نه تنها داده ها به صورت دوسویه از شبکه به ۱- Self Healing Grids ۲- Economical Grids ۳- Demand Response ۴- Electricity Retailer مشترک و بالعکس منتقل می گردد، بلکه جریان انرژی نیز دو سویه می گردد و شبکه می تواند بالقوه متشکل از هزاران تولید کننده و فروشنده خرد برق۴ باشد. این فروشندگان از طریق منابع تجدیدپذیر انرژی۱ مانند سلول های خورشیدی، گرمای زمین و یا از طریق ذخیره انرژی در ساعات و یا ایام کم بار (و البته ارزان) و فروش آن در ساعات پربار (و صد البته گران) وارد بازار خرده فروشی برق شوند. لذا در SG با دو شبکه جدید آشنا می شویم: ۱- ریز شبکه توزیع برق۲ ۲- شرکت توزیع برق مجازی۳ و یا بازار مجازی برق۴ بازار مجازی برق در واقع مفهومی مشابه مدل اینترنتی است که در آن انرژی از هر منبعی صرف نظر از شیوه تولید، خواه ژنراتورهای سنتی یا منابع تجدیدپذیر انرژی باشند، عرضه و در هر نقطه دلخواهی در شبکه به مصرف می رسد. بدیهی است تحقق چنین آرمانی بدون بهره ری از فناوری های پیشرفته اطلاعات و ارتباطات میسر نمی گردد. نصب و راه اندازی سنسورهای هوشمند بر روی تمام عناصر کلیدی شبکه توزیع و برقراری شبکه ارتباط دو سویه، ادغام و هماهنگسازی سامانه اندازه گیری با سایر نرم افزارهای کاربردی مرکز ، درگاه ۷ خدمات رسانی مشترکین و سامانه ها و خدمات صوتی به مشترکین، نصب سیستم های نرم افزاری تشخیص خرابی بلادرنگ، تنظیم بار، قطع و وصل جریان برق بصورت انبوه در عین حال انتخابی، همسویی ادغام با شبکه های کنترل بلادرنگ توزیع و فوق توزیع مانند) SCADA1 سیستم نظارت بر کنترل و اکتساب داده ها ) و تبادل اطلاعات در راستای تعامل کامل در شبکه از جمله فعالیت های اصلی جهت برپایی شبکه کامل توزیع هوشمند نیروی برق می باشد. بکارری و خرید انرژی از تولیدکنندگان خرد نوعاً مبتنی بر انرژی های تجدید پذیر و منابع ذخیره فرار ( مانند انرژی ذخیره شده در خودروهای الکتریکی در ساعات اوج مصرف) و نیروگاه های ترکیبی نیرو و گرما۲ و برقراری ارتباط دو سویه داده ای و انرژی با این تولید کنندگان از مصادیق دیگر شبکه هوشمند خواهد بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(2-41) به کمک بسط مک لارین[20] و قطع تا پارامتر دوم رابطه زیر برقرار است: ]18[ (2-42) با بهره گرفتن از رابطه (2-41) و (2-42) داریم: ]18[ (2-43) با انتگرال گیری از این رابطه در محدوده ی دمای جوش و دمای بحرانی به رابطه زیر می رسیم. ] 18[ (2-44) (2-45) با رگراسیون آنتالپی تبخیر تجربی و آنتالپی تبخیر های بدست آمده از رابطه بالا به یک پارامتر تصحیح برای این رابطه دست یافت و رابطه لیو برای محاسبه آنتالپی تبخیر در نقطه جوش به صورت زیر ارائه داد. ]18[
 (2-46) 2-4 محاسبه آنتالپی تبخیر بدون نیاز به و وتر(1995) بیان می کند معمولاً داده های آنتالپی تبخیر در نقطه جوش نرمال محاسبه می شود که تابعیت آن به صورت زیر است. ]19[
روابط نسبتاً دقیقی برای محاسبه از دما و ثوابت بحرانی پیش تر بیان شده است تمامی این روابط در یک نقطه اشتراک دارند، اینکه اعتبار همه ی آنها به وجود اطلاعات دقیق از و بر می گردد. از آنجایی که فرایند های صنعتی اغلب شامل ترکیباتی از مولکول های غیر معمول است که ثوابت بحرانی آنها شناخته شده نیست به همین علت دقت این روابط به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. ]19[ علاج این مسئله در معادلاتی است که اطلاعات ورودی کمتری بخواهد رابطه ای که این نیاز ها را برآورده کند به شرح زیر است: ]14[ (2-47) پنج ثابت تجربی این معادله با رگراسیون برای سه گروه از ترکیبات زیر ارائه شده است: ]19[ 1-غیر قطبی (انواع هیدروکربن ها و ) 2.مولکول های با پیوند مولکولی قوی مثل اسید و الکل 3.ترکیبات قطبی به منظور بهبود عملکرد معادله (2-47) تغییراتی در حالات زیر صورت گرفت: ]19[ 1) بهینه سازی مجدد ثوابت تجربی بر اساس یک انتخاب بهتر برای در حالات بحرانی. 2) تجدید نظر در مفهوم نسبت به عنوان پارامتر معنی دار قطبیت یک مولکول. به خوبی مشخص است که مولکول های قطبی مثل آب و هیدرازین و مانند اینها درجه حرارت جوش بسیار بالایی با توجه به وزن مولکولی دارند در مقابل نسبت برای پارافین به حداقل مقدار می رسد. این رفتار به امکان بیان درجه قطبیت مولکولی هدایت می کند. اگر در مقابل وزن مولکولی در یک نمودار لگاریتمی نشان داده شود، رابطه زیر برای پارافین نرمال محفوظ است: ]19[ (2-48) عامل به عنوان معیار قطبیت است که مقدار صفر آن برای ترکیبات دو قطبی و بیشترین مقدار آن برای آب است. به عنوان یک عامل منسجم تنها برای ترکیباتی است که شامل اتم های C,H,N,O,S باشد. اگر ترکیباتی شامل فسفر و هالوژن ها باشد تناقضاتی به وجود می آید. ]19[ جدول (2-3) وزن مولکولی ساختگی برای ترکیبات فسفری و هالوژنی را نشان می دهد. جدول(2-3): وزن مولکولی ساختگی برای ترکیبات فسفری و هالوژنی ]19[
همان طور که از داده های جدول مشخص است اگر وزن مولکولی واقعی هالوژن ها و فسفر را در معادله (2-48) جایگذاری کنیم مقدار منفی خواهد شد این رفتار نامعقول می تواند فقط با اعمال یک مقدار ساختگی برای M اصلاح شود. به عنوان مثال مقدار مناسب M برای کلرین 6/19 است که با همین مقدار صفر خواهد شد. ]19[ با جایگذاری پارامتر درجه قطبیت در معادله(2-47)، معادله زیر برای تمامی ترکیبات قطبی و غیر قطبی حاصل می شود. ]19[ (2-49) ساده سازی چشمگیری در معادله (2-47) صورت گرفت و به این صورت ارائه شد: ]19[ (2-50) برای تمامی ترکیبات قطبی و غیر قطبی به جز الکل ها و متیل آمین معادله (2-49) به شکل ساده زیر ارائه می شود: ]19[ (2-51) پارامتر تجربی معادله (2-50) و (2-51) با رگراسیون داده های تجربی، به صورت زیر برای هر گروه از ترکیبات گزارش شده است. ]19[ معادلات زیر بیان کننده ثوابت معادله(2-50) است: هیدروکربن ها و : (2-52) الکل: (2-53) ترکیب های قطبی: (2-54) معادلات زیر بیان کننده ثوابت معادله(2-51) است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار اول: بررسی اجمالی حقوق و قوانین مربوط به کودک آزاری حقوق جمع کلمه حق و به معنای درست کردن، درست دانستن و سزاوار دانستن میباشد و قانون حاصل نگرش مردم به روابط اجتماعی است اگر این روابط به حال خود رها شده و تحت نظم خاصی در نیاید زور احجاف و حیله و تزویر بر روابط بین مردم مستولی می شود و بروز خشونت های مختلف حاصل آن می باشد. این وضعیت دوام زیادی نمی آورد و حتی در صورت تداوم جامعه را از تحقق اهداف خود باز میدارد و باعث می شود آگاهان جامعه به فکر چاره جویی بیفتند و برای تنظیم خود قوانین و قواعدی را وضع کنند و قانونی که براساس این تفکر شکل می گیرد عبارت خواهد بود از : «مجموعه قوانین و نظامات اصولی که حاکم بر روابط مردم است و درصورت لزوم دولت افراد را به رعایت آنها مجبور می کند». برای صیانت از حقوق کودکان نظرهای زیادی در جهان ارائه شده است اولین و مهمترین قلمرو تاکید بر حقوق بشر دارد طرفداران این حقوق اظهار میدارند هر کودک به عنوان یک بشر از محدوده معینی از حقوق برخوردار است و حقوقی چون پذیرش بی قید و شرط، حق سلامت به دنیا آمدن و زیستن در محیطی سالم، زندگی کردن، برآورده شدن نیازهای اولیه و پیوسته مورد محبت قرار گرفتن و دست یابی به مهارتهای ذهنی و عاطفی، اجتماعی لازم از نمونه حقوقی است که برگرفته از حقوق جهانی بشر است. نیمه دوم قرن بیستم را می توان عصر حقوق کودکان نامید، در سال۱۹۲۴ برابر با سال ۱۳۰۳ هجری شمسی اعلامیه جهانی حقوق بشر در ۵ ماده توسط اتحادیه بین المللی امداد کودکان در ژنو به تصویب جامعه ملل رسید(فهرستی: ۱۳۸۷، ۱۱۳).
 در سال ۱۹۴۶ سازمان ملل یونیسف را ملزم به کمک رسانی به کودکان نیازمند کرد و در ۲۰ نوامبر ۱۹۵۹ برابر با ۱۵ آبان ۱۳۳۸ مجمع عمومی سازمان ملل با اتفاق آرا اعلامیه جهانی حقوق کودک را تصویب نمود و در سال ۱۹۷۶ مجمع عمومی سازمان ملل سه سال آینده را یعنی ۱۹۷۹ میلادی را سال جهانی کودک نامید و در سال ۱۹۸۹ میلادی برابر با ۱۵ آبان ۱۳۶۹ پیمان نامه جهانی کودک را به تصویب مجمع عمومی سازمان رسید. دولت جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۹ قانون جهانی کنوانسیون کودک را امضا نمود و رسماً مفاد کنوانسیون حقوق کودک که مشتمل بر یک مقدمه و ۵۴ ماده بود را در سال۱۳۷۲ پذیرفت و رسما به این کنوانسیون پیوست، مشروط بر آنکه مفاد و مصوبات آن در هر مورد و در هر زمان که در تعارض با قوانین داخلی و موازین شرعی اسلام تشخیص داده شد از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران لازم الاجرا نباشد(فهرستی: ۱۳۸۷، ۱۱۴). در بررسی و تطبیق مفاد کنوانسیون شورای نگهبان بعد از بحث و بررسی طبق نظر شماره ۵۷۶ تاریخ ۱۲/۱۲/۷۲ مخالفت خود را با قسمتی از مفاد کنوانسیون کودک به شرح ذیل ابراز نمود . بند یک ماده ۱۲- بند یک ماده ۱۳- بند یک و سه ماده ۱۴- بند دو ماده ۱۵- بند یک ماده ۱۶- بند د قسمت یک ماده ۲۹۰ . این موارد اغلب موردی چون حق ابراز عقیده -آزادی بیان-آزادی فکر-آزادی مذهب -عدم دخالت در امورحقوقی - خانوادگی -مکاتبات -هتک حرمت و … بود. در سال ۱۳۸۱ مجلس شورای اسلامی قانون حمایت از کودکان و نوجوانان را که به قانون کودک آزاری معروف شد تصویب نمود. ولی شورای نگهبان این مصوبه مجلس را برای لحاظ دو استثنا در متن قانون به مجلس اعاده کرد: اصل استثناء اول: استثناء کردن اولیا و مربیان از شمول قانون موارد کودک آزاری. طبق ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامی سابق عمل زیر جرم محسوب نمیشود. اقدامات والدین و اولیا قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تادیب و یا حفاظت آنها انجام شود مشروط بر اینکه اقدامات مذکور در حد متعارف تادیب و محافظت باشد. طبق ماده۱۴۸ قانون مجازات اسلامی سابق والدین کسانی هستند که قانوناً با یکدیگر پیوند زناشویی بسته اند و بنابراین ناپدری و نامادری و والدینی که خارج موازین ازدواج شرعی و قانونی صاحب این فرزند شده اند از این حقوق برخوردار نمی باشند. اصل دوم: استثناءکردن اولیا و مربیان از شمول کودک آزاری به منظور اقدامات تادیبی تربیتی در محدوده شرع بوده و والدین الزامی به گزارش دهی موارد کودک آزاری ندارند(پورقهرمانی: ۱۳۸۳، ۶۷). طبق ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی ایران ابوین حق دارند طفل خود را تنبیه نمایند ولی به استناد این حق نمیتوانند طفل خود را خارج از حدود تادیب و تنبیه نمایند توجه به لفظ تادیب نشان می دهد طبق عرف و سنتهای جامعه ایرانی تنبیهی هم که معلم و استاد در حد متعارف نسبت به شاگردان اعمال می کند جنبه مجرمانه ندارد و مستوجب مجازات نمی شود و تادیب مراتبی از وعظ، توبیخ، تنبیه ، تهدید و درجات مختلف تعزیر را در بر می گیرد( پور قهرمانی:۱۳۸۳، ۶۷). بند اول: هرگونه صدمه و اذیت و آزار کودکان ماده ۲ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان چنین است :«هر نوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنها صدمه جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنها را به مخاطره اندازد ممنوع است». بند دوم: ممانعت از تحصیل کودکان طبق قانون حمایت از کودکان مصوب ۱۳۸۱ و قانون تامین وسایل و امکانات تحصیلی مصوب۲۰/۴/۱۳۵۳ کلیه اطفال و جوانان ایرانی که واجد شرایط تحصیل میباشند باید بدون رعایت مانعی به تحصیل بپردازند و هیچ کس نمیتواند آنها را از تحصیل باز دارد، مگر با مجوز قانونی، بر اساس ماده چهار همین قانون عدم تامین امکانات تحصیلی به هر نحوی جرم محسوب میشود. بند سوم: خرید و فروش کودکان طبق مواد ۶۳۱ و۶۳۰ قانون مجازات اسلامی و طبق ماده یک بند «د» همان قانون عبور دادن غیرمجاز شخص غیر بالغ یا موجبات عبور دادن غیرمجاز کودک را فراهم نمودن جرم و از موجبات تشدید مجازات تلقی می شود و در مواردی که کودک ربوده شود یا مخفی شود و یا کودکی بجای کودک دیگر قلمداد شود جرم تشدید خواهد شد. بند چهارم: بی توجهی به سلامت جسمی و روانی کودکان طبق قانون مدنی عدم رسیدگی به فرزندان تحت سرپرستی در اموری نظیر، درمان آبله کوبی عدم اخذ گواهینامه بهداشتی شیر دادن طفل توسط افراد مبتلا به بیماریهای واگیردار و رها کردن طفل در محل خالی از سکنه یا جایی که دارای سکنه باشد جرم محسوب میشود. بند پنجم: بهره کشی از کودکان طبق ماده۳ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان هر گونه بهره کشی از کودکان به منظور ارتکاب اعمال خلاف نظیر قاچاق و واسطه گری فحشا و به کارگیری اطفال زیر۱۵ سال از مصادیق جرم در این ماده محسوب می شود. بند ششم: به کارگیری کودکان در اعمال خلاف هنجارهای اجتماعی طبق ماده ۳ قانون حمایت از خانواده هر کس طفل صغیر یا غیر رشیدی را واسطه تکدی قرار دهد. به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد کلیه اموالیکه از طریق یاد شده به دست آورده است محکوم خواهد شد(باقی: ۱۳۸۴، ۳۷-۴۳). گفتار دوم: مداخله در بحران کودک آزاری منظور از مداخله در بحران کودک آزاری، انجام یک سلسله اقدامات سنجیده، برنامه ریزی شده و مبتنی بر دانش است که هدف آن خروج کودک مورد آزار قرار گرفته از وضعیت بحرانی میباشد. فرو نشانی بحران امری تخصصی است و مداخله کنندگان در آن باید آموزشهای لازم را در زمینه کاهش آسیبهای ناشی از بحران و پیشگیری از کودک آزاری مجدد دیده باشند. برای فرونشانی بحران کودک آزاری کودکان، مداخله کنندگان باید دانش و مهارت کافی در مورد مسائل زیر داشته باشند: ۱- بزه دیدگی کودکان، انواع، علائم و آثار آن؛ ۲- نیازهای کودکان در شرایط بحرانی با توجه به نوع کودک آزاری؛ ۳- شیوه رفتار با کودکان در سنین مختلف به ویژه در شرایط بحرانی؛ ۴- اقدامات فوری و ضروری که باید برای کاهش آسیب وجلوگیری از بزه دیدگی مجدد انجام داد. لایحه حمایت ازکودکان و نوجوانان، بزه دیدگی کودکان را از مصادیق وضعیت مخاطرهآمیز دانسته و سازمان بهزیستی و نهاد مددکاری اجتماعی که زیر مجموعه سازمان است را موظف نموده است که بدون فوت وقت در بحران پیشآمده مداخله کنند و گزارش آن را به مرجع قضایی ارائه نمایند. ماده ۳۶ لایحه مذکور مقرر میدارد:« هرگاه خطر شدید و قریبالوقوعی کودک و نوجوان را تهدید کند یا به سبب وضعیت مخاطرهآمیز موضوع ماده ۳ این قانون، وقوع جرم محتمل باشد، مددکاران اجتماعی بهزیستی یا واحد حمایت دادگستری و ضابطان دادگستری مکلفند فوری و در حدود وظایف و اختیارات قانونی، تدابیر و اقدامات لازم را در صورت امکان با مشارکت و همکاری والدین، اولیاء و یا سرپرستان قانونی کودک و نوجوان جهت رفع خطر، کاهش آسیب و پیشگیری از وقوع جرم انجام داده و در موارد ضروری وی را از محیط خطر دور کرده و با تشخیص و زیر نظر مددکاران اجتماعی به مراکز بهزیستی و یا سایر مراکز مربوط منتقل کنند و گزارش اقدامات خود را حداکثر ظرف ۱۲ ساعت به اطلاع دادستان برسانند». با توجه به ماده فوق، هدف از مداخله سازمان بهزیستی در چنین وضعیتی، رفع خطر، کاهش آسیب و پیشگیری از وقوع جرم و از جمله کودک آزاری است. آنها موظفاند تدابیر و اقدامات لازم را حتیالامکان با مشارکت و همکاری والدین، اولیاء یا سرپرستان قانونی کودک و نوجوان انجام داده و گزارش موضوع و اقدامات خود را حداکثر ظرف ۱۲ ساعت به اطلاع دادستان برسانند. نکته جالب توجه این است که مطابق ماده ۳۷ لایحه مذکور، مددکاران سازمان بهزیستی برای مداخله در وضعیت بحرانی(خطر شدید و قریبالوقوع و یا وضعیت مخاطرهآمیز) میتوانند بدون کسب مجوز از مرجع قضایی وارد عمل شوند، مشروط بر اینکه دلایل ضرورت مداخله را در گزارش خود تشریح نمایند. سازمان بهزیستی برای کاهش آسیبهای ناشی از بزه دیدگی و پیشگیری از کودک آزاری مجدد میتوانند فعالیتهای خود را بر سه محور سلامتی کودک، تأمین امنیت و ایجاد آرامش خاطر برای او، متمرکز کنند(اسکندری:۱۳۹۰، ۱۴-۱۵). بند اول: حفظ سلامتی کودک بزهدیده نخستین دغدغه هر مداخله کننده در بحران، باید سلامت جسمی بزهدیده باشد. تا هنگامی که روشن نشده که بزهدیده از نظر جسمی در خطر نیست یا نیازی به کمک پزشکی ندارد، دیگر حمایتها را باید کنار گذاشت(اداره کنترل مواد مخدر و پیشگیری از جرم سازمان ملل متحد، مرکز بین المللی پیشگیری از جرم:۱۳۸۴، ۴۶). کودک ممکن است در اثر کودک آزاری دچار سوختگی، شکستگی، خونریزیهای داخلی، ضایعات داخل جمجمهای و نخاعی و… شده باشد. بنابراین مددکاران سازمان بهزیستی باید آمادگی لازم برای مقابله با این نوع آسیبها را داشته باشند. از پزشکان حاذق و متخصص در زمینه بزه دیدگی کودکان کمک بگیرند و بدون فوت وقت، همه اقدامات ضروری را جهت کاهش آسیبهای وارده به کودک انجام دهند(رناته:۱۳۹۰، ۲۸). مددکاران علاوه بر سلامت جسمی کودک بزهدیده باید به سلامت روانی وی نیز توجه داشته باشند. رایجترین واکنش روانی شناسایی شده بلافاصله پس از بزه دیدگی، اختلال فشار روانی پس از رویداد آسیبزا است. این اختلال مجموعهای از علائم روانی است که پس از مواجه فرد با رویداد آسیبزا به وجود میآید. احتمال بروز این اختلال در همه سنین وجود دارد، اما این احتمال در کودکان بیش از دیگران است. زیرا آنها آستانه تحمل پایینتری داشته و در نتیجه آسیبپذیری بیشتری دارند. درمان این اختلال مستلزم به کارگیری روش های مختلف رواندرمانی و دارودرمانی است. آنچه مددکاران سازمان بهزیستی مداخلهکننده در بحران، باید درباره این بیماری بدانند، اولاً علائم و نشانه های این بیماری در کودکان است و ثانیاً شیوه رفتار مؤثر با کودکان مبتلا به این بیماری. رایجترین نشانه های این بیماری در میان کودکان عبارت است از: ۱-ناآرامی و بیقراری، رفتارهای پرخاشگرانه و احساس بیزاری از دیگران؛ ۲-گوشهگیری و مشکلات در روابط بینفردی و به سختی انسگرفتن با دیگران ( بهخصوص هنگامی که کودک مورد کودک آزاری جنسی قرارگرفته باشد)؛ ۳-احساس گناه و شرمندگی؛ ۴-رفتارهای تهییجی و برانگیختگی بیش از حد (احساس گوش به زنگ بودن و …)؛ ۵-اجتناب از افکار و احساسات و حتی اماکنی که وقایع ناخوشایند را برای کودکان یادآوری میکنند؛ ۶-تکرار خاطرههای رویداد آسیبزا در ذهن(قهاری:۱۳۹۲، ۲۲-۲۳). سازمان بهزیستی برای مقابله با این اختلال باید شرایط را برای آسایش عاطفی کودکان فراهم نموده و حسب مورد، تکنیکهای خودآرامسازی و تکنیکهای مقابله با افکار مزاحم را به آنها بیاموزند. بند دوم: تأمین امنیت کودک بزهدیده یکی از مهمترین اهداف مداخله در بحران کودک آزاری، رفع خطر و ایجاد امنیت برای کودک است. ایجاد امنیت در اغلب موارد کار بسیار دشواری است و مددکاران سازمان بهزیستی برای موفقیت در این کار باید آمادگی لازم را برای روبهرو شدن با وضعیتهای مختلف کودک آزاری داشته باشند. جلب مرتکب، یکی از راه های ایجاد امنیت برای کودک است؛ اما این اقدام در همه موارد امکان پذیر نیست و برای حفاظت از کودک باید تدابیر دیگری اندیشید. در اجرای این تدابیر امنیتی اولویت با اقداماتی است که منجربه خروج کودک از محیط خانواده یا قطع ارتباط با آنها نشود(مستفاد از ماده ۵۰ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان). به همین دلیل مددکاران سازمان بهزیستی باید سعیکنند حتیالامکان کودک را به والدین خود بسپارند. مددکاران سازمان بهزیستی پیش از سپردن کودک به والدین، باید از توانایی های آنها در محافظت از فرزند خود مطمئن شوند و در صورت لزوم اطلاعات لازم در زمینه حفظ امنیت کودک را در اختیار آنها قرار دهند. حفظ امنیت کودک هنگامی دشوارتر می شود که مجرم یکی از والدین او باشد. در این صورت مددکاران باید فعالیت های خود را روی والد غیر آزارگر(معمولاً مادر) متمرکز کنند تا او بتواند از فرزند خود نگهداری و محافظت نماید(حسامی :۱۳۹۳، ۲۸۱). مددکاران سازمان بهزیستی باید به مادرانی که کودکان را مورد آزار و اذیت قرار می دهند، کمک کنند تا موقعیت خود را درک کند و کنترل خود را به دست آورد. سپس شیوه های حفاظت از کودک را به او بیاموزند. در صورت عدم دستگیری مجرم، سازمان بهزیستی باید آنها را به جای امنی منتقل کنند و به مادر اطمینان دهند که در صورت بروز مشکل، او را یاری خواهند کرد. علاوه براین، لازم است مددکاران سازمان بهزیستی به مادر یادآوری نمایند که باید در نگهداری از کودک دقت کند و در صورت سهلانگاری در مقابل قانون مسؤل خواهد بود. در صورتی که والدین مسؤلیت حفظ امنیت کودک را نپذیرند و یا توانایی حفاظت از او را نداشته باشند، مددکاران میتوانند کودک را بهطور موقت به مراکز بهزیستی یا سایر مراکز منتقل کنند و تا تعیین تکلیف نهایی نظارت کافی را بر آنها داشته باشند(مستفاد از ماده۳۶ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان). بند سوم: ایجاد آرامش خاطر در کودک بزهدیده توجه به سلامت و امنیت اگرچه از اهمیت ویژهای برخوردار است. اما به تنهایی برای ایجاد آرامش در کودک کافی نیست. ممکن است کودک علیرغم تأمین سلامت و امنیت، باز هم احساس آرامش و اطمینان خاطر نداشته باشد. برای اطمینان دادن به کودک، سازمان بهزیستی باید او را از تدابیری که در جهت پیشگیری از کودک آزاری مجدد اندیشیده شده است، آگاه کنند. همچنین او را مطمئن سازند که به نظرش احترام میگذارند و بدون توجه به نظر و عقیده او، دربارهاش تصمیمی نمیگیرند. سازمان بهزیستی باید به کودک بزهدیده فرصت دهند تا عواطف و احساسات خود را ابراز نماید. سپس صادقانه با او همدردی کنند و به وی اطمینان دهند که همه واکنشهایش طبیعی و منطقی است، جامعه این رویداد را محکوم نموده و از او پشتیبانی خواهد کرد(اداره کنترل مواد مخدر وپیشگیری از جرم سازمان ملل متحد، مرکز بین المللی پیشگیری از جرم:۱۳۸۴، ۴۹). برخی کودکان، هنگام کودک آزاری بالاخص کودک آزاری جنسی، احساس گناه میکنند. بنابراین باید به آنها اطمینان داد که تقصیری متوجه آنها نیست؛ این مجرم است که مسؤل است و باید پاسخگو باشد. سازمان بهزیستی باید به کودک کمک کند تا موقعیت خود را درک کند، کنترل خود را بهدستآورد و افکار خود را سازماندهی کند. سپس او را برای مقابله با واکنشهایی که ممکن است دیگران نسبت به بزه دیدگی او داشته باشند و آنچه ممکن است در رابطهاش با نظام عدالت کیفری روی دهد، آماده نمایند(توجهی:۱۳۸۹، ۶۲۱). گفتار سوم: ارائه گزارش کودک آزاری یکی از مهمترین خدماتی که سازمان بهزیستی می تواند در جهت حمایت از کودکان بزهدیده انجام دهند، ارائه گزارش کودک آزاری به مرجع قضایی است. سازمان بهزیستی برای ارائه این گزارش، باید با اصول گزارش نویسی، هدف ارائه گزارش و مسائل حقوقی مورد نیاز مرجع قضایی، آشنایی داشته باشند. اهمیت گزارش مذکور در این است که مبنای کار مرجع قضایی قرار خواهد گرفت و تصمیمگیریهای بعدی در رابطه با کودک بزهدیده، براساس این گزارش پایه خواهد بود. این گزارش برای مرجع قضایی حکم سندی را داراست که نویسنده آن باید مسؤلیت صحت آن را بر عهده بگیرد(اقلیما و وهب:۱۳۹۲، ۱۴۶). بنابراین سازمان بهزیستی باید گزارش خود را با رعایت صداقت و امانت تنظیم نموده و مطالب مورد نیاز را با بیانی روان و گویا مطرح نمایند. بر اساس ماده ۳۶ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان، چنانچه مددکاران سازمان بهزیستی برای مداخله در بحران کودک آزاری، بدون کسب مجوز قضایی وارد محل زندگی یا کار کسی شده باشند، مکلفاند گزارش خود را حداکثر ظرف ۱۲ ساعت به اطلاع دادستان برسانند. ذکر موارد زیر در گزارش کودک آزاری ضروری بهنظر میرسد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
5 -16 دو گاو آسمانی دستههای فرم کوزهای شکل را تزیین نموده اند. کوزه، کاسه و فرمهای شکم برآمده، مفهوم باروری و رویش را منتقل مینمایند و بالندگی و شکوفایی را نوید می دهند. آخرین مجلسی که در این بخش مورد بررسی قرار خواهد گرفت تصویر انسان متعالی واقع در مجموعه پاسارگاد است که آن را ذوالقرنین نیز نام نهادهاند. وجه تسمیهی این اثر دارا بودن دوشاخ است.
5 -17 ايرانيان نيز مانند هنديان عقيده دارند كه جهان به هفت كرشور (در فارسي جديد كشور) تقسيم شده است. در بندهش آمده است که اين مناطق هنگامي آفريده شد كه براي اولين بار ایزد تیشتر باران را آفرید و بر زمين فرود آورد. بخش مياني، خونيرث نام دارد و نيمي از همه زمين را تشكيل مي دهد.کیانیان و یلان در خونیرث آفریده شدند. خونیرث به اندازه مجموع شش منطقه ديگر وسعت دارد. مردمان نمی توانستند از کشوری به کشور دیگر سفر کنند مگر بر پشت گاوی آسمانی به نام سریشوَک يا هديوش(هینلز بیتا، 31) در کتاب پهلوی زادسپرم مهاجرت ایرانیان از خونیرث به دیگر کشورها سوار بر پشت همین گاو سریشوک صورت گرفته است. سه آتش بر پشت این گاو روشن بود شبي طوفان شديدي رخ داد و آتش ها از پشت گاو به دريا افتادند و در آن جا به سوختن ادامه دادند و در دريا به مردمان روشني بخشيدند. این آتش ها به دریا فروریخت و گوهر آنها یکی بود و به سه بهره شد و دوباره در سه جای فروزان گشت و به آذر فرنبغ (آتش موبدان در فارس) و آذرگشنسب، آتش پادشاهان و ارتشتاران (درآذربایجان) و آذربرزین مهر (آتش کشاورزان در خراسان) موسوم گشت. در این اسطوره به نگهداری آتش های سه گانه، بر پشت گاو آسمانی اشاره شده است. عدد سه نشانه ای از تثلیث مقدس است. هديوش در اساطير ايراني نام گاوي است كه گوپت شاه از آن نگاهداري مي كند و در هنگام رستاخيز، سوشيانت با يارانش آن را قرباني مي كنند و با چربي آن آميخته به هوم سفيد، مائدهاي ميسازند و به مردمان ميدهند و مردمان با خوردن آن عمر جاويدان مييابند. اين گاو بنا به سنت ايراني در دژي مستحكم نگهداري شده تا اينكه در روز رستاخيز قرباني شود. (جابز 1370، 161 - 162). هديه جاودانگي هنگامي اعطا خواهد شد كه سوشيانس، منجی آخرالزمان در آیین زرتشتی، قرباني نهايي را با آخرين حيواني كه براي خدمت به بشر كشته ميشود، انجام دهد. اين همان قرباني گاو آسمانی است. از پيه آن گاو و شربت هوم سفيد اساطيري كه در درياي گيهاني قرار دارد، اكسير جاودانگي تهيه خواهد شد. در اساطیر ایران گاو مرد،گوپت شاه نام گرفته است. او موجودی است آسمانی از آن جهت كه اندامش خیالی و ترکیبی است. نيمي از او انسان و نيمي از او گاو است. وظیفه گوپت شاه در اساطیر مراقبت از سريشوك یا هدیوش است. زيرا اين گاو آخرين حيواني است كه در بازسازي جهان كه همه آدميان بايد جاودانه گردند، قرباني مي شود. میترا مشهورترین گاوکش تاریخ اساطیری جهان است و این شهرت را مدیون رواج مهرپرستی در امپراطوری روم باستان میباشد. در کتیبه های دولتی هخامنشی میترا و آناهیتا در کنار اهورامزدا یاد شده اند، اما اساطیر ایرانیان در دوره هخامنشی به متون کتیبهها محدود نمی شود. ایرانیان و هندیان در دورهای با هم میزیستهاند و متون کهن ریگ ودا معرف عقاید آنها در این دوره است. از بخشهای اوستا نیز یشتها قدمتی پیش هخامنشی دارد . بسیاری ایزدان که در یشتها ستایش شده اند با ایزدان ودایی در برخی خصوصیات مشترکاند 5 -5 جنگهای قهرمان قهرمان در هر دورهای به جنگی می پردازد که در فرگرد پیشین تا حدودی که به بحث مربوط میشد در مورد آن صحبت شد. در این بخش به بررسی مجالس نمادین مرتبط با آن پرداخته خواهد شد.
5 -18 ايرانيان نيز مانند هنديان عقيده دارند كه جهان به هفت كرشور (در فارسي جديد كشور) تقسيم شده است. در بندهش آمده است که اين مناطق هنگامي آفريده شد كه براي اولين بار ایزد تیشتر باران را آفرید و بر زمين فرود آورد. بخش مياني، خونيرث نام دارد و نيمي از همه زمين را تشكيل مي دهد.کیانیان و یلان در خونیرث آفریده شدند. خونیرث به اندازه مجموع شش منطقه ديگر وسعت دارد. مردمان نمی توانستند از کشوری به کشور دیگر سفر کنند مگر بر پشت گاوی آسمانی به نام سریشوَک يا هديوش(هینلز بیتا، 31) در کتاب پهلوی زادسپرم مهاجرت ایرانیان از خونیرث به دیگر کشورها سوار بر پشت همین گاو سریشوک صورت گرفته است. سه آتش بر پشت این گاو روشن بود شبي طوفان شديدي رخ داد و آتش ها از پشت گاو به دريا افتادند و در آن جا به سوختن ادامه دادند و در دريا به مردمان روشني بخشيدند. این آتش ها به دریا فروریخت و گوهر آنها یکی بود و به سه بهره شد و دوباره در سه جای فروزان گشت و به آذر فرنبغ (آتش موبدان در فارس) و آذرگشنسب، آتش پادشاهان و ارتشتاران (درآذربایجان) و آذربرزین مهر (آتش کشاورزان در خراسان) موسوم گشت. در این اسطوره به نگهداری آتش های سه گانه، بر پشت گاو آسمانی اشاره شده است. عدد سه نشانه ای از تثلیث مقدس است. هديوش در اساطير ايراني نام گاوي است كه گوپت شاه از آن نگاهداري مي كند و در هنگام رستاخيز، سوشيانت با يارانش آن را قرباني مي كنند و با چربي آن آميخته به هوم سفيد، مائدهاي ميسازند و به مردمان ميدهند و مردمان با خوردن آن عمر جاويدان مييابند. اين گاو بنا به سنت ايراني در دژي مستحكم نگهداري شده تا اينكه در روز رستاخيز قرباني شود. (جابز 1370، 161 - 162). هديه جاودانگي هنگامي اعطا خواهد شد كه سوشيانس، منجی آخرالزمان در آیین زرتشتی، قرباني نهايي را با آخرين حيواني كه براي خدمت به بشر كشته ميشود، انجام دهد. اين همان قرباني گاو آسمانی است. از پيه آن گاو و شربت هوم سفيد اساطيري كه در درياي گيهاني قرار دارد، اكسير جاودانگي تهيه خواهد شد. در اساطیر ایران گاو مرد،گوپت شاه نام گرفته است. او موجودی است آسمانی از آن جهت كه اندامش خیالی و ترکیبی است. نيمي از او انسان و نيمي از او گاو است. وظیفه گوپت شاه در اساطیر مراقبت از سريشوك یا هدیوش است. زيرا اين گاو آخرين حيواني است كه در بازسازي جهان كه همه آدميان بايد جاودانه گردند، قرباني مي شود. میترا مشهورترین گاوکش تاریخ اساطیری جهان است و این شهرت را مدیون رواج مهرپرستی در امپراطوری روم باستان میباشد. در کتیبه های دولتی هخامنشی میترا و آناهیتا در کنار اهورامزدا یاد شده اند، اما اساطیر ایرانیان در دوره هخامنشی به متون کتیبهها محدود نمی شود. ایرانیان و هندیان در دورهای با هم میزیستهاند و متون کهن ریگ ودا معرف عقاید آنها در این دوره است. از بخشهای اوستا نیز یشتها قدمتی پیش هخامنشی دارد . بسیاری ایزدان که در یشتها ستایش شده اند با ایزدان ودایی در برخی خصوصیات مشترکاند مجالس بعدی همگی در تالار صد ستون مجموعه پارسه نقر شده اند و به ترتیب جنگ قهرمان با موجوداتی از قبیل شیر شاخدار آسمانی، شیر و شیردال را نشان می دهند. نگاهداشت مهری در همه این مجالس تکرار شده است. تصاویر مربوطه برای نمایش جنگ قهرمان در این بخش آورده شده است ولی به این دلیل که جنگ قهرمان با شیر در بحث این پژوهش نقش اصلی را ندارد به تحلیل آنها پرداخته نخواهد شد. در بخشهای بعدی در مورد شیر صحبت خواهد شد.

5 -19 مجالس بعدی یک مهر و دیگری اثر مهری هستند که در آنها گاو به صورت واقعگرایانه نمایش داده شده است. در تصویر آ. قهرمان ابزار قربانی به دست دارد. او شاخ گاو را با دست نگه داشته است گویی از فرارگاو ممانعت می کند. گاو روی دو پای عقب ایستاده است و باز هم شبیه به تصاویر مهری سرش را برگردانده و به قهرمان نگاه می کند. اگر این گاو اسطورهای همان باشد که در فرگرد دوم تحت عنوان ثور آسمانی در مورد آن بحث شد، چشم او «عین الثور» خاصیت جادویی منفی دارد. نگاه کردن او به قهرمان به منظور طلسمی برای ممانعت از انجام قربانی است. تصویر ب. به نوعی مرحله دوم همین جنگ را نشان میدهد. در تصویر ب. قهرمان دم گاو را گرفته است و پایش را به حالت نگاهداشت مهری روی کتف گاو قرار داده است و پوزهی حیوان را در اصطلاح جنگجویان به خاک مالیده است و باعث شده تا حیوان سر و ته شود. ايرانيان نيز مانند هنديان عقيده دارند كه جهان به هفت كرشور (در فارسي جديد كشور) تقسيم شده است. در بندهش آمده است که اين مناطق هنگامي آفريده شد كه براي اولين بار ایزد تیشتر باران را آفرید و بر زمين فرود آورد. بخش مياني، خونيرث نام دارد و نيمي از همه زمين را تشكيل مي دهد.کیانیان و یلان در خونیرث آفریده شدند. خونیرث به اندازه مجموع شش منطقه ديگر وسعت دارد. مردمان نمی توانستند از کشوری به کشور دیگر سفر کنند مگر بر پشت گاوی آسمانی به نام سریشوَک يا هديوش(هینلز بیتا، 31)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تشخیص مسئله به نتیجه رسیدن بدون تجزیهوتحلیل تصمیم گرفتن بر اساس معیاری برای حدس زدن راه حل های عمومی
 استفاده از این معیار برای انتخاب بهترین راه سیال سازی دهنی هم شامل ((کار به جلو[۱۹])) است و هم شامل تجزیهوتحلیل ((ابزار – هدف))؛ بنابراین، بر راهبردهای دیگر برتری دارد. از طریق سیال سازی ذهنی بهتر از روش تجزیهوتحلیل ابزار- هدف میتوان به حل مسائل دستیافت. تحقیقات نشان میدهند که نتایج سیال سازی ذهنی راه حل های بالایی را ارائه میدهد. کیفیت راه حل ها در سیال سازی ذهنی، همانند تمثیل، به دانش بیانی خود فرد بستگی دارد. (شعبانی، تابستان۱۳۹۳ :۱۱۸ تا۱۲۱) ۲-۱-۶-۲-الگوی حل مسئله الگوهای تدریس درواقع الگوهای یادگیری هستند. با بهره گرفتن از الگوها درحالیکه به شاگرد در کسب اطلاعات، نظرات، مهارتها و راههای تفکر کمک میشود، نحوهی یادگیری نیز به آنان آموخته میشود. درواقع آموزش از راه الگوها باعث افزایش استعداد شاگردان در یادگیری میشود. الگوهای تدریس نتیجه تلاش افرادی است که در جستجوی چگونگی یادگیری دانشآموزان و تأثیر رفتار معلم بر آنها بودهاند و معلمانی که برای حل مسائل کلاس دست به تحقیق و تجربه میزدند. (بهمئی،۱۳۹۰: ۱۱۱) الگوهای حل مسئله در آموزش بر مبنای ایدههای جان دیویی (۱۹۱۶) شکلگرفتهاند. در میان تمامی کمکهای او به آموزشوپرورش، طرفداری او از برنامه تحصیلی بر مبنای مسائل اهمیت خاصی دارد. ازنظر او مسئله عبارت از هر موردی است که باعث ایجاد شک و تردید شود. دیویی میگوید مسئلهای که بتواند بهعنوان یک موضوع موردمطالعه ارزشمند باشد، باید دو معیار دقیق و جدی را در برگیرد: اول آن مسئله باید برای فرهنگ مهم باشد و دوم باید برای دانشآموز نیز مهم بوده و به او مربوط باشد. (دونالدسی،۱۳۷۹: ۳۲۲) ۲-۱-۷- ساختار الگوی حل مسئله مراحل اجرای الگوی حل مسئله به ترتیب زیر میباشد: الف- طرح مسئلهیا بازنمایی مشکل مسئله را از راههای مختلفی میتوان در ذهن شاگردان ایجاد کرد. انتخاب مسئله مناسب برای شروع تدریس یکی از مهمترین مراحل انجام کار به شمار میآید. اگر مسئله توجه شاگردان را به خود جلب نکند یا برای آنان بهاندازه کافی برانگیزاننده نباشد. کاربرد این الگو بسیار مشکل خواهد شد. ب -جمع آوری اطلاعات: شاگرد پس از مواجهشدن با مسئله و تعریف آن باید با کمک و هدایت معلم به دنبال اطلاعات موردنظر بورد. منابع گردآوری اطلاعات باید ازنظر علمی معتبر باشد. ج- ساختن فرضیه: منظور از فرضیهسازی پیشبینی راه حل های احتمالی و حدسی برای حل مسئله است د- آزمایش فرضیه فرضیه حدسی است که بر اساس اطلاعات پیشین و شواهد موجود در برخورد با دنیای خارج در ذهن شاگرد، شکل میگیرد. بهاینترتیب در اکثر موارد، فرضیه راهحل نهایی محسوب نمیشود. برای قبول یا رد فرضیه باید آن را بیازماییم. هـ نتیجهگیری فرایند حل مسئله باید به نتیجهگیری منتهی شود. بدون نتیجهگیری مسئله حل نخواهد شد. اساس این الگو آن است که شاگرد مشکلی را که با آن مواجه میشود به نحوی قابلقبول برای خود حل کند و مفاهیم تازهای را یاد بگیرد. (شعبانی،۱۳۹۳پاییز: ۲۹۶ تا ۲۹۹) ۲-۱-۸- محاسن و محدودیتهای الگوی حل مسئله الگوی حل مسئله به علت فعال و سهیم بودن شاگردان در فعالیتهای آموزشی، یکی از بهترین الگوهای تدریس بهحساب میآید. البته اجرای چنین الگویی بدین معنی نیست که مسئولیت کلیه امور با شاگردان باشد، بلکه آنان در فرایند آموزش نقش فعال دارند و بیشتر مفاهیم و نکتههایی را میآموزند که بر نیازهایشان منطبق باشد. در این الگو، شاگردان احساس مسئولیت بیشتری میکنند و رضایت خاطر بیشتری به دست آورند و هنگام موفقیت یا شکست، خود را مسئول میدانند، نه معلم را. در این الگو، رشد شاگرد هدف است، نه محتوا و مفاهیم آموزشی؛ بنابراین، تمام جنبههای روان، اجتماعی و سرانجام کل شخصیت شاگردان را موردتوجه قرار میگیرد. شاگردان مطالب آموزشی را برای نمره گرفتن و امتحان دادن نمیآموزند، بلکه کاربرد معلومات خود را میدانند و به هنگام مواجهه با مسئله جدید، توانایی حل آن رادارند. آنان احساسات منفی و ضعفهای خود را قبول میکنند و از مسئولیتهای آموزشی و اجتماعی خودآگاهی بیشتری دارند؛ اما اجرای چنین الگویی بسیار مشکل است؛ زیرا احتیاج به معلمان قوی و باتجربه و پژوهشگر دارد. در چنین الگویی، فعالیتهای آموزشی به امکانات و تجهیزات فراوان و فعالیتهای آموزشی به مکان باز نیازمندند. تعداد شاگردان بسیار محدود باشد اگرچه بهطورقطع نمیتوان گفت که وجود چند نفر در کلاس کافی است. این تعداد بستگی به توانایی معلم، امکانات مالی، وسایل و روشها و هدفهای آموزشی دارد؛ ولی بهطورکلی، تعداد شاگردان در هر کلاس نباید از ۲۰ نفر تجاوز کند. (شعبانی، ۱۳۹۳پاییز: ۳۰۱ تا ۳۰۲) ۲-۱-۹-راهکارهای موفقیت در حل مسئله سه مجموعه عوامل تعامل با فرایند مسئله گشایی در ارتباطاند: الف نگرش (علاقه، انگیزه و اعتمادبهنفس) از دیدگاه افرادی که در حل مسئله ضعف دارند مسئلهها ناخوشایند و هراسناکاند. آنها در اکثر مواقع خود را از مشکلات عقب میکشند و از تفکر راجع به آنها اجتناب میکنند. آنها خودشان را بهعنوان مسئله گشا قبول ندارند. این افراد احتمالاً قادر به تشخیص این حقیقت نیستند که مسائل بخشی عادی از زندگی ما هستند. در زندگی همهی ما انسانها موانعی وجود دارد که باید بر آنها غلبه کنیم و شکافهایی هست که بدون هیچ ابزار حمایتی باید از روی آنها رد شویم. (فیشر، ۱۳۸۵، ۱۹۰) توانایی شناختی و حل مسئله (دانش، حافظه و مهارتهای فکری) تفکر مفهومی، متضمن گسترش عظیم در صُوَر حاصل از فعالیت شناختی است. فردی که قادر است به اندیشه انتزاعی بپردازد جهان خارجی را عمیقتر و کاملتر منعکس میکند و از پدیدههای مورد ادراک خود، به استنتاجها و استنباطهایی دست مییازد. این استنتاجها و استنباطها تنها بر اساس تجربه شخصی او صورت نمیپذیرند، بلکه بر مبنای طرحوارههای تفکر منطقی که بهطور عینی در مرحله کاملاً پیشرفته رشد و تحول فعالیت شناختی او شکل میگیرند نیز استوار میشوند. حل مسئله از بسیاری جهات، مُدلی از فرایندهای پیچیدهی عقلانی، فراهم میآورد. هر مسئلهی آشنای دوران مدرسه، عبارت است از ساختار پیچیده روانشناختی که در آن، هدف نهایی (که بهعنوان پرسش مطرحشده در مسئله، صورتبندی میشود)، بهوسیله شرایط خاصی، تعیین میگردد. تنها از طریق تجزیهوتحلیل این شرایط است که دانشآموز قادر میشود روابط ضروری بین اجزای ساختار موردنظر را، برقرار کند؛ و بعد، این روابط را جدا سازد و روابط غیرضروری را کنار بگذارد. وقتی شرایط حل مسئله، در مقام تعارض باتجربهی عملی و واقعی فرد قرار میگرفت، در اکثر مواقع، حل مسئله بهطور کامل از محدوده قابلیتهای گروه اصلی ازمودنیهای ما فراتر میرفت. بهمحض شنیدن فرضی که متفاوت باتجربهی عملی آنها بود و یا آن را نقض میکرد، معمولاً با بیاعتنایی از کوشش برای حل مسئله، سرباز میزدند و اظهار میداشتند که این شرط، غلط است و اینکه ((اینطور نیست)) و یا نمیتواند چنین مسئلهای را حل کنند. یادداشتها نشان میدهند که مسائلی که شرایط آنها منطبق با واقعیت باشد تا چه حد راحت، حل میشوند و تا چه میزان، برای آزمودنیها دشواراست که شرایط ناهمخوان باتجربه خود را بپذیرند و به عملکردهای منطقی و صوری مرتبط با آن بپردازند. چندین آزمایش نشان میدهند که آزمودنیها در حل مسائل همخوان باتجربهی عملی موفقاند، اما برعکس در حل مسائلی که شرایط ذکرشده در آنها با این نوع تجربه ناهمخوان است، از خود ناتوانی نشان میدهند. همچنین این دادهها نشان میدهند که ترغیب آزمودنیها برای انجام استدلال منطقی و صوری مستقل از محتوا، بههیچوجه کارساز نیست. (لوریا؛ ۱۳۸۲: ۱۴۷و ۱۶۸تا ۱۸۳) ج ) تجربه– نقطه شروع برای حل مسئله (آشنایی با مضمون، محتوا و راهبردها) رویکرد حل مسئله در تدریس بر این اعتقاد است که بهطورکلی پایانی برای تفکر وجود ندارد و این فرایند یک فعالیت مداوم است. درواقع تفکر فعالیتی است دربارهی دانش که بهمنظور رسیدن یک هدف معین صورت میگیرد، نه یک فعالیت دربارهی دانشی که بهمحض فراگرفته شدن تمام میشود. این همان چیزی است که وایتهد[۲۰] بهعنوان ((واقعیتهای بینتیجه)) معرفی میکند. برای اینکه مسئله Y را بشناسیم، انجام دهیم یا حل کنیم، بایدX را بشناسیم. دانش ابزاری است برای عمل و ازجملهی ویژگیهای آن این است که قابلتغییر و تبدیل است و پایانی معین و قطعی برای آن تصور نمیشود. روبهرو کردن کودکان با چالشهای در زندگی به آنان کمک میکند تا به افراد مستقلی تبدیل شوند. این روش به آنها کمک میکند تا جهانی را که در آن زندگی میکنند، کشف کنند و واکنشهای صحیحی را نسبت به مسائل آن نشان دهند. ما از کجا و چه گونه میتوانیم به کودکان کمک کنیم تا نقطهی شروعی برای بررسی و حل مسئله باشد؟ مسئله را بسط توسعه دهید. مشکلات حاصل از این موضوع را مشخص کنید. سؤالهایی و مسائل جدیدی را در این رابطه مطرح کنید. آیا شما میتوانید روش جدیدی را برای حل مسئله امتحان کنید؟ چه چیزی را میتوانید تغییر دهید؟ تاکنون چه نکتههای جدیدی را فهمیدهاید؟ این نکته که انسانها بیشتر نیاز به یادآوری دارند تا آگاهی، بهاندازهی کافی موردتوجه قرار نگرفته است. اگر کودکان را به خود واگذاریم بود بهخوبی از عهده استفاده از تجربههای گذشتهی برای حل مسائل مرتبط برنمیآیند. هم عوامل ساختاری و هم عوامل روانشناختی اهمیت دارند. نحوهی ارائه یک مسئله تأثیر فوقالعاده زیادی روی توانایی کودک برای فهم و ارتباط دادن آن باتجربههای گذشته دارد. روشنی و سادگی در نحوهی ارائه مطلب، به همواره دریافتهای کلیدی که کودک از تجربههای پیشین خود دارد، بسیار مهم هستند. اینها به کودک کمک میکنند تا بر فرایند یافتن مسئله و حل مسئله تا حدی کنترل فراشناختی پیدا کنند. بهترین پاسخی که کودک میتواند ارائه دهد، پاسخی است که به خود او تعلق داشته باشد. (فیشر، ۱۳۸۵: ۲۰۷ تا ۲۱۸) ۲-۱-۱۰- نقش انگیزش در حل مسئله انگیزش در حل مسئله موضوعی است که توسط کارشناسان و صاحبنظران تعلیم و تربیت بر آن تأکید شده است. بدین معنی که اگر فردی انگیزه حل مسئله را نداشته باشد، احتمال موفق شدن او رد حل مسئله نیز کمتر خواهد بود. چگونگی ارتباط انگیزش به حل مسئله را در سه نظریه رغبت، خودکارآمدی و اسنادی میتوان بررسی کرد: انگیزش بر مبنای رغبت فرض کنید که فراگیری دستور زبان فارسی را برای اینکه دراینباره امتحانی در پیش دارد یاد بگیرد. فراگیر دیگری که برای نوشتن داستان به یادگیری دستور نیاز دارد، آن را میآموزد. هر دو، مفاهیم مربوط به دستور زبان را یاد میگیرند؛ اما بهاحتمالزیاد دومی بیشتر یا عمیقتر از اولی یاد خواهد گرفت. این امر سالها پیش، توسط جان دیویی مطرحشده است. او رویکرد تلاش مبنا را موردانتقاد قرار میدهد و میگوید که تدریس باید به رویکرد علاقه مبنا حرکت کند. این نظریه بارها در پژوهشهای تجربی مورد تأیید قرارگرفته است. فراگیران علاقهمند به موضوع درسی، تفکر و اندیشه زیاد در آن میپردازند و بهطور عمیق درگیر یادگیری در آن موضوع میشوند. ارتباط موضوع یادگیری به زمینه پیشین ارتباط به زندگی روزمره، ایجاد احساس نیاز و نظایر آن میتواند انگیزش را بر مبنای علاقه افزایش دهد. انگیزش بر مبنای خودکارآمدی خودکار آمدی به قضاوت فرد در توانایی و قابلیت او در به انجام رساندن یک کار اطلاق میشود. اگرچه منابع زیادی برای چگونگی و شکلگیری خود کارآمدی وجود دارد اما میتوان گفت در کل خودکارآمدی از تعبیر، تفسیر عملکرد خود، عملکرد دیگران، ارزیابی دیگران از عملکرد فرد و وضعیت فیزیولوژیکی ایجاد میشود. وقتی فراگیر در امر یادگیری نوعی پیشرفت را درک و آن را قبول کند، در این صورت انگیزش در او بالا میرود. اگر دیگران عملکرد فرد را مورد تأیید قرار دهند یا آن را بهعنوان الگوی راهحل مؤثر قبول داشته باشند، در این صورت میزان خود کارآمدی در فرد مزبور بالا میرود. نظریه خودکارآمدی بر این اصل استوار است که هنگامیکه فرد خود را در انجام کاری توانا ببیند، در امر یادگیری اعتماد بیشتری پیدا میکند. نظریه خودکارآمدی بیشتر به فرایند پردازش اطلاعات فعال و ژرف مربوط میشود. فراگیران با خودکارآمدی بالاتر، بهخوبی میتوانند مواد آموزشی یا موضوعات درسی را درک کنند. اگر فراگیران بتوانند خودکارآمدی خویش را افزایش دهند، موفقیت آنها در یادگیری حل مسئله بیشتر میشود؛ بنابراین برای رسیدن به حل مسئله موفقیتآمیز باید شیوههای افزایش خودکارآمدی نیز، به فراگیران آموخته شوند، یا در موقعیتهایی قرار گیرند که بتوانند میزان خودکارآمدی را بالاتر ببرند. انگیزش بر مبنای اسناد ممکن است فراگیران شکست یا پیروزی و موفقیت خود را به عواملی نسبت دهند. ((این درس بسیار مشکل است))، ((من شانس خوبی در جواب دادن به سؤالات امتحانی را نداشتم))، از نمونههایی هستند که فراگیران موفقیت یا شکست خود را به پدیدهها و عواملی نسبت دادهاند. بر مبنای نظریه اسنادی تعیین نوع علت برای شکست یا موفقیت از سوی فراگیران به عملکرد و پیشرفت تحصیلی آنان ارتباط دارد فراگیرانی که شکست یا پیروزی را ناشی از تلاش خود میدانند، احتمال موفقیت آنها بیشتر از فراگیرانی است که آن را به معلم نسبت میدهند. همینطور، فراگیرانی که شکست در حل مسئله را به عدم توانایی خود نسبت میدهند، ضعیفتر از فراگیرانی، خواهد بود که شکست در حل مسئله را به عدم تلاش و جدیت خود ربط میدهند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گافمن اعتقاد دارد که هویت «تلاش انسان برای بروز تمایز نسبت به دیگران است، در حالیکه به رفتار خود شکل میدهد». تاجفل میگوید: «هویت اجتماعی، آگاهی فرد از تعلق به گروه اجتماعی معین و ارزش و اهمیت عاطفی این عضویت برای فرد است». کاستلز میگوید هویت «سرچشمه معنا و تجربه برای مردم» است و «هویت، فرایند معناسازی براساس یک ویژگی فرهنگی یا مجموعه بههم پیوستهای از ویژگیهای فرهنگی است که بر دیگر منابع معنایی اولویت داده میشود و برای هر طبقه خاص یا برای هر گروه ممکن است چندین هویت وجود داشته باشد». دورکیم میگوید «شیوههای تصور زمان و مکان از زندگی اجتماعی انسان منشا میگیرد و تأثیری اساسی بر باورهای هویتی دارد». در تعاریفی که تا دو دهه گذشته از هویت ارائه میشد، جغرافیای مشخص نقش محوری داشت. و تحولات هویتی تحت تأثیر تغییرات جغرافیایی در طول زمان است. گروه اجتماعی مشخص هم رکن دیگر شکلدهی به هویت است به این معنا که هویت به معنی درک یک فرد از تعلق به یک جمع است.
 عامل بنیادین در شکلگیری هویتهای اجتماعی تعاملات انسانی است. هنگامی که فرد به تعامل با فرد دیگری میپردازد هویت خود را به عنوان یک عضو جامعه پیدا میکند. در واقع هویت در بستر تعاملات اجتماعی تعریف میشود (مرتضی نورمحمدی، ۱۳۸۸). امروزه انسانها به واسطه فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت یک اجتماع همزمان اما با مکان و جغرافیای متفاوت درآمدهاند که گسترش ارتباطات و انباشت اطلاعات آنها زا با هم مرتبط و مشترک کرده. این اشتراک «هویت جمعی مجازی» را برایشان ایجاد کرده که در کنار سایر ابعاد هویتی افراد، هویت آنها را شکل میدهد. ظهور فناوریهای نوین ارتباطی دگرگونی بنیادینی را در ارتباطات انسانی ایجاد کرده است. کاستلز معتقد است از آنجا که انتقال و جریان فرهنگ از طریق ارتباطات صورت میگیرد، حوزه فرهنگ که نظامهایی از عقاید و رفتارها را شامل میشود، با ظهور تکنولوژی جدید دچار دگرگونیهای بنیادین میگردد. ورود فناوریهای ارتباطی، دگرگونی در ساختار ارتباطات انسانی ایجاد کرده است. بل معتقد است جهان مجازی و امکان برقراری ارتباطات همزمان و بیشمار، منشاء ظهور فرهنگهای آنی و به دنبال آن ظهور هویتهای خلقالساعه شده است که در دوره محدودی شکل میگیرد و با ظهور هویتهای جدید به سرعت از بین میروند (مرتضی نورمحمدی، ۱۳۸۸). ویژگیهای ارتباطات الکترونیکی در فضای مجازی شرایطی متفاوت با روابط رو در رو را برای کاربران فراهم میکند. سرعت عمل، ناشناسماندن و … فضای یکسان و مشابهی را فارغ از الزامات چون جنسیت، طبقه، قوم، نژاد و مکان فراهم میکند که تجارب متفاوتی را برای کاربران ایجاد میکند. تعاملاتی که در این فضا اتفاق میافتد، برای کابران اینترنتی را با ذهنیت و گرایش جدیدی ایجاد میکند که میتواند رفتار و تعاملات آنها را در دنیای حقیقی تغییراتی هر چند جزئی بدهد. ارتباطات اینترنتی میتواند انگیزه بیشتری را برای کاربران در بازی با هویت، رفتارهای آزمایشی و ارائه تصویری غیرواقعی فراهم سازد که ریسک شرمندگی در آن کمتر است (مرتضی نورمحمدی، ۱۳۸۸). فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی موجب میشود تا اجتماعات و هویتهای جدیدی تشکیل شود. مارک پاستر معتقد است در دوره جدید که اینترنت و ارتباطات الکترونیک در جامعه سیطره دارد، دادهها و اطلاعات یا به عبارت دقیقتر، اجتماعات مجازی هستند که هویت افراد را میسازند. وسایل نویت اطلاعاتی و ارتباطی تغییراتی را در برداشتهای فرد به وجود میآورد و هویتها را در وضعیت تازهای قرار میدهد که بسیار با گذشته متفاوت و حتی گاهی مغایر است. هویت در اجتماعات مجازی در مسیر فراملیتیشدن حرکت میکند. جامعه اطلاعاتی مبین هویت بیثبات، تغییرپذیر و منعطف انسان جدید است. در این جامعه دیگر نزدیک بودن افراد از لحاظ مکان نشاندهنده صمیمیت آنها نیست. و افراد در کشورهای مختلف میتوانند با هم ارتباط داشته و احساس نزدیکبودن و هویت یکسان داشته باشند. هویت ملی در جامعه اطلاعاتی به دلیل ظهور اجتماعات مجازی به شدت تهدید میشود. در اجتماعات مجازی معمولاً افراد حداقل در یک چیز اشتراک دارند و آن علایق و منافعی است که آنها در دور هم جمع میکند. این منافع که همان دسترسی به اطلاعات است، هویت آنها را میسازند. هویتی که مدام در حال تغییر و ناپایدار است. هویت افراد در اجتماعات مجازی «هویتی دیجیتال» است. و سرزمین، زبان بومی و محلی، کشور، فرهنگ ملی و نژاد، هویت افراد را در اجتماعات مجازی تعیین نمیکنند، بلکه منافع مقطعی، محدود، و در حوزه موضوعات مختلف افراد را دور هم جمع میکند و هویت آنها را میسازد (مرتضی نورمحمدی، ۱۳۸۸). فناوریهای نوین ارتباطی امکان داشتن خلوت جدیدی را برای افراد با ایجاد فضایی شخصی و خصوصی در فضای مجازی برای افراد فراهم میکند. در این فضا افراد با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و با بهرهگیری از امکانات اینترنت مانند شبکههای اجتماعی و اتاقهای گفتوگو شبکههای گستردهای از روابط میان افراد شکل میگیرد که غیرقابل کنترل است. این امر بتدریج موجب از همپاشیدگی شبکههای سنتی روابط مانند همسایگی میشود و هویتهای جدا از جهان واقعی برای افراد ایجاد میکند (مرتضی نورمحمدی، ۱۳۸۸). از مهمترین ویژگیهای فضای مجازی گسترش اهمیت فرد و حیطه خصوصی در برابر جمع و حوزه عمومی است. افراد در فضای مجازی در عین حال که میتوانند در گروههای مختلف حضور داشته باشند؛ میتوانند خود را جدا از دیگران و تنها نیز حس کنند. نبود مراتب قدرت در فضای مجازی باعث میشود، فردیت افراد در جمع حل نشود. در جهان واقعی قدرت انتخاب افراد، همواره تحت تأثیر عوامی چون جبر مکان، زمان، فرهنگ، حکومت و … محدود بوده است. اما در جهان مجازی این مرزها وجود ندارد و افراد در مقیاس جهانی میتوانند دست به انتخاب بزنند (مرتضی نورمحمدی، ۱۳۸۸). رسانههای جدید، رسانههای فردیشدن و مبتنی بر تعامل فردی انسان- رایانه هستند و موجب میشوند انسانها بیش از پیش گوشهگیر، منزوی و کمتحرک شده و کمکم از زمینه عملی زندگی خود دور شوند. به عبارت دیگر شکلگیری اجتماعات در فضای مجازی موجب میشود که اجتماعات در جهان واقعی به تدریج کمرنگ و بیاهمیت شود. این بدان معناست که منبع هویت بخشی افراد متکثر و متنوع میشود و به همین جهت هویت ملی و انسجام اجتماعی یک جامعه به تدریج تضعیف میشود (مرتضی نورمحمدی، ۱۳۸۸). با آمدن شبکههای اجتماعی مجازی، شکل جدیدی از زندگی در فضای مجازی شکل گرفت و روابط میان افراد با شکل سنتی آن تفاوت کرد و تأثیر غیرقابل انکاری بر روابط اجتماعی برجای گذاشت. شبکههای اجتماعی یکی از پرطرفدارترین رسانهها هستند که مخاطبان بسیاری به خصوص از قشر جوان دارند. ویژگیهای تعاملی و ایجاد بستر برای ایجاد روابط اجتماعی از دلایل مورد استقبال واقعشدن شبکههای اجتماعی است. شبکههای اجتماعی با قابلیتهایی که در اختیار کاربران خود قرار میدهند، به ۵ اولویت اول کاربران اینترنت تبدیل شدهاند. فرد با طیف وسیعی از افراد در ارتباط است و علایق خود در زمینههای مختلف را با آنها به اشتراک میگذارد. افراد در شبکههای اجتماعی میتوانند هویتی کاملاً دلخواه داشته باشنتد و بر پایه همان هویت دلخواه ارتباط مجازی خود را با دیگران گسترش دهند. ظاهر این شبکهها جمعگرا است. امروزه تغییرات فرهنگی موجب شده که مردم ترجیح دهند در عین تنهایی، ارتباطات گستردهای هم با جهان پیرامون خود داشته باشند. شبکههای اجتماعی این خواسته را فراهم میکنند (امیر بارانی، ۱۳۹۰) شبکههای اجتماعی مختلف با سرویسها و خدمات مختلفی که در اختیار کاربران خود قرار میدهند، موجب تأثیرگذاری بیشتر روی زندگی آنها و جامعه و رفتارهای اجتماعی میشوند. شبکههای اجتماعی در حوزه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و … تأثیرگذارند. «این شبکهها کارکردهای گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی دارند و به گفته مختصصان ارتباطات، شبکههای اجتماعی بیش از پیش رابطههای چهره به چهره را کاهش میدهند». (قوانلو قاجار. م. همایش شبکههای اجتماعی مجازی و زندگی روزمره) به عنوان مثال فیسبوک با وجود امکانات و خدمات ویژه و جدیدی که دارد و با اینکه کاربران بسیاری را جذب کرده است، اما یکی از تأثیرات منفیاش روی روابط بین فردی است. به عنوان مثال در مطالعهای در انگلستان نشان داده است که حدود یک سوم طلاقها در این کشور با شبکه اجتماعی فیسبوک در ارتباط است (طهورا مهدوی، ۱۳۹۰). شبکههای اجتماعی از سویی به عنوان یکی از گونههای رسانههای اجتماعی امکانات تعاملی قابل توجهی برای کاربران اینترنتی فراهم کردهاند و در افزایش مشارکت شهروندان در برخی فرآیندها مؤثر بودهاند از سویی این شبکهها با آسیبهای گستردهای در حوزههایی از قبیل حریم خصوصی، کپیرایت، اعتیاد مجازی، سوءاستفاده از کودکان، دزدی اطلاعات و هویت و مواردی این چنینی مواجه بودهاند. چالش حریم خصوصی از مهمترین مباحثی است که همواره درباره شبکههای اجتماعی مطرح بوده است. کاربران اینترنتی در این شبکهها بخشی از اطلاعات شخصی خود را در اینترنت منتشر میکنند که میتوانند خطراتی برای آنها به همراه داشته باشد (محمدمهدی مولایی، ۱۳۸۹). وبسایتهای شبکههای اجتماعی، حجم قابل توجهی از اطلاعات شخصی کاربران را در اختیار دارند و امکان سوءاستفاده شرکتهای تجاری و دولتها از این اطلاعات همواره از دغدغههای اصلی مطرحشده درباره این شبکههاست. این شبکهها همچنین عرصه ارتباطات سیاسی را نیز متحول کردهاند. فعالیتهای کاربران در حوزه سیاسی در شبکههای اجتماعی روی وقایع سیاسی در دنیای واقعی مؤثر بوده است. در حوزه ارتباطات بینالملل نیز شبکههای اجتماعی قابلتوجه هستند و برخی کشورها مانند چین و روسیه که دغدغه حفظ فرهنگ ملی برایشان اهمیت دارد، با تقویت شبکههای اجتماعی بومی تلاش کردهاند کاربرانشان را از شبکههای اجتماعی بینالمللی که در مالکیت شرکتها آمریکایی هستند، دور کنند. شبکههای اجتماعی همچنین بر عرصه اقتصاد نیز مؤثر بودهاند (محمدمهدی مولایی، ۱۳۸۹) شبکههای اجتماعی، امکان اتصال انسانها را در سراسر جهان بهطور غیرقابل تصوری افزایش داده اند. با این همه، برخی از متخصصان فناوری، جامعهشناسان و روانشناسان میگویند کاربران شبکههای اجتماعی نسبت به دیگرانی که در آن حضور ندارند، یا بهره کمتری از آن میبرند، «تنهاتر» و «خودشیفتهتر» شدهاند. حتی بیماریهای جسمی و روحی هم کاربران را تهدید میکند. بسیاری از متخصصین و روانشناسان سایبری و خانواده با هشداردادن نسبت به رشد فزاینده و آینده شبکههای اجتماعی، نسبت به جداشدن نسل جدید و حتی نسل قدیم از روابط اجتماعی خارج از فضای نت و فرورفتن در دنیای مجازی خود ساخته، هشدار داده اند. اما نباید تأثیرات مثبت شبکههای اجتماعی از قبیل افزایش اطلاعات عمومی، افزایش ارتباط با دیگران برای روابط اجتماعی و کسانی که در خارج از فضای اینترنت از روابط ناخوشایند با دیگران رانج میبرند نادیده گرفت. افراد در فضای شبکههای اجتماعی میتوانند روابط متفاوتی را تجربه کنند. شبکهها قدرت برهمزدن روابط و از همپاشیدن زندگی افراد را دارند؛ هر پیام زننده، عکس یا اطلاعات شخصی که در شبکههای اجتماعی توسط افراد استفاده میشود میتواند بعدها علیه خود فرد به کار برده شود، چنانکه در بررسی بسیاری از موارد طلاق در کشورهای غربی این امر مشهود و ثابت شده است. ایجاد اختلال در بازده شغلی فرد از دیگر کژکارکردهای اجتماعی مجازی است، چتکردن و چککردن صفحه شخصی در شبکههای اجتماعی وقت بسیاری از فرد در طول شبانهروز میگیرد و طبعاً قسمتی از این زمان در ساعات کاری اداری فرد انجام میشود، آنلاینبودن مداوم در شبکههای اجتماعی در کوتاهمدت هم باعث عادتی ناآگاهانه در استفاده از این شبکهها میشود. اعتیاد به استفاده از این شبکهها زمانی بیشتر بروز پیدا میکند که فرد با قصد و هدف خاصی سراغ فضای مجازی میرود و بدون اینکه متوجه باشد بیاختیار به شبکههای اجتماعی ورود پیدا میکند، البته پیشرفت روزافزون فناوریهای جدیدتر چون تبلتها، اسارت فونها و … اینگونه دستیابیها را به این شبکهها آسانتر نموده است تا جایی که خاطر فرد از فکر اینکه یک روز به شبکههای اجتماعی دسترسی نداشته باشد مشوش و نگران میشود. در کنار این فرصتها، چالشها و معضلات استفاده از این شبکههای اطلاع رسانی و ارتباطی، همواره مورد بحث و بررسی پژوهشگران حوزهی جامعهی اطلاعاتی قرار گرفته است. شبکههای اجتماعی مانند فیس بوک، توئیتر و حتی یوتیوب، اگرچه در زمرهی پر بازدیدترین و مشهورترین سایتهای اینترنت به شمار میروند (بنا به آمار جدید پایگاه اطلاع رسانی الکسا)، علاقهی وافر کاربران اینترنت به استفاده از این پایگاهها و گسترش و شیوع اتصال به این پرتالها در فضای وب، سبب پیدایی پدیدهی استفاده آسیب زا طریق اینترنت یا اعتیاد به اینترنت برای کاربران استفاده شده است. موضوع اعتیاد به اینترنت موضوعی است که به نظر میرسد باید به فهرست اعتیادهایی که برای همهی ما آشناست، اضافه شود. عارضههایی مانند اعتیاد به مواد مخدر، اعتیادهای عصر غیر دیجیتال بودهاند که هنوز هم گریبان جوامع امروزی را گرفتهاند، و امروزه پدیدهی دیگری به نام اعتیاد دیجیتالی به فهرست اعتیادهایی که بشر با آن روبروست، افزوده شده که بنا به ادعای مرجع بین المللی شناسایی و درمان اعتیادهای اینترنتی که اخیراً به همت انتشارات جان وایلی منتشر شده است، درمانی پیچیده و دشوار دارد. آمارهای حاکی از گسترش اعتیاد به اینترنت، به خصوص اعتیاد فیس بوکی در میان کاربران جامعهی اطلاعاتی امروز است. دنیا شاهد یک نوع بیماری جدید به نام «اعتیاد فیس بوکی» است. روند افزایش دوستیها و ازدواجهایی که از طریق آشنایی در فیس بوک و به طور کلی شبکههای اجتماعی صورت میگیرد، و در برخی موارد به طلاق می انجامد، محققان غربی را بر آن داشته است تا انتشار کتابها و مقالات و برگزاری همایشهای متعددی را به منظور آسیب شناسی رفتاری، روانی، و امنیتی حاکم بر این شبکههای اجتماعی در یک دهه اخیر در دستور کار قرار دهند. خبر یک پنجم طلاقها در امریکا به واسطهی فیس بوس، موضوع قابل تأملی است. کاهش سطح روابط اجتماعی کاربران در محیط واقعی، تنهایی و افسردگی، اختلال در تغذیه و گوارش، کاهش عزت نفس، تهدیدات امنیتی، کاهش امنیت حریم خصوصی کاربران، و دهها معضل و چالش دیگر، تنها بخشی از دلایلی است که امروزه به عنوان زمینههای اعتیاد و تهدید فیس بوکی از آن یاد میشود. شبکهی اجتماعی فیس بوک آقای زاکربری، در اوایل سال ۲۰۰۴ میلادی به عنوان یک پروژهی دانشگاهی در دانشگاه هاروارد امریکا متولد شد. اما بعد از آنکه میلیونها دانشجوی امریکایی وارد این شبکه شدند، خالق جوان آن به فکر بین المللی کردن این شبکه افتاد. افزایش کارایی و توسعهی خلاقیت دیجیتالی آقای زاکربری و تیمش، به پدیدار شدن موثرترین و محبوبترین شبکهی اجتماعی اینترنت منجر شد، به گونهای که تا اواسط سال ۲۰۱۲ میلادی، شمار کاربران این شبکه از نهصد میلیون نفر در بیش از یکصد و شصت کشور جهان فراتر رفت و ارزش دلاری این تجارت فعال و موفق، مرز هشتاد میلیارد دلار را نیز در نوردید، موفقیتی که پیشتر برای سایتهای موفقی چون آمازون (بنیانگذار: پییر امیدیار) حاصل شده بود. چت متنی و صوتی و این اواخر چت تصویری در کنار پروفایل سازی، انجمن سازی، گروه سازی، اشتراک گذاری متن و عکس، و مسائلی از این دست با حضور صدها میلیون کاربر اینترنت، سبب شد فیس بوک امروزه جزء لاینفک زندگی یک ششم جمعیت کرهی زمین باشد. سیستم تایم لاین یا «خط سیر زمانی» فیس بوک در کنار سیستمهای تبلیغاتی و اطلاع رسانی آن بر روی گوشیهای تلفن همراه «فیس بوک بازی» صدها میلیون کاربر این شبکه را در اقصی نقاط جهان افزایش داده است و شاید یکی از دلایل گسترش اعتیاد به این شبکه نیز به حساب آید. به نظر میرسد فیس بوک محفل بین المللی بدون نیاز به گذرنامهای شده است و همانند سیگاریها که روزی نیست حتی یک پک به سیگار نزنند، فیس بوک بازها هم نمیتوانند روزی چند بار به صفحهشان متصل نشوند. آنها که دیگر خیلی معتاد شدهاند و وقت زیادی را صرف این شبکه و فعالیت در آن میکنند، همواره در این شبکه برخط (آنلاین) هستند تا هیچ فعل و انفعالی در مورد دوستان و گروههایی که عضو آن هستند، از نظرشان پنهان نماند. البته شیوع فیس بوک بازی در میان جوامع، همهی ملتها را تحت تأثیر قرار داده است و فرصتی را برای صاحبان کسب و کار، و مراکز تحقیقاتی و تبلیغاتی و حتی امنیتی فراهم کرده است تا فعالیت کاربران این شبکهها را برای نیل به اهداف و مأموریتهای سازمانی خود، تحت نظر بگیرند. جولیان آسانژ، مؤسس ویکی لیکس، که پرتال تحت مدیریت وی بزرگترین افشاگری قرن را در اینترنت منتشر کرد، معتقد است «فیس بوک، نفرت انگیزترین ابزار جاسوسی است که تاکنون خلق شده است.» به گفتهی آقای آسانژ، فیس بوک یک گنجینهی اطلاعاتی بسیار بزرگ از نام و سوابق افراد است که کاربران آن را داوطلبانه در اختیار این شبکهی اجتماعی قرار میدهند ولی این ابزار مورد بهره برداری دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی امریکا قرار میگیرد. وی میگوید هر کس نام و اطلاعات شخصی خود را به فیس بوک اضافه میکند،باید بداند که به رایگان در خدمت دستگاههای اطلاعاتی امریکاست و این گنجینهی اطلاعاتی را برای آنها تکمیل میکند. جولیان آسانژ مدعی نیست که دستگاههای اطلاعاتی امریکا شبکهی اجتماعی فیس بوک را میچرخانند، ولی به عقیدهی وی، دسترسی این دستگاههای اطلاعاتی به اطلاعات ذخیره شده در فیس بوک،آن را به ابزاری خطرناک تبدیل کرده است. در واقع فیس بوک اطلاعات کاربران خود را به شیوههای گوناگون در اختیار بنگاه های تبلیغاتی و سازمانها و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی قرار میدهد تا از این رهگذر، پول بیشتری به دست آورد و ارزش سهام خود را در بازار سهام ارتقا دهد. کاربری که اطلاعات خود را از زمان مدرسه رفتن، دانشگاه رفتن، و مکان کار و زندگی گرفته تا تصاویر خانوادگی و شخصی و مسافرتها و دیدارها و اطلاعات دوستان دور و نزدیک داخلی و خارجیاش در فیس بوک ارائه میکند، بهترین عامل و طعمه برای نهادهای تبلیغاتی و اطلاع رسانی و حتی امنیتی و جاسوسی به شمار میرود. تصور کنید اگر میخواستید چنین اطلاعات گسترده، منسجم، و مکتوبی را از دوست خود یا از دوست یکی از دوستان خود به دست آورید. در محیط غیر مجازی چگونه امکان پذیر بود؟ حتی اگر به راحتی میتوانستید این اطلاعات را به دست آورید، ناچار بودید چقدر زمان و هزینه صرف کنید؟ در حالی که همهی اینها در فیس بوک به رایگان، داوطلبانه و به آسانی در دسترس و قابل وصول است. . دانیل میلر، انسان شناسی در دانشگاه کالج لندن، اخیراً کتابی دربارهی فیس بوک نوشته است که در آن، به داستانهایی کوتاه از سرگذشت و تجربهی افراد مختلف در استفاده از این پایگاه پرداخته است. او معتقد است برای خیلیها، فیس بوک یک اَبَردوست به حساب میآید و بعضیها به قدری غرق «فیس بوک بازی» هستند که بهتر است در قسمت اعلام وضعیت تأهل بنویسند:ازدواج با فیس بوک!!!! محققانی چون ویلدرمورت و بارنرز، معتقدند که کاربران اینترنت، به خصوص کاربران شبکههای اجتماعی، گویی نه از امنیت اطلاعاتی و شخصی خود در این فضا آگاهی دارند و نه دربارهی چالشهایی که این ناآگاهی برای آنان ایجاد میکند، چیزی میدانند. در این بین، کاربران نوجوان و جوان، به سادگی اطلاعات شخصی خود را در معض دید قرار میدهند و در تیررس خطرات و معضلات این شبکهها هستند. این قضیه نه تنها در کشورهای کمتر توسعه یافته به عنوان یک ناهنجاری جدی در اجتماع مطرح شده است، بلکه در جوامع غربی نیز که به شدت درگیر معضلات استفادهی افراطی شبکههای اجتماعی اینترنتی و شاهد کاهش روابط اجتماعی و عاطفی شهروندان خود هستند، مشاهده میشود. به نظر میرسد قبل از اینکه دولتها به فکر راه چاره باشند، مردم و کاربران باید هوشیار و عاقل باشند و در مقابل ابزارهای سرمایه داری و سلطه گری، نسبت به معضلات و شیوهی برخورد با آن، با بصیرت و شناخت حداکثری عمل کنند. ۲- ۸- آسیب های روانی وابستگی به فیس بوک بهطور کلی میتوان آسیبهای روانی شبکههای اجتماعی را در چهار دسته تقسیمبندی کرد: کاهش احساسات: اغلب ارتباطات در این فضا نوشتاری است و کیفیت ارتباط در فضای واقعی را ندارد و از احساس کمتری برخوردار است. و موجب کاهش احساسات در فرد میشود. ارتباطات متنی پایه و اساس شبکههای اجتماعی را میسازد و وسایل ارتباطی جدید هم نتوانستهاند خللی در آن ایجاد کند این موضوع از آنجا اهمیت دارد که یک نوشته ممکن است حق مطلب را ادا کند اما به هیچ وجه نمیتواند احساس افراد در جریان کنش متقابل منتقل کند. متنگرایی: با وجود امکانات چندرسانهای موجب رد فضای مجازی، هنوز هم قسمت بزرگی از ارتباطات در فضای مجازی را ارتباطات متنی (ایمیل، چت) تشکیل میدهد. ارتباط متنی میتواند شکل جدیدی از هویت مجازی را شکل دهد. انعطافپذیری هویتی: افراد در فضای مجازی میتوانند چهرهها و بازنماییهای متفاوتی از خود ارائه دهند. دریافتهای جایگزین: در ارتباطات مجازی میتوان دیوارها را شکست و به حوزه خصوصی دیگران وارد شد و حرفهایی را که افراد حاضر نیستند در ارتباط چهره به چهره بگویند، میگویند. ۲-۹- هوش هیجانی[۱۸] چیست؟ از گذشته های دور شناخت عقلانی و عاطفی مطرح بوده اند ولی شناخت عقلانی در همه موارد بر شناخت عاطفی ترجیح داشت و انسان ها هم دیگر را از گرایش های عاطفی و احساسی در تصمیم گیری ها و درک حقایق برحذر می داشتند. در یونان باستان جنبش رواقیون اعتقاد داشتند شخص خردمند و عاقل هیچ هیجان یا احساسی را تأیید نمی کند. در سال ۱۹۲۰ ثراندایک برای نخستین بار، توانایی اجتماعی را جزء هوش دانست. هوش اجتماعی از نظر ثراندایک توانایی درک دیگران، عمل و رفتار هوشمندانه و زیرکانه در روابط با دیگران است (خسرو جاوید،۱۳۸۱). بار- اُن نیز برای اولین بار، اصطلاح بهره هیجانی را در برابر بهره هوشی مطرح کرد و از سال ۱۹۸۰به تدوین پرسشنامه هوش هیجانی پرداخت. درسال۱۹۹۰مقاله ای توسط سالووی و مایر منتشر شد که در آن اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار استفاده شد. آنان هوش هیجانی را به عنوان توانایی درک و بیان هیجانات، استفاده از آن و مدیریت هیجان ها درخود و سایر افراد تعریف کردند.(سالوی، بیدل[۱۹] و دتیلی[۲۰]رومای[۲۱]ر به نقل لز چرنیس[۲۲]،۲۰۰۲ ، نقل از گلستان جهرمی،۱۳۸۳). از نظر گلمن(۱۹۹۵) گاردنر الهام بخش نظریه هوش هیجانی است. گاردنر معتقد است هوش یک نوع ِواحد و یکپارچه نیست. طیف گسترده ای از هوش وجود دارد که موفقیت در زندگی را تضمین می کند و هفت نوع اصلی آن عبارتنداز: ۱-هوش زبانی ۲- استدلال ریاضی ۳- درک فضا ۴- جنبش جسمانی ۵- موسیقی ۶- مهارت اجتماعی ۷- استعدادهای درون فردی هوش هیجانی یک مفهوم گسترده است که شامل مهارت های فردی و حالات درونی می باشد و به مجموعه مهارت های درون فردی و برون فردی اطلاق می گردد. هوش هیجانی را می توان آگاهی از هیجانات و چگونگی تأثیر پذیری دیگران، بروز احساسات، مدیریت هیجانات و عواطف، همدلی و خودآگاهی و چگونگی اداره ارتباطات بین فردی دانست. گاردنر خاطر نشان می کندکه هسته هوش بین فردی توانایی درک و ارائه پاسخ مناسب به روحیات، خلق وخو، انگیزش ها و خواسته های افراد دیگر است او اضافه می کند که در هوش درون فردی، کلید خودشناسی عبارتست از آگاهی داشتن از احساسات شخصی خود و توانایی متمایز کردن و استفاده از آنها برای هدایت رفتار خویش. (گلمن،۱۹۹۵،نقل از کوچک انتظار- قدسی،۱۳۸۳). تعاریف دیگری از هوش هیجانی وجود دارد که توانایی درک احساسات درآن نقشی اساسی دارد: مایر و سالووی(۱۹۹۳) هوش هیجانی را نوعی از هوش اجتماعی می دانند که مستلزم توانایی درک دقیق، ارزیابی و بیان هیجان، نظارت بر هیجانات خود و سایرین، تمییز دادن بین هیجانات و استفاده از این اطلاعات برای افزایش رشد عقلانی و هیجانی است(پون تنگ فت۲۰۰۲نقل ازگلستان جهرمی ،۱۳۸۳). مایر و سالووی(۱۹۹۷)هوش هیجانی را به چهار بخش تقسیم کرده اند: تشخیص هیجانات درخود و دیگران کاربرد هیجانات و توانایی ابراز احساسات و یکپارچه کردن احساساتشان فهم هیجانات و توانایی فهم علل هیجانات کنترل هیجانات و به کار گرفتن روش های مؤثر از احساسات برای دستیابی به اهداف (کارسیو،۱۹۹۹نقل از گلستان جهرمی،۱۳۸۳). در تعریف و مدل مایر و سالووی از هوش هیجانی بیشتر به بعد بیولوژیک و روان شناختی هیجانات توجه شده و ادراک هیجانات نقش اساسی دارد. هوش هیجانی در این تعریف به قابلیت های اجتماعی تعمیم نیافته اما در بهداشت و سلامت روان نقش مؤثری دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پس از آن، در آخرین مرحله، مشخصات خرید جدید به همراه فروشندهی منتخب برای آن در مخزن خریدها ذخیره و نگه داری میشود تا برای خرید های آتی مورد استفاده قرار گیرد.
 ۳-۶ تجمیع سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی و سیستم پشتیبان تصمیم گیری: در ERP منابع سازمان و اطلاعات سازمان در دسترس، بسیار حائز اهمیت است و همواره مدیریت و داشتن اطلاعات صحیح در باب منابع و اطلاعات و فرایندهای داخل سازمان و همچنین اطلاعات مربوط به خارج از سازمان شامل تأمین و SCM و همچنین اطلاعات محصول و تحویل به مشتری، CRM,بسیار مهم و کارا است؛ لذا در کنار وجود ERP در سازمان، نیازمند DSS به شکل همکار و تجمیع شده با آن میباشیم، تا از دانش سازمانی به شکل کارا بهره گرفته و از آن برای تصمیم گیریها و حل مشکلات استفاده صحیح نماییم. اما آنچه که مطرح است سطح تجمیع و چگونگی این همکاری است. تجمیعی ERP ERP منفرد DSS منفرد ERP منفرد DSS منفرد ERP منفرد DSS منفرد عمومی DSS مکانیزمها و مدلهای مورد نیاز جهت همکاری شکل (۳-۲۱) - چارچوب CoERP - چارچوب سرویس گرا از collaborative ERP چارچوب CoERP در شکل (۳-۲۱) , یک چارچوب سرویس گرا از collaborative ERP است که در آن DSS برای بهبود دانش سازمانی و کارایی بیشتر به شکل کاملاً توزیع شده و سرویس گرا با ERP تجمیع شده است. برای نیل به این هدف، در ابتدا در هر بخش از سازمان توزیع شده، نیاز به ERP و DSS به شکل مجزا است (شکل تعامل DSS و ERP) . دلیل اصلی آن، بهره گیری از تمرکز روی اطلاعات و کارایی بیشتر است. زیرا عملکرد هر بخش با بخش دیگر متفاوت است و تصمیمات مدیریتی و اجرایی در هر بخش ممکن است نتایج متفاوتی را از بخش دیگر ایجاد کند. از طرفی به این شکل تصمیمات تخصصیتر و کارا تر خواهد بود زیرا با تمرکز بیشتر و با آشنایی بیشتری با بخشهای مختلف انجام خواهد شد. اما در سطح کلانتر نیاز به یک نگاه از بالا به پایین داریم. تا هماهنگی بین بخشها و تصمیمات کلیتر و حیاتیتر را برای سازمان تأمین کند. منابع و دانش و اطلاعات در سطح کلان با ترکیب کردن و توجه به تک تک بخشهای خرد (زیر سیستمها) انجام میشود. بنابراین، در هر زیر بخش ERP ،DSS مختص آن بخش را خواهیم داشت و در کل سازمان نیاز به یک DSS عمومی است، که عملاً نقش ترکیب کننده و نرمال کننده کلیه اطلاعات و تصمیمات سازمانی را بر عهده دارد. برای فراهم سازی چنین بستری نیاز به مکانیزمها و ماژولهای خاصی است که این همکاریها را ممکن و عملی سازد. این بسترها و زیر ساختها از طریق ابزارها، مدلها و تکنولوژیها تأمین میشوند. ۳-۷ ساختار ERP در زنجیره تأمین : SCM CRM Enterprise ERP DSS تصمیم گیری تصمیم گیری تصمیم گیری ERP DSS ERP DSS زیر ساخت فناوری و تکنولوژی زیر ساخت فناوری و تکنولوژی تجمیع زیر ساخت فناوری و تکنولوژی شکل (۳-۲۲) چارچوب DE (DSS-ERP ) بستر مناسب جهت تجمیع ERP و DSS در سیستم توزیع شده برای تجمیع DSS و ERP، یک چارچوب DE (DSS-ERP) تخصیص داده شده است. همان طور که در شکل (۳-۲۲) میبینیم این چارچوب بستر مناسب را جهت تجمیع ERP و DSS در سیستم توزیع شده، فراهم میکند. این چارچوب بر روی زنجیره تأمین (supply chain) ایجاد شده است اما در کنار آن بستر سیستم و تکنولوژی را به آن افزوده است. در مرکز، یک سیستم مرکزی است که تجمیع کننده و واسط بین کلیه برنامهها، ERP ها,DSS ها و تکنولوژیها است. هر بخش میتواند در هر زمان با سازمان مرکزی (هسته سیستم مرکزی، که در اینجا قسمت integration از enterprise است)، ارتباط و همچنین با سایر بخشهای مربوط به تأمین یا مشتری، همکاری و تعامل داشته باشد. در هر زیر بخش تصمیم گیرندگان به سیستم مرکزی دسترسی دارند تا بتوانند تصمیمات را دستکاری و یا تصمیمات جدید اتخاذ کنند. تصمیم گیرندگان با بهره گرفتن از محیط داخل سازمان و یا از طریق زنجیره تأمین، میتوانند به دادهها از طریق ارتباطات دسترسی پیدا کنند و با بهره گرفتن از زیر ساختهای IT از تکنولوژیهای ارتباطی در جهت ایجاد و بهبود تصمیمات خود استفاده کنند. در گام بعدی نیاز به بیان اجزا، پیش نیازها و ورودی و خروجیهای هر کدام از DSS ها و ERP ها در درون چارچوب CoERP ، برای یک سازمان تولیدی میباشد. در یک سازمان تولیدی، پیش نیاز اولیه، ایجاد یک کانال تبادل اطلاعاتی بین سیستم برنامه ریزی و بخش تولید و ایجاد یک سیستم تجمیعی real-time برای تولید است و از بین بردن گپهای اطلاعاتی یک نکته کلیدی در دست یابی به این اهداف و ایجاد یک محیط عملیاتی و تولید چابک است. بنابراین باید به دنبال ساده سازی و حذف لایه های مختلف نرم افزاری و حذف لایه های نرم افزاری غیر ضروری و در نظر گرفتن استاندارد های سیستمی در کسب و کار بود. ۳ عنصر مهم در استراتژی این معماری موارد زیر میباشند.
-
- سرمایه گذاری روی تکنولوژی ساخت برنامه های کاربردی
-
- تجمیع و همکاری بهینه برنامه های کاربردی
-
- وب سرویس و شبکه جهت پیاده سازی پروژهها و برنامه های کاربردی تولید
۳-۸ معماری داخلی ERP بخشهای سازمانی معماری سازمان تولیدی در شکل (۳-۲۲) نشان داده شده است. برای نیل به استراتژیهای مذکور XML ,OPC یک راه بسیار ساده جهت ایجاد تبادل اطلاعات استاندارد است. OPC، یک فرمت ساده از بیان فرایندی بوده و به تبادل اطلاعات بین برنامهها، سخت افزارها و فرایندها تمرکز دارد و XML، یک فرمت داده استاندارد بوده و به نگه داری و تبادل اطلاعات بین برنامهها تمرکز دارد. بنابراین کاربران به راحتی میتوانند تبادلات مختلف را انجام دهند. به همین جهت یک لایه میانی که شامل XML , OPC و سایر مدلها و زیرساختهای میانجی و بینابینی است، وجود دارد. این چارچوب از یک بخش فرایندی اصلی و از یک بخش پشتیبانی و مدیریتی تشکیل شده است. از دلایل اصلی استفاده از این فرمتهای استاندارد پیادهسازی سرویسهاست که برای دست یابی به اطلاعات و تصمیمات real time نیازمند این تبدیلات میباشیم. قسمت فرایندی، شامل فرایندهای عام تولیدی است، که شامل، انبار مواد اولیه، فرایند تولید، فرایندهای کنترل کیفی و لجستیک که اصولاً به صورت همگام و یا مرتبط با تولید انجام میشوند و فرایند انبار محصول نهایی است. اطلاعات این فرایندها در مدیریت اطلاعات فرایندها استخراج و در قسمت لایه میانی به شکل نرمال و استاندارد تبدیل میشود تا در بخشهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای کنترلی و پشتیبانی که در قسمت بالای این معماری قرار دارند، شامل: مدیریت انبار، برنامهریزی، مدیریت و برنامه ریزی تولید، بهینه سازی فرایند، مدیریت مواد و برنامه ریزی منابع انسانی است. این فرایندهای کنترل و پشتیبانی به صورت کاملاً همکار با هم و با فرایندهای اصلی کار میکنند. برای مثال مدیریت انبار با توجه به برنامه ریزی تولید، به میزان مورد نیاز از مواد اولیه پی میبرد و با توجه به فضای در دسترس انبار به مدیریت آن میپردازد و اطلاعات و تصمیمات آن به مدیریت مواد میرود. مدیرت انبار، به برنامه ریزی و کنترل موجودی انبار میپردازد. اطلاعات مربوط به این بخش از اطلاعات مهمی است که کلیه فرایندهای تولید را تحت تاثیر قرار میدهد. برنامه ریزی، به کلیه فرایندهای برنامهریزی در زمینه مواد اولیه، میزان تولید، کیفیت مورد نیاز، نحوه انجام فرایندها و سایر برنامهریزیها میپردازد و یک پایگاه هماهنگی بین سایر فرایندهای کنترلی است. برنامهریزی تولید، به برنامهریزی در زمینه میزان تولید، نحوه تولید و کیفیت تولید نیز میپردازد. بهینهسازی فرایند، به برنامهریزی و توسعه و بهبود فرایندها در جهت بهبود و دستیابی به یک فرایند بهینه و ناب میپردازد. این بهبود شامل: کاهش زمان تولید، کاهش هزینه تولید، چابک سازی فرایند و غیره میباشد. مدیریت مواد، , به مدیریت مواد اولیه مورد نیاز با توجه به مدیریت و برنامهریزی انبار و برنامهریزی تولید میپردازد. نهایتاً برنامهریزی منابع انسانی که مربوط به تخصیص فرایندها به افراد و واحدهای کاری است. همواره این معماری به دنبال فرایند گرایی و اصالت فرایند است. به همین دلیل از افراد به شکل پویا و با توجه به کارکرد و روند فرایند استفاده میکند. در این معماری دو بخش سیستمی دیگر وجود دارد. که اطلاعات مربوط به بخش فرایندهای تولیدی را دریافت و آنها را بررسی و ارزیابی میکند. بخش مدیریت کیفیت، شاخصهای مورد نیاز خود را از لایه میانی و با فرمت استاندارد دریافت میکند و بررسیها را انجام میدهد. نهایتاً این پارامترهای ارزیابی در تصمیمات و برنامه ریزیهای بخش کنترلی موثر خواهد بود. بخش مدیریت مهندسی به مدیریت و ارزیابی کیفیت و نحوه کارکرد سیستمها، برنامهها و زیرساختها میپردازد. این معماری سازمان تولیدی مورد نظر است که در آن به برنامهریزی منابع سازمان پرداخته شده است؛ و یا به بیان بهتر معماری داخلی individual ERP است. بخش بعدی که در تعامل با هر individual ERP میباشد و عملکرد آن نیز در مطالب قبلی بیان شد، individual DSS است. معماری داخلی آن مطابق شکل (۳-۲۲) است. این سیستم پشتیبان تصمیم مختص هر ERP خاص است. خوراک اولیه آن از اطلاعات مربوط به آن سیستم (ERP آن سیستم یا زیر سیستم) است. همان طور که بیان شد در هر سیستم و یا زیرسیستم اطلاعات به شکل نرمال و استاندارد تبدیل میشوند تا امکان انتقال آنها بین سیستمهای مختلف و وب سرور به راحتی انجام شود. بنابراین اطلاعات اولیه وارد سیستم پشتیبان تصمیم میشود. این سیستم از یک پایگاه داده (شامل دادهها و قوانین اولیه)، و یک موتور استنتاج تشکیل شده است (عملکرد آن پیشتر بیان شد). برای دسترسی به این سیستم در ابتدا دادهها از سیستم ERP با فرمت مناسب وارد و ارزیابی میشوند تا اطلاعات مخرب یا نادرست نباشند. سپس دادهها با دادههای قبلی و قوانین قبلی ترکیب و تبدیل به نمودارها و جدولها میشوند. این بخش مسئول بازرسی و ارزیابی است. سپس اطلاعات به بخش تصمیمگیری و بهینهسازی میروند؛ و نتایج آنها مجدداً به شکل گرافیکی و داده ای درآمده و توسط کاربر بازبینی میشود و علت این بازبینی، تصمیم گیری نهایی است. زیرا این سیستم عملاً یک سیستم تصمیم یار است، نه تصمیمگیرنده و عملاً تیم مدیریت یا تصمیم گیرنده را تصمیمگیریها یاری میکند. اما تصمیم گیرنده نهایی مدیران و مسئولین ارشد بخشها و یا سازمان هستند. سپس نتایج مجدداً به سیستم باز میگردد و در بخشهای فرایندهای اصلی و کنترلی اعمال میشوند و در نهایت برای استفادههای بعدی در پایگاه داده ذخیره میگردند. Original MES architecture Individual DSS Individual ERP شکل (۳-۲۲) معماری سازمان تولیدی و معماری سیستم پشتیبان تصمیم خصوصی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
علی زاده، ا.؛ ۱۳۸۸؛ طراحی سیستم تهویه برای راکتور تحقیقاتی تهران؛ شیرانی، ا.؛ قریب، م.؛ تهران، دانشگاه شهید بهشتی، (منتشر نشده).
 غلامی، ع. و خ. استکی ؛ ۱۳۸۸؛ زیست ردیابی آلودگی خاک و هوای شهر کرج؛ پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی SID. غیاثی نژاد، م. و م. کاتوزی؛ ۱۳۸۵؛ دروس عمومی حفاظت در برابر اشعه؛ شرکت دربید؛ ۲۸۶ صفحه. قنادی مراغه، م.، م. طبسی، ع. بهرامی سامانی، ح. خلفی، ف. اصغری زاده، م. ر. قادری، د. قدوسی نژاد، ع. کشتکار، ح. مهاجرانی، ک. ملک خسروی، س. ج. کریمی ثابت، س. سادات نیا، م. ح. ملاح، م. روشن ضمیر، م. حسنوند، س. ر. رضوانی نژاد، س. ج. احمدی، س. شیروانی، ا. جباری، ا. صدیق زاده؛ ۱۳۸۸؛ چرخه سوخت هسته ای؛ سازمان انرژی اتمی ایران، زلال کوثر با همکاری روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فنون هسته ای؛ ۱۱۴۱ صفحه. کلارک، آر. بی.؛ ۱۳۸۰؛ آلودگی دریا؛ ترجمه: ساداتی پور، س. م. ت.، ف. شریعتی فیض آبادی؛ انتشارات معراج قلم؛ ۲۱۵ صفحه. مورای، ر. ال.؛ ۱۳۸۴؛ انرژی هسته ای (مقدمه ای بر مفاهیم، سیستمها و کاربردهای فرآیندهای هسته ای)؛ ترجمه: علوی نائینی، س. م.؛ علوم دانشگاهی، تهران؛ ۵۰۳ صفحه. نوزاد گلی کند، ا. و ح. فراتی راد؛ ۱۳۸۹؛ مبانی علوم هسته ای؛ سازمان انرژی اتمی ایران، پژوهشگاه علوم و فنون هسته ای؛ ۲۰۲ صفحه. نوزاد گلی کند، ا.، م. قنادی مراغه و ا. بوربور اژدری؛ ۱۳۸۶؛ انرژی (مبانی، منابع، فن آوریهای پیشرفته و محیط زیست)؛ سازمان انرژی اتمی ایران، روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فنون هسته ای؛ ۴۳۶ صفحه. Atomic Energy Organization of Iran, 2008, Report Environmental Assessment for Tehran Research Reactor (TRR), TRR-EAR-01/0. Atomic Energy Organization of Iran, 2009, Safety Analysis Report for Tehran Research Reactor (TRR). Australian Nuclear Science and Technology Organisation, 2004, Annual report 2003-04, Nuclear-based science benefiting all Australians. Belousov S. I., A. D. Mladenov, T. G. Apostolov, 2010, Safty analyse of IRT-SOFIA LEU CORE: Airborne effluents dose assessment for IRT-SOFIA normal operation, RERTR 2010-32nd International meeting on Reduced Enrichment for Research Test Reactors. Cooper, J. R., K. Randle and R. S. Sokhi, 2003, Radioactive Releases in the Environment (Impact and Assessment), John Wiley & Sons, England. Echavarri L., 2000, Forwards copy of the NEA report on Radiological impacts of spent nuclear fuel management options, LTR-00-0545. Ferris J., J. Harries, J. Harrison, E. Hoffmann, 2003, Environmental monitoring at ANSTO, AU0524278. Google Earth, 2012, Satellite Image. Hacker, C., 2005, Radiation Decay, Version 4, Software. Health Protection Agency, 2006, Guidance on the assessment of radiation doses to members of the public due to the operation of nuclear installations under normal conditions, HPA-RPD-019. Health Protection Agency, 2009, The methodology for assessing the radiological consequences of routine releases of radionuclides to the environment used in PC-CREAM 08, HPA-RPD-058. Hoffmann E. L., T. Loosz, L. Mokhber-Shahin, 2000, Environmental and effluent monitoring at ANSTO site-2000, ANSTO E-745. ICRP, 1991, Recommendations of the international commission on radiological protection, International Commission on Radiological Protection, ICRP publication 60. ICRP, 1994, Human respiratory tract model for radiological protection, International Commission on Radiological Protection, ICRP Publication 66. ICRP, 2007, The 2007 recommendations of international commission on radiological protection, International Commission on Radiological Protection, ICRP publication 103. International Atomic Nuclear Agency, 1980, Atmospheric dispersion in nuclear power plant siting (A safety Guide), Safety series no.50-SG-S3. International Atomic Nuclear Agency, 1989, Measurement of Radionuclides in Food and the Environment (A Guidebook), Technical reports series no.295. International Atomic Nuclear Agency, 2000, Environmental isotopes in the hydrological cycle (Principles and Applications). International Atomic Nuclear Agency, 2001, Use of research reactors for neutron activation analysis, IAEA-TECDOC-1215. Kling A., 2005, Monitoring of airborne effluents in the RPI stack exhaust and assessment of their radiological impact, ITN Annual Report-2005. Morin A. and A. Merle-Serementa, 1999, Use of PC CREAM: Dosimetric impact of atmospheric discharges of a nuclear power plant, Paper 2, PC CREAM user group, NRPB-R309. Popovic D., D. Todorovic, M. Anicic, M. Tomasevic, J. nikolic and J. Ajtic, 2002-2008, Trace elements and radionuclides in urban air monitored by moss and tree leaves, www.intechopen.com. Roy, M. and C. Courtay, 1991, Daily activities and breathing parameters for use in respiratory tract dosimetry, Radiat Port Dosim 35, 179-186. Sadeghi, N. and M. Sadrnia, 2011, Cancer risk assessment for Tehran research reactor and radioisotope laboratory with CAP88-PC code (Gaussian plume model), Elsevier, Nuclear engineering and design, 241,1795-1798. www.dsctest.com, 2012, Glass fiber filter. www.clickabrew.com , 2012, Charcoal filter.
پیوست • تصاویر نحوۀ اجرای نرم افزار
تصویر الف-۱- صفحۀ نخست بخش پخش اتمسفری نرم افزار PC-CREAM
تصویر الف-۲- وارد کردن ارتفاع دودکش در نرم افزار
تصویر الف-۳- تعیین مدت زمان تأثیر پذیری فرد
تصویر الف-۴- وارد کردن میزان اکتیویته خروجی از دودکش بر حسب بکرل در سال
تصویر الف-۵- تعیین گروه های سنی هدف و مسیرهای انتقال آلودگی
تصویر الف-۶- وارد کردن مشخصات نقطه هدف
تصویر الف-۷- انتخاب فایل هواشناسی ساخته شده با بهره گرفتن از مشخصه های هواشناسی منطقه
تصویر الف-۸- تعیین میزان مصرف مواد غذایی در طول سال
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیش بینی نیازهای مشتری امکان سلب مسئولیت ازفروشندگان بهعنوان مثال قیمت های مقطوع پذیرش پیشنهادات و انتقادها برخورد مناسب و عفت کلام استفاده از از کاربردهای تکنیکی تلفنی هـ) کمک گرفتن از مشتریان قدیمی و ایجاد فضایی برای تبلیغ نوسط مشتریان می تواند از راههای ایجاد شبکه ارتباطی باشد.
 و) توجه به خواسته های مشتریانی که جذب نشدند و توضیح در مورد خدمات و محصولات برای مشتری از راههای بازگرداندن مشتریان از دسترفته میباشد. ۲-۲-۲) عملکرد مالی عملکرد مالی به صورت ارزیابی نسبت های مالی شرکت که توسط مدیر بازاریابی بهعمل می آید، مفهوم سازی می شود. در عملکرد مالی دیدگاه حسابداری حاکم است و بیشتر از تئوریهای مالی و حسابداری استفاده میگردد. عملکرد مالی در این تحقیق مشتمل بر مولفههای نرخ بازده دارایی، سهم بازار،رشد فروش میباشد (Chung, 2011: 14) که در ادامه به شرح آن ها پرداخته می شود. ۲-۲-۲-۱) نرخ بازگشت دارایی: بازده دارایی ها نشان دهنده توانایی مدیریت در استفاده کارا از دارایی ها می باشد و بیشتر بر بروی بازدهی بخش عملیات متمرکز است. این معیار در کنار معیار نسبت بدهیها (میزان استفاده بنگاه از اهرم های مالی) نظام دوپونت[۳۰] را تشکیل می دهند. اگر دارائی های اضافی در عملیات به کارگرفته شوند مانند این است که هزینه های عملیاتی افزایش یافته اند. یکی از مزایای مهم فرمول نرخ بازده دارایی ها این است که مدیران را به کنترل دارایی ها عملیاتی وادار می سازد و همواره با کنترل هزینه ها، نرخ سود خالص و حجم فروش، به کنترل دارائی های عملیاتی نیز می پردازند. نسبت بازده دارایی ها حاصل تقسیم سود خالص به کل دارائی های است. رابطه محاسباتی بازده دارائی ها به صورت زیر می باشد (صحت و همکاران، ۱۳۹۰: ۶۲) . سود خالص کل دارائی ها بازده دارییها = عوامل موثر بر نرخ بازده دارایی ها عبارتند از: نوع صنعت، اندازه شرکت، عمر شرکت، نسبت سرمایه به دارایی، نسبت بدهی به دارایی (سجادی و همکاران، ۱۳۸۶: ۱۶). ۲-۲-۲-۲) سهم بازار: بخشی از کل بازار که مؤسسه آن را به خود اختصاص داده و برنامه های بازاریابی خود را در راستای رفع نیازهای آن تهیه ، تنظیم و اجرا می نماید ((Ernst, 2010: 5. انواع سهم بازار شرکتها عبارتند از (Guenzi, 2006: 20): سهم بازار مطلق : عبارتست از سهم بازار یک مؤسسه از کل بازار یعنی تقسیم تعداد فروش محصولات شرکت بر تعداد کل فروش محصولات مشابه داخلی و خارجی در بازار مورد نظر سهم بازار نسبی : عبارتست از سهم بازار مؤسسه نسبت به بزرگترین رقیب خود در بازار که اصطلاحاً رهبر نامیده می شود. برای درک سهم بازار باید انواع بازارها از دیدگاه خرید مشتریان را شناخت. آن ها عبارتند از (Douglas, 2012: 9) : بازار بالقوه : به مجموعه ای از مصرف کنندگان اطلاق می شود که نسبت به محصول خاص از خود علاقه لازم را نشان می دهند بازار موجود : بازاریست که مصرف کنندگان آن دارای ویژگی های زیر می باشند : علاقمندی به کالا یا خدمات مورد نظر داشتن توانایی مالی لازم برای خرید دسترسی به کالا یا خدمات مورد نظر بازار موجود واجد شرایط: بازاریست دارای شرایط بازار موجود به اضافه نداشتن هیچ نوع مانع و محدودیت قانونی، عرفی، هنجاری یا مذهبی جهت دستیابی به کالا بازار هدف: به تمام یا بخشی از بازار موجود واجد شرایط که مؤسسه برای انجام فعالیت های بازاریابی انتخاب می کند، بازار هدف شرکت اطلاق می شود بازار تسخیر شده: به بازاری اطلاق می شود که مصرف کنندگان آن ، کالای شرکت مورد نظر ما و کالاهای مشابه مؤسسات رقیب را خریداری کرده اند. نیازهای کل بازار عدد ثابتی نیست بلکه تابع شرایط خاصی است که برخی از آن عبارتند از (نجمی و همکاران، ۱۳۹۱: ۲۳): میزان فعالیت بازاریابان (اندازه بازار و هزینه های بازاریابی) وضع عمومی اقتصاد (رونق/ رکود) همچنین عوامل زیر در تعیین سهم بازار بهینه نقش دارند (نجمی و همکاران، ۱۳۹۱: ۲۳): میزان هزینه های بازاریابی در صد اثر بخشی هزینه های بازاریابی میزان کشش سهم بازار شرکت ها از آنجایی که همه مدیران و مشاوران بازاریابی میدانند، به دست آوردن سهم بازار چه برای شرکت خود و چه برای رقبا کار چندان سادهای نیست و هیچگاه به درستی محاسبه نشده است و گاه با درصد خطای بالایی به دست آمده است، امروزه بسیاری از شرکتهای بینالمللی با برند[۳۱] معتبر به جای محاسبه سهم بازار، به دنبال اندازهگیری دو شاخص به نامهای سهم ذهنی[۳۲] مشتری و سهم قلبی[۳۳] مشتری هستند. سهم ذهنی مشتری در حقیقت اولین برندی است که در آن صنعت خاص به ذهن مشتریان خطور میکند. مثلا هنگامی که از مشتری پرسیده میشود که در زمینه دستمال کاغذی چه برند را میشناسد، وی اولین برندی که بیان میکند همان سهم ذهنی مشتری است. سهم ذهنی مشتری یا توسعه آگاهی مصرفکننده یا عمومیت یافتن یک برند، امروزه یکی از هدفهای اصلی در تبلیغات است. بنابراین سهم ذهنی مشتری به این خاطر اهمیت دارد که ما بتوان فضای ذهنی بیشتری را از مصرفکننده به خود اختصاص داد. نکته دیگری که در سهم ذهنی مشتری حائز اهمیت و به عبارتی نویسندگان از آن به عنوان حد اعلای سهم ذهنی مشتری یاد میکنند، حالتی است که مصرفکنندگان یا مشتریان، آن طبقه از محصول را با یک برند ویژه میشناسند. سهم ذهنی مشتری همچنین میتواند به عنوان ادراکات مثبت از برند که از طریق تحقیقات بازار به دست آمده تعریف شده باشد. در حالی که سهم بازار عرض جایگاه یک شرکت را در بازار اندازهگیری میکند، سهم ذهنی به اندازهگیری عمق آن میپردازد. (نجمی و همکاران، ۱۳۹۱: ۲۴) روشهای اندازهگیری سهم ذهنی مشتری می تواند به شرح زیر باشد (قنواتی و صمدی، ۱۳۹۱: ۸): وقتی که از مصرفکننده خواسته میشود که اولین برند را که در آن طبقه به طور ناگهانی به ذهنش خطور میکند، نام ببرد. وقتی که به طور ناگهانی مجموعهای برند که تا به حال به ذهن مصرفکننده نرسیده، به وی داده میشود و از وی خواسته میشود که ویژگیهای مثبت یا منفی این برند را در مقایسه با رقبا ذکر کند. برای اینکه بتوان سهم بالایی از ذهن مشتری را دریافت نمود، باید مفهومی با نام سهم صدا[۳۴] را به درستی به کار گرفت. سهم صدا در واقع همان عواملی است که به صورت دیداری و شنیداری در یک لحظه یا به صورت متناوب همه فکر و ذهن مشتری را به خود درگیر میکند که میتواند ناخودآگاه یا خودآگاه باشد. به عنوان مثال تبلیغات اعم از محیطی، مطبوعات، صدا و سیما و دهان به دهان، میتواند یکی از زیرمجموعههای سهم صدا باشد. مثلا نمایش یک برند به طور مداوم در تلویزیون یا مطبوعات یا نمایش لوگو[۳۵]ی آن در بیلبوردها حتی اگر مصرفکننده به دنبال خرید آن محصول نباشد باعث میشود از وجود آن محصول باخبر شود و ناخودآگاه ذهن وی را درگیر میکند. ولی باید توجه داشت اگر سهم ذهنی مشتری را به خود اختصاص داده باشید (یعنی از وجود محصول ما باخبر باشد) ولی به هنگام خرید، محصول دیگری را خریداری کند، باز هم موفق نبودهاید. به عبارتی راه را درست پیمودهاید ولی به انتها نرسیدهاید و تنها بر سر زبآن ها افتادهاید ولی به حاشیه سود[۳۶] مناسبی دست پیدا نکردهاید. برای اینکه سهم قلبی مشتری را به خود اختصاص دهید باید پس از شناخته شدن در اذهان مشتریان یا به عبارتی دیگر تبدیل شدن به یک برند با ابزارهایی همچون دارا بودن کیفیت بالا، داشتن قیمت منصفانه، نصب و آموزش رایگان، تحویل به موقع، شبکه توزیع قوی، گارانتی و غیره به این مهم دست یابید (قنواتی و صمدی، ۱۳۹۱: ۹) . اما سهم قلبی مشتری در واقع یک گام جلوتر از سهم ذهنی مشتری میباشد و عبارت است از آن برند که مصرفکنندگان آن را به دیگر برند ترجیح میدهند و مایل به خریداری آن هستند. این دو مفهوم در راستای برندسازی کاربرد بیشتری دارند؛ در واقع شرکتهای بیشتر به دنبال این هستند که به چه میزان مشتریان آن ها را میشناسند یا به خاطر میآورند و در بازار رقابتی چقدر آن را به دیگر برندها ترجیح میدهند. سهم قلبی مشتری به این امر میپردازد که چگونه مصرفکنندگان میتوانند از نظر احساسی و هیجانی در مقابل منطقی بودن به یک برند پاسخگو باشند. سهم قلبی مشتری در حقیقت یک رابطهای احساسی بین مصرفکنندگان با برند ویژه، خردهفروشان، عمدهفروشان، تیمها، کارآفرینان[۳۷] و ارائهکنندگان خدمات به وجود میآورد. سهم قلبی مشتری معمولاً از طریق دو سوال اندازهگیری میشودکه عبارتند از (Henseler,2009: 277): چگونه میتوان محصولی را به وجود آورد که مصرفکنندگان به آن دسترسی بهتر داشته باشند؟ چگونه میتوان محصولی به وجود آورد که مصرفکنندگان با آن زندگی بهتر و راحتتری داشته باشند؟ در روش ساخت سهم قلبی مشتری باید توجه داشت که اولین قدم، بهکارگیری بازاریابی هیجانی[۳۸] است؛ بازاریابی هیجانی چیزی بیش از یک برنامه جامع تبلیغاتی است. در حیقت بازاریابی هیجانی به حوادث، تجربیات و تعلقات مشتریان میپردازد. بازاریابی هیجانی سعی در برقرار کردن پیوندهای هیجانی و عاطفی با مشتریان دارد. در مرحله بعدی به بازاریابی رضایت پرداخته شده که در اینجا بعد مثبت هیجانی بودن رابطه مدنظر است که این کار را میتوان با کاهش قیمت، بالا بردن کیفیت، شبکه توزیع قوی و تبلیغات انجام داد. در آخرین مرحله به بازاریابی مبتنی بر ارزش ویژه برند پرداخته شده که در حقیقت بالاترین سطح از رضایت با در نظر گرفتن ارزشهای ویژه آن برند برای مشتری است. لازم به یادآوری است که شرکتها زمانی میتوانند سهم قلبی و سهم ذهنی مشتری را به عنوان یک ابزار جهت شناسایی حرکات رقبا به کار گیرند که مراحل بخشبندی، هدفگذاری، جایگاهیای را به خوبی طی کرده باشند؛ یعنی به عبارتی دیگر پس از تقسیمبندی بازار، انتخاب بازار هدف و جایگاهسازی، به دنبال این باشند که مشتریان چقدر آن ها را میشناسند؟ و چقدر آن ها را به دیگر برندها ترجیح میدهند؟ از دیگر موضوعات تحقیقاتی بازار این است که شرکتها میتوانند علاوه بر جایگاه خود در ذهن مشتریان با در نظر گرفتن ترجیحات و سلایق آن ها، جایگاه دیگر شرکتهارا نیز در همان صنعت شناسایی کنند و به زبان سادهتر، رقبای اصلی خود را به ترتیب از ابتدا تا انتها شناسایی کنند و اگر نسبت به رقبای خود در جایگاه نخست قرار گرفتهاند میتوانند از استراتژیهایی همچون توسعه بازار[۳۹] و توسعه محصول[۴۰] برای از دست ندادن جایگاه خود بهره گیرند و اگر در مکآن های دوم، سوم و الی آخر قرار دارند با الگوسازی از رهبر بازار خود و استراتژیهایی همچون تنوعبخشی همگون و ناهمگون و ابزارهایی که در مدل روی سهم ذهنی و سهم قلبی تاثیرگذار نشان داده شده است برای تبدیل شدن به رهبر بازار بهره کامل گیرند. در بعضی مواقع این گونه پیش آمده است که شرکتها هم در سهم ذهنی مشتری و هم در سهم قلبی مشتری رتبه نخست را کسب کنند. بیگمان این شرکتها رهبران بازار در آن صنعت هستند و این همان نقطه ایدهآلی است که شرکتها باید به سوی آن حرکت کنند . (Henseler,2009: 277) ۲-۲-۲-۳) رشد فروش - تعریف فروش به طور گستردهای مورد بحث قرار نگرفته است. انجمن بازاریابی آمریکا[۴۱] فروش را هرگونه فعالیتی میداند که برای ترغیب مشتری به خرید محصول یا سرویس طراحی می شود و می تواند مستقیما به واسطه افراد و یا از طریق تلفن، ایمیل و سایر رسانههای ارتباطی صورت پذیرد. کاتلر[۴۲] فرایند فروش مستقیم برقراری تعامل مستقیم و چهره به چهره با یک یا تعدادی از مشتریان بالقوه میداند که به منظور ارائه و توضیح محصول یا خدمت، پاسخگویی به پرسشها درباره آن و گرفتن سفارش از مشتری باشد. وظیفه واحد فروش، صرف فروش محصول یا خدمات نیست بلکه این واحد، نقش کلیدی را در ایجاد دانش برای سازمان نسبت به مشتریانش و شناخت نیازهای آن ها بازی می کند زیرا فروش، رابط میان مشتری و شرکت است. به علاوه، واحد فروش، اطلاعات هوشمندانه و ارزشمندی را از محیط بازار بهدست می آورد تا سازمان بتواند در مورد پیشرفتهای جدید محیط رقابتی، اقدامات و واکنشهای لازم را اتخاذ کند. همچنین واحد فروش باید تصمیم بگیرد که چقدر از منابع و زمان را به مشتریان احتمالی و یا مشتریان فعلی اختصاص دهد، نیازهای آن ها را ارزیابی کند و ارزش و منافع محصول را برای مشتری بیان کند. لذا داشتن مهارت های ارتباطی و توانمندی در پاسخگویی به سوالات مرتبط با محصول، از الزامات نیروی فروش است. سازمان می تواند با اجرای موفقیت آمیز فعالیتهای فروش، ارتباط ارزشمندی را با مشتریان خود از طریق نیروی فروش برقرار سازد و با افزایش سهم بازار و سود حاصل از فروش، عملکرد کسب وکار خود را ارتقا دهد. در مجموع، واحد فروش و بازاریابی هر دو یک هدف مشترک دارند و آن، افزایش میزان فروش و سودآوری برای سازمان و خلق ارزش افزوده برای مشتریان استKirca, 2009: 26)). در بررسی ارتباط بازاریابی- فروش، یک دسته بندی عمومی از حالتهای مختلف این ارتباط توسط کاتلر و همکارانش در سال ۲۰۰۶ ارائه شد. آن ها چهار سطح از تعامل بین بازاریابی و فروش را مطرح کردند. این سطوح عبارتند از (عرب صالحی و همکاران، ۱۳۹۱: ۲۳): سطح اول) ارتباط تعریف نشده : در این سطح، گروه های مختلف کاری به صورت کاملا مستقل از هم فعالیتهای خود را انجام می دهند. هیچ اشتراک اطلاعاتی بین واحدهای بازاریابی و فروش وجود ندارد و هر یک در برنامه ریزیهای خود مستقل از دیگری و بدون کمک گرفتن از دیگری عمل می کند. در این سطح در واقع هیچ تعاملی بین دو واحد شکل نمیگیرد و تعامل فقط زمانی بین آن ها به وجود می آید که نیاز به حل یک تعارض وجود داشته باشد. سطح دوم) ارتباط تعریف شده : در آن ساختارها و فرآیندها به طور رسمی مشخص شده اند و قوانین روشن و خط مشی های مشخصی وجود دارد تا جلوی تعارضات و درگیریها گرفته شود. در هر دو واحد، این ذهنیت و جهت گیری وجود دارد که حصارهای مناسب، باعث می شود همسایه های خوبی برای یکدیگر باشند. هر کدام، وظایف خود را به خوبی می شناسند و در مواردی که احتمال منازعه وجود دارد، سعی می کنند به یک زبان مشترک برسند. سطح سوم) ارتباط همسو شده: با بالارفتن رسمی سازی و رسمیت گرایی در ارتباطات بین دو واحد، تعامل بین گروه های مختلف کاری افزایش می یابد و رفته رفته فعالیت های مختلف به سمت اجرای همزمان پیش می روند. تعامل در زمینه برنامه ریزی و برنامه های آموزش بخشی از ارتباط بین دو واحد می شود. جلسات مشاوره بین دو واحد برگزار می شود و کارشناسان بازاریابی و نیروهای فروش در مورد موضوعات مهم با هم گفتگو می کنند. موانع همکاری همچنان وجود دارد اما این موانع بسیار منعطف تر شده اند. سطح چهارم) ارتباط یکپارچه: در این حالت، مرزها از بین میرود. برای رسیدن به این سطح، بازاریابی و فروش بایستی فرآیندها، سیستمها و سنجه های خود را با هم به اشتراک بگذارند. این نوع ارتباط، نمود واقعی کار تیمی و تفکر استراتژیک گروهی است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۲-۳ برای تقسیمبندی مفهوم سی اس اف، سه دیدگاه کلی به شرح زیر وجود دارد:
 الف) در این دیدگاه از عوامل کلیدی موفقیت بهعنوان فاکتورهای موردنیاز برای موفقیت در صنعت یاد میشود ولی این عوامل را عاملی برای مزیت رقابتی در صنعت به شمار نمی آورند. بر طبق این دیدگاه که آقای لافمن[۷۰] در سال ۱۹۹۶ آنرا مطرح ساخته، شرکتهای یک، صنعت برای ماندگاری در آن صنعت، نیازمند توجه به عوامل کلیدی موفقیت میباشند ولی سرمایهگذاری در این عوامل، دلیل و عاملی برای داشتن مزیت رقابتی نسبت به دیگر رقبا بهحساب نمیآید و شرکتها می بایست برای به دستاورد مزیت رقابتی در عوامل و فاکتورهای دیگر سرمایهگذاری نموده و به آنها توجه کنند. ب) اما بر خلاف نظر لافمن عده کثیری از صاحبنظران ازجمله آقای تامپسون و استریکلند[۷۱] در سال ۲۰۰۱ معتقد شدند که شرکتها میتوانند با شناخت و کسب نتایج خوب در عوامل کلیدی موفقیت، برای خود در بین سایر رقبا مزیت رقابتی ایجاد نمایند؛ بنابراین بر طبق این دیدگاه، دارا بودن موقعیت متمایز در یک یا چند مورد از عوامل کلیدی موفقیت یک صنعت نسبت به سایر رقبا، برای یک سازمآنیک فرصت طلایی و استثنایی را جهت به دستاورد مزیت رقابتی ایجاد می نماید. ج) در این میان آقای گیماوات نظر کاملاً مخالفی با نظر صاحبنظران عوامل کلیدی موفقیت دارد. وی معتقد است چیزی به نام عوامل کلیدی موفقیت در یک صنعت وجود نداشته و اعتقاد داشتن به یافتن و سرمایهگذاری بر روی این عوامل، اعتقاد باطل و بیهوده ای هست. درنتیجه هر شرکتی می بایست با توجه به شایستگی ها و منابع خود راهی را برای موفقیت و مزیت رقابتی خود پیدا نماید. میلر در کتاب مدیریت استراتژیک، عوامل کلیدی موفقیت را اینگونه معرفی میکند: هر صنعتی شامل اندکی فاکتور و عوامل هست که عملکرد و نتایج عملکرد سازمان در این عوامل در دستیابی موفقیت آمیز سازمان به مزیت رقابتی و حفظ آن مؤثر هست. این عوامل بیانگر نواحی و بخشهایی هستند که نتیجه خوب سازمان در آن بخشها منجر به موفقیت سازمان در صحنه رقابت گردیده و نتایج ضعیف آن در این بخشها به عملکرد ضعیف سازمان در رقابت منجر خواهد گردید. وی معتقد است که این عوامل در هر سازمان از محیط رقابتی و ملاحظات خاص سازمانی نشایت میگیرند. تامپسون و استریکلند نیز معتقدند که عوامل کلیدی موفقیت در یک صنعت، عواملی هستند که تأثیر زیادی بر توانایی اعضای یک صنعت برای موفقیت در بازار دارند. این عوامل فی نفسه مهم بوده و اعضا آن صنعت باید توجه ویژه به آنها معطوف دارند چراکه این عوامل پیش زمینه و شرط لازم برای موفقیت در یک صنعت میباشند. آنها معتقدند که سازمانها میتوانند از طریق پاسخ به سئولات ذیل این عوامل را شناسایی نمایند:
-
- الف ) بر چه مبنایی مشتریآنیک محصول، از بین نامهای تجاری مختلف، یک نام تجاری ویژه را انتخاب میکنند؟ چه ویژگیهایی از یک کالا برای آنها مهم هست؟
-
- ب) فروشنده یک محصول به چه منابع و توانایی هایی برای موفقیت در بازار نیاز دارد؟
آنها معتقدند بعد از شناسایی، این عوامل را می بایست به اطلاع مدیران سازمان رسانید تا آگاه باشند که چه عواملی برای موفقیت رقابتی سازمان در صنعت مهم بوده و چه مواردی از اهمیت کمتری برخوردار میباشند؛ چراکه عدم شناخت عواملی که برای موفقیت رقابتی بلندمدت سازمان حیاتی و مهم بشمار آیند، باعث ایجاد ریسک و خطر در مسیر استراتژیک سازمان میگردد؛ بنابراین شرکت با شناخت عوامل کلیدی موفقیت میتواند مزیت رقابتی رقابتی را برای خود از طریق قراردادن استراتژیهای خود بر مبنای عوامل کلیدی موفقیت و ایجاد توان برای متمایز بودن از دیگر رقبا در یک یا اکثر این عوامل، ایجاد نماید. بنابراین شرکت زمانی میتواند دارای موقعیت قوی و مناسب در بازار باشد که نیروهای خود را برای بهبود در یک یا تعدادی از این عوامل حیاتی موفقیت بسیج نماید. لذا بهتر بودن با دارای موقعیت متمایز بودن در یک یا چند مورد از این عوامل نسبت به سایر رقبا میتواند برای سازمان فرصت طلایی برای به دستاورد مزیت رقابتی ایجاد نماید. به بیان دیگر آنها معتقدند که عوامل کلیدی موفقیت زیر بنای استراتژی و تلاش سازمانبرای کسب مزیت رقابتی پایدار از طریق برتر بودن دریکی از این عوامل هست. برای هر کسبوکاری تعداد محدودی نواحی حیاتی و کلیدی وجود دارد که اگر شرکتی بتواند در آن نواحی به موفقیت و رضایت دست یابد درنتیجه موفقیت سازمان در عرصه رقابت تأمین و تضمین خواهد شد. وی معتقد است که برای هر کسبوکاری تعداد محدودی از این نواحی وجود دارد که مدیران و شرکتها باید در آن نواحی نتایج رضایت بخشی داشته باشند تا موفقیت و پیشرفت برای سازمان حاصل گردد (نعمتی پور، ۱۳۸۷). موانع فراهم شدن این عوامل، گلوگاه های استراتژیک را تشکیل میدهند و کارکرد اصلی راهکارهای استراتژیک، مرتفع کردن آنهاست. هنگامیکه گلوگاهها مرتفع شوند منافع بالقوه نهفته در فرصت به فعلیت می رسند. (کیانی و غفاریان، ۱۳۸۳) از دیدگاه این نویسنده، فرصتها از طریق منافع بالقوه نهفته در آنها کشف میروند ولی برای دستیابی به این منافع باید از یکسری از این گلوگاهها عبور کرد. گیل وکیل عوامل موفقیت را به سه گروه اصلی تقسیمبندی میکند:
-
- اولین گروه عواملی هستند که فراهم ساختن آنها برای همگان میسر بوده و از پیچیدگی خاصی برخوردار نمیباشند. این گروه از عوامل در استراتژی اهمیتی ندارند، اگرچه می بایستی در برنامهریزی بهدقت موردتوجه قرار گیرند تا در ترکیب با عوامل محدودیت زمان به تنگناها تبدیل نشوند.
-
- گروه دوم عواملی هستند که دستیابی به آنها به نوعی پیچیدگی هایی همراه است ولی عجالتا در سازمان مورد نظر وجود دارد. این عوامل شایستگیهای کلیدی سازمان بشمار میآیند و نقش مهمی در ایجاد مزیت رقابتی و امکان بهکارگیری استراتژی اثربخش ایفا میکنند. شایستگیهای کلیدی، توانمندی سازمان در موضوعات گلوگاهی رقیب است. توانمندی در غیر موضوعات گلوگاهی، شایستگی کلیدی محسوب نمیشوند زیرا دستیابی به آن برای همه امکان پذیر هست.
-
- گروه سوم عواملی هستند که در تحقق منافع نهفته در فرصت، نقش کلیدی داشته و دستیابی به آنها با پیچیدگی هایی همراه است. به این عوامل، عوامل حیاتی موفقیت یا گلوگاه گفته میشود. گلوگاه ها موانع اصلی سازمان در درستیابی به اهداف استراتژیک به شمار میآیند و شناخت آنها از نهایت اهمیت بر خوردار است. لذا هنگامیکه آشکار میروند، گلوگاه ها پدید میآیند، گلوگاه های عوامل حیاتی موفقیت تابع قواعد پارادایم هستند که با تغییر پارادایم تغییر میکنند (کیانی و غفاریان، ۱۳۸۴).
عوامل حیاتی موفقیت که موفقیت و ناکامی شرکتهای فعال در یک صنعت را رقم می زنند و مشخص می سازند، از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت میباشند. این عوامل اغلب با یک یا چند عنصر در آمیخته بازاریابی در ارتباط میباشند – محصول (قابلیت خلق و تولید محصولات جدید موفق)، قیمت (یک تولیدکننده کم هزینه بودن)، مکان (موفق به توزیع گسترده محصول شدن) و پیشبرد فروش (روابط قوی با مشتریان بزرگ). یک روش مناسب برای ارزیابی اینکه آیا یک صنعت برای یک شرکت یا یک تیم مدیریت خالص جذاب است یا خیر و همچنین برای تعیین اینکه آیا یک تیم مدیریتی موردپذیرش و مطلوب نظر سرمایه گذاران با دیگر عرضه کنند گان منابع است یا خیر، ارزیابی هماهنگی بین عوامل اساسی موفقیت یک صنعت و حضور آن عوامل در یک شرکت یا نزد تیم مدیریتی پیشنهاد شده است. بنابراین، قبل از تصمیمگیری درباره سرمایهگذاری یا عدم سرمایهگذاری در فعالیتی جدید، بیشتر سرمایه گذاران متهور می خواهند بدانند که آیا مدیران و کارکنان انتخابشده از شایستگیهای لازم برای موفق کردن آن فعالیت جدید بر خور دارند یا خیر. (سی.واکر و دیگران، ۲۰۰۱، ترجمه اعرابی، ۱۳۸۳) ۲-۲-۲-۴ منشأ و منبع اصلی عوامل حیاتی موفقیت عوامل حیاتی موفقیت عموما در حوزه اثرگذاری تخصص مدیران تعریف میشود. در هر سازمان، معمولاً سطوح مختلف از مدیریت وجود دارد که هرسطح مدیریت ممکن است حوزه و محیط عملیاتی متفاوت از سایرین داشته باشد. برای مثال: مدیران اجرایی بیشتر تمرکزشان بر روی محیط خارجی که سازمان در ان در حال رقابت است یباشد، در مقابل مدیران عملیاتی بر روی انچه برای تحقق اهداف داخلی و عملیاتشان ضروری است، تمرکز دارند. به علت وجود چنین تفاوت هایی در حوزه عملکرد، عوامل حیاتتی موفقیت در سازمان از منابع مختلفی برگرفته میشوندکه توجه همزمان به تمام آنها صرف نظر از منبع شان، برای دستیابی به رسالت سازمان ضروری است.(کارالی[۷۲]، ۲۰۰۴). میلر چهار منبع مهم ایجاد کننده عوامل حیاتی موفقیت سازمان را اینگونه تعریف میکند: الف) ویژگیهای صنعت: عوامل کلیدی موفقیت در هر صنعت مختص آن صنعت هست. بهطور مثال عوامل کلیدی سوپرمارکت های زنجیرهای، تنوع محصول، ترفیعات فروش، گردش موجودی و قیمت گذاری هست؛ درحالیکه این عوامل در صنعت خطوط هوایی، اثربخشی و کار آیی در استفاده از سوخت و استفاده از حداکثر فضای داخل هواپیما برای حمل بار و… هست. ب) موقعیت و جایگاه رقابتی شرکت: عوامل کلیدی موفقیت با توجه در یک صنعت باوجود رقبای بزرگ و مسلط به بازار، رقابت میکند بسیار متفاوت از رقبای بزرگ آن خواهد بود چراکه عملکرد شرکتهای بزرگ در این صنعت همواره مشکلات جدید ویژه ای را برای این شرکت ایجاد خواهد کرد که برای این شرکت جنبه حیاتی و کلیدی خواهند داشت. ج) محیط عمومی: تغییر در هر یک از ابعاد ششگانه عمومی میتواند بر ایجاد سی اس اف های آن صنعت و شرکتهای آن مؤثر باشد. بهطور مثال در اوایل ۱۹۳۷ هیچ یک از مدیران شرکتهای امریکایی دسترسی به تأمینکنندگان انرژی را جز عوامل کلیدی موفقیت خود بهحساب نمی آورند ولی بعد از بحران نفت و ایجاداوپک[۷۳] دسترسی به این منبع جز عوامل کلیدی موفقیت شرکتها بشمار میآمد. د) توسعه سازمانی: توسعه های درونسازمانی نیز میتوانند عاملی برای ایجاد سی اس اف های سازمانی باشند. در برخی مواقع سازمانبرای دستیابی به موفقیت های مورد نظر خود می بایست مقدمات و شرایطی را مهیا سازد که تهیه آنها برای سازمان بهطور موقت عامل کلیدی موفقیت به شمار آید(میلر،۲۰۰۳). در این زمینه رواکارت[۷۴] و همکارانش نیز چهار منبع اصلی برای عوامل حیاتی موفقیت معرفی نموده اند:
-
- فاکتورهای صنعتی:در هر صنعتی دسته ای از عوامل حیاتی موفقیت منحصربهفردی وجود دارد که طبیعت آن صنعت، آن را معین میکند. این فاکتور ها بر تمام کارخانه ها و سازمانهایی که در راستای این صنعت وجود دارند اثر میگذارند
-
- استراتژی رقبا، موقعیت صنعتی و محل جغرافیایی: در این گروه دسته ای از عوامل حیاتی موفقیت که مربوط به خود سازمان و رقبای سازان هستند، تعریف میروند. معمولاً عوامل زیادی ازجمله بزرگی سازمان، محل جغرافیایی و موقعیت صنعتی در بازار سازمانی را از یک سازمان دیگر جدا میسازد.
-
- عوامل محیطی: در این گروه آن دسته از عواملی قرار دارند که راجع به محیط کلان، دولت و تاثیرات خارجی و غیره هست.
-
- عوامل زمانی:در این دسته، عواملی قرار دارند که بهطور موقت جزو عوامل حیاتی موفقیت در یک سازمان بهحساب میآیند؛ یعنی درنتیجه یک رویداد غیر عادی، یک عامل میتواند برای مدتزمانی کوتاه، مهم تلقی شود. (روکارت و بولن[۷۵]، ۱۹۸۱).
خلاصه عوامل ذکرشده بهصورت نمودار در شکل زیر نمایش دادهشده است: شکل ۲-۱۵- چهار منبع اصلی برای عوامل حیاتی موفقیت روکارت عوامل صنعتی استراتژی رقبا، موقعیت صنعتی و محل جغرافیایی عوامل محیطی عوامل زمانی انسف نیز نقش مهمی برای عوامل کلیدی موفقیت در تدوین استراتژیهای رقابتی قائل است. وی موفقیت سازمان را ناشی از تطابق توانمندی های درونسازمانی با الزامات محیط سازمان می داند و از این توامندی ها تحت عنوان عوامل کلیدی موفقیت یاد میکند و معتقد است که کلیدی بودن این عوامل توسط محیط و الزامات آن تعیین میگردد. لذا مشخص میشود که وی سازمان را بهعنوان عنوان سر منشأ این عوامل به شمار میآورد. ۲-۲-۲-۵ مزایای استفاده از عوامل حیاتی موفقیت و شناسایی آنها
-
- شناسایی سی اس اف ها کمک میکند تا به موارد اساسی و مهم توجه ویژه شود.
-
- به آسانی قابل کنترل هستند
-
- در برنامهریزی استراتژیک سازمان میتواند به آنها توجه ویژه کرد
-
- شناسایی سی اس اف ها و رتبه بندی آنها، اندازهگیری نتایج سازمان در آن بخشها و اعطای پاداش به عملکرد عالی میتواند منجر به افزایش احتمال موفقیت سازمان در بلندمدت گردد.: (هریس[۷۶]، ۲۰۰۶)
۲-۲-۲-۲-۶ کاربرد عوامل حیاتی موفقیت از زمانی که مفهوم عوامل حیاتی موفقیت ایجاد شد تا به امروز، از این شیوه درزمینهٔ های مختلفی استفاده شده است. روکارت و دانیل بیشتر به برطرف کردن نیازهای اطلاعاتی مدیران اجرایی سازمانها، با بهره گیری از عوامل حیاتی موفقیت تمرکز داشتهاند. گرچه پش از مدتی روکات به مزایای بهرهگیری ازاینروش بهعنوان بخشی از برنامهریزی استراتژیک سیستم های اطلاعاتی پی برد. امروزه از روش عوامل حیاتی موفقیت در بسیارب از متدولوزی ها استفاده میشود. دابینز و دابلی در مطالعه ای که بر روی عوامل حیاتی موفقیت انجام داده اند، برخی زمینه های کاربردی آن را بدین صورت تعیین کردهاند: (هریس، ۲۰۰۶)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Fincham,F .(2008). .Marital conflict correlates structure & content .American Psychological Society. 12.10 Johanson. S.M (2008) . The revolution in couple therapy. Journal of Marital & family therapy , 29-348-365 Jouns, E & Davis, k(2008).family system system therapy-publisher John Wiley sons-England Jacubson, M.D (2010).relationship between marital satisfiction- resources and power strategies.sex roles-24-45-56 -Jordan-T-marriage and family –(۱۹۹۹)-journal of Personality and social psychology. vol:53-P:510-566 Gottman . j m. & Silver . N (2009) . The seven principles for Making marriage Work . New York . Three rivers Press Gerad, j .A & Buehler,C.(2008) .Marital conflict Parent –child relations & Youth maladjustment . Family Process. 38(1).405-116. Goldenberg.I.Herbert.T.B.(2000) . Family marital satisfaction & commitment . www. Divorce news .com. Karney-B.R & Bradbury-T.N-(2004)-is the association between attribution and marital states and artifact of negative affectivity. Journal of personality and social psychology.V:66-P:424-473 Kline.G.H,pleasant . N.D,Whiltton,S.W&Markman.H.J(2011). Understanding couple conflict .In A.L vangelisti & D Perlman (Eds) .The Cambridge handbook of personal relationships. ( 445-462) .New York Cambridge University Press Kitzmann.K.M(2010) .Effects of Marital conflict . Journal of Developmental Psychology. Vol 36(1)3-13 Kline, R. B. (2005). Principles and practice of structural equation modeling (۲nd ed.). New York: Guilford Press. Loewen, Kimberly C., Psy.D., Alliant International University, San Diego ,An exploratory study of religious conversion motivated by marriage: Adult attachment style and the marital relationship, 2009 , 143 pages; AAT 3356841 Leahy, R.L. (2001). Overcoming Resistance in Cognitive Therapy. New York: Guilford press. Nordhal, H. M., Holthe, H ., & Shaugum, J. A. (2005). Early maladaptive schemas in pateintes with or without personality disorders- close schema modification predict symptomatic relief. Clinical Psychology and Psychotherapy, ۱۲, ۱۴۲-۱۴۹٫ Lindessi, R. (2010). The characteristics of emotional maturity and marital. Journal of Life science -vol:33.P:27-40 Oulson H.D(2009).the individual-marriage and family. Journal of health and behavior V:46.P:302-321 Riso, L.P., Dutoit, P.L., Stein, D.J. & Young, J.E. (2007). Cognitive Schemas and core belief in Psychological Problems. Washington, DC, USA: American Psychological Association. Sadock,B.J.,Sadock,V.A.(2006).Kaplan&Sadock’S :Synopsis of Psychiatry (۱۰th ed. ) .NY : Lippincott William&Wilkins. Sadock,B.J.,Sadock,V.A.(2003).Kaplan&Sadock’S :Synopsis of Psychiatry (8th ed. ) .NY : Lippincott William&Wilkins. Sidney,J.M.(2012).Textbook of child and adolescent psychiatry(3rd ed.).USA: American Psychiatry Press. Sabourin, s.(2008)marital satisfaction .depression and attribution .Journal of personality and social psychology-v:64.p:142-152 Suls,J.& Bounde ,J. (2010) . Anger anxiety & depression as factors for cardiovascular disease: The problems & implications of overlapping affective dispositions Psychological Bulletin. 134(2).260-300 Tamaren, Karen J., Ph.D., Saint Louis University Factors of Emotional Intelligence associated with marital satisfaction, 2010 , 223 pages; AAT 3397574 Troxel . W.M (2011) ,Marital quality, communal strength ,& physical health. Doctor of Philosophy, University of Pittsburg, 79 pages. 16 -25 Vincent, J. P.,Wises, R. L. & Grey, R. (2006). A Behavioral analysis of problem solving in marriage and stranger dyads. . Journal of Behavioral Therapy, 6,4: 475-487. William.B. (2010).stress hormone change and marital conflict. spouses relative powermakes a diffrence. Journal of marriage and family v: 66.p:595-612 Willson, B & Richard ,T(2008).husbands and wife’s, view of the communication In their marriages. Journal of humanistic education &developments-vol:33ssuell.P:27-IIP.2 char Young, K. S. (2007). Internet Addiction: the emergence of a new clinical disorder: [On- Line] Availabel at http/www.pitt.edu/ksy/apa.htm. Young, J, E., Klosko. J . S & Weishaar M. E(2003). Schema Therapy, A practitioner’s guid. New York : Guilford press. Young, J(2004). Schema Therapy: Conceptual Model. Avalable in: www. Therapist.training.com.au/young.pdf Young, J. E & Brown, G(2001). Young Schema Questionnair : Special Edition. New York: Schema Therapy Institute. Young. J. E. (1999). Cognitive therepy for personality disorders: A Schema- focused approach. Sarasota professional resources exchenge. Inc پیوست رو ش اجرای جلسات طرحواره درمانی بعد از اجرای پیش آزمون و گزینش گروه ازمایش روش طرحواره درمانی در طی ۸ جلسه نیم ساعته ارائه شد ومجددا پس آزمون به عمل آمد. یک گروه کنترل ۱۵ نفری به صورت تصادفی انتخاب شدند که این گروه هیچ درمانی را دریافت نکردند. شرح جلسات: جلسه اول: اشنایی اعضای یک گروه با یکدیگرو معرفی و بیان قوانین حاکم بر جلسات هدف: ایجاد روحیه خودشناسی و خود باوری با توجه به استعدادها و توانایی های فردی و درگیری عاطفی بین ازمونگر و سایر اعضا درابتدا مشاور به عنوان ازمونگر گروه صادقانه خود را معرفی می کند و از تک تک اعضا نیز می خواهد تا خود را معرفی نمایند تا زمینه درگیری عاطفی که جز اصول اولیه طرحواره درمانی است با مراجعین به نحو احسن فراهم آید. سپس ازمونگر گروه به بیان اهمیت مشاوره و اصول حاکم بر جلسات مشاوره گروهی می پردازد. سعی ازمونگر در این جلسه ایجاد رابطه حسنه بین دو طرف است و سعی میشود در این جلسه اعضا احساس کنند که برای اولین بار کسی علاقه مند است تا در جهت بهبود زندگیشان گامی بردارد. در پایان ضمن خلاصه نمودن بحث و جمع بندی توسط ازمونگر ، زمان جلسه بعدی تعیین می شود و به عنوان تکلیف منزل از اعضا خواسته می شود تا نقاط ضعف و قوت خویش را شناسایی کنند.
 تکلیف : از دانشجویان متاهل خواسته شد، تعداد دفعات تعارضات ودعواهای زناشویی در هفته اخیر و علت آن را تا جلسه بعدی یادداشت نمایند. جلسه دوم :شناخت حالات خلقی ، فیزیو لوژیکی و هیجانات اهداف : ۱-توانایی آزمودنی ها در شناسایی حالات خلقی ۲-توانایی آزمودنی ها در شناسایی حالات فیزیولوژیک بدن ۳-توانایی آزمودنی ها در شناسایی هیجانات در این جلسه پس از بررسی تکالیف ، به جلب توجه اعضا به رخدادهای درونی و تغییرات فیزیولوژیک بدنشان در حالات مختلف ، تشخیص و طبقه بندی عواطف خود و دیگران به کمک انواع شاخص های مشهود یعنی حالات چهره ، زبان ، بدن پرداخته و سپس از آزمودنی ها خواسته شد ، که مشاهدات خود را در مورد تظاهرات چهره ای و کلامی در موقعیت های ناخوشایند بیان کنند.برای مثال یکی از آزمودنی ها تغییرات فیزیولوژیکی در یک موقعیت ناخوشایند چنین گزارش کرد: خشکی دهان ، به هم ساییدن دندان ها ،افزایش ضربان قلب. سپس به کمک عکس هایی از بدن انسان ، تغییرات فیزیولوژیک (ضربان قلب ،بالا رفتن فشار خون ، انقباض عضلانی و…) و همچنین تغییرات چهره ای مثل غم ، شادی ، خشم ، تعجب ،ترس و غیره به آزمودنی ها نشان داده میشود.بعد از آموزش حالات خلقی ، هیجانات و حالات فیزیولوژیک ، درجه بندی حالات خلقی نیز گفته شد در ادامه جلسه از آزمودنی ها خواسته شد تا حالات خلقی در منزل را که اخیرا تجربه کرده اند به همراه موقعیت یادداشت نمایند. جلسه سوم : درک مسائل خود و پنج جنبه اصلی زندگی اهداف : ۱-هدایت آزمودنی ها در درک مسائل خود و زندگی زناشویی ۲-تشخیص ارتباط فکر با رفتار ، ارتباط فکر با واکنش های جسمانی ، ارتباط فکر با محیط و ارتباط فکر با حالات خلقی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتمان پهلویسم به دنبال قبضه قدرت و حذف کلیه مخالفان، با برجسته کردن نقاط ضعف گفتمان چپ، جنگ روانی شدیدی را علیه حزب توده به راه انداخت و آن را به اتخاذ مواضع تحریک به شورش، آشوب، اعتصاب، حمایت از تجزیه طلبی، جاسوسی برای شوروی، تشکیل سازمانهای غیر قانونی، ایجاد جمهوری های مستقل در آذربایجان در سال ۱۳۲۵ و طراحی جمهوریهای مشابهی در آینده و تقسیم ایران به شماری دولت کوچک وابسته به شوروی متهم کرد. حتی در مخالفت با مرامنامه حزب، اعلام کرد که این گفتمان الحاد را گسترش میدهد، مذهب را افیون تودهها دانسته و به قرآن کریم و علمای شیعه حمله میکند. در ادامه حزب را دشمن قسم خورده نه تنها سلطنت و مالکیت خصوصی، بلکه ایران و اسلام معرفی نمود (رهبری، ۱۳۸۴ :۲۷۴-۲۷۵).
 همان طور که بیشتر بیان کردیم اساسنامه و مرامنامههای یک گفتمان نشان از برجستهسازی دالهای شناور و مرکزی آن دارد که درمراحلی با ایجاد زنجیره همارزی در کنار هم به مفصلبندی دست یافته و تبدیل به هژمون می شوند، اما در مواقعی ممکن است به دلیل عدم انسجام معنایی میان این دالها که در اساس نامه و یا مرامنامه یک حزب نمودار میگردد ، توان تبدیل به هژمونی را نداشته باشد. از همینرو حزب توده نیز نتوانست در چارچوبههای مرامنامه و اساسنامه خویش رفتار کند. ناتوانی تشکیلاتی، ناکارآمدی، سردرگمی تحلیلی، تناقضات فکری و رفتاری، غفلت و اشتباه کاری، وابستگی به شوروی کمترین توضیحی است که میتوان در این برهه از زمان به حزب توده وارد دانست. همکاری تقریباً همه رهبران بازداشت شده با فرمانداری تهران و امضاء تنفر نامهها در زندان که به دستور رهبری حزب صورت گرفت (برهمان، همان: ۴۹). تأثیر منفی در میان هواداران در بیرون داشت. به رغم تصریح فعالان چپ مستقل و ملی به خطاها و خیانتهای توده، باز هم جنبش چپ نتوانست در میان مردم از جایگاه قابل قبول توجهی برخوردار گردد. گرچه تلاشهایی برای احیاء جنبش انجام گرفت، اما این فعالیت جز در سطح برخی روشنفکران جایگاهی نیافت. آنچه در مجموع در رابطه با افول گفتمان چپ طی سالهای ۲۰ تا ۱۳۳۲ گفته شد باید به این نکته اشاره که ؛ در شرایطی که اوضاع سیاسی- اقتصادی کشور گفتمان هژمون در ارتباط با مسائل اجتماعی خصوصاً در توزیع عدالت اجتماعی دچار بیقراری شدند، دال برابری جمعی به عنوان دال مرکزی گفتمان چپ در چنین شرایطی ایجاد شد تا محبوبیت ایجاد نماید و قابلیت دسترسی پیدا کند اما، به تدریج مشخص شد که این دال در مفصل بندی با سایر دال ها از جمله مالکیت اشتراکی معنایی را ایجاد نمود که آن معنا، معنایی مورد انتظار جامعه ایران به عنوان عدالت اجتماعی تأمین کننده نیاز جامعه باشد، نبود بلکه معنایی را ایجاد می کرد که با ارزش های اجتماعی از جمله مالکیت خصوصی و حوزه های دینی ناسازگار بود از همین رو، می توان نتیجهگیری کرد که دالی که در شرایطی خاص و بدو امر به گفتمان قابلیت دسترسی داد با آشکار شدن ابعادش برای اذهان عمومی موجب تزلزل قابلیت اعتبار و مشروعیت آن گردید. علاوه برآن، گفتمان چپ از یک سو با فدا کردن منافع ملی در راه اهداف و آرمان های کمونیسم بین الملل و از سوی دیگر با تأکید بر ابعاد و زوایای ماتریالیستی دیالکتیک تاریخ و فعالیت های ضد مذهبی، از درک آرمان ها و باورهای مذهبی جامعه ایران ناتوان بود، که همین امر ضعف و به حاشیه راندن گفتمان چپ را فراهم نمود. از همین رو، جوانان روشنفکر که در دستیابی به اهداف دچار نوعی سرخوردگی شده بودند، ضمن ناکارآمد خواندن حزب توده به عنوان برترین سوژه گفتمان چپ، با به چالش کشیدن برخی از دالهای این گفتمان از جمله حمایت بی چون و چرا از شوروی، تغییر رویه داده و با مفصل بندی دال های جدیدی سعی نمودند یک نظام معنایی خاص را ارائه دهند، تا منطبق با شرایط داخلی و بین المللی بتوانند ناکامی سوژه سیاسی گفتمان چپ را جبران و در راستای هژمونی آن گام بردارند. در زیر به برخی از آنها اشاره میگردد. سازمان انقلابی حزب توده از جمله سوژههای گفتمان چپ که از حزب توده منشعب گردید، سازمان انقلابی حزب توده میباشد. بعد از سرکوبی قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ از سوی گفتمان حاکم، جریانات بین المللی و سازشکاری حزب توده، بخشی از جوانان به این نتیجه رسیدند که ادامه همکاری با رهبران حزب، به خاطرمشی سازشکارنه آنان میسر نیست (حسینیان، ۱۳۸۸ :۴۴۸). در این زمان، افکار و «ایدئولوژی مائوئیسم» در میان دانشجویان ایرانی مقیم غرب رشد یافت. که این امر منجر به انشعاب دو تن از رهبران از حزب توده و پیدایش سازمان انقلابی گردید. این گروه موضع خود را در اعتراض به حزب توده بیان نمودند؛ «اعتقاد به اینکه شوروی سوسیال امپریالیست شده است، چین مرکز انقلاب جهانیاست، رهبری حزب توده خائن است و باید با جنگ مسلحانه پیروز شد» (کیانوری، ۱۳۷۱ :۴۲۹) در همان حالی که حکومت کمونیستی شوروی سیاست خارجی خود را بر مبنای همزیستی مسالمتآمیز انجام می داد، مائو شعار انقلاب مستمر در سراسر جهان علیه بقایای امپریالیسم را سر میداد. این بار ایدئولوژی و افکار «مائو» بود که به عنوان سنبل و نشانه در میان جوانان سازمان انقلابی جذابیت پیدا کرده بود (حسینیان، همان :۴۴۸ -۴۴۹). سازمان برای اثبات نظرات خود، اعزام بهمن قشقاوی و پس از آن، ایرج کشکولی به ایران را برای پیوستن به شورش عشایر و ایلات کوچ در استان فارس و گسترش جنگ مسلحانه را در دستور کار قرار داد. همچنین پرویز نیکخواه برای طرح نظریه انتقال رهبری به ایران اعزام شد. نتیجه هردو اقدام با شکست مواجه شد علاوه بر اینکه اعترافات و همکاری نیکخواه با دستگاه موجب بهت همرزمان وی گردید، به زودی سازمان انقلابی نیز دچار انشعاب گردید. سه توده ایی منشعب از توده که به سازمان پیوسته بودند با اخراج از سازمان انقلابی، در دهه ۵۰ «سازمان مارکسیستی طوفان» را به وجود آوردند که بیشتر در خارج از کشور فعال بود(بهروز،۱۳۸۵: ۴۶). بزودی سازمان انقلابی نیز بدون آنکه کاری از پیش ببرد دچار شکست شد و به بن بست رسید. آنها میخواستند تجربه چین را در ایران تکرار کنند بدون آنکه بدانند که دهقانان ایران دست کم در سبز فایل فاقد خصلت انقلابی بودند و اکثر جنبشهای اجتماعی در ایران قرن بیستم، در مناطق شهری متمرکز بودند (بهروز، همان :۹۳). علاوه بر آن، بزرگترین ضربهایی که به این گروه در دهه ۵۰ وارد شد. گسترش رابطه چین با غرب و روابطه حسنه با شاه ایران بود. نیروهای انقلابی که تا این زمان شوروی را سرزنش میکردند و از چین دفاع مینمودند، از این تغییر سیاست چین متحیر شدند. «در نتیجه این سازمان به علت سردگمی در تغییر موضع خود، فقدان رهبری لایق، بیتجربگی و ناآگاهی از مسایل ایران دچار آشفتگی و انشعاب شدند». (حسینیان، ۱۳۸۸ :۴۵۱). سازمان همچنان با همان نظام معنایی حاصل از مفصلبندی دالهای گفتمان چپ به فعالیتش ادامه داد. با این تفاوت که به دلیل عدم توفیق دستیابی به اهداف و هژمونی گفتمان خود در مقابل گفتمان پهلویسم، مشی مسلحانه را جایگزین روش مسالمت آمیز با گفتمان حاکم نمود. سازمان چریکهای فدایی خلق: یکی دیگر از سوژههای فعال گفتمان چپ، سازمان چریک های فدایی خلق می باشد.این سازمان در اواخر دهه ۱۳۴۰ از پیوست دو گروه مارکسیستی جزنی- ظریفی و احمدزاده- پویان تشکیل گردید. ایدئولوژی مارکسیسم– لنینیسم، استقلال از شوروی و سایر کشورهای کمونیستی و سرنگونی گفتمان پهلویسم از طریق همگانی کردن مشی مسلحانه، از جمله اهداف اصلی این گروه بود. (حسینیان، همان: ۴۵۱). سازمان در آغاز به ارائه تحلیلی از تاریخ سیساله (توسط جزنی) ایران و اصلاحات ارضی و وضع طبقه ی کارگر وضعیت سرمایهداری وابسته ، جامعه روستایی ایران و امپریالیسم پرداخت. گروه برای انجام مبارزه مسلحانه نیازمند اسلحه و انتخاب شیوه مخفیانه بود. اما به دلیل بیتجربگی در مبارزه مخفی و به دنبال تماس با عامل نفوذی ساواک در حزب توده یعنی عباس شهریاری در سال ۱۳۴۶ دستگیر شدند. بیژن جزنی در سال ۱۳۵۴ به همراه شش تن دیگر از همبندان در زندان کشته شدند. دیدگاه بیژن جزنی با احمدزاده در مواردی با یکدیگر متفاوت بود. از جمله احمد زاده به تئوری مبارزه مسلحانه و جزنی به تبلیغ مسلحانه اعتقاد داشت. همچنین در مورد امپریالیسم و دیکتاتوری و تقدم و تأخّر آنها اختلاف وجود داشت. شعار جزنی سرنگونی دیکتاتوری و حامیان امپریالیستی آن بود. یعنی ابتدا دیکتاتوری بعد امپریالیسم در حالی که شعار احمدزاده سرنگونی امپریالیسم بود اما هر دو قبول داشتند که اصلاحات ارضی تحولات عمیقی در جامعه به وجود آورده است و آنچه جانشین صورتبندی اجتماعی–اقتصادی پیشین سرمایه داری شده سرمایهداری وابسته است. آنها نظام سرمایه داری وابسته ایران را در پیوند دیکتاتوری دولتی ارزیابی میکردند. جزنی از شکاف میان احزاب شوروی و چین آگاهی داشت و معتقد بود که گفتمان چپ در ایران در این خصوص باید بی طرف باشد. (بهروز، همان منبع: ۱۰۹-۱۱۸) نظرات احمدزاده نیز که معتقد به تئوری مسلحانه بود در مقابل نظریه تبلیغ مسلحانه جزنی بود نیز راه به جایی نبرد. بالاخره این سوژه گفتمان چپ، در عملیات حمله به پاسگاه سیاهکل که مهترین عملیات آنها بود از سوی رژیم شناسایی و دستگیر شدند. «این گروه به سبب تفکر کلیشهایی، عدم ارتباط فرهنگی با مردم، نداشتن پایگاه اجتماعی و وابستگی به اندیشههای وارداتی و بیگانگان نتوانستند در دستیابی به اهداف توفیق یابند. با بروز مشکلات جدیتر، دچار انشعاب شدند و گروهی به دیدگاه حزب توده نزدیک شده و گروهی نیز به مبارزه چریکی وفادار ماندند.» (نظری،۱۳۸۷: ۸۴) بالاخره با گسترش موجب بیداری اسلامی و ظهور گفتمان اسلام سیاسی در ایران، موجب بیاعتباری نظریات مارکسیستی– لنینیستی و مائویستی که برپایه افکار ضدمذهبی شکل گرفته بود را فراهم آورد. و بدین ترتیب گفتمان چپ که نمایندهی طیف محدودی از چپ سنتی را رهبری مینمود، ضمن درک ناتوانی خود در برانداختن ایدئولوژی فراگیر و ترسیم هویتی متشکل از تمام گروهها ناچار شد که با موج برآمده از مردم همراه شود. (نظری، همان منبع :۸۵) ناکارآمدی گفتمان ملیگرای لیبرال همانطور که در فصل گذشته به طور مشروح توضیح داده شد، «در اواخردههی ۲۰ بحرانهای شدیدی بین گروههای مختلف سیاسی آغاز شد. ائتلاف بین نیروهای غالب به زودی پس از تحقق اهداف مورد نظر از هم پاشید و بحرانهای شدیدی بین گروه های مختلف سیاسی از سر گرفته شد. با وجود این، اگر چه پویایی گفتمان پهلویسم به شکست خواسته های قومیتگرا برای خودمختاری و نیز جنبش های طبقات تحت سلطه در اواسط و اواخر دهه۲۰ کمک کرد اما با این حال، کمی بعد مسائل قومی و تعارضات طبقاتی تحتالشعاع بهره برداری نفت ایران به وسیله انگلیس قرار گرفت. علاوه بر آن، مالکین بزرگ و بازرگانان از حکومت مستبدانه رضا شاه آزرده خاطر بودند و مایل به ظهور دیکتاتوری جدیدی نبودند. در این میان سیاستمداران و هر کسی که بیشتراز دیگران قادر بود مفاهیم ملیگرایی و محدودیتهای قدرت مستبدانه شاه را به گونهایی تشریح و بیان کند از اقبال بیشتری برای رهبری توده و وارد عمل کردن آنها برخوردار بود. در درون چنین حوزه گفتمانی تقابل منافع ملی و منافع خارجی و دموکراسی در مقابل استبداد موجب ظهور گفتمان ملیگرای لیبرال و تبدیل آن به قدرتمندترین سوژهی سیاسی کشور در ابتدای دهه ۲۰گردید.» ( معدل، ۱۳۸۲: ۵۲). گفتمان مخالف غالباً بر دال هایی چون ملی گرایی، سکولاریسم، جدایی دین از سیاست و اتخاذ شیوه غربی تاکید می ورزید. «رهبران ملی بر آن بودند تا مشکلات اجتماعی– اقتصادی و سیاسی جامعه را بر اساس پارامترهای جهان ایدئولوژیکی که در بر گیرنده گفتمان دولت نیز بود حل کنند ( معدل، همان: ۶۶). اما طولی نکشید که به دلایلی چند جبهه ملی از هم پاشید: کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲ نقطه پایانی بر فعالیتهای پس از شهریور ۱۳۲۰ بود. اما آنچه که زمینه انجام کودتا و حاشیهرانی گفتمان ملیگرای لیبرال را فراهم نمود، ناکارآمدی درون گفتمانی بود. بر همین اساس، مسأله اصلی پیش از دخالت آمریکا و انگلیس، ضعف داخلی مجموعه نیروهای ملی و مذهبی و ناکارآمدی احزاب سیاسی، بدلیل ضعف و ناتوانی ساختاری گفتمان ملیگرای لیبرال بود. شرایطی که انجام کودتا را با کمترین هزینه و به سهولت برای دربار رقم زد. نهضت مقاومت ملی شدن نفت که می توانست آغازی بر تحقق واقعی آرمانهای ملت بر سرنوشت خویش باشد و از حمایت گسترده بینظیر مردم نیز برخوردار بود، بدلیل فقدان انسجام ایدئولوژیک، برنامهای و تشکیلاتی و بروز اختلافاتی آشتی ناپذیر در میان رهبران نهضت، پیامدی جز ضعف و سستی و انفعال در مردم را به همراه نداشت، به سهولت رهبران و مردم تسلیم قدرت کودتاگران گردیدند. زمینه وشرایط بیقراری ناشی از کودتا، تثبیت هژمونی گفتمان مطلقه پهلویسم را در پیداشت و خفقان ایجاد شده تا سالها بعد فضای سیاسی کشور را در سکوت فرو برد. در این میان تنها گروه انگشت شمار از فعالان سیاسی به تلاشهای سیاسی - نه چندان تاثیرگذار– ادامه دادند. در شرایط پس از کودتا مصدق و یارانش دستگیر، برخی از شخصیتهای سیاسی متواری، شبکه سازمان افسران نظامی حزب توده دستگیر و تعداد قابل توجهی از افسران اعدام و یا به زندانهای طولانی مدت گرفتار شدند، دکتر حسین فاطمی که یکی از سوژههای گفتمان ملیگرای- لیبرال بود، دستگیر و اعدام شد. (شهبانی،۱۳۷۷: ۷۵). در چنین شرایط بیقراری جامعه، فضا برای فعالیتهای گفتمانهای چپ و ملیگرایی لیبرال و دینی کاملاً بسته شد وتنها در اواخر دهه ۳۰ با روی کار آمدن دولت کندی در آمریکا و نیز حمایت از دکتر امینی، نشانههایی از فضای نسبتاً باز سیاسی ظاهر گشت. نهضت مقاومت ملی در بیانهای که پیریزی کرده بود، اهدافش را ادامهی نهضت ملی و اعاده استقلال و حکومت ملی ، مبارزه علیه هر گونه استعمار خارجی و مبارزه علیه حکومت های دست نشانده خارجی اعلام نمود. درواقع این اهداف، همان دالهای این گفتمان بودند که توانستند با ایجاد ارتباط معنایی بین دالها به انسجام دست یافته و هژمون گردد. اما به دلایلی همچون ، ضعف رهبری و تشکیلاتی توان جذب بسیج نیروهای سیاسی و مردم را به میزان قابل توجهی از دست دادند. در بررسی این جدایی مهدی بازرگان به ۱- اختلافات درونی گفتمان ۲- اختلاف میان سوزه های سیاسی گفتمان ملی گرای لیبرال ۳- عدم توجه اعضاء به اصل رازداری در عملیات مخفی نهضت مقاومت ملی ۴- وجود خود بینی، برتری طلبی و توقعات و انتظارات بی جا در احراز عناوین حزبی اشاره میکند.(بازرگان،۱۳۷۵: ۳۰۷). در واقع سوژه های رانده شده از گفتمان ملیگرای لیبرال و ضعیف که خود زمینه پیروزی کودتا را ، ناخواسته فراهم ساخته بودند، در این برهه نیز به دلیل اضافه شدن ضربات مربوط به کودتا، به طریق اولی ، قادر به ایجاد انسجام و سازماندهی موثر نبودند. بنابراین، نکتهایی که در بیانیه فوق مطرح شد، تأکید بر دال استقلال و بیگانه ستیزی بود. موضوعی که مورد اجماع سوژه های این گفتمان گردید و منجر به شکلگیری آن، یعنی جبهه ملی شد. در حقیقت در این بیانیه سخنی از نظام معنایی ملی گرایی لیبرال به میان نیامد. در واقع این دال به صورت انفرادی از سوی سوژه ها بیان گردید و در مفصل بندی با سایر دالهای این گفتمان قرار نگرفت. زیرا اگر از ابتدای امر تأکید بر نظام معنایی گفتمان مذکور می گردید، ایجاد و تداوم اتحاد در قالب سوژه سیاسی از همان بدو امر دارای سرنوشت غیر قابل پیشبینی بود و شاید حتی چنین اجماعی هرگز شکل نمی گرفت. احزاب نیروی سوم، حزب ایران، حزب ملت ایران و حزب مردم ایران، هیچکدام قادر به ایفای نقش در این شرایط حساس نبودند. انفعال احزاب سیاسی و سایر رهبران جبهه ملی باعث شد که بخش مذهبی نهضت یعنی آیت الله سید رضا زنجانی، آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان– دکتر سحابی و جوانان وابسته به آنان چون عزت الله سحابی عملا رهبری نهضت مقاومت را در دست بگیرند. در واقع باید گفت با خروج حزب ایران و پس از آن با کنار کشیدن اعضای حزب مردم یعنی تشکیلات نخشب عملاً بار نهضت مقاومت بردوش نیروهای مذهبی افتاد که در فصلهای بعد طور جداگانه در خصوص شکلگیری گفتمانهای مبارز دینی توضیح خواهیم داد. با توجه به مطالب ارائه شده فوق در خصوص افول و تحول در گفتمان ملی گرای لیبرال در ذیل به عوامل ناکارآمدی و عدم هارمونی گفتمان مذکور خواهیم پرداخت. عوامل ناکارآمدی گفتمان ملیگرای لیبرال غلامحسین صدیق، وزیر کشور وقت دولت مصدق معتقد بود که خمیر مایهی کودتای ۲۷ مرداد در روز ۳۰ تیر ۱۳۳۲ آماده شد، زیرا عملاً گرایش مردم وطبقات مختلف مردم به دولت مصدق در این روز که به مناسبت سالگرد واقعهی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تظاهراتی بر پا شده بود، تظاهرکنندگان طرفدار جبهه ملی حضور ضعیف داشتند و از ضعف تشکیلاتی شدید برخوردار بودند. وی مینویسد این تقسیم قوا نشانه ای به وجود آورد که دولت های غربی اولاً در ارزیابی قدرت دکتر مصدق به تضعیف پایگاه دولت معتقد شدند زیرا، تظاهرات تودهایی در آن روز ظاهراً چند برابر طرفداران نهضت ملی بود. دکتر مصدق خود در کتاب خاطرات می نویسد احزاب چپ هر موقع که اراده میکردند توانایی استفاده از آخرین افراد خود را داشتند ولی احزاب ملی چون تشکیلات منسجمی نداشتند از این استفاده محروم بودند. دولت مصدق برای توجیه عدم توجه به این امر معتقد است که در صورت امکان بدبینی شاه و دربار نسبت به وی افزایش می یافت و ممکن بود از همان ابتدا برای حفظ نظام خود از پیشرفت نهضت جلوگیری به عمل آورد. البته علاوه بر مصدق سهم شخصیت های مهم ملی در عدم سازماندهی نیروهای جبهه ملی نیز قابل توجه است اگر چه مصدق خود به دلیل احراز پست نخست وزیری و مشاغل فراوان در ایجاد سازماندهی توانا نبود اما یاران و شخصیت های دیگر جبهه ملی در این امر چندان کوشا نبودند. حجازی در این مورد می نویسد: «رهبران طراز اول به علت اشتغال تمام وقت در امور سیاسی و مشاغل مهمی که تصدی آن را به عهده داشتند فرصتی برای پرداختن به این امر نداشتند سایر رهبران و مسئولان حزبی نیز غالبا علاقه به مسأله تشکیلات نداشتند و اصولا اهمیتی را که لازمه توجه به آن بود درباره سازماندهی احزاب سیاسی نمیکردند». (حجازی ، ۱۳۷۵: ۹۶). از مطالب فوق چنین برداشت می شود که سوژه سیاسی گفتمان ملیگرای لیبرال به لحاظ تشکیلاتی از انسجام لازم برخوردار نبوده و دارای ضعف تشکیلاتی بودند. ۱- ضعف ایدئولوژیک از منظر فنی هر سازمان باید دارای حداقل اصول کلی باشد که نقش ایدئولوژی را برای سازماندهی بازی کند. از همین رو ایدئولوژی در یک سازمان منوط به تصلب و ثبات بوده و ضامن نیروی وفادار است به همین دلیل سازمان نباید و نمی تواند از مواضع ایدئولوزیک خود عقب نشینی کند و آن را دچار روزمرگی سازد. در غیر این صورت نیروهای وفادار دچار شک و شبهه خواهند شد و از طرفی دیگر، مسائل سیاسی و اجرایی سازمان بر خلاف مسائل ایدئولوژیک بسیار سیال بوده و به انعطاف در هنگام اجرا نیازمند است. در صورتی که سازمان بدون پیریزی واضع ایدئولوژیک، دست به عمل بزند ممکن است در اندک زمانی بر اثر فعل و انفعالات جامعه شناختی بعضی از الگوهای رفتاری و سیاسی سازمان را در نزد نیروهای وفادار به ایدئولوژی تبدیل کرده و جای خالی آن را در سازمان پر کند در این مرحله که سازمان شدیداً به انعطاف در معامله نیازمند است به دلیل ایدئولوزیک شدن آنها نمیتواند دست به اقدام بزند(عیوضی،۱۳۸۵: ۲۴۸). «این الگو در مورد جبهه ملی اتفاق افتاد و به دلیل ضعیف بودن پایهی ایدئولوژیک قانون نه مادهایی صنعت نفت به یک ایدئولوژی تبدیل شد و کوچکترین انعطاف در اجرای آن به خیانت به نهضت ملی هم معنی میشد. از طرف دیگر آن میزان اصول ایدئولوژیک که برای جبهه ملی عنوان شد نیز دچار مشکلات خاص خود بود که نهضت را به سمت غیرواقع بینانه سوق داد.» (زارعشاهی،۱۳۸۰: ۸۴) در مورد ضعف پایه ایدئولوژیک جبههی ملی این نکته قابل توجه است که حتی رهبران جبهه خود نیز به این ضعف ایمان داشتند. اما، به دلیل تنوع در ترکیب داخلی جبهه ارائه مطلق هر ایدئولوژی در کوتاه مدت نه تنها امکان پذیر نبود بلکه، این مسأله در آن مرحلهی حساس باعث انقباض شدید جبهه شد. و در نتیجه انشعابات و اختلافات را تشدید میکرد و به همین دلیل تلاش معتبری توسط رهبران نهضت برای این امر صورت نگرفت. دکتر مصدق خود چنین می گوید: «هر چه در طول زندگیام گفتهام برنامه من است» (کی استوان،۱۳۵۵: ۸۶)و باز در نامهایی تشکرآمیز به بازرگان بعد از کودتای ۲۸ مرداد مینویسد: «شما کاری را که ما فرصت و توجه نکرده بودیم یعنی پایهریزی ایدئولوژیک و سازمانی برای مبارزه ملی انجام دادهاید» (بازرگان،۱۳۶۲: ۱۶-۱۷). خلیل ملکی در مجله نبرد زندگی در سال ۱۳۳۵ به بررسی علل ناکامی جبهه ملی میپردازد وی در خصوص ضعف ایدئولوژیک آن می نویسد: «منظور ما این است که شکست نهضت ملی ایران از این گونه حوادث تاریخی نیست که وقوع آن حوادث جبری است بلکه از نوع آن حوادثی است که با رهبری صحیح و داشتن یک ایدئولوژی مناسب می شد از آن اجتناب کرد وی که از فعالان نهضت ملی بود ادامه می دهد «نهضت ملی ایران به خصوص در اول کار از تناقض و یا اختلاف سیاسی که بین آمریکا و انگلیس بود به نفع نهضت ملی استفاده کرد اما متاسفانه بی بند باری دستگاه دولتی و بالا تر از آن بی بند وباری افکار سران نهضت که ما آن بی بند و باری را به لیبرالیسم و عدم تمرکز تعبیر می کنیم نهضت ملی را در بن بست هایی قرار داد.» (مجله نبرد زندگی، ش۱۰، ۱۳۳۵: ۳۴). چنانکه گفته شدیک سازمان باید پایه ایدئولوژیک داشته باشدو اعضاء و رهبران آن باید برمبنای یک ایدئولوژیکی فعالیت نمایند. در تحلیل گفتمانی، نظام معنایی حاصل از مفصل بندی دال ها، جای ایدئولوژی را می گیرد.به عبارتی در تحلیل گفتمانی، ایدئولوژی همان مفصل بندی حاصل از دال های یک گفتمان می باشد. بنابراین اگر اجماع نظر و تشریک مساعی برمحور نظام معناییِ واحد حاصل از گفتمان واحد صورت نگیرد ساختارشکنی گفتمان مود نظر توسط گفتمان رقیب بسیار آسان خواهد بود و متعاقب آن گفتمان مذکور هژمونی خود را از دست خواهد داد. برای نمونه همان طور که خلیل ملکی گفته است؛ بیبندوباری دستگاه دولتی (یعنی سوژه گفتمان هژمون) و حتی سران نهضت به یکی از دال های گفتمان یعنی لیبرالیسم نسبت داده می شد. این امر نشانگر عدم توافق بر سر نظام معنایی حاصل از مفصل بندی دال ها در بین سوژه های سیاسی گفتمان لیبرال می باشد. در واقع مفصل بندی دالهاست که به گفتمان هویت می بخشد. سوژه های سیاسی گفتمان برای تداوم هژمونی خود می بایستی با هویت مشترک و واحد فعالیت نمایند. در غیر این صورت نمی توانند در دراز مدت پایدار بمانند. ۲- اشتباهات رهبری جبهه ملی: رفتار مصدق خصوصاً در روزهای نزدیک به کودتا به گونه ای بود که اساساً اجرای کودتا را عملی تر ساخت تا جایی که محمدرضا پهلوی درکتاب مأموریت برای وطنم می نویسد: «واقعاً چنان به مصدق خوشبین نبودم و سوابق وی را نمی دانستم هیچ دلیلی وجود ندارد که بتوانم ثابت کنم که وی مخالف انجام کودتای ۲۸ مرداد بوده است» (پهلوی،۱۳۵۳: ۴۸). خلیل ملکی می نویسد: «فقدان رهبری قاطع و صریح به آنهایی که نقشه و برنامه و هدف قاطعی داشتند اجازه می داد که از بی بند و باری استفاده کنند و علی رغم تمایلات عمومی مردم نهضتی را که همه پشتیبان آن بودند بارها با شکست مواجه کنند. مردم همواره وظیفه خود را انجام می دادند و رهبران خود را در مسند حکومت می نشاندند باز هم بی بند وباری و بینقشگی وضع را متزلزل می کند». بعضی از نویسندگان نیز در مورد مشی سیاسی مصدق ایراد گرفتهاند و معتقدند باید از قدرتی که منبعث از مردم بود با شاه و توطئه گران با قدرت و قاطعیت بیشتری برخورد می کرد کار را یکسره می نمود (نجاتی،۱۳۷۳: ۴۱۵). نیروهای چپ روحیه محافظه کارانه دکتر مصدق را عامل شکست وی می دانستند و معتقد بودند که وی به اندازه کافی انقلابی نبوده است. آنها معتقدند که مصدق به غلط تنها اقشار متوسط شهری و روشنفکران را مخاطب قرار داده و توده مردم ایران را که ۷۵% آنها کشاورز بوده از نظر دور داشته است. بیژن جزنی یکی از رهبران سازمان چریکی خلق ایران مدعی است که جبهه ملی در بسیج توده ها و رهبری آنها نقش داشت. مصدق با پیروانش رابطه پدر سالاری داشته است. (بیل، ۱۳۶۸ :۴۹۵ .(از سوی دیگر ریچارد کاتم نویسنده کتاب ناسیونالیسم در ایران معتقد است «اگر چه نهضت تودهایی به گستردگی و عمق نهضت ملی ایران ناچار به نوعی جذابیت غیر عقلانی تکیه زده بود اما اگر رهبری آن از سطح احساس گرایی توده ایی فراتر می رفت و به آن جهتی عقلانی می داد نهضت میتوانست جنبه معقول پیدا کند. ولی مصدق نیز همانند طرفداران کم نهضت اسیر جنبه های غیر عقلانی شد» (کاتم،۱۳۷۱: ۵۹). در حقیقت، مصدق به عنوان رهبر نهضت ملی و سوژه گفتمان ملیگرای لیبرال نتوانست با ایجاد تعادل بین دالهای گفتمان، نظام معنایی متعادلی خلق نماید تا اتحاد و همراهی دیگر سوژه های سیاسی پایدار بماند.
-
- حل نشدن قضیه نفت:
شرکت نفت ایران و انگلیس در دوران مبارزه برای ملی شدن این صنعت در ایران به عنوان تجسم استعمار خارجی محسوب میشد لذا وجود این شرکت و در اصل این نوع روابط اقتصادی نشاندهنده عدم استقلال ایران بوده وعمده فعالیت های جبهه ملی در این دوران، در قطع روابط نابرابر در جهت تامین استقلال و آزادی مهمترین اهداف نهضت دانسته می شد(زارعشاهی ، ۱۳۸۰: ۹۱). مصدق در جلسه دادگاه دفاعی در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۳۲ صراحتاً میگوید هدف ملت ایران این است که هیچ دولتی در امور مملکت دخالت نکند و ملت ایران از آزادی و استقلال کامل بهره مند شوند(بزرگمهر،۱۳۶۳: ۱۳۶). به هرحال، کوتاه کردن دست استعمار از تاروپود سیاست و اقتصاد ایران از طریق لغو امتیاز نفت و شرکت مربوطه و سعی در ابتدای نهضت قرین توفیقاتی بود اما همین امر در بلند مدت به محوریترین تنش تبدیل شد. حل نشدن قضیه نفت و دست نیافتن مصدق و انگلیس به یک راه حل مشترک عاملی برای پایه ریزی کودتا توسط انگلیس و امریکا در۲۸ مرداد گردید. با توجه به مطالب ارائه شده در فصل گذشته شکلگیری جبهه ملی، فعالیت ائتلافی از بخشهای مختلف جامعه اعم از مذهبی و غیر مذهبی و چپ و راست بود که در مقابل غیر یا دگر- که همان بیگانه ستیزی بود- به عنوان عامل وحدت بخش توانست به هژمونی برسد، اما بعد ها همین عامل باعث شد تا جبهه ملی نتواند یک دکترین اجتماعی یا مکتبی اجتماعی برای خود تبیین نماید و آن ورود طیف ها و گروههای مختلف بویژه تاثیرگذاری نیروهای مذهبی درجبهه ملی بود علیرغم تمایلات غیر استعماری و ناسیونالیستی، از نظر داخلی جبهه ملی به هیچ وجه به مقابله با مظاهر داخلی وابستگی و عناصر وابسته به بیگانگان نپرداخت (امیری، ۱۳۸۳: ۲۰۳). از نگاه خلیل ملکی این جبهه هر چه در مقابل قدرت های متنفذ و سلطه جو قاطع بود، در مقابل فئودالیته و سرمایه داران با نفوذ که اغلب، هم دست همان قدرت های خارجی بودند، معتدل، سست و عاری از قاطعیت بود (ملکی، ۱۳۷۷: ۷). علاوه بر آن به دلیل نامتجانس بودن گروه ها، نامشخص بودن تشکیلات و وجود افکار و عقاید مختلف و گاه متناقض در آن یک ائتلاف شکننده ایجاد کرده بود که با هر اقدام عمل یا انتصابی مورد مخالفت طیف مقابل قرار میگرفت. علی رغم همکاری نزدیک روحانیون و اقدامات فداییان اسلام در ملی کردن نفت، ملیگراها و دکتر مصدق هیچ گرایش و توجهی به دین و نقش آن در تحولات سیاسی و اجتماعی نداشتند(امیری، همان: ۲۰۷-۲۰۸) ودر اواخر حکومت خود حمایت علما و روحانیون و افراد مذهبی فعال را هم از دست داد. همان میزان که حرکت های مذهبی و همگام شدن با نیروهای ملی در جهت استقلال، آزادی و قطع دست انگلیسیها و موفقیت در ملی کردن نفت موثر بود به همان میزان به دلیل ضعف مصدق و نگرش وی در جذب این نیروها باعث ضعف و در نهایت عدم هارمونی گفتمان مذکور گردید (امیری، همان :۲۱۴). این مطلب نشانگر آن است که برخی سوژههای گفتمان ملیگرای لیبرال که صرفاً به صورت تاکتیکی به سوژگی این گفتمان درآمده بودند به شدت با برخی از دالهای آن بهویژه سکولاریسم و لیبرالیسم سر ناسازگاری داشتند و نسبت به سایر دالها از قیبل آزادی، ناسیونالیسم به معنای دیگری غیر از معنای مد نظر این گفتمان پایبند بودند. به عبارت دیگر، سوژههای مذبور با طرد برخی از دال های گفتمان ملیگرای لیبرال و به چالش کشاندن آنها، تصمیم به ارائه تعریف جدیدی از دالها برآمدند و نظام معنایی گفتمان خود را براساس آن شکل دادند. تشکیل جبهه ملی دوم، سوم و چهارم و تحول در دالهای گفتمان ملیگرای لیبرال بهار سال ۱۳۳۹ و نطق شاه که در آن سخن از آزادی انتخابات به میان آورده بود، مجدداً زمینه فعال شدن اعضاء جبهه ملی سابق را فراهم ساخت. رهبران نهضت مقاومت طالقانی، بازرگان، سحابی و رهبران سابق جبهه ملی طی نشستی، به فعالسازی سازمانی جدید از همه نیروهای ملی برآمدند. پیامدهای این تلاش مجدد، تشکیل جبهه ملی دوم بود. در درون این گفتمان چهره های شاخصی چون، دکتر غلامحسین مصدق، دکتر عبدالله معظمی، الهیار صالح، سید محمود نریمان، دکتر کریم سنجابی، داریوش فروهر و … حضور داشتند. ۳۰ تیر ۱۳۳۹ طی بیانیهایی خبر تشکیل و آغاز فعالیت جبهه ملی دوم انتشار یافت. با شکلگیری جبهه ملی دوم، نهضت مقاومت ملی نیز، تعطیل گردید. استراتژی جبهه ملی دوم در تداوم سیاست مصدق و مبتنی بر مشی مسالمت آمیز و پارلمانی بود. گرچه مصدق نیز همین سیاست را دنبال میکرد. اما تفاوت اساسی در میزان نفوذ شخصی مصدق و اتخاذ تاکتیک های مناسبی بود که مصدق اتخاذ مینمود. مصدق هیچگاه سیاستی رادیکالی در قبال سلطنت اتخاذ ننمود، اما در قبال دخالتها و زیادهخواهیهای دربار وخانواده سلطنتی به صورتی صریح و قاطع سخن میگفت و شاه را نیز به صورتی زیرکانه و در چارچوب ملاحظات قانونی کنترل میکرد، اما اعضاء جبهه ملی، نه از جاذبه و نفوذ چندانی در میان مردم برخوردار بودند و نه توان و ظرفیت بسیج مردمی را داشتند، در این میان آنان نیز فردی با صلاحیتها و ویژگی های قدرت رهبری وجود نداشت و هم سطحی رهبران جبهه و اختلافات درونی، موضع آنان را ضعیف نگه میداشت. به همین دلیل جبهه ملی نتوانست در این فضای نسبی باز شده– حتی در میان خود از نظری یکدست و موثر در برخورد با دولت امینی و سپس رفراندم اصلاحات ارضی شاه برخوردار گردد. جان فوران در مقاومت شکننده معتقد است در این وضعیت که امینی خواستار انجام اصلاحات ارضی بدون حضور مجلس بود، اصرار جبهه ملی بر برگزاری انتخابات خطا و اشتباه بوده است. زیرا از اختلافات امینی و جبهه ملی این شاه بود که سود می برد و به شاه کمک می کرد تا امینی را برکنار کند (فوران،۱۳۸۲: ۵۴۰). میان دو جناح جبهه ملی دوم بر سر نحوه برخورد با دولت امینی اختلاف به وجود آمد. اما مسألهی مهم ، تغییر اساسی شرایط سیاسی کشور بود، گرچه در قالب برنامه امریکایی اصلاحات توسط دولت امینی یا شخص شاه نمایی از فضای تصنعی باز سیاسی به نمایش گذاشته میشد، ولی این امر به هیچ عنوان، به معنای کمترین تردیدی برای شاه، در ممانعت از بازگشت به شرایط حتی نسبی آزادیها درکشور نبود بههمین دلیل مهدی بازرگان بعدها اظهار نمود که ما باید اپوزیسیون همه نیروها را در جهت مبارزه با شاه بسیج کنیم.(بازرگان،۱۳۷۵ : ۳۵۳) جبهه ملی دوم با مفصل بندی مجدد دالها، نظام معنایی جدیدی از گفتمان ملیگرای لیبرال ارائه نمود. به ویژه آنکه با ساختارشکنی سلطنت پیش از بیش تأکید داشت و آن را همپایهی بیگانه ستیزی و استقلال قرارداد. به عبارتی این گفتمان با تأکید بر سلطنت مشروطه و لزوم اصلاحات در ساختار سیاسی کشور به عنوان دالهای گفتمان ملیگرای لیبرال، آنها را به موازات دال بیگانهستیزی و استقلال برجسته نمود. از همین رو، گفته بازرگان مبنی بر اینکه «ما باید اپوزیسیون همه نیروها را بسیج کنیم»، را باید نتیجه مفصلبندی جدید گفتمانی به حساب آورد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حدثنا ابو سعید الاشج، حدثنا الفضل بن دکین ابو نعیم الاحول، حدثنا موسی بن قیس الحضرمی عن سلمه بن کهیل قال: تصدق علی بخاتمه وهو راکع فنزلت: «انما ولیکم الله . . .» افراد این سند عبارت اند از: الف) ابو سعید بن الاشج (م: ۲۵۷ ق) ابو حاتم درباره او می گوید: «ثقه صدوق امام اهل زمانه: وی مورد اطمینان، راستگو، پیشوای عصر خود است » و النسائی می گوید: «صدوق: راستگوست » برخی دیگر با جمله: «ما رایت احفظ منه: دانشمندتر از او ندیده ام » از او یاد کرده اند. [۴۸۴] ب) الفضل بن دکین ابو نعیم (م: ۲۱۹ ق) وی از مشایخ محمد بن اسماعیل بخاری (مؤلف صحیح) می باشد . یحیی بن معین درباره او می گوید: «ما رایت اثبت من رجلین، ابو نعیم و عفان»: انسانی آگاه تر و درست از بر کننده تر از ابو نعیم و عفان ندیدم. و دیگری می گوید: «ما رایت محدثا اصدق من ابی نعیم»: حدیث گویی راستگوتر از ابو نعیم ندیده ام[۴۸۵] ج) موسی بن قیس الحضرمی یحیی بن معین، در مورد او می گوید: «ثقه، مورد وثاقت و اطمینان است » و ابو حاتم می گوید: «لا باس به»: مورد ایراد نیست و عبد الله بن احمد بن حنبل از پدرش نقل می کند که درباره او گفته است: «لا اعلم الا خیرا»: چیزی جز نیکی درباره اش نمی دانم.»[۴۸۶] د) سلمه بن کهیل (م: ۱۲۱ ق) از تابعین جملگی او را توثیق کرده اند از جمله: ابو زرعه که می گوید: «ثقه، مأمون، ذکی» : موثق، مطمئن و با هوش. ابو حاتم درباره اش می گوید: «ثقه متقن»: مورد وثوق و استوار گفتار است. [۴۸۷] هفتم: سیوطی در در المنثور به نقل از عبد بن حمید و عبد الرزاق از ابن عباس، این حدیث را آورده[۴۸۸] و ابن کثیر نیز از عبد الرزاق این حدیث را نقل کرده است.[۴۸۹] بنابراین، کلام ابن تیمیه که می گوید افرادی مانند ابن حمید و عبد الرزاق ذکری از این گونه احادیث به میان نیاورده اند ، بی اساس است.
 هشتم: آن مفسری که از ثعلبی آگاه تر است و احادیثی آورده که اجماع مفسران را بر نزول آیه درباره امام علی نقض می کند، کیست؟ ابن تیمیه تنها به نام ابن ابی حاتم اشاره می کند غافل از آن که همین ابن ابی حاتم همان طور که بیان شد روایت صحیح السند در مورد نزول آیه درباره تصدق امام علی نقل کرده است و روایتی که، ابن ابی حاتم از عبد الملک بن ابی سلیمان، از ابوجعفر الباقر(ع) نقل می کند، افزون بر آن که، امام باقر هرگز نزول آیه را درباره امام علی(ع) انکار نکرده اند، خبری واحد است و در کتاب های تراجم و رجال نیز، عبد الملک، به عنوان یکی از راویان امام باقر(ع) [۴۹۰] و امام باقر(ع) از مشایخ او[۴۹۱] شمرده نشده است، ابن جریر طبری و ثعلبی نیز مانند ابن ابی حاتم تنها از وی این حدیث را از امام باقر(ع) نقل کرده اند و سندی دیگر ندارد. نهم: هیچ کس از بزرگان تفسیر در نزد ابن تیمیه مانند طبری، ابن ابی حاتم و دیگران به نقل از ابن عباس نگفته است رخداد تصدق انگشتر مربوط به ابابکر است بلکه این ادعای ابن تیمیه است که به ثعلبی نسبت می دهد ، تنها خبری واحد مقطوع غریب بدون شاهد و متابع از عکرمه نقل شده که تصدق انگشتر را به ابا بکر نسبت داده است.[۴۹۲] عکرمه هم در نزد بزرگان اهل سنت مورد اعتماد نیست و از همین رو مسلم بن حجاج در صحیح خود از وی هیچ روایتی جز یک حدیث آن هم برای شاهد حدیثی دیگر نقل نکرده است.[۴۹۳] دهم: ابن تیمیه که بیهوده دست و پا می زند در آخرین نقد بر روایات شان نزول آیه درباره تصدق انگشتر به وسیله امام علی(ع)، به روایت ابن ابی حاتم از ابن عباس، تشبث می جوید که گفته است: «کل من آمن فقد تولی الله و رسوله و الذین آمنوا: هر کس ایمان دارد، خدا و رسول و مؤمنان را به ولایت می پذیرد» غافل از آن که این حدیث ربطی به ادعای ابن تیمیه ندارد. ابن عباس در این حدیث - بر فرض صدور - در صدد بیان این مطلب نیست که مؤمنانی که باید ولایتشان را پذیرفت چه کسانی هستند. بلکه تنها در صدد بیان این نکته است که هر مؤمنی باید ولایت خدا و رسول و مؤمنان را بپذیرد، لیکن اینکه مؤمنان چه کسانی اند، هرگز در این حدیث اشاره نشده است . البته ابن عباس در احادیث متعددی که پیش از این بیان شد، با صراحت این آیه را درباره امام علی(ع) می داند که به این معنی است، آن مؤمنان که ولی دیگران هستند جز امیر مؤمنان امام علی(ع) کسی دیگر نیست. بنا بر این، آیا موضع ابن تیمیه و پیروان او در این موارد چیزی جز تعصب خشک ویرانگر، پندارهای بی مبنا و اتهام به دانشمندان چیزی دیگر است; اگر ما بخواهیم با احادیث مأثور این گونه برخورد کنیم از دین چه می ماند؟ به قول علامه طباطبایی که می گوید: «اگر درست باشد از این همه روایاتی که درباره شان نزول این دو آیه وارد شده، چشم پوشی شود و این همه دلیل های روایی نادیده گرفته شود، باید به طور کلی از تفسیر قرآن چشم پوشید: چه ، وقتی با این همه روایات اطمینان پیدا نکنیم چگونه می توانیم به یک یا دو روایتی که در تفسیر هر کدام از آیات وارد شده است، وثوق و اطمینان پیدا کنیم؟ . . . اگر انسان دچار عناد و مبتلا به لجاجت نباشد، روایات آن قدر هست که اطمینان آور باشد و جا برای اشکال ها و خرده گیری و تضعیف آن ها نیست.» [۴۹۴] حاصل آن که ، با جمع بندی احادیث در این باره به این نتیجه می رسیم: تصدق انگشتر از ناحیه امام علی(ع) در حال نماز واقعیت داشته و آیات ۵۵ و ۵۶ سوره مائده درباره این رویداد تاریخی نازل شده است. [۴۹۵] اما در مورد ادعای ابن تیمیه در خصوص مفهوم ولایت باید گفت:برخی دانشمندان لغت، تفاوتی بین معنای وِلایت و وَلایت نمی نهند. مانند فیومی، سیبویه، زجاج و فرّاء فرّاء می گوید: «ولایت، به فتح واو و کسر واو، در هر دو معنای دوستی و سرپرستی شنیده ایم.[که] متبادر از لفظ “ولیّ ” همان معنای سرپرستی است هر چند به کمک قرائن باشد.» [۴۹۶] لذا این آیه تنها مربوط به ولایت امیرالمؤمنین(ع) است و روایات متواتر بر این مطلب دلالت دارد و هرگز ارتباطی به تمام مؤمنان ندارد تا به این جهت در معنای ولایت تصرف کنیم که شامل همه مؤمنان شود. ۳٫افضلیت: نظر ابن تیمیه: ابن تیمیه در وهله اول همچون سایر علماء اهل تسنن،اصل امامت بعد از پیامبر اکرم (ص) را منکر است و مىگوید: «اهم مطالب دین ایمان به خدا و رسالت حضرت رسول(ص) است، چنانکه هر کس با اقرار به شهادتین مسلمان مىگردد، ولى هیچ کس امامت را شرط اسلام ندانسته و اگر چنین بود، حضرت رسول خود این مطلب را صریحاً در زمان حیات خود بیان مىکرد.» [۴۹۷] او در پاسخ اینکه امامت و رسالت یکى است، مىگوید: «رسالت برای ابلاغ دین اسلام است و امامت برای اجرای احکام اسلام، و اجرای احکام اسلام از هر کسى که واجد شرایط باشد، ساخته است، چنانکه حضرت رسول در زمان حیات خود عدهای را برای اجرای احکام به نقاط دور و نزدیک مىفرستاد و پس از او نیز چنین است و هر کس احکام الهى را اجرا کند، امام است.»[۴۹۸] یعنی از دیدگاه ابن تیمیه لزومی بر افضلیت امام بر سایرین وجود ندارد. دلایل افضیلت امام: الف) آیه «أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدی»[۴۹۹] خداوند متعال در این آیه از قرآن کریم افضلیت را شرط تبعیت می داند. و فرموده است آیا کسی که به حق هدایت می کند، سزاوارتر است که تبعیت شود، یا کسی که هدایت نمی شود مگر اینکه او را هدایت کنند؟ این آیه یکی از واضحترین آیات قرآن است که بر افضلیت امام دلالت دارد. [۵۰۰] و از آن استفاده می شود که تقدیم مفضول (کسی که به واسطه دیگری هدایت می شود یا اصلاً هدایت پذیر نیست) بر فاضل (که دارای هدایت ذاتی است) قبیح است.[۵۰۱] و امام برترین انسانها در انجام مسئولیتهای امامت وکمالات ظاهری است. در دلالت بر این آیه بر افضلیت امام توجه به نکات زیر ضروری می باشد: الف) مراد از هدایت به حق، رساندن به مطلوب است، نه نمایاندن راهی که منتهی به حق می شود. ب) مراد از «أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدی» کسی است که به خودی خود هدایت نمی شود، که هم شامل کسانی است که به وسیله دیگری هدایت می شوند و هم کسانی که اصلاً هدایت نمی شوند، نه بنفسه و نه بواسطه غیر، نظیر بتها و خدایان دروغین که قابلیت هدایت به واسطه غیر را نیز ندارند. ج) هدایت به حق به معنای رساندن به مقصد، تنها شأن خدا و کار کسی است که بنفسه هدایت شود و هدایتش به واسطه غیر نباشد. یعنی بین او و خدا واسطه ای در امر هدایت نباشد که این شامل انبیا و اولیا می شود. [۵۰۲] د) امام باید معصوم از گناه و اشتباه باشد والا مهتدی بنفس نبوده و خود راه را نیافته و در هدایت محتاج به غیر است.[۵۰۳] با توجه به نکات فوق می توان گفت آیه ذکر شده دلالت دارد بر این که تنها کسی لیاقت و شایستگی برای امامت و پیشوایی دیگران را دارد که “خود هدایت ذاتی و بدون واسطه داشته و عمل او به هدایت خود و به تأیید الهی و تسدید ربانی صورت گرفته باشد." [۵۰۴] که چنین شخصی سعید و پاک و معصوم و افضل و برترین انسانهاست و اوست که میتواند هدایت گر جامعه باشد، نه کسانی که یا اصلاً هدایت شدنی نیستند و یا به واسطه دیگری هدایت می شوند که در هر دو صورت، معصوم نبوده و مفضول هستند. ب) آیه: «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ»[۵۰۵] : معنای آیه چنین است: بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند؟ این آیه به خردمندان یادآور می شود که چگونه امکان دارد یک شخص عالمتر، پرهیزکارتر و شریف تر از نظر حسب و نسب، فرمانبر و مطیع کسی باشد؛ که از او، در این موارد پایین تر و پست تر است. [۵۰۶] بنابراین، با توجه به این آیه می توان گفت امام باید افضل از دیگر افراد امت باشد. ج)روایت امام رضا(ع): امام رضا(علیه السلام) می فرماید: «امام یگانه زمان است، کسی به مقام او نمی رسد، هیچ دانشمندی با او برابری نمی کند، بدل و مانند و همتایی ندارد، و همه فضایل را دارد؛ بدون آن که آنها را درخواست نماید، بلکه داشتن آن فضایل امتیازی است که خداوند به فضل خود به او عطا فرموده است و… .» [۵۰۷] این روایت گواهی است بر این که فضایل امام در بالاترین سطح خود است به گونه ای که هیچ یک از انسانها و خلایق به پای او نمی رسند و جایگاه او، هم در ظاهر و هم در نزد خداوند، بالاتر از همگان است، البته گفتنی است این روایت ارشاد به حکم عقل و مؤید آن است. [۵۰۸] بخش پنجم: معاد معاد در لغت از ریشه عود به معنای رجوع و بازگشت است و در اصطلاح به معنای بازگشت انسان و زندهشدن دوباره او بعد از مرگ است تا جزای اعمالی را که در دنیا به اختیار خود مرتکب شده در آخرت مشاهده کند. [۵۰۹] برهمین مبنا مسائلی که به حیات پس از مرگ بر می گردد از قبیل عالم قبر، برزخ ، قیامت و حساب و کتاب ، صراط ، صور، میزان پاداش و عذاب ، بهشت و جنهم و مواردی از این دست در حوزه موضوع معاد مورد بحث قرار می گیرند. دیدگاه ابن تیمیه و ابن قیم در خصوص معاد: آنچه در این خصوص می توان گفت این است که: عمده اختلاف دیدگاه های تفسیری ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم با دیگر مفسرین در مسأله معاد، به مباحثی چون شفاعت، توسل، زیارت قبور، نذر و صدقه برای مردگان و ارواح گذشتگان برمی گردد. در واقع اینان با برداشتی ظاهرگرایانه از آیات قرآن ، ضمن مردود دانستن این مسائل، به مخالفت با نظر اکثریت مفسران اسلامی اعم از شیعه وسنی پرداخته اند. اما از آنجا که این موارد در مباحث گذشته-توحید عبادی- به صورت مبسوط مورد بررسی قرار گرفت؛ در این جا از ذکر آن خودداری می کنیم. در مورد سایر مباحث مربوط به معاد هم ، اختلاف نظر ابن تیمیه و ابن قیم با سایرین، در حد اختلاف اقوال بین علماء و تا حدودی طبیعی می نماید. موضوعی که حتی در بین مفسران شیعه نیز وجود دارد. به همین دلیل و برای خودداری از اطناب و زیاده گویی، لزومی به ادامه بحث در این فصل نمی باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- حرمت دروغگویی و معرفی آن به عنوان کلید زشتی ها «- ویل یومئذ للمکد بین مرسلات »[۱۷۹] - تحریم غیبت[۱۸۰] - حرمت شرب خمر )که دانش امروز به مفاسد آن پی برده است( تحریم زنا[۱۸۱] (چه این امر در همه عصرها موجب تطهیر جامعه از زشتیها ناپاکیها و امراضی چون ایدزاست.( - ترغیب به ازدواج برای سلامت روح فرد و جامعه.[۱۸۲]
 - احترام به والدین )که در کنار امر به توحید به آن توصیه شده است)[۱۸۳] - اصل علم جویی )که این قانون در هیچ زمان و مکان و تمدنی تغییر نمیکند و آنچه تغییر می کند مقررات است؛ یعنی نحوه و کیفیّت علم آموزی، نوشت افزار و امثال آن( - رابطه انسان با خداوند “یعنی پرستش و عبودیت«و ما ا مروا الاّ لیعبدوا اللّه مخلصین له الدین “.[۱۸۴] - و نیز حرمت سرقت، حرمت ربا، تشریع قصاص و…. نتیجه آن که سیستم قانونگذاری اسلام براساس فطرت انسانها استوار است.[۱۸۵] ۳-۱۱- مفهوم ثبات و تغییر از بحث های مقدماتی و ضرروری این باب، شناسایی ماهیت ثبات و تغییّر در حیطه احکام اسلامی است. بهتر است سؤال کنیم که چه چیز در حال تغییر است و چه چیز دائمی و همیشگی است؟ آیا زمان و مکان در حال تغییر است و این دو ظرف وجودی موجب تغییر احکام الهی میشوند؟ یا اینکه علوم در حال تکامل و پیشرفت هستند؟ آیا نه زمان و نه مکان و نه علوم بلکه شیء ثالثی درحال تحول وتکامل است که در تطورات اجتهاد و احکام شریعت نقش ایفا می کند؟ زمان از حرکت پدید می آید و ماهیتی متحول دارد اما در عین حال یکنواخت است.مدار کرات آسمانی هرگز تغییر نکرده است و از بدو پیدایش تا زمانی که نظام برپاست هر کدام در مدار خاص خود در حرکت هستند: «کل فی فلک یسبحون »[۱۸۶] اما تحولات اجتماعی و دگرگونی هایی که با این سرعت و شکل پدید میآیند نمی توانند ناشی از اختلاف زمان و مکان باشند.این تغییر و تحول را به حقایق نیز نمی توان نسبت داد.حقایق در ظرف وجودی خود قرار دارند و نظام هستی با نظام خاص خود در چرخش است و موجودات از خواص ویژه خود بهرهمندند خواه کسی به این حقایق علم داشته باشد یا نداشته باشد؛ پس تغییر و تکامل نمیتواند به حقایق موجود مستند باشد. آنچه در حال تغییر تکامل و تنزل است، ارتباط انسان با این حقایق است.فرهنگ انسان در حال تغییروتحول است.اگر انسان به ویژگیهای نظام و موجودات آگاهی پیدا کند جامعه از رشد و تعالی برخوردار خواهد شد و اگر از اسرار حقایق بیخبر باشد در بیخبری و جهل و تباهی به سر خواهد برد؛ لذا آنچه درحال تغییر است فرهنگ انسانها است و آنچه باعث پدید آمدن تحولات اجتماعی و مطرح شدن نیازهای جدید می شود فرهنگ متحول انسانهاست.فرهنگ و نفوس انسانهاست که با کشف حقایق عالم چنین تغییرات شگرفی را در زمینه های ارتباط صنعت تکنیک هنر و بهداشت و … پدید می آورد و همین تغییرات است که در ابعاد گوناگون فقه و اجتهاد و احکام تأثیر اساسی دارد نه حقایق موجود در نظام تکوین. پس آنچه که متغیر است بعد اجتماعی انسان و نوع ارتباط او با سایر موجودات و طبیعت است ؛ به عبارت دیگر بعد مادی وجود انسان، از این خاصیت مادی، یعنی تغییر پذیری و عدم ثبات، مستثنی نیست.فلذا تمام امور مربوط به جنبه مادی انسان نیز دستخوش این خصیصه خواهد بود؛ یعنی آنها نیز تحت شمول قانون«عدم ثبات و تغییر «قرار دارند.از آن جمله میتوان به احکام و قوانین موضوعه اشاره کرد . اما آنچه که ثابت است، حقیقت وجود انسان یا به عبارت دیگر، بعد غیر مادی او یعنی فطرت و روح الهی اوست که به لحاظ غیر مادی بودن، از خصوصیات ماده )از جمله تغییر ( بدور است.این همان چیزی است که همه انسانها در همه اعصار و بلاد، در وجود چنین چیزی با یکدیگر مشترکند وتغییری در آن مشاهده نمی شود.سرشت بنیآدم،همان فطرت الهی اوست که فرمود:«و نفخرت فیه من روحی »(ص،۷۲)از این قبیل احکام و اصول ثابت در شریعت اسلام، فراوان میتوان برشمرد که از آن جمله: «عدم تغییر پذیری شریعت در عبادات»است عبادات، موضوعاً و حکماً، تغییرپذیرنیست، بلکه برای همیشه و همه کس ثابت، یکسان ویکنواخت هستند.به دو دلیل عمده در این زمینه میتوان اشاره کرد: ۱- آیاتی که بر عدم تغییرپذیری شریعت در عبادات )موضوعاً و حکماً( دلالت می کنند، از قبیل: «ان الصلاه کانت علی المؤمنین کتاباً موقوتا »[۱۸۷]و«کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذ ین من قبلکم »[۱۸۸] ۲- تلقی موضوع و حکم در عبادات که از طرف شارع است؛ بدان معنا که عبادات موضوعاً وحکماً از طرف شارع مقدس، تلقی میگردد.همانگونه که اصل در تکلیف و مشروعیت عبادت باید از جانب شرع رسیده باشد، همچنین نحوه انجام آن و کیفیت و کمیت آن نیز باید از ناحیه شرع تلقی گردد و هیچگونه دخالتی در آن نمی توان کرد. بر طبق این دو دلیل ثابت می شود که احکام عبادی اسلام )در مقام اثبات( به هیچ وجه دستخوش تغییرو دگرگونی نمیگردد و موضوعات آن علیالدوام همچنان برقرار است.اما در مقام ثبوت، نیز واقع امر چنین است و هرگز در اصل عبادت و فروع آن تغییری حاصل نمی شود؛ زیرا نوع انسان به گونه ای طرح ریزی شده است که نیایش و نیاز به پرستش به عنوان یکی از ارکان اساسی وجود اوتعبیر گردیده است و جزئی از روح انسان است؛ جزئی لاینفک که گسستن آن محال است.ریشه ثبوت احکام عبادی را باید در ثبوت واقعی آن در وجود انسان جستجو کرد و یافت. این گونه موارد متفق علیه است و همه فقهاء بر آن تأکید دارند؛ حتی کسانی که تحول و تغییر در احکام شریعت را غیر قابل اجتناب میدانند قبول دارند که اصل عبادات و وجوب دائمی آن مستثنی است.[۱۸۹] ۳-۱۱-۱- احکام ثابت و احکام متغیر « اسلام مقررات خود را به دو قسم متمایز و جدا از هم تقسیم مینماید: مقررات ثابت و متغیر.مقررات ثابت مقررات و قوانینی است که در وضع آنها واقعیت انسان طبیعی در نظر گرفته شده، یعنی طبیعت انسانی اعم از شهری و بیابانی و سیاه و سفید و قوی وضعیف و در هر منطقه و در هر زمانی بساط زندگی خود را پهن کند؛ خواه ناخواه با یک رشته نیازمندیهایی روبرو میشوند که باید برای برطرف ساختن آنها قیام کنند و نظر به اینکه ساختمان وجودی آنها یکی است و در خواص انسانیت یکی میباشند، بدون تردید حوائج ونیازمندیهای آنها نیز مشترکا یک طبیعت داشته ومقررات یکنواخت لازم دارند.» اسلام در مرحله تشخیص تفصیلی همین نظر یک سلسله اعتقادات و یک رشته اخلاق و یک عده قوانین به عالم بشریت پیشنهاد نموده است و آنها ر ا حق لازم الاتباع معرفی نموده و دین غیرقابل تغییر و تبدیل آسمانی نام می گذارد.البته در عین حال که اجزای هر یک از این سه مرحله: اعتقاد اخلاق، احکام با اجزای دیگر و مرحلههای دیگر کمال ارتباط را دارد و با دستگاه عظیم آفرینش نیز کاملاً منطبق است. بنابراین، انسان یک رشته احکام و مقررات ثابت و پابرجا که به اقتضای نیازمندیهای ثابت طبیعت او وضع شود، لازم دارد، همچنین به یک رشته مقررات قابل تغییر و تبدیل نیازمند است و هرگز اجتماعی از اجتماعات انسانی بدون اینگونه مقررات حالت ثبات و بقا را به خود نخواهد گرفت، زیرا پر واضح است که زندگی همان انسان طبیعی که نظر به ساختمان ویژهی خود ثابت و یکنواخت است نظر به منضمات مکانی و زمانی پیوسته با حالت تحول و تکامل مواجه و با عوامل انقلابی و شرایط رنگارنگ زمان و مکان کاملاً دست به گریبان است و تدریجاً شکل خود را عوض نموده و خود را بر محیط تازه منطبق میسازد این تغییرو اوضاع حتماً تغییر مقررات را ایجاب مینماید.[۱۹۰] بنابراین احکام و قوانینی که کوچکترین تغییری از نظر حکم الهی نمییابند احکام ثابت هستند و مقرراتی که در عین این که حکم شرعیاند تابع شرایط بوده و با دگرگونی شرایط حکم عوض می شود، احکام متغیر هستند. ۳-۱۱-۲- چگونگی تأثیرزمان و مکان بر احکام تأثیر زمان و مکان در اجتهاد و تغییر احکام هرگز به معنای دگرگون ساختن احکام و اختراع حکم جدید به صورت علت و سلیقهای نیست؛ چرا که «حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرامٌ الی یوم القیامه »[۱۹۱] اصل اوّلیه اشتراک همه افراد در همه زمانها و مکانها نسبت به احکام شریعت و عدم نسخ و تغییراحکام است.امّا این که زمان و مکان چگونه زمینه و مقدمه تغییر حکم می شود،چند فرض مطرح است که بعضی از صور، نامعقول و باطل و برخی صحیح است. ابتدا باید گفت که معنای تآثیر زمان و مکان بر احکام، تبعیت از ذوق و سلیقه مردم که به تناسب ازمنه و امکنه متفاوت است نمی باشد.مجتهد حق ندارد ذوق و دلخواه اکثریت را ملاک قرار دهد؛ چه، در این صورت اگر مثلاً جوّ جامعه اختلاط زن و مرد را بدون رعایت موازین شرع بپسندد فقیه نیز حکم به روا بودن آن باید بکند! یا به همین جهت در وجوب حجاب تشکیک کند و…چنین مطلبی بر خلاف روح اسلام است و وظیفه علما مبارزه با بدعتها و امیال نامشروع است، نه مهر تأیید به پای آنها زدن. لذا به بهانه عقب نماندن از قافله تمدن و ترس از برچسبهای ناروا نمی توان احکام دین را به بازی گرفت.قوانین اسلام بدون مجامله باید مورد عمل قرار گیرد؛هر چند که با ذوق وسلیقه بعضی خوش نیاید.همچنین تأثیر زمان و مکان به معنای تطبیق دین با پدیده های نوظهور نیست؛ زیرا اینکار خاضع ساختن دین و هویّت احکام اسلام در برابر دگرگونیهاست. حال با توجه به مطالب بالا میخواهیم به صورت مستقل به چگونگی تأثیر زمان ومکان در احکام اشاراتی داشته باشیم. «تبدیل بدل کردن چیزی به چیز دیگر ویا چیزی را جانشین چیز دیگر کردن است .اگر حکمی در اثر عوض شدن شرایط، تبدیل رخ دهد، اگر آن شرایط برداشته شود حکم به صورت قبلی خود برمیگردد اما در تغییر، اگر حکم در اثر شرایط زمانی و مکانی عوض شود، با برداشتن شرایط، حکم به زمان قبل ازبوجود آمدن شرایط بر نمیگردد.[۱۹۲] ۳-۱۱-۲-۱-تاثیر زمان و مکان در تبدیل حکم اولیه به حکم ثانویه
گاهی زمان ومکان به معنای عام موجب تغییر موضوع به طور کلی می شود یعنی موضوع مبتدل می شود و به اصطلاح فقهی استحاله می شود در این صورت حکم قبلی موضوع، میرود وحکم جدید جایگزین آن می شود و به اصطلاح حکم قبلی در این مورد سالبه به انتفاء موضوع می شود.البته این بدان معنی نیست که حکم قبلی نسخ شود بلکه به صورت قضیه حقیقیه پابرجاست و هرگاه موضوع آن محقق شود، جاری می شود.مانند استحاله سگ درنمکزار و انتقال خون انسان به حیوان و یا مانند زمانی که عضوی از بدن یک انسان مرده مثل کلیه یا پوست یا…را به بدن انسان زنده پیوند میزنند و….. ۳-۱۱-۲-۲- تاثیر زمان و مکان در تغییر حکم اولیه به حکم ثانویه اگر شرایط زمانی و مکانی به طوری بر موضوع اثر کند که آن را از حالت و طبیعت اولیه خود خارج کند به طوری که یکی از عناوین و قواعد ثانویه شامل آن شود حکم اولی میرود وثانویه جایش را میگیرد و این تغییر حکم در اثر تغییر موضوع است چرا که موضوع شبیه علت برای حکم است . برای نمونه: در گذر زمان انسان در سطوح مختلف علمی، از جمله دانش پزشکی پیش رفت .این تغییر و تحول بیرونی در موضوعی بنام خون تاثیر گذاشته یکی از صفتهای باطنی آن را یعنی نداشتن منفعت محلله را تغییر داد .امروزه با تزریق خون، جان انسانهای بسیاری حفظ می شود و از این طریق خون از بالاترین منفعت محلله برخوردار میگردد.بنابر این اگر در گذشته به دلیل عدم برخورداری از چنین صفتی خرید و فروش خون حرام بود امروز با تغییر این وصف حکم آن نیز تغییر می کند و خرید و فروش خون جایز میگردد .البته باید به این نکته توجه داشت که وظیفه تشخیص موضوعات یعنی اینکه کدام موضوع صفت باطنیش تغییر کرده و تبدیل به موضوع جدید شده و کدام موضوع به این مرحله نرسیده به عهده عرف است. ۳-۱۱-۲-۳- تاثیر زمان و مکان در صدور حکم حکومتی بنابر آموزههای قرآن و سنت نبوی )ص(، دین اسلام دارای برنامه و اهداف حکومتی است و شکل خاصی از نظام سیاسی را دنبال می کند.نیاز جامعه بشری به حکومت چیزی نیست که اسلام- به عنوان مکتب جامع زندگی بتواند در برابر آن بی اعتنا و ساکت باشد و لذ ا داشتن داعیه حکومت ازاعتقادات مشترک مسلمانان است.آنچه محل اختلاف است تنها شیوه نصب یا انتخاب خلیفه است واینکه پیامبر(ص)در این باره چه فرموده است (وقتی یک یهودی با سرزنش اختلاف مسلمانان درخصوص خلیفه پس ازپیامبر به طعنه گفت: «هنوز پیامبرتان را دفن نکرده، دربارهاش اختلاف کردید»، حضرت علی )ع( پاسخ داد: « ما درباره آنچه از او رسیده اختلاف کردیم نه درباره خود او…»[۱۹۳] به هر حال، حاکم جامعه اسلامی هرکس باشد، از دیدگاه فقها دارای اختیارات ویژه وضرروری برای اداره جامعه است.او می تواند با وضع مقررات جدید و صدور دستورهای موردی به تنظیم امور جامعه همت گمارد و یا با تقیید و تخصیص و حتی تعطیل موقت احکام شرع، روابط اجتماعی را چنان تنظیم کند که ضمن حفظ اصول به نیازهای خاص زمان و مکان پاسخ گفته باشد. وضع این گونه مقررات و صدور این گونه دستورها حکم حکومتی نامیده شده و اطاعت از آن بر شهروندان واجب گردیده است. ۳-۱۲- نقش زمان و مکان در احکام و اجتهاد منظور از نقش زمان و مکان در احکام و اجتهاد توجه به شیوه های زندگی و اوضاع اجتماعی برحسب پیشرفت زمان و گسترش شبکه اطلاعات است.[۱۹۴] فقه امامیه در طول هزار سال با تمسک به قرآن و اندیشه های معصومان تطور یافته است.پویایی فقه شیعه در تاریخ فقه در گرو«باز بودن باب اجتهاد» است و اجتهاد نیز باید با توجه به عوامل زمانی و مکانی در بستر جامعه متحول گردد.به طور کلی از بایسته های سیستم استنباط باز و اجتهاد مطلق این است که مجتهد هنگام مراجعه مردم به وی، عالم به زمان و اعلم مردمان برای راه گشایی و مشکل زدایی باشد.در حقیقت نظریه تقلید جاهل از عالم، در بن خود این حقیقت را جای داده است که باید از عالمی پیروی شود که با رویدادها درگیراست و از نظر علمی در جریان آنها قرار دارد.بنابراین لازمه انفتاح باب اجتهاد آگاهی به شرایط و مقتضیات زمان است که خود پویایی فقه شیعی را تضمین نماید.[۱۹۵] روایات نقل شده از امامان معصوم)ع( نیز به این حقیقت اشاره دارد که زمان و مکان در دگرگونی احکام نقش دارد و این تغییر به سبب آن است که موضوعات احکام نیز به مرور زمان، تغییر می کند؛ به عنوان نمونهروایت: «محمد بن مسلم و زراره از امام باقر (ع)حکم خوردن گوشت الاغ اهلی را پرسیدند حضرت پاسخ دادند که پیامبر(ص)روز جنگ خیبر از خوردن گوشت الاغ اهلی نهی کردند و این نهی ناظربه همان زمان است؛ زیرا الاغ وسیله حمل و نقل و حمل بار در آن زمان بوده است و حرام ها همان است که خداوند در قرآن حرام کرده است».[۱۹۶] به این حیوان نیاز نباشد، ملاک حرمت ذبح و خوردن گوشت آن هم از بین خواهد رفت مقدس اردبیلی نیز با توجه به این مهم در تأثیر و زمان و مکان و استنباط متفاوت و مترقی فقیهان بیان می دارد: «هیچ حکمی کلیت ندارد؛ زیرا روشن است که احکام به اعتبار خصوصیات، اوضاع، احوال، زمان ها، مکان ها و اشخاص مختلف، تغییر می کنند و امتیاز عالمان و فقیهان، از غیر آنها به واسطه استخراج همین اختلافات و انطباق آن بر مصادیقی است که از شرع مقدس گرفته می شود».[۱۹۷] امام خمینی، خورشید فروزان فقاهت در پیوند فقه سنتی و پویای فقه شیعه،با عنایت به زمان و مکان بیان داشته اند: «من به فقه رایج میان فقیهان و اجتهاد به شیوه مرحوم صاحب جواهر(آیت الله شیخ محمد حسن نجفی) اعتقاد دارم.این نوع فقه واجتهاد اجتناب ناپذیر است؛ اما این بدان معنا نیست که فقه اسلامی بر نیازهای زمان منطبق نیست؛ بلکه عنصر زمان و مکان در اجتهاد مؤثر است.چه بسا یک واقعه در یک زمان دارای حکمی باشد همین واقعه در پرتو اصول حاکم بر جامعه و سیاست و اقتصادش، حکمی دیگر پیدا کند.[۱۹۸] گرچه امام بر این نکته تأکید می کند که اجتهاد امروز باید در بستر اجتهاد سنتی)فقه جواهری( صورت بگیرد، ولی در ادامه بر عنصر زمان و مکان نیز توجه می کند که این توجه باید براساس اصول حاکم برجامعه، مصالح، نیازها و مقتضیات آن باشد که در تذکر امام به شورای نگهبان اهتمام جدی امام به مصالح و اولویت آن به وضوح دیده می شود.[۱۹۹]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سازمانهای متعالی مأموریت و آرمان خود را از طریق ایجاد و تدوین یک استراتژی متمرکز بر منافع ذینفعان و با در نظر گرفتن بازار و بخشی که در آن فعالیت میکنند، به اجرا درمیآورند. خطمشیها، اهداف و فرآیندها بهمنظور تحقق استراتژیها تدوین و جاری میشوند. خطمشی متعالی در موارد زیر خلاصه میشود: خطمشی و استراتژی بر اساس خواستهها و انتظارات حال و آینده ذینفعان پایهریزی میشوند. خطمشی و استراتژی بر اساس اطلاعات حاصل از اندازهگیری عملکرد، تحقیقات، یادگیری و فعالیتهای خلاقانه، پایهریزی میشوند. خطمشی و استراتژی تدوینشده، موردبازنگری قرار گرفته و بهروز میشوند. خطمشی و استراتژی از طریق چارچوب فرآیندهای کلیدی جاری میشوند. خطمشی و استراتژی اشاعه داده شده و به اجرا در میآیند.
معیار کارکنان
سازمانهای متعالی تمامی توان بالقوه کارکنان خود را در سطوح فردی، تیمی و سازمانی اداره کرده، توسعه بخشیده و از آن بهره میگیرند. آنها عدالت و برابری را ترویج کرده، کارکنان را در امور مشارکت داده و به آنها تفویض اختیار میکنند. این سازمانها بهگونهای به کارکنان خود توجه کرده، ارتباط برقرار ساخته و آنها را مورد تشویق و تقدیر قرار میدهند که در آنها انگیزه و تعهد برای استفاده از مهارت و دانش در جهت منافع سازمانی ایجاد شود. معیار کارکنان بهصورت زیر تعالی مییابد:
 منابع انسانی برنامهریزی و مدیریت شده و بهبود مییابند. دانش و شایستگی کارکنان شناسایی شده، توسعهیافته و نگهداری میشود. کارکنان مشارکت داده شده و به آنان تفویض اختیار میشود. کارکنان و سازمان گفتمان دارند. کارکنان مورد تشویق و تقدیر قرارگرفته و به آنها توجه میشود.
معیار مشارکتها و منابع
سازمانهای متعالی، مشارکتها و همکاریهای تجاری بیرونی، تأمینکنندگان و منابع داخلی خود را بهمنظور پشتیبانی از خطمشی و استراتژی و اجرای اثربخشی فرآیندهایشان برنامهریزی و مدیریت میکنند. در معیار مشارکتها و منابع سازمان، موارد زیر بررسی میشوند: همکاریهای تجاری بیرونی، مدیریت میشود. منابع مالی، مدیریت میشود. ساختمانها، تجهیزات و مواد، مدیریت میشود. فنآوری، مدیریت میشود. اطلاعات و دانش، مدیریت میشود.
معیار فرآیندها
سازمانهای متعالی فرآیندهای خود را بهمنظور کسب رضایت کامل و ایجاد ارزش فزاینده برای مشتریان و سایر ذینفعان طراحی نموده، مدیریت کرده و بهبود میبخشند. معیار فرایند در موارد زیر خلاصه میشود: فرآیندها بهگونهای نظاممند طراحی و مدیریت میشوند. فرآیندها بهمنظور کسب رضایت کامل و ایجاد ارزش فزاینده برای مشتریان و سایر ذینفعان در صورت نیاز، با بهره گرفتن از نوآوریها بهبود مییابند. محصولات و خدمات بر اساس خواستهها و انتظارات مشتری طراحی و ایجاد میشوند. محصولات و خدمات، تولید، تحویل و پشتیبانی میشوند. ارتباط با مشتری مدیریت شده و تقویت میشود.
نتایج مشتری
سازمانهای متعالی بهطور فراگیر نتایج مهم مرتبط با مشتریان خود را با مقیاسها و شاخصهای زیر اندازهگیری کرده و به آنها دست مییابند.
مقیاس ادراکی
این مقیاسها، بیانگر ادراکات مشتریان از سازمان است. بهعنوانمثال این اندازهها از طریق نظرسنجیهای مشتری و گروههای نمونه، رتبهبندیهای فروشندگان، تقدیرها و شکایات رسمی به دست میآیند.
مقیاسهای عملکردی
این شاخصها، شاخصهایی داخلی هستند که توسط سازمان بهمنظور پایش، درک، پیشبینی و بهبود عملکرد سازمان و پیشبینی ادراکات مشتریان بیرونی سازمان به کار گرفته میشوند.
نتایج کارکنان
سازمانهای متعالی بهطور فراگیر نتایج مهم مرتبط با کارکنان خود را با بهره گرفتن از مقیاسها و شاخصهای زیر اندازهگیری کرده و به آنها دست مییابند.
مقیاسها ادراکی
بیانگر ادراکات کارکنان از سازمان است. بهعنوانمثال این اندازه از طریق نظرسنجیها، گروههای نمونه، مصاحبهها و ارزیابیهای ساختاریافته به دست آیند.
شاخصهای عملکردی
این شاخصها، شاخصهایی داخلی هستند که توسط سازمان بهمنظور پایش، درک، پیشبینی و بهبود عملکرد کارکنان سازمان و پیشبینی ادراکات آنان بکار گرفته میشوند.
نتایج جامعه
سازمانهای متعالی بهطور فراگیر نتایج مهم مرتبط با جامعه را با مقیاسها و شاخصهای زیر اندازهگیری کرده و به آنها دست مییابند.
مقیاسهای ادراکی
این مقیاسها، بیانگر ادراکات جامعه از سازمان است. بهعنوانمثال این اندازهها از طریق نظرسنجیها، گزارشها، نشریات، گردهماییهای عمومی و مراجع رسمی و دولتی به دست میآیند. برخی از اندازهها که بهعنوان مقیاس ادراکی مطرح شده است قابلطرح در شاخصهای عملکردی هستند و بالعکس.
شاخصهای عملکردی
این شاخصها، شاخصهایی داخلی هستند که توسط سازمان بهمنظور پایش، درک، پیشبینی و بهبود عملکرد سازمان و پیشبینی ادراکات جامعه بکار گرفته میشوند.
نتایج کلیدی عملکرد
سازمانهای متعالی بهطور فراگیر نتایج مهم مرتبط با عناصر اصلی خطمشی و استراتژی را با بهره گرفتن از دستاوردها و شاخصهای زیر اندازهگیری کرده و به آنها دست مییابند.
دستاوردهای کلیدی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نیستند. ٣)خودتشابه آماری: ضعیفترین نوع خودتشابه است که در آن فراکتال اندازه های عددی یا آماری دارد کهدر سرتاسر مقیاسها حفظ م شوند. بیشتر تعاریف عوامانه متعارف فراکتال، بر ش ل از خودتشابه آماری دلالتدارند. فراکتالهای تصادف نمونهای از فراکتالهای هستند که به ش ل آماری خودمشابهاند اما خودمشابه کامل یاشبه خودمشابه نیستند. سالها بعد، شاخه جدیدی از ریاضیات با عنوان تئوری توابع ت رار شونده توسط جان هاکینسون [۳] در سال١٩٨١ ارائه شد. در همان دهه، مای ل بارنزل [۴] ، ی محقق برجسته از جورجیا، کتاب معروف با عنوان »فراکتالهاهمه جا هستند«، نوشت. این کتاب، ریاض سیستمهای توابع ت رار شونده را ارائه م کند و نتیجهای را با عنوانتئوری اختلاط رن ها معرف م کند. تئوری اختلاط رن ها توضیح م دهد که ی سیستم ت رار توایع برای ارائه تصویر، چ ونه بایست عمل کند. این تئوری ام ان عجیب را ارائه م دهد. اگر در مسیر رو به جلو، ریاضفراکتال برای تولید تصاویر با ظاهر طبیع مناسب است پس در حرکت رو به عقب م توان از آن برای فشردهسازیتصاویر استفاده کرد. حال از منظر سیستمهای ت رار توابع به معرف فراکتالها م پردازیم.
 تعریف ٠.٠.١. فرض کنید (X,d) ی فضای متری کامل و {F = {f1,f2,…,fk ی مجموعهی متناه ازن اشتهای پیوسته رویX باشد. نیمگروه تولید شده توسطF تحت عمل ترکیب توابع، که آنرا با نماد +>F <نمایش م دهیم، را در نظر ب یرید.{F >+= {h : X → X;h = fino…ofi1 ; ij ∈ {۱,۲,…,k}} ∪ {id : X → X < سیستم ت رار توابع تولید شده توسطF که به اختصار با (IFS(X,F [۵] نمایش داده م شود، چیزی جز عمل نیمگروه +>F < روی مجموعهX نم باشد. هر سیستم تعریف شده بهصورت فوق، دارای جاذب م باشد. در صورت که ن اشتهای مولد سیستم، انقباضباشند، سیستم دارای ی جاذب منحصربفرد است که آنرا فراکتال م نامیم. بارنزل در سال ٢٠٠٩ نشان داد که بین جاذبهای دو سیستم ت رار توابع م توان ارتباط ایجاد نمود. آنچه دراین پایان نامه بررس م گردد نحوه ایجاد ارتباط خاص یعن همیومورفیسم فراکتال ، بین جاذبهای دو سیستمت رار توابع با تعداد توابع مولد مشابه م باشد. این پایان نامه بر مبنای ی از مقالات بارنزل و وینس [۶] [۶] نوشتهشده است که در آن از توابع دوآفین جهت تش یل سیستم استفاده م گردد. ٣تعریف ٠.٠.٢. ن اشت ۲f : R2 → R را که بهصورت زیر تعریف م کنیم، ی ن اشت دوآفین نامیده م شود.(١)f(x,y) = a + bx + cy + dxy, که در آنa,b,c,d ، بردارهای در ۲R هستند. بهعبارت دی ر توابع دوآفین، توابع مانند ۲f : R2 → R هستند با این ویژگ ها که، به ازایx یاy ثابت، درسایر متغیرهای موجود مانند توابع آفین رفتار م کنند. { ff((1(x,(1− α−)αx1)y+1 +αxαy2,y2) = (1) = (1−−αα))ff((x,yx1,y1) +) +αfαf((x,yx2,y2))., (٢) .x1,x2,y1,y2,α ∈ R برای هر از نظر هندس ، تساویهای فوق بدین معنا هستند که خطوط افق و عمودی، توسط ن اشتهای دوآفین، به ی خط ن اشته م شوند. ویژگ های موجود در خطوط افق و عمودی، حین انتقال، حفظ م شوند. ردهی توابع دوآفین از ۲R به ۲R به مراتب، بزرگتر از تبدیلهای آفین و کوچ تر از تبدیلهای درجهی دوم است.ردهی توابع دوآفین تحت عمل ترکیب بسته نم باشد ول ترکیب ی تابع دوآفین با ی تابع آفین، ی تابع دوآفینم باشد. این رده اصل از توابع با اتصال به نتایج هندسه کلاسی ، برانچن [۷] و لمبرت [۸] که قبل از قرن هیجدهم میلادیبهوجود آمدهاند، کاربردهای زیادی برای آنچه که در این پایان نامه شرح داده م شود خواهند داشت. ان یزه اصلما برای استفاده از توابع دوآفین بهخاطر بازنمای و تبدیلهای فراکتال است. همانطور که بیان گردید ی روشاستاندارد برای ساختن فراکتال، خودتشابه دقیق است که به وسیله سیستمهای ت رار توابع قابلیت پیادهسازی دارد.جاذب این سیستمها، معمولا ی فراکتال است. بارنزل در [٨] و [٧] روش برای تبدیل کردن جاذب یSFI به جاذبIFS دی ر مطرح کرده است. این روش، برای تصویرسازی دیجیتال تصویرهای مخدوش، صاف کردنآنها، فشرده سازی، سایهدار کردن و افزودن جلوههای ویژه کاربرد دارد. ش ل زیر که جزئیات بیشتر در مورد آن دربخش ٣.۴ توضیح داده شده است، بهوسیلهی کاربرد چنین تبدیلهای ، که همیومورفیسم فراکتال نامیده م شوند،بهدست آمده است. ش ل ١: کاربرد دو همیومورفیسم فراکتال برای ایجاد تصویر اصل . ۴ برای ایجاد ی همیومورفیسم فراکتال ، سیستم ت رار توابع که ن اشتهای آن خصوصیات هندس خوبداشته باشند و خیل هم پیچیده نباشند، مناسب است. تبدیلهای خط بهخاطر این خاصیت که خطوط را به خطوطم رسانند، برای ساختن سیستمهای ت رار توابع مناسبند. از طرف تبدیلهای آفین و دوآفین نیز خیل پیچیدهتر ازتبدیلهای خط نیستند و محدودیت برای اینکه مبدأ را به مبدأ برسانند، ندارند. این پایان نامه بهصورت زیر سازمانده شده است: در فصل اول به بیان مفاهیم پایهای مربوط به سیستمهای دینامی زمانگسسته م پردازیم. آشنای با ساختاراین سیستمها و تعاریف و قضایای پیرامون آنها، در فهم مطالب فصول بعدی کم بهسزای م کند. در فصل دوم، به معرف سیستمهای دینامی زمانپیوسته م پردازیم. هدف اصل ما در این فصل، تعیین نقاطثابت ی دست اه معادلات دیفرانسیل و آشنای با نحوه محاسبه نقاط جاذب و دافع آن است. در فصل سوم با ساختار تش یل سیستمهای ت رار توابع آشنا م شویم. در این فصل، ابتدا با توابع انقباض وتعاریف و قضایای پیرامون آنها آشنا م شویم. سپس با بهره گرفتن از این توابع نسبت به ایجاد ی سیستم ت رار توابعانقباض اقدام م کنیم. با اثبات قضیه ٩.٢.٣، نشان م دهیم که هر سیستم ت رار توابع انقباض دارای ی جاذبکمین درون ناته منحصربفرد است که این جاذب عموماًً فراکتال نامیده م شود. در ادامه فصل را با ذکر مثال ازنحوه تش یل ی سیستم با دومولد به پایان م بریم. موضوع اصل این پژوهش که براساس مقاله [۶] از بارنزل و وینس، تنظیم گردیده است، از فصل چهارم شروعم شود. ابتدا به معرف توابع دوآفین و بیان هندسه این توابع م پردازیم. قضیهی ١٠.١.۴ به بیان ویژگ های اساسی تابع دوآفین م پردازد. همچنین ویژگ های خط تاشده و سهم تاشده نیز در این قضیه بیان م گردد. قضیهی ١٢.١.۴ ی ساختار هندس برای پیدا کردن تصویر ی نقطه تحت ی ن اشت دوآفین را به ما م دهد.بخش ٢.۴ زمینهی لازم برای تعریف سیستم ت رار توابع دوآفین و مجذوب کنندههای آنرا فراهم م کند. قضیهی ۵.٢.۴ شرایط کل نسبتاًً خوب به ما م دهد که تحت این شرایط، ی ن اشت دوآفین، انقباض است. ایجاد همیومورفیسم فراکتال بین جاذبهای دوIFS موضوع بخش آخر این پژوهش است. ساختار یهمویومورفیسم فراکتال با یافتن بخشهای پایای انتقال مربوط به ن اشتهای کدگذار دو،IFS ارتباط مستقیمدارد. قضیهی ۵١.٣.۴ نشان م دهد که هر بخش پایای انتقال وابسته به ی ماس است. قضیهی ١٧.٣.۴، نشان م دهد که چ ونه ی همیومورفیسم فراکتال بین جاذبهای دو سیستم ت رار توابع رام توانیم از بخشهای مربوطه بهدست آوریم. فصل ١
خلاصه مباحث از سیستمهای دینامی
١ . ١ بررس مجموعه های حدی و پایا ٢ . ١ سیستمهای کمین ٣ . ١ دینامی نمادین ۶ سیستم دینامی ، توصیف مدل ریاض ی مسأله فیزی م باشد. از آنجاکه عنوان سیستمهای دینامی بهسیستمهای داده م شود که در گذر زمان دستخوش تحول م شوند، لذا ی سیستم دینامی را م توان توسط سهپارامتر زمان، حالتها و قاعده های که بیان ر نحوه تحول این سیستمهاست، ش ل داد. برای درک سیستم دینامیبایست بر شرایط اولیه حاکم بر آن و شرایط مرزی سیستم احاطه داشت. سیستمهای دینامی را با توجه به رابطهایکه میان پارامترهای آنها وجود دارد، به دو گروه تقسیم م نمایند. سیستمهای دینامی خط ، سیستمهای دینامی غیرخط . سیستمهای دینامی خط را م توان به دو طریق مورد مطالعه قرار داد: در صورت که تحول در سیستمبهصورت پیوسته باشد از معادله دیفرانسیل برای توصیف سیستم استفاده م شود. اما اگر سیستم بهصورت گسستهتحول یابد، در اینصورت سیستم در قالب ن اشتهای ت رار (مانند ن اشت لجستی ) مطالعه م گردد. در اینبخش به معرف سیستمهای دینامی زمان گسسته و ویژگ های آنها م پردازیم که نقش اساس در فهم مطالبفصول بعدی این پایان نامه دارند. برای این منظور از [١] و [٣] بهره م گیریم.
١.١ بررس مجموعه های حدی و پایا
مطالعه و بررس رفتار مدار ی نقطه در ب نهایت، که مثال از ی مجموعه پایا م باشد، در سیستمهای دینامیبسیار حائز اهمیت است. به همین علت ابتدا به بررس بعض از مجموعه های حدی و دینامی آنها م پردازیم. تعریف ١.١.١. ی سیستم دینامی را با (X,f) نمایش م دهیم که در آنX ی فضای توپولوژی (فضایمتری ) وf : X → X ی تابع پیوسته رویX م باشد. برای هر ن اشت پیوستهf ازX بهf0 ،X را ن اشتهمان ازX در نظر م گیریم و همچنین.n ∈ N ; fn+1 = fofn∀ تعریف ١.١.٢. اگر (X,f) ی سیستم دینامی باشد، آن اه برای هرx ∈ X ، مدار پیشروx را با نماد (O+(x,fنمایش م دهیم و بهصورت زیر تعریف م کنیم . اکنون فرض کنیدf : X → X ی ن اشت پیوسته و مع وسپذیر باشد دراینصورت برای هرx ∈ X ، مدار پسرو را با نماد (O−(x,f نمایش م دهیم که بهصورت زیر تعریف م شود O−(x,f) = {f−n(x) : n ∈ N ∪ {۰}}, که در آن ۱+f−n = f−۱of−n. همچنین مدار نقطهیx ∈ X ، را بهصورت زیر تعریف م کنیم O(x) = {fn(x) : n ∈ Z}. تعریف ١.١.٣. نقطهیx ∈ X را ی نقطه تناوب از ن اشتf : X → X گوییم هرگاه عدد مثبتn موجود باشد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار دوم: سابقهی تقنینی قرار موقوفی تعقیب و مجازات در ایران بند اول:قوانین قبل از انقلاب اسلامی بعد از انقلاب مشروطیت در تاریخ ۱۹ ذیحجه ۱۳۲۴ هـ..ق «دیوان عدالت عظمی» تأسیس شد. از آن تاریخ تا ۲۱ رجب ۱۳۲۹ هـ..ق که دیوان فوق به وسیله یازده تن وزرای عدلیه از مشیرالسلطنه گرفته تا حسن مشیرالدوله اداره میگشت قانونی نداشته که تشکیلاتش بر پایه آن استوار باشد. در این مدت که بیش از چهار سال و نیم طول کشید وزرای عدلیه از روی میل و اراده خود محاکم متعدد انفرادی یا جمعی تشکیل داده و سپس آنها را منحل میکردند و یا به صورتی دیگر درمیآوردند. دعوایی را به محکمه شرع ارجاع میدادند و دعوای دیگر را خود رسیدگی میکردند . . . «دیوان عدالت عظمی» در مدتی که اشاره رفت چون قانون مجازاتی نداشت در تعیین مجازات هم آزادی کامل داشت. در سال ۱۳۳۰ هجری قمری (قبل از تصویب قانون جزای ماهوی) «قانون اصول محاکمات جزایی» از طرف دولت به مجلس پیشنهاد شد، بعد از تصویب کمیسیون خاصی از طرف مجلس، که ازجمله سید حسن مدرس نیز در آن شرکت داشت برای اجرا به وزرات عدلیه ابلاغ شد. این قانون که شامل ۵۰۶ ماده بود به عنوان «قانون محاکمات جزایی» به مرحله اجرا درآمد و مقرر شد که دولت به طور موقت آن را اجرا کند و
 پس از مدتی نواقصی را که در عمل مشاهده میکند رفع و برای تصویب نهایی به مجلس شورای ملی پیشنهاد نماید، ولی این عمل هیچگاه صورت نگرفت و قانون همچنان در مراجع عدلیه مورد عمل واقع شد ولیکن گاه و بیگاه در سالهای بعد موادی از این قانون موقت اصلاح، نسخ، الغاء و یا حذف گردیده است. مجلس شورای ملی با اصلاحات و اضافه کردن موادی به عنوان ماده مکرر در واقع اساس «قانون موقت اصول محاکمات جزایی» مصوب رمضان ۱۳۳۰ هـ.ق را تأیید کرده است (کلانتری،۱۳۷۵، ص ۵۶). قانون اصول محاکمات جزایی مصوب ۱۲۹۰ هـ..ش و اصلاحات بعدی آن، براساس مراحل پنج گانهی دادرسی کیفری تدوین شده بود. هر یک از این مراحل به وسیلهی مقام خاص و با تشریفات ویژهای صورت میگیرد که آنها را مراحل پنج گانهی دادرسیهای جزایی مینامند(آخوندی، ۱۳۸۸، ج۴، ص ۵۵).این مراحل به ترتیب عبارتند از: ۱- مرحلهی کشف جرم جرم ارتکابی باید کشف شود. تا زمانی که جرم کشف نشده، ارتباطی با دادرسیهای کیفری پیدا نمیکند. کشف جرم به عهدهی پلیس قضایی و یا ضابطین قوه قضاییه است (ماده ۱۵ ق.آ.د.د.ع.ا.ک). ۲- مرحلهی تحقیقات مقدماتی در این مرحله، یک نفر قاضی که او را مستنطق، بازپرس یا قاضی تحقیق میگویند وارد عمل میشود. ۳- مرحلهی تعقیب تعقیب بزهکار بر عهدهی دادستان یا مدعی العموم است که به نمایندگی از سوی جامعه، جرایم ارتکابی را مورد پیگرد قرار میدهد. ۴- مرحلهی دادرسی در این مرحله، دادرسان دادگاهها دربارهی چگونگی مسئولیت مرتکب، کیفیت دلایل اسنادی، نوع و میزان مجازات و یا اقدامات تأمینی و تربیتی و بلاخره تناسب آن با شخصیت بزهکار تصمیمگیری میکنند. این مرحله، مهمترین مرحلهی دادرسیهای جزایی است. ۵- مرحلهی اجرا اجرای حکم، آخرین مرحلهی دادرسیهای جزایی و در حقیقت مرحلهی بهرهبرداری از دادرسیهای کیفری است. در اغلب کشورهای جهان حکم به وسیلهی قاضی ویژهی اجرای مجازات اجرا میشود. قانون مذکور پایه و اساس دادرسیهای کیفری کشور ما را تشکیل میدهد. قرار موقوفی تعقیب نیز اولین بار در ماده ۸ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۲۹۰ هجری شمسی (۱۳۳۰ هجری قمری) مورد توجه قرار گرفت. ماده ۸۵ قانون مذکور مقرر میداشت: «تعقیب امور جزایی که از طرف مدعی العموم موافق قانون شروع شده موقوف نمیشود مگر در موارد ذیل: ۱- بواسطه فوت یا جنون متهم یا مقصر ۲- در صورت صلح مدعی حقوقی و متهم در مواردی که به صلح طرفین تعقیب امر جزایی ترک میشود. ۳- در مواقع عفو عمومی در مورد تقصیرات سیاسی ۴- در مواقعی که مرور زمان در موارد تقصیرات عرضی موافق مقررات مملکتی تعقیب ممنوع است». ماده فوق الذکر از لحاظ شمارش سقوط دعوی جامع و مانع نبود زیرا، اولاً کلیه علل موقوفی تعقیب را ذکر نکرده بود، مثل نسخ مجازات قانونی و اعتبار امر مختوم. ثانیاً در ماده مذکور از جنون به عنوان علت صدور قرار موقوفی تعقیب ذکر شده بود. در صورتی که از نظر علمی و قضایی چنین امری ممکن به نظر نمیرسید. ماده ۸ دارای سه تبصره طولانی بوده که تبصره اول آن در قانون جدید در قالب ماده ۱۰ تدوین گردیده است. تبصره دوم و سوم نیز جرائم قابل گذشت را احصاء کرده بود. بند دوم: قوانین بعد از انقلاب اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم مشروطهی سلطنتی، سعی بر این شد که کلیهی امور قضایی، فرهنگی، سیاسی و غیر اینها بر مدار فقه اسلامی قرار گیرد. به ویژه کوشش به عمل آمد تا قضا و دادرسی به صورت کاملاً اسلامی درآید و از اعمال و اجرای قوانین خلاف شریعت مقدس اسلام پرهیز شود. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «کلیهی قوانین و مقررات مدنی و جزایی باید براساس موازین اسلامی باشد»(اصل ۱۶۳ ق.ا). در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی جهت هرچه اسلامیتر کردن قواعد دادرسی، لایحهای در ۳۱۸ ماده تقدیم مجلس شد. باتوجه به اینکه تعداد زیادی از مواد این لایحه با قانون سابق یکی بود لذا شورای عالی قضایی ۳۰ ماده از این لایحه را انتخاب و تصویب فوری آن را از مجلس تقاضا کرد. براساس این قانون تقسیم بندی سه گانهی جرایم به «جنایت، جنحه و خلاف» ازبین رفت و تقسیم بندی چهارگانه «حدود، قصاص، دیات و تعزیرات» جایگزین آن شد. دادگاههای کیفری ۱و۲ نیز طبق این قانون ایجاد شدند. چهارچوب ایجاد شده با تغییراتی به حیات خود ادامه داد تا سال ۱۳۷۳ که قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب با حذف دادسرا، نظام قضایی کشور را دچار تحولات عمده نمود. این قانون به بهانهی هر چه اسلامیتر کردن دادرسی و مراجعهی مستقیم به قاضی، نهاد ۹۰ سالهی دادسرا را از سیستم قضایی کشور حذف نمود و کلیهی مراحل پنجگانهی دادرسی کیفری را در اختیار شخص واحدی به نام قاضی[۲] دادگاه قرار داد. در سال ۱۳۷۸ نیز قانون آیین دادرسی متناسب با این سیستم در ۳۰۸ ماده به نام قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری به تصویب رسید. این قانون به صورت آزمایشی و برای مدت ۳ سال تصویب شد ولی مهلت اجرای آن چند بار تمدید شد و هم اکنون نیز لازمالاجرا میباشد (آخوندی، ۱۳۹۰، ج ۱، ص ۱۲۸). با تصویب قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۲۸/۶/۱۳۷۸ موارد موقوف ماندن تعقیب در ماده ۶ این قانون ذکر شده است که ماده ۶ نقص قانون گذشته در عدم ذکر نسخ مجازات قانونی و اعتبار امر مختومه کیفری را جبران کرده است. علاوهبر ماده ۶ قانون مذکور، شاهد مواردی هستیم که مرجع رسیدگی ملزم به صدور قرار موقوفی تعقیب میباشد ازجمله ماده ۱۱۵ قانون جدید صدور چک و همچنین تبصره ماده ۵۱۷ قانون مجازات اسلامی. نهایتاً قانونگذار در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در فصل یازدهم از بخش دوم از کتاب اول به سقوط مجازات پرداخته است. مبحث دوم: مقامات صدور قرار موقوفی تعقیب و مجازات و مسائل مربوط به آن گفتار اول: مقامات صدور قرار موقوفی تعقیب و مجازات بند اول: در مرحله تحقیقات مقدماتی در مرحله تحقیقات مقدماتی بازپرس و دادستان (به تبع وی دادیار) مقامات ذیصلاح در صدور قرار موقوفی تعقیب با احراز شرایط تحقق آن میباشند. بدیهی است که این امر توسط ضابطین دادگستری نمیتواند انجام بگیرد (به مستند بند «ن» ماده ۳ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب) که مقرر میدارد قرارهای بازپرس که دادستان موافق آنها میباشد. . . ۱- اعتراض به قرار منع و موقوفی تعقیب به تقاضای شاکی خصوصی در این بند و بند «ل» قانون مذکور از بازپرس به عنوان مرجع صالح جهت صدور قرار نامبرده و ذکری از ضابطین دادگستری نیاورده است. از طرف دیگر ماده ۱۹ ق.آ.د.د.ع.ا.ک مقرر میدارد که ضابطین دادگستری حق اخذ تأمین ندارند بنابراین به طریق اولی حق صدور قرار موقوفی تعقیب که از قرارهای نهایی است ندارند. بدیهی است که این قرار را تنها مقام رسیدگی کننده میتواند صادر کند و حتی قابل نیابت قضایی یا نمایندگی نمیباشد. بند دوم: در مرحله دادرسی مرحله دادرسی یکی از مراحل پنج گانه رسیدگی به دعوای کیفری است که پس از مرحله تحقیق و تعقیب میباشد که توسط دادگاه انجام میشود. در صورتی که در این مرحله شرایط صدور قرار فراهم باشد رئیس یا دادرس علی البدل دادگاه موظف است نسبت به صدور قرار موقوفی تعقیب اقدام نماید و اگر رأی صادر شده باشد و رأی مذکور قابل تجدید نظر باشد، مرجع تجدید نظر نسبت به صدور قرار موقوفی تعقیب اقدام میکند. ذکر این نکته لازم است که قاضی تحقیق دادگاه حق صدور قرار موقوفی تعقیب ندارد؛ زیرا، ماده ۳۴ ق.آ.د.د.ع.ا.ک که مقرر میدارد: «قاضی تحقیق میتواند در تمام مراحل تحقیقات قرار بازداشت متهم و یا قرار اخذ تأمین و تبدیل تأمین را صادر کند» صدور قرارهای نهایی را از اختیار قاضی تحقیق خارج کرده و از طرفی دیگر آیین نامه شرح وظایف قضات تحقیق مصوب ۲۸/۳/۷۴ قوه قضاییه صدور قرارهای نهایی را از وظایف دادگاه شمرده و در بند و ماده ۸ آیین نامه مذکور به قاضی تحقیق اجازه صدور قرارهای اعدادی را میدهد[۳]. بند سوم: در مرحله اجرای مجازات زمان صدور قرار موقوفی اجرای مجازات، از هنگام صدور حکم محکومیت قطعی تا قبل از اتمام مدت مجازات میباشد. گفتار دوم: زمان و مهلت صدور قرار موقوفی تعقیب و مجازات بند اول: زمان صدور قرار موقوفی تعقیب و مجازات منظور از زمان صدور قرار این است که مسئول صدور چه هنگامی حق صدور قرار موقوفی تعقیب را دارد؟ در قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب زمان خاصی مشخص نشده، اما همانطور که در گذشته ذکر کردیم مقام صادر کننده قرار به محض احراز یکی از جهات موقوفی تعقیب نسبت به صدور قرار اقدام
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۸- تمرین درمانی شواهدی مبنی بر بدتر شدن علایم بیماری MS و یا پسرفت بیماری در طولانی مدت بر اثر تمرینات بدنی به ندرت وجود دارد. در واقع تحقیقات بیان می کنند که فعالیت بدنی می تواند:
-
- سلامتی عمومی را در افراد مبتلا به MS خفیف بهبود میبخشد (۵۲).
-
- به افراد مبتلا به MS پیشرفته کمک می کند که تا حد امکان تحرک و فعالیتشان را حفظ کنند (۵۲).
-
- به افراد مبتلا به MS در مدیریت علایم این بیماری از قبیل خستگی، سفتی عضلات، مشکلات تعادلی، اضطراب، افسردگی و مشکلات دفعی کمک می کند (۱۵۲).
-
- خطر ابتلا به بیماریهای ثانویه قلبی- عروقی، پوکی استخوان و دیابت را کاهش میدهد (۱۵۲).
۲-۳- بیماری شریان کرونری و عوامل خطرزا بیماری شریان کرونری شایعترین بیماریهای قلب- عروقی و یکی از علل اصلی مرگ و میر در دنیا بوده؛ به طوریکه، ۳۵% مرگ و میر در دنیا ناشی از این بیماریها میباشد (۲۸). حدود ۷۵% از مرگهای قلبی به علت بیماری شریان کرونری میباشد. بیماری کرونری قلب، بیماری است که در آن دیواره شریانهایی که عضلات قلب را خونرسانی می کنند، ضخیم میشوند. این ضخیم شدگی که به علت تشکیل ضایعات در دیواره عروق ایجاد می شود، آترواسکلروز[۶۷] نامیده می شود؛ به این ضایعات جدار عروق، پلاک[۶۸] گفته می شود. آترواسکلروز می تواند خونرسانی به عضله قلب (میوکارد) را محدود کند و تظاهر آن در بیمار ممکن است به صورت درد فعالیتی قفسه سینه (آنژین) یا تنگی نفس فعالیتی باشد. کم تحرکی یکی از عوامل خطرزای بیماری شریان کرونری است. توانایی فرد در اجرای فعالیتهای ورزشی به کارایی و عملکرد دستگاههای مختلف بدن از جمله دستگاه قلبی - عروقی بستگی دارد. با تمرینات ورزشی منظم و طولانی مدت، قلب دستخوش تغییراتی می شود. چنین تغییراتی را پدیده سازگاری قلب در پاسخ به تمرینات ورزشی یا تغییرات فیزیولوژیک مینامند (۶و۶۴). بهرغم آشنایی با این بیماری، اطلاعات کمی درباره برخی ویژگیهای اصلی آن وجود دارد. اگرچه عوامل خطر کلی و سیستمیک زیادی وجود دارند که مستعد کننده بروز آترواسکلروز هستند، این بیماری برخی نواحی دستگاه گردش خون را بیشتر مبتلا می کند و با توجه به بستر عروقی گرفتار منجر به تظاهرات بالینی مشخص می شود. آترواسکلروز سرخرگهای کرونر به طور شایع موجب انفارکتوس میوکارد و آنژین صدری میگردد. آترواسکلروز سرخرگهای مشروب کننده دستگاه عصبی مرکزی اغلب موجب بروز ایسکمی موقت و سکتههای مغزی می شود (۲۷و۱۱۰). حتی در بستر سرخرگی معین، آترواسکلروز تمایل دارد تا به طور کانونی و مشخص در برخی مستعد ایجاد شود. برای مثال در گردش خون کرونر، قسمت پروگزیمال سرخرگ قدامی- نزولی چپ تمایل خاصی برای بروز بیماری انسدادی آترواسکلروز نشان میدهد. به طور مشابهی، تمایل بروز آترواسکلروز در قسمت های پروگزیمال سرخرگهای کلیوی و محل دوشاخهشدن کاروتید[۶۹] بیشتر است. در واقع، ضایعات آترواسکلروزی آغلب در نقاط انشعاب سرخرگها یعنی محل تلاطم جریان خون تشکیل میشوند. تمام تظاهرات آترواسکلروز در اثر تنگی و انسداد عروق ایجاد نمیشوند. مکانیسم توزیع آناتومیکی ناپیوسته آترواسکلروز هنوز مشخص نشده است (۲۷، ۶۴و۹۸).
 آترواسکلروز از نظر زمانی و مکانی به طور کانونی ایجاد می شود. آتروژنز در انسان به طور معمول طی سالهای متمادی (چند دهه) پدید می آید. مدلهای امروزی آتروژنز بر این مبنا استوارند که استرسزاهای گوناگون، پیوستگی عروقی را دچار اختلال نموده، سبب تجمعات غیرطبیعی چربیها، سلولها و ماتریکس خارج سلولی در جدار شریانها میشوند. این مواد زائد ضایعاتی به نام پلاکهای آترواسکلروتیک را ایجاد مینمایند. اینگونه پلاکها ممکن است مستقیما سبب کاهش قطر مجرای شریانها و پارگی آنها و ایجاد ترومبوز شوند. هر دو مکانیسم گفته شده، جریان خون اعضای قرار گرفته در بخش دیستال را دچار محدودیت مینمایند. در نتیجه، عوارض اصلی آترواسکلروز عبارتند از: آنژین صدری[۷۰]، سکته مغزی و کاهش خونرسانی به کلیهها و اندام تحتانی که آترواسکلروز را به عنوان مهمترین عامل ابتلا و مرگ و میر در دنیای پیشرفته مطرح مینماید. رشد پلاکهای آترواسکلروزی احتمالا بیشتر به صورت ناپیوسته است تا خطی و یکنواخت و با دورههایی از سکون نسبی که توسط مراحلی از تکامل سریع ضایعه قطع می شود، همراه است. پس از یک دوره معمولا طولانی و بیعلامت[۷۱]، آترواسکلروز ممکن است تظاهر بالینی پیدا کند. تظاهرات بالینی آترواسکلروز ممکن است مزمن باشند مانند آنژین صدری پایدار ناشی از فعالیت (که قابل پیش بینی و تولید مجدد است). واقعه حاد بسیار وخیمتری مانند انفارکتوس میوکارد یا حادثه عروق مغزی یا مرگ ناگهانی ممکن است اولین تظاهر آترواسکلروز باشد. گروهی دیگر از بیماران بهرغم آترواسکلروز گسترده هرگز دچار تظاهرات بالینی آترواسکلروز سرخرگی نمیشوند (۶۴و۱۱۰). شروع آترواسکلروز. تجمع و تغییر شکل لیپوپروتئین بیماری قلبی پیشروندهای است که از دوران کودکی شروع می شود و در سنین بالا بروز می کند. مجموع نتایج آزمایشهای تجربی در حیوانات و مطالعات انسانی درباره آترواسکلروز مطرحکننده آنند که رگه های چربی[۷۲] معرف اولین ضایعه آترواسکلروز هستند. تشکیل این ضایعه اولیه در اکثر موارد ناشی از افزایش کانونی لیپوپروتئینها در مناطقی از لایه انتیمایی سرخرگ است. تجمع ذرات لیپوپروتئین ممکن است ناشی از مکانیسم ساده افزایش نفوذپذیری یا نشت اندوتلیوم رویی نباشد؛ بلکه، این لیپوپروتئینها میتوانند با اتصال به اجزای ماده خارج سلولی در انتیمای سرخرگ جمع شوند و به این وسیله زمان اقامت ذرات غنی از چربی در دیواره سرخرگ افزایش یابد. لیپوپروتئینهای تجمعیافته در فضای خارج سلولی انتیمای سرخرگ اغلب با مولکولهای پروتئوگلیکال ماده خارج سلولی همراه هستند. در مکانهای تشکیل ضایعه، اجزای گوناگون ماده خارج سلولی ممکن است از حالت تعادل با یکدیگر خارج شوند. برای مثال از سه گروه عمده پروتئوگلیکالها، افزایش نسبی مولکولهای هپاران سولفات نسبت به کراتان سولفات یا کندریتین سولفات، ممکن است با اتصال به ذرات لیپوپروتئینی موجب احتباس و کند کردن خروج آنها از ضایعات در حال تشکیل شود (۹۸و۱۸۵). در کنار عوامل شناخته شدهای مانند سیگار، سن، جنس، پرفشارخونی، چاقی، افزایش کلسترول، تریگلیسرید و غیره عدم تحرک و نداشتن فعالیت بدنی مناسب نیز از عوامل خطر قابل کنترل بیماریهای عروق کرونری است که سالهاست توجه فیزیولوژیستها، پزشکان و متخصصین قلب را به خود جلب کرده است. بدون شک عادت به تمرینات بدنی مناسب و سطح آمادگی جسمانی بالا می تواند عامل مهمی در پیشگیری و کاهش شدت امراض مختلف بین مردم سراسر جهان باشد (۲۷). آشکار است که یک رابطه ما بین احتمال خطر بیماری شریان کرونری و ورزش فیزیکی وجود دارد. تغییرات احتمالی در ساختمان لیپوپروتئین در طول ورزش کردن ممکن است یک تغییر مهمی باشد که بتواند رابطه ما بین ورزش و کاهش احتمال خطر بیماری شریان کرونری را توضیح بدهد .لیپوپروتئین با دانسیته بالا (HDL) به عنوان یک عامل اصلی احتمال خطر بیماری شریان کرونری تصور شده است و سطح پایین این لیپوپروتئین با افزایش احتمال خطر بیماری شریان کرونری مربوط میباشد. کسانی که به صورت پایدار و دایمی ورزش می کنند نسبت به همتای بدون تحرک ورزشی، سطح HDL کلسترول را به صورت زیادی دارا میباشند. از این رو پیشنهاد اینکه ورزش این تغییرات سودمند را ترغیب می کند را میتوان توجیه کرد (۹۸و۱۸۵). اگرچه افزایش لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL-C) و کاهش لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL- C) شاخص های اصلی و عامل خطر بیماریهای قلبی عروقی محسوب میشوند؛ ولی، گزارشها نشان می دهند افرادی که به بیماریهای قلبی عروقی مبتلا بوده اند، دارای HDL-C و LDL-C طبیعی هستند. بنابراین، تحقیقات زیادی انجام گرفت و پذیرفته شد که گسترش بیماریهای قلبی عروقی زمینهای التهابی دارد و التهاب عمومی (سیستمیک)، نقش محوری در توسعه و پیشرفت آترواسکلروز ایفا میکند. از اینرو در دهه گذشته، توجه پژوهشگران بیشتر به شاخص های التهابی به عنوان عوامل مستقل پیشگویی کننده بیماریهای قلبی عروقی معطوف شده است. برخی از این شاخص های التهابی عبارتند از: فیبرینوژن، هاپتوگلوبین، اینترلوکین( IL-6) که نقش مهمی در پاتوژنز آترواسکلروز دارد (۱۶۲). التهاب مزمن یکی از مشخصههای پاتوژنیک در بروز آترواسکلروز است. بدین ترتیب که با آغاز التهاب عروقی و متعاقباً فعال شدن اندوتلیال و سنتز پروتئینهای پیش التهابی و در نتیجه افزایش در میزان بیان ژنی و بروز مولکولهای چسبان سلولی، روند آترواسکلروز آغاز میگرد (۲۸). با مطالعه تحقیقات گذشته درمییابیم که تاثیر ورزش بر شاخص های قلبی عروقی جدید و سنتی مورد بررسی قرار گرفته و نتایج جالبی بدست آمده است. تحقیقات انجام شده، گزارش کردن که ۱۳ هفته تمرینات ورزشی به کاهش شاخص های التهابی در افراد منجر می شود که همین امر به کاهش بیماری شریان کرونری منجر می شود (۲۵). فعالیت بدنی از یک طرف که به کاهش لیپیدهای چربی خون منجر می شود و از یک طرف دیگر به کاهش شاخص های التهابی منجر می شود می تواند در کاهش بیماری شریان کرونری نقش بسیار مهمی داشته باشد. در این میان، محققان فیزیولوژی ورزشی همواره در صدد توسعه مؤثرترین و اجراییترین شیوه های فعالیت ورزشی در راستای کارآمد نمودن و به روز کردن توصیههای فعالیت ورزشی، به عنوان بخش مهمی از سبک زندگی سالم و بهداشتی و بخش مکمل در پیشگیری و درمان بسیاری از بیماریهای مرتبط با کمتحرکی، از جمله بیماریهای قلبی - عروقی بوده اند. از بین شیوه های تمرینی، بیشتر مطالعات انجام شده فعالیت ورزشی هوازی تداومی را مورد تایید قرار دادهاند (۶). ۲-۴- ورزش و بیماری MS تمام کسانی که به بیماری MS مبتلا هستند صرف نظر از میزان درگیریشان نیاز به ورزش و تمرین دارند. ورزش نکردن عواقب مخاطره آمیزی برای سلامتی فرد به دنبال دارد که دامنه آن می تواند از یک یبوست ساده تا افزایش خطر بیماریهای قلبی- عروقی تغییر کند. ورزش و نرمش علاوه بر اینکه از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری می کند احساس خوبی نیز برای بیماران به دنبال دارد (۸۸). نشانه های بیماری MS از دامنه وسیعی برخوردار است منجمله میتوان به ضعف عضلات، اختلالات بینایی، اختلالات شناختی و اختلالات حسی اشاره کرد (۵و۱۹۴). کاهش تواناییهای حرکتی و خستگی از مشکلات اساسی این بیماران است. توانایی حرکتی این افراد تحت تاثیر عواملی مانند ضعف[۷۳]، خستگی[۷۴](۵۸)، اختلال حسی[۷۵](۵۷)، عدم تعادل[۷۶](۱۱۹)، اشکال در تمرکز[۷۷](۵۷)، اسپاسم[۷۸]، اختلال در کنترل اتونومیک قلبی-عروقی[۷۹](۱۰۲و۱۷۰) و شرایط محیطی قرار بگیرد (۷۶،۱۷۰و۱۷۱). ضعف عضلانی، خستگی، اسپاسم و فلج ضعیف از مهمترین علائم این بیماری است. ضعف عضلانی و خستگی خود از عواملی است که به کاهش تحرک میانجامد که آثار منفی در فعالیتهای روزمره و کیفیت زندگی (HAQUAMS)[80] خواهند داشت (۵۵). این بیماری استقلال و توانایی فرد را برای شرکت موثر در خانواده و جامعه تهدید می کند و آنها را به سوی احساس فقدان شایستگی و اطمینان از خود سوق میدهد؛ اطمینان فرد از بدن و سلامتی خود مخدوش شده و به علت غیر قابل پیش بینی بودن دوره های عود بیماری، تعدادی از آنها احساس می کنند که قادر به برنامه ریزی برای آینده زندگی خود نیستند (۲۵). این بیماری اغلب افرادی را مبتلا می کند که در مرحله مولد زندگی خود قرار دارند و در بیشتر موارد اعضای خیلی جوان خانواده، مسئولیت مراقبت از بیمار ناتوان را بهعهده میگیرند (۲۵و۱۲۴). هیچ درمان قطعی برای بیماری MS وجود ندارد و درمانهای حاضر تنها به کاهش علایم بیماری (تعداد و شدت حملات) منجر می شود و کمتر کردن علائم اساس مراقبت از این بیماری است (۵۰). راههای شناخته شده درمان خستگی مربوط به بیماری MSشامل موارد زیر است ۱) تغییر و اصلاح الگوهای رفتاری ۲) داروها ۳) تمرینات بدنی، توانبخشی، وسایل کمکی و۴) سایر درمانها (۵۰). افراد بیتحرک با خطرات جدی سلامتی مواجه هستند. کمتحرکی با شرایط مزمنی مثل بیماریهای قلبی عروقی، چاقی، دیابت نوع ۲، سرطان، پوکی استخوان و خستگی همراه است (۱۷۹). در بیماران مبتلا به MS پوکی استخوان، افسردگی، خستگی و مرگ و میر به دلیل بیماریهای قلبی عروقی شیوع یافته است. علاوه بر این، عدم فعالیت بدنی با کاهش ظرفیت هوازی، آتروفی و از دست دادن قدرت عضلانی همراه است (۱۰۲، ۱۵۶و۱۷۴). معمولاً عدم تحرک و یا کاهش آن در این بیماران زمینه را برای افزایش میزان کلسترول و تریگلیسرید فراهم ساخته و نهایتاً بستر مناسب را برای امکان بروز تعدادی از بیماریها آماده مینماید. نشان داده شده است که ظرفیت هوازی در افراد مبتلا به MSکاهش یافته است (۱۰۳). تا همین اواخر به بیماران MS یا هر بیماری دمیلینه شدن التهابی سیستم عصبی مرکزی توصیه شده بود که در فعالیتهای بدنی شرکت نکنند (۱۴۵و۱۵۳). در نتیجه بسیاری از بیماران سطح کاهش یافتهای از فعالیت بدنی را نشان دادند و به تبع آن از آتروفی ناشی از این بیفعالیتی رنج میبردند و استقامت و قدرت عضلانی را از دست میدادند. محققان همچنین نشان دادند که بدتر شدن علائم MS در طی یک دوره ۳-۵ ساله در ارتباط با کاهش سطح فعالیت بدنی، مستقل از ناتوانی عصبی و دوره بیماری MS بود. در صورتی که سبک زندگی فعال این کمبود را در افراد سالم کاهش میدهد (۵۱، ۶۰و۱۴۵). درک تاثیر فعالیت بدنی بر سیستم قلب-عروقی از دیر باز مورد توجه متخصصین بوده است (۱۷۴). به نظر میرسد فعالیت بدنی و از جمله تمرین هوازی بر توسعه این سیستم موثر باشد. تأثیر درمانی ورزشهای هوازی و تمرینات مقاومتی بر طیف گستردهای از پارامترهای عملکردی مانند ویژگیهای انقباضی عضله، عملکرد حرکتی و کیفیت زندگی در بیماران MS در چند دهه اخیر کشف شده و مورد توجه محققان ورزشی قرار گرفته است (۸۵و۹۴). انجام ورزشهایی همچون بدنسازی و تمرینات هوازی سبب حفظ بهتر قابلیتهای مغز و اعصاب در بیماران مبتلا به MS میشود. قسمتهای آسیبدیده مغز بیماران مبتلا به MS در افرادی که ورزش میکنند کندتر تخریب میشود. به نظر میرسد که ورزشهایی همچون بدنسازی و تمرینات هوازی روی بخشهایی از مغز که در برابر MS آسیبپذیرترند نقش محافظتی داشته و سبب میشود قشر خاکستری مغز در حجم گستردهتری حفظ شود. تا به امروز روشن است که ورزشهای هوازی منظم با شدت متوسط سبب تشدید MS نمیشوند و باعث بهبود عملکرد سرعت و مسافت راه رفتن و کیفیت زندگی افراد مبتلا می شود (۴، ۶۰و۱۵۹). اختلال در عملکرد عصبی در بیماری MS منجر به هر دوی اختلالات حسی و حرکتی می شود؛ بنابراین، به مشکلات تعادلی، هماهنگی، کنترل وضعیت و مکانیسم راه رفتن کمک می کند (۴۶). تمرینات ورزشی مخصوصا تمرینات هوازی منجر به بهبود عملکرد عصبی-عضلانی در بیماران مبتلا به MS می شود که بهبود عملکرد عصبی-عضلانی تنها به کمیت و کیفیت عضلات درگیر بستگی ندارد؛ بلکه، همچنین به توانایی سیستم عصبی که به طور مناسبی عضلات را فعال کند بستگی دارد. سالهای متمادی، بیماران مبتلا به MSتوصیه میشدند که در ورزشهای فیزیکی شرکت نکنند. چون بعضی از بیماران ناپایداری علائم را در طول ورزش، در نتیجه افزایش دمای بدن، گزارش کرده بودند. دلیل دیگر این بود که اجتناب از ورزش، باعث حفظ انرژی می شود و در نتیجه، به کاهش خستگی و باقی گذاشتن انرژی برای فعالیتهای روزانه زندگی منجر می شود (۸۴و۱۴۱)؛ اما، در طول دهه گذشته، ورزش به دلیل آثار سودمند ثابت شده آن در بیماران مبتلا به MS، توصیه شده است (۱۵۲). یکی از راههای کمک به این بیماران، فعالیت ورزشی است. با توجه به ناتوانی جسمانی بیماران مانند عدم تعادل و فقر حرکتی، بهتر است که از تمرینهای هوازی، استفاده کند. علاوه براین، تحقیقات انجام شده در زمینه اثر تمرینات مقاومتی بر بیماری MS گزارش کردند که تمرینات مقاومتی اثر مثبتی بر عملکرد و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به MS دارد (۱۱۷). اگر چه مکانیسم دقیق مزایای ورزش بر مغز نامشخص هستند. افزایش سوخت و ساز مرتبط با فعالیتهای بیشتر در بخشهایی از سلولهای مغز، نخاع و سیستم عصبی محیطی مستلزم یک اثر در فعالیت ژن است. در بخشی با افزایش تولید فاکتورهای رشد مانند BDNF[81] ، فاکتور رشد عصبی[۸۲] و گالانین ایجاد می شود. هیپوکسی موضعی به طور بالقوه ممکن است محرک تشکیل عروق جدید در اطراف سلولهای مغز باشد (۱۰۷). سیستم عصبی بیماران مبتلا به MS ظرفیت خیلی محدودی برای بازسازی دارد و این تا حد زیادی به وجود سوبستراهای نامناسب برای رشد که شامل عوامل چندگانه مانند تشکیل اسکار بافت گلیال، نقص در فاکتورهای تروفیک و مهار کننده های رشد تولید شده توسط الیگودندروسیتها، آستروسیتهای واکنشپذیر و فیبروبلاستهاست کمک می کند. اخیراً نشان داده شده که سیگنالهای مهار کننده رشد مشتق شده از میلین مهمترین نقش را در رشد آکسونهای از کار افتاده در سراسر نواحی آسیب دیده دارند (۱۱۳). پروتئینهای مشتق شده از میلین به عنوان مهمترین منابع مهاری در طناب نخاعی آسیب دیده شناخته شده اند (۹۳و۱۱۳). فاکتور نرتروفیک مشتق شده از مغز (BDNF) ایفا کننده مهم اثرات ورزش بر کاهش ملکولهای مهار کننده رشد و افزایش فاکتورهای رشد است. بطور کلی یافته ها بر عمل بالقوه درمانی ورزش برای ارزیابی ظرفیت مغز آسیب دیده برای پلاستیسیتی و ترمیم تاکید کردند. نورونهایی که در آزمایشگاه با BDNF تحریک شده اند؛ توانایی خنثی کردن ظرفیت مهاری میلین را دارا میباشند (۹۳و۱۴۹). ورزش به عنوان یک استراتژی غیرتهاجمی برای ارزیابی تولید BDNF در قسمت هایی از مغز و نخاع پذیرفته شده است. شناخته شده است که فعالیت جسمانی رشد آکسونی را بعد از آسیب عصبی افزایش میدهد و باعث بیان شاخص های مهم رشد سیناپتیک و آکسونی می شود. فعالیت عصبی مرتبط با ورزش ممکن است فاکتورهایی برای تغییرات در ملکولهای مهار کننده رشد میلین تحریک کند. فعالیت عصبی القا و آزاد شدن BDNF را تنظیم می کند و ورزش بیان BDNF در نورونها و آستروسیتها تعدیل می کند (۱۰۷و۱۱۳). نشان داده شده که برنامه های ورزشی ممکن است به محافظت عصبی و پلاستیسیته عصبی مرتبط با BDNF کمک کنند و بنابراین می تواند به طور امکانپذیری نقشی را در کاهش تغییرات عصبی مرتبط با MS و دیگر بیماریهای تخریب کننده سیستم عصبی مرکزی داشته باشد (۱۴۹). آزمایشهای در حیوانات مبتلا به MS نشان داده است که فاکتور رشد قابل توجهی در سلولها در سیستم عصبی مرکزی متأثر از فعالیت بدنی است. به عنوان مثال تمرینات ورزشی، فراوانی IGF-1، فاکتور رشد بسیار مهم و فراوانی نورآدرنالین در مغز را افزایش میدهد (۱۰۷). IGF-I برای رشد طبیعی مغز مهم میباشد که اثرات آن بر چند مرحله تکثیر، تمایز و بقای سلولهای مغز نشان داده شده است و ممکن است اثرات مشابهی بر سلولهای عصبی اجدادی در سیستم عصبی بزرگسالان داشته باشد، IGF-I یک عمل تعدیل کننده بر بقای سلولی، رشد مغز و میلینسازی سیستم عصبی مرکزی دارد. اگرچه بعضی از شواهد نشان میدهد که IGF-I ممکن است اثرات سودمندی بر درمان MS داشته باشد. در EAE، تزریقIGF-I درون وریدی دو بار در روز برای ۸ روز نشان داد که نمرات نقص بالینی را کاهش داد و راه رفتن، طول گام و عملکرد بالا رفتن از پله در مقایسه با رتهای کنترل بهبود یافت (۹۰و۱۴۹). درمان IGF-I در EAE به طور قابل توجهی تعداد و نواحی دمیلینه شده را در طناب نخاعی کاهش داد؛ علاوه براین، ضایعات اطراف اکسونها از طریق میلینسازی مجدد با بخشهای دمیلینه شده اکسونها عوض میکرد (۱۹۸). مطالعاتی که روی حیوانات نشان دادهاند که با اعمال تمرینات هوازی ظرفیت اکسیداتیو- ظرفیت هوازی سلولها در سیستم عصبی محیطی افزایش یافته است. علاوه براین، یافتههایی وجود دارد که نشان میدهد اندازه سلول می تواند با فعالیت بدنی منظم مخصوصا تمرینات هوازی افزایش یابد (۱۸۸). مطالعاتی دیگر نشان دادهاند که شکل گیری سلولهای جدید مغز در حیواناتی که اجازه دویدن به آنها داده شد افزایش مییابد (۹۳و۱۱۳). مطالعات دیگری نشان دادهاند که تشکیل عروق جدید در قشر مخ بعد از تمرین افزایش یافته که می تواند بطور قابل توجهی مواد مغذی را فراهم کند (۹۳و۱۱۳). اختلالات عملکردی در MS مثل مکانیسم راه رفتن غیر طبیعی، ضعف عضلانی، تعادل ضعیف و خستگی به طور معمول در نتیجه انحطاط[۸۳] آکسون و بلوکه شدن هدایت است (۶۰). در واقع چون MS بر راههای حرکتی اثر می گذارد، منجر به ضعف و خستگی عضلانی میشود و سپس عملکرد را تخریب می کند (۴۶). خستگی در اکثر بیماران MS رخ میدهد و امکان درمان کمی دارد و مانع فعالیتهای معمولی و یا مورد نظر می شود اگرچه ورزش از فرایند دمیلینهشدن جلوگیری نمیکند و یا آن را معکوس نمیکند و یا در دوره نورولوژیکی MSتغییری ایجاد نمیکند؛ اما، می تواند از چندین راه مانند، تأثیر مثبت در روحیه، احساس خوب بودن،کنترل وزن، کاهش اشتها، افزایش پشتکار،کاهش خستگی و بهبود در وضعیت خواب این بیماران را حمایت کند (۳۵و۳۷). ورزش سبب افزایش قدرت و قابلیت انعطافپذیری و توان عضلات و برقراری حرکات طبیعی مفاصل می شود (۱۱۹). هدف اولیه ورزش در بیماری MS حفظ و بهبود عملکرد حرکتی است؛ همچنین، از مشکلاتی مانند ضعف و کاهش استقامت و تعادل به علت کمتحرکی جلوگیری کند و به بهبود استقلال، آرامش عمومی و آمادگی هوازی (قلب و عروق) کمک کند، منجر به تحریک انگیزه و افزایش اعتماد به نفس و اینکه به حفظ سلامت عمومی و افزایش مقاومت در برابر بیماری کمک کند، در نهایت منجر به افزایش کیفیت زندگی و کاهش خستگی در بیماران مبتلا به MS شود. ۲-۴-۱- فعالیت بدنی و بیماری شریان کرونری در بیماران مبتلا به MS بیماری عروق قلب در مردان شایعتر است و در سنین پایینتری نسبت به زنان دیده می شود. البته زنان هم پس از یائسگی به همان اندازه مردان همسال خود در معرض ابتلاء خواهند بود. در سنین پیش از یائسگی، میزان مرگ ناشی از بیماری های قلبی- عروقی در زنان یک پنجم مردان است؛ اما، بعد از یائسگی، به علت برداشته شدن اثر محافظتی استرژن این میزان به صورت تصاعدی در زنان افزایش مییابد تا به حد مردان میرسد (۱۴). با توجه به اینکه این بیماری در افرادی که سابقه خانوادگی آن را دارند بیشتر دیده می شود و با افزایش سن احتمال ابتلاء به آن بیشتر می شود، برای پیشگیری و کاهش عوارض احتمالی آن باید به عوامل خطر تغییرپذیر توجه بیشتری کرد. چاقی و زیادی چربی خون در اثر کمتحرکی دو عامل خطر دیگر هستند که برای تغییر آنها باید از ورزش و تغذیه صحیح کمک گرفت. ورزش حداقل ۳ روز در هفته به مدت نیم ساعت بطوریکه، موجب افزایش چشمگیر ضربان قلب شود؛ چراکه، از خطر ابتلاء به بیماری قلبی میکاهد. عوامل خطر گوناگونی با گسترش بیماریهای آترواسکلروز همراه هستند، از بین این عوامل خطر، فشارخون بالا، چربی خون بالا و سیگار عامل ۵٠ درصد از موارد بیماری عروق کرونر قلب محسوب میشوند (۲۵). همچنین، عدم فعالیت فیزیکی ۵/۱ تا ۲ برابر و هیپرکلسترولمی نیز خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی را ٣٠ تا ۴٠ درصد افزایش می دهند خطر بروز بیماری قلبی سرخرگ کرونر در بیمارانی که کلسترول زیادتر از ٣٠٠ میلیگرم در دسیلیتر دارند ۴ بار بیشتر از افرادی است که میزان کلسترول آنها کمتر از ٢٠٠ میلیگرم در دسیلیتر میباشد. بنابراین، ضروری است که میزان کلسترول افراد را زیر ٢٠٠ میلیگرم در دسیلیتر نگه داشت (۲۴و۲۵). فعالیت فیزیکی منظم و در حد تحمل موجب کاهش خطر بیماری سرخرگ کرونر می شود به نظر میرسد یکی از مکانیسمهای تاثیر ورزش بر بیماریهای قلبی-عروقی از طریق کاهش چربیهای خون باشد. در این رابطه دیویدسون (١٩٩٢) نیز اثر مثبت فعالیت جسمی را اصلاح سطح چربی و لیپوپروتئینها، کنترل فشارخون، تسهیل کاهش وزن و حفظ وزن متعادل معرفی می کند (۲۸). در مطالعات انجام شده، گزارش کردند که ۴ تا ۵ ساعت ورزش پیاده روی در هفته برای افزایش میزان HDL لازم میباشد. ورزش علاوه بر آنکه قدرت و استحکام بدن بیمار را بالا میبرد باعث تنظیم سیستم قلب و عروق و تنفس نیز خواهد شد (۸۸). با انجام فعالیت های ورزشی تنفس عمیقتر و همچنین قلب سریعتر میتپد که همین امر به کاهش عوامل خطرزای قلبی- عروقی و کاهش انرژی در اثر بهبود سیستم تنفسی میباشد و به افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی منجر می شود. تمرینهای ورزشی مناسب، عامل مهمی در کاهش شدت امراض قلبی-عروقی و امراض دیگر به شمار میرود. امروزه افزایش لیپیدهای خون، به خصوص کلسترول و تریگلیسرید، دو عامل بسیار خطرناک به وجود آورنده بیمارهای قلبی-عروقی مخصوصا بیماری شریان کرونری و سکته قلبی در انسان است. به علت بروز خستگی زودرس در این بیماران و در پی آن کمتحرکی، خطر حملات قلبی عروقی در آنان افزایش مییابد (۱۴۱). کنترل چربیهای خون یکی از اجزای ضروری و با اهمیت اصلاح شاخص های خطرساز بیماران قلبی- عروقی است؛ از طرف دیگر، تمرینهای ورزشی نه فقط از مجموع کلسترول خون میکاهد، بلکه باعث افزایش کلسترول مفید (HDL–c) و کاهش کلسترول مضرLDL–c)) می شود. فعالیتهای بدنی منظم، همچنین قلب را به کار بیشتر وادار کرده و در نتیجه، احساس بهتر بودن و نشاط بیشتر در فرد پدید می آورد (۹۹و۱۷۷). با تعدیل عوامل خطرزای بیماری شریان کرونری میتوان میزان مرگ و میر ناشی از این بیماریها را کاهش داد. با وجود این، هنوز مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی، بیشتر از سایر علتهاست. باید اذعان داشت که عاملهای مهم، مثل کمتحرکی و چاقی، می تواند در شمار عاملهای خطرساز قلبی- عروقی قلمداد شود. شکی نیست که فعالیتهای جسمانی منظم، همچون ورزش، به پیشگیری و بهبود انواع بیماریهای قلبی-عروقی در افراد مبتلا به MS کمک می کند. همچنان که در چند دهه گذشته، پژوهشگران به نتایج بهتری دست یافتهاند که رابطه بین فعالیتهای جسمانی و بیماریهای مختلف، از جمله بیماریهای قلبی-عروقی را نشان میدهد (۹۹و۱۳۲). ۲-۴-۲- فعالیت بدنی و ظرفیتهای عملکردی در بیماران مبتلا به MS قدرت تنفسی، قلبی- عروقی و حرکتی- عضلانی در فعالیتهای روزانه حائز اهمیت است. عملکرد کافی سیستم حرکتی عاملی مهم برای ظرفیت عملکردی خوب است و افزایش آمادگی قلبی- عروقی و حرکتی اغلب با بهبود وضعیت سلامتی عمومی همراه است؛ علاوه براین، اگر با انجام تمرینات هوازی توانایی سیستم حرکتی حفظ نشود، می تواند بر سلامت جسمی و عمومی افراد مبتلا به MS تأثیرگذار باشد و به کاهش کیفیت زندگی افراد مبتلا منجر شود. قدرت عضلات تنفسی همچنین به علت فرایند بیماری یا تأثیرات عدم توانایی در کاربرد اندامها ممکن است دچار اختلال شود. ضعف در عضلات تنفسی با سطوح بالاتری از عدمفعالیت و ناتوانی در ارتباط است (۱۲۹). انجام تمرینات هوازی به افزایش قدرت تنفسی به همراه بهبود سیستم قلبی- عروقی موثر میباشد (۳۲). تمرین استقامتی پایه تمرینات فیزیکی هستند که در توانبخشی عصبی به طور گستردهای مورد استفاده قرار میگیرند. اجرای موفقیت آمیز این ورزش نیاز به یک فیزیوتراپ دارد که درک کاملی از ویژگیهای عصبی جمعیتی که در حال کار با آنها است، داشته باشد. ورزش استقامتی و قلبی تنفسی اغلب برای افراد مبتلا به MS که برای انجام فعالیتهای روزمره زندگی و یا شرکت در فعالیتهای تفریحی مشکل دارند، تجویز می شود. به دنبال فعالیت منظم ورزشی و شرکت در برنامه های استقامتی و مقاومتی، عضلات اسکلتی بدن بسته به عوامل مختلف به لحاظ ساختاری دچارتغییراتی میشوند (از قبیل هایپرتروفی) و جلوگیری از آتروفی. مهمتر از تغییرات عضلانی، سازگاریهایی است که در دستگاه عصبی به وجود می آید و ماهیت بسیاری از آنها ناشناخته است. افزایش فعالیت نورون حرکتی و میزان تخلیۀ آن، افزایش فعالسازی واحدهای حرکتی فعال، تأثیر بر میزان فعالیت عضلات آگونیست و آنتاگونیست و افزایش تسهیلسازی ناشی از سیستم آوران، تنها برخی از دلایل احتمالی است (۱۶۷). اختلال راه رفتن در افراد مبتلا به MS با بهره گرفتن از عملکرد فیزیکی و اندازه گیریهای متعدد حرکتی بالینی ثبت شده است. علائم مشاهده شده در MS ممکن است به راه رفتن غیر عادی یا بیحرکتی منجر شود و اثرات منفی بر فعالیت بدنی داشته باشد (۴۶،۵۹و۱۵۶). استقامت عضلانی به عنوان مهمترین شاخص عملکرد حرکتی شناخته شده است (۲۰)؛ زیرا، ارتباط دوسویه بین استقامت و ظرفیت عملکردی وجود دارد. به نظر میرسد که عملکرد حرکتی برای فعالیتهای روزمره لازم است؛ بنابراین، استراتژیهایی که به کاهش از دست دادن وضعیت حرکتی یا بهبود در توانایی راه رفتن کمک می کند، ممکن است اهمیت عملکردی قابل توجهی داشته باشند. تاثیر تمرینات هوازی بر بهبود ظرفیتهای عملکردی در بیماران مبتلا به MS حائز اهمیت است و مطالعات زیادی در این زمینه صورت گرفته که اکثر مطالعات انجام شده اثر مثبت تمرینات هوازی بر ظرفیتهای عملکردی بیماران مبتلا به MS را تایید کردند (۵۹و۱۵۶). اختلالات عملکردی در MS مثل مکانیسم راه رفتن غیر طبیعی، ضعف عضلانی، تعادل ضعیف و خستگی به طور معمول در نتیجه انحطاط آکسون[۸۴] و بلوکه شدن هدایت است (۶۰). در واقع چون MS بر راههای حرکتی اثر می گذارد، به ضعف و خستگی عضلانی منجر میشود و سپس عملکرد را تخریب می کند (۵۹و۶۷). خستگی یک علامت مکرر است که در ۷۵ درصد از بیماران مبتلا به MSبه طور مداوم و یا پراکنده خستگی را در طی یک دوره ۲ ساله دریافت کرده اند. همچنین ۵۵ درصد از بیماران آن را بهعنوان بدترین علایم خود توصیف کرده اند (۳۵). کاهش تواناییهای حرکتی و تعادل از مشکلات اساسی این بیماران است. بیش از ٨۵ درصد از این بیماران از مشکلات راه رفتن رنج میبرند (۱۲۵، ۱۹۲و۱۹۳). توانایی حرکتی فرد ممکن است تحت تأثیر عوامل متعددی مانند ضعف، عدم تعادل، خستگی، اسپاسم و شرایط محیطی قرار گیرد (۷۸). تغییر در گام به واسطه بیماری، از عوامل مهمی است که به افزایش درصد چربی بدن، کاهش تعادل و کاهش ظرفیت فرد منجر می شود. محققان نشان دادهاند که هزینه اکسیژن مصرفی بیماران MS در هنگام راه رفتن تا ۴ برابر بیشتر از افراد سالم است (۱۴۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اکرام و احترام به زن اسلام دو جنس زن و مرد را در گوهر انسانى و شرافت، یکى مىداند و از این لحاظ تفاوتى بین ایشان قائل نیست. قرآن کریم تمام انسانها را بدون در نظر گرفتن جنسیت و نژاد و… داراى کرامت مىداند و مىفرماید: «و لَقَد کَرَّمنا بَنى ءادَمَ»،( سوره اسراء/ آیه ۷۰) که اشاره به این اصل مهم و اساسى است. امّا در این میان، اکرام و احترام نسبت به زن جایگاه خاص و ممتازى دارد. پیامبر اکرم (صلىاللهعلیهوآله) در این مورد فرمودهاند: «ما اَکْرَمَ النِساءَ اِلاّ کَریمِ وَ لا اَهانَهُنَّ اِلاّ لَئیم»؛جز کسى که بهرهاى از کرامت برده باشد، زنان را احترام و اکرام نمىکند و به زنان، اهانت نمىکند، مگر انسان پست.» و نیز امام صادق (علیهالسلام) به نقل از پدر بزرگوارشان مىفرمایند: «مَنِ اتَّخَذَ امراهً فلیکرِمْها فإنّما الْمَرأَه لُعبهٌ فَمَنِ اتّخَذَها فَلا یُضَیِّعها»؛( مجلسى، بحارالانوار، ج ۱۰۰؛ پیشین، باب ۲، ص ۲۲۴، حدیث ۵) هر کس زنى بگیرد، باید احترامش کند. زن شما لعبت و دلبر است؛ هر کسى لعبتى به دست آورد، نباید آن را ضایع سازد. از دیدگاه اسلام، زن میهمان محترمى است که اکرام و احترام نسبت به او لازم و ضرورى است. چه زمانى که او دخترى در خانه پدر است و چه زمانى که همسرى در کنار شوهر و یا مادرى مهربان براى فرزندان باشد. در همه حالات فوق توصیههاى فراوانى در روایات آمده است که دلیل بر لزوم احترام و اکرام نسبت به اوست. در حدیث دیگرى وارد شده که پیامبر اکرم (صلىاللهعلیهوآله) فرمودند: «الا خیرکم خیرکم لنسائه و انا خیرکم لنسائى»؛( الحر العاملى، وسائل الشیعه، ج ۲۰؛ باب استحباب الاحسان الى الزوجه، حدیث ۱۱٫) بهترین شما مردى است که با زنش خوش رفتارتر باشد و من از همه شما نسبت به زنانم خوشرفتارترم. در حقیقت سیره عملى نبى مکرم اسلام (صلىاللهعلیهوآله) نیز به خوبى نشان مىدهد که ایشان در نهایت احترام با زنان، خصوصاً دختر گرامیشان حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و همسرانشان، رفتار مىنمودند. که رفتار و گفتار ایشان در حقیقت ترسیم کننده نگاه اسلام، به زن است، که زن را از موجودى پست و فاقد روح انسانى، در عصر جاهلیت، به انسانى صاحب کرامت، تبدیل کرد. احترام به شوهر هرکسی دوست دارد مورد احترام دیگران باشد. احترام گذاشتن به دیگران نیز نشانه شخصیت احترام کننده است. احترام گذاشتن به شوهر همانند احترام گذاشتن به زن عامل مستقیم پایداری خانواده و ایجاد الفت و مهربانی در آن می باشد و نشانه خوش بختی و سعادت زن نیز می باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: هر زنى که از شوهرش احترام کند وآزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود. (بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۳) نمونه هایی از آداب احترام گذاشتن به شوهر در لسان نبی خدا(صلی الله و علیه وآله) اینگونه آمده است: «وظیفه زن این است که تادرب خانه به پیشواز شوهرش برود و به وى خوش آمد بگوید.» (مستدرک ج ۳ ص ۵۵۱) «زن موظف است براى شوهرش طشت و حولهحاضر کند و دستهایش را بشوید.» (مستدرک ج ۲ ص ۵۵۱) احترام به فرزندان ایجاد شخصیت در کودک، یکی از فصول اساسی تربیت است. برای اینکه کودک در نفس خود، احساس حقارت نکند، لازم است که پدران و مادارن، از دوران ابتدای کودکی به این امر مهم توجّه داشته باشند و با رفتار و گفتار خویش، شخصیت را در فرزندان خود پرورش دهند و با آنان طوری رفتار نمایند که کودکان، استقلال خود را باور کنند. یکی از راه های بارور ساختن شخصیت اطفال، احترام نهادن به آنها و خودداری از توهین و تحقیر آنان است.
 پدر و مادر باید سعی کنند کودک، مسائل را همان گونه ببیند که آنها می بینند. باید مواظب باشند که در گفتگو با کودکان، صدایشان بلندتر از معمول نباشد و وقتی تذکراتی لازم شد، با ملایمت و نیکویی ادا شود که سدّی میان آنها و کودکان ایجاد نکند و در آنها رنجشی به وجود نیاورد. باید به کودکان بفهمانند که آنها هم جزء خانواده هستند و هر کدام باید مسئولیتی به عهده بگیرند. پدر و مادر باید از اوان کودکی در راه پرورش روان و احیای شخصیت وی، به وظایف تربیتی خویش به طور شایسته عمل کنند. پیامبر از اوایل ولادت تا دوران از شیرگرفتن و سالهای بالاتر همواره مراقب کودکان خویش بود و آنان را هدایت می کرد و هر زمان، به تناسب، در راه تکامل روحی شان به آنها احترام می کرد. کودک، با وجود ناتوانی جسمی، مهر و محبّت را می فهمد، تندی و خشونت را درک می کند، از مهربانی لذّت می برد و از خشونت، آزرده خاطر می گردد. نبی اکرم صلی الله علیه و آله به پرستار امام حسین علیه السلام در کودکی می فرماید: لباس مرا آب تطهیر می کند؛ ولی چه چیز می تواند غبار کدورت و عقده حقارت را از قلب فرزندم برطرف کند. شکستهای روانی طفل، نتایج نامطلوبی در طول زندگی برای او به بار می آورد. در بحارالأنوار آمده است: «دعی النبی صلی الله علیه و آله الی صلوه و الحسن متعلق به فوضعه النبی صلی الله علیه و آله مقابل جنبه و صلّی، فلمّا سجد أطال السجود فرفعت رأسی من بین القوم فاذا الحسن علی کتف رسول الله صلی الله علیه و آله فلمّا سلّم علیه السلام قال له القوم: «یا رسول الله! لقد سجدت فی صلاتک هذه سجده ما کنت تسجدها کأنّما یوحی الیک»، فقال صلی الله علیه و آله : لم یوح الی و لکنّ ابنی کان علی کتفی فکرهت أن أعجّله حتّی نزل» رسول اکرم صلی الله علیه و آله مردم را به نماز فرا خواند. حسن علیه السلام طفل خردسالی بود و با آن حضرت بود. پیامبر صلی الله علیه و آله طفل را پهلوی خود نشاند و به نماز ایستاد. حضرت یکی از سجده های نماز را خیلی طول داد. راوی می گوید: من سر از سجده برداشتم و دیدم حسن علیه السلام از جای خود برخاسته و روی کتف پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته است. وقتی نماز تمام شد، نمازگزاران گفتند: «ای رسول خدا! چنین سجده ای از شما ندیده بودیم. گمان کردیم وحی بر شما رسیده است». فرمود: وحی نرسیده بود. فرزندم حسن در حال سجده بر دوشم سوار شد. نخواستم تعجیل کنم و کودک را به زمین بگذارم. آن قدر صبر کردم تا طفل خودش از کتفم پایین آمد.(گفتار فلسفی کودک،فلسفی،۱۱۱) این عمل پیامبر گرامی نسبت به نوه بزرگوار خویش در حضور مردم، نمونه بارزی از روش آن حضرت در تکریم کودک است، پیامبر صلی الله علیه و آله با طول دادن سجده، حداکثر احترام را درباره فرزند خود، معمول داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله گاهی برای احترام به کودکی سجده نماز را طولانی می کند و گاهی هم به احترام کودک، نماز را به سرعت خاتمه می دهد. در روایات آمده است: «عن النبی صلی الله علیه و آله : أنّه کان جالساً فأقبل الحسن و الحسین فلمّا رآهما النّبی قام لهما و استبطأ بلوغهما الیه، فاستقبلهما و حملهما علی کتفیه و قال: نعم المطی مطیکما و نعم الراکبان أنتما و أبوکما خیر منکما» رسول گرامی اسلام نشسته بود. حسن و حسین (علیهماالسلام) وارد شدند. حضرت به احترام آنان از جای برخاست و به انتظار ایستاد. کودکان در راه رفتن ضعیف بودند. لحظاتی طول کشید، به ایشان نرسیدند. رسول گرامی به طرف کودکان پیش رفت و از آنان استقبال نمود. آغوش خود را باز کرد و هر دو را بر دوش خود سوار نمود و به راه افتاد و می فرمود: فرزندان عزیز! مرکب شما چه خوب مرکبی است و شماها چه سواران خوبی هستید و پدرتان بهتر از شماست.(بحارالانوار،ج۴۳،ص۲۹۴) پیامبر صلی الله علیه و آله به چند صورت به فرزندان خود احترام می کرد: به پا خاستن، به انتظار ماندن، استقبال کردن؛ و بر دوش نشاندن. اینها تکریم عملی آن حضرت بود و با گفتن عبارت «سواران خوب» لفظاً نیز از آنان احترام نمود. اساساً رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، نسبت به تمام فرزندان خود یا فرزندان دیگر، محبّت خاصّی داشت و آمده است که: «و التلطّف بالصّبیان من عاده الرسول» لطف و عنایت به کودکان، از عادات حمیده و صفات پسندیده پیامبر صلی الله علیه و آله بود.(محجه البیضا،ج۳،ص۳۶۶) احترام به والدین در اهمیت احترام به والدین از نگاه دین همین بس که در سیزده مورد ، قرآن کریم یاد از احترام و نیکی به پدر و مادر نموده و جالب اینکه در هفت مورد پس از دعوت به یکتایی و شکر خدا، بدون فاصله دعوت به احسان و تشکر از پدر و مادر می کند. این مطلب بیانگر ارزش فوق العاده ی احترام به پدر و مادر است که بعد از اعتقاد به یکتای خدای منان مطرح و بیان شده است. به عنوان نمونه در سوره بقره می فرماید: «و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل الا تعبدون الا الله و بالوا لدین احساناً و ذالقربی» (بقره/ ۸۳) به یادآورید زمانی که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدای یگانه پرستش نکنید و به پدر ومادر و نزدیکان … نیکی کنید. و در این باب حتی از کمترین بی حرمتی نسبت به آنان نیز نهی می نماید و به ترک هر نوع بی احترامی و هر چیزی که موجب ناخشنودی و نارضایتی آنها شود امر می فرماید. «و لا تقل لهما اف»(اسرا/۲۳) به پدر و مادر اف نگو.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پس آزمون متغیر مستقل پیش آزمون
T2
X
T1
آزمایش ۱
T2
Y
T1
آزمایش ۲
T2
………………..
T1
کنترل
۳-۳) جامعه آماری جامعه آماری در پژوهش حاضر تعداد ۱۴۰ نفر از زنان و شوهرانی بودند که به دلیل وجود تعارض و درگیری برای حل مشکل خود به مرکز مداخله در بحران بهزیستی لاهیجان در طی سالهای ۸۷ و ۸۸ مراجعه نموده اند. در این پژوهش آن دسته از مراجعین مورد مطالعه قرار گرفته اند که :

- مدت زمان ازدواج آنان بین ۵-۳ سال
- شرایط سنی آنان بین (حداقل یکی از زوجین) ۲۸-۲۴
- دارای حداقل تحصیلات (سوم دبیرستان) برای پاسخگویی به پرسشنامه ها
- داشتن حداقل یک فرزند باشند.
همچنین دلیل تعارض آنها اختلاف سلیقه، تعارضهای فرهنگی، عادات شخصی نامناسب، الگوهای رفتاری ناسازگار، ضعف در مهارتهای ارتباطی، عزت نفس پایین، عدم انعطاف پذیری، افکار و عقاید غلط درباره زندگی زناشویی باشد. این ویژگی از طریق مصاحبه با زوجین وبررسی سابقه اختلال روانی و شخصیتی زوج ها تعیین گردید . زوج هایی که به دلیل درگیری شدید و به قصد طلاق به مرکز مداخله در بحران بهزیستی لاهیجان مراجعه نموده و به هیچ وجه مایل به اصلاح روابط خود نبودند جزء این جامعه محسوب نمی شوند. ۳-۴) نمونه و روش نمونه گیری: در این پژوهش از میان مراجعه کنندگان به مرکز مداخله در بحران بهزیستی لاهیجان در سالهای ۸۸-۸۷ از میان ۱۴۰ نفر تعداد ۱۲۰ نفر دارای شرایط لازم جهت انجام پژوهش بودند، که پس از تماس و صحبت با زوجین تعداد ۶۰ نفر از آنان بصورت نمونه های هدفمند موافقت خود را برای شرکت در جلسات اعلام کردند. ۶۰ نفر داوطلب شرکت در پژوهش در ۳ گروه واقعیت درمانی، عقلانی- عاطفی و کنترل بصورت تصادفی و به شیوه زیر قرار گرفتند: به هر یک از زوجین یک کد اختصاص داده و کد ها بر روی برگه های کوچک نوشته و داخل کیسه ای ریخته شد. سپس برای هر یک از گروه های درمانی و کنترل به ترتیب یک کد از داخل کیسه بصورت تصادفی اختصاص داده و به همین ترتیب هر یک از ۱۰ زوج در یکی از گروه ها ی آزمایشی و کنترل تقسیم شد.زمان پیش بینی شده برای جلسات ۸ جلسه بود. ۳-۵) ابزار اندازه گیری: ابزار اندازه گیری متغیر وابسته در این پژوهش پرسشنامه تعارض زناشویی بود. طرح اولیه این پرسشنامه توسط ترابی و زیر نظر ثنایی (۱۳۷۵) تهیه و تنظیم شد که هفت بعد یا زمینه تعارض زناشویی را اندازه گیری می کند. این ابعاد عبارتند از:
- افزایش رابطه فردی با خویشاوندان
- کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر
- جدا کردن امور مالی از یکدیگر
- افزایش جلب حمایت از فرزندان(ثنائی ۱۳۷۵).
در سال ۱۳۸۷ در اصلاح پرسشنامه حاضر، یک بند دیگر به آن اضافه گردید که بعد دیگری از تعارضات زناشویی را مورد بررسی قرار می دهد بنابراین پرسشنامه در حال حاضر هشت بعد از تعارضات زناشویی را ارزیابی می کند که هشتمین بعد آن : اختلال در روابط می باشد. ( ثنائی ۱۳۸۷ ). پایایی[۱۴۸] و روایی[۱۴۹] آزمون: ترابی و ثنایی (۱۳۷۵) به منظور دستیابی به پایایی و روایی پرسشنامه آنرا روی یک گروه ۱۱۱ نفری متشکل از ۵۳ مرد و ۵۳ زن که برای رفع تعارض زناشویی خود به مراجع قضایی و مراکز مشاوره مراجعه کرده بودند و نیز یک گروه گواه ۱۰۸ نفری از زوجهای عادی و متشکل از ۵۳ مرد و ۵۵ زن اجرا کردند. مقایسه میانگین دو گروه سازگار و ناسازگاز در مردان و زنان بیانگر تفاوت معنا داری بین آنها می باشد که می توان دال بر قدرت تمییز آزمون در تشخیص زوجهای متعارض از نامتعارض داشته باشد(ثنایی ۱۳۷۹). به علاوه همبستگی هر سوال با نمره کل آزمون بالا و معنا دار بدست آمده است. دهقان(۱۳۸۰) میزان پایایی هر یک از مقیاسهای این آزمون را بر روی یک گروه سی نفری به شرح زیر بدست آورد.
- کاهش همکاری برای سوالات : ۷۳ %
- کاهش روابط جنسی برای سوالات : ۶۰ %
- افزایش واکنش هیجانات در سوالات : ۷۴ %
- افزایش حمایت از فرزندان : ۶۵ %
- کاهش رابطه خانوادگی با اقوام همسر : ۸۲ %
- افزایش رابطه فردی با خویشاوندان : ۸۱ %
- جدا کردن امور مالی : ۶۹ %
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل اول: در این فصل پرداختن به تبیین موضوع پژوهش، اهمیت ضرورت، اهدف، فرضیهها و متغیرهای پژوهش مد نظر قرار گرفته است. فصل دوم: در این فصل به ادبیات، مبانی نظری و پیشینه پژوهش پرداخته شده است. فصل سوم: در این فصل به روش پژوهش ، جامعه آماری و حجم نمونه مورد پژوهش ، معرفی شرکت بهره برداری، معرفی ابزارهای جمع آوری اطلاعات، روایی و پایانی پرسشنامه پرداخته شده است. فصل چهارم: در این فصل، اطلاعات از طریق پرسشنامه و مطالعه پژوهش های مشابه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. فصل پنجم: در آخرین فصل از فصول پنجگانه این پژوهش، پس از بیان نتایج حاصله و ارائه پیشنهادهایی بر اساس آنها، محدودیتهای پژوهش عنوان شده است.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه پژوهش
۲-۱- مقدمه
تغییر و تحولات سریع محیط افزایش رقابتها و لزوم جهت گیری سنجیده سبب شده است تا مفاهیم و بنیانهای حسابداری مدیریت مانند سایر حوزههای علم مدیریت نیازمند بازنگر ی و اصلاحات متعدد باشد با تسری تفکر استراتژیک محور به حوزههای مختلف مدیریت سازمان مفهوم حسابداری مدیریت سنتی نیز دگرگون شده و حسابداری مدیریت استراتژ یک به عنوان ابزاری برای پدید آورد مزیتهای رقابتی پایدار مطرح شده است (فریزهندی[۹] ۱۳۹۰).
 مدیریت علمی به صورت بسیار خلاصه روش برخورد منظم و منطقی با مسائل سازمانها به منظور یافتن مناسبترین راه برای انجام هر کار است و بر کسب اطلاع دقیق و کامل از آنچه میگذرد و نتایجی که بر اثر هرگونه تغییر حاصل میشود تأکید دارد. این نوع از مدیریت نیاز زیادی به اطلاعاتی از قبیل تأکید دارد این نوع از مدیریت نیاز زیادی به اطلاعاتی از قبیل اجزای مختلف تولید قیمت فروش محصولات و خدمات و ظرفیت منابع مختلف نظیر ظرفیت تولیدی ماشین آلات و تحلیل این اطلاعات دارد. این جریان نیاز به اطلاعات و به ویژه اطلاعات مالی را فزونی بخشید افزایش استفاد هی مدیران از اطلاعات مالی موجب شد که روشهای هزینهیابی تولیدات خدمات و فعالیتها بهبود و توسعه یابد و اطلاعات مفصلتری از جنبههای مختلف مالی فعالیتها فراهم آید بدین ترتیب حسابداری مدیریت به عنوان رشتهای خاص در اوایل قرن حاضر شکل گرفت (ویلکر و بورکه[۱۰] ۱۳۸۶). بسیاری از واحدهای اقتصادی به تدریج از دیدگاه حسابداری بهای تمام شده سنتی فاصله میگیرند و به ایجاد مدیریت هزینه کاهش بهای تمام شده خدمات (هزینههای ثابت و متغیر) جهت کمک به افزایش سود آوری است موسسات انتفاعی که به طور مکرر مورد تأکید مدیران و متخصصان مالی قرار میگیرند به نحوی با مدیریت هزینه در ارتباط میباشتد یکی از ابزارهای نوین جهت تحقق اهداف فوق سیستم محاسبه بهای تمام شده کالا و خدمات بر مبنای فعالیت هزینهیابی مبتنی بر فعالیت است یکی از مهمترین اجزای فرایند مدیریت هزینه داشتن فرایند بهبود مستمر و مدیریت ناب است یکی از مهمترین اجزای فرایند مدیریت هزینه داشتن فرایند بهبود مستمر مدیریت ناب است اینکه تولید کالا و ارائه خدمات به چه قیمتی صورت بگیرد تا ضمن حفظ سهم بازار سودی معقول نیز برای موسسه کسب گردد سؤالی است که پاسخ آن نیازمند شناخت روشهای هزینهیابی است (حسن پور ۱۳۸۹).
۲-۲- مبانی نظری
مفهوم حسابداری مدیریت استراتژیک مستلزم تمرکز روشهای حسابداری مدیریت بر ارزیابی عملکرد از زوایای استراتژیک در عوض شاخصهای عملیاتی است این مفهوم برای اولین بار توسط سایموندز در سال ۱۹۸۱ مطرح شد وی این مفهوم را برای اشاره به رویکردی با جهت گیری خارجی بکار گرفت که در جمع آوری و تحلیل دادههای مرتبط با هزینهها قیمت حجم فروش سهم بازار گردش وجوه نقد و بهره برداری از منابع برای کسب و کار و رقبای آن مورد استفاده قرار میگیرد و معتقد بود باید توانمندیهای حسابداران مدیریت برای جمع آوری اطلاعات از منابع داخلی شرک به سوی جمع آوری اطلاعات از رقبا هدایت گردد (برومویچ[۱۱] ۲۰۰۰).
۲-۳- فلسفه پیدایش حسابداری مدیریت
حسابداری مدیریت زاده تحولات اوایل قرن نوزدهم است. شکل گیری سرمایه داری و جداشدن تدریجی مالکیت از مدیریت، پدید آمدن بنگاههایی که بر پایه سلسله مراتب سازمان یافته بودند، سمت گیری در جهت استفاده از مزیت نسبی و جدا شدن تولید از توزیع و به تبع آن ضرورت کنترل سود آوری، زمینه ساز پیدایش حسابداری مدیریت شد. از نیمه قرن نوزدهم با ایجاد کارخانجات پیچیده ماشین کاری و تنوع تولیدات، چالشهای جدیدی برای حسابداری مدیریت فراهم شد. مدیریت علمی و بنیانگذاران این مکتب کوششهای خویش را برای تفکیک و تبدیل فرآیندهای پیچیده به عملیات ساده تولید (ساده سازی)، استاندارد سازی تولید و فراهم ساختن امکان تعیین استانداردها و افزایش کارآیی آغاز نمودند. فاصله شصت ساله ۱۹۲۵ تا ۱۹۸۵ دوره رکود در تحولات حسابداری مدیریت شناخته میشود. رویداد مهمی که این رکورد را پدید آورد عبارت بود از «توسعه بازار سرمایه دار». بحث هزینهیابی مستقیم میتواند عمدهترین رویداد سالهای۱۹۳۰ الی ۱۹۵۰ محسوب شود. بر پایه تحلیل نارساییهای هزینهیابی تمام جذبی، هزینهیابی مستقیم ابداع شد. بدین صورت امکان ارائه اطلاعات مرتبط و مفید برای تصمیم گیری مدیریت فراهم شد. اما در دهه ۱۹۶۰ این رویکرد توسعه یافت و حسابداری مدیریت کمی رونق پیشین خود را بازیافت و رویکرد مبتنی بر اقتصاد اطلاعات بعنوان نگرش جدید نسبت به حسابداری مدیریت پدیدار شد و حسابداری مدیریت به صورتی تمام عیار به عنوان یک مقوله سیستمی و بخش مهمی از مجموعه سیستمهای اطلاعاتی مدیریت مطرح شد. رویکرد مبتنی براقتصاد اطلاعات، اطلاعات را همانند هر کالای دیگری میدانست که مورد خرید و فروش قرار میگرفت و بنابراین مانند هر کالای دیگری صرفاً نمیتوان به، نیاز به اطلاعات توجه کرد بلکه هزینه تولید این کالا را نیز باید در نظر داشت. حسابداری مدیریت فرایند رشد و توسعه خود را بصورت جدی و فزاینده از ابتدای دهه ۱۹۹۰ آغاز نمود، اما عواملی نظیر رشد مقیاس سازمانها و بنگاههای اقتصادی، تحولات شگرف تکنولوژیک، پیچیدگی و دامن افزایی قوانین و مقررات و سرانجام گسترش دانش مدیریت طی سه دهه اخیر، آثار خود را بر توسعه قلمرو حسابداری مدیریت و پذیرفته شدن آن بعنوان یک آموزه و مقوله مستقل ازحسابداری مالی بجای گذشته است. انجمن حسابداران مدیریت در سال۱۹۱۹ میلادی باعنون انجمن حسابداران صنعتی[۱۲] با ۳۷ عضو پا به عرصه وجود گذاشت. هدف این سازمان در بدو امر، ایجاد انجمن برای حسابداران صنعتی بود تا تجربیاتشان را در اختیار یکدیگر قرار دهند و مشکلات اعضای خود را حل کنند (ویکی پدیا).
۲-۳-۱- ویژگیهای حسابداری مدیریت
بنا به تعریف موسسه حسابداران خیره[۱۳]، به عنوان یکی ازبزرگترین مراجع بین المللی حسابداری مدیریت، “حسابداری مدیریت” را این گونه توصیف کرده اند: حسابداری مدیریت، بکارگیری اصول حسابداری و مدیریت مالی برای خلق، حفظ، ذخیره سازی و افزایش ارزش در نظر ذینفعان سازمانهای انتفاعی یا غیر انتفاعی دولتی یا خصوصی است. حسابداری مدیریت بخش جداناپذیر حوزه مدیریت است که اطلاعات مرتبط با اهداف زیر را شناسایی، تولید، ارائه و تفسیر میکند:
-
- کمک به اتخاذ تصمیمات استراتژیک و طراحی استراتژیهای سازمانی
-
- برنامه ریزی بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدیت فعالیت ها
-
- تعیین ساختار سرمایه و تامین منابع مالی این ساختار
-
- طراحی استراتژیهای انگیزشی برای مدیران ارشد و ذینفعان
-
- کمک به اتخاذ تصمیمات عملیاتی
-
- کنترل عملیات و حصول اطمینان از کارایی استفاده از منابع
-
- اندازه گیری و گزارش دهی عملکرد مالی و غیر مالی به مدیران و دیگر ذینفعان
-
- حراست از داراییهای مشهود و نامشهود
-
- اجرای فرآیندهای اداره سازمان، مدیریت ریسک و کنترلهای داخلی (ویکی پدیا)
حسابداری مدیریت به لحاظ ماهیت، یک فرایند و یک سیستم است که به کار گردآوری اطلاعات و اندازه گیری میپردازد و حوزه عملکرد آن در قالب اطلاعات عملیاتی و اطلاعات مالی متبلور میشود و هدف آن بعنوان ابزاری کارآمد در اختیار مدیران به منظور کمک به سازمان در جهت دستیابی به اهداف عالیه خود میباشد. نقش حسابداری مدیریت را در تحلیل میتوان ایجاد راهکارهایی برای دریافت اطلاعات گذشته، حال و برنامههای آینده، استنتاج شده از عوامل بیرونی و درون سازمانی دانست تا با بهره گرفتن از ابزارهایی در قالب مدلهای قابل فهم، اطلاعات مناسب را تهیه و به موقع در اختیار مدیریت قرار دهد و این اطلاعات را به گونهای تفسیر نماید که امکان ارزیابی واحدهای داخلی و محصولات تولیدی فراهم شود و تصمیم گیری را با فراهم آوردن اطلاعات مؤثر در تقابل با مشکلات فراسوی بنگاه اقتصادی تسهیل کند و نیز امکان تمرکز بر وقایع آینده از طریق آماده نمودن زمینه برای برنامه ریزیهای استراتژیک را بوجود میآورد. حسابداری مدیریت میتواند در شناسایی و اصلاح روشهای کار برای کنترل و بازنگری فعالیتها، نقش بسیار ارزندهای را ایفا کند و از طریق مقایسه اهداف پیش بینی شده با عملکرد واقعی، انحرافات بوجود آمده را شناسایی و با تحلیل و تفسیر آنها، راهکارهای متناسب در جهت اصلاح ساختار و فعالیتها را به مدیریت ارائه دهد.
۲-۳-۲- اهمیت حسابداری مدیریت
در طراحی راهکارهای لازم و برنامه ریزی جهت نیل به اهداف سازمانی، یکی از مهمترین ابزارهای مدیران، حسابداری مدیریت میباشد. سازمانها بسته به نوع فعالیت اهداف مختلفی دارند و در برخی موارد مانند مدیریت منابع و کاهش قیمت تمام شده فعالیتها و خدمات مشترک هستند، در دنیای امروز تغییرات تکنولوژی و تغییر ذائقه مشتریان و رقابت در بازار بین الملل، سازمانها را به واحدهای پویایی درآورده که لازمه بقاء و تعالی آنها دراین عرصه را بوجود آورده است ناگزیر این سازمانها سیستمهایی را انتخاب میکنند که همگام با این تغییرات بتواند اطلاعات مورد نیازشان را تهیه نمایند. از آنجائی که حسابداری مدیریت از چارچوب بسته و قوانین و اصول پذیرفته شده پیروی نمی کند از انعطاف لازم برخوردار است. حسابداری مدیریت تامین اطلاعات مورد نیاز مدیران را در فرایند تصمیم گیری، برنامه ریزی، رهبری و کنترل فعالیتهای عادی و همچنین امکان سنجش و ارزیابی عملکرد واحدهای زیر مجموعه، مدیران و سایر کارکنان را فراهم میکند و در نهایت در رسیدن به اهداف سازمانی از جمله سودآوری، کاهش قیمت تمام شده، تنوع محصول، کاهش ریسک، سرآمدی دربازار رقابت، کیفیت محصولات، افزایش کارآیی وبهره وری یاری میرساند.
۲-۳-۳- ابزارهای حسابداری مدیریت
رسالت حسابداری مدیریت[۱۴] استفاده از اطلاعات حسابداری و عملکردی سازمان جهت تصمیم سازی برای مدیران میباشد. برای دستیابی به این هدف، ابزارهای مدیریتی مختلفی توسعه یافتهاند که مهمترین آنها در جدول زیر فهرست شده اند.
جدول ۲-۱- ابزارهای حسابداری مدیریت به نقل از گروه مشاوران پنکو
| ابزارهای حسابداری مدیریت |
| ابزارهای راهبردی: |
ابزارهای مدیریتی |
ابزارهای عملیاتی |
| هزینه یابی |
سنجش عملکرد |
گزارش دهی عملکردی |
| قیمت گذاری |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳
تجربی
پسر
۲۲۳
۵۰
دختر
۲۴۸
۵۶
۴
علوم انسانی
پسر
۲۰۲
۴۵
دختر
۱۸۷
۴۲
جمع
۱۳۲۴
۲۹۸
۳-۵- تعداد نمونه و روش نمونه گیری حجم نمونه مورد پژوهش تعداد ۲۹۸ نفر می باشد که به روش تصادفی طبقه ای نسبی و بر اساس فرمول کوکران جهت انجام پژوهش انتخاب شدند. که جزئیات آن در جدول فوق آمده است. ۳-۶- روش و ابزارهای جمع آوری اطلاعات ۳-۶-۱- پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ) فرم ۲۸ سوالی: پرسش نامه سلامت عمومی یک «پرسش نامه سرندی»[۱۲۰]مبنی بر روش خودگزارش دهی است، که در مجموعه بالینی با هدف ردیابی کسانی که دارای یک اختلال روانی هستند مورد استفاده قرار می گیرد. پرسش نامه سلامت عمومی را می توان به عنوان مجموعه پرسش هایی در نظر گرفت که از پائین ترین سطوح نشانه های مشترک مرضی که در اختلال های مختلف روانی وجود دارد، تشکیل شده است. بدین ترتیب می تواند بیماران روانی را به عنوان یک طبقه کلی از آنهائی که سالم می پندارد متمایز کند. بنابراین هدف این پرسش نامه دستیابی به یک تشخیص خاص در سلسله مراتب بیماری های روانی نیست، بلکه منظور اصلی آن ایجاد تمایز بین بیماری و سلامت است. این پرسش نامه توسط گلدبرگ[۱۲۱](۱۹۷۲)، ابداع شده، و هدف از آن طراحی و کشف و شناسائی اختلالات روانی در مرکز و محیط های مختلف بوده است. سئوالات این پرسش نامه به بررسی وضعیت روانی فرد در یک ماه اخیر می پردازد، و شامل نشانه هایی مانند افکار و احساسات نابهنجار، و جنبه هایی از رفتار قابل مشاهده است. نتایج تحقیقات هندرسون[۱۲۲](۱۹۹۰)، نشان می دهد پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ) شناخته شده ترین ابزار غربالگر در روانپزشکی است. که تاکنون تأثیر شگرفی در پیشرفت پژوهش ها داشته است. این پرسش نامه بصورت فرم های ۲۸،۳۰،۶۰و ۱۲سئوالی می باشد. این پرسش نامه تاکنون به ۳۸ زبان ترجمه و در ۷۰ کشور مورد استفاده قرار گرفته است(به نقل از تقوی ،۱۳۸۰). فرم ۲۸ سئوالی این پرسش نامه توسط گلدبرک و هیلر(۱۹۷۹)، از طریق اجرای روش تحلیل عامل بر روی فرم بلند آن طراحی شده است. این پرسش نامه شامل ۲۸ سئوال چهار گزینه ای و دارای چهار مقیاس می باشد که هر کدام از مقیاس ها ۷ سئوال دارد. مقیاس های پرسشنامه سلامت عمومی عبارتند از: مقیاس علائم جسمانی[۱۲۳]، مقیاس اضطراب[۱۲۴]، اختلال در عملکرد اجتماعی[۱۲۵]، افسردگی[۱۲۶] شدید (هورمن، ۱۳۷۶).
 سئوالات هر خرده آزمون به ترتیب و پشت سرهم آمده است، به گونه ای که از سئوال ۱ تا ۷ مربوط به خرده آزمون «نشانه های جسمانی» و از سئوال ۸ تا ۱۴ مربوط به خرده آزمون «اضطراب» و از سئوال ۱۵ تا ۲۱ مربوط به خرده آزمون «اختلال در کارکرد اجتماعی» و از سئوال ۲۲ تا ۲۸ مربوط به خرده آزمون «افسردگی» می باشد. منظور از «اضطراب» در این پژوهش نمره زیر مجموعه اضطراب از پرسش نامه سلامت عمومی گلدبرگ است که آیتم های آن عبارتند از: بی خوابی در هنگام نگرانی، بیدار شدن در هنگام خواب، احساس تحت فشار بودن، عصبانیت و بدخلقی، هراسان و وحشت زده بودن، عدم توانائی انجام کارها، دلشوره داشتن، عصبی بودن، که کسب نمره پائین در این عامل نشانه سلامت روانی است. منظور از «افسردگی» در این پژوهش، نمره زیر مجموعه افسردگی از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ است که آیتم های آن عبارتند از: احساس بی ارزشی، ناامیدی کامل در زندگی، افکار خودکشی داشتن، احساس بد بودن وضع اعصاب، آرزوی مردن و خلاص شدن از وضع زندگی، فکر خاتمه دادن به زندگی خود، کسب نمره پائین در این مقیاس نشانه سلامت روانی است. منظور از «علائم جسمانی» در این پژوهش نمره زیر مجموعه علائم جسمانی از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ است که آیتم های آن عبارتند از: احساس سلامتی، احساس نیاز به داروهای تقویتی، احساس ضعف و سستی، احساس بیماری، سردرد، احساس فشار سر، احساس داغ شدن و سرد شدن کسب نمره پائین در این مقیاس نشانگر سلامت روانی بالاتر است. منظور از «اختلال در کنش و کارکرد اجتماعی» در پژوهش حاضر نمره زیر مجموعه اختلال در کنش و کارکرد اجتماعی از پرسش نامه سلامت عمومی گلدبرگ است که آیتم های آن عبارتند از: توانائی مشغول نگه داشتن خود، صرف وقت بیش از حد معمول در کارها، احساس خوب انجام دادن کار، احساس رضایت از نحوه انجام کارها و احساس مفید بودن در کارها، احساس قدرت تصمیم گیری، احساس لذت از فعالیت های روزمره، کسب نمره پائین درا ین مقیاس نیز حاکی از سلامت روانی بالاتر است (استورا ، ۱۹۹۱؛ به نقل از دادستان، ۱۳۷۷). بنابراین در این پژوهش، اکتساب نمرات پائین در خرده مقیاس های علائم جسمانی (A)، اضطراب و بی خوابی(B)، کنش و کارکرد اجتماعی ©، و افسردگی و خودکشی (D) و همچنین شاخص کلی علائم مرضی، نشان دهنده سلامت روانی فرد خواهد بود. روش اجرا و نمره گذاری(GHQ): از ۲۸ عبارت پرسش نامه موارد ۱ الی ۷ مربوط به مقیاس علائم جسمانی است. موارد ۸ الی ۱۴ علائم اضطرابی و اختلال خواب را بررسی کرده و موارد ۱۵ الی ۲۱ مربوط به ارزیابی علائم کارکرد اجتماعی است و نهایتاً موارد ۲۲ الی ۲۸ علائم افسردگی را می سنجد. برای جمع بندی نمرات به اصلا نمره صفر، در حد معمول نمره ۱، بیش از حد معمول نمره ۲ و خیلی بیشتر از حد معمول نمره ۳ تعلق می گیرد. امتیازات جداگانه برای هر یک از ابعاد با جمع زدن پاسخ های مربوط به آن به دست می آید. دامنه نمرات برای هر بعد از صفر تا بیست می باشد. نمرات پایین تر از متوسط در هر بعد بیانگر بالا بودن سلامت روانی در آن بعد می باشد. هر چه نمره فرد کمتر باشد از سلامت روانی بیشتری برخوردار خواهد بود و برعکس. نمره بالا نشانگر برخورداری از سلامت روانی کمتری است. در هر مقیاس از نمره ۲۲ به بالا بیانگر علائم مرضی است(عباس زاده، ۱۳۸۶). ضرایب اعتبار و پایانی پرسش نامه سلامت عمومی(GHQ): بررسی های اعتبار یابی )۲۸- (GHQ نشان دهنده روایی و پایانی بالای پرسش نامه می باشد. ویلیامز و همکاران، (۱۹۸۹) روی ۴۳ پژوهش که این ابزار را بکار برده بودند، فرا تحلیلی انجام دادند و به حساسیت ۸۴/. و متوسط ویژگی ۸۴/. دست یافتند (امیری و همکاران، ۱۳۸۲ به نقل از عباس زاده، ۱۳۸۶). گلدبرگ و همکاران، ۱۹۷۸ همبستگی بین داده های حاصل از اجرای پرسش نامه سلامت عمومی و چک لیست علائم روان (۹۰ ـ SCL) را بر روی ۲۴۴ نفر آزمونی به میزان ۷۸/۰ گزارش نموده اند. پالاهنگ و همکاران، ۱۳۷۵ به منظور بررسی پایایی پرسش نامه سلامت روانی ۲۸ سوالی با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون پایایی آزمون را در سطح ۹۱/. اعلام نمودند. آقاجانی (۱۳۸۱)، در پژوهش خود پایایی مقیاس های پرسش نامه را در مقیاس کلی سلامت عمومی ۸۲% بدست آورد و پایایی خرده مقیاس ها را بین ۶۲% تا ۹۲ % گزارش نموده است. همچنین یزدان پناه (۱۳۷۵)، پایایی پرسش نامه سلامت عمومی را به روش همسانی درونی و با بهره گرفتن از ضریب آلفای کرونباخ برابر ۸۴/۰ بدست آورد (علومی، ۱۳۸۱). میرخشتی (۱۳۷۵)، پایایی پرسش نامه را به روش همسانی درونی بین ۹۲/۰ بدست آورد. دوستان(۱۳۸۸) در تحقیق خود ضریب آلفای کرونباخ این پرسش نامه را ۸۶/۰ بدست آورده است. در این تحقیق جهت سنجش پایایی پرسش نامه مذکور از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که نتایج نشان داد: پایایی آزمون به صورت کلی ۸۹۳/۰، علائم جسمانی ۷۲۵/۰، مقیاس اضطراب ۷۷۳/۰، اختلال در عملکرد اجتماعی ۵۹۴/۰ و افسردگی شدید ۸۷۱/۰ می باشد. و نیز برای بدست آوردن روایی آزمون از روایی محتوا استفاده گردید. در سنجش روایی محتوا، آزمون تکثیر و به تنی چند از متخصصان تعلیم و تربیت و کارشناسان آموزشی سازمان آموزش و پرورش داده شد و نظرات جمع آوری گردید. در اکثر سؤال ها توافق لازم وجود داشت. جدول ۳-۲: بررسی پایایی پرسش نامه سلامت روانی و ابعاد آن
متغیر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول۶-۷: مشخصات بال طراحی شده ۱۲۰ جدول۶-۸: سرعت و فرکانس فلاتر بال دارای شکستگی ۱۲۲ جدول۶-۹: سرعت و فرکانس فلاتر نسبت به تغییرات λدر ارتفاع ۵۱۸۲ متر ۱۲۵ جدول۶-۱۰: سرعت و فرکانس فلاتر نسبت به تغییرات λدر ارتفاع ۱۰۰۵۸ متر ۱۲۵ فصل اول مقدمه ۱-۱- پیشگفتار مدلسازی و تحلیل سازههای مختلف هواپیماهای امروزی، از مهمترین مسائل صنعت هواپیمایی میباشد. در اصول طراحی کلاسیک و مدرن، طراحی بال از اولین اقدامات در طراحی یک هواپیما به شمار می آید و این قسمت از هواپیما را معمولا قبل از بدنه، دم و دیگر اجزای هواپیما طراحی می کنند. با توجه به نقش اساسی بال در تولید نیروی برآ طراحی و تحلیل بال یکی از اساسیترین موضوعاتی است که یک طراح هواپیما با آن درگیر است. با توجه به اینکه سازه بال تحت مانورهای مختلف پروازی در معرض بارهای مختلف قرار میگیرد، در اجزای مختلف این سازه تنشهای مختلفی ایجاد می شود. برای این تحلیل، نرم افزارهای مختلفی که عملکرد آنها بر مبنای روش اجزاء محدود است، موجود میباشد.
 روش اجزای محدود، یک روش حل عددی است که برای بسیاری از مسایل مهندسی قابل استفاده است. مسایل پایدار، گذرا، خطی و غیرخطی در تحلیل تنش، انتقال حرارت، الکترومغناطیس و غیره میتوانند با بهره گرفتن از روش اجزای محدود استفاده شوند. بدون شک افتخار داشتن عنوان اولین کسی که این روش را برای حل مسایل مهندسی ابداع نمود، به کورانت[۱]میرسد. او در مقالهای که در سال ۱۹۴۳ منتشر شد، از درونیابی تکهای چندجملهایها، در مدلی که به نواحی مثلثی تقسیم شده بود برای حل مساله پیچش استفاده کرد. گام بعدی در ایجاد روش اجزای محدود را میتوان فعالیتهای شرکت بوئینگ در نظر گرفت. در سال ۱۹۵۰ شرکت بوئینگ برای مدلسازی بالهای هواپیما از المانهای مثلثی استفاده کرد. با این همه، هنگامی که در سال ۱۹۶۰ شخصی به نام کلاگ[۲]در مقالهای اصطلاح اجزای محدود را به کار برد، این روش عمومیت یافت. این مقاله کاربرد اجزای محدود ساده (میلههای مفصل شده و ورق مثلثی) برای تحلیل سازه هواپیما را نشان میدهد]۱و۲[. همراه با توسعه کامپیوترهای دیجیتالی با سرعتهای بالا، کاربرد روش اجزای محدود هم با نرخ فزایندهای پیشرفت نمود. پدیده های آیروالاستیسیته استاتیکی و دینامیکی، مربوط به اندرکنش بین نیروهای سازهای و آیرودینامیکی است که منجر به ایجاد تغییر در توزیع بارهای آیرودینامیکی به عنوان تابعی از سرعت جریان می شود. پدیده های ناپایداری استاتیکی و دینامیکی، واگرایی و فلاتر، میتوانند باعث از هم گسیختگی سازههای هوایی شوند. بر اساس آنالیز پایداری خطی، نوسانات بالای آنچه که سرعت فلاتر نامیده می شود، میرا نمیشوند و دامنه آنها به صورت نامحدود افزایش مییابد و به فروپاشی دم یا بال منتهی می شود. ۱-۲- تاریخچه از ابتدای ابداع هواپیما باتوجه به نقش اساسی بال در ساختمان هواپیما و تولید نیروی برا مطالعات و تحقیقات فراوانی بر روی بال انجام گرفته است. عموما این تحقیقات را میتوان در زمینه های آیروالاستیسیته و بررسی پدیده فلاتر و واگرایی بال، بهینه سازی، تحلیل تنش استاتیکی و دینامیکی بال و تاثیر مواد مواد مرکب بر سایر پارامترهای طراحی بال نام برد. تا کنون در ارتباط با تحلیل بال هواپیما با توجه به بارگذاریهای دینامیکی مختلف کارهای گوناگونی انجام شده و کتابهای بسیاری نیز در این زمینه منتشر گردیده است[۳-۵]. ناسا تحقیقات گستردهای در این زمینه انجام داده است که میتوان به[۶] اشاره کرد. در آغاز دهه ۹۰ تحقیق بر روی اثرات بارگذاریهای دینامیکی مختلف بر روی بال به صورت گستردهتری پیگیری شد. در سال ۱۹۶۸ تحلیل تنش سازههای هوایی تحت نیروهای ضربهای بررسی شد و تاثیر این نیروها بر روی تغییر شکل سازه مشخص گردید[۷]. در سال ۱۹۹۰ لیبرسکیو و نثیر[۳] تحقیقی بر روی پاسخ پانلهای مواد مرکبی به انفجارهای صوتی انجام دادند[۸]. پاسخ دینامیکی سطوح هوایی با ساختار غیر خطی در سال ۱۹۹۲ بررسی شد[۹]. نحوه توزیع تنش بر روی بال مثلثی و رابطه بین زاویه عقبگرد و تنش در لبههای بال با روش فتوالاستیک توسط سوزوکی[۴] به انجام رسید[۱۰]. طراحی بالهای فلزی و مواد مرکب هواپیما جهت دستیابی به چگونگی تاثیر مواد مرکب در وزن سازه و میزان تنش توسط کندی[۵] و مارتین[۶] مورد بررسی قرار گرفته است[۱۱]. موچٌاندی[۷] و همکارانش با در نظر گرفتن آلیاژ آلومینیوم به عنوان جنس سازنده، تاثیر انواع سطح مقطع تیرک طولی و مخروطی شدن تیرک را با بهره گرفتن از روش اجزای محدود بر توزیع تنش، مورد بررسی قرار دادند[۱۲]. گائو[۸] و همکارانش عملکرد دو نوع متفاوت سوراخها و تقویت کننده های گوناگون در یک تیرک با سطح مقطع C شکل تحت بار برشی استاتیکی را بررسی کردند[۱۳]. چیت[۹] و همکارانش تحلیل استاتیکی و دینامیکی بال بدون شکستگی دارای تیرکهای طولی و تیغههای عرضی را با نرم افزار اجزای محدود انجام دادند. در این مطالعه، از المان پوسته برای پوسته و المان تیر برای تیرکهای طولی و تقویت کنندهها استفاده شده است. آنها با تغییر ضخامت پوسته و همچنین تغیر در سطح مقطع تیرکهای طولی، تغییرات تنش و تغییر مکان را در طول بال مشاهده کردند[۱۴]. هاراکار[۱۰] و همکارانش با قرار دادن بارهای مختلف روی بال معمولی، با بهره گرفتن از روش اجزای محدود تحلیل کمانشی و تنشی را انجام دادند. با بدست آوردن فاکتور کمانش کمتر از ۱ در پوسته بالایی نشان دادند که در این بال کمانش اتفاق نمیافتد[۱۵]. اوزوزترک[۱۱] تحلیل آیرودینامیکی، سازهای و آیروالاستیک یک هواپیمای بدون سرنشین را بررسی کرد. تحلیل سازهای بال تحت بارهای آیرودینامیکی حدی در دیاگرام V-n، با بهره گرفتن از مدل اجزای محدود انجام شده است. توزیع تنش فون مایسز برای بال و دم ساخته شده از مواد مرکب خاص را انجام داده و نتایج برای چند ماده از قبیل کربن اپوکسی و فایبرگلاس را ارائه دادند[۱۶]. همچنین تحقیقات زیادی در زمینه اصول بهینهسازی ساختارهای مواد مرکب بال انجام گرفته است که میتوان به[۱۷و۱۸] اشاره کرد. در سال ۲۰۱۱ ژانگ[۱۲] شبیه سازی عددی و طراحی بهینه یک بال به منظور یافتن بهترین مواد مرکب بال انجام داد[۱۹]. سازههای بال با در نظر گرفتن مواد ایزوتروپیک و مواد مرکب توسط نرم افزار ANSYS تحلیل شده و بهترین جهتگیری فیبرها در سازه مورد مطالعه قرار گرفته است[۲۰]. مطالعات قابل توجهی در زمینه بهینهسازی سازههای هوایی با محدودیتهای فلاتر، فرکانس طبیعی و تنشهای حالت دائمی انجام شده است[۲۱و۲۲]. سیوالد[۱۳] یک روش مدلسازی عددی برای پیکربندی بال دلخواه توسعه داد و یک ابزار شبیه سازی برای ارزیابی و پیش بینی جرم آنها به کار گرفت و جعبه بال با المان تیر غیرخطی مدل شده است[۲۳]. آنتیلا[۱۴] عمر خستگی یک هواپیمای DHC-6 را با یک روش تحلیلی مناسب با تمرکز روی بال که به عنوان جزیی از هواپیما که بیشتر تحت خستگی بحرانی قرار دارد تخمین زد[۲۴]. کمار[۱۵] و همکارانش، پیش بینی عمر خستگی برای رشد ترک در محل بیشینه تنش انجام دادند[۲۵]. در زمینه آیروالاستیسیته سازههای هوایی نیز تحقیقات زیادی انجام شده است. فلاتر سازههای هوایی مسالهای بسیار قدیمی است و کتابهای بسیاری در این زمینه چاپ شده است[۳-۵، ۲۶ و ۲۷]. اولین مطالعات بر روی مساله فلاتر در سال ۱۹۱۶ توسط لانچستر[۱۶] و همکارانش در جریان جنگ جهانی اول در مورد مسائل فلاتر بمب افکن هندی پاگ[۱۷] انجام گرفته است[۴]. یکی از اولین مطالعات انجام گرفته در مورد آیروالاستیسیته بال هواپیما مقالهای از گلند[۱۸] بود که سرعت فلاتر یک بال یک سر درگیر و یکنواخت را بدست آورد[۲۸]. در بسیاری از مقالات مطالعه رفتار آیروالاستیک یک بال یکنواخت و مستقیم تحت بارگذاری ناپایا ارائه شده است[۲۹]. هاسنر[۱۹] و استین[۲۰] فلاتر یک بال با زاویه عقبگرد را در رژیم جریانی مادون صوت بررسی کردند[۳۰]. پاتیل[۲۱] و هاجز[۲۲] رفتار غیرخطی یک تیر یک سر درگیر را مورد بررسی قرار دادند[۳۱]. گرن[۲۳] و لیبرسکیو فلاتر و واگرایی یک بال پیشرفته بازاویه عقبگرد را که جرمهای متمرکز در طول و نوک خود حمل می کند، تحت بارگذاری ناپایا بدست آورده و مورد بررسی قرار دادند[۳۲]. کوین[۲۴] و لیبرسکیو ناپایداری آیروالاستیک یک بال هواپیما را در جریان تراکم ناپذیر مورد بررسی قرار دادهاند. آنها بال را مانند تیر جدار نازک مواد مرکبی ناهمسانگرد مدل کرده و سرعت فلاتر را تعیین کردند[۳۳]. حدادپور و فیروزآبادی ناپایداری فلاتر بال هواپیما بدون اثر زاویه عقبگرد را در یک جریان مادون صوت تحت اثر نیروهای ناپایا و شبه پایا بررسی کرده اند[۳۴]. معادلات خطی دینامیکی برای بال انعطاف پذیر تحت مانور صعود با زاویه عقبگرد با اثر تغییر فرم برشی بال توسط فاضلزاده و همکارانش استخراج شده و سرعت فلاتر تحت بارگذاری ناپایا بررسی شده است[۳۵]. رشیدی و فاضلزاده تاثیر مدل بارگذاری شبه پایا و ناپایا و زاویه عقبگرد بر سرعت فلاتر بال هواپیما را مورد بررسی قرار دادند[۳۶]. فاضلزاده و همکارانش تاثیر مانور غلتشی بر ناپایداری استاتیکی و دینامیکی یک بال یک سر درگیر را بررسی کردند[۳۷]. مزیدی و همکارانش تاثیر موتور بر فلاتر بال هواپیما تحت مانور غلتشی را بررسی کردند[۳۸]. مزیدی و همکارانش تاثیر موتور با نیروی پیشران زمانمند بر پاسخ آیروالاستیک یک بال را بررسی کردند[۳۹]. پنگ[۲۵] و همکارش در سال ۲۰۱۲ با درنظر گرفتن بالک در انتهای بال هواپیمای مسافربری، تاثیر این بالک بر روی سرعت و فرکانس فلاتر را مورد مطالعه قرار دادند[۴۰]. بیبین[۲۶] و همکارانش در سال ۲۰۱۲ با مدلسازی بال بدون شکستگی متشکل از تیرکهای طولی و تیغههای عرضی، تحلیل تنش و فلاتر را برای این نوع بال در نرمافزار اجزای محدود انجام دادند[۴۱]. ۱-۳- هدف پایان نامه در طراحی هواپیما، تحلیل استاتیکی و دینامیکی و پیدا کردن نقاط بحرانی حاصل از بارهای مختلف استاتیکی و دینامیکی و تاثیر پارامترهای مختلف بر طراحی حایز اهمیت است. طی پروژه حاضر بال یک هواپیمای مسافربری با بهره گرفتن از نرم افزار CATIA مدلسازی شده و تحلیل استاتیکی و دینامیکی این مجموعه مورد بحث قرار میگیرد. تحلیل استاتیکی و دینامیکی در نرم افزار ABAQUS انجام خواهد شد. اثر پارامترهای طراحی نظیر پارامترهای فیزیکی و هندسی بال، بارگذاریهای مختلف، تاثیر مواد گوناگون بر استحکام و کاهش وزن سازه و در پایان مقادیر تنش و دیگر پارامترها شبیه سازی عددی خواهند شد و نتایج حاصل مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت. در پایان تحلیل پدیده فلاتر بال صورت میگیرد. همچنین تاثیر پارامترهایی مانند زاویه عقبگرد و ارتفاع پروازی روی سرعت و فرکانس فلاتر مورد بحث قرار میگیرد. ۱-۴- محتویات پایان نامه پایان نامه حاضر در هفت فصل تنظیم شده است، مقدمه و تاریخچه تحقیقات انجام شده در این فصل آورده شده است. در فصل دوم ساختمان و اجزای سازنده بال هواپیمای مسافربری معرفی شده است. در فصل سوم بارگذاری و همچنین بارهای وارد بر بال مطابق با استاندارد FAR 25 ارائه شده است. در فصل چهارم روند تحلیل استاتیکی و دینامیکی در نرم افزار المان محدود و همچنین تحلیل عددی آیروالاستیک بال بیان شده است. در فصل پنجم مدلسازی کامپیوتری بال تشریح شده است. در فصل ششم به تحلیل و بررسی نتایج پرداخته می شود. در فصل پایانی نیز به نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهایی برای انجام فعالیتهای آتی، پرداخته شده است. فصل دوم ساختمان بال و مواد سازنده ۲-۱- مقدمه بالها اجزای اصلی تامین کننده نیروی برآ هستند. بالهای هواپیما از لحاظ آیرودینامیکی طوری طراحی شده اند تا نیروی برآ مورد نیاز پرواز را تامین نمایند. از بال علاوه بر تولید نیروی برآ، برای حمل سوخت و نصب موتورها استفاده می شود. بالها باید نیروی برآی کافی به منظور حمل تمام وزن هواپیما را تولید کنند. هدف اصلی یک بال بهینه تولید نیروی برآ و کاهش نیروی پسا در حد امکان است. با عبور جریان هوا از یک بال با زاویه حمله مناسب، گرادیان فشار بوجود می آید. ناحیه کم فشار در سطح بالایی بال، در حالیکه ناحیه پر فشار در سطح زیرین بال ایجاد می شود. تفاوت در فشار دو سطح، نیروی برآی رو به بالا را تولید می کند. در هواپیماهای تجاری، جنگندهها و جتها، بال تنها به منظور تولید نیروی برآ در طی فازهای مختلف پروازی طراحی نمیشوند بلکه نقشها و وظایف دیگری نیز دارا میباشند. در هواپیماهای تجاری بالها به عنوان مخزن اصلی برای سوخت مورد نیاز پرواز استفاده میشوند. سوخت معمولا درون مخزنی که داخل جعبه بال[۲۷] قرار دارد، حمل می شود. مخازن تعبیه شده در بال مستقیما سوخت را به موتورها میرسانند. نصب این موتورها بر روی بال بارهای سازهای ایجاد می کند. در طول پرواز، بال در معرض نیروهای آیرودینامیکی، تندباد، نیروهای آیروالاستیک و سازهای قرار دارد. بنابراین بال باید از لحاظ آیرودینامیکی و سازهای به خوبی برای فراهم کردن کارایی بهینه در همه فازهای پروازی طراحی شود.
| |
| شکل۲-۱: اجزای سازنده بال]۴۲[ |
۲-۲- پیکربندی بال بر اساس نوع ماموریت و رژیمهای پروازی متفاوت مادون صوت، در حد صوت، مافوق صوت و ماوراء صوت بال دارای پیکربندی و پلن فرمهای[۲۸] متفاوتی است. ۲-۲-۱- انواع بال شکلهای گوناگونی از بال با توجه به ماموریت هواپیما بر روی هواپیماها به کار میروند. انواع بالها را میتوان از نظر شکل و محل نصب در دو دسته کلی تقسیم بندی کرد. بالها غالبا از نظر شکل شامل پیکربندیهای زیر هستند: ۱- بالهای مستطیل شکل: به بالهایی که اندازه طول وتر بال در تمام قسمت های بال یکسان است و شکل آنها به صورت مستطیل میباشد، گفته می شود. این نوع بال مخصوص هواپیماهای سبک و کم سرعت است و از نظر ساختمانی بسیار ساده و هزینه ساخت آن کمتر از بالهای دیگر است. ۲-بالهای مثلثی: در شرایطی که لبه حمله بالها عمود بر بدنه نباشد زاویهای با آن تشکیل میدهد که به آن زاویه عقبگرد[۲۹] بال میگویند. اگر زاویه عقبگرد بال حدود ۴۵ درجه و یا بیشتر باشد، آن را بال مثلثی مینامند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گروه دارویی به عنوان داروی سطح اول برای درمان فشارخون بـالا منطقـی نیسـت. اگرچـه معمـولاً شرایطی وجود دارد که در این شرایط براساس شواهد موجود بعضی از داروها برای درمان اولیه یا به عنوان بخشی از درمان ترکیبی نسبت به دیگر داروها ارجحیت دارند.

این دسته دارویی عمدتا برای کاهش فشار خون به کار می روند و با مهار کردن آنزیم آنژیوتانسیون ۲ اثر خود را می گذارند. در ریهها آنژیوتانسیون ۱به ۲ تبدیل میشود آنژیوتانسین ۲ با انقباض عروق باعث افزایش فشارخون میشود ACEها این آنزیم را مهار میکنند که شامل کاپتوپریل، انلاپریل و لوزارتان هستند. ۲-۲-۳-۲-۲ کنترل غیر دارویی ١. کنترل وزن : اگر اضافه وزن دارید، وزن خود را کم کنید. از رژیمهای غذایی سخت پرهیز کنید. برنامه کاهش وزن معمولاً شامل یک رژیم غذایی سالم همراه با فعالیت جسمی می باشد. ٢. محدودکردن نمک وچربی های اشباع شده ٣. ترک سیگار ۴. قطع نوشیدنی های الکلی ۵. تمرینات ورزشی منظم : فعالیت منظم فیزیکی می تواند به کاهش فشارخون کمک کند. این کار می تواند سلامت عمومی شما را نیز بهبود بخشد. فعالیت هایی انتخاب کنید که لذت بخش باشند مثل پیاده روی، شنا، دوچرخه سواری، یا باغبانی. ۶. بکارگیری تکنیک های کاهش دهنده استرس : مانند تنفس عمیق و تمرکز (فیپس، ۱۳۷۵) ۲-۲-۴ عوارض پرفشارخونی پرفشاری خون، مهمترین عامل خطرِ قابل پیشگیری در مرگ زودرس در سراسر جهان است. پرفشاری خون باعث افزایش خطرِ بیماری ایسکمیک قلب، سکته مغزی و دیگر بیماریهای قلبی - عروقی شامل نارسایی قلب، آنوریسم آئورت، تصلب شرایین فراگیر و آمبولی ریه میشود. تصویر ۲-۲ عوارض پرفشارخونی پرفشاری خون همچنین عامل خطر در اختلال شناختی، زوال عقل و بیماری مزمن کلیوی میباشد. عوارض دیگر عبارتند از : رتینوپاتی ناشی از پرفشاری خون، نفروپاتی ناشی از پرفشاری خون. ۲-۲-۵ ساختار و عملکرد عروق دستگاه عروق انسان، آرایش گستردهای از عروق خونی است که دو عملکرد اصلی دارد: توزیع خون به سرتاسر بدن و تبادل موارد بین خون و بافتها. توزیع خون در برگیرندهی انتقال خون به قلب و از قلب به بیرون است. مکانیسمهای فیزیولوژیک که قطر شریانها و شریانچهها را کنترل میکنند، تنگ شدن و گشاد شدن عروق را به دنبال خواهند داشت که میزان جریان خون را مشخص میکند و ضریب اطمینانی است برای این که اندامها میزان خون مورد نیاز برای سوخت و سازهای بافت را دریافت میکنند. تونوس رگ نیز تاثیر زیادی بر فشارخون دارد و نیروی رانشی خون را در سرتاسر سیستم عروق افزایش میدهد. هدف نهایی دستگاه عروقی، این است که امکان تبادل گازها، مواد مغذی و مایعات بین فضای عروقی و بافتهای بدن را فراهم سازد.اکسیژن به داخل خون در مویرگهای ریوی انتشار مییابد، و اساسا به طور متصل به هموگلوبین، از طریق مویرگها، خون را به بخشهایی که اکسیژن به داخل بافت منشر میشود، حمل میکنند. میزان اکسیژنی که به داخل بافت منتشر میشود وابسته به نیازهای سوخت و سازی موضعی سلولها است. افزون بر این عملکرد پایه، دیوارهی رگ عملکردهای مهم دیگری نیز دارد. از جمله سدی بین خون و بافتهای بدن به شمار میرود، ضمنا نقش پوششدهی به میانجیهای شیمیایی که به تنظیم انعقاد خون کمک میکند را دارد. همچنین نقشی مهم در تولید آنژیوژنز و دفاع عوامل التهابی بر علیه عوامل بیماریزا دارد. عملکرد سیستم عروقی به طور گستردهای توسط ساختار عروقی مشخص میشود. در انشعاب عروقی، همانند گردش خونهای اختصاصی، تفاوتهای ساختاری چشمگیری در عروق خونی وجود داردکه تفاوتهای عملکردی را مشخصتر می کند (اسمیت[۴۵]، ۲۰۱۱). ۲-۲-۶ ساختار عروق خونی عروق خونی از نظر اندازه و ساختار با توجه به جایگاهشان در بدن و عملکردی که دارند متفاوت هستند. به طور کلی عروق خونی شامل سه لایهی مجزا از یکدیگر میباشند: پوشش بیرونی، پوشش میانی و پوشش درونی (تصویر۲-۳). تصویر۲-۳ ساختار عروق خونی خارجیترین لایه، پوشش بیرونی شامل بخش عصبرسانی است و از تارچههای کلاژنی که به صورت نرم قابل ارتجاع در هم تنیده شده و رگ را حفظ و محکم میکند، تشکیل شده است. لایه میانی، پوشش میانی بین پوشش بیرونی و درونی واقع شده است. این لایه توسط لایه ارتجاع پذیر خارجی از پوشش بیرونی و توسط پوشش ارتجاع پذیر داخلی از پوشش درونی جدا شده است. پوشش میانی رگ از سلولهای عضله صاف که در ماتریکس آنها کلاژن، الاستین و گلیکوپروتئینهای مختلف وجود دارد تشکیل شده است. سلولهای عضله صاف پوشش میانی شریانهای کوچک و شریانچهها، اساسا عامل تعیین اندازه قطر عروق هستند. به علاوه آنها نقش مهمی در توزیع جریان خون و حفظ فشارخون ایفا میکنند. درونیترین لایه که پوشش درونی عروق است، اساسا از یک لایه سلولهای پوششی و یک لایه سلولهای پایه تشکیل شده است. اندوتلیوم به عنوان سدی بین خون و بافتهای زیرین بدن قرار دارد. در سرتاسر سیستم عروقی، زمانی که خون به داخل مجرای رگ وارد میشود، اندوتلیوم به گونه ای عمل میکند که اصطکاک را به حداقل برساند. اندوتلیوم به گسترهای از نیروهای مکانیکی و سیگنالهای شیمیایی از سوی بدن پاسخ میدهد و نقش حیانی در تشخیص سلامت قلبی - عروقی ایفا میکند. (اسمیت[۴۶]، ۲۰۱۱). ۲-۲-۷ اندوتلیوم اندوتلیوم عروقی، لایهای منفرد از سلولهای اپیتلیال است که همه عروق خونی را میپوشاند. به طورکلی اندوتلیوم، سطح وسیعی را ایجاد میکند که اندازه آن چند هزار مترمربع برآورد میشود (کروخ[۴۷]، ۱۹۲۹). از نظر ساختاری، اندوتلیوم یک غشای نیمه تراوا است که یک میانجی زیستی بین خون در حال گردش و بافتهای بدن به وجود میآورد. این غشاء، پلاسما و خون در حال گردش را حفظ میکند در حالیکه به طور همزمان امکان جابجایی سریع مواد مغذی بین خون و بافت را نیز فراهم میسازد. از آنجا که اندوتلیوم به عنوان یک سد غیرفعال بین خون و بافتهای اساسی در نظر گرفته میشود امروزه از آن به عنوان یک بافت پویا یاد میشود که به تنظیم فعالیتهای بیشماری از جمله تونوس عروق، تبادل گازها و مواد مغذی، تعادل هموستاتیک، تعادل مایعات، عملکرد سیستم ایمنی و آنژیوژنز کمک میکند. اندوتلیوم، توانایی کنترل، جمعآوری و تبدیل نیروهای مکانیکی و سیگنالهای به وجود آمده از خون را دارد و آنها را به اندام حسی که با فرستادن سیگنال به سمت بیرون (خون) و به سمت داخل (سلولهای عضله صاف در دیوارهی عروق)، قادر به پاسخگویی به سیگنالهای زیادی هستند، تبدیل میکند. مشخصه مهم دیگر اندوتلیوم، تخصصی بودن منطقهای در آنها است(دیکورلتو[۴۸] و همکاران، ۲۰۰۵). پوشش اندوتلیوم عروق خونی با توجه به جایگاهشان در انشعاب عروقی و حتی در اندامهای ویژه، عملکردهای خاصی را به همراه دارند. ۲-۲-۸ ساختار اندوتلیوم اندوتلیوم شامل سلولهای تختی است که از یک لایه تشکیل شدهاند و کل سیستم عروق را آستر میکند و سدی را بین خون و بافتهای مربوطه به وجود میآورد. اندوتلیوم توسط تیغهی (لامینا) پایهای (غشای پایه) از سایر بافتها جدا میشود. در بیشتر عروق- به استثنای مویرگها- اندوتلیوم بالای عضله صاف در غشای میانی قرارگرفته است. سطح گستردهی اندوتلیوم بیشتر عملکردهای آن را از جمله تبادل گازها مواد مغذی و ارسال نیروهای همودینامیک به عضلهی صاف مربوطه را تسهیل میکند (اسمیت [۴۹]، ۲۰۱۱). ۲-۲-۹ عملکرد اندوتلیال عملکرد مناسب اندوتلیوم برای سلامتی و عملکرد سیستم قلبی - عروقی امری حیاتی است. عملکرد اصلی اندوتلیوم شامل موارد زیر است:
-
- به عنوان سدی با نفوذپذیری انتخابی عمل میکند تا تبادل خون- بافت را تنظیم کند.
-
- تونوس عروق را تنظیم میکند.
-
- فاکتورهای ضدانعقادی و انعقادی را رها میکند.
-
- در دفاع التهابی علیه پاتوژنها مشارکت دارد.
-
- تشکیل رگ خونی جدید را میسر میسازد (آنژیوژنز).
تبادل مایعات، مواد مغذی و گازها بین خون و بافتها، اساسا در مویرگها رخ میدهد. نقش اصلی اندوتلیوم در تنظیم این تبادل، تشکیل یک غشای نیمه نفوذ پذیر است که حاوی خون در رگ است و به مواد مغذی و گازها امکان جابجایی به داخل بافت را میدهد. تونوس عروقی توسط میزان انقباض عضله صاف در لایهی میانی رگ مشخص میشود. اندوتلیوم که شریانها را آستر میکند نقشی اساسی در تنظیم انقباض عضله صاف ایفا میکند. سلولهای اندوتلیوم، آزادکنندهی میانجیهای شیمیایی هستند که منجر به گشاد شدن عروق (NO [۵۰] ، PGI2[51] ) و یا تنگ شدن آنها (E1[52]) میشوند. تعادل این میانجیها، نقش مهمی در تعیین توزیع جریان خون به بخشهای مختلف اندامها دارد. اندوتلیوم در دفاع التهابی علیه پاتوژنها نیز نقش ضروری دارد. در پاسخ به آسیب، اندوتلیوم وریدی مولکولهای چسبنده تولید میکنند که لوکوسیتهای در گردش خون را ایجاد میکنند که به اندوتلیوم وصل هستند. مولکولهای چسبنده درون سلولی(ICAM)[53] و مولکولهای چسبندهی عروق (VCAM)[54] موجب پیوند قویتر لکوسیت و اندوتلیوم میشود. در نهایت، لکوسیتها حرکت به داخل اتصالات درون سلولی را آغاز میکنند. اندوتلیوم وریدی میتواند شکافهای اندوتلیال بزرگی را ایجاد کند که انتقال آنتیبادیها به بافت را افزایش دهد تا پاسخ ایمنی بدن را در پاسخ به شرایط عفونت فراهم سازد (اسمیت، ۲۰۱۱). اندوتلیوم نقشی حیاتی در توسعه شبکه عروقی جدید ایفا میکند که آنژیوژنز نامیده میشود. از طریق ایجاد انشعاب جدید مویرگی تمامی عروق خونی جدید ایجاد میشوند و زمانی که نیاز به تشکیل رگ جدید است (برای رشد یا ترمیم یا حمایت از بافت جدید)، سلولهای اندوتلیال میتوانند به سرعت تقسیم شوند. تشکیل رگ جدید با تخریب غشای پایه و جوانه زدن اندوتلیوم از کنارهی مویرگ آغاز میشود و موجب گسترش سلول توسط اندوتلیوم میشود که پای کاذب نام دارد و در جهتی که تحریک صورت گرفته است به منظور تامین خون جدید رشد میکند. تونوس عروق، مکانیزم اصلی کنترل جریان خون به بافت در سطح اندام به شمار می رود و برای حفظ مقاومت کل محیطی و افزایش فشار خون و حجم خون در سطح سیستمیک، یک عامل ضروری است. جریان خون به هر اندامی به طور اساسی توسط تونوس عضله صاف شریانچهها تعیین میشود. تونوس عضله صاف توسط تعادل فاکتورهای درونی و بیرونی که موجب تنگشدن و گشادشدن عروق میشوند، تعیین میگردد. شریانچهها یک تونوس پایه دارند. به این معنا که حتی زمانی که همه تاثیرات بیرونی حذف شوند، آنها تا حدودی منقبض باقی میمانند. فاکتورهایی که منجر به انقباض عضله صاف میشوند، تونوس عروق را افزایش میدهند درحالیکه فاکتورهایی که منجر به شل شدن عضله صاف میشوند تونوس عروق را کاهش میدهند. در اواخر دهه ۱۹۷۰، نقش اندوتلیوم در تنظیم تونوس عروق توسط وان و همکاران کشف شد که عروق خونی مادهی گشادکننده عروق، پروستاسیکلین (PGI2) را ترشح میکنند. در دهه ۱۹۸۰ فروچکون و زاوادزکی کشف کردند که یک فاکتور توانمند آزاد شده است که منجر به شل شدن و گشاد شدن عضله صاف عروق میشود. این ماده اساسا به عنوان فاکتور شل کننده مشتق از اندوتلیال(EDRF) شناخته شده بود ولی امروزه به عنوان نیتریک اکساید شناخته می شود. در سال ۱۹۸۹، یک گروه ژاپنی ماده اندوتلیال را کشف کردند که اندوتلین نامیده شد که موجب تنگ شدن رگ در عضله صاف عروق میشود. این مواد در اندوتلیوم ساخته میشوند و همزمان با تولید، ترشح (یعنی این مواد برای ترشح آتی ذخیره نمیشوند) میشوند (لیویک[۵۵] ۲۰۰۳). برای حفظ سلامت دیوارهی عروق و تونوس وازوموتور در هر دوی شریانهای بلند و شریانچهها، اندوتلیوم ضروری است. این عملکرد به سبب میزان زیاد تولید و رهایش مواد تغییر دهنده قطر عروق به شمار میروند. ۲-۲-۱۰ اختلال در عملکرد اندوتلیال تغییرات پاتولوژیک در ساختار و عملکرد اندوتلیوم میتواند عواقب زیانباری بر سلامتی انسان داشته باشد. تغییرات در عملکرد اندوتلیال میتواند منجر به افزایش نفودپذیری به لیپوپروتئینهای پلاسما، افزایش چسبندگی به لوکوسیتها، و عدم تعادل در آزاد کردن فاکتورهایی که تونوس عروق و انعقاد خون را تنظیم میکنند، شود (کلر ماجر[۵۶] و همکاران ۱۹۹۴). شواهدی وجود دارد که نشان میدهد اختلال عملکرد اندوتلیال با فعالیت ورزشی بهبود مییابد. به همین دلیل، اختلال عملکرد اندوتلیال نقش مهمی در آغاز، پیشروی و عوارض بالینی بیماری شریان کرونری دارد و برای اقدامات پزشکی از جمله فعالیتهای ورزشی یک هدف مهم به شمار میرود. ۲-۲-۱۱ ارزیابی اندوتلیال و عملکرد عروق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(کوین و اسلوین،۱۹۸۸)[۱۳۹] معتقدند که میزان جهت گیری کارآفرینانه مدیریت عالی سازمان در ساختارهای ارگانیکی بر عملکرد سازمان تاُثیر مثبت دارد و در ساختارهای مکانیکی تاُثیر منفی دارد. به عبارت دیگر هرچه درجه ویژگی هایی مانند ریسک پذیری، گرایش به نوآوری و کنشگری فعالانه (غیر انفعالی بودن) در مدیریت عالی سازمانی که دارای ساختار ارگانیکی است نسبت به سازمانی که دارای ساختار مکانیکی است بیشتر است. به عقیده (بارتلت و گوشال،۱۹۹۶)[۱۴۰] ساختارهای کارآفرین فاقد واحدهای وظیفه ای که دارای روابط مشخصی از نقشها و مسئولیتهای کارمندان، میباشند بلکه اینگونه ساختارها دارای سیستمهای پشتیبان و محرک عملکرد با سطح پائینی از قواعد و ترتیبات و همچنین دارای ماُموریت و استانداردهای مشخص و واضحی هستند. این دو محقق، کلیه نقشهای سازمانی درون یک ساختار کارآفرینانه را در سه سطح تشریح مینمایند سطح نخست، کارمندان خط مقدم که به عنوان بازیگران و نوآوران اصلی به حساب میآیند. سطح دوم، مدیران میانی میباشند که در نقش یک پشتیبانی کننده و مربی، وظیفه انسجام کارها، توسعه مهارتهای بازیگران اصلی، تسهیل یادگیری سازمانی و کمک به دیگران برای دستیابی به بهترین سطح تلاش خود را بر عهده دارند. و سطح سوم که رهبران عالی سازمانی هستند که اهداف و مقاصد سازمانی را شکل داده و قدرت میبخشند.
 اخیراً برخی از محققین به بررسی و تحقیق در مورد سبکهای سازمانی گوناگون و ارتباط آنها با نوآوری و کارآفرینی در سازمان پرداخته اند. به عنوان مثال (دس و همکارانش،۱۹۹۹)[۱۴۱] در تحقیقی که در ارتباط با رابطه میان ساختار، استراتژی و فرایند با کارآفرینی سازمانی انجام دادند اشاره میکنند که سه گونه طراحی سازمانی (ساختار) برای کاهش مرزهای سازمانی مؤثر میباشند که شامل سبک واحدی و بخشی، سبک مجازی و سبک بدون مرز هستند. در حالی که سبکهای ساختار بخشی (مدولار) و مجازی برای کاهش مرزهای بیرونی سازمان مؤثر هستند سبک ساختار بدون مرز برای کاهش تمامی مرزهای سازمانی (داخلی و خارجی) مناسب است. سبک مدولار بر فعالیتها و وظایف محوری سازمان تاُکید دارد و منابع و نیازهای کسب و کار را از متخصصان خارجی سازمان جذب میکند. به عبارت دیگر، مدولاریتی به سازمان این امکان را میدهد که بر قابلیتهای منحصر به فرد خود تمرکز نموده و نیازهای خود را از بهترین متخصصان خارجی دریافت کند. سازمانهای مجازی نمونه ای از سازمانهای آینده ای هستند که در آنها پیچیدگی، وسعت و حجم عملیات به گونه ای است که دیگر نمی توان آنها را به صورت سازمانی متمرکز و واحد اداره کرده، بلکه برای ادامه کار آنها نیاز به سازمانهای دیگر است. در مجموعه سازمانهایی که با هم سازمان مجازی را تشکیل میدهند، هر سازمان اثربخشی خود را در ارتباط با سازمان دیــگر به دست میآورد و آنچه به آنها معنی میبخشد نوعی اتفاق و اتحاد موقت است. سبک سازمان مجازییکی از جدید ترین سبکهای سازمانی است که بعد از سبک مدولار، برای ایجاد نوآوری و کارآفرینی و کاهش هزینهها در سازمانها بوجود آمد. در این ساختار مجازی، سازمان به عنوان بخشی از یک شبکه کسب و کاری مستقل (تاُمین کنندگان، مشتریان و حتی رقبا) است که در آن مهارت ها، هزینهها و دستیابی به بازارهای دیگر تقسیم شده است. ساختار مجازی با تقسیم بندی و پذیرش مسئولیتها بین مشارکت کنندگان کسب و کار قابل توصیف است. سبک ساختاری بدون مرز نیز در ساختن یک محیط سازمانی کارآفرینانه، عنصری بسیار اساسی است. چنین ساختاری نشان دهنده تمایل مدیریت برای برقراری ائتلافها و پیمانهای مشترک چه در داخل سازمان و چه در خارج از سازمان و با تاُمین کنندگان، مشتریان و… است. ساختار درونی سازمانهای بدون مرز، اغلباً شناور و نا مشخص است و عمدتاً نقشها و کارها در آن به درستی طراحی نشده اند. در این گونه ساختارها لایههای مدیریتی کمتر و واحدهای سازمانی کوچکتر میباشند، ایجاد تیمهای فرایندی و گروههای کاری مختلف حمایت میشوند و به سرپرستان خطوط اول و کارکنان غیر مدیریتی اختیارات و قدرت بیشتری اعطا میشود، ارتباطات باز و بصورت افقی و جانبی است و حسابرسی نتایج نسبت به تاُکید بر فعالیت در اولویت است. بطور کلی اگر ساختارهای سازمانی را به دو نوع ماشینی و زیستی تقسیم کنیم، ساختار سازمانی زیستی یا ارگانیک، ساختار مناسب خلاقیت و نوآوری در سازمان است. ساختار زیستی با شرایط متحول محیطی به سرعت هماهنگ شده، امکان انعطاف و آزادی عمل را برای اعضاء فراهم آورده و بستر مناسبی را برای رشد خلاقیت و نوآوری آماده میسازد. این ساختار واجد ویژگی هایی از قبیل ارتباطات موازی، انجام امور در سطوح مربوطه (عدم تمرکز تصمیم گیری در سطوح بالای مدیریتی)، تعهد به اهداف وظیفه ای، مسطح بودن هرم سازمانی، روابط نزدیک شغلی و تخصصی، و همکاری و همراهی پرسنلی است. در این ساختار ارتباطات به عنوان عاملی برای ارسال اطلاعات و درک متقابل سطوح و واحدها از یکدیگر بوده و کمتر جنبه دستوردهی و مسئولیت پرسی دارد. این گونه ساختارها با دوری جستن از خصوصیات سازمانهای بوروکراتیک و قید و بندها و ضوابط سخت و ثابت آن محیطی مناسب برای خلاقیت کارکنان ایجاد کرده و یکی از عوامل تسهیل نوآوری بشمار میروند (رابینز، ۱۳۷۹). آین چستون در سال ۱۹۹۵ به بررسی ارتباط بین کارآفرینی و نوع ساختار سازمانی پرداخت که نتیجه تحقیق به عمل آمده این بود، ارتباط بین کارآفرینی و نوع ساختار سازمانی وجود دارد یعنی کارآفرینی در سازمانها متناسب با ساختار، نتایج به خصوصی را میدهند. در سازمانهای با ساختار ارگانیک کارآفرینی باعث ارتقاء عملکرد میشد اما در سازمانهای بوروکراتیک نتیجه برعکس بود. هارنسبی و همکاران ( ۲۰۰۲ ) تحقیقی را انجام دادند که نتیجه آن بیانگر این بود که ۵ فاکتور درون سازمانی بطور مجزا برای حمایت از کارآفرینی لازم است که عبارتند از: پاداش؛ حمایت مدیریتی؛ منابع؛ ساختار سازمانی و پذیرش ریسک. ساختار سازمانی ای که از کارآفرینی حمایت میکند مکانیزمی را ارائه میکند که به ایدهها این امکان را میدهند که ارزیابی، انتخاب و به کار گرفته شوند (بورگلمن و سایلس ۱۹۸۶).تحقیقات دیگر در شناخت ما از اولویتهای سازمانی رفتارهای کارآفرینانه سهم داشته است. برای مثال میلر ( ۱۹۷۳) چندین متغیر سطح کلان ( یعنی نوع شرکت، محیط، ساختار و تصمیم گیری ) را با شدت فعالیتهای کارآفرینانه همبسته کرد. در مورد ساختار سازمانی توسط (کوین و سلوین،۱۹۹۱؛ نامان و اسلوین، ۱۹۹۳؛ دس و همکاران ، ۱۹۹۹ ) کار شده است. در سال ۱۹۹۱ شاکر الزهرا مطالعه ای بر روی ۱۱۹ نفر از مدیران اجرایی شرکتهای حاضر در لیست مجله فرچون ۵۰۰[۱۴۲]انجام داد و مدلی ارائه داد که بر اساس آن تاثیر عوامل محسوس ( ساختار سازمانی، ارتباطات، ادغام، تفکیک و نظارت ) و نامحسوس ( ارزشها، هنجارها و الگوها ) بر کارآفرینی مورد بررسی قرار گرفت. مدل مفهومی پژوهش همانگونه که از بررسی سوالات تحقیق کنونی میتوان استخراج نمود متغیر مستقل یا همان متغیر پیشبین در تحقیق حاضرساختار سازمانی است. ساختار سازمانی براساس ادبیات پژوهش دارای سه بعد رسمیت، پیچیدگی و تمرکز است. متغیر ملاک یا وابسته در پژوهش حاضر کارآفرینی استراتژیک است. برای سنجش کارآفرینی استراتژیک از هفت بعد استخراجشده در ادبیات تحقیق استفاده میشود. مدل مفهومی تحقیق کنونی به ترتیب زیر است: کارآفرینی استراتژیک ساختار سازمانی رسمیت تمرکز پیچیدگی کارآفرینی استراتژیک ساختار سازمانی فصل سوم روش پژوهش مقدمه روششناسی، کاربرد مجموعهها یا ترکیبی از روشها برای نیل به اهداف بالاتر و پیچیدهتر است (میرزایی اهرنجانی، ۱۳۸۵: ۱۰). روش یک یا چند عمل معین نیست، بلکه فرآیندی از فعالیتهای منظم و متوالی برای رسیدن به هدفی از پیش تعیین شده است. روششناسی در درون معنای نظریه نهفته است و از الزامات یک نظریه مفید و خوب محسوب می شود. روششناسیها باید دو ویژگی اساسی داشته باشند؛ اول اینکه قابلیت پیش بینی پدیدارهای بدیع را داشته باشند و دوم این که پدیدارهای واقعی کنونی را بتوانند تبیین کرده و توضیح دهند. در واقع روششناسی مناسب از هر دو ویژگی اظهار شده برخوردار است. مفهوم روش شناسی به معنای شناخت شیوه ها و یافتن راه اصلی هر کاری است. روششناسی برای شناخت کارهای درست ملاکهایی در اختیار قرار میدهد. از نظر تحلیل پارادایمی، روششناسیهای تحقیقاتی متناظر با هستیشناسیها و شناختشناسیهای خاص خود هستند. روش تحقیق پژوهش حاضر از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی است، زیرا پژوهش حاضر قصد دارد تا به «شناسایی رابطه بین ابعاد ساختار سازمانی و کارآفرینی استراتژیک» بپردازد و نتایج آن را در جهت بهبود وضعیت فعلی بکار بندد. پژوهش حاضر از نظر گردآوری داده ها و اطلاعات و روش تجزیهوتحلیل یک پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است که سعی پژوهشگر بر این است تا جواب یک مسئله و پرسش واقعی که در عمل وجود دارد طی یک فرایند پژوهش مورد شناسایی قرار دهد. این تحقیق به صورت کتابخانهای و میدانی انجام گرفته، و با انجام مراحل زیر به فرضیات تحقیق پاسخ داده شده است: ۱). بررسی ادبیات تحقیق. ۲). مطالعات علمی پیرامون موضوع با بهره گرفتن از کتب و مقالات فارسی و لاتین. ۳). تعیین روش تحقیق. ۴). تهیه و تنظیم پرسشنامه بر اساس ادبیات موضوع. ۵). جمع آوری اطلاعات. ۶) تجزیه و تحلیل دادههای آماری با بهره گرفتن از نرم افزارSPSS. ۷) نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات لازم. جامعه آماری جامعه آماری همان جامعه اصلی است که مورد مطالعه و تحقیق قرار میگیرد. در واقع جامعه عبارتست از همه اعضای واقعی یا حقیقی که علاقهمند هستیم تا نتایج تحقیق و یافتههای پژوهشی را به آنها تعمیم دهیم. تعاریف مختلفی برای جامعه آماری تحقیق ارائه شده است که برخی از آنها عبارتند از: جامعه تحقیق عبارت است از مجموعهای از افراد یا اشیایی که دارای ویژگیهای همگون، مشترک و قابل اندازهگیری میباشند و با اهداف موضوع مرتبط باشند(خاکی، ۱۳۸۲، ۲۲۵). جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان واحدهای جهاد دانشگاهی مستقر در شهر تهران هستند. نمونه آماری و حجم نمونه برای جمع آوری اطلاعات مورد نظر امکان شمارش کامل وجود ندارد. بنابراین باید به بررسی خواص تعداد معینی از افراد جامعه که مبین جامعه باشند پرداخت و نتیجه را به کل تعمیم داد. در یک تعریف کلی نمونه عبارتست از مجموعهای از نشانهها که از یک قسمت، یک گروه یا جامعهای بزرگتر انتخاب میشود. نمونه باید طوری انتخاب شود که معرف کل جامعه اصلی باشد و بتوان نتایج حاصل از آن را به جامعه اصلی تعمیم داد. محقق باید با توجه به مقتضیات روش تحقیق، ماهیت دادهها، نوع ابزار گردآوری داده و ساختار جامعه آماری، نمونهای که معرف کیفیت و کمیت جامعه باشد را انتخاب کند(خاکی، ۱۳۸۲، ۲۲۷). تعداد نمونه آماری مورد نیاز در تحقیق کنونی با بهره گرفتن از فرمول زیر محاسبه شد:
بر اساس فرمول فوق چنانچه تعداد افراد جامعه آماری (N) برابر ۱۵۰۰ نفر، مقدار έ برابر پنج صدم و مقدار P برابر ۰٫۵ باشد آنگاه به تعداد ۳۰۵ نفر نمونه آماری نیاز داریم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحلیل و تفسیر نتایج پژوهش محدودیتهای پژوهش پیشنهادهای پژوهش ۲-۵ تحلیل و تفسیر نتایج پژوهش با توجه به اطلاعات ارائه شده در فصل چهارم، مشخص شد ۷۰ درصد پاسخ دهندگان به پرسشنامه ها مرد و نزدیک به ۲۲ درصد زن بودندهاند، لذا غالب افراد گروه مورد مطالعه مرد هستند و نگاه جنسیتی احتمالا در نتایج تحقیق موثر باشد. همچنین بررسیها نشان میدهد که غالب کارکنان نمونه آماری( نزدیک ۸۰ درصد)، از تحصیلات دانشگاهی برخوردارند، بنابراین نظرات آنها تا حد زیادی میتواند از نظر کارشناسی قابل قبول تر باشد،
 از نظر سابقه کاری نیز با توجه به اطلاعات ارائه شده در فصل چهارم مشخص می شود؛ بیشترین فراوانی را افرادی تشکیل می دهند که سابقه کاری آنها بین ۱۱ تا ۲۰ سال(۳۰٫۶درصد از افراد بین ۱۶ تا ۲۰ سال و ۲۹٫۹ درصد هم بین ۱۱ تا ۱۵ سال سابقه دارند) است این امر باعث می شود تا افراد با توجه به داشتن سابقه کاری نسبتا مناسب در سازمان، آگاهی بیشتری از سازمان و جوانب آن داشته باشند و در نتیجه نظرات و دیدگاه هایشان بیشتر مورد توجه قرار گیرد. همچنین اطلاعات ارائه شده نشان می دهد بیشترین فراوانی افراد نمونه را افرادی تشکیل می دهند که محدوده سنی آنها ۳۱ تا ۴۰ سال(۲۸ درصد افراد ۳۱ تا ۳۵ سال و ۳۲٫۵ درصد هم بین ۳۶ تا ۴۰ سال سن دارند) است، بنابراین همان گونه که ملاحظه می شود درصد قابل ملاحظه ای از افراد را جمعیت نسبتا جوان تشکیل می دهد که به دنبال ساختن، بهبود، تغییر و پیشرفت هستند. در مورد وضعیت استخدامی نیز اطلاعات ارائه شده نشان می دهد که بیشترین تعداد افراد نمونه را افرادی تشکیل می دهند که وضعیت استخدامی آنها قراردادی و رسمی هست. تا حدی این امر باعث می شود تا افراد با توجه به داشتن وضعیت نسبتاً پایداریتری در سازمان، با خیال و آرامش و شرایط ناشی از ثبات شغلی بهتری به سنجش و ارزیابی مؤلفه های پژوهش بپردازند. ۱-۲-۵ اطلاعات توصیفی پرسشنامه رهبری تحول آفرین با عنایت به تحلیل اطلاعات توصیفی پرسشنامه رهبری تحول آفرین: در مورد میانگین سوالات بالاترین میانگین(۳٫۷۱) به سوال یک پرسشنامه” درباره کارهایی که باید انجام شود با جدیت و شوق صحبت می کند.” و ” وی با کلمات مشخص و با بحث و تبادل نظر روشن می سازد که چه کسی مسئول دستیابی به اهداف عملکرد است."(۳٫۶۳) و کمترین میانگین(۲٫۶۸) به سوال ۱ پرسشنامه” به دلیل ارتباط با او احساس غرور می کنم” و ” منتظر می ماند تا اشتباهی رخ دهد سپس برای حل آن اقدام نماید."(۲٫۹۴) اختصاص دارد. نکته بعدی از بررسی سطحی میانگین های سوالات این است که تنها در مورد دو سوال یک “به دلیل ارتباط با او احساس غرور می کنم"(۲٫۶۸) وسوال سی ” منتظر می ماند تا اشتباهی رخ دهد سپس برای حل آن اقدام نماید."(۲٫۹۴)؛ میانگین سوال از میانگین مقیاس کمتر است و در بقیه سوالات میانگین سوالات از میانگین مقیاس(عدد ۳) بالاتر است. در مورد انحراف معیار هم می توان گفت که بالاترین انحراف معیار به سوال یک پرسشنامه” به دلیل ارتباط با او احساس غرور می کنم.(۱٫۲۶۵)و کمترین انحراف معیار به سوال سه پرسشنامه” به خاطر مصلحت گروه از علایق شخصی خود چشم پوشی می کند"(۷۹۴٫) است. در تحلیل نتایج مورد اشاره از سوالات پرسشنامه رهبری تحول آفرین شاهدیم که با عنایت به مولفه های رهبری تحول آفرین میزان همفکری(انحراف معیار کم) و نیز ارزیابی صورت گرفته در مورد این طیف از مدیران با ویژگی های ذکر شده از آنها تناسب دارد: از قبیل: مورد اعتماد و تحسین زیردستان است، زیردستان او را به عنوان یک الگو و مدل میشناسند و سعی میکنند که همانند او شوند. نفوذ آرمانی شامل ویژگی های آرمانی و رفتارهای آرمانی است. رهبر کارکنان را ترغیب میکند تا به هدف و قابل دستیابی بودن آن با تلاش، باور پیدا کنند. این افراد معمولاً نسبت به آینده و قابل دسترس بودن اهداف خوش بین هستند. رهبر به صورت ذهنی کارکنان را بر میانگیزد. این رهبران پیروانشان را تشویق میکنند که در حل مسائل خلاقانه برخورد کنند و فروض بدیهی را مورد سؤال قرار دهند. آنها پیروان را ترغیب میکنند که مشکلات را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهند و فنون حل مسئله نوآورانه را پیاده کنند. رهبر نیاز های احساسی زیر دستان را برآورده میکند. این رهبران نیازهای افراد را تشخیص میدهند و به آنها کمک میکنند تا مهارتهایی که برای رسیدن به هدف مشخص لازم دارند را پرورش دهند. این رهبران ممکن است زمان قابل ملاحظه ای را صرف پرورش دادن، آموزش و تعلیم کنند همجنین با توجه به اطلاعات جدول ۹-۴ مشخص شد که از میان مؤلفه های رهبری تحول آفرین، مولفه انگیزش الهام بخش بالاترین میانگین(۳٫۴۹) و مولفه ویژگیهای آرمانی کمترین میانگین(۳٫۲۴) را به خود اختصاص داده است. همچنین میانگین کل رهبری تحول آفرین نیز ۳٫۳۶ است. که نسبتا در سطح بالایی قرار دارد. بر اساس ادبیات نظری تحقیق مشخص شده که رهبران تحول آفرین، نیازها و انگیزه های پیروان خود را بالا می برند و باعث می شوند تا در افراد، گروه ها و سازمان ها تغییر برجسته رخ دهد؛ این افراد با تمرکز بر روی محیط درونی و آگاهی از محیط بیرونی به تقویت عملکرد کارکنان و سازمان اقدام می کنند؛ آنها رابطه مثبتی با زیردستان برقرار داشته و آنها را تشویق میکنند که از نیازهای شخصی فراتر رفته و در راستای تمایلات گروه و سازمان کار و فعالیت نمایند آنها زیردستان خود را برای انجام آنچه در توان دارند بر میانگیزاند. ۲-۲-۵ - تحلیل اطلاعات توصیفی پرسشنامه شهروندی سازمانی با عنایت به اطلاعات به دست آمده از تحلیل داده های این پرسشنامه: در مورد میانگین سوالات بالاترین میانگین(۲٫۴۱) به سوال ” انقدر مشکلات کاری خودم زیاد است که به مشکلات کاری همکارانم توجهی نمی کنم” و “صادقانه می گویم هنگامی که مدیر حضور دارد قوانین ومقررات سازمان را بیشتر رعایت می کنم"(۲٫۲۷) و کمترین میانگین(۱٫۶۸) به سوال ” به دلیل این که از این سازمان دل خوشی ندارم حتی اطلاعاتی که به ضرر آن است را افشا می کنم” و ” عقیده شخصی من این است که برای اینکه همکاران درس عبرت بگیرند باید اشتباهات کاری آنها را افشا کرد” اختصاص دارد. نکته بعدی با بررسی سطحی میانگین های سوالات مشاهده می شود که میانگین همه سوالات پرسشنامه از میانگین مقیاس (عدد ۳) کمتر است. در مورد انحراف معیار هم می توان گفت که بالاترین انحراف معیار مربوط به سوال ” آنقدر مشغله کاری و فکری دارم که اغلب مواقع تابلوی اعلانات سازمان را نمی خوانم.(۱٫۱۵۴) و کمترین انحراف معیار مربوط به سوال” حقوق و مزایایی که از کار کردن در این سازمان دریافت می کنم اغلب به مشکلات و درد سر های آن نمی ارزد “(۷۸۹٫) است. همچنین براساس اطلاعات جدول۱۱-۴ مشاهده می شود میانگین شهروند سازمانی کارکنان شهرداری منطقه ۸ تهران در سطح پایینی قرار دارد(پایین تر از میانگین مقیاس لیکرت). همانطور که اشاره شد تنها ۲۲ درصد پاسخ دهندگان به پرسشنامه ها زن بودهاند، پس غالب افراد گروه مورد مطالعه مرد هستند و نگاه جنسیتی احتمالا در نتایج تحقیق موثر بوده است؛ های و پفاو (۲۰۰۶) در پژوهش خود بیان کردند که تفاوت معنی داری بین متغیر مستقل جنسیت و متغیر وابسته رفتار شهروند سازمانی در بعد نوع دوستی و نزاکت وجود دارد. زیرا که زنان احتمالاً بیشتر چنین رفتارهایی را نشان می دهند. کارکنان زن در انجام رفتارهای شهروند سازمانی نظیر کمک به همکاران، انجام وظایف خود به شیوه ای فراتر از ملزومات تعیین شده نقش سازمانی، مشارکت فعال در فرآیندها و رویدادهای سازمان حتی در وقت های شخصی ، احترام به حقوق و امتیاز های دیگران، جلوگیری از وقوع مشکلات کاری در ارتباط با دیگر کارکنان و توانایی در وفق دادن خود با سختی ها و ناسازگاریهای محیط کار ، برتر و موفقتر از کارمندان مرد هستند(به نقل از سیادت و همکاران). بنابراین می توان اظهار داشت که زنان نسبت به مردان از عواطف و احساسات بیشتری برخوردارند و به همین دلیل ممکن است از خود رفتارهای شهروندی بیشتری نشان می دهند و در رفتارهایی مانند کمک به همکاران و نوع دوست بودن نسبت به مردان سبقت بگیرند(همان) و با توجه به اینکه در این تحقیق نسبت زنان به مردان به مقدار قابل توجهی کم بوده است لذا می توان میانگین کم به دست آمده برای متغیر شهروند سازمانی را ناشی از این موضوع دانست که نگاه جنسیتی احتمالا در نتایج تحقیق موثر بوده است. متغیر دیگر مورد اشاره در اطلاعات جمعیت شناسی سابقه کاری و محدوده سنی کارکنان نمونه آماری است که اشاره کردیم درصد قابل ملاحظه ای از افراد نمونه آماری را جمعیت نسبتا جوان تشکیل می دهد و از نظر سابقه کاری نیز وضعیت نسبتا مناسب است. تحقیق که لامبرت و همکاران(۲۰۰۸) نیز نشان داده که همچنانکه سن افراد افزایش می یابد، تمایل بیشتری به بروز رفتار شهروند سازمانی از خود نشان می دهند لذا میانگین کم به دست آمده برای متغیر شهروند سازمانی را شاید بتوان ناشی از جوان بودن کارکنان نمونه آماری دانست. می توان گفت رفتار شهروندی سطح بالای رشد فکری را نیاز دارد و طبیعتا افرادی که در سطح پایین نیازهای مازلو گرفتارند به رفتارهای شهروند سازمانی مثل انجام وظایف خود به شیوه ای فراتر از ملزومات تعیین شده نقش سازمانی، جلوگیری از وقوع مشکلات کاری در ارتباط با دیگر کارکنان و.. تمایلی ندارند. بررسی جواب ها نشان می دهد که به نظر می رسد افراد سازمان رضایت شغلی مناسبی ندارند و حقوق ومزایایی که از کار کردن در این سازمان دریافت می کنند را متناسب با مشکلات ودرد سرهای آن کار نمی دانند. بولینو[۷۳] و همکاران ( ۲۰۰۴ )( نقل از یعقوبی و همکاران۱۳۸۹) دلایل زیر را برای منفی بودن رفتار شهروندی سازمانی ذکر می کند: رفتار شهروندی سازمانی ممکن است در نتیجه انگیزه های خدمت به خود صورت بگیرد. رفتار شهروندی سازمانی ممکن است غیر مرتبط و یا حتی ارتباط منفی با عملکرد سازمانی داشته باشد. رفتار شهروندی سازمانی ممکن است نتایج منفی برای کارمندان داشته باشد. همچنین نتایج تحقیق سیادت نشان داد که رفتار شهروندی سازمانی متاثر از یک عامل نیست و عوامل مختلفی در آن نقش دارند که عبارتند از : تعهد سازمانی، رضایت شغلی، رهبری تحول آفرین، عدالت سازمانی، حمایت سازمانی، شخصیت، معنویت، جو سیاسی حاکم بر سازمان ها، نگرش و متغیرهای جمعیت شناختی لذا میانگین کم به دست آمده برای این متغیر احتمالا می تواند ناشی از عوامل دیگری باشد. موضوع مهم این تحقیق پایین بودن سطح رفتار شهروند سازمانی در سازمان است لذا بر مسئولین سازمان است تا در این زمینه دست به اقدام بزنند؛ چرا که رفتارهای شهروند سازمانی، رفتار های هستند که برای سازمان مفیدند، این رفتار ها، اغلب از طرف کارکنان به منظور حمایت از منافع سازمان صورت می گیرند، و احتمالا منافع شخصی را بطور مستقیم به دنبال ندارد کارکنان با داشتن این مشخصه ؛ فراتر از الزامات رسمی و شرح وظایف شغلی خود و بطور فردی و داوطلبانه و با اقداماتی که انجام می دهند باعث ارتقای اثر بخشی و کارایی عملکرد سازمان می شوند. وجود رفتار شهروندی سازمانی باعث کاهش ترک خدمت و غیبت کارکنان می شود. از لحاظ منطقی می توان گفت که رفتار شهروندی سازمانی یک محیط کاری بهتر درون سازمانی را ارتقاء دهد(زارعی متین و همکاران به نقل ازسیادت و همکاران). فضای مشوق رفتارهای شهروندی سازمانی در سازمان، موجبات، جذب و نگهداری نیروهای شایسته را افزایش می دهد. بنابراین از طریق ایجاد رفتارهای شهروندی در محیط کار می توان مطمئن بود که رضایت شغلی کارکنان نیز بالا می رود. افزایش سطح رفتارهای شهروندی در یک سازمان باعث می گردد تا سازمان به محیطی جذاب جهت کار و فعالیت تبدیل گردد. به عبارت دیگر می توان اذعان داشت در سازمان هایی که سطح بالایی از رفتارهای شهروندی وجود دارد، می توان عملکرد بهتری را مشاهده نمود(شاطری، همکاران به نقل ازسیادت و همکاران ). بررسی های فرا تحلیلی در خصوص ارتباط بین رفتار شهروندی سازمانی و عوامل اثر گذار برآن بیانگر این واقعیت است که چهار دسته از این عوامل مورد تأکید تحقیقات بوده است که عبارتند از: ویژگی های فردی کارکنان (همچون ؛ رضایت کارکنان، تعهد سازمانی، ادراک از عدالت و ادراک از حمایت گری رهبری)، ویژگی های شغلی (همچون ؛ بازخورد شغلی، تکراری بودن شغل و رضایت مندی درونی شغل)، ویژگی های سازمانی ( همچون سیستم پاداش و قدردانی سازمانی و ادراک از حمایت گری سازمانی)، رفتارهای رهبری (همچون ؛ سبک رهبری تحول آفرین) (Nielsen et al). به نقل از یعقوبی و همکاران، ۱۳۸۹). عوامل زیادی وجود دارد که باعث افزایش بروز رفتار شهروند سازمانی می شود؛ از جمله این عوامل می توان: نگرش شغلی(نیهوف و مورمن،۱۹۹۳؛ اسچنک و همکاران،۱۹۹۵)، عملکرد(بال و همکاران،۱۹۹۴؛ پیرسی و همکاران ،۲۰۰۶)، رهبری و رفتار رهبری(پودساکوف و همکاران ،۱۹۹۰؛ واینه و گرین،۱۹۹۳؛ تراکینبرت،۲۰۰۰)، اعتماد (دلوگا،۱۹۹۵؛ پودساکوف و همکاران، ۱۹۹۶)، عدالت سازمانی(مورمن،۱۹۹۱؛ شپارد و همکاران،۱۹۹۲؛ اسکیو،۱۹۹۳)، رضایت شغلی(اسمیت و دیگران ،۱۹۸۳؛ بیتمن و ارگان ،۱۹۸۳؛ مورمن،۱۹۸۳)، تعهد سازمانی(اوریلی و چتمن،۱۹۸۶؛ ایزنبرگر و همکارن،۱۹۹۰؛ ارگان،۱۹۹۰؛ تراکینبرت،۲۰۰۰ )( Yılmaz, K. Tasdan به نقل ازسیادت و همکاران) بر اساس اطلاعات جدول شماره ۱۲-۴ چون میانگین سازه رهبری تحول آفرین و مولفه های آن از میانگین فرضی ۳(در مقیاس پنج درجه ای لیکرت) بیشتر است و از نظر معنی داری آماری تفاوت آن با عدد سه زیاد است می توان اینطور نتیجه گیری کرد که سازه رهبری تحول آفرین و مولفه های آن در سازمان بیش از حد متوسط است. همچنین بر اساس اطلاعات جدول شماره ۱۳-۴ چون میانگین سازه رفتار شهروندی سازمانی از میانگین فرضی ۳ (در مقیاس پنج درجه ای لیکرت) کمتر است و از نظر معنی داری آماری تفاوت آن با عدد سه زیاد است می توان اینطور نتیجه گیری کرد که سازه رفتار شهروندی سازمانی در سازمان کمتر از حد متوسط است. ۳-۵ تحلیل نتایج فرضیه اصلی پژوهش عبارت بود از اینکه رهبری تحول آفرین با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان شهرداری منطقه ۸ تهران رابطه معنی دار دارد. با توجه به اطلاعات جدول۱۴-۴ نتیجه آزمون نشان می دهد که همبستگی معنی داری بین رهبری تحول آفرین با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان شهرداری منطقه ۸ تهران وجود دارد. مقدار همبستگی پیرسون {-.۲۱۴(**)}محاسبه شده که در سطح ۰٫۰۱ معنی دار است. نتیجه این ازمون قبول فرض کلی پژوهش است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که رهبری تحول آفرین مدیران همبستگی معنی داری با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان شهرداری منطقه ۸ تهران دارد. ثانیا این همبستگی منفی شده است یعنی این دو متغیر با هم رابطه منفی دارند. تحقیقات نیز به طور تجربی ثابت کردند که ارتباط مثبتی مابین رهبری تحول آفرین و عملکرد سازمانی وجود دارد. همچنین تحقیقات نشان داد که بین رهبری تحول آفرین با تعهد کارکنان، سطوح پایین استرس شغلی، رضایت شغلی و رضایت از رهبر، خلاقیت، هوش عاطفی، رفتار شهروندی سازمانی ارتباط مثبتی وجود دارد(Bass,1985; Organ,1988;Boyal & brison,1988 به نقل از یعقوبی و همکاران). نتایج تحقیق میرکمالی و همکاران(۱۳۹۱) نیز نشان داد که رهبری تحول آفرین بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان تأثیر دارد(میرکمالی و همکاران،۱۳۹۱) همچنین نتایج تحقیق زاهدی و خیر اندیش(۱۳۸۷) نیز نشان داد که بین رهبری تحول آفرین و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد. فـی چن[۷۴] (۲۰۰۶) رابطه بین رهبری تحول آفرین و تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی را مورد مطالعه قرار داد که نتیجه تحقیق بیانگر این بود که سبک رهبری تحول آفرین باعث ایجاد تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی بالا در اعضای سازمان میشود . تویگ[۷۵] و همکاران(۲۰۰۷) در تحقیقی با عنوان «رهبری تحول آفرین در سازمانهای صنعتی» بر اهمیت نقش سبک رهبری تحول آفرین در بروز رفتارهای شهروندی سازمانی از جانب کارگران تآکید کردند. چن و لی فار[۷۶] (۲۰۰۱) در پژوهشی نشان دادند بین رفتار های تحول آفرین رهبر و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد ( به نقل از یعقوبی،۱۳۸۹). نتایج این تحقیق مغایر با تحقیقات ذکر شده است همانطور که در اطلاعات جمعیت شناختی گفتیم تنها ۲۲ درصد شرکت کنندگان زن هستند و اغلب افراد هم در محدوده سنی جوانی هستند این موضوع {احتمالا بتواند این نتیجه را توجیه نمایند بعلاوه اینکه وانکسیان و وایویو[۷۷] ( ۲۰۰۶) در پژوهش خود نشان دادند که کارمندان مُسن و زنان به احتمال خیلی بیشتری رفتارهای شهروندی را به عنوان رفتارهای نقشی و یا شغلی در نظر میگیرند(Wanxian & Weiwu,2006). زلارز، تی پر و دافی[۷۸](۲۰۰۲) با پژوهش خود معتقدند بین رفتار شهروندی سازمانی زیردستان و رفتار توهین آمیز سرپرستان گارد ملی هوایی ارتش آمریکا رابطه منفی وجود دارد. رهبران تحول آفرین در باورها، ارزشها و اهداف پیروان نفوذ کرده و تأثیر فوق العاده ای در پیروان خود به جای میگذارند. آنها از طریق گفتار و کردارشان کل سازمان را دچار تحول میکنند. پیروان این رهبران نسبت به آنها احساس اعتماد و وفاداری میکنند. نفوذ رهبران تحول آفرین از طریق کلمات، گفتگو، بینش و الهام بخشی به دیگران است (Moghali به نقل از همان) رهبران تحول آفرین افراد جذابی هستند که زیردستان شان را به لحاظ عاطفی واحساسی شناسایی میکنند و کارکنان زمانی به افزایش تلاشها و کوششهای فوق العاده (اضافی) مبادرت خواهند کرد که آنها با رهبران حمایتی و تحول آفرین کار بکنند. به علاوه رهبران تحول آفرین یک چشمانداز هدفمند و آرمانی را به شرکتی که کارکنان را برای اجرای اهداف موفقیتآمیز از طریق تأکید و علاقهمندی به سازمان بیش از افراد کنار هم گرد میآورد، ابلاغ میکنند. کارکنانی که برای رهبران تحول آفرین کار میکنند اغلب فراتر از وظایف رسمی برای منفعت رساندن به سازمان انگیزش پیدا میکنند، در ضمن وقتی که رهبران تحول آفرین روابط نزدیک، صمیمانه، حمایتی و توسعه یافته را پرورش دهند در آن صورت کارکنان برای بروز سطح بالای از رفتار شهروندی سازمانی تمایل خواهند داشت. به طور کلی سرپرستانی که با کارکنانشان پیوند و روابط ضعیفی را به وجود میآورند و با آنها دیر آشنا شوند و نیز هنگامی که کارکنان سرپرستانشان را نا آگاه و بی اطلاع تلقی کنند احتمالاً کمتر در رفتار شهروندی سازمانی درگیر میشوند(Zareei et al., به نقل از همان) بَس و آوولیو ۵ عامل رهبری تحول آفرین را مولفه های: ویژگیهای آرمانی، رفتار های آرمانی، انگیزش الهام بخش، ترغیب ذهنی، ملاحظات فردی می دانند در این تحقیق رابطه رهبری تحول آفرین وتک تک مولفه های آن با رفتار شهروندی سازمانی مورد بررسی قرار گرفت؛ در مورد ابعاد رهبری سبک تحول آفرین با رفتار شهروندی سازمانی نیز وضعیت به شرح زیر است؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قرآن کریم میفرماید: (تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ )(واقعه/۸۰)، (حم وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ )(زخرف/۱-۴)، آیات لفظی کتاب خدا که در دسترس بشر است، مرحلهی نازل قرآن کریم و مربوط به نشئهی طبیعت و عالم اعتبار است. این الفاظ عربی در (أُمِّ الْکِتَابِ) حضور ندارند و محتوای (أُمِّ الْکِتَابِ) نیز به صورت تجلّی نازل شده است؛ نه تجافی و مانند نزول باران، زیرا آنجا حرکت و انتقال نیست. بر این اساس، اطلاق «تنزیل» بر قرآن کریم، از آن جهت «اسناد الی ما هو له» و حقیقت است که رابطهی این صورت لفظی و آن وجود عینی و حقیقی که در (أُمِّ الْکِتَابِ) است، «حقیقت» و «رقیقت» است؛ یعنی آنچه در عالم طبیعت است، رقیقهی آن حقیقت است و همین پیوند میتواند مصحّح حمل یکی بر دیگری باشد؛ مانند اینکه انسان مطلبی را در اندیشهاش میپروراند و سپس همان را با زبان یا بَنان بیان میکند. او همان مطلب علمی ذهنی خود را منتقل کرده است؛ ولی آن مطلب، همچنان در ذهن او هست و تنها صورتی لفظی پدید آمده است که رقیقهی آن وجود حقیقی است. دربارهی قرآن کریم نیز میتوان گفت که خدای سبحان محتوای اُمّ الکتاب را فروفرستاد و این قرآن، (تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ )(واقعه/۸۰) است، بنابراین همانگونه که اطلاق «تنزیل» بر قرآن صحیح و «اسناد الی ما هو له» است، اطلاق «دارای تأویل بودن» نیز بر قرآن صحیح است و به دیگر سخن، قرآن دارای تأویل است، زیرا معانی قرآن و آنچه حاکی از قرآن است، «تأویل» دارد.
 از جهت اشتمال قرآن حکیم بر معارف ژرف که ریشهی آن (أُمِّ الْکِتَابِ) و (عَلِیٌّ حَکِیمٌ) بودن قرآن است میتوان گفت با اینکه تفسیرهای فراوانی بر قرآن کریم نوشته شده است، روز قیامت بِکْر میآید، زیرا تأویل قرآن در قیامت ظهور میکند. ۳-۵-۴-۵-تفاوت تعبیر خواب و تأویل «تعبیر رؤیا به عالم الفاظ و مفاهیم ارتباط دارد و معبّر با بهره گرفتن از آنها بینندهی رؤیا را از صورت منامیّه میگذراند و به حقیقت آن میرساند، زیرا آنچه انسانْ نخست در خواب میبیند، اگر اضغاث احلام نباشد، حق است؛ ولی قوهی متخیّله صورتهایی را بر آن میافزاید؛ یا از آن میکاهد و پس از بیدارشدن، آخرین صورت را که به یاد دارد برای معبّر نقل میکند و معبّر باید از این صورتها بگذرد و به صورت نخستین برسد که حق است. او اگر دارای چنین قدرتی باشد، دانای به تعبیر است، وگرنه تعبیر به رأی کرده است. تأویل رؤیا محقق شدن آن در بیرون است، پس «تأویل»، وجود خارجی رؤیاست و «تعبیر»، صورت مفهومی آن، هر چند قرآن کریم، گاهی «تأویل» را مرادفِ «تعبیر» هم به کار برده است؛ دو نمونه:
-
- در شرح زندانی شدن یوسف۸: دو زندانی از وی تأویل رؤیای خود را خواستند و حضرت فرمود که پیش از آنکه طعامی برای شما بیاورند، تأویل رؤیای شما را میگویم: (…نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ إِنَّا نَرَاکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَقَالَ لاَ یَأْتِیکُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُکُمَا بِتَأْوِیلِهِ… )(یوسف/۳۶-۳۷)؛ آنگاه پس از دعوت آنان به «توحید» فرمود که یکی از شما دو نفر آزاد و ساقی دربار میگردد و آن دیگری به دار آویخته خواهد شد. این بیان در حقیقت، «تعبیر» است که «تأویل» نامیده شده است، زیرا جریان آن دو زندانی هنوز در مرحلهی الفاظ و صور ذهنی بوده و در خارج رخ نداده است.
-
- در داستان شاه مصر: (قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِیلِ الأَحْلاَمِ بِعَالِمِینَ )(یوسف/۴۴)، پس «تأویل» که حقیقت خارجی و عینی است، گاهی مرادف «تعبیر» آمده است که از مقولهی الفاظ و مفاهیم ذهنی است. بر این اساس، وقتی گفته میشود که کلّ قرآن «تأویل» دارد، میتواند معانی ذهنی (تعبیر) یا وجود حقایق خارجی (تأویل) مراد باشد که قرآن در ظرف آن ظهور میکند و در بعضی آیات هم که آمده است در قیامت تأویل قرآن روشن میشود،[۲۷۷]لزوماً وجود خارجی آن مراد نیست، زیرا به مفهوم ذهنی آن هم «تأویل»گفته شده است و این دو اصطلاح (تأویل و تعبیر)، مثبتین هستند. البته اگر بهطور حصر در یکی از دو معنای مزبور به کار رود، جمع هر دو پذیرفته نیست.
تأویل چنانچه با روایتی تأیید شود، یا شاهد قرآنی داشته باشد یا لطایف عقلی آن را همراهی کند و نیز مخالف با ظواهر دینی و برهان عقلی نباشد، پذیرفتنی و معتبر است، وگرنه اعتبار ندارد.»[۲۷۸] «تأویل در قرآن کریم، هم به تعبیر که از مقولهی الفاظ و مفاهیم ذهنی است، اطلاق شده و هم برای عین خارجی که متن تحقّق و واقعیّت است، استفاده شده و بر این اساس، وقتی گفته میشود که همهی قرآن تأویل دارد، این تأویلْ ممکن است هم یک سلسله معانی ذهنی باشد که مفاهیم قرآن به آنها برمیگردد، و هم وجودی عینی و خارجی باشد که قرآن کریم در قیامت در آن حقیقتْ ظهور میکند؛ این دو معنای تأویل قابل جمعند و یکدیگر را نفی نمیکنند. پس تأویل که از «اَوْل» و رجوع است، میتواند به معنای ارجاع مفهوم به مفهوم دیگر باشد و هم به معنای ارجاع مفهوم به عین خارجی و نیز ارجاع مثال به مُمثّل باشد. تأویل، خواه به معنای مصدری و خواه به معنای مؤول الیه باشد، سه قسم است: قسم اوّل آن که به مبدأ غیبی ارجاع شود و چون کلمات الهی از مقام غیب ذاتی نشأت میگیرند، تأویل آن را غیر از خداوندْ کسی نمیداند. قسم دوم آنکه به مقام ظهور و مشیئت ارجاع شود. بر این پایه، تأویل آن را غیر از خداوند کسانی که به مقام مشیئت الهی نائل آمدهاند، چونان عترت طاهرین% عالماند. قسم سوم از قسم دوم نازلتر است که بر آن اساس، علم به تأویل قرآن نصیب خواصّ از پیروان اهلبیت% خواهد شد و به همهی این اقسام در روایتها اشارت شده است.»[۲۷۹] ۳-۵-۴-۶-فرق تفسیر و تأویل[۲۸۰] خداوند قرآن را به «حکیم» بودن میستاید: (یس وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ )(یس/۱-۲)، و از آن به «قول ثقیل» یاد میکند: (إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا )(مزمل/۵) و معنای یسیر بودن آن: (وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ… )(قمر/۱۷ و۲۲ و۳۲ و۴۰)، ساده و سبک بودن نیست؛ بنابراین کتاب حکیم و وزین (ثقیل)، حتماً نیازمند تفسیر مفسران قرآنپژوه است و هیچ آیهای نیست که تأملپذیر نباشد، مگر در حدّ ترجمه بیان شود که از سنخ تفسیر نیست. تفسیر با تأویل فرق دارد: در تفسیر از مدلول لفظ و مقتضای تعبیر بحث میشود؛ خواه مقتضای تعبیر به لحاظ قواعد ادبی باشد یا به جهت پایبندیهای عرفی و عقلی؛ ولی در تأویل سخن از تعیین مرجع معنای لفظ و مشخص کردن مراد و مقصود است، زیرا هرگاه مراد مخفی باشد و ظاهر لفظ هیچ بر آن دلالت نکند، به آگاهی از مقصود نیاز است که جز خدا و راسخان در علم، آن را نمیدانند.[۲۸۱] «تفسیر» به ظاهر یا باطن نیز هر اندازه امتداد یابد، از «تأویل» جداست. امام صادق۸ در تفسیر آیهی (فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ )(عبس/۲۴)، فرمود: «علمه الّذی یأخذه، عمّن یأخذ»؛[۲۸۲] یعنی انسان باید بنگرد که دانشش را از چه کسی میگیرد. این بیان لطیف، بیان معنا و تفسیر آیه است نه تأویل آن، چون علم و نان هر دو مصداق طعاماند؛ طعام بودن نانْ محسوس است و با دقت نظر طعام بودن علم را هم میتوان از آیه برداشت کرد؛ امّا هرگز از آیهی (…وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ… )(یوسف/۷۹)، نمیتوان فهمید که «خوبی فرقههای دیگر از ماست»؛ حال آنکه ائمّه% چنین سخنی را فرمودهاند.[۲۸۳] در تأویل گاهی لفظ نیست؛ مانند (…هَـذَا تَأْوِیلُ رُؤْیَایَ مِن قَبْلُ… )(یوسف/۱۰۰) و گاهی لفظ و مفهوم هست؛ ولی از لفظ نمیتوان آن ممثّل را استفاده کرد؛ مانند گفتار حضرت یوسف۸ در تأویل رؤیای زندانیان.[۲۸۴] تأویل در هر دو صورت، به کلّی با «تفسیر» تفاوت دارد. حقایقی که قرآن کریم از آن نشئت گرفته است و در قیامت بدان بازمیگردد، «تأویل» قرآن است که تنها عترت طاهره% بدان آگاهاند، زیرا تنها آنان به مقام (أُمّ الکِتَاب)، (کِتابٍ مَکنون)، (لَوحٍ مَحفوظ)، (عِندَ الله) و (لَدَی الله) باریافتهاند. اگر «تأویل» به معنای «تفسیر» باشد، علم آن به عترت طاهره% اختصاص ندارد و هر کسی میتواند با تحصیل مبادی و مبانی بدان دست یابد، زیرا قرآن کریم برای هدایت مردم است و همگان را به تدبّر[۲۸۵] در آیات خویش فرامیخواند. افزون بر این، اگر دسترسی به قرآن کریم برای همگان شدنی نبود، ائمّه% نمیفرمودند که روایات ما را بر آن عرضه کنید.[۲۸۶] قرآن کریم علاوه بر اینکه تمامی علوم و معارف را دربر دارد و از دیدگاه تفسیری و الفاظ و مفاهیم، از آن استفادهی ادبی و اصولی و فقهی و کلامی و فلسفی و عرفانی میشود، دارای «تأویل» نیز هست که هرگز با لغت و ادبیات و فقه و اصول و مانند اینها به دست نمیآید. آیات فراوانی در قرآن، بهشت را دو گونهی «جنه اللقاء» و «جنّات حسی ظاهری» میدانند که فهمیدن هر دو قسم، به ویژه جنّات حسی: (…جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ… )(محمد/۱۲)، آسان است؛ امّا فهمیدنِ (مَّثَلُ الْجَنَّهِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ أُکُلُهَا دَآئِمٌ… )(رعد/۳۵)، دشوار است، زیرا در این آیه سخن از مَثَل بهشت است، پس خود بهشت یا «تأویل» و «ممثّل» این مَثَل، چیز دیگری است که فهمش مقدور هر کسی نیست. همچنین در معرّفی دنیا میفرماید: (وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا کَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُّقْتَدِرًا) (کهف/۴۵)، این خود دنیا نیست که پژمرده میشود، زیرا دنیا غیر از زمین، باغ، بوستان، آب و باران است و اگر اینها دنیا بودند، دیگر «مَثَل» نامیده نمیشدند، چون پیآمدش، اتحاد «مَثَل» و «ممثّل» است. قلمرو حرکت، نتیجهای جز طلوع و غروب، فراز و فرود، غنا و فقر و حیات و موت ندارد و فصول چهارگانهی متحول آن، مشهود همگان است، بنابراین دنیای طبیعی را نمیتوان به مَثَل یاد شده تبیین کرد. از سوی دیگر، زمین و آسمان، باغ و بوستان، آب و باران، طبیعت و ناسوت و عالم ملک، هر یک آیت الهی است و ذات اقدس خداوندی هرگز آن را نکوهش نکرده است، پس دنیای مذموم غیر از اینهاست. از آنچه در تفاوت «تفسیر و تأویل» بیان شد، فرق بین «مفسّر و مؤوّل» نیز به خوبی روشن گردید: «مُؤوِّل» حقیقی کسی است که از معنای آیه به حقیقتی برسد که لفظ، گویای آن نیست و اگر کسی چنین قدرتی نداشته باشد و به تأویل اقدام کند، «تأویل» به رأی کرده است. ۳-۵-۴-۷-تأویل، غیر از تفسیر باطن است[۲۸۷] تفسیر باطن قرآن هر اندازه امتداد یابد و عمیق شود، غیر از تأویل آن است؛ مثلاً اگر در تفسیر آیهی مبارکهی (فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ )(عبس/۲۴)، از امام صادق۸ روایت شده که طعام در این کریمه به معنای علم است و معنای آیه این میشود که انسان باید بنگرد علمش را از چه کسی فرامیگیرد،[۲۸۸] این بیان لطیف، معنا و تفسیر باطن آیه است ولی تأویل نیست؛ چون طعام دو قسم است یکی طعام بدن و دیگری طعام روح و اگرچه مصداق بودن نان مثلاً برای طعام محسوستر است ولی مصداق بودن علم که غذای روح است برای طعام دقیقتر است و اگر کسی اهل دقّت باشد میتواند طعام بودن علم را از این آیه استفاده کند ولی در تأویلْ چنین نیست و به هیچ صورتی با علم عادی نمیتوان از خود آیه تأویلش را به دست آورد. حاصل آنکه شمول آیهی مزبور نسبت به علم که مصداق معنوی طعام است برای آن است که در مفهوم طعام، آن معنای جامع و فراگیر که هم قابل انطباق بر مصادیق حسّی و هم قابل انطباق بر مصادیق معنوی باشد ملحوظ شده؛ بنابراین، بعد از تحلیل معنای حدیث، معلوم میشود که مفاد آن توجه به مفهوم جامع است و این کار از سنخ تفسیر خواهد بود نه تأویل. در روایات «طینت»[۲۸۹] که از روایات معتبر است، آمده که: کارهای خیر غیر شیعیان به حساب شیعیان نوشته میشود و کسانی که اهل ولایت نیستند، از کار خیر خود نفعی نمیبرند. از آن حضرت سؤال شد که این مطلب از کدام آیهی قرآن استفاده میشود؟ در جواب فرمودند، خداوند در سورهی مبارکهی یوسف میفرماید: (قَالَ مَعَاذَ اللّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلاَّ مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّـآ إِذًا لَّظَالِمُونَ )(یوسف/۷۹)، «خوبی» متاع ماست که نزد دیگران است و به ما باز خواهد گشت. پس ما متاع خود را نزد دیگران یافتیم و آن را به شیعیانمان میدهیم.این مطلب با هیچ ظهوری از آن آیه قابل استظهار نیست و به هیچ قسم از دلالتها از آیه استفاده نمیشود. اینگونه از بیان قرآن را تأویل میگویند که تنها از معصومین% پذیرفته میشود و دیگران هیچ راهی بدان ندارند. ۳-۵-۴-۸-وضع الفاظ برای مفهوم عام، روح معنا و هدف آن «وضع الفاظ برای معانی عام و ارواح و اهداف معنا، در کلمات عارفان و حکیمان الهی دایر بوده و هست. گفتار فیض کاشانی H در مقدمهی چهارم تفسیر صافی هم مسبوق به افاضهی اساتید قبلی و هم ملحوق به پیروی محققان بعدی است. بحث از محکم و متشابه، همانطور که قبلاً بیان شد، در فقه و اصول رایج نیست؛ ولی در عرفان و حکمت به خوبی دارج است. نوشتار صدرالمتألهینِ به ویژه مفاتیح الغیب وی بیانگر معنای آن دو و تمایزشان از هم و معنای تأویل و کیفیت تأویل متشابهات است. وضع الفاظ، خواه تعیینی و خواه تعیّنی، طبق مشاهدهی آنچه در عصر و مصر ما رخ داد و میدهد و مطابق حَدس حال گذشته به استناد تشابه ازمان، به این صورت است که اگر لفظی برای معنای منطبق بر ابزار صناعی وضع شود، استعمال آن لفظ در آن معنا حقیقت است و انطباق آن معنا بر مصادیق متنوع و متطور، صحیح و روا، با اینکه تحولات فراوانی در این باره رخ داده و میدهد و هرگز با تبدل مادهای به مادهی دیگر و نیز تحول صورتی به صورت دیگر و تطوّر صنعتی به صنعت دیگر با حفظ صحّت کاربرد و تأمین هدف، احتمال غلط یا مجاز مطرح نمیشود و این مطلب همان وضع لفظ برای مفهوم عام، روح معنا و هدف آن است.»[۲۹۰] با روشن شدن دیدگاه این دو دانشمند در معنای تأویل، به دست میآید که هر دو تمام قرآن را دارای تأویل دانسته و آن را مختص متشابهات نمیدانند، با این تفاوت که آیتالله جوادی آملی به اختلاف تأویل متشابهات با تأویل کتاب اشاره میکند. آیتالله معرفت، تأویل را همان بطن قرآن میداند، اما آیتالله جوادی آملی، بین تأویل و تفسیر باطن تفاوت قائل است. ۳-۶-علم به تأویل متشابهات یکی از مسائل اختلافی دربارهی آیات متشابه این است که آیا فهم معنا و علم به تأویل و تفسیر آیات متشابه ممکن است یا آنکه کسی جز خدا به تأویل و تفسیر آنها آگاه نیست؟ در این باره دو نظر است و منشأ این دو نظر نیز اختلاف در واو آیهی (…وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ… )(آل عمران/۷)، میباشد که آیا این واو عاطفه بوده و (الرَّاسِخُونَ) را به (الله) عطف میکند و در نتیجه راسخان در علم نیز عالم به تأویل آیات متشابه خواهند بود، و با این فرض (یَقُولُونَ) حال برای (الرَّاسِخُونَ) میباشد، و یا اینکه واو برای استیناف و (الرَّاسِخُونَ) مبتدا و (یَقُولُونَ) خبر آن میباشد و در نتیجه خداوند آگاه به تأویل آیات متشابه بوده و راسخان در علم از علم به آیات متشابه محروماند. فخر رازی که طرفدار استینافیه بودن واو در آیه میباشد، در این زمینه ادلهای ارائه میکند از جمله: «۱- کلمات قبل از این آیه، دلالت میکند که تأویل متشابه مذموم است، هنگامی که فرمود:( …فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ… )(آل عمران/۷)؛ اگر تأویل متشابه جایز بود، خداوند آنان را مذمت نمیکرد. ۲- خداوند راسخون در علم را مدح کرد به اینکه میگویند ایمان آوردیم و در سورهی بقره میفرماید: (…فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ… )(بقره/ ۲۶)؛ اگر راسخون بهطور تفصیل به تأویل متشابهات عالم بودند، دیگر ایمان به آن شایستهی مدح نبود، زیرا هر کسی چیزی را بهطور تفصیل بداند، حتماً به آن ایمان میآورد. ۳- اگر (وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ) عطف به (إِلاَّ اللّهُ) باشد، قول خدای تعالی (یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ)، باید ابتدای کلام باشد و این از فصاحت بعید است، بلکه بهتر بود بگوید: (و هم یقولون آمنّا به) یا میگفت (و یقولون آمنّا به).»[۲۹۱] مرحوم طبرسی در تفسیر جوامع الجامع به استناد روایتی از امام باقر۸ آورده است: «کان رسول اللّه أفضل الراسخین فی العلم»، لذا قول به عطف بودن «واو» را ترجیح داده است. وی همچنین مینویسد: «هیچ وقت در بین مفسران قرآن دیده نشده که از بحث دربارهی آیهای خودداری کنند بلکه دائماً برای کشف معانی و اسرار قرآن تلاش کردهاند».[۲۹۲] مرحوم سید شریف رضی نیز گفته است: «آنانکه (وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ) را جملهی استینافی گرفتهاند، در واقع علما را از مرتبهای که استحقاق آن را دارند، پایین آوردهاند، با اینکه خداوند به علما راه و روش و نوری اعطا کرده تا در پرتو آن با توفیق الهی تاریکیها را پشت سر نهاده و معارف حقّهی الهی را درک کنند».[۲۹۳] راغب اصفهانی نخست متشابه را به سه دسته تقسیم کرده است: «۱- دستهای که علم آن مخصوص خداوند است. ۲- دستهای که همهی انسانها میتوانند به آنها آگاهی یابند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برخی معتقدند که قانون اساسی هویت اصلی زنان و حقوق انسانی آنان را فقط در جهت ایجاد بنیادهای اسلامی مشروع میداند و بنابر این حقوق زنان را به طور مستقل مورد توجه قرار نداده است بلکه از آن به عنوان یک ابزار جهت نیل به اهداف خود استفاده می کند.[۲۲۴] برخی نیز عقیده دارند که نگرش قانون اساسی به زن مبتنی بر نقش سنتی زنان در جامعه یعنی مشارکت آنان در تشکیل خانواده است و به عبارت دیگر زن به مناسبت همسر و مادر بودن مورد توجه قرار میگیرد.[۲۲۵] «قانون اساسی برای رسیدن زن به جایگاه واقعی، دولت را مکلف می کند که با تدابیر لازم نسبت به حصول مطلوب حقوق زنان تلاش نماید.
 به موجب اصولِ قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات، با رعایت موازین اسلامى، تضمین نماید. امورى که دولت مکلف به انجام دادن آنهاست ۱- ایجاد زمینههاى مساعد براى رشد شخصیت زن و احیاى حقوق مادّى و معنوى او. ۲-حمایت مادران، بخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزندان، وحمایت از کودکان بیسرپرست. ۳-ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان وبقای خانواده . ۴- ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بیسرپرست. ۵-اعطای قیمومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنها در صورت نبودن ولی شرعی. در اصل بیستویکم، برای استفای حقوق زن دولت موظف گردیده است که در پنج محور اقداماتی انجام دهد، چهار مورد آن صرفا ناظر به حقوق زن در اشاره به «ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی» شده است . جملات قانون بر خلاف چهار بند دیگر کلی و مبهم بوده و طرق تحقق آن مشخص نیست».[۲۲۶] «اصل بیستم مقرر میدارد که زن و مرد به طور یکسان مورد حمایت قانون قرار دارند. این جمله الزاما به معنای حقوق یکسان داشتن یعنی برابری و مساوات نیست. چه به عقیده برخی از فقهاء و متخصصین حقوق اسلامی، زن و مرد مسلمان از حقوق یکسانی برخوردار نیستند. بنابراین میتوان بر این عقیده بود که نویسندگان قانون اساسی بر تساوی حقوق زن و مرد معتقد نبوده به جای «تساوی حقوق » قائل به «موازنه حقوق» بین زن و مرد هستند و بر این اعتقاداند که ضرورتی ندارد که هرحقی که مرد از آن برخوردار است عینا به زن نیز داده شود بلکه باید درعوض هر حقی که مرد دارد، حقی هم برای زن قائل شد از جمله آن که زن نمیتواند از هم بستر شدن با شوهرش امتناع ورزد و آمیزش جنسی در هر زمان جزء حقوق شوهر است و در قبال چنین حقی که به شوهر داده شده است باید وی نفقه همسرش را بدهد و به عبارت دیگر زن حق نفقه دارد و با این ترتیب دو حق در برابرهم قرار میگیرند که یکی متعلق به شوهر و دیگری متعلق به زن است و بدین گونه است که تساوی برقرار میگیرد».[۲۲۷] حمایت یکسان از زن و مرد در برابر قانون زمانی معنای واقعی خود را مییابد که قوانین عادی و موضوعه، تبعیضآمیز و ناعادلانه نبوده و زن و مرد را از حقوقی مساوی برخوردار کرده باشند و در غیر اینصورت حمایت یکسان خود نوعی تبعیض و ظلم به حساب می آید، چرا که بین «حمایت یکسان در برابر قانون » با «برخورداری از حقوق یکسان در برابر قانون » تفاوت ظریف و آشکاری وجود دارد. بعنوان مثال اگر زنی به قتل برسد، اولیاء دم چه زن و چه مرد حق شکایت از قاتل را دارند (حق برابر) اما قصاص قاتل منوط به پرداخت نصف دیه قاتل از سوی اولیاء دم است . از سوی دیگر اگر از عبارت «رعایت موازین اسلام» که تشخیص آن در اصل ۴ قانون اساسی به عهده فقهای شورای نگهبان گذارده شده است، تفسیری مضیق به عمل آید و موازین اسلامی صرفا مساوی با فقه اسلامی و تبعیت از یک نظر فقهی و یک فتوا قلمداد گردد. نه تنها زنان را برخوردار از حقوق انسانی مذکور در اصل ۲۰ نمیکند بلکه بعنوان یک مانع مهم، محرومیت آنان را از بسیاری از حقوق به دنبال دارد. بنابر این تفسیر موسع از موازین اسلامی و شریعت و آن را اعم از عمومات قرآنی، اخلاقیات، اصول عقاید و فقه قلمداد کردن و نیز عنایت جدی به مقتضیات زمان و مکان (بر اساس بند ۶ اصل۲) و مصالح و منافع نظام و همگامی اصلاحات فقهی با تحولات جامعه و دنیا، می تواند نقش مهمی در اعتلا و رشد حقوق انسانی زنان داشته باشد.[۲۲۸] ۴-۲- حقوق زن در قانون مدنی پاره ای از حقوق زنان در قانون مدنی عبارت است از: ۱- حق زن در استقلال دارایی خود: طبق ماده ۱۱۱۸ زن دارای استقلال اقتصادی است و می-تواند به هر شکلی، دارایی خود را تصرف کند و این دارایی با اخذ نفقه منافاتی ندارد.[۲۲۹] ۲- حق زن در استفاده و اعمال شروط ضمن عقد: برابر ماده ی ۱۱۱۹ قانون مدنی، زن به هنگام عقد می تواند هر شرطی را که مخالف مقتضای ذات عقد نباشد بر مرد اعمال کند. این شروط به استثنای شروطی هستند که در قبالهی ازدواج آمده است و عاقد یکایک آنها را برای طرفین میخواند و در صورت موافقت، آنها را امضا می کنند و متعهد میشوند. شروطی که در عقدنامه آمده و حق طلاق را به زن میدهد عبارتند از: الف) استنکاف شوهر از دادن نفقه: برابر ماده ۱۱۲۹قانون مدنی، در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجراء حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه، زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق مینماید. همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه. [۲۳۰] ب) ترک منزل توسط زوج: برابر (بند ۱) ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، ترک منزل توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بودن عذر موجه. در این صورت نیز دادگاه به زن اجازه ی طلاق می دهد. ج)اعتیاد: طبق (بند۲) ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک، مجددا به مصرف موارد مذکور روی آورد، بنا به درخواست زوجه، طلاق انجام خواهد شد. د) محکومیت قطعی ۵ سال یا بالاتر: طبق (بند۳) ماده۱۱۳۰قانون مدنی، اگر مرد محکوم به حبس ۵ سال یا بیشتر شود، زن اجازه ی طلاق دارد. ه) سوء رفتار: ، برابر(بند۴) ماده ۱۱۳۰قانون مدنی، زن می تواند با مراجعه به دادگاه از شوهرش طلاق بگیرد.در صورت هر گونه سوء رفتار مستمر زوج که صرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد. و) ابتلا به امراض صعب العلاج: طبق (بند ۵) ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، ابتلاء زوج به بیماریهای صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعبالعلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید. زن می تواند با مراجعه به دادگاه طلاق بگیرد[۲۳۱]. ز) مفقود الاثر شدن مرد: طبق ماده ۱۰۲۹ق . م، هر گاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقود الاثر باشد، در صورتی که ۶ ماه پس از مراجعه ی زن به دادگاه اثری از مرد پیدا نشود، زن حق طلاق دارد.[۲۳۲] ح) در صورتی که مرد همسر دیگری اختیار نماید، زن می تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق نماید و دادگاه نیز حکم طلاق را صادر می نماید.[۲۳۳] ط) ماده ی ۱۱۲۸ قانون مدنی می گوید: اگر مرد یا زنی خود را واجد صفاتی معرفی کنند که پس از عقد، فقدان آن مشخص شود این امر تدلیس نام دارد و از موجبات فسخ نکاح است. اگر صفت خاصی در یکی از طرفین شرط شده باشد اما پس از عقد، فقدان وصف منظور شود، طرف مقابل حق فسخ خواهد داشت و درصورت شکایت منجر به شش ماه تا دو سال حبس تعزیری برای محکوم می شود.[۲۳۴] ۳- حق زن در مهریه در ازدواج دائم و موقت: مهریه نوعی حق شخصی است. طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی، به مجرد عقد، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید و در رأس بدهیهای مرد قرار میگیرد. مهریه پس از مرگ زن به وراث او میرسد. اگر مردی مهریهی همسر خود را پرداخت نکند، دادگاه پس از مراجعه ی زن برای طلاق، او را محکوم به پرداخت مهریه می کند.البته در صورت عدم توانایی مالی، مرد دادخواست اعسار از زندان میدهد. اگر دادگاه اعسارش را پذیرفت مهریه را تقسیم می کند و از زندان آزاد می شود، اما اگر با داشتن توانایی مالی، مهریه را نپردازد باید تا روز پرداخت مهریه در زندان بماند. باید توجه نمود که فوت زوج در مهریه تأثیرگذار نیست و مهریه از ماترک شوهر (آن چه به جا گذاشته) برداشته می شود.چنان چه زن هم بمیرد، مهریه ساقط نمی شود. مهریه ارث است و به وراث وی خواهد رسید. هنگام فسخ نکاح، در صورتی که دختر وظایف زناشویی را انجام داده باشد، مهریه به او تعلق میگیرد، در غیر این صورت نصف مهریه به او می رسد. همچنین طبق ماده ۱۰۹۵ در نکاح منقطع، عدم مهر در عقد، موجب بطلان است.[۲۳۵] ۴- حق زن در مسئله ی نفقه: نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف متناسب با وضعیت زن باشد. همچنین استخدام یک خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضاء. این حق به محض عقد محقق می شود. طبق ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی اگر مردی ترک نفقه کند، زن می تواند با مراجعه به دادگاه، تقاضای طلاق بدهد و دادگاه پس از اثبات عدم پرداخت نفقه، حکم طلاق را صادر خواهد کرد. اگر مردی مرتکب عدم پرداخت نفقه حال همسرش شود، طبق ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی به سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می شود.[۲۳۶] ۵- حق زن در ترک منزل شوهر در صورت خوف از ضرر جسمی، مالی یا شرافتی: زن بدون اجازه ی شوهرنمی تواند خانه ی شوهر را ترک کند. اما براساس ماده ی ۱۱۱۵ قانون مدنی، اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، زن می تواند مسکن علیحده اختیار کند. و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.[۲۳۷] ۶-حق زن در استفاده از حق حبس: تا زمانی که مرد مهریه زن را پرداخت نکرده است، زن می-تواند برابر ماده ی ۱۰۸۵ قانون مدنی از انجام وظایف زناشویی امتناع کند. حتی در این صورت نیز مرد باید نفقه را پرداخت کند. شروط حق حبس به شرح زیر است: [۲۳۸] شرط اول: مهر زن باید حال باشد – و نه مدت دار - و به مجرد عقد قابل وصول باشد بنابراین اگر مدت دار بود، حق حبس ندارد. شرط دوم: در صورتی که زن قبل از دریافت مهر از شوهر تمکین کند، حق حبس او ساقط می شود منتهی حق مطالبهی مهر او از بین نمیرود. شرط سوم: فرق نمیکند که شوهر ثروتمند باشد یا نباشد در هر صورت زن حق حبس دارد. شرط چهارم: در صورتی که زن از حق حبس خود استفاده کند و از همسرش تا وصول مهر تمکین نکند و از انجام وظایف زناشویی خودداری نماید، ناشزه محسوب نمی شود و مستحق نفقه نیز هست. ۷- حق زن در جهیزیه: جهیزیهای را که بر حسب عادت و آداب و رسوم به منزل شوهر میبرند، به منزله ی انصراف از مالکیت محسوب نمی شود و تماماً متعلق به زن است و مرد حق هیچ گونه دخل و تصرف یا تبدیل اثاثیه را ندارد. مرد فقط می تواند در حد عرف معمول و رایج از وسایل استفاده بکند، زیرا طبق ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی، استقلال مالی زن به رسمیت شناخته شده و جهیزیه جزء اموال زن است و زن اختیار دارد که با جهیزیهی خود هر طور که میپسندد رفتار کند. بنابراین از نظر حقوقی زن اجباری در تهیه و بردن جهیزیه به خانه شوهر ندارد و شوهر پس از ازدواج مالک جهیزیه نمی شود بلکه به طور متعارف می تواند از این وسایل استفاده کند و از منافع آن بهرهمند شود.[۲۳۹] ۸-حق زن در انتخاب محل سکونت: با شرط ضمن عقد، زن می تواند حق سکونت را از آن خود کند. برابر قانون، حق انتخاب خانهای که باید خانواده در آن مستقر شود با شوهر است، ولی اگر زن ادعا کند که زندگی با شوهرش در یک خانه برای او خطر جانی یا مالی و یا شرافتی دارد، قانون به زن حق انتخاب مسکن جدا می دهد.زن می تواند در موقع عقد شرط کند که حق انتخاب مسکن به او داده شود. در این حال اگر شوهر خانهای خرید یا اجاره کرد که مورد علاقه یا توافق زن نبود، او می تواند از اقامت در آن خانه خودداری نماید. اگر زن و شوهر نسبت به خانهی مشترک با هم توافق نکردند، دادگاه با جلب نظر نزدیکان هر دو طرف برای زن محل سکونتی انتخاب می کند. در این حال شوهر باید هزینه زندگی زن را که جدا از اوست بپردازد.[۲۴۰] ۹- اجرت المثل: اجرت المثل بر اساس ماده ی ۳۳۶ قانون مدنی، مطرح شده است. در این قانون آمده: «هرگاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به انجام کاری کند مستحق اجرت خواهد بود و این امر اعم از امر کردن، دستور دادن و درخواست کردن کارهایی است که زوجه به درخواست مرد انجام می دهد و مستحق اجرت خواهد بود مگر اینکه معلوم شود که قصد تبرع داشته است.» اگر تعیین اجرت المثل ممکن نباشد، دادگاه مبلغی را تحت عنوان «نحله ی ایام زوجیت» (بخشش) تعیین می نماید تا از سوی مرد به زن پرداخت گردد. با وضع تبصرهی ۶ اصلاح قانون طلاق، در صورتی که طلاق به درخواست زوجه نباشد، دادگاه با توجه به سنوات زندگی مشترک و نوع کار انجام شده، برای زوجه اجرتالمثل تعیین می کند و مرد موظف به پرداخت آن است. زیرا طبق قوانین شرعی، زن در منزل شوهر غیر از تمکین و تربیت فرزند، وظیفهی دیگری ندارد و در مقابل کارهایی که در منزل انجام میدهد مستحق اجرت است. در صورت فوت شوهر، زن مستحق اجرت المثل نیست بلکه دادگاه می تواند حکم کند که آیا نیمی از دارایی شوهر به زن تعلق میگیرد یا مقداری از آن.[۲۴۱] ۱۰- حق زن درطلاق رجعی: در طلاق رجعی، زن و شوهر باید به مدت سه ماه در یک منزل سکونت داشته باشند و مرد به زن نفقه بدهد؛ در این شرایط، در صورت فوت مرد، زن ارث میبرد. چنان چه در این ایام مرد بخواهد زن دیگری اختیار کند حتماً باید با اجازه ی همسر اول یا دادگاه باشد. در ایام عدّه، مرد نمیتواند با خواهر زن ازدواج بکند و زنا در این دوره، زنای محسنه محسوب می شود. زن می تواند تمام وظایف زوجیت را که منافاتی با ماهیت طلاق ندارد انجام بدهد. فلسفهی این امر در قرآن این است که خداوند میفرماید: «شما نمیدانید شاید خداوند خیری دیگر پدید آورد.» ۱۱- حق ارث: اگر زنی فوت کند و اولادی نداشته باشد به همسرش یک دوم ارث میرسد و اگر اولاد داشته باشد یک چهارم ارث میرسد. اگر مردی فوت کند و اولاد نداشته باشد به زن یک چهارم ارث میرسد و اگر اولاد داشته باشد زن یک هشتم ارث میبرد. اگر مردی فوت کند و چند تا زن داشته باشد یک هشتم به همه آن ها به طور مساوی ارث خواهد رسید و اگر اولاد نداشته باشد به آن ها یک چهارم ارث تعلق میگیرد. ۴-۳- نسبی بودن تفسیر عدالت درحقوق زن «عدالت را باید در هر زمانی تعریف کرد. ما تفسیر ثابتی ازعدالت، نه تنها در مسائل مربوط به زنان و مردان،که در نظام سیاسی و اقتصادی هم نداریم. تعریف عدالت در هر عصری به خود انسانها واگذار می شود و آنها باید تعریفی از آن ارائه دهند.[۲۴۲]بر این پایه، برای تحقق عدالت و وضع حقوق و قوانین عادلانه در هر عصری، باید دید چه نوع نظام اقتصادی، خانوادگی و سیاسی می تواند حق افراد جامعه را استفاده نموده، فرصتها را به صورت برابر در اختیار همه قرار دهد. پیامبر گرامی نیز نابرابریهای آن زمان را بر ضد زنان، متناسب با فهم و درک آن روز از عدالت تغییردادند و به سوی عدل زمانه حرکت کردند».[۲۴۳] حقوق زنان نیز با تعاریف عرف پسند از عدالت در زمانهای مختلف،دچار تغییر می شود. مفهوم و مصداق قسط و عدالت نیز سیال و پویاست. چون حقوق نابرابر میان زن و مرد، همچون ریاست مرد بر خانواده و حق طلاق و…، مشکلاتی در جامعه به وجود آورده است، باید احکامی که موجب تحقق برابری و عدالت به مفهوم امروزین آن باشد، به وجود آید.[۲۴۴] «عدالت نه به معنای برابری، که به معنای برآوردن یکسان نیازهاست که این منظور طبعاً به تفاوتهایی در عمل نیز میانجامد. به علاوه، همیشه، برابری حقوقی، مقتضای «عدل» نیست چه بسا در مواردی تفاوت های تردیدی نیست که شرایط زیست انسانی در حال تغییر و تحول است و دین کامل و جاوید باید برای شرایط متفاوت، احکام متناسب داشته باشد حقوقی همچون ریاست مرد بر خانواده، حق طلاق برای مرد و…، متناسب با شرایط زمانه نیست و انتظارات تساوی طلبانه را از دین برآورده نمیسازد. به همین دلیل، باید احکامی جایگزین شود که موجب تحقق برابری و عدالت به مفهوم امروزی آن باشد و مشکلات جامعه و مسائل زنان را حل کند».[۲۴۵] ۴-۴- جایگاه حقوقی زن «قرآن درباره عظمت حقوقی زن میفرماید: ای اهل ایمان ! برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه و جبر به میراث گیرید و بر زنان سختگیری و بهانهجویی مکنید که قسمتی از آنچه مهر آنها کردهاید، به جور بگیرید مگر عمل زشت و ناشایستی از آنها آشکار شود و با آنها در زندگی با انصاف و خوشرفتار باشید و چنانچه دلپسند شما نباشد، اظهار کراهت مکنید؛ بسا چیزهایی ناپسند شماست و حال آنکه خدا در آن خیر بسیاری قرار داده است؛«یا ایها الذین امنو لایحل لکم ان ترثوا النساء کرها ولاتعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتیتموهن الا ان یاتین بفاحشه مبینه و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئا ویجعل الله فیه خیرا کثیرا».[۲۴۶] مسائل مربوط به حقوق زن، بخشی مربوط به ارث و بخشی مربوط به نکاح و تعدد زوجات و مهریه و مانند آن است. این گونه مسائل را عده فراوانی چون مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان بیان کرده اند و متاخران هم با رهنمودهای آن بزرگ مفسر جهان اسلام، کتابهای نوشتهاند».[۲۴۷] ۴-۵- سیر تحول قوانین حقوقی مربوط به زنان ۴-۵-۱- سن بلوغ در قانون مدنی که برگرفته از نظر مشهور فقهای امامیه است، چنین آمده:«بلوغ در پسر پانزده سال و در دختر نه سال تمام قمری است» ظاهراً سن بلوغ منظور شارع، همان بلوغ جنسی است که این سن معمولا به سنی که قانون مدنی برای بلوغ پسران ذکرمیکند، نزدیک است؛ یعنی غالب پسران حوالی پانزده سالگی به بلوغ جنسی میرسند،لکن در مورد دختران باید گفت سن بلوغ جنسی آنان با آنچه قانون ومشهور امامیه قائل بدان هستند، تفاوت فاحشی دارد که حدود سه تا چهار سال است. به این ترتیب مقلدان مراجعی که قائل به بلوغ دختر در نه سالگی هستند، چهار سال زودتر از مقلدان مراجعی که قائل به بلوغ جنسی دختر هستند، مکلف میشوند که این امر قابل تأمل است. سن مناسب برای ازدواج زمانی است که فردبالغ و رشید باشد و هدف از طرح سن بلوغ، یافتن زمان مناسب برای ازدواج است. ۴-۵-۱-۱- بررسی تاریخچه قانون مدنی ایران در رابطه با سن ازدواج مسأله«سن ازدواج»در سالهای اخیر بحث و بررسى هاى فراوانى در مجامع قانون گذارى برانگیخت که درنهایت منجر به اصلاح قانون گردید. در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی قدیم مقرر بود: «نکاح اناث قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام و نکاح ذکور قبل از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام ممنوع است. معذلک در مواردی که مصالحی اقتضا کند ببا پیشنهاد مدعیالعموم و تصویب محکمه ممکن است استثناء معافیت از شرط سن اعطاءشود ولی در هر حال این معافیت نمیتواند به اناثی داده شود که کمتر از ۱۳ سال تمام و به ذکوری شامل گردد که کمتر از ۱۵ سال تمام دارند»(مصوب ۲۱/۱۲/۱۳۱۳) در تبصره ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی قدیم مقرر بود: «عقد نکاح قبل از بلوغ و با اجازه ولی صحیح است به شرط رعایت مصلحت مولی علیه» ازدواج نهادی متناسب با سـرشـت انسانی و پاسخی به نیازهای عاطفی و جسمی انسان میباشـد. قـدمـت این نهاد و همزمانی آن با آغاز پیدایش بشر، مؤید فطری بودن آن است؛ با این وجود این نهاد همواره در طول تاریخ با تحـولات شرایط فرهنگی، اقتصادی، اجـتـماعی، سیاسی، حقوقی و تغییر در هنجـارها و ارزشهـای هر جامعه، دستخوش تـغـییر شده و نوع، کارکـرد، زمان شـکلگیری و آثـار حقوقی آن متفاوت بـوده؛ آن چنان که در خانوادههـای گسترده، ازدواج مبتنی بر تصمیم اعضای خانواده بوده که با تضعیف ایـن الگو، انتخاب آزاد هـمسر در بـسـیاری جـوامع بـروز یافته است.در جوامـع سنـتی، نســبت به جـوامع صنعتی، ازدواج عمومیت بیشتری داشته، استقلال مالی و اقتصادی زن، روند ازدواج و تشکـیل زندگـی مشترک را به تأخیر انداخـته، همچنین الزامات قانونی ادوار مختـلـف بـر سـن ازدواج تأثیر گذاشته اسـت.[۲۴۸] برای نخستینبار در نظام حقوقی ایران، در ماده ۱۰۴۱ ق.م. مصوب ۱۳۱۳آمده بود: «نکاح اناث قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام و نکاح ذکور قبل از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام ممنوع است. معذلک در مواردی که مصالحی اقتضا کند با پیشنهاد مدعیالعموم و تصویب محکمه، ممکن است استثناء معافیت از شرط سن اعطا شود. ولی در هر حال این معافیت نمیتواند به اناثی داده شود که کمتر از ۱۳ سال تمام و به ذکوری شامل گردد که کمتر از ۱۵ سال تمام دارند».
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۱-۲- اعداد فازی اعداد فازی، زیرمجموعهی فازی اعداد حقیقی میباشند. تابع عضویت عدد فازی در یک مجموعه فازی، است. عدد فازی روی مجموعه مرجع R بهعنوان یک مجموعهی فازی نرمال و محدب تعریف میشود. عدد فازی مثلثی، از معمولترین اعداد فازی است. تابع عضویت و ویژگیهای عدد فازی مثلثی در فرمول(۲-۱) و شکل(۲-۱) نمایش داده شده است(چانگ و وانگ[۹۳]، ۲۰۰۹). (۲-۱)
در غیر این صورت
شکل ۲-۱: تابع عضویت عدد فازی مثلثی منبع: (چانگ و وانگ، ۲۰۰۹) بر طبق اصول و ویژگیهای مطرح شده توسط “زاده”[۹۴]، عملیات جبری اعداد فازی مثلثی و به شرح فرمولهای(۲-۲) تا(۲-۷) است(زاده، ۱۹۶۵) جمع دو عدد فازی مثلثی (۲-۲)
تفریق دو عدد فازی مثلثی(۲-۳) ضرب دو عدد فازی مثلثی(۲-۴) تقسیم دو عدد فازی مثلثی(۲-۵) ضرب هر عدد حقیقی در عدد فازی مثلثی(۲-۶) معکوس عدد فازی مثلثی(۲-۷) ۲-۴-۲- روشهای تصمیمگیری چند معیارهی فازی تصمیمگیری، فرایند یافتن بهترین موقعیت در میان گزینههای[۹۵] موجود است. تقریباً در اکثر مسائل تصمیمگیری به علت کثرت معیارها، تصمیمگیرنده دچار مشکل میشود. از این رو برای اکثر مسائل، تصمیمگیرنده میخواهد به بیش از یک هدف، در راستای انتخاب نحوهی اجرای فعالیتها، دست یابد(زلنی[۹۶]، ۱۹۸۲).
 در تصمیمگیری چندمعیارهی سنتی، وزن معیارها کاملاً شناخته شده است: اما به علت وجود ابهام و عدم قطعیت در اظهارات تصمیمگیرنده، بیان دادهها بهصورت قطعی نامناسب است. ازآنجاییکه قضاوتهای انسانی نمیتوانند بهوسیله مقادیر عددی دقیق برآورد شوند و معمولاً مبهم هستند، ازاینرو، نمیتوان از روشهای تصمیمگیری سنتی برای اینگونه مسائل تصمیمگیری استفاده کرد(میرزایی، ۱۳۸۹). در سالهای اخیر، تلاش های بسیاری برای رفع اینگونه ابهامات و عدم قطعیتها صورت پذیرفته که نهایتاً به به کارگیری نظریه مجموعههای فازی در روشهای ارزیابی چندمعیاره منجرگردیده است(چن و هوانگ[۹۷]، ۱۹۹۲). نظریه فازی در سال ۱۹۶۵ توسط پروفسور لطفیزاده نشر پیدا کرده است. این نظریه برای شرایط متغیر و شرایط غیرقابل مقایسه بودن مناسب است. قضاوتهای مردم عموماً به صورت مبهم، مانند عبارات زبانی: مساوی، نسبتاً قوی، خیلی قوی، بینهایت قوی و … با یک درجه اهمیت میباشد. نظریه فازی میتواند به ابهام موجود در عبارتهای زبانی نظردهندگان کمک کند(سمیح[۹۸]، ۲۰۰۹). مطلوبیت گزینهها در مقایسه با همه معیارها معمولاً به صورت اعداد فازی بیان میگردند که آن را مطلوبیت فازی مینامند و با روشهای ارزیابی تصمیم گیری فازی سنجیده میشوند. رتبهبندی گزینهها بر اساس مقایسه مطلوبیتهای فازی مربوطه است(یه و دنگ[۹۹]، ۲۰۰۴). ۲-۴-۲-۱- TOPSIS فازی TOPSIS (روش اولویتبندی با توجه به شباهت با راهحل ایدهآل مثبت)، بهعنوان یکی از روشهای سنتی تصمیمگیریهای چندمعیاره شناخته شده است که در سال ۱۹۸۱ توسط هوانگ و یون[۱۰۰]برای حل مسائل تصمیمگیریهای چندمعیاره توسعه داده شد و بر اساس تعیین ایدهآل بود. گزینهی انتخاب شده، باید دارای کوتاهترین فاصله از ایدهآل مثبت و از طرف دیگر، بیشترین فاصله از ایدهآل منفی باشد(هوانگ و یون، ۱۹۸۱). با کاربرد منطق فازی در این تکنیک، روش TOPSIS فازی به¬دست می¬آید که به گونه ای متفاوت از تکنیک TOPSIS است. سابقه استفاده از مدل TOPSIS در ایران از آغاز دهه ۱۳۷۰ به شکل محدود آغاز شده است و موارد استفاده از وضعیت فازی به چند سال اخیر محدود میشود. مراحل تصمیمگیری به کمک تکنیک TOPSIS فازی بهشرح زیر است(میرغفوری و همکاران، ۱۳۹۲): گام اول: تشکیل ماتریس تصمیم گیری ارزیابی گزینه ها. گام دوم: بیمقیاس نمودن ماتریس تصمیم گیری: در این گام بایستی ماتریس تصمیم گیری فازی ارزیابی گزینه ها را به یک ماتریس بیمقیاس فازی تبدیل نماییم. برای بهدست آوردن ماتریس، از رابطه(۲-۸) استفاده می شود. (۲-۸) n : تعداد خبره ها m تعداد گزینه ها : اگر اعداد فازی به صورت(a,b,c) باشند، که ماتریس بیمقیاس(نرمالیزه شده) است به صورت رابطه(۲-۹) به دست می آید: (۲-۹) در این رابطه ماکزیمم مقدار c در خبره j ام در بین تمام گزینه ها است. رابطه(۲-۱۰) این موضوع را بیان می کند: (۲-۱۰) گام سوم: ایجاد ماتریس بیمقیاس موزون فازی : برای تشکیل ماتریس بیمقیاس موزون فازی از روابط(۲-۱۱) و (۲-۱۲) استفاده می شود. (۲-۱۱) (۲-۱۲) در این رابطه ماتریس بیمقیاس بهدست آمده از گام دوم است. توجه شود در اینجا منظور از وزن، وزن نظرات خبرگان میباشد که یکسان در نظر گرفته شده است. گام چهارم: مشخص نمودن ایدهآل مثبت فازی[۱۰۱] و ایدهآل منفی فازی[۱۰۲] : برای این منظور از روابط(۲-۱۳) و (۲-۱۴) استفاده می شود. (۲-۱۳) (۲-۱۴) که بهترین مقدار معیار i از بین تمام گزینه ها و بدترین مقدار معیار i از بین تمام گزینه ها میباشد. این مقادیر از روابط(۲-۱۵) و (۲-۱۶) بهدست میآیند. (۲-۱۵) (۲-۱۶) گزینه هایی که در و قرار میگیرند، به ترتیب نشاندهنده گزینه های کاملاً بهتر و کاملاً بدتر هستند. گام پنجم: محاسبهی مجموع فواصل هر یک از گزینه ها از ایدهآل مثبت فازی و ایده آل منفی فازی. در صورتی که و دو عدد فازی به شرح زیر باشند، آنگاه فاصلهی بین این دو عدد فازی بهواسطه رابطه(۲-۱۷) بهدست می آید: (۲-۱۷) با توجه به توضیحات فوق در مورد نحوه محاسبهی فاصله بین دو عدد فازی، فاصلهی هر یک از مؤلفه ها را از ایدهآل مثبت و ایدهآل منفی به کمک روابط(۲-۱۸) و (۲-۱۹) بهدست می آید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تا ز آلودگی نگردی پاک
نگذری از بسیط خطّه خاک
شاعر با هشدار و تحذیر بیان می دارد : او تا کی می تواند این چنین زندگی کند ؟ آیا او نمی داند که چه در پی است ؟ هیچکس از ساعت اجل در امان نیست . آیا می پندارد که برای همیشه زندگی خواهد کرد ؟ ولی هر آن کس که پای به این سرای فریبکار می نهد ، تا پایان او گور خواهد بود .

تا بکَی تو چنین بخواهی زیست
می ندانی که در قفای تو چیست
راست بشنو که در جهات جهان
از اجل کس نیافتست امان
تو چه گوئی ابد بخواهی ماند
نامه مرگ خود نخواهی خواند
هرکه آمد در این سرای غرور
همرهش محنتست و منزل گور
چرا که هر جانی مرگ را خواهد چشید ( کل نفس ذائقۀ الموت ، قران ۵۷/۲۹ ، عنوان ۳۵ ) کجایند پیامبران ، مسیح ، موسی ، آدم ، شیث ، نوح و ابراهیم ، یونس ، لوط ، یوسف ، و یعقوب ، صالح ، هود ، یوشع و ایوب ؟ کجاست خاتم پیامبران و چراغ رسل ( محمد ص ) کجایند ابوبکر ، عمر ، عثمان و علی ، این شیر خدا و کجایند عارفانی چون بشر حافی ، بوسعید ، شبلی و شیخ بایزید و شاهان جهان جمشید ، هوشنگ و فریدون ، منوچهر ، ایرج ، نوذر ، بهمن ، کیقباد و اسکندر ؟ کجایند گردن کشان تهمتن ( رستم ) و گیو ، گودرز ، طوس و بیژن ، سام دستان ( زال) ، نیرم ( نریمان ) ، همه درون خاک خفته اند ، برخی شاد و برخی غمناک .
۵-۳-۴ درباره عشق
در این بیت اخلاقی شاعر می گوید : اگر انسان حیات ابدی بخواهد ، باید برخیزد و همراهی عشق را بجوید آرزوی داشتن عشق ، بهترین شعار و نشان رهرو است ، سّر عشق نمی تواند به زبان گفته شود و هر چه بگویند که عشق این است ، صفت عشق چیز دیگری است . عشق سه حرف عین ، شین و قاف نیست ، بلکه سّری است که در این سه حرف نهفته است .که سخن گفتن از آن امتیاز ویژه ی دل است . عاشقی قصّه و حکایت نیست در این ولایت عشق بازی وجود ندارد . عالم عشق جهانی دیگر است و آن برتر از همه امیال به عالم گِل است ، عشق در هر جایی فرود نمی آید ، ولی ( حجره خاص ) خود را در دل دارد مرکب او تیز پر و هر زمان در جایی دیگر است . و هر کس که با عشق هم عنان شود منزل او در آن سوی جهان می باشد . دلی که از عشق بویی ندارد از سنگ است ، هر چند که شخص نباید فقط از عشق بگوید بلکه می باید برخیزد و دل را به آب صدق بشوید تا دل را به آیین دین از خبث هوی پاک گرداند و آنگاه عشق بازی کند . انسان با عشق بازی می کند ولی عشق بازی نیست ، هوس بهتر از عشق نیست . کسی که در راه عشق مات شده است در ( جهان کمال ) حیات را بدست آورده است .
فی العشق
گر حیات ابدی همی خواهی
خیز و با عشق جوی همراهی
رو دم از عشق زن که کار اینست
رهروا نرا بهمین شعار اینست
هر چه گوئی که آنچنان باشد
صفت عشق غیر آن باشد
عشق را عین و شین و قاف مدان
بلکه سریست در سه حرف نهان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توانایی مالی:توانایی و ضعف مالی تامین کنندگان به طور مستقیم بر تامین خواسته های مشتری تاثیر گذار است .عواملی همچون ،نرخ اعتبار،ساختار سرمایه،سوددهی ،سرمایه در گردش،گردش موجودی،و نرخ بازده سرمایه ،می توانند به عنوان شاخص های ارزیابی مالی تامین کنندگان مورد استفاده قرار گیرند علاوه بر اینها ،پایداری و توانایی مالی تامین کنندگان باید به عنوان یک عامل اساسی در انتخاب تامبن کننده مدنظر قرار گیرند توانایی مدیریتی:ارزیابی سازمان،ساختارو مدیریت نیز می تواند در فرایند انتخاب تامین کننده مورد توجه قرار می گیرد .اهداف ،استراتژی ها ،سیاستها ،ساختار سازمانی ،صلاحیت مدیران ،سیستم آموزشی،سیستم های اطلاعاتی و فرآیندهای تامین کنندگان از جمله مواردی هستند که می توانند در این ارزیابی مورد بررسی قرار گیرند ارزیابی عملکرد واخد های مختلف تامین کنندگان مانند واحدهای بازاریابی ،تولید و فروش نیز می توانند در این فرایند مفید واقع شوند . ( امانی شورباریکی،۱۳۹۲) ۲-۶-۳ارزیابی و انتخاب تامین کنندگان: انتخاب تامین کنندگان به دلیل هزینه های تامین مواد اولیه و سایر اجزای محصول نهایی که بخش اعظم هزینه های تولید یک محصول را در بر می گیرد یکی از مهم ترین مسائل در مدیریت زنجیره تامین محسوب می شود بنابراین ارزیابی و انتخاب تامین کنندگان نقش مهمی در کاهش هزینه ها و مدت زمان ارائه محصول به بازار ایفا می کند این ارزیابی تاثیر بارزی بر هزینه ها و زمان تولید محصول دارد.انتخاب تامین کننده فرآیندی است که به واسطه آن تامین کنندگان بررسی ،ارزیابی و انتخاب می شود تا به عضوی از زنجیره تامین سازمان تبدیل شوند .محققین ،دلایل زیادی را برای تمایل سازمان ها به انتخاب یک منبع تامین و تعداد محدودی تامین کننده مطرح کردند
 دلیل اول این است که انتخاب تامین کنندگان متعدد ،شرکت ها را از صرفه جویی های ناشی از مقیاس که به دلیل مقدار سفارش و منحنی یادگیری ایجاد می شود باز می دارد . دومین دلیل به هزینه های بالای شبکه هایی با چندین تامین کننده در مقایسه با شبکه های یا تامین کنندگان محدود اشاره دارد سومین دلیل به افزایش تعهد و اعتماد بین سازمان و تامین کننده محدود اشاره دارد و در نهایت آخرین دلیل مربوط به بازارهای رقابت جهانی است که شرکت ها را مجبور به انتخاب بهترین تامین کنندگان می کند (Farzipoor.saen2010) به طور اساسی مسائل انتخاب تامین کننده دو نوع است: انتخاب تامین کننده در حالتی که هیچ محدودیتی وجود ندارد به عبارتی هر کدام از تامین کنندگان به تنهایی قادر با تامین تمام نیازهای خریدار از جمله میزان تقاضا ،کیفیت و زمان تحویل می باشد (منبع یابی منفرد) در این حالت مدیریت تنها در مورد این که کدام تامین کننده بهترین است تصمیم گیری می کند انتخاب تامین کننده در حالتی که هیچ محدودیت هایی در مواردی مانند ظرفیت تامین کننده و کیفیت محصول تامین کننده وجود دارد به عبارتی یک تامین کننده به تنهایی قادر به برآورد نیازهای خریدار نمی باشد و خریدار باید بخشی از تقاضای خود را ار یک تامین کننده و بخش دیگر تقاضا را از تامین کننده ی دیگر به منظور جبران کمبود یا کیفیت پایین تامین کننده اول ،تامین کند.بنابراین در این حالت بیشتر از یک تامین کننده باید انتخاب شود.(منبع یابی چند گانه) در این حالت مدیریت باید دو تصمیم اتخاذ کند : اول این که کدام تامین کنندگان بهترین هستند ؟ و دوم از هر یک از تامین کنندگان انتخاب چه مقدار باید خریداری کرد؟ به طور کلی در تصمیمات مربوط به انتخاب تامین کننده دو موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار است یکی این که چه معیارهایی باید استفاده شود و دیگری این که چه روش هایی برای مقایسه ی تامین کننده باید به کار رود(طالبی و ملا طایفه۱۳۹۰) ۲-۶-۴سطوح ارزیابی تامین کنندگان : ارزیابی تامین کننده ممکن است در چهار سطح مختلف انتزاعی انجام گیرد: سطح محصول:این سطح بر روی برقراری و بهبود کیفیت محصول تامین کننده متمرکز می شود.در اینجا بازرسی ورودی ها و بازرسی کیفیت انجام می گیرد که به تثبیت درجه تطابق کیفیت مواد ورودی می انجامد. سطح فرایند: در اینجا هیچ محصولی در معرض بازرسی قرار نمی گیرد بلکه این فرایند تولید است که به دقت بررسی می گردد. ایده اصلی این روش این است که کیفیت محصول به شدت به فرایند تولیدی تامین کننده مربوط می شود.اگر این فرایند به واسطه اعمال مداوم روش های کیفیت تحت کنترل قرار گیرد،منجر به تولید محصول مطابق با استانداردهای کیفی و مشخصات تعیین شده می گردددر این شیوه ،وضع ماشین آلات تامین کننده و سیستم کنترل کیفیت وی در معرض ممیزی دقیق قرار می گیرد . سطح سیستم تضمین کیفیت: تضمین کیفیت به معنای بررسی شیوه ای است که در آن رویه های مربوط به بازرسی کیفیت ایجاد شده ،بهنگام نگه داشته می شوند و بهبود می یابند. به بیان دیگر نه تنها رویه ها و دستورالعمل ها ، بلکه سازمان کیفیت نیز در معرض بررسی مشتری خواهد گرفت سطح شرکت: این سطح بالاترین سطح بررسی است. در این شیوه ممیزان نه تنها بر جنبه های کیفی متمرکز می شوند بلکه جنبه های مالی را نیز در نظر می گیرند و سرانجام می خواهند از کیفیت مدیریت ایده بگیرند بدین ترتیب مشتری سعی دارد تعیین کند که تامین کننده در آینده نزدیک چگونه رقابت خواهد نمود(زرین ماه ،۱۳۹۱) ۲-۶-۵ مدیریت استراتژیک تامین کننده : شرکتهای تولیدی برای تامین مواد و قطعات ،نیازمند برقراری ارتباط با تامین کنندگان زیادی می باشند و تعدد تامین کنندگان و حجم فراوان معاملات سبب افزایش این ارتباط و در نتیجه اهمیت مدیریت این روابط می شود مدیریت تامین کنندگان آنچنان پراهمیت است که شرکتها بدون برنامه ریزی و سازماندهی و اتخاذ سیاستهای مناسب قادر به اداره امور و ارتباط با تامین کننده نمی باشند .مهمترین این سیاست ها عبارتند از : کاهش تعداد تامین کنندگان بلند مدت بودن ارتباطات کیفیت مطلوب ثبات در کیفیت محصول انعطاف پذیری افزایش دقت در تکمیل سفارشات انتخاب تامین کنندگان قابل اعتماد ارائه بازخور مناسب بهبود مستمر در فرایند همکاری مشارکت تامین کننده در طراحی محصول توان پاسخگویی به نوسانات تقاضا(سلطانی،۱۳۷۵) ۲-۶-۶منافع حاصل از ارزیابی تامین کنندگان : توسعه برنامه های ارزیابی تامین کنندگان به شکل قدرتمندی منجر به ایجاد رویکردهای شفاف و سیستماتیک به خصوص در زمینه انتخاب تامین کننده گردیده است.همزمان با آن تحقیق در عملیات،روشها و تکنیک هایی را ارائه می ناید که تصمیم گیرندگان در زمینه خرید را با افزایش پیچیدگی و اهمیت تصمیمات آتی پشتیبانی نماید. این روش ها می توانند از طریق زیر اثربخشی تصمیمات خرید را بهبود بخشند: کمک به خریداران در حل درست مساله که مانع از حذف تامین کنندگان مناسب خواهد شد کمک به خریدار در انتخاب معیارهای بیشتر و مرتبط در انجام تصمیمات مدیریت خرید .به عبارت دیگر دید وسیعتر به هنگام تصمیم گیری درباره خرید یا ساخت کمک به خریدار به قرار گرفتن در موقعیت بهتر تصمیم .به عبارت دیگر سرو کار داشتن با فاکتورهای غیر ملموس و تصمیم گیری گروهی(طالشی،۱۳۸۹) ۲-۷معیارهای انتخاب تامین کنندگان : جدول (۱-۲) معیارهای انتخاب تامین کنندگان
| ردیف |
سال |
محقق |
معیارهای انتخاب تامین کنندگان |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مفهوم، آنچه در رابطه با پیشرفت اجتماعی همراه با رشد مستمر اقتصادی اهمیت پیدا می کند، تطبیق دادن دانش فنی با نیاز استفاده کنندگان این دانش و شرایط فرهنگی، اجتماعی و فیزیکی موجود در کاربرد آن است. بسیاری از شواهد به ویژه در کشورهای در حال رشد صنعتی نشان داده است که فقدان تناسب میان تکنولوژی و استفاده کننده آن در محیطی که تکنولوژی در آن بکار گرفته می شود، نتایج منفی از قبیل پایین بودن سطح و کیفیت تولید و بالا بودن میزان جراحات و حوادث ناشی از کار را سبب شده است بسیاری از این گونه مشکلات در محیط کار با توسل به شیوه های ارگونومیکس [۸]از میان برداشته می شود. ارگونومی به منظور گرفتن حداکثر تکنولوژی، تامین رفاه کارکنان و استفاده توأم با کارآیی از تأسیسات تولیدی و خدماتی در جهت تحقق بخشیدن به تولید بالاتر، بهبود وضع بهداشتی، حفظ سلامتی و تحصیل رضایت در محیط کار مورد استفاده قرار می گیرد(ساعتچجی،۱۶۲:۱۳۸۰)ارگونومی عبارت است از مطالعه علمی انسان ها در ارتباط با محیط کارشان. ارگونومی دانش جوانی است که در افزایش بهره وری و بالا بردن سطح تندرستی کارکنان نقش به سزایی دارد. ارگونومی رابطه متقابل انسان، محیط و ماشین و ابزارآلات را بررسی می کند و در پی بهینه نمودن تناسب آنها با یکدیگر است. ارگونومی به سنجش و ارزیابی توانمندی انسانی می پردازد و بدین ترتیب مهندسان و طراحان را در هر چه متناسب تر ساختن سیستم ها و فرآیندها با ویژگی های انسانی، یاری می دهد. متأسفانه نگرش سنتی مدیریت برای پاسخگویی به مسایلی از قبیل طراحی محیط کار، حفاظت از نیروی کار، بهبود بازدهی و بهره وری نیروی کار، کاهش مصرف انرژی، افزایش سرعت و دقت و ایمنی و کاهش میزان حوادث ناشی از کار، در بازار پر رقابت و جهانی کنونی به شدت ناکافی است و لازم است مدیران سازمان های امروزی تجدید نظر کلی در این امور به عمل آورند و به ارگونومی بیش از پیش بها دهند(مردوخی،۱۳۷۵).در این پژوهش بر آن هستیم که این سه متغیر را مورد بررسی قرار دهیم و تأثیرات و ارتباط آنها با یکدیگرا را مورد بررسی قرار دهیم.
 عنوان تحقیق: ارتباط سنجی ارگونومی ، فرسودگی شغلی ، نگرش حرفه ای معلمان مقطع متوسطه مدارس دولتی شهرشیرازدر سال ۱۳۹۲ ۱-۲٫بیان مسئله مسئله یعنی تفاوت بین وضع موجود و مطلوب.به عبارت دیگر، مسئله یعنی فاصله بین جایی که هستیم و جایی که می خواهیم باشیم. مسئله وقتی حل می شود که توانسته باشیم وضعیت موجود را به وضعیت مطلوب تبدیل کرده باشیم. امروزه بیشترین مشکلی که در سازمان ها وجود دارد بهره وری پایین سازمان می باشد و تمامی راهکارها و پژوهش هایی که می تواند عملکرد نیروی انسانی را در سازمان ها بهبود ببخشد از اهمیت بسیاری برخوردار است و حل این مشکلات می تواند مسائل زیادی را از سازمان حل کند.اارگونومی به عنوان علمی که مدت زیادی از ابداع آن طی نمی شود می تواند کمک شایانی در بهبود عملکرد نیروی انسانی داشته باشد و از مسائل فراوانی مانند فرسودگی شغلی جلوگیری کند.امروزه بصورت گسترده این موضوع مورد قبول واقع شده که بعلت تغییر تحولات سریع در جامعه مدرن ، برنامه آموزش مدارس نیز باید طوری طراحی شوند که با مهارت های زندگی آنها مرتبط باشند . در مفهوم کلی تحصیلات فیزیکی بایستی به طور دیگری که بتواند در زندگی که بر پایه تکنولوژی نهاده شده ایجاب شود. به راستی که در این روزها تمایل به استفاده از تحصیلات فیزیکی نسبت به گذشته بیشتر و بیشتر می شود که هر دو مبحث تئوری و عملی موضوعات آموزش سلامت را احاطه می کند. بنابراین ارگونومیک نه تنها بایستی با فعالیت های فیزیکی و ورزش سرکار داشته باشد بلکه بایستی عملکرد های فیزیکی و مهارت های زندگی ارگونومیک می بایستی برای زندگی مدرن که بر پایه تکنولوژی بنا نهاده شده راه حلی پیدا کند (کارزار جدی ،۹۴:۱۳۷۳) مسئله دیگری که در سازمان ها وجود دارد عاملی به عنوان تحلیل رفتگی شغلی می باشد که در نتیجه استرس،فشار روانی و فرسودگی شغلی بوجود می آید. پژوهش های فراوانی انجام شده است که در آنها سعی شده است با بهره گرفتن از بهبود جو سازمان و عملکردهای مدیریتی فرسودگی وتحلیل رفتگی شغلی کاهش پیدا کند ولی کمتر پژوهشی تاکنون انجام شده است که راهکار فیزیکی برای این مورد پیشنهاد دهد که بتواند بر تحلیل رفتگی شغلی مؤثر باشد.با این بحث می توان به این نکته دست پیدا کرد که یک شغل رضایت آمیز وسازگاری شغلی طی زمان ممکن است منبع نارضایتی وعدم سازگاری شده وهمین امر سبب شود که فرد از روال طبیعی وعادی خود خارج گردیده ودستخوش فرسودگی شود. بی تردید بسیاری ازمشاغل فشارزا می باشند اما کارکنان سازمانها می دانند که چگونه بااین نوع فشارها کنار آمده واز آسیبهای آن مصون بمانند . اما بعضی ازافراد ، بنا به تحمل ناپذیر بودن استرس و عوامل فشارزا ویا قدرت وتوانایی مقابله ضعیف ، دایماً احساس تنش میکنند احساس دایمی فشار اثرات آسیب زای چندی را برجای میگذارد که از آن به نامفرسودگی و تحلیل رفتگی شغلی یاد می کنند (صمدی ،۲۳:۱۳۸۵) ارگونومی یا همان مهندسی فاکتورهای انسانی[۹]، علمی ترکیبی است که سعی دارد ابزارها، دستگاه ها، محیط کار و مشاغل را با توجه به توانایی هایی جسمی – فکری و محدودیت ها و علائق انسانها، طراحی نماید. این علم با هدف افزایش بهره وری، با عنایت بر سلامتی، ایمنی و رفاه انسان در محیط، شکل گرفته است. همچنین این علم در تلاش است بجای متناسب سازی انسان با محیط، محیط را با انسان متناسب سازد. در این راستا، سازمان بین المللی کار ، واژه ارگونومی را به معنای متناسب کردن کار و شغل برای انسان تعریف کرده است(شرعی ،۳۴۷:۱۳۸۵) مسئله دیگری که در سازمان های مختلف وجود دارد نگرش حرفه ای در بین کارکنان سازمان و در پژوهش موجود دبیران در سازمان آموزش و پرورش می باشد.بدون شک نگرش حرفه ای به هر مشکل و مسئله ای می تواند به بهبود عملکرد آن سازمان بی انجامد اما مسئله ای که در این پژوهش مورد اهمیت است عواملی می باشد که بر نگرش حرفه ای مؤثر است و این عوامل تا کنون به درستی شناخته نشده است. ۱-۳٫ اهمیت وضرورت پژوهش مشکل بسیاری از شرکت های امروز مشکل نیرو انسانی و عدم کارایی مناسب این نیروها در سازمان می باشد این پژوهش برای تمامی صنعتها و شرکتها تهیه شده است و برای کمک به کمیته های سلامت و امنیت و ناظران و مدیران می باشد تا از آسیبهای عضلانی استخوانی جلوگیری کند و این موضوع از ایتدایی ترین نکاتی می باشد که اهمیت این چنین پژوهش هایی را برای اکثر سازمان های خدماتی و صنعتی مشخص می کند و این مسئله را پر اهمیت می کند. این روزها محل کارها به سرعت در حال تغییر می باشند، از آنجایی که عرصه تکنولوژی در حال پیشرفت می باشد کارهای ما نیز راحتتر می شود، اما این نیز مشکلاتی را هم برای کارفرما و هم برای کارمندان به همراه دارد. مدیران دفاتر گرو ههای امنیتی و درمانی و هر کس دیگری که به نحوی در یک دفتر کار مشغول کار می باشد میتواند با بهره گرفتن از این مدارک و اطلاعات استفاده مفیدی را ببرد. ارگونومیک با بهره گرفتن از تنظیم کردن کار برای کارگر به جای تنظیم کردن کارگر برای کار آسیب را پایین می آورد. بعلاوه ارگونومیک ها با کم کردن بارهای اضافی که مانع استفاده از تمام توانایی کارمندان می شود از آسیب ها جلوگیری میکند. بنابراین دیگر سودمندی که استفاده از ارگونومیک در محل کار با خود به همراه دارد، تاثیر بیشتر، خلاقیت بیشتر و سودمند بودن بیشتر را به همراه دارد. برای استفاده از برنامه های ارگونومیکی در محل کار بایستی از تمامی تخصصها همچون از مدیر ، ناظران و کارمندان که با موضوع ارگونومی سرکار دارند استفاده کرد(امینی ،۲۳۱:۱۳۸۸) بعد از گذشت سالها تغییر حرکات اشتباه کارمندان بسیار دشوار می باشد و برای انجام این پرسه[۱۰] تا بتوان حرکات انها راتغییر شکل دادزمان بسیاری نیاز است.. مهمترین همکاری برنامه آموزش حرکات در ارگونومیک در برنامه آموزش مدرسه می تواند نگرش دید کلی معلم مدرسه به این برنامه باشد. اولین مشکلی که( اولسن و نوتال[۱۱]) بیان کردند ، نداشتن آگاهی کافی و اهمیت ندادن به چنین برنانه های است که ممکن در اولویت کارشان نگذارند . موفقیت برنامه های آموزش ارگونومیکی تماما به نگرش مثبت معلمان بستگی دارد(همان منبع).دیگر محققان فرسودگی و تحلیل رفتگی شغلی را بسیار شبیه به یکنواختی معرفی کرده اما این باعث شد که فرسودگی و تحلیل رفتگی با توجه به این نظریه ناچیز شمرده شده و جمع شود ( پاینز و آرونسون ، ۱۹۸۸[۱۲]). بعد ها ، پاینز این موضوع را یک بحران حیاتی نامید و آنرا به یک بی معنا گرایی متصل کرد.به همین دلیل که اگر وسعت حرفه کاری با تصورات شخصی فرد ادغام شود، شرایطی بوجود می آید که اگر از ارزشهای شخصی در باره کارشان کاسته شود به همان نسبت از ارزیابی ارزش به خودش نیز کاسته می شود.از طرفی نگرش یکی از عوامل بسیار مهم در شخصیت انسان می باشد . هر نگرش مثبت یا منفی تاثیراش را بر روی عملکرد و درجه ادراک اهداف دارد. این روزها یکی از مهمترین نگرانی خانواده ها ، جامعه و شاگردان کیفیت آموزش می باشد . و معلم یکی از مهمترین عامل در مراحل آموزش می باشد . نگرش مثبت معلم در کارش را می توان از مهمترین پارامتر های تدریس و یادگیری دانست . بنابراین حالات و علایق معلمان تاثیر به سزایی در عملکردشان دارد. معلمانی با نگرش مثبت می توانند یکی از عوامل مهم در یادگیری کودک باشد . معلمان موثر در تقسیم احساسات با شاگردان بسیار راحتر هستند .شخصیت یک معلم برای شاگردانش یک مدل رفتاری می باشد. زمانی که معلمان بطور حرفه ایی شغل معلمی را انتخاب می کنند بطور مستقیم و مثبت در یادگیری دانش اموزان تاثیر می گذارند . در نتیجه آنها بیشتر مراقب می شوند ، مهربان تر می شوند ، انحرافات را قبول می کنند ، و مسئولیتشان را تقسیم می کنند( بال و لمپرت[۱۳]،۱۹۹۹).نگرش حرفه ای یک ابزار مناسب برای عملکرد خوب تدریس می باشد. تحقیقات نشان داده که نگرش مثبت در تدریس تاثیر مثبتی در توانایی تدریس می باشد. آنها می توانند تدریس و یادگیری را بطور رقابتی مدیریت کند. جویس مریلین[۱۴]، رئیس مؤسسه جویس در سیاتل آمریکا بر این عقیده است که اکنون دیگر این باور عمومیت یافته است که شرکتهایی که بهره وری و کنترل کیفیت را مدِ نظر دارند، دخالت دادن ارگونومی را در برنامههایشان به عنوان یک شم تجاری بکار میگیرند؛ شرکتهای موفق برنامه ارگونومی را با ایمنی، کنترل کیفیت و برنامههای تولیدی جهت دستیابی به حداکثر سود تلفیق نموده اند (طاهری ۱۳۷۶). بالاخره باید اشاره کرد که در نظر گرفتن اصول ارگونومی در کار، نه تنها باعث حفظ سلامت نیروی انسانی و کارآمد در جوامع بشری میشود، بلکه مانع تحمل بسیاری از هزینههای مالی بر اقتصاد کشورهای فقیر خواهدشد.ایجاد محیط کاری امن و مناسب برای جلوگیری ازفرسودگی و تحلیل رفتگی شغلی و بهبود نگرش حرفه ای اهمیت و ضرورت این تحقیق را به اثبات می رساند و این پژوهش را برای شرکت های متفاوت از جمله شرکت های خدماتی دارای اهمیت می کند. ۱-۴٫فرضیات پژوهش ۱-۴-۱٫فرضیه اصلی: ارتباط سنجی ارگونومی با فرسودگی شغلی و نگرش حرفه ای معلمان دبیرستانهای دولتی شهر شیراز در سال تحصیلی۱۳۹۲٫ ۱-۴-۲٫فرضیات فرعی : ۱-بین ارگونومی و فرسودگی شغلی معلمان مرد دبیرستانهای دولتی شهر شیراز در سال ۹۲ رابطه معنا داری وجود دارد. ۲-بین ارگونومی و فرسودگی شغلی معلمان زن دبیرستانهای دولتی شهر شیراز در سال ۹۲ رابطه معنا داری وجود دارد. ۳-بین ارگونومی و نگرش حرفه ای معلمان مرد دبیرستانهای دولتی شهر شیراز در سال ۹۲ رابطه معنا داری وجود دارد. ۴-بین ارگونومی و نگرش حرفه ای معلمان زن دبیرستانهای دولتی شهر شیراز در سال ۹۲ رابطه معنا داری وجود دارد. ۵-بین ارگونومی محیط کار معلمان مرد و زن دبیرستانهای دولتی شهر شیراز در سال ۹۲ تفاوت معناداری وجود دارد. ۶-بین فرسودگی شغلی محیط کار با نگرش حرفه ای معلمان زن دبیرستانهای دولتی شهر شیراز ارتباط دارد. ۷-بین فرسودگی شغلی محیط کار با نگرش حرفه ای معلمان مرد دبیرستانهای دولتی شهر شیراز ارتباط دارد. ۸- بین فرسودگی شغلی محیط کار با نگرش حرفه ای معلمان دبیرستانهای دولتی شهر شیراز ارتباط دارد. ۱-۵٫سؤالات تحقیق ۱-۵-۱٫سوال اصلی: آیاارگونومی محیط کار برفرسودگی شغلی و نگرش حرفه ای معلمان دبیرستانهای دولتی شهر شیراز در سال ۱۳۹۲ ارتباط دارد؟ ۱-۵-۲٫سوالات فرعی: ۱-آیا ارگونومی محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان مرد دبیرستانهای دولتی شهرشیراز ارتباط دارد؟ ۲-آیا ارگونومی محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان زن دبیرستانهای دولتی شهر شیراز ارتباط دارد؟ ۳-آیا ارگونومی محیط کار با نگرش حرفه ای معلمان مرد دبیرستانهای دولتی شهر شیراز ارتباط دارد؟ ۴-آیا ارگونومی محیط کار با نگرش حرفه ای معلمان زن دبیرستانهای دولتی شهر شیراز ارتباط دارد؟ ۵-آیا تفاوت معناداری در ارگونومی محیط کارمعلمان مردوزن دبیرستانهای دولتی شهر شیراز وجود دارد؟ ۶- آیا فرسودگی شغلی محیط کار با نگرش حرفه ای معلمان زن دبیرستانهای دولتی شهر شیراز ارتباط دارد؟ ۷- آیا فرسودگی شغلی محیط کار با نگرش حرفه ای معلمان مرد دبیرستانهای دولتی شهر شیراز ارتباط دارد؟ ۸- آیا فرسودگی شغلی محیط کار با نگرش حرفه ای معلمان دبیرستانهای دولتی شهر شیراز ارتباط دارد؟ ۱-۶٫تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها ۱-۶-۱٫تعاریف نظری ارگونومی :مجموعه دانشی است که از تلفیق علوم زیستی، فیزیولوژی انسانی، سیستمها و روش ها، طراحی مشاغل و محیط کار به وجود آمده است که سعی دارد ابزارها، دستگاهها و محیط کار را با توجه به در نظر گرفتن توانایی های جسمانی، فکری و محدودیتها و علائق انسانها، طراحی کند.علم مطالعه بر روی کار. متناسب کردن کارها ، محل کارها ، ابزار و وسایل برای کارگران وکارکنان (میستر[۱۵] ،۲۰۰۹). فرسودگی شغلی: فروید نبرگر[۱۶] (۱۹۷۹) کسی بود که اولین بار به این واژه به معنای امروزی آن اعتبار بخشیده ، وی فرسودگی را یک حالت خستگی و تحلیل رفتگی می داند که از کار سخت و بدون انگیزه و بدون علاقه ناشی می شود. ماسلاچ و اسچاوفلی و لیتر ۲۰۰۱[۱۷] فرسودگی را به عنوان یک سندرم روان شناسی[۱۸] با سه بعد مشخص وتعریف می کند . خستگی عاطفی: که شامل استرس ، تهی شدن از عاطفه شخصی و توان بدنی می باشد . دگرگونی شخصیت: که شامل افسردگی ، کناره گیری بیش از اندازه و بی تفاوتی نسبت به کار می باشد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۱- ۲ گروهبندی ویزمها در زبان فارسی
۱٫ ف، و ۵٫ ر ۹٫ آ
۲٫ ث، س، ص، ز، ذ، ظ، ض ۶٫ج، چ، گ، ک، ن، ت، د، ی، ط ۱۰٫ ٳ
۳٫ ژ، ش ۷٫ ای ۱۱٫ ٱ
۴٫ ب، پ، م ۸٫ ٲ ۱۲٫ او
به طور کلی سه روش برای شناسایی صحبت وجود دارد شامل شناسایی صوتی صحبت[۳]، شناسایی تصویری صحبت[۴]، شناسایی صوتی و تصویری صحبت[۵]، که در این تحقیق به شناسایی تصویری صحبت پرداخته میشود.
 ۱-۲ ساختار پایان نامه در فصلهای مختلف این پایان نامه روشهای شناسایی دیداری صحبت بررسی شده است. در فصل اول مقدمهای در مورد شناسایی گفتار بیان شد. در فصل دوم به بررسی تحقیقات انجام شده در زمینه شناسایی دیداری صحبت و روشهای مختلف برای انجام این کار پرداخته شده است. در فصل سوم روشهای مختلف جداسازی دهان از بقیه قسمتهای صورت معرفی شده است تا با بهره گرفتن از این روشها بتوانیم علاوه برکوچک نمودن اندازه تصاویر، از پیچیدگی و نیز ابعاد زیاد ویژگیها جلوگیری نماییم. در فصل چهارم نحوه محاسبه و استخراج ویژگیهای فرکانسی - زمانی از ناحیه مورد نظر از دهان از فریمهای مختلف ویدیو و نیز عملکرد آنها با تغییر تعداد فریمهای انتخابی و سایز تصاویر با یکی از روشهای کاهش ویژگی نیز بررسی شده است. که این ویژگیهای استخراجی برای تشخیص به شبکه عصبی اعمال شده اند و همچنین پایگاه دادهای که ما در این تحقیق از آن استفاده نمودیم معرفی شده است. فصل دوم : مروری بر تحقیقات انجام شده ۲- ۱ مقدمه شناسایی تصویری صحبت یا به عبارتی دیگر، لب خوانی شامل دو قسمت میباشد ابتدا استخراج ویژگی از تصاویر لب و سپس طبقه بندی (کلاسهبندی) ویژگیها میباشد. برای استخراج ویژگیهای تصویری دو روش مبتنی بر تصویر و مبتنی بر مدل را میتوان استفاده نمود. در روش مبتنی بر تصویر ویژگیها به طور مستقیم با اعمال تبدیلهای ریاضی مانند تبدیل فوریه[۶]، تبدیل موجک[۷]، تبدیل کسینوسی گسسته[۸]، آنالیز مؤلفههای خاص[۹]، آنالیز مجزا ساز خطی[۱۰] بر روی تصاویر استخراج میشوند. مشکل این روشها، ابعاد بزرگ و تکراری بودن داده ها و حساس بودن به چرخش و جا به جایی لب است. در روش مبتنی بر مدل، مدلی از لب ساخته شده و به وسیله مجموعه کوچکی از پارامترها توصیف می شود همچون مدلهای شکل فعال[۱۱]، مدلهای مرز فعال[۱۲]، الگوهای انعطاف پذیر[۱۳]، که مزیت این روش، بیان ویژگیها در ابعاد کوچک و تأثیر ناپذیری مدل از روشنایی تصویر، چرخش، اندازه و جا به جایی لب است. ۲-۲ مدلهای مرز فعال یکی از روش های مبتنی بر مدل که روش بالا به پایین نیز نامیده می شوند مدل کانتور فعال می باشد. پتاجان[۱۴] احتمالاً اولین محقق برای توسعه سیستم لب خوانی بوده است [۳]. مدل مرز فعال توسط منحنی باز یا بسته با تعدادی نقاط کنترل نزدیک تصویر شیای که میخواهیم شکل آن را استخراج کنیم مدل می شود. برای فرمپذیری آن چند فاکتور انرژی در نظر گرفته می شود و با کمینه کردن این انرژیها منحنی فرم لازم را به خود میگیرد. این مدل توسط گس و همکارانش معرفی شد[۴] که به دلیل شباهت حرکت کانتور[۱۵] به خزش مار[۱۶]، آنها این مدل را مار نامیدند. مار می تواند توسط تعدادی نقطه، انرژی کشسان داخلی[۱۷]و یا انرژی بر اساس لبه خارجی بیان شود. ۲-۲-۱ تابع انرژی یک مار می تواند توسط n نقطه به صورت Vi= (xi , yi) , i=0, 1, 2, …., n-1 نمایش داده شود. تابع انرژی مار به صورت زیر بیان می شود. E*snake= (V(s)) ds= (V(s)) + E image (V(s)) + E con(V(s)))ds رابطه (۲- ۱) رابطه (۲- ۲)E external = E image + E con رابطه (۲- ۳)E internal = E cont + E curv که انرژی خارجی از مجموع انرژی تصویر و انرژی محدودیت خارجی[۱۸] که توسط کاربر اعمال می شود تشکیل شده است. انرژی داخلی مجموع انرژی کانتور مار و انرژی خمش مار[۱۹] میباشد. E internal = (α(s)|Vs(s)|2 + β(s)|V ss(s)|2 ) /۲ رابطه ( ۲- ۴) = (α(s) || d(s) ||۲ +β(s) ||d2 (s)||2)/2 مقادیر بزرگ(s) α و(s) β انرژی داخلی مار را هنگامیکه خیلی زیاد گسترش مییابد افزایش خواهد داد و مقادیر کوچک آنها محدودیتهای کمتری روی اندازه و شکل مار قرار می دهند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-آمادگی خصوصیت افراد خلاق و نوآور عصر کنونی دوره تحولات شتابنده و غیر قابل پیش بینی است. وضعیت کنونی مدیریت در جامعه ما بیانگر عدم توازن میان پیچیدگی هاست. سازمان ها برای مقابله با تهدیدهای محیطی و استفاده از فرصت های احتمالی، ناچارند ظرفیت ها و توانمندی های درونی خود را بشناسند. ضعف ها را ترمیم کنند و به تقویت نقاط قوت بپردازند. مسایل و مشکلات مدیریت آنچنان پیچیده و در هم تنیده است که تشخیص مشکل به تنهایی میسر نیست. ماهیت انسانی سازمان ها وپیچیده بودن رفتارهای کارکنان و مدیران، این پیچیدگی را دو چندان کرده است.
 به طور کلی با مطالعه ویژگی ها و خصوصیات افراد خلاق در متون علمی روان شناسی، مدیریت و سایر علوم مربوطه، می توان درجمع بندی، این ویژگی را به صورت زیر تقسیم بندی یا طبقه بندی نمود. ۱٫ خصوصیات شناختی افراد خلاق و نوآور منظور از ویژگی های شناختی خلاقیت در نظر گرفتن ویژگی ها و خصوصیات ذهنی و فکری تشکیل دهنده خلاقیت است. زیرا همان گونه که می دانیم یکی از عناصر و مولفه های خلاقیت، بعد ذهنی و شناختی آن است. افراد خلاق سال های زیادی را برای کسب دانش و تسلط بر موضوع مورد علاقه خود صرف می کنند، افراد خلاق، ضرورتاً دارای ضریب هوشی بالایی نیستند. نسبت به مسائل، حساسیت دارند، در برقراری ارتباط سیال میان چیزها، انعطاف دارند. به جای کلمه ها به تصاویر ذهنی می اندیشند، با تلفیق اطلاعات گوناگون آنها را به نحو مناسبی مورد استفاده قرار می دهند. عمده ترین نشانه های شناختی در افراد خلاق عبارتند از: کنجکاوی زیاد، بازی با ایدهها، آینده نگری و پیشبینی ، افکار غیرمعمول، خوش فکری و ادراک حسی (به نقل از مهرآذر، ۱۳۹۱: ۸۶). ۲٫خصوصیات شخصیتی افراد خلاق و نوآور آشنایی با ویژگی های شناختی افراد خلاق، موجب شناسایی کافی از خلاقیت این گونه افراد نمی شود، لذا لازم است به ویژگی ها یا نشانه های شخصیتی افراد خلاق نیز توجه شود ویژگی های شخصیتی شامل: انگیزه ها،عواطف، هیجانات، نگرش ها، علایق و عادات اجتماعی است . مطالعات متعدد بارون ،(۱۹۸۱) روی افراد خلاق و خلاقیت آنها مجموعه ای ازصفات اساسی را به دست داد . این پژوهش گر بعد از پانزده سال مطالعه بر این عقیده ست که افراد خلاق دارای ویژگی های زیر هستند: افراد خلاق برای زیبایی ارزش زیاد قائل هستند، علائق گسترده دارند، به طرف پیچیدگی ها جلب می شوند، انرژی زیاد دارند، مستقل از قضاوت دیگران عمل می کنند و خود پیرو هستند . توانایی های شهودی دارند، از اعتماد به نفس بالا برخوردارند، توانایی حل یا ادغام خصوصیات متضاد را در شخصیت خود دارند و راجع به خلاقیت درک روشنی دارند (شهر آرای و همکاران، ۱۳۸۱: ۵۸). «عناصر اساسی شخصیتی خلاقیت ، متضمن خصایصی چون : خوش بینی، خویشتن داری، تخیل خلاق، توانایی ابراز عواطف، تاکید روی عوامل زیبای، رغبت ها و علائق متعدد ووسیع، جویای تنش و تعارض ها، بیم نداشتن از برخورد به تناقض ها و تفاوت ها می باشد. در مطالعه دیگری بیان شده است، اشخاص خلاق، به ویژه مستعد آنند که مستقل، ناهمرنگ، غیر معمول، و حتی تک رو باشند، احتمالا از علایق گسترده ای برخوردارند، نسبت به تجربه های تازه بازترند، واجد انعطاف پذیری رفتاری و شناختی برجسته تری هستند و شهامت مخاطره پذیری بیشتری دارند (به نقل از مهرآذر،۸۹:۱۳۹۱). در نهایت می توان گفت، عمده ترین نشانه های شخصیتی خلاقیت عبارتند از : صداقت با خود و خود سازماندهی، مزاح و رک گویی ، تعهد و نظم، نوع دوستی و سادگی رفتار، آستانه تحمل بالا و قدرت مقابله، علایق گسترده، میل به تغییر، پشتکار و جدیت (پیرخایفی و همکاران، ۱۳۸۶: ۴۲). افروز (۱۳۸۵) ویژگی های افراد خلاق در ابعاد شناختی، روانی و انگیزشی را به صورت زیر توصیف نموده است :
| *کنجکاوی |
*شوخ طبعی |
| *هوشمندی |
*متهور بودن |
| *بلند اندیشی |
*خود انضباطی |
| *آزاد اندیشی |
*اعتماد به نفس |
| *ابتکار و اصالت |
*ابتکار و اصالت |
| *صراحت و قاطعیت |
*قضاوت مستقل |
| *پیرو یاهمنوا نبودن |
*سلامت روانی و کلامی |
| *برخورداری از تفکر منطقی |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۸
ضعف در جذب اسپانسر ورزشی
۹.۱۱
۹
پایین بودن سطح آگاهی مردم استان نسبت به فواید فعالیت بدنی و زیان های کم تحرکی
۹.۳۹
۱۰
نبود اتفاق نظر در مورد تعاریف ورزش همگانی و تفریح در بین برنامه ریزان و سیاست گزاران
۹.۱۲
نتایج آزمون رتبه ای فریدمن نشان داد کمبود اعتبار جاری هیئت های ورزشی استان ، کمبود امکانات و فضای ورزشی ویژه بانوان،جانبازان و معلولان، فقدان قوانین مدون و مورد نیاز استان، پایین بودن سطح آگاهی مردم استان نسبت به فواید فعالیت بدنی و زیان های کم تحرکی ،مهمترین اولویت نقاط ضعف ورزش همگانی استان تهران از دیدگاه مدیران ورزش استان می باشد. ماتریس ارزیابی عوامل درونی ورزش همگانی: پس از اینکه عوامل داخلی (قوت ها و ضعف ها) شناسایی شدند، عوامل اولویت دار در یک ستون ماتریس قرار گرفته و با بهره گرفتن از ضرایب و رتبه های خاص امتیاز بندی شدند تا در نهایت مشخص شود که برنامه راهبردی ورزش همگانی استان تهران در آیندهای که میخواهد برای آن برنامه ریزی کند، قوتهای بیشتری خواهد داشت یا با ضعفهای بیشتری مواجه خواهد شد. جدول ۱-۶ ماتریس ارزیابی عوامل داخلی را نشان می دهد. نحوه تهیه ماتریس به شرح زیر می باشد :
 - در این ماتریس عوامل استراتژیک یا اولویت دار داخلی در ستون اول و در قالب قوت ها و ضعف ها فهرست شدند. - سپس در ستون دوم با توجه به میزان اهمیت و حساسیت هر عامل و با مقایسه این عوامل با یکدیگر، ضریب اهمیتی بین صفر الی یک به آنها تعلق گرفت. - در ستون سوم با توجه به کلیدی یا عادی بودن قوتها و ضعفها به ترتیب رتبه ۴ یا ۳ به قوت ها و رتبه ۲ یا ۱ به ضعفها اختصاص پیدا کرد. تخصیص رتبه بدین صورت بود که اگر قوت پیش روی ورزش همگانی استان تهران یک قوت عالی بود رتبه ۴ و چنانچه یک قوت معمولی بود رتبه ۳ به عامل مورد نظر داده شد. همچنین اگر ضعف پیش روی ورزش همگانی استان تهران یک ضعف معمولی بود رتبه ۱ و اگر یک ضعف جدی بود رتبه ۲ به آن تعلق گرفت. - در ستون چهارم ضرایب ستون دوم و رتبه های ستون سوم برای هر قوت یا ضعف در هم ضرب شدند تا امتیاز قوت یا ضعف برای ورزش همگانی استان تهران مشخص شود. در انتهای این ستون از مجموع امتیازات بدست آمده ، امتیاز نهائی ورزش همگانی استان تهران از نظر برخورداری از قوتها و ضعفها تعیین گردید. - با توجه به اینکه امتیاز نهائی ورزش همگانی استان تهران در این ماتریس ۳۹۵/۲ محاسبه شد نتیجه می گیریم ضعف های پیش روی ورزش همگانی استان تهران تا اندازه ای بر قوت های آن غلبه خواهد کرد. - شایان ذکر است میزان ضرایب اهمیت و اولویت مولفه ها به صورت میانگین عددی که جامعه آماری تحقیق پلسخگو بودهاند ارائه گردیده است. جدول ۴-۷ ماتریس عوامل درونی ورزش همگانی
ردیف
عنوان
وزن
امتیاز
امتیاز نهایی
ضعف
W ۱
کمبود اعتبار جاری هیئت های ورزشی استان
۰۶۶.
۲
۰.۱۳۲
W2
کمبود فضای ورزشی اختصاصی هیئت های ورزشی
۰۶۲.
۲
۰.۱۲۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آرای کلامی أَبو نصر السِّجزیّ أَبو نصر السِّجزیّ، عبید الله بن سعید بن حاتم، با مبنای فکری اهل حدیثی خود رساله الإمام السجزی فی الرد على من أنکر الحرف والصوت را نگاشته است؛ بدین شرح: محتوای رساله الإمام السجزی فی الرد على من أنکر الحرف والصوت این رساله درباره بحث کلامی، کلام خداوند نگاشته است؛ دیدگاه علمای اسلامی در این نظریه دو گونه است، عده ایی کلام الهی را قدیم دانسته و عده دیگر حادث شمرده اند. .[۴۵۰] در این زمان بود که سجزی دو کتاب الإِبانه و الرد على من أنکر الحرف والصوت دربرابر معتزله و اشاعره نگاشت تا مبنای کلامی این دو گروه، درباره کلام الهی را مورد نقد و بررسی قرار دهد.[۴۵۱] در همین دوران –سال ۴۰۸( ه ق)- خلیفه عباسی هم اعتقاد با «سجزی» شد؛ به گونه ایی که عده بسیاری از فقهای معتزله توبه نمودند و مذهب اعتزال را ترک کردند.[۴۵۲] روش کلامی روشی که سجزی در این کتاب به کار گرفته است بدین شرح است: ابتدا شبهه خصم و ادله آن را مطرح کرده است و آنان را پاسخ می دهد.[۴۵۳] وی حجیت عقل را ذاتی نمی داند و در تعارض عقل با نقل، نقل را بر آن مقدم می دارد؛ چنانکه چنین می گوید: اگر کسی با عقلش چیزی درک کند و در برابر آن فهم عقلی، حدیثی وجود داشته باشد که وی به خاطر واحد بودن خبر، آن را رد کند، چنین شخصی محدث بدعت گذار است.[۴۵۴] در این کتاب فقط از آیات قران و روایات پیامبر و صحابه بهره جسته است؛ در حقیقت این کتاب، خلاصه کتاب الإبانه فی مسأله القرآن اوست که اکنون موجود نیست.[۴۵۵] فصول کتاب فصل اول: اثبات اینکه عقل فقط نقش ابزار را داراست و تنها چیزی که حجیت و اصالت دارد، سنت است. [۴۵۶] فصل دوم: به چه چیزی سنت اطلاق می شود؛ بدین معنا که محدوده سنت تا کجاست.[۴۵۷] فصل سوم: وی در این فصل اثبات کرده است که ادعای کلابیه درباره کلام الهی، باعث نفی اصل قرآن می شود.[۴۵۸] فصل چهارم: وی در این فصل ادعا نموده که ادعای اشاعره و کلابیه مخالف مقتضای عقل است.[۴۵۹] فصل پنجم: در این فصل ثابت شده که اشاعره و معتزله در بسیاری از اصول با یکدیگر هم عقیده اند.[۴۶۰] فصل ششم: وی در این فصل اثبات نموده که کلام همیشه با اصوات و حروف همراه است.[۴۶۱] فصل هفتم: صفات الهی که در قرآن ذکر شده است باید حمل بر ظاهر شود و تاویل بردنشان جایز نیست.[۴۶۲] فصل هشتم: در این فصل مبنای خود را درباره صفات الهی توضیح می دهد و اذعان دارد که تشبیه و تجسیم در خداوند وجود ندارد.[۴۶۳] فصل نهم: وی در این فصل شواذ کلامی اشاعره و معتزله و کلابیه را بیان می کند؛ مانند اینکه بعضی از آنان معتقدند که وقوع گناه کبیره از پیامبر در حال نبوتش جایز است.[۴۶۴] فصل دهم: وی در این فصل بیان نموده که رهبران اشاعره و معتزله و کلابیه از سنت حقیقی جدا شده و بدعت در دین ایجاد نمودند.[۴۶۵] فصل یازدهم: وی در این فصل، دیگران را برحذر داشته که از کتب اشاعره و معتزله و کلابیه استفاده نکنند؛ زیرا باعث گمراهی و ضلالت می شود.[۴۶۶]
۲-۳-۳ کرامیان
چنانچه قبلاً اشاره شد که موسس فرقه کرامیه، محمد بن کرام سجستانی بوده است؛ وی دارای اندیشه های کلامی منحصر به فردی بوده است؛ از جمله: آرای کلامی کرامیان مشهورترین آراى این فرقه در موضوعات ذیل گزارش شده است: ایمان: کرّامیّه در باب ایمان معتقدند که محض به زبان آوردن شهادتین[لااله الّا اللّه و محمّدرسول اللّه (۶) ] موجب ایمان است، گرچه گوینده آن در دل معتقد نباشد؛ و به همین جهت منافقان را نیز مؤمن دانستهاند، و حتّى ایمان ایشان را مانند ایمان انبیاء و فرشتگان شمردهاند. و دلیل ایشان آیه ۱۷۱ از سوره اعراف است که به موجب آن، خداوند در آغاز آفرینش، و پیش از آفریدن مردم، از ایشان پرسیده است که (أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ) [- آیا من پروردگار شما نیستم؟] وایشان همه گفتهاند: بلى [- آرى هستى]. این سخن در عالم ازل براى مسلمانان باقى است، و دیگر لازم نیست که آن را تکرار کنند مگر پس از ارتداد. و دلیل ایشان از حدیث این سخن نبىّ اکرم (ص) است که از زبان خداى تعالى گفته است «نحن نحکم بالظاهر واللّه اعلم بالسرائر» [- مابه ظاهر حکم مىکنیم و خدا ان درون دل ها را مىداند].[۴۶۷] ذات بارى: کرّامیّه عقیده دارند که خداى تعالى جسم است، و بر عرش نشسته است و متناهى است.[۴۶۸] برخى از فرقه هاى کرّامیّه گفته اند که خداوند فقط از آن قسمت که با عرش تماسّ دارد متناهى است، و از سایر جهات نامتناهى است،[۴۶۹] ولى بسیارى از ایشان گفته اند که خداوند از هر شش جهت متناهى است.[۴۷۰] خود محمّد بن کرّام خداوند را جوهر دانسته است، ولى پیروانش از اطلاق لفظ جوهر به خدا پرهیز کرده او را تنها جسم گفتهاند. از پیروان کرّامیّه، فقط هیصمیّه ذات خداوند را مباین با ذات عالم دانستهاند و مکان و محاذات را از او نفى کردهاند.[۴۷۱] همچنین در مقام بیان فرق میان عقیده ى کرّامیه و مشبِّهه گفته اند: مشبِّهه خدا را به صفاتى مانند شکل و صورت و مصافحه و معانقه و پیچیدگى موى سر توصیف میکنند، ولى کرّامیه تنها به آنچه در قرآن و روایات آمده اکتفا نموده و هرگز معانى نادرست از آن ها اراده نمى کنند. آنان صفاتى مانند استواء بر عرش، آمدن در قیامت براى محاسبه ى خلق، و آفریدن آدم با دست خود را که در قرآن آمده است را اثبات مى کنند، ولى دست را به عضو جارحه، و استواء را به مطابقت و استقرار بر مکان، و آمدن را به تردد در مکان ها تفسیر نمى کنند، بلکه این الفاظ را همان گونه که در قرآن آمده بدون تشبیه و بیان چگونگى آن به کار مى برند، و صفاتى را که در قرآن یا حدیث وارد نشده است درباره ى خدا به کار نمى برند، آن گونه که قایل ان به تجسیم و تشبیه عمل مى کنند.[۴۷۲] عرضی بودن اسماء الهی: بعضی از شیوخ کرامیه مانندِ ابراهیم بن مهاجر بر این باورند که همه اسماء الهی جدای از ذات خدا و عارض بر آن است؛ در نتیجه خداوند غیر از اسمایی مانند رحمن و رحیم و غفور است.[۴۷۳] قیام حوادث به خداوند: یکى دیگر از عقاید کرّامیه جواز قیام حوادث به ذات خداست. آنان حوادث را به دو دسته تقسیم کرده اند: آنچه در ذات خدا واقع مى شود و آنچه در خارج ذات رخ مى دهد. قسم نخست به واسطه ى قدرت واقع مى شود، و قسم دوم به واسطه ى إحداث. مقصود آنان از اِحداث، ایجاد و اعدام است که در ذات خدا و به واسطه ى قدرت او صادر مى شود. گمان آنان بر این بود که ذات الهى محلّ حوادث بسیارى چون امور گذشته و آینده و کتب نازله بر پیامبر و قصّه ها و وعد وعید و احکام است. [۴۷۴] محمد بن هیثم ایجاد و اعدام را به اراده و اختیار تفسیر کرده و با استناد به آیه ى «انّما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» آن را مشروط به قول دانسته است،و اکثر آنان خلق را نیز به قول و اراده تفسیر کرده اند. [۴۷۵] از نظر آنان امر حادث در ذات خدا دوگونه است: امر تکوینى، و آن همان فعل است که تحقق مفعول است، و دیگرى امر غیر تکوینى، که یا از مقوله ى خبر است، و یا از مقوله ى تکلیف (امر و نهى)، و اینها افعالى هستند که منشأ تحقق مفعول نیستند. [۴۷۶] عصمت انبیاء: کرامیه معتقدند که انبیاء معصومند از هر گناهی که فسق آور است یا موجب حد برای انسان می شود؛ در نتیجه پیامبران، گناهانی که از این دو دسته نباشد را می توانند مرتکب شوند. به گونه ایی که برخی از کرامیه اعتقاد دارند که احتمال خطا در تبلغ از سوی پیامبران وجود دارد.[۴۷۷]
 عدم ارائه برهان از سوی انبیاء: آنان بر این باورند هر زمانی که پیامبران، رسالت خود را به مردم رساندند، همه باید قبول کنند و هیچ گونه برهانی از پیامبران نخواهند.[۴۷۸] رسول باطنی: کرامیه بر این باورند که اگر دعوت پیامبران به عده ای از انسان ها نرسید، عقلشان برای آنان حجت است و واجب است از عقلشان تبعیت کنند.[۴۷۹] تعدد پیامبران: آنان بر این باورند که اگر خداوند به یک پیامبر اکتفا می کرد و یک شریعت را در جهان قرار می داد، بر خلاف حکمت خود عمل نموده است.[۴۸۰] امامت: درباره این مسأله با اهل سنّت هم عقیدهاند و مىگویند که: امامت باید به اجماع امّت باشد نه با نصّ؛ ولى عقیده داشتهاند که در آن واحد، در دو مملکت یا دو شهر، دو امام واقعى مىتوانند وجود داشته باشند که هر دو بر حقّ باشند، و با این قول، ظاهرا، خواستهاند در عین حال هم امامت على - علیه السلام-را صحیح و بر حقّ بدانند و هم امامت معاویه را.[۴۸۱] ایمان منافقین: کرامیه معتقد، آن دسته از منافقینی که در مذمت آنان آیات فراوانی ذکر شده است، دارای ایمان خالصی مانند ایمان پیامبران و ملائکه هستند.[۴۸۲] ابدی نبودن عذاب اهل هوی: بر این باور بوده اند که «اهل هوی» و مخالفین کرامیه و اهل سنت تا ابد در جهنم نمی مانند.[۴۸۳]
۴-۳ جمع بندی آراء و اندیشه ها متکلمان سیستان
در سیستان اکثر فرقه های اسلامی دارای اندیشمندانی بودند که این متکلمان دارای آراء و اندیشه های کلامی منحصر به فردی بوده اند؛ مثلاً در بین شیعه امامی حریز بن عبدالله، حبیب سجستانی و محمد بن بحر رهنی از جمله متکلمان شیعه امامی بودند که آرای کلامی آنان غالباً در زمینه امامت اختصاص یافته بود و در میان شیعیان زیدیه، ابوالقاسم بستی با آثار کلامی خویش مبانی کلامی زیدیه را مطرح نموده است؛ در میان اسماعیلیه نیز خطابی اندیشه های اسماعیلیه را در آثار خود نمایان نموده است. خوارج سیستان نیز دارای متفکران چون حمزه خارجی بوده که آرای کلامی منحصر به فردی را از خود به جا گاشته است. اما در مقابل این دو جبهه، فعالیت گسترده اهل حدیث سیستان بود که به شدت با مبانی عقل گرایانه مخالفت نموده و آثار فراوانی در این زمینه از خود به جا گاشته اند
نتیجه گیری
سرزمین سیستان یکی از مناطقی است که در قرون آغازین هجری، اکثر فرقه های اسلامی در آن فعالیت گسترده ای داشته اند؛ این پایان نامه از ابتدا تا کنون به بررسی مکاتب کلامی آن جا و آراء متکلمان این مکاتب بحث نمود؛ نتیجه این نوشتار به شرح ذیل است: قرن اول (ه.ق)دورهِ ورود اسلام به این سرزمین بود و مردم آن دیار به این دین الهی آشنا گشته اند و با ورود یاران امیرالمومنین(۷) به این دیار ، آنان با محبت ومبنای فکری اهل البیت آشنا شدند. خوارج نیز در این قرن فعالیت گسترده ایی در سیستان داشته اند به گونه ای که فرقه های چون ازارقه و عطویه در این قرن فعال بوده اند. قرن دوم، این قرن اوج فعالیت خوارج در سیستان بود به گونه ایی که فرقه عطویه، تسلط سیاسی اجتماعی در سیستان داشت؛ البته متکلمانی شیعی چون حریز بن عبد الله سجستانی نیز در این قرن فعالیت گسترده ای داشته اند اما با اوج گیری خوارج، باقی فرقه ها نتوانستند تاثیر کلامی خاصی در سیستان بگذارند. در قرن سوم با قیام یعقوب لیث صفاری و سرکوبی خوارج از ناحیه وی، باعث شد اکثر فرقه های اسلامی در سیستان فعالیت آزادانه ای داشته باشند و دو جریان عقل گرای و نص گرا فعالیت بکنند؛ البته جریان نص گرای اهل حدیث در این قرن نسبت به باقی فرقه ها طرفداران بسیاری پیدا نمود و توانست علمای بزرگی را تحویل جامعه اهل حدیث دهد. قرن چهارم را می توان اوج فعالیت های فرقه های اسلامی چون« شیعه امامی، اسماعیلیه، معتزله، اهل حدیث و ماتریدیه» دانست؛ در این قرن هم شیعیان دارای متکلمان بزرگی بودند؛ افرادی چون محمد بن بحر رهنی - که از معروف ترین متکلمان شیعه قرن چهارم در جهان اسلام بود- و ابو یعقوب سجستانی و هم اهل سنت نیز دارای متکلمانی بودند؛ افرادی مانندابن حبان بستی معتزلی. در قرن پنجم و ششم و هفتم دوباره تفکر نص گرای اهل سنت اوج گرفت به گونه ایی که در دو قرن ششم و هفتم، صوفیان سیستان دارای مکتب فکری اهل حدیث بودند.
منابع و مآخذ
منابع فارسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲
حضور استئوفیت ها به صورت مشخص / کاهش احتمالی فضای مفصلی
۳
تشکیل استئوفیت ها به صورت چند تایی و کاملا مشخص / کاهش مشخص فضای مفصلی/ اندکی اسکلروز/ تغییر شکل احتمالی نواحی انتهایی استخوان
۴
تشکیل استئوفیت های بزرگ/ کاهش مشخص فضای مفصلی/اسکلروز شدید/تغییر شکل کاملا مشخص نواحی انتهایی استخوان
در این سیستم درجه ۰ معادل مفصل طبیعی، درجه ۱ مشکوک به استئوارتریت، درجه ۲ استئوارتریت خفیف، درجه ۳ استئوارتریت متوسط و درجه ۴ استئوارتریت شدید محسوب می گردد. و)روش تهیه و بررسی مقاطع هیستوپاتولوژیک: برای مطالعه هستوپاتولوژی روند ترمیم در گروه های درمان و کنترل نمونه های مورد نظر به آزمایشگاه آسیب شناسی بیمارستان شهید چمران انتقال داده شد. بدین منظور کندیل های استخوان ران و انتهای بالایی استخوان درشت نی جدا گردیده و در محلول فرمالین بافر ده درصد قرار داده شدند. نمونه ها به مدت یک هفته در این محلول نگهداری شدند. پس از طی شدن مرحله تثبیت، نمونه ها در محلول اسید هدروکلریدریک ۴ درصد و اسید فرمیک ۵ درصد، دکلسیفاید شده و سپس بلوک های پارافینی از آن ها تهیه شد. سپس مقاطع بافتی تحت رنگ آمیزی های هماتوکسیلین و ائوزین (H&E)، تولوئیدن بلو(Toluidine blue) و سافرانین – o (Safranin-O) قرار گرفته و در زیر میکروسکوپ نوری مطالعه شدند.
 ز)بررسی آماری: نتایج بدست آمده توسط روش های آماری Mann-Whitney Test و NPar Tests ، آزمون های t-test و آنالیز واریانس یکطرفه ANOVA و به کمک نرم آفزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. و برای اطمینان از معنی دار بودن نتایج P<0.05 در نظر گرفته شد. فصل چهارم نتایج ١-۴- نتایج ارزیابی بالینی: التهاب و تورم در مفاصل تا ۵-۳ روز بعد از جراحی قابل مشاهده بود. بعد از این مدت التهاب موجود تدریجا کاهش یافت و مفصل زانو به حالت طبیعی بازگشت. ولی حیوانات از سرعت تحرک کمتری برخوردار بودند بگونه ای که پس از صرف غذا ترجیح می دادند در گوشه ای ایستاده و نظاره کنند. معاینات بالینی و بررسی های رادیولوژیکی به فاصله ۱۲ هفته بعد از جراحی نشان دهنده پیشرفت استئوارتریت مزمن در زانوهای مورد مطالعه بود. به شکلی که در معاینات صورت گرفته اکثر زانوها، تظاهرات استئوارتریت از جمله تورم مفصل، تغییر شکل مفصل و تشکیل استخوان های زائد را نشان دادند. ٢-۴- نتایج ارزیابی رادیولوژیک : بررسی رادیوگراف های تهیه شده در ۱۲ هفته پس از قطع وتر صلیبی قدامی براساس سیستم درجه بندی کالگرن و لارنس(جدول شماره ۱) نشان داد که از ۲۲ خوکچه هندی مورد مطالعه۲ عدد دارای درجه یک (مشکوک به استئوارتریت)، ۱۰ عدد دارای درجه دو(استئوارتریت خفبف) ، ۸عدد دارای درجه سه(استئوارتریت متوسط)و ۲ عدد هم دارای درجه چهار(استئوارتریت شدید( بودند. ارزیابی رادیولوژیکی زانوها در۲۰ هفته پس از جراحی افزایش نسبی در شدت استئوارتریت در گروه کنترل نسبت به هفته ۱۲ نشان داده شد. (تصویر ۱ و۲) این در حالی است که ارزیابی رادیولوژیک زانوها کاهش شدت استئواتریت را در گروه درمان بوسیله تزریق داخل مفصلی PRP نسبت به هفته ۱۲نشان داد.(جدول شماره ۲( با توجه به تست های آماری Mann-Whitney Test و NPar Tests نتایج در گروه درمان نسبت به گروه کنترل در سطح P<0.05 معنی دار می باشد. جدول شماره ۲: درجه استئوآرتریت نمونه ها در ۱۲ و۲۰ هفته پس از جراحی
درجه استئوارتریت
۱۲ هفته پس از جراحی( کل نمونه ها )
۱۲ هفته پس از جراحی(گروه کنترل)
۱۲ هفته پس از جراحی(گروه درمان)
۲۰ هفته پس از جراحی(گروه کنترل)
۲۰ هفته پس از جراحی(گروه درمان)
۰
-
-
-
-
۱
۲
۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فعالیت استفاده فزاینده از استقراض شرکتی معمولترین نوع فعالیت استفاده فزاینده از استقراض شرکتی برای کاهش حداکثری درآمد مشمول مالیات با مطالبه مضاعف کسورات مالیاتی برای مخارج سود میباشد. گرفتن وام های اختصاصی از محل منابع اداره شده و دولتی و هزینه کردن آن در بخش های غیر مرتبط و مشخص افراد، درج هزینه های اخذ وام در اظهارنامه و در کنار حسابرسی در قیمت تمام شده کالای تولیدی.
 اعمال سیاست متهورانه مالیاتی از طریق اقلام تعهدی یکی از عوامل ایجاد اختیارات حسابداری و محاسباتی مدیریت و همچنین اختیار در انتخاب اصول و روش های متفاوت حسابداری، استفاده از اقلام تعهدی میباشد. میتوان اقلام تعهدی موجود در سود را در ۳ دسته طبقه بندی نمود : دسته نخست اقلام تعهدی که متشکل از تعدیلات مبتنی بر اطلاعاتی است که در دسترس عموم قرار دارد، دسته دوم تعدیلات مبتنی بر اطلاعات مخصوص مدیریت می باشند و دسته سوم تعدیلات مبتنی بر انگیزه های شخصی مدیریت هستند. دسته نخست، اقلام تعهدی غیراختیاری و دسته سوم اقلام تعهدی اختیاری نامیده می شود. تعاریف مختلف از اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری سبب می شود که دسته دوم اقلام تعهدی برخی مواقع جزء اقلام تعهدی اختیاری و در دیگر موارد در بخش اقلام تعهدی غیر اختیاری قرار گیرند. (فرانسیس وهمکاران ۲۰۰۴) بعبارتی اقلام تعهدی اختیاری اقلامی هستند که مدیریت میتواند آن ها را کنترل کند. به عبارت دیگر، اقلام تعهدی اختیاری آن هایی هستند که مدیریت بر آن ها کنترل داشته و میتواند آن ها را به تأخیر بیندازد، حذف کند و یا ثبت و شناسایی آن ها را تسریع کند. اقلام تعهدی اختیاری، به وسیله عملیات عادی توصیف نمی شود وشاخصی برای کشف مدیریت سود است. هر چه قدر اقلام تعهدی اختیاری در داخل اقلام تعهدی بیشتر باشد احتمال اعمال سیاست متهورانه مالیاتی نیز متعاقب آن افزایش می یابد (از جمله: هزینه های برآوردی تضمین محصولات، ذخیره مطالبات مشکوک الوصول، ذخیره کاهش ارزش موجودی ها). دیگر ابزارهای سیاست های متهورانه مالیات در زیر به اختصار بیان شده اند: استفاده بیش از حد از زیان های مالیاتی، کاهش مالیات درآمدهای سرمایهای در بازسازی شرکتی،
-
- مطالبه بیش ازحد کسورات مالیاتی برای هزینه های اجاره و کرایه و استفاده از تراکنشهای فروش و فروش و اجاره.
-
- استفاده از زیان های مالیاتی درآمدهای سرمایهای،
-
- پیشفروش سهام و گواهی سهام برای کاهش درآمد مشمول مالیات و دستکاری دادوستد سهام.
-
- انجام اقداماتی از جمله مخدوش کردن دفاتر قانونی به منظور رد دفاتر و نهایتا تشخیص علیالراس .
-
- استفاده از الفاظ، عبارات و بویژه مفرهای و گریزهای قانون(حق الزحمه، کارمزد، حق العبور…) به منظور یافتن راه هایی که مودی بتواند مالیاتی را نپردازد یا آن را کمتر از میزان حقه بپردازد.
-
- نگهداری دو دسته دفاتر و مدارک برای ثبت معاملات یک دفتر برای خود مودی که دخل و خرج را به درستی نشان می دهد و دفتر دیگر برای ارائه به ماموران مالیاتی جهت تشخیص و رسیدگی مالیات.
-
- انجام کار قاچاق با وجه نقدالبته چندین کار برای شخص جرم نیست ولی در بسیاری موارد درآمد حاصل از مشاغل اضافی و فرعی به صورت نقدی دریافت می شود و از پرداختن چک خودداری می شود، در نتیجه هیچگونه ثبت قانونی صورت نمی گیرد و مقداری از درآمدها از چشم مامورین مالیاتی دور نگه داشته می شود.
-
- انجام معاملات پایاپایمثلا شرکت الف کار ی را برای شرکت ب انجام می دهد در مقابل شرکت مبالغی را به صورت کالا یا خدمت به شرکت الف ارائه می دهد در اینجا با اینکه یک معامله مشمول مالیات انجام گرفته اما گزارشی از آن در دفاتر به ثبت نرسیده
-
- کمتر گزارش کردن انعامها(پاداشها) مثل انعامها یا پاداشهایی که در مقابل جبران خدمات یا انجام معاملات رد و بدل می شود.
-
- معاملات نقدی، پرداخت های نقدی که بابت خرید کالا و خدمات انجام می شود وظیفه ماموران مالیاتی را جهت ردیابی و کشف آن ها و اخذ مالیات مربوطه دشوار می کند.
یک ویژگی معمول اکثریت فعالیتهای تهور مالیاتی این است که آن ها کسورات مالیاتی را پدید میآورند که شرکت میتواند برای تهاتر درآمد مشمول ارزیابی استفاده نموده و بموجب آن درآمد مشمول مالیات خود را کاهش دهد.
-
- عوامل دیگر همچون حضور ماموران افتخاری در شرکت ها جهت پایین آوردن مالیات،
-
- بالا بردن بهای قیمت تمام شده کالای فروش رفته،
-
- تغییر و جابهجایی محل فعالیت هر سال یک بار جهت شناسایی ماموران مالیاتی،
-
- دادن آدرس صوری در هنگام تاسیس، انحلال و ثبت مجدد شرکت ها به صورت متوالی با نام های مشابه و یا حتی تاسیس دو شرکت همزمان با دو نام مختلف اما با فعالیت یکسان،
-
- خرید و ثبت دارایی های ثابت شرکت به صورت شخص حقیقی، انجام کار به صورت شخص حقیقی برای برخی از فعالیتها زیرپوشش نام شرکت اما به اسم شخص حقیقی جهت ثبت شدن آن ها در دفتر،
-
- در مورد فروش دارایی های مشهود و غیرمشهود، اشخاص حقوقی صرفا با یک نقل وانتقال ارزش اسمی سهام، نسبت به انتقال شرکت اقدام نموده و تهور مالیاتی فاحش صورت می پذیرد. از طرفی، اشخاص حقوقی، بعضا نسبت به فروش و کاهش سهام شرکت اقدام کرده و پس از آن نسبت به انحلال شرکت تصمیم گیری می کنند که این امر موجب عدم تعلق مالیات واقعی می شود.
-
- اعمال حساب شده در ترازنامه
“وقتی سرپا ماندن برای شرکت ها مسئله مرگ و زندگی باشد، تقلب در حساب موجودی آسانترین راه برای نشان دادن سودهای آنی و آرایش ترازنامه است” این نقل قول از کسی است که سرپرست تحقیق های حسابداری، حسابرسی و مالیات در دانشگاه بین المللی فلوریدا، در میامی است و قطعه نقل شده از گزارش او در صفحه اول وال استریت ژورنال شماره ۱۴، دسامبر۱۹۹۲ راجع به تقلب است (بولونا- لیندکوئیست، ۱۳۸۶، ۵).
-
- احتساب برخی از درآمدها به حساب هزینه ها مانند دستمزد و حقوق و … باعث تهور مالیاتی می شود.
-
- انتخاب نوع ثبت پرداخت هزینه حقوق در دفاتر خود یک سیاست متهورانه مالیاتی است.
در این روش حسابدار ابتدا در دفاتر با ثبت زیر به ثبت مبلغ اختصاص یافته جهت هزینه حقوق می پردازد: هزینه حقوق بدهکار و بستانکار ولی تاریخ پرداخت حقوق را مثلا ۲۰ روز تا یک ماه بعد در دفاتر ثبت می کند و زمان پرداخت ثبت زیر را انجام می دهد بستانکاران، بدهکاران و حقوق پرداختی بستانکار.در نتیجه فاصله بین این دو ثبت در یک زمان که از لحاظ قانونی قابل پذیرش است از پرداخت مالیات اجتناب می کند.
-
- بسیاری از شرکت ها لیست بیمه را با حقوق پایه که مشمول مالیات نمی شود به تامین اجتماعی ارائه می کنندو از آنجایی که شرکت ها با این روش ملزم به پرداخت حداقل حقوق به کارکنانشان می شوند. لذا مابهالتفاوت حقوق اصلی و حداقل حقوق را بین موارد معاف از بیمه و مالیات سرشکن می کنند از جمله موارد معاف از پرداخت مالیات حقوق می توان حقوق ماموریت اشاره کرد.
-
- برداشت و تفسیر نادرست مودیان از معافیتهای مالیاتی مقرر در قوانین و مقررات مالیاتیمی تواند عامل ایجاد تفاوت بین درآمد مشمول مالیات ابرازی و درآمد مشمول مالیات تشخیصی باشد.
-
- غیر مرتبط بودن هزینه های ابرازی می تواند عامل ایجاد تفاوت بین درآمد مشمول مالیات ابرازی و درآمد مشمول مالیات تشخیصی با شد.
-
- فقدان مدارک و مستندات هزینه های ابرازی
-
- غیر متعارف بودن هزینه ابرازی
-
- عدم رعایت حد نصابهای تعیین شده توسط سازمان امور مالیاتی در انجام هزینه ها
-
- وجود مقررات خاص یا امتیازها ومحدودیت هائی که بدلیل های اقتصادی، سیاسی یا اداری مورد توجه قرار میگیرد وبا شیوه محاسبه سود خالص حسابداری هیچ رابطه ای ندارد و موجب اختلاف سود گزارش شده حسابداری در مقایسه با سود مشمول مالیات میگردد.
۲-۲-۱۷) انگیزههای اعمال سیاست های متهورانه مالیاتی به گزارش رسانه مالیاتی ایران، جرایم مالیاتی مبالغی است که از سوی قانون گذار به دلیل تاخیر در تسلیم یا عدم تسلیم اظهارنامه یا ترازنامه و حساب سود و زیان ، تاخیر در پرداخت مالیات یا عدم پرداخت بدهی مالیاتی و … برای مودیان متخلف وضع شده است. در ایران به دلیل وجود ذخایر زیرزمینی مثل نفت، گاز، مس و… توجه خاصی به این مهم نشده است واغلب سرمایه داران، در فکر تهور در پرداخت مالیات هستند .اقتصاددانان معتقد به انتخاب منطقی، این موضوع را که مودی در صورتی مرتکب اعمال سیاست متهورانه مالیات می شود که مزایای دریافتی وی بر اثر تخلف، بیش از کل مجازات مقرر به خاطر تخلف ضربدر میزان احتمال اعمال مجازات باشد، به عنوان نوعی معادله می دانند. در هر جامعه ای دو دسته مودی مالیاتی وجود دارد: عده ای که به وظایف قانونی عمل کرده و مالیات خود را به موقع پرداخت می کنند و عده ای دیگر که به وظایف قانونی عمل نمی کنند و باید با ابزارهای مناسب از آن ها مالیات دریافت کرد. در این میان، جرایم مالیاتی به عنوان یکی از ابزارها برای برخورد با متخلفان مطرح می شود.بعلاوه باید توجه کرد که یک مدیر به شدت ریسکگریز برای پرداخت مالیات یک شرکت و اعلام سود دفتری طبق استانداردهای حسابداری تصمیم گیریهای مشترکی انجام می دهد. تجزیه و تحلیلها نشان میدهد که اتخاذ سیاست متهورانه در پرداخت مالیات چگونه تحت تاثیر عواملی مانند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با بهره گرفتن از روش بارتوا و همکاران (۲۰۰۹)[۱۶] و دستگاه تجزیهگر نیتروژن- پروتئین مدلEA1112 (Thermoquest, Italy) میزان نیتروژن برای ۱۰۰ میلیگرم نمونه در هر تیمار اندازهگیری شد. سپس با به کارگیری ضریب ۲۵/۶ مقدار پروتئین خام محاسبه گردید.
 ۳-۴-۴-۲- فسفر و پتاسیم برای اندازه گیری فسفر روش طیف سنجی با اسپکتوفتومتر (مدل T80) باطول موج ۸۸۰ نانومتر به کار گرفته شد. پتاسیم به روش فلیم فتومتری مدل جنوای[۱۷] اندازه گیری گردید. ۳-۴-۴-۳- نشاسته جهت اندازه گیری نشاسته، ابتدا نمونههای غده سیب زمینی با پتاس محلول در اتانول ۵ درصد حرارت داده شدند. سپس با آب مقطر مورد شستشو قرار گرفتند و با بهره گرفتن از صافی، فاز مایع از جامد جدا گردید. در مرحله بعد هیدروکسید پتاسیم به مواد غیر محلول روی صافی افزوده شد. برای حل شدن نشاسته، به نمونهها حرارت داده شد و اسید استیک و اتانول به آنها اضافه گردید و به مدت ۲۴ ساعت نگهداری شدند تا رسوب نمایند. با تعیین مقدار خاکستر از طریق کوره، مقدار خالص نشاسته مشخص گردید (مطابق با روش تشریح شده محمدزاده و همکاران، ۱۳۸۷). ۳-۴-۴-۴- روغن خام، قند و فیبر برای اندازه گیری روغن خام، قند و فیبر در نمونههای سیب زمینی روش مورد استفاده موسسه A.O.A.C (۲۰۰۵) استفاده گردید. ۳-۴-۴-۵- درصد ماده خشک برای اندازهگیری ماده خشک بر اساس روش ذکر شده یلدریم و تاکوزغلو (۲۰۰۵)[۱۸] ۱۰۰ گرم بافت غده برداشت شده به مدت دو شبانه روز در دمای ۷۰ درجه سانتیگراد آون نگهداری شد. سپس وزن خشک توزین و درصد ماده خشک محاسبه گردید. ۳-۵– نرم افزارها و روشهای تجزیه آماری مورد استفاده آزمون نرمال بودن دادهها با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS به روش کولموگروف- اسمیرنوف انجام شد. برای دادههای درصدی از تبدیل داده جذری و زاویهای استفاده گردید. سپس با بهره گرفتن از نرم افزار MSTAT-C دادههای نهایی، مورد تجزیه واریانس و مقایسه میانگین به روش دانکن در سطح احتمال ۵ درصد قرار گرفتند. نمودارهای مقایسه میانگین با بهره گرفتن از نرم افزار آفیس ۲۰۱۳ در محیط EXCEL رسم گردیدند. تجزیه همبستگی ساده خطی صفات نیز به کمک نرم افزار SPSS انجام گرفت. یادآور میگردد جداول و نمودارهای مقایسات میانگین فقط برای اثراتی که در جدول تجزیه واریانس معنیدار گردیدند ارائه شده است. فصل چهارم نتایج و بحث ۴-۱- نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگین ۴-۱-۱- تجزیه واریانس و مقایسه میانگین صفات مرفولوژیک ۴-۱-۲- تجزیه واریانس صفات فیزیولوژیک ۴-۱-۳- تجزیه واریانس و مقایسه میانگین عملکرد و اجزای عملکرد ۴-۱-۴- تجزیه واریانس و مقایسه میانگین صفات کیفی و بیوشیمیایی ۴-۲- تجزیه همبستگی ساده برای صفات اندازهگیری شده نتایج و بحث ۴-۱- نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگین ۴-۱-۱- تجزیه واریانس و مقایسه میانگین صفات مرفولوژیک تجزیه واریانس برای صفات مرفولوژیک سیب زمینی نشان داد که اثر سطوح مختلف کودی و رقم بر تعداد ساقه در بوته در سطح احتمال ۵% معنیدار گردید ولی در مورد سایر صفات مرفولوژیک مثل ارتفاع بوته معنیدار نشده است (جدول ۴-۱). تعداد ساقه در سیب زمینی برای عملکرد غده این محصول اهمیت زیادی دارد (یزداندوست و همکاران، ۱۳۸۲؛ ربیعی و همکاران، ۱۳۸۷). در یک مطالعه رابطه معنیدار رگرسیونی بین عملکرد غده و تعداد ساقه در بوته گزارش شده است. به دلیل آنکه در سیب زمینی تعداد ساقه در ایجاد استولونها، تشکیل غده و میزان عملکرد موثر است (ربیعی و همکاران، ۱۳۸۷). بنابراین میتوان گفت که رقم و کودهای آلی از طریق تعداد ساقه در بوته توانایی تاثیر معنیدار بر عملکرد را خواهند داشت. نتایج مدنی و همکاران (۱۳۸۸) تاثیر سطوح مختلف کود نیتروژن را بر تعداد ساقه سیب زمینی معنیدار گزارش نمودند که مطابق با نتایج تحقیق حاضر میباشد اما در تحقیق یزدان دوست و همکاران (۱۳۸۲) تاثیر نیتروژن غیر آلی بر تعداد ساقه ژنوتیپهای سیب زمینی معنیدار نشده است که بر خلاف نتایج تحقیق حاضر است. لذا میتوان گفت کودهای آلی در تامین مواد غذایی برای افزایش تعداد ساقه به نسبت کودهای شیمیایی بهتر هستند. در برخی بررسیها، مصرف همزمان کودهای آلی و شیمیایی نیز صفت مرفولوژیکی مانند ارتفاع بوته سیب زمینی را افزایش داده است (Najm et al., 2010). به علاوه در بعضی تحقیقات تفاوت معنیداری در تیمارهای رطوبتی برای مرفولوژی ساقه سیب زمینی بیان گردیده است (مسعودی و همکاران (۱۳۸۹) که بیانگر تاثیر عوامل دیگری علاوه بر مواد غذایی بر روی رشد اندام هوایی این محصول میباشد. جدول ۴-۱- تجزیه واریانس صفات مرفولوژیک ارقام سیب زمینی تحت تاثیر تیمارهای مختلف کود آلی و شیمیایی
| منابع تغییرات |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
| ارتفاع بوته |
قطر ساقه |
تعداد ساقه در بوته |
قطر غده mm 35-10 |
قطر غده mm 55-35 |
قطر غده mm 55˃ |
| تکرار |
۲ |
**۰۱/۴۹۹ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف) عملکرد سریع و مدلسازی آسان با MODAEM، عنصر آنالیتیکی مدل که با GMS کامل میشود. ب) شبیهسازی نشت از سد و دیوارههای آب بند با مدل SEEP2D. ۲- مدل جریان سه بعدی[۳۰] که موارد زیر را در بر میگیرد: الف) مدل سه بعدی عناصر محدود محیط اشباع با MODFLOW. ب) مدل سه بعدی عناصر محدود محیط اشباع و غیر اشباع با FEMWATER. ۳- مدل انتقال جرم حل شده[۳۱] شامل: الف) شبیهسازی ساده انتقال تحلیلی[۳۲] با ART3D. ب) شبیهسازی ساده انتقال سه بعدی با MT3D، MODPATH و FEMWATER. ج) مدل انتقال فعال سه بعدی با RT3D یا SEAM3D. د) مدل انتقال فعال چند فازی با UTCHEM. ۴- جریان و انتقال در محیط غیر اشباع[۳۳] شامل: مدل جریان و انتقال کامل سه بعدی در محیط اشباع و غیر اشباع با FEMWATER و UTCHEM. GMS نرم افزاری تحت ویندوز میباشد که کار کردن با آن را بسیار ساده میسازد. موتور محاسباتی آن Modflow میباشد که معادلات جریان را به عنوان یک مدل شبیهسازی جریان یک، دو و سه بعدی مدولار در آبخوانهای محصور، نیمه محصور و آزاد در حالت پایدار و گذرا میسازد. معادلات حاکم در این مدل در دستگاه مختصات دکارتی نوشته شده و به روش تفاضل محدود حل میشوند (افتخاری، ۱۳۸۹). این نرم افزار یک مدل قابل دسترس برای عموم به طور رایگان است که به راحتی میتوان از طریق شبکه اینترنت به آن دسترسی پیدا کرد.
 در این قسمت به منظور آشنایی با نرم افزار و شناخت ویژگیهایی که آن را از سایر نرم افزارهای مدلسازی کمی و کیفی متمایز ساخته است، به اختصار به معرفی نرم افزار و ابزارهای موجود در آن پرداخته میشود. GMS شامل ده مدول میباشد که در ذیل به طور خلاصه به برخی از آنها اشاره میشود: ۲-۳-۸-۱- Map Module مدول ترسیمی ابزارهای مناسبی برای استفاده از انواع مختلف اجزای ساده GIS (نقطه، خط و چند ضلعی) را برای تهیه مدل عددی فراهم میآورد. مدول ترسیمی چهار پدیده را که شامل feature objects, drawing objects, digital image و فایلهای DFX می باشند، پشتیبانی می کند. صرفه جویی در زمان و دقت بالا از خصوصیات مهم GMS میباشد. وجود مدول ترسیمی و گرافیکی، GMS را با دیگر نرم افزارها و کدهای تهیه مدل (جریان و انتقال) کاملاً متمایز ساخته است. مدول ترسیمی با ارائه یک سری ابزارهای GIS در کلیه مراحل تهیه مدل به خصوص تهیه مدل مفهومی مورد استفاده قرار میگیرد. وارد کردن دادهها با فرمتهای گوناگون از نرم افزارهای مختلف به خصوص از پایگاه اطلاعاتی GIS از دیگر خصوصیات بارز GMS میباشد. با گذشت زمان و جمع آوری دادههای هیدروژئولوژیکی، هیدرولوژی و چینه نگاری جدید و شناخت بیشتر آبخوان و با بهره گرفتن از ابزارهای موجود در مدول ترسیمی به راحتی میتوان مدل تفهیمی جدید را با صرف زمان بسیار کم تهیه کرد و پس از تبدیل مدل مفهومی به مدل MODFLOW آن را دوباره اجرا کرد. وجود ابزارهای GIS نظیر انتخاب و تهیه نقطه، خط و پلیگون و جدول اسنادی برای هر یک از پدیدههای فوق، امکان ساخت مدلهای تفهیمی در مناطقی با پدیدههای زیاد هیدرولوژیکی (نظیر چاه، چشمه، رودخانه، زهکش، آبهای سطحی و….) را به سادگی امکان پذیر میسازد. هر یک از پدیدههای هیدرولوژیکی یاد شده دارای چندین خصوصیات هیدرولیکی میباشند. به عنوان مثال هریک از چاههای بهره برداری علاوه بر موقعیت جغرافیایی آنها دارای خصوصیات نوع چاه، نرخ پمپاژ و … میباشند که میتوان در صفحه گستردهها با انتخاب فرمت قابل قبول برای GMS، تهیه و وارد مدل کرد و از آن پس به عنوان یک پوشش در پنجره Data tree و در مدول ترسیمی قرار داد. البته در حال حاضر در کشور ما اغلب ویژگیهای فوق از چاههای بهره برداری به صورت مدون موجود نیست ولی در صورت وجود وجود پایگاه اطلاعاتی GIS و یا حداقل فایل کامپیوتری آنها (به صورت اکسل و غیره) وارد کردن آنها به سادگی و با صرف زمانی اندک صورت میگیرد. صرفه جویی در زمان وقتی از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار خواهد بود که تعداد چاههای بهره برداری زیاد باشند و به خصوص آماده کردن آنها برای ورود به مدل آب زیرزمینی در شرایط ناپایدار نیاز باشد که هرچه دورههای تنش بیشتر باشد به همان اندازه دادههای مورد نیاز چند برابر شده و نیاز به مدیریت دادهها از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. نرم افزار GMS به خوبی تمامی مطالب فوق را بر آورده میکند که از معیارهای مهم در انتخاب آن برای تهیه مدل جریان آب زیر زمینی آبخوان دشت ایج نیز میباشد. ۲-۳-۸-۲- TIN[34] Module مدول شبکه مثلثی بی قاعده، در مدل کردن سطوح به کار میرود. این شبکهها برای نشان دادن سطوح یک واحد زمینشناسی یا سطحی که توسط یک تابع ریاضی تعریف شده، به کار میرود. مقادیر هریک از لبههای سطوح تشکیل شده مثلثی TIN به صورت خطی تغییر می یابد. در GMS میتوان به طور همزمان چندین TIN را مدل کرد و با فعال کردن یکی از آنها و غیر فعال کردن بقیه عملیات مختلفی از جمله نمایش سه بعدی درونیابی و … را بر روی TIN فعال انجام داد. با بهره گرفتن از ابزارهای موجود در مدول TIN میتوان آنها را ویرایش کرد و همچنین به انواع دیگر دادههای GMS تبدیل نمود. ۲-۳-۸-۳- ۲D Scatter Point Module مدول نقاط پخش شده دو بعدی برای درونیابی و تعمیم دادههای نقطهای پراکنده که در سطوح توزیع شدهاند به کار برده میشوند که برای این کار از چهار تابع خطی و غیر خطی درونیابی از جمله کریجینگ[۳۵] استفاده میکند. یکی از مهمترین مدول موجود در GMS، مدول نقاط پخش شده دو بعدی است. در GMS از این مدول، استفاده گسترده ای صورت میگیرد. درونیابی نقاط، تبدیل آنها به دیگر دادههای GMS نظیر TIN، نقاط مشاهدهای، گرههای شبکه و آزمون و آنالیز دادههای نقاط با بهره گرفتن از توابع آماری مختلف از مزیتهای مدول نقاط پخش شده میباشد. دادهها با فرمتهای مختلف را میتوان به هنگام وارد کردن به GMS به نقاط پخش شده دو بعدی تبدیل کرد. این فرمتها عبارتند ازText، dbf، shp. مدول گمانهها در مدیریت دادههای گمانهای و حفاریها به کار برده میشود. تهیه مقاطع در طول گمانههای مختلف از جنبههای مهم آن است. دادههای گمانه شامل دادههای نمونه و دادههای چینه نگاری یا هر دو میباشد. دادههای چینه نگاری برای نمایش لایههای خاک موجود در لاگهای حفاری به کار میرود. لایههای خاک با بهره گرفتن از بخشها و مرزهای مجاورتی نمایش داده میشود. یک بخش، یک لایه خاک و مرز مجاورتی، اینترفاز بین دو بخش میباشند و در ساخت و تهیه TIN، Solid و شبکه سه بعدی با المان محدود به کار میروند. دادههای نمونه، دادههای حاصل از نمونهبرداری پیوسته در طول چاه را نشان میدهند. دادههای نفوذسنج مخروطی و دادههای ژئوفیزیکی چاه مثالهایی از دادههای نمونه هستند. دادههای نمونهای در یک سری دادههایی که میتوان آنها را دستکاری کرد ذخیره میشوند. از دادههای نمونهای میتوان در تفسیر چینه نگاری خاک استفاده کرد. ۲-۳-۸-۴- Solid Module مدول حجمی یا سه بعدی GMS در تهیه مدلهای سه بعدی چینه نگاری به کار برده میشود. پس از تهیه این مدل میتوان از مکانهای مختلف آن برش تهیه کرد. در واقع از این مدول برای شناسایی بهتر منطقه مورد مطالعه استفاده میشود. همچنین با بهره گرفتن از آن میتوان دادههای ارتفاعی لایههای مختلف آبخوان را برای مدل Modflow مستقیماً استخراج کرد. از مدول حجمی GMS با بهره گرفتن از لاگهای حفاری، مدل سه بعدی استراتیگرافی[۳۶] منطقه مورد مطالعه تهیه میشود. پس از تهیه مدل سه بعدی میتوان از هر منطقه مدل، مقطع عرضی تهیه کرد. همچنین از آن در محاسبه حجم مدل سه بعدی و تعریف دادههای ارتفاعی مدل عددی (تراز سنگ کف، توپوگرافی، تراز لایههای محبوس کننده) Modflow استفاده میشود. ۲-۳-۸-۵- ۳D Scatter Point Module این مدول برای درونیابی از یک سری نقاط سه بعدی به شبکهها یا TIN به کار میرود. علاوه بر موارد گفته شده در بالا در GMS با بهره گرفتن از بسته نرم افزاری T-progress، مدلهای چندگانه احتمالی هتروژنیتی آبخوان تهیه میگردد که در تهیه مدل به روش تصادفی مورد استفاده قرار میگیرد. بسته نرم افزاری T-progress با بهره گرفتن از دادههای چاههای حفاری (لاگ حفاری)، چگونگی توزیع لاگها در دشت، وضعیت قرارگیری لایههای زمینشناسی تشکیل شده از مواد مختلف، نسبت فراوانی این مواد به یکدیگر و نیز با بهره گرفتن از توابع آماری نظیر زنجیره مارکف سریهای مواد زمینشناسی چند گانهای را در بسته نرم افزاری [۳۷] LPFبه وجود میآورد. استفاده از بسته نرم افزاری T-progress برای مناطقی که هتروژنیتی پیچیدهای دارند و انطباق کافی بین لاگهای حفاری برای تهیه مقاطع عرضی از آنها نیست، مناسب میباشند. ۲-۳-۸-۶- Modflow یک مدل سه بعدی به زبان فورترن موجود در GMS میباشد که قابلیت تهیه شبکه با هر دو روش مرکزبلوکی و مرکزشبکهای را دارد. GMS به عنوان یک پیش و پس پردازشگر، Modflow را پشتیبانی میکند. دادههای ورودی برای Modflow توسط GMS تهیه و در فایلهایی ذخیره میشوند که این فایلها توسط Modflow به هنگام راه اندازی از GMS فراخوانی میشوند. منظور از مدولار[۳۸] بودن برنامه این است که برنامه از قسمتهای مجزا و مستقل تشکیل شده است که وظیفه خاصی را به عهده دارند. ساختار مدولار آن شامل یک برنامه اصلی و یک سری از برنامههای فرعی کاملاً مستقل میباشد که مدول نامیده می شود. مدولها به صورت بستههایی گروه بندی شدهاند که هر بسته در ارتباط با قسمتی از سیستم هیدرولوژیکی که بایستی شبیهسازی شود، میباشد. از آن جمله میتوان به جریان آب به سمت زهکشها، ارتباط هیدرولیکی با رودخانه یا حتی حل معادلات خطی اشاره کرد. طراحی مدولار برنامه این توانایی را به کاربر میدهد که بتواند شرایط هیدروژئولوژیکی متفاوت را به صورت جداگانه در داخل مدل مورد آزمایش قرار دهد. مزیت دیگر این طراحی در این است که مدولهای جدید را بدون تغییر نسخه موجود میتوان مورد استفاده قرار داد. انواع آبخوانها که میتوانند مورد شبیهسازی واقع شوند تحت فشار، آزاد یا ترکیبی از این دو میباشند. تنشهای خارجی از قبیل چاهها، تغذیه ناحیهای، تبخیر و تعرق زهکشها و رودخانهها نیز میتواند شبیهسازی شود. ۲-۴- مبانی فیزیکی و معادلات حاکم بر جریان آب زیرزمینی معادلات حاکم بر جریان آب زیرزمینی مانند معادلات در یک محیط متخلخل است. این جریان به خصوصیات ماده متخلخل، خصوصیات جریان و پارامترهای جریان بخصوص گرادیان هیدرولیکی بستگی دارد. رابطه دینامیک میان این پارامترها با در نظر گرفتن دامنه جریان توسط معادلات جزئی بیان میشود. با ترکیب قانون دارسی و معادله پیوستگی معادلات جزئی آب زیرزمینی به دست میآید. اگر ابعاد آبخوان، شرایط مرزی، شرایط اولیه و خصوصیات هیدورلیکی مشخص باشند این معادلات را میتوان حل کرد و هد هیدرولیکی در نقاط مختلف را پیدا کرد. ۲-۴-۱- قانون دارسی هنری دارسی در سال ۱۸۵۶ آزمایشی ترتیب داد تا به وسیله آن فاکتورهای موثر بر جریان آب در یک فیلتر شنی را تعیین کند. شکل ۲-۲، نمایشگر نمونهای از آزمایش دارسی است. برای این کار، با اندازه گیری زمان پر شدن یک ظرف به حجم یک متر مکعب که در انتهای استوانه ماسهای قرار داشت دبی را اندازه گرفت و همچنین افت هد در طول ستون را با انجام آزمایشات متعدد اندازه گیری کرد. دارسی تعیین کرد که برای یک نوع ماسه، نرخ حجمی تخلیه Q به طور مستقیم با افت هد و با سطح مقطع جریان A و به طور معکوس با طول ستون ماسه ارتباط دارد. ثابتی که برای تبدیل این تناسب به تساوی به کار برده میشود، ثابت K یا هدایت هیدرولیکی است. با این شرایط قانون دارسی به صورت زیر تعریف میشود: (۲-۱) علامت منفی نشان دهنده این است که جهت جریان به سمت هد کمتر است. شکل (۲-۲): نحوه تغییرات هد در ستون ماسه در آزمایش دارسی (محمدی، ۱۳۸۶) اگر ما در اینجا تخلیه ویژه را به صورت V=Q/A تعریف کنیم هنگامی که در حالت حدی افت در یک فاصله کوتاه اتفاق میافتد، میتوان رابطه دارسی را به فرم دیفرانسیلی زیر نوشت: (۲-۲) واحد تخلیه ویژه، همان واحد سرعت است و به عنوان سرعت دارسی شناخته میشود. بایستی توجه شود سرعت دارسی یک سرعت مصنوعی است. سرعت متوسط آب از تقسیم سرعت دارسی بر تخلخل ویژه، به دست میآید. (۲-۳) با تعمیم قانون دارسی برای سه بعد در جهت z, y, x خواهیم داشت: (۲-۴)
(۲-۵)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رسولی و پاک طینت(۱۳۹۰) در پژوهشی به «بررسی نقش رسانه های جمعی در شکل گیری سرمایه اجتماعی در بین شهروندان شهر یزد» پرداختند. حجم نمونه این پژوهش شامل ۳۷۰ نفر از شهروندان شهر یزد است. یافته های پژوهش نشان می دهد بین میزان استفاده از رسانه های جمعی و سرمایه اجتماعی همبستگی وجود دارد و از آنجایی که هر دو متغیر یعنی رسانه های جمعی و سرمایه اجتماعی، در سطح فاصلهای اندازه گیری شده اند از ضریب همبستگی پیرسون بهره گرفته شده است. همچنین نتایج موید آن است که همبستگی مستقیمی بین متغیر مستقل تحقیق یعنی میزان استفاده از رسانه های جمعی با سرمایه اجتماعی و ابعاد آن(اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و هنجار اجتماعی) وجود دارد. جعفرنیا(۱۳۸۹) در تحقیقی به بررسی «رابطه استفاده از رسانه های جمعی با سرمایه اجتماعی سرپرستان خانوار در شهر خور موج» پرداخت. هدف اصلی این مقاله، سنجش نقش رسانه های جمعی در افزایش سرمایه اجتماعی در میان سرپرستان خانوار شهر خورموج می باشد. نمونه آماری این تحقیق شامل ۴۰۰ نفر از سرپرستان خانوار شهر خورموج که با بهره گرفتن از جدول نمونه گیری لین و به روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. برای گرد آوری داده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه و مصاحبه حضوری استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که متغیر رسانه در دو بعد رسانه های چاپی و الکترونیکی با چهار بعد سرمایه اجتماعی(اعتماد و قابلیت اعتماد،، نوع هنجارها، عضویت در شبکه های اجتماعی و آگاهی و توجه به امور عمومی، سیاسی و اجتماعی) ارتباط معناداری دارد. نتایج رگرسیونی پژوهش حاضر حاکی از آن است که بین دو متغیر عضویت در شبکه ها و آگاهی اجتماعی به عنوان سرمایه اجتماعی دارای ارتباط معناداری نمی باشد ولی با سایر ابعاد معنادار است.
 محمدی و همکاران(۱۳۸۹) در تحقیقی به «بررسی جامعه شناسی رابطه سرمایه اجتماعی و اعتیاد اینترنتی در بین جوانان شهر همدان» پرداختند. جامعه آماری این تحقیق جوانان شهر همدان بودهاند که با روش نمونهگیری گلوله برفی، تعداد ۱۳۸ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدهاند. نتایج تحلیل داده ها حاکی از آن است که میزان اعتیاد به اینترنت در میان پسرها(۰۵/۴۱) و در میان دخترها(۴۱/۳۶) است. همچنین یافته های پژوهش حاکی از عدم وجود رابطه معنی دار بین اعتیاد به اینترنت و سرمایه اجتماعی است. همچنین نتایج موید آن است که بین متغیرهای سن، رشته تحصیلی و اعتیاد به اینترنت نیز رابطه معنی داری مشاهده نشده است، اما بین اعتیاد به اینترنت و جنسیت این رابطه معنی دار بوده است. کفاشی(۱۳۸۸) در تحقیقی به« بررسی تاثیر اینترنت بر ارزشهای خانواده»پرداخت. نمونه مورد مطالعه ۳۸۴ نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن هستند که با روش نمونه گیری طبقه بندی شده متناسب با حجم و در نهایت با بهره گرفتن از روش تصادفی ساده انتخاب شدهاند. نتایج این پژوهش بر وجود یک رابطه آماری معکوس در بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته حکایت دارد. نتایج حاکی از آن است که میانگین نمره ارزش های خانوادگی دانشجویانی که به اینترنت دسترسی دارند به تفکیک طول دسترسی (روزانه وهفتگی وماهانه) تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دقیق تر،حد اکثر تفاوت میانگین ارزش های خانوادگی مربوط به افرادی است که روزانه از اینترنت استفاده می کنند و حداقل آن مربوط به افرادی است که ماهانه از اینترنت استفاده می کنند.همچنین محقق دریافت که ارزشهای خانوادگی دانشجویانی که به اینترنت دسترسی دارند به تفکیک مکان استفاده اینترنت(دانشگاه یا کافی نت) تفاوت معنی داری نشان می دهد. جواهری و بالاخانی(۱۳۸۵) در تحقیقی با عنوان« رسانه جمعی و اعتماد اجتماعی: بررسی تاثیر رسانه های جمعی بر اعتماد اجتماعی» به بررسی تاثیر رسانه های جمعی بر اعتماد اجتماعی تهرانی پرداختند. تحقیق حاضر در چارچوب روش پیمایشی با نمونهای ۴۰۰ نفری از شهروندان تهرانی انجام گرفته است. در این راستا رابطه استفاده از سه نوع رسانه جمعی(تلویزیون داخلی، تلویزیون ماهوارهای و روزنامه) با سه نوع اعتماد میان فردی، عام و نهادی بررسی شد. نتایج این تحقیق نشان داد که میزان استفاده از رسانه های جمعی با اعتماد میان فردی رابطه معنی داری ندارد، اما با اعتماد عام و نهادی رابطه دارد، دیگر آن که نوع مالکیت و شیوه مدیریت بر رسانه، با اعتماد اجتماعی ارتباط دارد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین میزان تماشای برنامه های تلویزیون داخلی و برنامه های تلویزیون ماهوارهای با اعتماد عام رابطه وجود ندارد. جواهری و باقری(۱۳۸۶) در تحقیقی به بررسی«تاثیر استفاده از اینترنت بر سرمایه اجتماعی و انسانی(مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه تهران)» پرداختند. فرضیات اصلی تحقیق عبارتند از: ۱- استفاده از اینترنت با میزان سرمایه اجتماعی افراد رابطه مثبت دارد. ۲- استفاده از اینترنت با میزان سرمایه انسانی افراد رابطه مثبت دارد. جامعه اماری تحقیق حاضر شامل ۴۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا می باشد. نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر، فرضیات تحقیق را تایید می کند و نشان می دهد که الگوی استفاده از اینترنت با میزان سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی افراد رابطهای مستقیم و معنادار دارد. ۲-۴-۲- پژوهش های انجام شده در خارج از کشور هومیرو و همکارانش[۳۸](۲۰۱۲) در تحقیقی با عنوان« رسانه های جمعی استفاده می شوند برای اخبار، سرمایه اجتماعی فردی، تعهدات مدنی و مشارکت سیاسی» به بررسی اینکه چگونه رسانه های دیجیتال برای مقاصد اطلاعاتی استفاده می شوند و بطور مشابه به رشد فرایندهای دموکراتیک و ایجاد سرمایه اجتماعی کمک می کنند، پرداختند. نمونه آماری این تحقیق شامل ۴۷۵ نفر که بر اساس دو متغیر جنس(۲/۵۰ درصد مردان و ۸/۴۹ درصد زنان) و سن( ۳۰ درصد گروه سنی ۱۸-۳۴ساله؛ ۳۹ درصد گروه سنی ۳۵-۵۴ ساله، ۳۱ درصد سنی ۵۵ ساله و بیشتر) انتخاب شدند، می باشد. نتایج این تحقیق نشان دادکه پس از کنترل متغیرهای جمعیت شناختی، رسانه های دیجیتالی می توانند پیش بینی کننده قوی و مثبت از سرمایه اجتماعی افراد و رفتارهای مشارکتی سیاسی و مدنی آنان باشند. همچنین از رسانه های جمعی بیشتر برای بدست آوردن اخبار و سرمایه اجتماعی فردی و مشارکتهای مدنی و سیاسی استفاده می شود. بارنچستر و همکاران[۳۹](۲۰۱۱) در تحقیقی با عنوان«گشت و گذار به تنهایی؟ اینترنت و سرمایه اجتماعی: شواهدی از یک اشتباه پیش بینی نشده تکنولوژیی» به بررسی اینکه چگونه اینترنت بر ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی تاثیر می گذارد، پرداختند. نمونه آماری این تحقیق شامل ۲۸۰۰ نفر از شهروندان المان شرقی بودکه همگی به تلفن همراه دسترسی داشتند. نتایج این پژوهش نشان داد که هیچ شاهدی دال بر این وجود ندارد که سرمایه اجتماعی از طریق استفاده از اینترنت کاهش می یابد. بعلاوه نتایج نشان داد که اینترنت در برخی از اقدامات از جمله فعالیتهای اجتماعی کودکان، حتی اثرات مثبت قابل توجهی دارد. اولکن[۴۰](۲۰۰۹) در تحقیقی با عنوان«آیا تلویزیون و رادیو ، سرمایه اجتماعی را نابود می کنند؟ شواهدی از روستاهای اندونزی» به بررسی تاثیر رادیو و تلویزیون بر میزان سرمایه اجتماعی پرداخت. وی در این راستا از داده های جمع آوری شده توسط سازمان مرکزی آمار اندونزی(BPS) در دوره زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۳ استفاده کرده است که این داده ها از ۱۷۸۴۹ نفر در سال ۱۹۹۱ و ۱۵۵۸۳۲ نفر در سال ۲۰۰۳ بدست آمده است. نتایج این پژوهش نشان داد که افزایش سیگنالهای دریافتی که منجر می شد پاسخگویان زمان بیشتری به تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو سپری کنند، با کاهش مشارکت در سازمانهای اجتماعی و کاهش اعتماد همراه است. چریستوفر[۴۱](۲۰۰۸) در تحقیقی با عنوان «تبیین رابطه بین استفاده از اینترنت و اعتماد بین فردی: با در نظر گرفتن انگیزه عضویت و بار اطلاعاتی» به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و اینترنت پرداخت. وی در این راستا با بهره گرفتن از تحلیل ثانویه داده های پروژه زندگی آمریکایی که در سال ۲۰۰۶ جمع آوری شده بودند، ۴۰۰۱ نفر از شهروندان ۱۸ سال به بالا امریکایی را مورد بررسی قرار داد. نتایج این تحقیق نشان داد که تاثیر اینترنت بر اعتماد بین فردی به واسطه تاثیر استفاده از اینترنت و دریافت اطلاعات زیاد بود. همچنین یافته ها نشان می دهد که دریافت اطلاعات تاثیر معکوسی بر اعتماد بین فردی دارد. چریستوفر و استرم[۴۲](۲۰۰۶) در تحقیقی با عنوان «سرمایه اجتماعی سیاه پوستان و سفیدپوستان: اثرات متفاوت رسانه های جمعی در ایالات متحده» به بررسی اینکه آیا ارتباط بین استفاده از رسانه های جمعی و سرمایه اجتماعی با توجه به قومیت متفاوت است یا خیر؟، پرداختند. محققین با بهره گرفتن از مصاحبه تلفنی به نظر سنجی از بزرگسالان ۱۸ سال به بالای در مناطق شهری پرداختند. نتایج این تحقیق نشان داد که رابطه بین استفاده از رسانه های جمعی و سرمایه اجتماعی بین سیاه پوستان و سفید پوستان دارای تفاوت معنی داری می باشد. رابطه بین میزان تماشای تلویزیون و سرمایه اجتماعی در بین سیاه پوستان نسبت به سفید پوستان منفیتر است. همچنین نتایج نشان داد که رابطه بین استفاده از اخبار و سرمایه اجتماعی برای سیاه پوستان نسبت به سفید پوستان کمتر مثبت است. فرلندر[۴۳](۲۰۰۳) در پایان نامه دکترای خود با عنوان«اینترنت، سرمایه اجتماع و اجتماعات محلی» به بررسی اینکه آیا استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات(اینترنت) می تواند به ایجاد سرمایه اجتماعی و اجتماعات محلی در یک محیط شهری منجر شود؟ چگونه شبکه های اجتماعی، حمایت اجتماعی و اعتماد با توسعه سریع اینترنت تحت تاثیر قرار می گیرد؟. وی در این راستا با بهره گرفتن از روش مطالعه موردی به مطالعه یک منطقه نسبتا محروم از استکهلم پرداخت و به منظور بررسی تاثیر از یک شبکه محلی و یک کافه اینترنتی استفاده کرد. نتایج نشان داد که هر دو پروژه(شبکه محلی و کافه اینترنتی) تا حد زیادی باعث افزایش ارتباطات اجتماعی و حس تعلق اجتماعی شد. یافته ها نشان می دهد که شبکه محلی دو سال پس از افتتاح آن رها شد و به جای آن یک کافه اینترنتی تاسیس شد. بازدیدکنندگان کافه اینترنتی که شامل نمایندگان گروه های محروم می شدند، مهارتهای کامپیوتری مفیدی را بدست آوردند. قهوه خانه ها، ناهارخوری ها با ارائه دسترسی عمومی به کامپیوتر و حمایت رسمی و آموزش باعث میشود که افراد، خود را بیشتر در جامعه احساس کنند و با ابراز بی اعتمادی اجتماعی کمتر و تنش کمتر در بین گروه های مختلف درک و احساس بسیار قوی از هویت محلی شکل گرفت. ۲-۴-۳- جمعبندی تحقیقات انجام شده بررسی کارهای انجام شده نشان دهنده ی این نکته است که تحقیقات انجام شده در پی بررسی تاثیر رسانه های جمعی بر سرمایه اجتماعی میباشند. در اغلب این پژوهشها برای بررسی مسئله پژوهش از روش پیمایش و در مواردی هم از روش مطالعه موردی استفاده شده است. نتایج بدست آمده از این پژوهشهای را می توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول شامل پژوهشهای می شود که تاکید دارند رسانه ها(تلویزیون، روزنامه و اینترنت) تاثیر مثبت بر سرمایه اجتماعی افراد دارد(بارنچستر و همکاران، ۲۰۱۱؛ هومیرو و همکارانش، ۲۰۱۲؛ جواهری و باقری، ۱۳۸۶؛ حسین پور و معتمدنژاد، ۱۳۹۰). این در حالیست که دسته دوم این پژوهشها گزارش کردند که رسانه های مذکور موجب کاهش سرمایه اجتماعی افراد می شود و بنابراین تاثیر منفی بر سرمایه اجتماعی دارند(اولکن، ۲۰۰۹). با وجود این، در هیچ یک از این پژوهش های تاثیر رسانه ها(تلویزیون داخلی و ماهواره) بر سرمایه اجتماعی خانواده های شهر بندرعباس مورد بررسی قرار نگرفته است. لذا در این پژوهش ما برآنیم تا رابطه بین رسانه های جمعی و سرمایه اجتماعی خانواده های شهر بندرعباس را بررسی کنیم. فصل سوم روش اجرای تحقیق ۳-۱- مقدمه روششناسی به طور جدی متاثر از دیدگاه های معرفت شناسانه، مبانی نظری و ساختارهای شناختی حاکم بر تحقیق می باشد(خوشفر،۱۳۸۷: ۱۰۸). گر چه عملا روش شناسی که موضوعی گسترده و مبتنی بر مبانی نظری و منطقی می باشد(ساروخانی، ۱۳۸۰: ۴۴۷) به زیر مجموعه خود، یعنی روش انجام تحقیق که غالبا مشتمل بر ابزارها و روشهایی است که جهت جمع آوری و تحلیل اطلاعات به کار گرفته می وشد، تقلیل پیدا کرده است(شمشیری، ۱۳۸۶ به نقل از خوشفر، ۱۳۸۷: ۱۰۸). از لحاظ رویکرد روش شناختی، ماهیت تحقیق حاضر به گونه ای است که به خاطر متکی بودن به داده های جمع آوری شده از طریق پیمایش و استفاده از روش های تحلیل کمی، لاجرم از روش های غالب در سنت اثبات گرایی بهره خواهد برد. ۳-۲- روش سنجش برای سنجش پدیده های اجتماعی، روش های گوناگونی وجود دارد. در ابتدا نظریههای، چارچوب کلی برای نگرش به موضوع در اختیار محقق می گذارند که با بهره گرفتن از آن، محقق می تواند مسئله مورد بررسی را به خوبی مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار داده و سپس متغیرهایی را برای سنجش انتخاب نموده و چگونگی ارتباط متغیر را در رابطه با همدیگر بدست آورد. برای سنجش معرفها در تحقیقات اجتماعی روش های متفاوتی وجود دارند از قبیل آزمایش، مشاهده، پیمایش، تحلیل محتوا، تحلیل ثانویه، فراتحلیل، تحلیل شبکه و شبیه سازی اجتماعی که در این تحقیق روش بکار رفته پیمایش با بهره گرفتن از تکنیک پرسشنامه می باشد(ابراهیمی لویه، ۱۳۸۰: ۱۲۵). معمولا می توان از پیمایش برای هدف های توصیفی، تبیینی و اکتشافی استفاده کرد. از تحقیق پیمایشی عمدتا در مطالعاتی استفاده می شود که در آنها فرد، واحد تحلیل در نظر گرفته می شود (ببی،۵۳۰:۱۳۸۱). بنابراین، در این پژوهش که از روش پیمایش با تکنیک پرسشنامه انجام شده است، مراحلی مفروض است که مراحل زیر برای اجرای این تحقیق عملی شده است: در این روش بر اساس متغیرهای استخراج شده از نظریهها، سوالاتی مطرح می شود. بر این اساس طرح سوالات در مراحل مختلفی انجام شده است. سوالهای مطرح شده به نسبت معرفها تنظیم شدهاند. سوالهای مطرح شده به نسبت معرف ها در یک پرسشنامه بر اساس یک ساخت منطقی جمع آوری شدهاند. پرسشنامه پس از تنظیم در موارد مختلف رفع اشکال شده که حتی الامکان سعی شده یک پرسشنامه بدون نقص تهیه گردد. تست مقدماتی پرسشنامه در جامعه آماری مربوطه انجام شده و خطای موجود اعمال شده است و تغییرات لازم در زمینه بهبود ترتیب منطقی سوالات و ساخت پرسشنامه به عمل آمده است. ۳-۳- تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق ۳-۳-۱- متغیر مستقل: رسانه جمعی تعریف نظری ارتباط جمعی یا عمومی تعبیری است که جامعه شناسان آمریکایی برای مفهومMass Media بکار برده اند. این واژه که از ریشه لاتینیMedia (وسایل) و اصطلاح انگلیسی Mass (یا توده) تشکیل شده اند، از نظر لغوی به معنای ابزارهایی است که از طریق آنها میتوان با افرادی نه به طور خاص جداگانه یا با گروههای خاص و همگون، بلکه با جماعت کثیر یا تودهای از مردم به طور یکسان دسترسی پیدا کرد. امروزه این نوع وسایل عبارتند از روزنامه، رادیو، تلویزیون، سینما، اعلانها و…(دادگران،۱۵:۱۳۷۴). رسانههای جمعی در جوامع امروزی نقشی مهم در فرایند اجتماعی شدن دارند. این رسانهها با القای این احساس آنچه انتقال میدهند همان بازتاب راستین جامعه است. میتوانند هنجارهای اجتماعی را تقویت و یا آنها را مخدوش دارند(کوئن، ۸۰:۱۳۷۲). فرد اینگلس در کتاب نظریه رسانهها، رسانه های جمعی را چنین تعریف کرده است: یک رسانه عبارت است از هر ابزاری برای برقراری ارتباطات. رسانه حامل یا واسط پیام است. او به نام خود صحبت نمیکند، از طریق او صحبت میشود(اینگلس،۳۴:۱۳۷۷). رسانه های جمعی امروزه به کلیه وسایلی که هم جنبه اطلاع رسانی و هم جنبه سرگرمی دارند، اطلاق میشود. رسانه وسیلهای است که فرستنده به کمک آن معنا و مفهوم مورد نظر خود(پیام) را به گیرنده انتقال می دهد. به عبارت دیگر رسانه حامل پیام از فرستنده به گیرنده است. کتاب، روزنامه، مجله، عکس، فیلم، نوار صوتی و تصویری، رادیو، تلویزیون، ماهواره و… نمونههایی از رسانه هستند(امیرتیموری، ۱۳۷۷: ۱۶). تعریف عملیاتی منظور از این متغیر میزان استفاده پاسخگویان از تلویزیون داخلی، تلویزیون خارجی(ماهواره) و اینترنت است. از فرد خواسته می شود که متوسط میزان استفاده در هفته از هریک از رسانه های مذکور به ساعت بیان کند. ۳-۳-۲-متغیر وابسته: سرمایه اجتماعی “سرمایه"مفهومی است که باعث ایجاد سود و مزایای آتی میشود. این واژه با کلمه اجتماعی آمیخته میشود و نتیجتاً ما را به روابط اجتماعی از نوعی خاص سوق میدهد که به صورت بالقوه منجر به منابعی میگردد که در آینده ممکن است باعث تاثیراتی بر عملکردهای دیگر اعمال یا عرصه های اجتماعی شود (سیپل، ۱۷۰:۲۰۰۶). سرمایه اجتماعی گاه در معنای وسیع به کار میرود و ثروت اجتماعی و حتی درآمد اجتماعی از آن بر میآید و گاه در معنای محدود، منابع و تجهیزات غیر فردی و غیر خصوصی را شامل میشود. سرمایه اجتماعی آن چیزی است که با سرمایه جامعه پدید آمده و مورد استفاده همگان است (ساروخانی،۶۸۵:۱۳۷۰). سرمایه اجتماعی به عنوان یک منبع بالقوه، شامل شبکه های حمایت متقابل، عمل متقابل، اعتماد و تعهد میگردد (مرکز آمار استرالیا، ۳:۲۰۰۰). در این پژوهش سرمایه اجتماعی در سه بعد(اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و شبکه روابط و پیوندهای اجتماعی) سنجیده خواهد شد: ۳-۳-۲-۱- اعتماد تعریف نظری اعتماد یکی از اجزای اصلی سرمایه اجتماعی است. اعتماد عنصر اختیاری و آگاهانه است که مستلزم پیش بینی رفتار یک بازیگر مستقل است. اعتماد همکاری را تسهیل می کند و یکی از عناصر ضروری تقویت همکاری است. اعتماد همانند یک منبع اخلاقی است که ذخیره آن در حین استفاده به جای کاهش، افزایش می یابد و در صورت عدم استفاده کاهش می یابد(پاتنام، ۱۳۷۹: ۲۹۰-۲۹۲). پاتنام در تعریف اعتماد بیان می دارد که « شما برای انجام کاری صرفا به دلیل این که فردی(یا نهادی) می گوید آن را انجام خواهد داد به او اعتماد نمی کنید. بلکه شما تنها به این دلیل به او اعتماد می کنید که با توجه به شناختتان از خلق و خوی او، انتخاب های ممکن او، تبعاتشان و توانایی او حدس می زنید که او انجام این کار را برخواهد گزید»(پاتنام، ۱۳۸۰: ۲۹۲). در ادبیات سرمایه اجتماعی؛ چهار نوع اعتماد قابل تشخیص است: اعتماد به نزدیکان یا در روابط بین شخصی: این اعتماد حاصل روابط مستقیم و چهره به چهره میان اعضاء جامعه است.« باریک ترین شعاع اعتماد در بین اعضای خانواده است که فضایی مملو از صمیمت و نزدیکی بر آن حاکم است. این اعتماد معطوف به افرادی است که آنها را به اسم می شناسیم و با آنها به عنوان دوست، همسایه، همکار و شریک تجاری رابطه چهره به چهره داریم(زتومپکا، ۱۹۹۹: ۴۲). اعتماد تعمیم یافته یا عام: این نوع اعتماد در سطحی گسترده تر از خانواده، دوستان و آشنایان قرار می گیرد. قابلیت اعتماد به عموم؛ اعتمادی است که نسبت به غریبه ها و افراد ناآشنا تعمیم می یابد و اغلب بر مبنای انتظارات رفتار یا یک احساس از هنجارهای مشترک ایجاد می شود. اعتماد مدنی یا نهادی: در جامعه مدرن الزاما دو سوی فرایند ارتباط را ارتباط گران انسانی تشکیل نمی دهند، بلکه انسانها گاهی با کنشگران غیرفردی ارتباط برقرار می کنند. به این ترتیب شکل دیگری از اعتماد مطرح می شود که متوجه ساختارهای غیر شخصی است. در این مورد دو نوع اعتماد مدنی و اعتماد نهادی اشاره شده است. اعتماد نهادی به نهادهای رسمی دولتی و اعتماد مدنی به نظامهای تخصصی مربوط است(ستین، ۲۰۰۱: ۲۵-۲۶). تعریف عملیاتی اعتماد به نزدیکان یا اعتماد بین شخصی: این نوع اعتماد از طریق پرسشهایی در خصوص اعتماد به اعضای خانواده و نزدیکان مورد سنجش قرار می گیرد. گویه زیر برای سنجش اعتماد شخصی مورد استفاده قرار می گیرد: به هریک از گروهایی زیر چقدر اعتماد دارید؟ الف) اعضای خانواده، ب)خویشاوندان، ج) دوستان، د) همسایگان، ه) همکاران گزینههای این گویه به صورت یک طیف پنج قسمتی از هرگز تا همیشه طراحی شده اند که نمرات آن از یک تا پنج اندازه گیری خواهد شد: اصلا=۱؛ کم=۲؛ تا حدودی=۳؛ زیاد=۴؛ خیلی زیاد=۵ اعتماد تعمیم یافته: سنجش این نوع اعتماد بواسطه کار پاتنام(۱۹۹۵) انجام گرفته است. این گویه به شرح زیر است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴-۷٫ عاملدار کردن نانولولههای کربنی
این روش عبارت است از افزایش قابلیت انحلال نانولولهها که با متصل کردن دیگر گروهها به این لولهها انجام میشود. در این حالت به راحتی میتوان با یک فیلتراسیون نانولولهها را از ناخالصیهای حل نشدنی مانند فلز جدا نمود [۵۴]. به دلیل انعطاف پذیری نانولولهها، از آنها میتوان در تولید ابزارها و پروبهای مختلف استفاده کرد. استفاده از نانولولهها به دلیل کشسانی بالا، باعث بهبود قدرت تفکیک این ابزارها میشود. در عین حال، ارتعاش نانولولهها به دلیل طول بلندی که دارند از جمله مشکلاتی است که باید برطرف شود و راه آن هم رشد کنترل شده نانولولههای کوچکتر است. نوکهای نانولولهها را میتوان با متصل کردن گروههای عاملی به آنها از لحاظ شیمیایی اصلاح کرد و به همین دلیل است که میتوان از آنها به عنوان کاوشگرهای مولکولی با قابلیت استـفاده در شیمی و زیست شناسی استفاده نمود [۵۵]. در شکل ۱-۹ شمایی از چگونگی عامل دار شدن نانولولهها نشان داده شده است. شکل ۱-۱۰٫ شمای فرایند عاملدار شدن نانولولههای کربنی [۱]
۱-۴-۷-۱٫ ضرورت عاملدار کردن نانولولهها و روشهای آن
نانولولههای کربنی در تمام شکلهای موجود به سختی پراکنده[۲۸] می شوند و در آب و همچنین محیطهای زیستی غیر محلول هستند و در مقابل رطوبت مقاومت بالایی از خود نشان میدهند. برای مدت زیادی عاملدار کردن و تیمار شیمیائی نانولولهها یک مشکل بوده است؛ همچنین، تهیه نانو کامپوزیتهای محلول از نانولولهها و مواد دیگر مشکل بوده است. یک عامـل سازی مناسب از نانولـولهها، به طور مثال عاملدار کردن شیمیائی، یک استراتژی برای غلبه بر مشکلات نانولولهها و یک موضوع جذاب برای دانشمندان علوم شیمی و مواد بوده است. عامل دار کردن میتواند فعالیت را بهبود بخشد و اجازه میدهد که از خصوصیات نانولولهها برای ترکیب با انواع مواد دیگر استفاده شود. از پیوندهای شیمیایی میتوان برای ایجاد برهمکنش بین نانولولهها و دیگر مواد استفاده نمود. از موادی که برای این کار میتوان استفاده نمود میتوان از حلالها، پلیمرها و بیوپلیمرها نام برد. یک نانولولهی عامل دار شده ممکن است خصوصیات مکانیکی و الکتریکی متفاوتی با نانولولههای عامل دار نشده داشته باشد؛ بنابراین، از این نکته میتوان برای به دست آوردن خصوصیات شیمیایی و فیزیکی استفاده کرد. عامل دار کردن نانولولهها میتواند به صورت کووالان یا غیرکووالان باشد. عاملدار کردن کووالان بر اساس ایجاد پیوند کووالان بین گروه وارد شده به ساختار اسکلتی نانولولههاست. عامل دار کردن غیرکووالان اساساً بر پایه روشهای جذب سطحی مختلف مثل نیروهای واندروالس میباشد. یکی از رایجترین روشهای عاملدار کردن خالص سازی اکسیداتیو نانولولهها با فازهای مایع یا گاز مواد اکسید کننده است، که شامل گروههای کربوکسیل، هیدروکسی، کربونیل و گروههای نیترو به داخل لولهها میباشد. تیمار اسیدی را میتوان با اسید نیتریک یا مخلوطی از اسید نیتریک و اسید سولفوریک یا اسید سولفوریک و پر اکسید هیدروژن انجام داد. قرار گرفتن گروههای کربوکسیل با روش اکسیداسیون اسیدی مقدمهای برای قرار گرفتن تعداد زیادی از گروههای جایگزین روی نانولولهها و ایجاد نانولولههای اصلاح شده متفاوت میباشد. اسیدهای کربوکسیلیک و کربوکسی آمید میتوانند از طریق کربوکسیلیک اسید کلریدها به نانولولههای کسید شده اجازه دهند تا توسط گروههای آلیفاتیک آمینها، آریل آمینها و آمینواسیدها جایگزین شوند.گروههای عاملی دیگری هم مثل استرها، تیولها و هالوژنها و حتی رادیکالها را هم میتوان به دیواره نانولولهها اتصال داد [۵۶].

۱-۴-۷-۲٫ روشهای تائید عاملدار شدن نانولولهها
پس از اینکه نانولولههای کربنی با روشهای مختلف عاملدار شدند، برای تائید این واکنش از روشهای مختلفی مثل طیف سنجی تبدیل فوریه و همچنین طیف سنجی رامان میتوان استفاده نمود که در ادامه به شرح مختصری در این موارد پرداخته میشود.
۱-۴-۷-۲-۱٫ طیف سنجی رامان
طیف سنجی رامان برای شناسایی ساختار مولکولی بسیار مناسب است؛ با این روش تعیین فرکانسهای چرخشی و ارتعاشی مولکول، ارزیابی هندسی و حتی تقارن مولکولها امکان پذیر است. در برخی موارد، که امکان تعیین ساختار مولکولی وجود ندارد، میتوان با تکیه بر فرکانسهای ثبت شده، قرار گرفتن اتمها در یک مولکول را بررسی کرد. اطلاعاتی که توسط طیف سنجی مادون قرمز و رامان به دست میآید، بسیار مشابه هستند. به تازگی ساختار پیچیده مولکولهای زیستی با طیف سنجی رامان تعیین شده است. طیف رامان اطلاعات با ارزشی را نیز در زمینه فیزیک حالت ارائه میکند. بر همکنش نور با ماده در ناحیه زیر قرمز میتواند به دو صورت جذب و پراکندگی انجام گیرد. این پدیده اساس شناسایی و اندازه گیری ترکیبات به دو روش طیف نور سنجی جذبی مادون قرمز و پراکندگی رامان را تشکیل میدهند [۵۷]. پدیده پراکندگی رامان، دارای سیگنال ضعیفی است. به همین دلیل، تا سال ۱۹۸۲ این پدیده شناخته نشده بود. البته باید خاطر نشان نمود که چندین سال قبل از کشف پدیده رامان، پراکندگی نور به وسیله جامدات، مایعات و گازهای شفاف مورد بررسی قرار گرفته بود. چند ماه پس از کشف رامان، فیزیکدانان روسی به طور مستقل در زمینه وجود این اثر در بلورها به نتایجی دست یافتند و این پدیده را به جای اثر رامان، پراکندگی مرکب نامیدند [۵۷]. در سالهای اخیر پیشرفت تکنیکهای لیزری موجب بررسی بیشتر در مورد اثر رامان و کشف تعدادی از پدیدههای مرتبط به آن شده است. با توجه به تواناییهای لیزر از جمله قابلیت تشدید، تمرکز و اهمیت این خواص در رابطه با پدیده رامان، لیزر به عنوان منبع مناسبی برای طیف سنجی رامان به شمار میرود. در این روش عموماً از لیزرهای آرگون و کریپتون استفاده میشود [۵۷]. شکلهای ۱-۱۰ و ۱-۱۱ به ترتیب شکل دستگاه طیف سنج رامان و نمونه طیف آن را نشان می دهند. شکل ۱-۱۱٫دستگاه طیف سنج رامان شکل ۱-۱۲٫ نمونه طیف طیف سنجی رامان از نانولولههای کربنی نور تکفام لیزر He-Ne بسته به شرایط نمونه و هدف آزمایش به وسیله عدسی متمرکز و یا باز میشود. نمونه در سلی قرار دارد که باید از شفافیت مناسبی برخوردار باشد. تابش پس از عبور از نمونه به آیینه مقعر برخورد و پرتوهای پراکنده شده در جهتهای مختلف توسط یک عدسی همگرا که در یک طرف سل نمونه تعبیه گردیده، جمع آوری میشود. از سوی دیگر یک آیینه مقعر برای افزایش پرتوهای پراکنده شده در سمت مقابل دستگاه قرار دارد. قطبش پرتو خروجی از عدسی توسط قطبش سنج مورد بررسی قرار میگیرد. در صورتی که این اندازه گیری صورت نپذیرد، پرتو مستقیماً وارد تکفام ساز پیمایشی میشود و سپس به یک آشکار ساز هدایت میگردد. از آنجا که پراکندگی رامان شدت ضعیفی دارد، لذا از یک تقویت کننده الکتریکی استفاده میشود. نهایتاً به کمک ثبات تغییرات شدت بر حسب فرکانس ثبت میگردد. البته برای کنترل کل سیستم یک دستگاه هماهنگ کننده نیز استفاده میشود [۵۷]. طیف سنجی رامان برای شناسائی ساختار مولکولی بسیار مناسب است، با این روش، تعیین فرکانسهای چرخشی و ارتعاشی مولکول، ارزیابی هندسی و حتی تقارن مولکولها امکان پذیر است. در برخی موارد که امکان تعیین ساختار مولکولی وجود ندارد، میتوان با تکیه بر فرکانسهای ثبت شده، قرار گرفتن اتمها در یک مولکول را بررسی کرد. اطلاعاتی که توسط طیف سنجی مادون قرمز و رامان به دست میآید، بسیار مشابه هستند. به تازگی ساختار پیچیده مولکولهای زیستی با طیف سنجی رامان تعیین شده است. طیف رامان اطلاعات با ارزشی را نیز در زمینه فیزیک حالت جامد ارائه میکند. چون طیف سنجی رامان را میتوان به راحتی برای مطالعه اجزا و گروههای شیمیائی در محیط آب به کار برد استفاده از این تکنیک در مطالعه موجودات زنده از اهمیت خاصی برخوردار است. برخی از کاربردهای مهم طیف سنجی رامان در تشخیص نانولولهها و گروه های عاملی آنها است، به طوری که در طیف رامان نانولولههای کربنی باندهای مختلفی مشاهده می شود، که هر کدام بیانگر خصوصیات ویژه ای می باشند که به طور اختصار عبارتند از: D-band که مربوط به نقصهای موجود در ساختمان نانولولهها است زمانی که با لیزر مرئی تهییج شوند؛ G-band مربوط به کشش و انبساط صفحات گرافیتی است و همچنین نوع صفحه گرافیتی را از نظر فلزی یا نیمهرسـانا بودن نشـان میدهد؛ البته در نوع فـلزی صـفحه کربنـی G-band ضعیف و در نوع نیمهرسانا بلندتر مشاهده میشود. در اثر تیمار اسیدی یا اکسیداسیون نانولولههای کربنی موقعیت G- band تغییر میکند. d- band به وسیله نواقص جزئی در ساختمان نانولولهها ایجاد میشود [۵۸].
۱-۴-۷-۲-۲٫ طیف سنجیFT-IR
طیف سنجی مادون قرمز بر اساس جذب تابش و بررسی جهشهای ارتعاشی مولکولها و یونهای چند اتمی صورت میگیرد. این روش به عنوان روشی پر قدرت و توسعه یافته برای تعیین ساختار واندازه گیری گونههای شیمیائی به کار میرود. همچنین، این روش عمدتاً برای شناسائی ترکیبات آلی به کار میرود؛ زیرا طیفهای این ترکیبات معمولاً پیچیده هستند و تعداد زیادی پیکهای ماکزیمم و مینیمم دارند که میتوانند برای اهداف مقایسهای به کار گرفته شوند. در مولکولها دو نوع ارتعاش وجود دارد،که اصطلاحاً ارتعاشهای کششی و خمشی نامیده میشوند. ارتعاش کششی به دو صورت متقارن و نامتقارن تقسیم بندی میشود. در حالت ارتعاش کششی متقارن، دو اتم در یک نیم تناوب ارتعاشی، در جهات مختلف حرکت میکنند که در این صورت تغییر نهایی در گشتاور دو قطبی مولکول به وجود نمیآید و به همین علت آن را غیر فعال در برابر مادون قرمز مینامند. در این حالت تغییر در فواصل درون مولکولی، بر قابلیت قطبی شدن پیوندها اثر میگذارد. لذا در قطبش پذیری مولکول تغییر حاصل میشود و این حالتی است که در طیف سنجی رامان مورد توجه قرار میگیرد [۵۹]. بر همکنش تابش مادون قرمز با یک نمونه باعث تغییر انرژی ارتعاشی پیوند در مولکولهای آن میشود و روش مناسبی برای شناسایی گروههای عاملی و ساختار مولکولی است. شرط جذب انرژی مادون قرمز توسط مولکول این است که گشتاور دو قطبی در حین ارتعاش تغییر نماید. در طیف الکترومغناطیسی ناحیه بین ۴۰۰-۸/۰ میکرومتر مربوط به ناحیه مادون قرمز است؛ ولی ناحیهای که جهت تجزیه شیمیایی مورد استفاده قرار میگیرد، بین ۵۰-۸/۰ میکرومتر است. ناحیه بالاتر از ۵۰ میکرومتر را ناحیه مادون قرمز دور، ناحیه بین ۵/۲-۸/۰ میکرومتر ناحیه مادون قرمز نزدیک و ناحیه بین ۲۵-۸ میکرومتر را ناحیه اثر انگشت مینامند. هر جسم در این ناحیه یک طیف مخصوص به خود دارد که برای شناسایی گروههای عاملی آن به کار میرود [۶۰]. برای شناسائی کیفی یک نمونه مجهول، نوع گروههای عاملی و پیوندهای موجود در مولکولهای آن، طیف مادون قرمز نمونه را رسم نموده و با مراجعه به جداول مربوطه که موقعیت ارتعاش پیوندهای مختلف و با طیف IR اجسام را نشان میدهند، طول موج یا عدد موج گروهها و پیوندها را شناسائی میکنند.در طیف نور سنجی معمولی IR، طیف الکترومغناطیسی در ناحیه مرئی تا مادون قرمز گسترده میشود. سپس بخش کوچکی از آن بر حسب فرکانس یا طول موج به آشکار ساز رسیده و ثبت میشود. در این حالت، طیف به دست آمده در محدوده فرکانس یا طول موج ثبت خواهد شد. ویژگی FT-IR این است که تمام طول موجهای ناحیه طیفی مورد نظر در یک زمان به نمونه تابیده میشود. در حالی که در روشهای پاشنده تنها بخش کوچکی از طول موجها در یک زمان به نمونه میرسند. بنابراین سرعت، قدرت تفکیک و نسبت سیگنال به نویز در روش تبدیل فوریه برتری قابل ملاحظهای نسبت به روش معمولی IR دارد [۶۰]. برخی اطلاعاتی که میتوان از طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز FT-IR بدست آورد شامل موارد ذیل است: شناسائی کیفی و کمی ترکیبات آلی حاوی نانو ذرات، تعیین نوع گروه عاملی و پیوندهای موجود در مولکولهای آن و تعیین مقادیر بسیار کم یون هیدروژن فسفات در هیدروکسی آپاتیت که در اعضا مصنوعی مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین، برای آنالیز برخی داروهای حاوی نانو ذرات مورد استفاده قرار میگیرد [۶۱].
۱-۵٫ استفاده از مایعات یونی به عنوان پایدار کنندهها
مایعات یونی، به دلیل داشتن خصوصیات ویژه، به طور گستردهای در الکتروشیمی مورد استفاده قرار میگیرند. این خصوصیات عبارتند از: رسانایی یونی بالا، پتانسیل الکتروشیمیایی گسترده، ویسکوزیتهی بالا، پایداری دمائی بالا، حفظ حالت مایع در محدوده گسترده و خصوصیات حلالیت بالا. در الکتروشیمی، کارایی یک سیستم الکتروشیمیایی وابسته به خصوصیات میانجی گری مایعات یونی و الکترود میباشد. مایعات یونی به عنوان مایعات شبه نمکهای آلی شناخته میشوند، که ترکیبی از کاتیون و آنیونهای آلی یا غیر آلی هستند که به نظر میرسد در دمای زیر ۱۰۰ درجه ذوب میشوند [۶۲]. بیشتر کاتیونهای بکار برده شده در مایعات یونی شامل الکیل پریدینیوم، الکیل ایمیدازولیوم و الکیل فسفونیوم و الکیل آمونیوم که میتوانند با آنیونهائی مانند BF4-، PF6-، NO3-، CL-، CH3Coo-، CF3So3- و {CF3So2}2N- ترکیب میشوند تا یک مایع یونی با دمای ذوب پایین را تشکیل بدهند. آنیونها درجات امتزاجپذیری متفاوتی با مایعات یونی در آب دارند، نمکهای کلرید معمولاً به عنوان پیش ساز مایعات یونی به کار برده میشوند [۶۳]. اولین یافتهها از دمای ذوب مایعات یونی در سال ۱۹۱۴، ۱۲درجه سانتی گراد گزارش شد، از آن زمان تعداد زیادی از ترکیبات مشابه کشف شدند و تعدادی از آنیونها و کاتیونهایی که میتوانستند با هم ترکیب امکان وجود ۱۰۶ نوع مایع یونی را به وجود آوردند. در حقیقت صدها مایع یونی که دمای مایع گستردهای داشتند و میتوانستند تا دمای ۹۶- به صورت مایع باقی بمانند شناخته شدند. مایعات یونی سمیت پایینی دارند و آتشگیر هم نیستند. تغییر آنیون یا طول گروه الکیل اجازه میدهد که خصوصیات الکتروشیمیایی مایعات یونی، مثل ویسکوزیته، رسانائی، حلالیت، فعالیتهای کاتالیزوری، هیدروفوبیسیته و نقطه ذوب تغییر کنند. بنابراین، مایعات یونی میتوانند کاربردهای متفاوتی داشته باشند. مایعات یونی از سال ۱۹۸۰ برای مطالعات الکتروشیمیایی به کار برده شدند. امروزه مایعات یونی از جنبههای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرند که شامل کاتالیز، اکتشاف، سنتز نانو مواد، زیست حسگرها و کاربردهای انرژی است. بیشتر خصوصیات مایعات یونی در الکتروشیمی بر اساس سه خصوصیت رسانائی، ویسکوزیته و پتانسیل الکتروشیمیایی آنها است [۶۴]. مایعات یونی به طور معمول پنجره پتانسیل بیشتر از ۲ ولت دارند، به هر حال وجود ناخالصی در مایعات یونی ممکن است محدودیتهائی برای پتانسیل الکتروشیمیایی آندی و کاتدی آنها ایجاد کند [۶۵]. جدول ۱-۱ برخی از آنیونها و کاتیونهای مایعات یونی را نشان میدهد. جدول۱-۱٫ آنیونها و کاتیونهای مایعات یونی
| آنیون |
کاتیون |
| ایمیدازولیوم |
هالید |
| پیریدینیوم |
بورات |
| آمونیوم |
ایمید |
| فسفونیوم |
متید |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- با توجه به این که کشورهای توسعه یافته نیز به صورت عملی و کامل بودجه آموزش وپرورش را از مالیات اخذ نمی کنند بنابراین تجربه این کشورها نیز محدود بود و نتوانست کمک چندانی در امر پژوهش حاضر بکند.

- همانطور که در فصل ۴ ملاحظه می شود بعضی از جداول بدون ارقام است به این دلیل که آموزش و پرورش استان سمنان از دادن ارقام و اطلاعات جلو گیری نمود.
منابع فارسی :
- استیگلتیز ،جوزف، جهانی سازی ومسائل آن،ترجمه: حسن گلریز ،تهران:نشرنی ، ۱۳۸۲.
- اف.جن ، ترجمه: حسن طائی ، مدل تخصیص بهینه بودجه بین دانشگاه های کشورها،فصلنامه پژوهش اموزش عالی ، شماره ۱۱-۱۲(پاییز وزمستان) ،۱۳۸۴.
- اف، دالی شو ،ترجمه :بهرم محسن پور ،گزیده مقالات دایره المعارف آموزش عالی ،چاپ اول ،موسسه پژوهش و برنامه ریزی اموزش عالی ،۱۳۷۶.
- ام ،مین ، ترجمه مهرناز روشنایی: گزیده مقالات دایره المعارف آموزش عالی ، جلد اول ،موسسه پژوهش وبرنامه ریزی ، چاپ اول ، ۱۳۷۶.
- امین فر،مرتضی ف افت تحصیلی یااتلاف در آ.پ، فصلنامه تعلیم و تربیت (پاییز و زمستان،صص ۲۵-۷، ۱۳۸۰.
- او. فولتون،ترجمه :غلامعلی سرور ،تخصیص بهینه منابع در نظام اموزش کشور از طریق حمسه بازده اقتصادی سرمایه گذاری ،چاپ اول ،انتشارات سمت ، ۱۳۸۶.
- ای ،زید رمن ،ترجمه:عبدالحسین ، نفیسی : دانشنامه اقتصاد امزوش و پرورش ،جلد اول :اقتصاد آموزش و پرورش عمومی ،پژوهشکده تعلیم وتربت ، ۱۳۸۲.
- بار، رمون ،اقتصاد سیاسی ،ترجمه:منوچهر فرهنگ، تهران ، انتشارات سروش ، ۱۳۸۶.
- بختیاری ، پرویز و دیگران ، اصول و مفاهیم مالی و حسابداری برای مدیران ،چاپ سوم ، سازمان مدیریت صنعتی ، ۱۳۷۲.
- برنامه دوم توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ، مصوب۲۰/۹/۷۴ مجلس شورای اسلامی ، انتشارات سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۷۴-۱۳۷۳.
- بی .آر.هوگ، ترجمه: معصومه قارون ، مقالات دایره المعارف اموزش عالی ،جلد اول ،موسسه پژوهش و برنامه ریزی ، چاپ اول ، ۱۳۷۶.
- پژویان ،جمشید ،اقتصاد بخش عمومی ،تهران ،جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران ،چاپ اول، ۱۳۸۸.
- تودارو،مایکل ، توسعه اقتصادی در جهان سوم ،ترجمه غلامعلی فرجاری، چاپ سیزدهم، انتشارات کولف، ۱۳۸۷.
- توکلی ،احمد، مالیه عمومی ، تهران ،انتشارات سمت ،۱۳۸۴.
- ج، ساخاروپولوس ،ترجمه :مسعود عبدیان ، توسعه کمی آموزش عمومی درکشورهای درحال توسعه ، انتشارات مدرسه ، چاپدوم، ۱۳۸۵.
- ج، شاستر ،گزیده مقالات دایره المعارف اموزش عالی (جلد اول)ترجمه حسین لطف ابادی ،چاپ اول ،موسسه پژوهش و برنامه ریزی اموزش عالی ، ۱۳۷۶.
- جعفری ، ناصر ، بررسی رابطه سرمایه گذاری در تحقیقات و رشد اقتصادی و ازمون آن در اقتصاد ایران ، پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران ، ۱۳۸۳.
- جعفری ،ناصر ، بررسی رابطه سرمایه گذاری درتحقیقات و رشد اقتصادی وازمون آ» در اقتصاد ایران ، پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران،۱۳۸۳.
- جلالیان ،احمد ،؛مطالعه هزینه ها درامر تعلیم وتربیت ،پایان نامه کارشناسی ارشد ،رشته علوم اجتماعی ،موسسه مطالعات و تحقیقات ،دانشگاه تهران ، ۱۳۶۸.
- جونز ، جی ،اقتصاد آموز شو پرورش ،ترجمه،مصطفی عانزاده ،اصفهان، جهاد دانشگاهی ، ۱۳۷۶.
- حواریان ،علی ،طراحی الوی بهینه منابع مالی غیر پرسنلی سازمان اموزش و پروش استان لرستان شورای تحقیقات اموزش ،۱۳۷۸.
- خاکی ،غلامرضا ،روش تحقق در مدیریت ،تهران :دانشگاه ازاد اسلامی ، ۱۳۷۹.
- د.ب.جانسون،ترجمه: عبدالحسین نفسی ، دانشنامه اقتصاد اموزش و پرورش، جلد سوم، پژوهشکده تعلیم وتربیت ، ۱۳۸۲.
- د.ر.جونز،ترجمه:سمیرا کلهر ف راهکاری پیرامون تخصیص بهینه منابع دراموزش عالی ،فصلنامه پژوهش اموزش عالی ،۲۱و۲۲، ۱۳۸۰.
- دباغ ، رحیم، فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی ، شماره ۱۳و۱۴۰ بهار و تابستان) صص۱۴۴-۸۰، سال ۱۳۸۶.
- دهقان پور ، مریه ،گزارش نهایی طرح پژوهش ارزیابی تحقیقات در زمینه اقتصاد اموزش و پرورش ایران در سالهای ۷۸-۴۵ فتهران وزارت ا.پ، ۱۳۸۷.
- دهقانی ، علی ،اقتصاد اموزش و پرورش، چاپ دوم، انتشارات آییژ،بهار ، ۱۳۸۸.
- ر.کوپ ، ترجمه:عبدالحسین نقیسی ،دانشنامه اقتصادی آموزش و پرورش ،جلد چهارم ،تهران:پژوهشکده تعلیم وتربیت ، ۱۳۸۲.
- راجرز ،وانیل سی ودیگران، اقتصاد آ.پ، ترجمه سید ابوالقاسم حسینیون، انتشارات استان قدس رضوی ، ۱۳۷۰.
- س.پ، میلار ،ترجمه: بابک نصریری ،بازده اقتصادی سرمایه گذاری اموزش در سطوح مختف ، تهران ،انتشارات سمت ، چاپ سوم ، ۱۳۷۹.
- ساخار و پولوس ،ج و ،وودهال ،م ، آموزش برای توسعه ترجمه، پریدخت وحیدی و حمید بهزادی ، تهران ، سازمان برنامه بودجه.
- ساخار و پولوس ،جرج و موریس و…، اموزش برای توسعه تحلیلی از گزینش هیا سرمایه گذاری،ترجمه : پریدخت وحیدی و حمید سهرابی ،انتشارات ، ۱۳۷۳.
- ساروخانی، باقر ،روش های تحقیق در علوم اجتماعی ، تهران : پژوهشکده علوم انسانی ومطالعات فرهنگی ، ۱۳۷۸.
- سی . فواید من ،هادی شیرازی بهشتی ،مجموعه مقالات اموزش عالی ،جلد اول ف موسسه پژوهش و برنامه ریزی ،۱۳۷۶.
- شهریاری ، ربابه ،تحلیل هزینه ، فایده اموزش عالی دولتی ایران ، پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشکده اقتصاد ،دانشگاه تهران ، ۱۳۷۷.
- صالحی ،داود،مبانی امور مال یو بودجه در آ.پ ، چاپ اول ، انتشارات قهر قم، ۱۳۷۹.
- عبدیان ، مسعود ،براورد مهم عامل موثر بر بودجه جاری دانشگاه ها ، فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی دراموزش عالی شماره ۶( تابستان) ،۱۳۷۳.
- عرب مازار، علی اکبر ف مالیات و توسعه ،فصلنامه بهار وتابستان ،انتشارات سازمان امور مالیاتی کشور ،چاپ اول ، ۱۳۸۸.
- علاقه بند، علی ،مقدمات مدیریت آموزشی، انتشارات خرمی ،۱۳۸۰.
- فراگوسن ،ُِ،ای ، نظریه اقتصاد خرد ،ترجمه : محمود روزبهان ،تهران :مرکز نشر دانشگاهی ،۱۳۷۹.
- فرهمندی ،قومی ، محمد علی ،مطالعه هزینه های اموزش در بودجه کل کشور ،پایان ناکه کارشناسی ارشد ،دانشکده علوم انسانی ، دانشگاه تهران ، ۱۳۷۶.
- فریدون ، علی اکبر ، راه های جلب مشارکت مردم در اموزش و پرورش ازدیدگاه انجمن اولیای مدراس در سمنان ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشکده علوم تربیتی ، ۱۳۷۶.
- قارون معصومه ، بررسی راه های تامین منابع مالی دانشگاه ها ،چاپ اول ،موسسه پژوهش آموزش عالی ،۱۳۷۶.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- مواد پپتیدی هضم شده حیوانی ۵Gms/lit ۳- محتویات بافتی ۵Gms/lit ۴- دکستروز ۴۰Gms/lit ۵- آگار ۱۵Gms/lit طرز تهیه محیط سابرودکستروز آگار با توجه به توصیه کارخانه سازنده به این ترتیب میباشد که ۶۵ گرم از پودر محیط را با ۱۰۰۰ میلی لیتر از آب مقطر مخلوط کرده و در تماس مستقیم با حرارت قرار داده میشود و بعد از اینکه شفافیت مطلوب خود را دریافت نمود در داخل اتوکلاو به درجه حرارت ۱۲۱ درجه سانتی گراد و با فشار ۱۵ پوند به مدت ۱۵ دقیقه قرار داده میشود و همان طوری که توصیه شده است برای اینکه پودر در محیط در حین نگهداری کیفیت خود را از دست ندهد بایستی در یک مکان خشک و خنک به دور از نور نگهداری شود.
 ۳-۳-۱- محیط کشت سابرودکستروز آگار بسته به حجم نمونهای که از ملتحمه گاو ها اخذ گردیده است و با توجه به توصیه کارخانه سازنده ، محیط کشت آزمایشگاهی به روش زیر تهیه گردید. ابتدا پودر به میزان لازم توسط ترازوی دیجیتالی اندازه گیری شده و با آب مقطر داخل یک بالن ریخته میشود . بعد از اینکه محلول حاوی محیط ، شفافیت خود را به دست آورد در داخل اتوکلاو گذاشته میشود (۱۲۱ درجه– ۱۵ پوند– ۱۵ دقیقه). در نهایت در درون پلیت ها ریخته شد. بعد از انعقاد محلول در داخل پلیتها محیط کشت سابرودکستروز آگار آماده گردید. لازم به ذکر است تمام مراحل فوق در کنار شعله صورت گرفت. ۳-۳-۲- کشت در محیط سابرودکستروز آگار برای هر نمونه تهیه شده از هر چشم یک پلیت در نظر گرفته شد. این کار باید در کنار شعله و با بهره گرفتن از دستکش های استریل صورت گیرد. زیرا امکان پخش آلودگی از محیط انتقالی به اطراف وجود دارد. لذا این مرحله با احتیاط مضاعف و در کنار شعله صورت گرفت. برای کشت ، سواپ با ملایمت روی سطح محیط کشت به صورت یکنواخت کشیده شد و این در حالی است که نباید هیچ گونه فشار دست بر روی محیط وارد شود (محیط خراش بر ندارد). بعد از کشت درب تمام پلیت ها توسط چسپ پارافیلم به شکل کاملاً محکم بسته شد و به مدت دو هفته در داخل انکوباتور در دمای ۲۸ درجه سانتی گراد به طور وارونه قرار داده شد تا قارچ ها به صورت کامل رشد کنند. ۳-۴- نمونه برداری حیوانات برای انجام تحقیق حاضر در تاریخ ۱۵/۵/۱۳۹۲ به کشتارگاه واقع در شهرستان ارومیه جهت نمونه برداری مراجعه شد. از تعداد ۸۲ مورد کیسه ملتحمه چشم ۴۱ گاو هلشتاین نمونه گیری به عمل آمد. برای انجام این کار ، با بهره گرفتن از دماغ گیر گاو مقید میشد و پس از آرام شدن ، چشم حیوان از لحاظ وجود ضایعاتی همچون سرخی ملتحمه ، ریزش اشک ، عروقی شدن و کدورت قرنیه مورد مشاهده قرار میگرفت و در صورت عدم وجود مشکل ، نمونه گیری به عمل میآمد. بدین منظور سواپهای استریل که روز قبل در آزمایشگاه میکروبیولوژی تهیه شده بودند به درون کیسه ملتحمه چشم پایین کشیده میشدند و بلافاصله درون لوله های آزمایش حاوی محیط انتقالی آب پپتونه قرار میگرفتند. همزمان در یک برگه مشخصات دام شامل سن ، جنس و چپ و راست بودن چشم حیوان یادداشت میشد. پس از اتمام نمونه گیری ، نمونه ها در کنار یخ به آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه منتقل شده و ۴۸ ساعت در گرم خانه ۳۷ درجه سانتی گراد نگهداری میشدند. ۳-۵- بررسی نتایج کشت بعد از رشد کامل ، پرگنه های قارچی مورد بررسی قرار گرفت. قطعهای از پرگنه در کنار شعله توسط آنس برداشته شده و روی لام قرار داده میشد (جهت تهیه لام وتمانت) و توسط لاکتو فنول کاتن بلو رنگ آمیزی میگردید. این در حالی است که قطعه برداشته شده توسط آنس کاملاً باز میگردید تا اجزای ساختمانی آن در زیر میکروسکوپ قابل رویت گردد. این کار با احتیاط کامل صورت میگرفت زیرا امکان دارد در حین خرد کردن به ساختمان قارچ آسیب وارد شود. بعد از آماده سازی گسترش ، توسط میکروسکوپ نوری با بزرگنمایی ۱۰X و ۴۰X مورد بررسی قرار گرفت. ۳-۶- آنالیز آماری تجزیهوتحلیل آماری دادهها با بهره گرفتن از نرمافزار SAS ویرایش ۲/۹ انجام پذیرفت تمامی دادهها بر اساس سطح احتمال پنج درصد (۰۵/۰>P) مورد بررسی قرار گرفتند. برای تعیین تفاوت فراوانی جدایه ها در گروه سنی مختلف و جنس ها از آزمون من ویتنی و در مواردی که تعداد جدایه ها کم بود از آزمون دقیق فیشر استفاده گردید .برای تعیین همبستگی بین میزان جداسازی قارچ ها و سن گاوها از آزمون همبستگی کندال تاو استفاده شد. فصل چهارم نتایج ۴-۱- نتایج تحقیق حاضر بر روی ۴۱ گاو سالم انجام گرفت. در کل از ۲۷ چشم (۹۳/۳۲% درصد ) ، تعداد ۳۴ جدایه (۶گونه ) شناسایی گردید.فراوانی قارچ های رشته ای به ترتیب زیر می باشد آسپرژیلوس (۷۵/۴۳%)، کورولاریا(۷۵/۱۸%)، پنی سیلیوم (۶۲/۱۵%)، پزودوآلشریا (۶۲/۱۵%)، فوزاریوم (۱۲/۳%) و اسکوپولاریوپسیس (۱۲/۳%). از ۲۴ راس گاو مثبت برای کشت قارچی ، تعداد ۳ راس (۳۲/۷ درصد) برای هر دو چشم مثبت بودند و تعداد ۱۶ راس (۳۹ درصد) فقط برای چشم راست مثبت بودند و تعداد ۱۱ راس (۸/۲۶درصد) فقط برای چشم چپ مثبت بودند و تعداد ۱۷ راس (۵/۴۱ درصد) برای هر دو چشم منفی بودند. نتایج کشت از ۴۱ راس گاو و ۸۲ چشم ، تعداد ۲۴ چشم (۳/۲۹ درصد) واجد یک گونه قارچی بودند و تعداد ۳ چشم (۷/۳ درصد) واجد دو گونه قارچی و تعداد ۵۵ چشم (۱/۶۷ درصد) برای کشت قارچی استریل بودند. ۴-۲-جنس در تحقیق حاضر ۲۵ راس (۶۱ درصد ) از گاو ها مربوط به جنس نر بودند و ۱۶ راس (۳۹ درصد ) مربوط به جنس ماده بودند از کل جدایه های حاصل از چشم گاو ها ،۱۹ جدایه (۹/۵۵ درصد ) مربوط به جنس نر و ۱۵ جدایه (۱/۴۴ درصد ) مربوط به جنس ماده بودند. ۱۰ راس از گاوهای نر (۴/۲۴ درصد ) و۷ راس از گاو های ماده (۱/۱۷ درصد ) فاقد جدایه های قارچی بودند. ۴-۳-چشم تعداد ۲۰ جدایه (۸/۵۸درصد ) مربوط به چشم راست بودند و تعداد ۱۴ جدایه (۲/۴۱ درصد ) مربوط به چشم چپ بودند. ۲۵ چشم راست (۵/۳۰ درصد ) و ۳۰ چشم چپ (۶/۳۶ درصد ) از نظر حضور قارچ استریل بودند. ۴-۴-نتایج آماری براساس آزمون مربع کای و در مواردی آزمون دقیق فیشر فراوانی جداسازی اسپرژیلوس فومیگاتوس در گاو های گروه سنی بالای یکسال از فراوانی معنی داری برخوردار بود (۰۲۲/۰P=) براساس همین آزمون ها فراوانی پنیسلیوم نیز در همین گروه سنی از فراوانی معنی داری برخوردار بود (۰۲۴/۰P=) تنها قارچی که در گروه های جنسی تفاوت آماری معنی داری نشان داد قارچ پزودوآلشریا با فراوانی معنی دار در گاو های نر بود (۰۴۹/۰P=). جدول ۴-۱ : جدایه های قارچی کیسه ملتحمه چشم گاو هلشتاین سالم به تفکیک گروه سن
| سن |
<1 ۲۰n= |
>1 ۲۰n= |
<1 (درصد) |
>1 (درصد) |
تعداد جدایه |
درصد جدایه |
همبستگی )ارزش (p |
ارزش P |
معنی داری |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- رضایت از عملکرد، موجب رضایت شغلی می شود و نه برعکس.
- بررسی ها نشان داده، رضایت شغلی، در جابه جایی و غیبت کارکنان تاثیر دارد. یعنی کارکنانی که رضایت شغلی شان بالاست، نسبت به کارکنانی که رضایت کمتری دارند غیبت و جابه جایی شان هم پایین تر است.
- افرادی که رضایت شغلی دارند، اغلب دوست دارند در محل کارشان حضور داشته باشند (مقیمی، ۱۳۸۶).
۲-۳-۹- پیش زمینه های رضایت شغلی برخی از محققان دیدگاه تعامل گرایانه انطباق فرد با شغل را اتخاذ کرده اند که رویکردهای محیطی و شخصیتی را در بر می گیرد. در رویکرد انطباق فرد با شغل گفته می شود که افراد مختلف، ویژگی های شغلی متفاوتی را ترجیح می دهند. در دیدگاه مزبور تلاش بر این است که مشخص شود چه افرادی، چه نوع شرایط شغلی را می پسندند. رضایت شغلی از این دیدگاه حاصل سازگاری مناسب میان فرد و شغل است. شکل ۲-۳-۳ هر سه دیدگاه محیطی، شخصیتی، و تعاملی را نشان می دهد (اسپکتور، ترجمه محمدی، ۱۳۸۷). شکل ۲-۳- ۳- سه الگویی که نشان دهنده (الف) تأثیر محیط بر رضایت شغلی، (ب) تأثیر شخصیت بر رضایت شغلی، (پ) تأثیر محیط و شخصیت بر رضایت شغلی هستند (اسپکتور، ترجمه محمدی، ۱۳۸۷) ۲-۳-۹-۱- پیشینه های محیطی رضایت شغلی شواهد تحقیقی متعدد نشان می دهند که وجوه مختلف و محیط شغل با رضایت شغلی همبستگی دارند. به عبارت دیگر، برخی از شرایط باعث ایجاد رضایت شغلی می شوند و برخی دیگر عامل نارضایتی هستند. در این بخش بر ویژگی های تکالیف شغلی، دستمزدها، عدالت در محیط کار و تأثیر آنها بر ایجاد شرایط استرس زا نگاهی خواهیم داشت. ۲-۳-۹-۱-۱- ویژگی های شغل ویژگی های شغل به محتوا و ماهیت تکالیف شغلی اشاره دارند. فقط چند ویژگی به عنوان عامل مؤثر بر رضایت شغلی مورد مطالعه قرار گرفته است(اسپکتور، ترجمه محمدی، ۱۳۸۷). پنج ویژگی در بخشی از نظریه هاکمن و الدهام[۱۲۰] (۱۹۷۶) به ویژگی های مؤثر بر رضایت شغلی مربوط می شود:
-
- تنوع مهارت (میزانی که شغل به تنوعی از فعالیتها برای انجام کار نیازمند است)،

- اهمیت وظیفه (میزانی که شغل فرد روی زندگی و شغل سایر افراد تأثیر می گذارد)،
- ماهیت شغل (میزانی که شاغل یک کار را به طور کامل انجام میدهد)،
- آزادی عمل در کار (میزانی که شغل بتواند به هنگام برنامه ریزی کار و تعیین روال کار، به فرد آزادی، استقلال و اختیار دهد) و
- بازخورد (مقدار فعالیتهای کاری که برای به دست آوردن نتایج کار فرد از طریق اطلاهات مستقیم و روشن درباره اثربخشیاش لازم است)، که این مولفه ها با انگیزش شغلی ارتباط دارند (مولر و فیتزگرالد[۱۲۱]، ۱۹۸۵؛ به نقل از فرجی و همکاران، ۱۳۸۷).
جدول ۲-۳- ۳- حوزه ویژگی های شغل و همبستگی معنادار آنها با رضایت شغلی در فراتحلیل فراید و فریز (۱۹۸۷) (اسپکتور، ترجمه محمدی، ۱۳۸۷)
ویژگی ها همبستگی معنادار توصیف ویژگی
تنوع شغل ۲۹/۰ تعداد مهارت های لازم برای انجام دادن شغل
مشخصه وظیفه ۲۰/۰ آیا کارمند بخشی از شغل را انجام می دهد یا تمام آن را؟
معناداری وظیفه ۲۶/۰ تأثیر شغل بر سایر افراد
اختیار ۳۴/۰ کارمندان برای انجام دادن شغل بر اساس صلاح دید خویش آزادی دارند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعریف پیرنگ در اصل، از فن شاعری ارسطومایه میگیرد.ارسطو، پیرنگ را متشکل از سه بخش میداند: آغاز که حتماً نباید در پی حادثهی دیگری آمده باشد، میان که هم در پی حوادثی آمده و هم با حوادث دیگری دنبال میشود، و پایان که پیامد طبیعی و منطقی حوادث پیشین است. از نظر ارسطو، پیرنگ ایدهآل از چنان همبستگی و استحکامی برخوردار است که اگر حادثهای از آن حذف یا جابهجا شود، وحدت آن به کلّی درهم میریزد.پیرنگ با عناصری چون «شخصیت» و «کشمکش» پیوستگی و رابطۀ نزدیکی دارد و ممکن است به واژگونی و کشف منتهی شود (داد، ۱۳۹۰: ۹۹-۱۰۰). نقشه و الگوی رویدادهای یک نمایش یا شعر یا اثر داستانی را که سازماندهیِ حادثه و شخصیت را به عهده میگیرد، پیرنگ میگویند بدان صورت که حس کنجکاوی و تحریک خواننده یا بیننده را برانگیزد. ای.ام.فورستر تعریف ساده اما بسیار مفیدی از طرح (پیرنگ) بهدست میدهد: داستان، روایت رویدادهایی است که در توالی زمانی منظم شده باشد. طرح نیز روایت رویدادهاست که در آن بر تصادف تأکید شده باشد. (کادن، ۱۳۸۶: ۳۳۲) ۲-۲-۱-۱٫ انواع طرح (پیرنگ) پیرنگ را به دو دسته تقسیم میکنند: پیرنگ بسته و پیرنگ باز. ۲-۲-۱-۱-۱٫ پیرنگ بسته در پیرنگ بسته بر خلاف پیرنگ باز نویسنده از قبل چگونگی روابط علّت و معلولی را بیان میدارد و این غایت داستان را رقم میزند. به طوریکه میتوان از همان آغاز داستان فهمید که آخر داستان چه خواهد شد و برداشت و ذهن خواننده هیچ نقشی در این میان ندارد در پیرنگ بسته این ذهن و تخیّل خواننده نیست که فرصت جولان و اندیشه دارد، بلکه نویسنده است که با در کنار هم قرار دادن روابط علّت و معلولی و سایر عناصر داستانی برای آن، انجام و نهایتی را رقم میزند .
 «پیرنگ بسته، پیرنگی است که از کیفیتی پیچیده و تودرتو و خصوصیّت فنی نیرومند برخوردار باشد؛ به عبارت دیگر، نظم ساختگی حوادث بر نظم طبیعی آن بچرخد. این نوع پیرنگ معمولاً در داستانهای اسرار آمیز و رمانهای پلیسی و جنایی به کار گرفته میشود که نتیجهگیری قطعی و محتومی دارد، مثل اغلب داستانهای ادگار آلنپو که دارای پیرنگ بسته است و نظم حوادث بیشتر ساختگی و تخیّلی است تا واقعی و طبیعی؛ داستانها از ضابطهی علّت و معلولی محکمی پیروی میکنند و در خصوصیّت تکنیکی آنها افراط شده است. نویسنده در پیرنگ بسته بیشتر به استحکام اجزای پیرنگ داستان توجه دارد تا حقیقت مانندی آن» (میرصادقی، ۱۳۷۶ : ۶۷). ۲-۲-۱-۱-۲٫ پیرنگ باز «پیرنگ باز، پیرنگی است که در آن نظم طبیعی حوادث،بر نظم ساختگی و قراردادی داستان غلبه کند. در داستانهایی که پیرنگ باز دارند، اغلب گره گشایی مشخص وجود ندارد یا اگر داشته باشد زیاد به چشم نمیزند، به عبارت دیگر نتیجهگیری محتومی که در پیرنگ بسته وجوددارد، در پیرنگ باز دیده نمیشود و اگر هم دیده شود، قطعی نیست. در داستانهایی با پیرنگ باز نویسنده سعی میکند خود را در داستان پنهان کند تا داستان چون زندگی، عینی، ملموس و بیطرفانه جلوه کند. از اینرو، اغلب به مسائل مطرح شده پاسخی قطعی نمیدهد و خواننده خود باید راه حل آنها را پیدا کند. آنتوان چخوف یکی از اولین نویسندگانی است که به نوشتن داستان با پیرنگ باز توجه بسیار نشان میدهد. در پیرنگ باز، نویسنده بیشتر به حقیقت مانندی داستان توجه دارد» (میرصادقی، ۱۳۷۶ : ۶۶). ۲-۲-۱-۲٫ عناصر ساختاری طرح (پیرنگ) الف)گره افکنی فاصله میان نقطه آغاز تا نقطه بحران گره افکنی نامیده میشود.«در ساخت نمایش و داستان، آن بخش که از آغاز عمل تا نقطهی بحران، یعنی گرهگشایی ادامه مییابد، گرهافکنی گویند» (شهریاری، ۱۳۶۵: ۲۵۳). گره شامل چالشها و کش و قوسهایی است که داستان را به مقصدنهایی نزدیک میکند. در داستان کوتاه این گرهها کم و در رمان زیاد و مرتبط به هم هستند. به عبارت دیگر،گره افکنی به هم انداختن حوادث و اموری است که طرح داستان و نمایشنامه را گسترش میدهد. وضعیت و موقعیت دشواری است که بعضی اوقات به طور ناگهانی ظاهر میشود و برنامهها و راه و روشها و نگرشهایی که وجود دارد تغییر میدهد. گره افکنی، وضعیت و موقعیت دشواری است که بعضی اوقات به طور ناگهانی ظاهر میشود و برنامهها، راه و روشها و نگرشهایی را که وجود دارد، تغییر میدهد. در داستان، گره افکنی شامل خصوصیات شخصیتها و جزئیات وضعیت و موقعیتهایی است که خط اصلی پیرنگ را دگرگون میکند و شخصیت اصلی را در برابر نیروهای دیگر قرار میدهد و عامل کشمکش را به وجود میآورد. «گرهافکنی، به هم انداختن حوادث و اموری است که پیرنگ داستان و نمایشنامه و فیلمنامه را گسترش میدهد، به عبارت دیگر، وضعیّت و موقعیّت دشواری است که بعضی اوقات به طور ناگهانی ظاهر میشود و برنامهها، راه و روشها و نگرشهایی را که وجود دارد، تغییر میدهد» (میرصادقی، ۱۳۸۲: ۲۹۵). گرهافکنی در داستان نقطهی محوری تلاقی امور، قلب تپنده و مرکز ثقل داستان است. گره، آن نقطهی حادثه یا ماجرای مهم، حساس و سرنوشتسازی است که داستان در آن به اوج خود میرسد. گره در خود شاید هیچ حادثهی مهمّی نباشد و هیچ مسأله مهمّی را در داستان توضیح ندهد، اما حادثه یا ماجرایی است که داستان برای توضیح آن یعنی برای توضیح علل رویداد آن یا توصیف دقیق چگونگی رویداد آن نوشته میشود. به عبارت دیگر گره در داستان همواره حادثه یا امری است که توضیح آن مهمتر از اشاره به رویداد آن است و داستان در کلیّت خود به نوعی، توضیحی برای رویداد آن است. از سویی گره همچنین نقطه چرخش داستان است. گره، حادثه یا ماجرایی است که به داستان سمت و سویی معیّن میدهد و آنرا از یک گزارش معمولی امور به گزارش تخیّلی اموری شگفت و جالب تبدیل میکند. گره، گاه، آن حادثه یا ماجرایی است که سیر عادی و طبیعی امور را به هم میزند و باعث وقوع حوادثی میشود که در اثر به تصویر در میآیند. گاه نیز گره، حادثه یا حرکتی است که تحولّی را در زندگی شخصیتها، دامن میزند و آنها را به ماجراجویی و تجربههای نو یا کنار آمدن با خود و قبول وضعیّت خود میکشاند. از این رو، تنها در پرتو فهم آن میتوان کلیّت داستان یا نکاتی را که داستان در اصل به دنبال طرح آن است، فهمید. (محمودیان، ۱۳۸۲: ۹۷). عامل گرهافکنی باید همواره از نظم خاصّی که در بر گیرندهی سه نکته است، پیروی کند: اول اینکه انتخاب گرههایی که بررسی آنها بعدی از ابعاد وجودی و جنبههایی از احساسات و افکار شخصیّت را در راستای هدف نویسنده، مشخص کند. دوم اینکه، گرهها چنان ترکیب یابند که گرهگشایی یکی از آنها، مقدمهای برای روشن شدن ویژگیهای بعدی باشد. در نهایت، نویسنده به هنگام گرهافکنی باید خواننده را به اوج هیجان و احساسات برساند (انوشه، ۱۳۷۶: ۱۱۷۷). ب)بحران در فرایند داستان استمرار،جاافتادگی و پیچیدگی گره افکنی به بحران میانجامد. پس بحران را نمیتوان از گرهافکنی جدا و منفک کرد. بحران داستانی در خواننده حالت «انتظار»پدید میآورد. این حالت به داستان تعلق ندارد،بلکه واکنش خواننده به داستان است. انتظار انگیزی،محصول یک داستان خوب است نه بخشی از آن. انتظار عبارتست از تردید خواننده نسبت به کنش،دیالوگ و تفکر شخصیتهای داستان. انتظار در داستان موجب میشود که خواننده از خود بپرسد:«بعد چه می شود؟» بحران، لحظهای است که نیروهای متقابل برای آخرین بار با هم تلاقی میکنند و عمل داستانی را به نقطهی اوج یا بزنگاه میکشانند و موجب دگرگونی زندگی شخصیت یا شخصیتهای داستان میشوند و تغییری قطعی در خط اصلی داستان به وجود میآورند. پ) کشمکش و ناپایداری «اغلب در هر داستانی «شخصیت اصلی» یا «شخصیت مرکزی» با قدرتی که علیه او قیام کرده او به مجادله بر میخیزد. این نیرو و قدرت میتواند شامل اشخاص، اجسام، موانع اجتماعی، خصلت خود شخصیت اصلی داستان باشد که با او سر مخالفت دارد» (میرصادقی، ۱۳۸۸: ۷۴- ۷۱). کشمکش، مقابله دو نیرو یا دو شخصیت است که بنیاد حوادث را میریزد. غالباً وقتی «شخصیت اصلی» داستان مورد قبول خواننده قرار میگیرد، خواننده نسبت به او احساس همدردی و همفکری میکند و این «شخصیت اصلی»یا«شخصیت مرکزی»، با نیروهایی که علیه او برخواستهاند و با او سر مخالفت دارند، به نزاع و مجادله میپردازد. این نیروها ممکن است اشخاص دیگر یا اجسام و موانع یا قراردادهای اجتماعی یا خوی و خصلت خاص خود شخصیت اصلی داستان باشد که با او سر ناسازگاری دارند. بنابراین شخصیت یا شخصیتهای اصلی، ممکن است با شخصیت یا شخصیتهای دیگر در بیافتد، یعنی انسان علیه انسانهای دیگری برخیزد یا شخصیت ممکن است در«کشمکش» با نیروهای خارجی یا موانع طبیعی یا قوانین اجتماعی یا سرنوشت و تقدیر باشد یعنی انسان علیه محیط و سرنوشت خویش عصیان کند، یا شخصیت ممکن است با خودش کشمکش داشته باشد،یعنی انسان علیه خودش طغیان کند یا میتواند ترکیبی از همهی اینها، در برابر شخصیت بایستد و با او به مقابله بپردازد، همانطور که در داستان«داش آکل» ترکیبی از چند نوع کشمکش وجود دارد. انواع کشمکش به طور کلی می توان کشمکش را به چهار نوع تقسیم کرد: *کشمکش جسمانی، وقتی است که دو شخصیت درگیری جسمانی دارندو به زور و نیروی جسمی متوسل میشوند؛ مثلاً دو کشتی گیر که با هم کشتی میگیرند و زورآزمایی میکنند، کشمکش آنها جسمانی و بدنی است. * کشمکش ذهنی، وقتی است که دو فکر با هم مبارزه میکنند؛ مثلاً دو شطرنج باز که ساعتها برابر هم مینشینند تا همدیگر را شکست دهند،کشمکش آنها ذهنی است. *کشمکش عاطفی، وقتی است که عصیان و شورشی در میان باشد و درون شخصیت داستان را متلاطم کند، مثل کسی که ساکت نشسته اما در وجودش غوغا و جوششی باشد که ناگهان سر ریز کند و موجب دگرگونی و هیاهویی شود، یا شور و سودای عشق که دگرگونیهای بسیاری در شخصیتهای داستان به وجود میآورد. *کشمکش اخلاقی، وقتی است که شخصیت داستان با یکی از اصول اخلاقی و اجتماعی سر مخالفت داشته باشد (میرصادقی، ۱۳۸۸: ۷۴-۷۳). ت) تعلیق (هول و ولا) تعلیق در واژه به معنی درآویختن، آویزان کردن، معلق کردن، نصب کردن، ترک چیزی بدون لغو کامل و بلاتکلیفی، پیوستن نوشتهای به کتاب است. «تعلیق بهوجود آورنده پیچیدگی، ابهام هنری و هر نوع بیخبری از نتیجه است و موجب انتظار و کشش خواننده برای تعقیب روایت میشود. به همین دلیل به محض اینکه خواننده یا شنونده خود را به داستانی میسپارد، یک ارتباط زبانی برقرار میگردد، و همین ارتباط در ذات خود اشتیاق مخاطب را بردانستن جمله به جمله داستان دامن میزند» (مندنیپور، ۱۳۸۳: ۱۵۳). به طور کلی«هول و ولا» ممکن است به دو صورت در داستان به وجود آید. یکی آنکه نویسنده راز سر به مُهری را در داستان پیش بکشد و گره افکنی کند و وضعیت و موقعیتی غیر عادی به وجود آورد که خواننده مشتاق تشریح و توضیح گره گشایی آن بشود؛ یا شخصیت و شخصیتهای داستان، چه زن و چه مرد را در وضعیت و موقعیت دشواری قرار بدهد به طوریکه شخصیت میان دو عمل، دو راه، باید یکی را انتخاب کند و گاهی این دو عمل و دو راه هر دو نامطلوب هم هست و انتخاب یکی از این دو راه، توجه خواننده را بیشتر به خود جلب میکند. به طور خلاصه:با افزایش کیفی و کمی پرسشها و فزونی گرفتن کنجکاوی خواننده،داستان به شرایطی میرسد که تعلیق نامیده میشود. تعلیق محصول شرایطی است که خواننده میخواهد آینده داستان را حدس بزند،اما به دلایلی نمیتواند. پس ارزش تعلیق به دو نکته وابسته است: اول تحریک حس میل به دانستن ادامه داستان و دوم:عدم توانایی خواننده در پیش بینی ادامه داستان. تعلیق به گفتهی بسیاری از نظریه پردازان«خواننده را بر آن میدارد تا از خود بپرسد که۱- بعد چه اتفاقی خواهد افتاد یا ۲-چگونه این رویداد پیش میآید. از اینرو او را مجبور میکند که برای پیدا کردن جواب پرسشهای خود،خواندن داستان را ادامه دهد (میرصادقی، ۱۳۹۰: ۲۹۶). ث) نقطه اوج (بزنگاه) در فرایند داستان آنجا که تنش به اوج میرسد و بالاترین نقطه بحرانی داستان اتفاق میافتد،قویترین رابطه حسی بین خواننده و متن پدید میآید که نقطه اوج خواند میشود. در این نقطه تمام فکر و ذکر و روح خوانندهروی داستان متمرکز میشود. کشمکش به بالاترین حد خود میرسد و مهمترین رویداد درونی یا بیرونی که ممکن است در لایهی دوم داستان قرار گیرد نه در سطح آن در همین نقطه روی میدهد.نقطه اوج یا بزنگاه، نقطهای است در داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و داستان منظوم که در آن بحران به نهایت خود برسد و به گرهگشایی داستان بینجامد. نقطه اوج داستان، نتیجه منطقی حوادث پیشین است که آبی در زیرزمین جریان داشته و از نظر پنهان مانده است و جاری شدن آب بر زمین پایان ناگزیر آن است؛ منطق مسیر حوادث داستان نیز ممکن است از نظر خواننده پنهان بماند اما وقتی به نتیجه نهایی آن میرسد، خواننده آن را میپذیرد. اثری ممکن است بزنگاههای متعددی داشته باشد، و بزنگاهی قویتر از بقیه باشد، معمولاً این بزنگاه اصلی بر بزنگاههای دیگر مقدم است (میرصادقی، ۱۳۹۰: ۲۹۷). چ) گره گشایی «گرهگشایی» چیزی است که جمیز جویس به آن اهمیت میداد و از آن به «تجلی» تعبیر میکرد (مستور، ۱۳۷۹: ۲۴). گرهگشایی به صورت ضربهای و بسیار شک آور حدود۷۰ درصد پتانسیل جذابیت،زیبایی شناختی معنایی و…متن را به خود اختصاص میدهد.اگر پس از گره گشایی،دقیقأ همان تعادل اولیه حاصل شود،خواننده حس میکند که درجازده است و قدمی به جلو بر نداشته است. داستان ممکن است فاقد گره گشایی باشد، اما به نتیجهگیری نیاز دارد. همینجا روشن میشود که نتیجهگیری جامعتر، با اهمیتتر و فراگیرتر از گره گشایی است. نتیجهگیری در واقعیت داستانی، نه درس اخلاق است، نه ارائه راهکار در این یا آن عرصه. از اینرو اگر چه در داستانهای مدرن نتیجهگیری آشکاری به چشم نمیخورد، یا داستان نتیجه نمیگیرد، اما بهر حال خوننده را به نتیجه میرساند. پس از گره گشایی،پایان داستان میآید که میتواند، قویترین و مؤثرترین بخش روایت هم باشد. همیشه پایان خوب، پایانی است غیر منتظره و پیش بینی نشده،اما حتمأ به معنای غافلگیر کننده نیست. توضیح مجدد این که: غافلگیری هنگامی پدید میآید که آنچه رخ میدهد غیر قابل پیشبینی است و از حدسیات و فرضیات خواننده فراتر میرود و همین صفت،آن را از حالت تعلیق و شک و انتظارجدا میکند (میرصادقی، ۱۳۹۰: ۲۹۷). ۲-۲-۲٫ شخصیت در لغت به معنای خصلتهای اخلاقی و رفتار و منش و در اصطلاح ادبیات داستانی و نمایشی، فردی است که ساخته شدهی ذهن نویسندهی داستان باشد(انوشه، ج ۲ ، ۱۳۸۱: ۸۵۹). «ارسطو اشخاص را که برای آنها ارزش زیادی قائل بود، بازیگران نمایش میدانست و درباره آنها چنین مینوشت: بنابراین اشخاص را که در صحنه بازی میکنند، از آنچه نمایش میدهند، قصدشان تقلید سیرت و خصلت اشخاص داستان نیست، بلکه خود به سبب افعال و کرداری که انجام میدهند و دارند بدان سیرت و خصلت منسوب میشوند، که نتیجهی کردارهای آنهاست»(اخوت، ۱۳۷۱: ۱۲۸- ۱۲۷). «محوری است که تمامیت قصّه (داستان) برمدار آن میچرخد و کلیهی عوامل دیگر، عینیّت، کمال، معنا مفهوم و حتی وجود خود را از عامل شخصیت کسب میکنند»(براهنی، ۱۳۶۲: ۲۴۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم دارویی دانشکده علوم و فناوریهای نوین پایان نامه کارشناسی ارشد رشته میکروبیولوژی طراحی و ساخت واکسن کاندید یونیورسال بر علیه ویروس های پاپیلوماانسانی سویه های ۶٫۱۱٫۱۶٫۱۸٫۳۱٫۴۵ بر پایه پروتئین های L1 و L2 استاد راهنما دکتر مهدی مهدوی استاد مشاور دکتر مجید تبیانیان نگارنده: نازیلا قربان حسینی سال تحصیلی ۱۳۹۳-۱۳۹۲ تشکرو قدردانی : سپاس خدای را که سخنوران، در ستودن او بمانند و شمارندگان، شمردن نعمت های او ندانند و کوشندگان، حق او را گزاردن نتوانند. و سلام و دورد بر محمّد و خاندان پاک او، طاهران معصوم، هم آنان که وجودمان وامدار وجودشان است؛ و نفرین پیوسته بر دشمنان ایشان تا روز رستاخیز…بدون شک جایگاه و منزلت معلم، اجّل از آن است که در مقام قدردانی از زحمات بی شائبه ی او، با زبان قاصر و دستان ناتوان چیزی بنگاریم اما از آنجایی که تجلیل از معلم، سپاس از انسانی است که هدف و غایت آفرینش را تامین می کند و سلامت امانت هایی را که به دستش سپرده اند، تضمین؛ بر حسب وظیفه از استاد راهنمای محترم، جناب آقای دکتر مهدی مهدوی که دلسوزانه همپای من در تمامی مراحل این پژوهش تلاش کردند و در حمایت مالی و علمی این پژوهش نقش بسزایی داشتند و من افتخار شاگردی ایشان را داشتم، کمال تشکر و سپاسگزاری را دارم. از استاد فرهیخته و بزرگوار، جناب آقای دکتر مسعود امین زاده، عضو هیات علمی ویروس شناسی و ایمنی شناسی، که در حمایت علمی این پژوهش نقش بسیار زیادی داشتند و در تمامی مراحل من را دلسوزانه همراهی کردند ، نهایت تشکر، قدردانی و سپاس را دارم. از جناب آقای دکتر مجید تبیانیان که مشاوره این پایان نامه را برعهده داشتند و در حمایت علمی این پژوهش نقش مهمی داشتند، سپاسگزارم. از جناب آقای دکتر مرتضی تقی زاده در موسسه واکسن و سرم سازی رازی کرج، که در همکاری و حمایت علمی و عملی این پژوهش نقش بسزایی داشتند، بسیار سپاسگزار هستم. از داوران گرانقدر، استاد صبور و با تقوا جناب آقای دکتر مسعود امین زاده و مدیریت محترم گروه سرکار خانم دکتر ستاره حقیقت که زحمت داوری این رساله را متقبل شدند، کمال تشکر و قدردانی را دارم. از آقای آرین رحیمی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته میکروبیولوژی که در تمامی مراحل من را یاری رساندند، نهایت سپاس و تشکر را دارم. از خانم مهسا رضایی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته میکروبیولوژی که دلسوزانه از ابتدا در کنار من و پیگیر موضوع پایان نامه بودند، سپاس و قدردانی دارم. باشد که این خردترین، بخشی از زحمات آنان را سپاس گوید. تقدیم به: مادر و پدر مهربانم که افتخار فرزندیشان همواره برایم با لذت چشیدن قطره ای از دریای معرفت همراه بوده است.
 و برادر بسیار عزیزم که همراهی او دلگرمی و ادامه تحصیل را برایم فراهم نمود. خلاصه سرطان گردن رحم بعد از سرطان سینه دومین سرطان شایع زنان در سراسر جهان می باشد. بیش از ۹۰% سرطان های گردن رحم ، واجد پاپیلوما ویروس های انسانی (HPV)هستند. بیش از ۱۰۰ نوع مختلف پاپیلوما ویروس انسانی وجود دارد که بیش از ۴۰ گونه ژنوتیپی این ویروس ها، عفونت زا هستند و از آن میان حدود ۱۵ ژنوتیپ، کارسینوژن هستند که تحت عنوان ژنوتیپ های high-risk نام برده می شوند و ژنوتیپ ۱۸ و ۱۶ در بین آنها عامل بیش از ۹۰ % سرطان های مرتبط با این ویروس هستند. پروتئین کپسید L1 پاپیلوما ویروس ها زمانی که در سیستم های بیان کننده پروتئین های یوکاریوتی و پروکاریوتی بیان می شوند ذرات ویروسی مانند غیر عفونی را تشکیل می دهند که باعث القاء پاسخ آنتی بادی خنثی کننده ضد HPVs می شوند. این پروتئین اکنون نیز به عنوان واکسن استفاده می شود و احتمالا وجود پروتئین۲ L در واکسن میتواند از طیف گسترده تری از تیپ های ویروسی پیشگیری کند، هرچند که اپی توپ های خنثی کننده آن شبیه به L1 توانایی حفاظت کنندگی را ندارند اما اپی توپ های آن واکنش های متقاطع را به خوبی القا می نمایند. در حال حاضر واکسن هایی که برای ویروس HPV وجود دارد، نمی تواند تمام سروتیپ های پر خطر آن را پوشش دهد و از لحاظ قیمت نیز پر هزینه است. در تحقیق حاضر طراحی یک واکسن یونیورسال چند اپی توپی برای پروتئین های ساختمانی اصلی ویروس های HPV که شامل L1/L2 است با بهره گرفتن از استراتژی های ایمونو انفورماتیک در بررسی ۶ نوع پرخطر ویروس HPV سویه های ۶،۱۱،۱۶،۱۸،۳۱،۴۵، تلاش در طراحی و ساخت واکسنی شده است که این سروتیپ ها را پوشش دهد ، در این خصوص اقدام به شناسایی بهترین اپی توپ های برانگیخته کننده لنفوسیت هایB ، برای پیشگیری از وقوع بیماری های مرتبط در جهت مطالعه به عنوان کاندید یونیورسال واکسن شد به این ترتیب با در نظر گرفتن بیشترین سطح تحریک شوندگی لنفوسیت های B- اپی توپ های پروتئین های کپسیدی L1 وL2، از نظر قابل دسترس ترین اپی توپ ها با توجه به طراحی سه بعدی آن ها، در نظر گرفتن نواحی N گلیکوزیله شده، هیدروفیلیسیته و آنتی ژنسیته، بهترین اپی توپ ها شامل بیست اپی توپ بیست اسید آمینه ای انتخاب و پس از آنالیزهای مثبت، ساختار نهایی مشتمل بر چهارصد اسید آمینه به صورت DNA طراحی شد و به صورت ۱۲۰۰ نوکلئوتید ترجمه معکوس گردید، سپس در جهت بهترین بیان در E.coli بهینه سازی شد. آنزیم های برش گر BamHI و HindIII به ابتدا و انتهای توالی اضافه و سپس در غالب یک ساختار ژنی در کنار یکدیگر قرار داده شد. ژن طراحی شده مذکور ، توسط شرکت بیوماتیک سنتز شده و در پلاسمید pET28a کلون گردید. پس از دریافت پلاسمید مذکور، در سلول های E.coli BL21DE3 ترانسفرم گردید. بیان پلاسمید نوترکیب در سلول های باکتری با اضافه نمودن ۱میلی مولار IPTG در طول ۴ ساعت کشت انجام شد و سپس پروتئین توسط ستون کروماتوگرافی Ni-NTA خالص شد و خلوص با تکنیک SDS-page تائید شد و سپس در برابر آنتی بادی anti-His در وسترن بلات مورد تایید قرار گرفت. جهت بررسی ایمنی زایی، واکسن کاندید همراه با ادجوانت فروند ناقص همراه با گروه کنترل PBS به گروه های موشی BALB/c (n=6 ) دو بار و به فاصله ۲ هفته بصورت زیر پوستی تزریق شدند که میزان تزریق در هر سری ۱۰ میکروگرم بود. یک هفته پس از دومین واکسیناسیون موش ها ،توتال آنتی بادی ها به روش الایزای غیر مستقیم ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که واکسن کاندید تولید شده در میزبان باکتریایی و خالص شده به وسیله ی Ni-NTA، یک باند در حدود ۴۵ کیلو دالتون در وسترن بلات نشان داد. همچنین واکسیناسیون با واکسن کاندید یونیورسال بر پایه ی L1/L2 HPVs منجر به افزایش قابل توجه در پاسخ ایمنی همورال در مقایسه با گروه کنترل شد. واژه های کلیدی : پاپیلوما ویروس انسانی، پروتئین کپسید L1 و L2 ، چند اپی توپی، یونیورسال واکسن فهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول: مقدمه …………………………………………………………………………………………………………….۱ مقدمه: ۲ فصل دوم: کلیات و مروری بر مطالعات گذشته………………………………………………………………………۸ ۲-۱- تاریخچه ۹ ۲-۲- طبقه بندی ۱۵ ۲-۳- ساختمان ویریون ۱۶ ۲-۴- ساختمان و سازماندهی ژنوم ۱۶ ۲-۵- تکثیر ویروس ۱۸ ۲-۵-۱- اتصال ورود ، پوشش برداری ۱۹ ۲-۵-۲- پروموترهای ویروسی و تنظیم نسخه برداری ۱۹ ۲-۵-۳ - سرهم بندی و رها شدن ویروس ۲۱ ۲-۵-۴- همانند سازی DNA ویروس ۲۱ ۲-۶- الحاق DNA ویروسی در ژنوم انسان ۲۳ ۲-۷- پروتئین های ویروسی ۲۴ ۲-۷-۱- پروتئین های اولیه E1 تا E6 24 ۲-۷-۲- پروتئین E7 25 ۲-۷-۳- پروتئین های L1 و L2 28
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در آذرماه سال ۱۳۵۸ طرحی به نام طرح اشتغال بیکاران (به خصوص تحصیل کردگان) از تصویب شورای انقلاب گذشت، که طبق آن به مراکز گسترش خدمات تولیدی و عمرانی سابق مأموریت داده شده بود تا تحت نظارت وزارت کار و با جذب فارغ التحصیلان بیکار در صنایع، به ویژه صنایع کوچک تولیدی، کشاورزی، فعالیت های عمرانی و خدماتی، آنان را به سرمایه گذاری و مشارکت تعاونی با یکدیگر تشویق و ترغیب نماید. همچنین ایران پس از انقلاب برای دستیابی به اهداف خود نیازمند برنامه های توسعه اقتصادی- اجتماعی بود و یکی از برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توجه به مسأله اشتغال بود. برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، به مجموعه برنامه های میان مدتی گفته می شود که به صورت پنج ساله و توسط دولت وقت تنظیم می شود و به تصویب مجلس شورای اسلامی می رسد.
 بعد از انقلاب، هشت سال جنگ ایران و عراق، امکان اجرای برنامه های توسعه کشور را از بین برد. زیرا، در شرایطی که موجودیت و حاکمیت ملی ایران از سوی کشورهای خارجی تهدید می شد و در شرایط تحریم علیه ایران، تلاش و همت ایرانی ها صرف اداره جنگ و تأمین حداقل شرایط برای زندگی مردم می شد. شاخص تغییرات نرخ بیکاری نشان می دهد که نرخ بیکاری تا سال ۱۳۶۵ به طور مداوم در حال افزایش بوده است. بیشترین افزایش نرخ بیکاری در سال های مورد بررسی مربوط به سال های ۱۳۶۵- ۱۳۵۵ است، به نحوی که نرخ بیکاری از ۲/۱۰ درصد در سال۱۳۵۵ به ۲/۱۴ درصد در سال ۱۳۶۵ افزایش یافته است و دلیل آن جنگ تحمیلی و رکود اقتصادی بوده است. شرایط نامساعد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری در این دهه، موجب شد که بیکاری به عنوان مهمترین دغدغه دولت و حتی جامعه شناسان و جرم شناسان مطرح شود. گفتارسوم: خاستگاه جرم و انحرافات اجتماعی الف: عوامل محیطی محیط اجتماعی براثر عوامل مختلفی افراد را به طرف ارتکاب جرم می کشاند. پس لازم است برای بررسی بهترموضوع، محیط اجتماعی را از چند منظرمورد بررسی قرار دهیم. محیط اجتماعی را می توان به محیط های خانوادگی، اتفاقی، انتخابی و تحمیلی تقسیم کرد که هر کدام ازاین محیط ها به سهم خود تأثیر بسزایی در بروز رفتارانحرافی و کجروی دارند. محیط خانوادگی: خانواده محیطی است که شخص بدون اینکه حق انتخاب داشته باشد درآن متولد می شود ودر این محیط شخصیت وی پی ریزی می شود. این محیط رابطه مستقیمی با بروزانحرافات اجتماعی از جمله ارتکاب جرم دارد (تاجریان،۱۶:۱۳۸۸). باید توجه داشت وقتی محیط خانواده رو به از هم گسیختگی می رود، غالباً منجر به فرارکودکان ازمنزل، مدرسه و ولگردی می شود و آن ها را به ارتکاب جرائم مختلف سوق می دهد. بنابراین می توان گفت که فرایندِ تربیت زیستی-اجتماعی کودک ازخانواده آغازمی شود. خانواده نیز جمعی کوچک از یک جامعه بزرگ است. خانواده ومحیطی که در آن متولد می شود و رشد می یابد، نقش مهمی دررشد جسمی و روانی و تکوین شخصیت کودک ایفا می کند، پس باید محیط او را مساعد وآماده ساخت. محیط اتفاقی: محیط اتفاقی یا محیط موقت، شامل محیط مدرسه و سربازی می شود. این محیط ها تشکیل دهنده مراحل خاصی از زندگی است و به سهم خود افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و به همان اندازه که در تعلیم و تربیت افراد و عادت دادن آنان برای انطباق با زندگی اجتماعی مؤثراست درانحراف وارتکاب بزه نیز تأثیردارد. محیط انتخابی: محیط انتخابی محیطی است که فرد خود آن را انتخاب می کند. ازجمله محیط های انتخابی می توان به محیط خانوادگی که با انتخاب همسر و امر زناشویی آغاز می گردد، محیط کار، انجمن ها، کانون ها و محیط هایی که برای گذراندن اوقات فراغت انتخاب می شوند اشاره کرد. محیط تحمیلی: محیط تحمیلی محیطی است که در آن آزادی فرد نمی تواند کوچکترین قدرتی درانتخاب ازخود نشان دهد که از جمله این محیط ها می توان از بازداشتگاه ها، ندامتگاه ها، کانون های اصلاح وتربیت و دیگر سازمان های مشابه نام برد. ب: عوامل اجتماعی باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که میزان ارتکاب جرائم درهمه جا یکسان نیست و تحت تأثیر شرایط جغرافیایی واقلیمی، وضعیت اجتماعی واقتصادی شرایط وموقعیت خانوادگی، تربیتی، شغلی و طرز فکر و نگرش افراد جامعه قراردارد. بنابراین درادامه چند مورد ازاین عوامل محیطی را مورد بررسی قرارمی دهیم. شهرنشینی و مهاجرت بی رویۀ روستاییان به شهرها: شهر نشینی و مهاجرت های گروهی و گسترده به شهرها باعث شده است که بخش اصلی و هسته ای شهرها ازبین برود و به جای آن زاغه ها، حلبی آبادها واحداث مسکن های غیربهداشتی و غیر قانونی در محلات فقیرنشین به وجود آید که این عامل به سهم خود درافزایش انحرافات اجتماعی و بروز رفتارهای انحرافی و ارتکاب جرائم نقش به سزایی داشته است. در شهرهای بزرگ به دلیل افزایش بیش از حد جمعیت، هیجان، آشفتگی، نگرانی، ترس، تشویش و اضطراب دربین شهرنشینان رو به فزونی نهاده به طوری که اغلب شهروندان را کشمکش وفشارهای روانی تهدید می کند. همچنین انحرافات جنسی، اعتیاد به مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی و نیز روحیه شهری فرد گرایی وتکروی در شهرها بیشتر دیده می شود و روابط صمیمانه و چهره به چهره در بین شهروندان کمتر است واحساس تنهایی وانزوا شدت بیشتری دارد (همان:۲۲). از سوی دیگر با مهاجرت روستاییان به شهرها فقر روستاها به شهرها انتقال می یابد واین مهاجرت های بی رویه، باعث ایجاد شغل های کاذب درشهر می شود. روستاییان بدون اینکه برنامه ریزی قبلی برای ادامه زندگی در شهر داشته باشند، با مهاجرت به شهرها با مشکلات عدیده ای مواجه می شوند که ازجمله آن می توان به بیکاری اشاره کرد و وقتی این افراد با بیکاری مواجه می شوند به ناچار رو به کارهای غیر قانونی و ضداجتماعی چون واسطه گری، دلالی، خرید وفروش مواد مخدرو… روی می آورند ودر نتیجه به اشاعه جرم در جامعه کمک می کنند (نوبخت،۲۲:۱۳۵۸). همچنین زمانی که روستاییان به شهرها مهاجرت می کنند با یک فرهنگ جدید مواجه شده و دربسیاری از موارد به خاطر نامتجانس بودن با شیوه زندگی شهری هویت خود را کم وبیش از دست می دهند ودر محیط های نامأنوس شهری مرتکب جرم می شوند. حاشیه نشینی: حاشیه نشینی یا زاغه نشینی اصطلاحی است که به محله های مسکونی غیرمتعارف و غیرمتداول شهری اطلاق می شود. چارلز آبرامز مفهوم زاغه و مناطق زاغه نشینی را چنین تعریف می کند: ساختمان یا بخشی از شهر که در آن ویرانی، نارسایی عرضه خدمات درمانی، تراکم زیاد جمعیت در واحدهای مسکونی، فقدان آسایش لازم و خطرات ناشی ازعوامل طبیعی نظیر سیل دیده می شود، می تواند به عنوان زاغه و یا مناطق زاغه نشین معرفی گردد (تاجریان،پیشین:۱۵). بنابراین می توان گفت که حاشیه نشینی با جرم رابطه مستقیم و نزدیک دارد (همان:۲۳). تنوع، تجمل، اختلاف فاحش و چشمگیر طبقات اجتماعی ساکن شهرهای بزرگ، گرانی و سنگین بودن هزینه های جاری زندگی موجب می شود تا مهاجران غیرمتخصص که درآمد آنان کفاف مخارجشان را نمی دهد جهت برآوردن نیازهای خود دست به هر کاری ولو غیر قانونی بزنند، در چنین مناطقی به لحاظ از بین رفتن ارزش های انسانی، کجروی های اجتماعی سریعتررشد می کند واعمالی چون دزدی، اعتیاد، قاچاق مواد مخدر، فحشا و نظایر آن گسترش می یابد. فقر وبیکاری: به جرأت می توان گفت که فقر وبیکاری ازجمله عوامل مؤثرو تأثیر گذار در پیداش جرم و ارتکاب آن است. به نظر برخی از جامعه شناسان فقر وبیکاری در برخی افراد تهی دست عقده حقارت ایجاد می کند و افراد را به ارتکاب جرم وا می دارد. مثلاً در اغلب دخترانی که منحرف شده اند از یک سو این دختران دارای زندگی محقر بوده و از سوی دیگر تمایل داشته اند لباس های فاخر و تجملات دیگر را داشته باشند (قربان نیا،۱۶۸:۱۳۷۸). بنابراین در جامعه ای که توزیع ثروت به صورت عادلانه صورت نمی گیرد هرروز شاهد فقیرترشدن فقرا وغنی تر شدن ثروتمندان خواهیم بود که این امر باعث افزایش فاصله طبقاتی شده و اثرات مخربی را در پی دارد که از جمله آن پیدایش جرم و اشاعه آن در جامعه است. مبحث دوم: انواع بیکاری گفتار اول: بیکاری ارادی در یک تقسیم بندی کلی بیکاری به دو نوع بیکاری ارادی وبیکاری غیر ارادی تقسیم می شود. بیکاری ارادی، افرادی را شامل می شود که شغل قابل دستیابی برای آنان وجود دارد یا به عبارتی برای آنان فرصت شغلی فراهم است ولی به این امید که در آینده بتوانند شغل بهتری بیابند شغل موجود را انتخاب نمی کنند. برای مثال یک کارگر همیشه به دنبال شغلی است که به طور نسبی دستمزد بالاتری نسبت به سایر شغل ها داشته باشد، اما اگر دستمزد شغل های فصلی برای وی به حدی نباشد که زمینه ترجیح یک شغل بر سایر شغل ها را برای وی ایجاد نماید در چنین وضعیتی فرد به طورارادی بیکار است وعملاً خود یکی از شغل های موجود را انتخاب نکرده است. بیکاری فصلی و بیکاری اصطکاکی دو شکل مهم بیکاری ادواری محسوب می شود. الف: بیکاری فصلی[۱۵]۱ بیکاری فصلی، بیکاری است که به دلیل کاهش حجم فعالیت در یک فصل خاص اتفاق می افتد. این بیکاری شبیه بیکاری ادواری است اما یک تفاوت عمده با آن دارد وآن قابل تنظیم وقابل پیش بینی بودن آن است. برای نمونه کسانی که به فعالیت باغبانی وزراعت و بعضی از مشاغل در فصل گرما اشتغال دارند در فصل سرما بیکار می شوند. زمانی که یک کارگر شغلی را انتخاب می کند که می داند در مدت خاص قابل انجام است ودر فصل دیگر بیکار خواهد شد و به طور ارادی آن را انتخاب کرده باشد ازلحاظ تقسیم بندی انواع بیکاری، مدت بیکاری وی در فصل بیکاری از نوع بیکاری ارادی محسوب می شود. ب) بیکاری اصطکاکی[۱۶]۱ بیکاری اصطکاکی مربوط به حالتی است که اطلاعات در بازار کامل نباشد. در شرایطی برای تمام نیروی کار ممکن است شغل وجود داشته باشد اما ممکن است به دلیل کمبود اطلاعات کارگران در ارتباط با شغل های خالی از یک سو و عدم اطلاع کارفرمایان درباره وجود کارگران جویای کار از سوی دیگر اشتغال کامل آنان صورت نگیرد. کارگران در جستجوی کار و کار فرمایان به دنبال کارگر هستند، با گذشت زمان اطلاعات هر دو طرف افزایش می یابد. در مدت زمانی که اطلاعات دو طرف کامل نشده است استخدامی انجام نمی شود و به عبارتی به دلیل صرف وقت برای جستجو کارفرمای مناسب این بیکاری به وجود می آید. این یک واقعیت است که در کوتاه مدت فردی نمی تواند سریعاً استخدام شود و در این مدت بیکار می ماند. موارد دیگری در بیکاری اصطکاکی وجود دارد وآن مربوط به نقل وانتقال کارگران بین مشاغل است. در چنین حالتی اگر کارگرانی احساس کنند در صنعت دیگری دستمزد بالاتری به آنان پرداخت می شود ممکن است شغل فعلی خود را رها نموده وبه دنبال شغل جدید بروند. بیکاری فرد در حد فاصل بین از دست دادن شغل سابق وبه دست آوردن شغل جدید نوعی بیکاری اصطکاکی است وچون فرد به طورارادی دراین مدت زمان بیکارشده است بیکاری وی از نوع بیکاری ارادی محسوب می شود. میزان بیکاری اصطکاکی متأثراز موقعیت تقاضا، تعداد شغل های خالی وتعداد کارگران بیکار است. مسلما بیکاری اصطکاکی در حالتی که تعداد شغل های خالی برابر تعداد متقاضیان آن است با حالتی که تنها نصف یا یک چهارم آن را پوشش می دهد متفاوت است. گفتار دوم: بیکاری غیر ارادی بیکاری غیر ارادی، حالتی است که فرد توانایی انجام کار را داشته باشد و همچنین میل و رغبت برای انجام کار نیز در وجود او باشد اما در اقتصاد و جامعه شغلی برای وی وجود نداشته باشد. مرز بسیار باریکی بین بیکاری ارادی و بیکاری غیر ارادی وجود دارد. بنا بر فرض اگر در جامعه شغل مناسبی برای یک مهندس مکانیک باشد ولی مهندس مذکور با وجود اینکه خواهان کار باشد وتوانایی انجام کار را نیز داشته باشد اما در چنین شرایطی شغلی را انتخاب نکند در زمره بیکاران ارادی قرار می گیرد، ولی اگر شغل نامتناسب با وضعیت وتخصص خود انتخاب کند اگرچه ظاهراً بیکار نیست اما عملاً بیکار محسوب می شود و بیکاری وی یک نوع بیکاری پنهان است[۱۷]۱، چرا که از تمامی توان و تخصص بالقوه او در تولید کالا ها وخدمات استفاده نمی شود.بیکاری ادواری و بیکاری ساختاری دو شکل مهم بیکاری غیر ارادی محسوب می شوند. الف: بیکاری ادواری[۱۸]۲ اولین شکل و مهمترین شکل بیکاری ها بیکاری ادواری است (سرلک،پیشین:۵۴). بیکاری ادواری عبارت است از نوعی بیکاری که به دلیل کاهش سطح و حجم فعالیت های اقتصادی و به هم خوردن مکانیسم های تنظیم کننده اقتصاد به وجود می آید. اقتصاد در طی مسیر خود با فراز و نشیب های بسیاری از لحاظ رونق یا کسادی فعالیت مواجه است. در جریان بحران اقتصادی، تولید ملی کاهش می یابد که ماحصل این کاهش،کاهش حجم فعالیت بنگاههای تولیدی است که بدین لحاظ تقاضای کارفرمایان برای نیروی کار کاهش می یابد ،چون کارگران بدون اراده بیکار می شوند این بیکاری ادواری فرد، در زمره بیکاری غیر ارادی به حساب می آید. ب: بیکاری ساختاری [۱۹]۱ این بیکاری بارزترین نمونه بیکاری غیر ارادی است (همان:۵۸). بیکاری ساختاری به دلیل تغییردر شکل مهارت و تکنولوژی تولید کالاها و خدمات به وجود می آید. به عبارتی به دلیل تغییر در ساختارهای اقتصادی، بیکاری ساختاری به وجود می آید ویا به دیگر سخن ساختار تقاضا برای نیروی کار تغییر می کند. برای مثال اگر سیستم یک شرکت یا کارخانه کامپیوتری شود تنها کسانی که دوره های لازم را طی نموده یا طی کنند میتوانند مشغول به کار شوند. در تحلیلی دیگر می توان بیان داشت که بیکاری ساختاری در بازارهایی به وجود می آید که این بازارها از مجموعه ای از بازارهای کوچکتر (زیر بازار) مربوط به مشاغل ویژه با مهارت خاص تشکیل شده باشند که کنش متقابل بین فرصت های شغلی و کارگران در یک چنین بازارهایی وجود داشته باشند و موانع ارتباطی بین کارگران و فرصت های شغلی به گونه ای باشد که در کوتاه مدت بادوام وحتی در مواردی نیز در بلند مدت برطرف نگردد. بنابرین حتی در شرایط نرمال ممکن است بیکاری بسیاری، همراه با فرصت های شغلی فراوان وجود داشته باشد که به دلایل خاص امکان اشتغال بیکاران در فرصت های شغلی به وجود نیاید که در چنین حالتی بیکاری از نوع بیکاری ساختاری به وجود می آید. بیکاری ساختاری ممکن است به چند دلیل اتفاق بیفتد، مثلاً دولت ها با توجه به قانون حداقل دستمزد، نرخ دستمزد بالاتر از حد تعادل تعیین کنند و یا شاید حالت عمومی آن به دلیل تغییر در ترکیب نیروی کار باشد. همچنین نقل و انتقال نیروی کار بین مناطق مختلف می تواند زمینه پیدایش بیکاری ساختاری را فراهم کند . مبحث سوم: نظریات مرتبط با اشتغال وبیکاری گفتار اول: نظریات اقتصادی بحث درباره موضوع تأمین اشتغال و ایجاد کار از قدیم الایام مطرح بوده است. دخالت دولت ها نیز در این زمینه برای مقابله با بیکاری و جلوگیری از آثار نامطلوب و زیان های آن ازدیرباز وجود داشته است. احداث کارگاه ها، ایجاد بنادر، ساختمان ها، راه آهن و … در واقع اقدام دولت ها را برای اشتغال توده های بیکار نشان می دهد. مثال هایی که کینز دانشمند انگلیسی درباره ساختمان اهرام ثلاثه و استخراج معادن در مصر باستان ، یا بنای کلیساهای بزرگ در قرون وسطا و فعالیت هایی که در قرن نوزدهم برای حفر زمین به امید یافتن معادن طلا آورده است، مشهور است و توجه اذهان را در طول تاریخ به بیکاران و ایجاد کار برای آنان بیان می دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمودار4-8 : برندهای خریداری شده توسط پاسخ دهندگان 4-3 تحلیل یافتههای تحقیق فرآيند تجزيه و تحليل مدل سازی معادلات ساختاري شامل يك سري گامها است و میتوان در نمودار (4-9) خلاصه كرد: بیان مدل گردآوري داده ها تئوري تخمین مدل آزمون مدل نتايج تفسير نمودار4-9 : نمايش مراحل اساسي تحليل بيان مدل[226] اين مرحله در واقع همان بيان رسمي مدل است و اين مرحله يكي از مهمترین مراحل موجود در مدل سازی معادلات ساختاري است. در واقع هیچگونه تحليلي صورت نميگيرد، مگر این که اول محقق مدل خود را که درباره روابط ميان متغيرها است را بيان و مشخص كند. پس از بيان مدل مرحله بعد بدست آوردن تخمين پارامترهاي آزاد از روي مجموعهای از دادههای مشاهده شده است. روشهای تكراري[227] از قبيل بيشينه درست نمايي[228] يا حداقل مجذورها تعميم يافته[229] و یا روش حداقل مربعات جزئي[230] جهت تخمين مدل مورد استفاده قرار میگیرد. روش حداقل مربعات جزئي که در بحث الگوسازي رگرسيوني آن را با PLS نيز معرفي میکنند، يکي از روشهای آماري چند متغيره محسوب میشود که به وسیله آن میتوان عليرغم برخي محدودیتها مانند: نامعلوم بودن توزيع متغير پاسخ، وجود تعداد مشاهدات کم و يا وجود خود همبستگی جدي بين متغيرهاي توضيحي؛ يک يا چند متغير پاسخ را به طور همزمان در قبال چندين متغير توضيحي الگوسازي نمود. به دلیل وجود خود همبستگی جدي بين متغيرهاي توضيحي، همچنین داشتن متغیرهای تعدیل گر از نوع کمی، به منظور تحليل داده ها و آزمون فرضیههای تحقيق از روش کمترین توان دوم(PLS) جزیی استفاده شده است. روش تخمين PLS ضرايب را به گونهای تعيين میکند كه مدل حاصله، بيشترين قدرت تفسير و توضيح را دارا باشد؛ بدين معنا كه مدل بتواند با بالاترين دقت و صحت، متغير وابسته نهايي، را پيش بيني نمايد. بعلاوه، روشPLS ، تمامي روابط موجود در مدل يعني تأثیر متقابل ما بين هر يك از متغيرهاي پنهان و همچنين وزن تمامي شاخصهای قابل اندازه گيري مربوط به هر يك از متغيرهاي پنهان (ضرايب بيرون از مدل اندازه گيري) را تخمين میزند. PLS يک روش آماري است که به منظور آناليز متغيرهاي پنهان مدل های ساختاري به کار میرود. برخلاف نرم افزار هایی همچون LISREL ، هدف PLS بدست آوردن متغيرهاي پنهان براي پيش بيني اهداف مورد نظر با بهره گرفتن از شاخصهای قابل اندازه گيري است. بر اساس نظريه (1998) CHIN، PLS ، برآورد پارامترها بر اساس مينيمم کردن واريانس پسماندهاي (جمله اختلال) متغيرهاي مستقل است. برای تحلیل یافتههای این تحقیق نرم افزارهای متفاوتی همچون VarpPLS, VisualPLS, SmartPLS و … وجود داردکه در این تحقیق از نرم افزار SMARTPLS و VarpPLS جهت برآورد رابطه بین متغیرهای پنهان مسئله استفاده گردیده است.
 4-3-1 تحلیل داده ها بدون حضور متغیر تعدیل گر بر اساس سه برند مشهور الف) بررسی برند نوکیا
-
- رسم دیاگرام مسیر در حالت تخمین ضرایب استاندارد
نمودار 4- 10: مدل تحقیق در حالت تخمین ضرایب استاندارد نمودار 4-10 مدل تحقیق را در حالت تخمین ضرایب استاندارد نشان میدهد. کلیه متغیرهای تحقیق به دو دستهی پنهان و آشکار تبدیل میشوند . متغيرهاي آشكار(مستطیل) يا مشاهده شده به گونهای مستقيم به وسيله پژوهشگر اندازه گيري میشود، در حالي كه متغيرهاي مكنون(بیضی) يا مشاهده نشده به گونهای مستقيم اندازه گيري نمیشوند، بلكه بر اساس روابط يا همبستگیهای بين متغيرهاي اندازه گيريشده استنباط میشوند. متغيرهاي مكنون بيانگر يكسري سازههای تئوريكي هستند مانند مفاهيم انتزاعي كه مستقیماً قابل مشاهده نيستند و از طريق ساير متغيرهاي مشاهده شده ساخته و مشاهده میشوند. متغيرهاي مكنون به نوبه خود به دو نوع متغيرهاي درون زا[231] يا جريان گيرنده[232] و متغيرهاي برونزا[233] يا جريان دهنده[234] تقسيم میشوند. هر متغير در سيستم مدل معادلات ساختاري میتواند هم به عنوان يك متغير درون زا و هم يك متغير برونزا در نظر گرفته شود. متغير درون زا متغيري است كه از جانب ساير متغيرهاي موجود در مدل تأثير میپذیرد. در مقابل متغير برونزا متغيري است كه هیچگونه تأثيري از ساير متغيرهاي موجود در مدل دريافت نمیکند بلكه خود تأثير میگذارد. در این تحقیق متغیرهای پرخاشگری، سادگی، فعالیت، هیجان پذیری و مسئولیت متغیرهای برونزا هستند، و متغیرترجیح خرید برند متغیر درون زا میباشد. با توجه به مدل در حالت تخمین ضرایب میتوان بارهای عاملی[235]و ضرایب مسیر[236]را برآورد کرد. در این نمودار اعداد و یا ضرایب به دو دسته تقسیم میشوند. دستهی اول تحت عنوان معادلات اندازه گیری هستند که روابط بین متغیرهای پنهان (بیضی) و متغیرهای آشکار(مستطیل) میباشند. این معادلات را اصطلاحاً بارهای عاملی گویند. بر اساس بارهای عاملی استاندارد شده، شاخصی که بیشترین بار عاملی را داشته باشد، در اندازه گیری سازه مربوطه سهم بیشتری دارد و شاخصی که ضرایب کوچکتری داشته باشد سهم کمتری رو در اندازه گیری سازه مربوطه ایفا می کند. دستهی دوم معادلات ساختاری هستند که روابط بین متغیرهای پنهان و پنهان میباشند و برای آزمون فرضیات استفاده میشوند. به این ضرایب اصطلاحاً ضرایب مسیر گفته میشود. اعداد داخل بیضی شاخص ضریب تعیین میباشند. ضریب تعیین (R2) بررسی میکند چند درصد از واریانس یک متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل تبیین و پوشش داده میشود. بنابراین طبیعی است که این مقدار برای متغیر مستقل مقداری برابر صفر میباشد و برای متغیر وابسته مقدار بیشتر از صفر. هر چه این میزان بیشتر باشد، بنابراین ضریب تأثیر متغیرهای مستقل بر وابسته بیشتر میباشد. برای متغیر ترجیح خرید برند مقدار ضریب تعیین برابر 341/0 شده است بنابراین تمامی متغیرهای پرخاشگری، سادگی، فعالیت، هیجان پذیری و مسئولیت روی هم رفته توانستهاند 1/34% از واریانس ترجیح خرید برند را پوشش دهند. 1/65% باقیمانده مربوط به خطای پیش بینی میباشد و میتواند شامل دیگر عوامل تأثیر گذار بر ترجیح خرید برند باشد.
-
- رسم دیاگرام مسیر در حالت معناداری ضرایب (t-value)
نمودار 4-11 : مدل تحقیق در حالت معناداری ضرایب (t-value) نمودار 4-11 مدل تحقیق را در حالت معناداری ضرایب (t-value) نشان میدهد. این مدل در واقع تمامی معادلات اندازه گیری (بارهای عاملی) و معادلات ساختاری(ضرایب مسیر) را با بهره گرفتن از آماره t، آزمون میکند. بر طبق این مدل ضریب مسیر و بار عاملی در سطح اطمینان 95% معنادار میباشد اگر مقدار آمارهی t خارج بازهی ( 96/1- تا 96/1+) قرار گیرد و اگر مقدار آمارهی t درون این بازه قرار گیرد، در نتیجه بار عاملی یا ضریب مسیر، معنادار نیست. ضریب مسیر و بار عاملی در سطح اطمینان 99% معنادار میباشد اگر مقدار آمارهی t خارج بازهی ( 58/2- تا 58/2+) قرار گیرد. بر طبق نتایج به دست آمده از آزمون t تمامی بارهای عاملی در سطح اطمینان 99% معنادار شدهاند و در اندازه گیری سازههای خود سهم معناداری را ایفا کردهاند. بنابراین نتایج حاصله از بارهای عاملی روایی بالای مدل را تایید می کند. تمامی معادلات اندازه گیری به جز شاخص یکنواخت برای سازه سادگی در سطح اطمینان 99% معنادار شده اند اما شاخص یکنواخت روایی لازم رانداشته است بنابراین سهمی در مدل اندازه گیری سازه سادگی ندارد. ضرایب مسیر متغیرهای هیجان پذیری، مسئولیت و فعالیت بر ترجیح خرید برند در سطح اطمینان 99% معنادار شده اند اما ضرایب مسیر متغیرهای سادگی و پرخاشگری در سطح اطمینان 95% معنادار نشده اند و این دو متغیر بر ترجیح خرید برند تاثیر ندارند.
-
- بررسی ضرایب پایایی، میانگین واریانس تبیین شده، ضرایب همبستگی
جدول 4-1 : مقدار واریانس استخراج شده، همگرایی کل و آلفای کرونباخ و ضرایب تعیین
| متغیرهای مکنون |
مسئولیت |
فعالیت |
سادگی |
پرخاشگری |
هیجان پذیری |
ترجیح خرید برند |
CCR |
| مسئولیت |
0.504 |
|
|
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- امکان فرار وجود ندارد : در این حالت به طور قطع احکام اکراه جاری میشود. - فرار ضرر دارد : در صورتی که فرار موجب ضررباشد ؛ در این مورد هم مثل مورد قبل احکام اکراه جاری میشود. ضرر مورد تهدید ممکن است تبدیل به ضرر دیگری شود؛ باز هم در معامله احکام اکراه جاری میشود ۳- فرار ضرر ندارد : بحث در این قسمت است که در صدق اکراه عجز از فرار معتبر است؟ در این راستا چند مسأله باید روشن شود: ۱-۳-فرار و مفهوم اکراه : آیا عدم امکان فرار در مفهوم اکراه معتبر است؟با امکان توسل به شخص دیگری برای دفع ضرر یا توریه سه نظر مطرح شده است:[۲۹۰]
 اول-معامله به طور مطلق اکراهی است دوم- معامله به طور مطلق اکراهی نیست. سوم - باید بین راه های فرار قائل به تفکیک شد. ؛ بدین معنا که اگر امکان فرار با توجه به توریه در نظر گرفته شود، اکراه بر عمل مورد تهدید صادق است؛ اعم از این که شخص مکره، متمکن از توریه باشد یا نباشد. بنابراین، اگر کسی با فرض امکان توریه معاملهای کرد، اکراه صادق است چون عرفاً اکراه وجود دارد.[۲۹۱] برخی دیگر معتقد به تفصیل بین توریه و غیر آن هستند یعنی بر آنند که فقط با وجود توریه اکراه صادق است .[۲۹۲] ۲-۳- فرا ر وحکم اکراه : بر فرض عدم اعتبار عجز در معنای اکراه، آیا حکم اکراه اعم از تکلیفی (مثل رفع حرمت و یا وجوب) و وضعی (مثل بطلان و عدم نفوذ) مانند موضوع اکراه، اطلاق دارد؟ برخی معتقدند حکم اکراه، ویژه موردی نیست که مکره عاجز از توریه باشد و برای ادعای خود استناد به عموم حدیث رفع کردهاند؛ یعنی در حدیث رفع، اکراه مبتنی بر عدم تمکن از توریه نشده است.[۲۹۳] ممکن است گفته شود اطلاق حدیث رفع و یا اطلاق شهرتها و معاقد اجماعات حمل بر صورت عجز از توریه (به علت جهل و یا ترس)می شود، در پاسخ باید گفت این احتمال بعید است؛ چراکه حمل بر فرد نادر است (زیرا به طور غالب امکان توریه وجود دارد).[۲۹۴] اما چنانچه طرق دیگر فرار مانند مسافرت کردن، مخفی شدن و … فراهم باشد، آیا موضوع و حکم اکراه صادق است؟ برخی از فقها در پاسخ به این سؤال چند احتمال مطرح کردهاند .و در مقابل عده ای هم پاسخ داده اند . اول- طرح احتمالات : ۱ ) عجز از غیر توریه هم مانند توریه شرط نیست؛ بنابراین موضوع و حکم اکرا جاری است. کسانی که معتقدند با تمکن از توریه، حکم اکراه جاری میشود، دلایلی به شرح زیر مطرح کردهاند:[۲۹۵] یک- اطلاق حدیث رفع: یعنی در حدیث رفع این قید ذکر نشده است که «اگر امکان توریه نباشد، حکم اکراه رفع میشود». دو- اطلاق روایات مطرح شده در مورد طلاق مکره: در این روایات اطلاق مکره مقید به «عدم تمکن از توریه» نشده است. سه- نصوصی که قسم دروغ را در زمان ترس و اکراه جایز میدانند مقید به «عدم تمکن از توریه» نشده اند.[۲۹۶] چهار- معاقد اجماعات و شهرت فتاوا (که بر گرفته از روایات است)، اطلاق دارد. پنج - برخی از روایات امکان فرار از اکراه را به غیر توریه پیشبینی کردهاند و در عین حال همان عمل را اکراهی دانستهاند.[۲۹۷] ۲ ) هرچند شواهدی وجود دارد که حاکی از عدم شرط عجز از فرار به غیر توریه است؛ اما انصاف این است که تا راهی غیر از توریه برای رهایی از اکراه وجود داشته باشد، اکراه صدق نکند. چون، اکراه در صورتی است که انگیزه انسان دفع ضرر به علت ترس باشد و کسی که قدرت فرار دارد، عرف نمیگوید ضرری متوجه او شده است؛ بلکه ضرر به علت عدم فرار است.[۲۹۸] ممکن است گفته شود فرار از ضرر، مثل مسافرت کردن، یک فرد اکراهی و معامله، فرد دیگر اکراهی است.[۲۹۹] در پاسخ گفته شده است: «قیاس مورد بحث با مثال پیشین صحیح نیست. فرار از اکراه (مانند سفر) نه به صورت تعیینی و نه تخییری اکراهی نیست؛ بلکه سفر، اکراه را از بین میبرد و به عبارت دیگر سفر، بدل فرد مکره نیست».[۳۰۰] بنابراین اگر شخص، مکره به عقدی شده باشد اثر حقوقی دارد. آنچه گذشت در مورد غیر توریه بود، اما گام به گام در مورد توریه هم اجرا میشود یعنی با تمکن از توریه هم باید مورد اکراهی نباشد. منتها نمیتوان این دو مورد را با هم قیاس کرد؛ زیرا، دلیل خاص وجود دارد که عجز از توریه شرط نیست.[۳۰۱] یعنی در مورد توریه باید تعبد کرد و نمیتوان اطلاقات را حمل بر فرد نادر یعنی عجز از توریه کرد. به طور خلاصه عجز از فرار، به طور مطلق (اعم از توریه و غیر توریه) شرط صدق اکراه است؛ اما از لحاظ حکمی بین توریه و غیر توریه تفاوت وجود دارد. اگر امکان فرار به غیر توریه باشد و کسی استفاده نکند، حکم اکراه جاری نیست. اما اگر توریه ممکن باشد و مکره توریه نکند و عمل حقوقی انجام دهد، احکام اکراه جاری میشود. یعنی برای مثال اگر بیع باشد حسب اختلاف آرا، باطل یا غیر نافذ است؛ و اگر طلاق باشد، باطل است. ۳ ) از لحاظ موضوعی باید بین امکان فرار از طریق توریه و غیر توریه تفاوت قائل شد. با این بیان که در صورت امکان فرار با غیر توریه، موضوع و حکم اکراه جاری نمیشود. اما در صورت امکان توریه موضوع و حکم اکراه صادق است. علت تفکیک، این است که اکثر فقهای شیعه[۳۰۲] معتقدند از شروط اکراه این است که مکره علم و یا حداقل گمان داشته باشد که اگر مورد اکراه را انجام ندهد، ضرر متوجه او میشود. به هر حال اکراه مبتنی بر این ملازمه است.[۳۰۳] در نهایت ارشاد به تأمل شده است[۳۰۴]. آنچه گفته شد در مورد اکراه بر محرمات الهی بود (مانند خوردن گوشت میته یا معامله ربوی) و نتیجه این شد که در صدق اکراه، عدم راه فرار شرط است و معیار این است که بین دفع ضرر و انجام عمل اکراهی ملازمه وجود داشته باشد؛ پس با وجود راه فرار اثر تکلیفی و وضعی رفع نمیشود. اما در اکراه بر معاملات، لازم نیست که مانند محرمات الهی عمل اکراهی به حدی برسد که مکره راه فرار نداشته باشد. معیار اکراه در معاملات عدم طیب نفس است. همین که شخص استقلال و آزادی اراده نداشته باشد و به میل خود عقد را منعقد نکند، عمل حقوقی اکراهی است. بنابراین اکراه اثر وسیعتری دارد.[۳۰۵] برای مثال :[۳۰۶] ۱- فردی در محلی در حال عبادت یا مطالعه است؛ دیگری او را مجبور میکند که یا از آن محل خارج شود یا چیزی که دارد به او بفروشد. درحالیکه این شخص نشسته است و تمایلی بر خروج ندارد و قدرت دفع ضرر را نیز ندارد؛ اما اگر بیرون رود و مستخدمین را صدا کند مکره فرار میکند؛ اما با وجود این، عقد بیع را با کراهت منعقد میکند. چنین فردی مکره است و آثار اکراه در مورد بیع او جاری میشود. ۲- همان مثال بالا با این تفاوت که مستخدمین در کنار او هستند و به محض اشاره او مکرِه خارج میشود. اگر مکرَه معامله کند، آثار اکراه جاری میشود؛ زیرا عقلا چنین معاملهای را اکراهی میدانند. ۳- در همان مثال اگر مکرِه بگوید: یا از این محل بیرون برو یا کار حرامی مثل شرب خمر یا معامله ربوی کن، چنین شخصی مکره نیست چون راه فرار دارد. تفاوت بین دو مقام (عبادات و معاملات) از برخی روایات معلوم است[۳۰۷]. آنچه رافع اثر معاملات است، اکراه به معنای عدم طیب نفس است؛ هرچند که ضرری متوجه مکره نشود. اکراه با این معنا، وسیعتر از اکراه (مجوز) در محرمات است.[۳۰۸] بر این نظر، سه ایراد وارد است:[۳۰۹] (۱) معنای اکراه (وادار کردن دیگری به چیزی که شخص به آن تمایل ندارد با تهدید بر ترک آن) منطبق بر جمیع موارد اکراه است؛ و تفاوتی بین محرمات و معاملات وجود ندارد. بنابراین مجرد مقابله اکراه با اجبار در روایت، دلالت بر تفاوت بین معاملات و محرمات ندارد. نهایت چیزی که برداشت میشود این است که: اکراه رافع اثر معاملات، وسیعتر از اجبار مجوز بر محرمات است. بدین مفهوم که در اولی (معاملات) تسامح جایز میباشد. علاوه بر این، در روایت ذکر نشده که اجبار فقط در محرمات است؛ و تنها این مطلب بیان شدهاست که بین سلطان و اب و زوج و مادر تفاوت است. بنابراین مثالی که آمده (برای تفاوت معاملات و محرمات) درست به نظر نمیرسد. بدیهی است که در اکراه، مکره نباید قادر بر دفع ضرر باشد؛ در مثال مذکور طیب نفس وجود دارد چون بایع میتواند با خروج و یاری گرفتن از خدمه از ضرر جلوگیری کند ولی چنین کاری نمیکند. (۲) در روایت مذکور بین دو مورد تفاوتی وجود ندارد. در صورتی که مکرَه خواست پدر، مادر و یا زوجه را انجام ندهد، گاهی باعث اضطراب فکر و اختلال در خانواده میشود و این خود ضرر است. بنابراین روایت در مقام بیان صدق اکراه بدون ضرر نیست. (۳) از لحاظ سند روایت محکم نیست. راوی مجهول یا ضعیف میباشد. دوم- بررسی احتمالات : یک- استناد به این دلایل زمانی صحیح است که موضوع احراز شود؛ یعنی اکراه محقق شود و معلوم است که با امکان فرار چه با توریه و چه غیر توریه اکراه وجود ندارد. به نظر میرسد تفاوتی بین راه فرار از طریق توریه با غیر توریه وجود ندارد . همانطور که میتوان ضرر را با غیر توریه دفع کرد با توریه نیز میتوان از پوشش اکراه خارج شد. در صورتی که معیار معامله اکراهی، عدم طیب نفس باشد، با تمکن از توریه (و غیر توریه) طیب نفس وجود دارد و با فرض طیب نفس، معامله اکراهی نیست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمودار ۳-۱۲ مقایسه میانگین غلظت آنزیم آلکالن فسفاتاز (ALP) داده ها به صورت S.E±Mean نشان داده شده است. در نمودار فوق افزایش معنی داری در میانگین غلظت آنزیم آلکالن فسفاتاز (ALP)در گروه های دریافت کننده استامینوفن و استامینوفن+ آرتیشو mg/kg 800 و۶۰۰ نسبت به گروه کنترل وجود دارد همچنین کاهش معنی داری بین میانگین غلظت آنزیم ALP در گروه دریافت کننده استامینوفن+ آرتیشو mg/k1000 نسبت به گروه دریافت کننده استامینوفن وجود دارد به طوری که علامت * نشان دهنده تفاوت معنی دار نسبت به گروه کنترل و علامت # نشان دهنده تفاوت معنی دار نسبت به گروه استامینوفن می باشد. فصل چهارم بحث و نتیجهگیری استامینوفن پرمصرف ترین داروی ضد درد و تب است که به آسانی و بدون نسخه پزشک در دسترس عموم قرار دارد. بنابراین احتمال مسمومیت با آن زیاد است(۶۰) این دارو از دهه ۱۹۵۰ به عنوان یک داروی ضد درد و تب در مصرف جهانی حضور پیدا کرد ولی اثرات سوء ناشی از مصرف بیش از حد آن تا سال ۱۹۶۶ ناشناخته بود(۶۷) مسمومیت ناشی از استامینوفن معمولا با کسالت، استفراغ، اسهال و گاهی شوک شروع شده و در عرض چند روز به زردی (در مصارف بیش از حد)، نارسایی کبدی و در مواردی به آسیب همزمان میوکارد و کلیه منجر خواهد شد(۶۷).
 از ابتدای تاریخ منبع اصلی درمان بیماران، گیاهان دارویی بوده است. پیشرفت علم شیمی و ساخت داروهای شیمیایی در قرن اخیر و دوران معاصر، موجب شد برای مدتی پزشکان و بیماران، از این منابع دور شوند. بخاطر عوارض جانبی زیاد داروهای شیمیایی، استقبال مجدد مردم و پزشکان به گیاهان دارویی در سال های اخیر را موجب شده است. در پژوهش های متعدد مشخص شده که ارتباط تنگاتنگی بین مصرف میوه و سبزی و کاهش ابتلا به بیماری های قلبی، عروقی، دیابت، پیری و سرطان وجود دارد (۷۰). بر همین اساس استفاده از گیاهان دارویی پیوسته مورد توجه بوده است و از آنجایی که کبد یکی از ارگانهای کلیدی در اعمال متابولیکی و ترشحی است و باید مخلوط مناسبی را از گردش خون برای تمام اعضاء فراهم سازد و همچنین خارج کردن تمام سموم از بدن نیز بر عهده کبد می باشد، همواره با مواد سمی و متابولیت های فراوانی مواجه هست و اختلالاتی که در کبد ممکن است پیش آید فراوان و متنوع است و در حال حاضر، تعداد داروهای شیمیایی که برای درمان اختلالات کبدی استفاده می شوند بسیار کم هستند که عوارض زیادی نیز از خود برجای می گذارند. لذا این موضوع بر اهمیت استفاده از گیاهان دارویی در درمان کبد می افزاید (۱۶). یکی از مهمترین منابع آنتی اکسیدان های طبیعی، ترکیبات فنلی موجود درگیاهان می باشند. ترکیبات فنلی یا پلی فنلی که به طور گسترده در گیاهان وجود دارند، بالغ بر ۸۰۰۰ نوع گزارش شده است (۲۶،۳۸).این ترکیبات دارای خاصیت ضد اکسیدانی، ضد التهابی، ضد ترومبوز، ضد میکروبی، ضد آلرژی و دارای پتانسیل محافظت قلبی و گشاد کنندگی عروق میباشند(۲۶،۳۰،۸۵). از آن جایی که در کشورمان عوامل دارویی محافظت کننده کبدی کمتری در دسترس بوده و از طرفی بیمارهای کبدی ناشی از عواملی همچون هپاتیت ویروسی و داروها تا حدی شایع است، لازم است داروهای گیاهی موجود در کشور که به طریق سنتی برای این موارد مصرف می شوند بررسی گردند . با توجه به شواهدی که وجود دارد چه از نظر طب عامه وچه از نظر مقالات علمی در این زمینه، کنگر فرنگی سنتز کلسترول را در سلول های کبد مهار و همچنین کبد را از صدمات سموم شیمیایی حفاظت می کند(۴۷،۶۶). در اروپا برگ های کنگر فرنگی به عنوان یک داروی مدر به منظور تحریک ترشح صفرا از کبد استفاده می شود در اوایل قرن بیستم دانشمندان فرانسوی از این گیاه به عنوان محرک کبد و صفرا نام بردند. محققین ایتالیایی از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ ترکیب سینارین(ماده موثره کنگرفرنگی) را به عنوان محرک کبد و مثانه و کاهش غلظت کلسترول خون به بیماران تجویز می کردند(۳۷،۶۴) مطالعه بر روی حیوانات آزمایشگاهی نشان داده است که برگ کنگر فرنگی کبد را از صدمات مواد شیمیایی حفاظت می کند(۶۶،۴۷). در مطالعه ی حاضر افزایش معنی داری در میانگین غلظت آنزیم های ALT و AST و ALP در گروه دریافت کننده استامینوفن نسبت به گروه کنترل سالم مشاهده شد. مطالعات نشان می دهد که استامینوفن هنگامی که در مقادیر زیاد به قصد خودکشی یا به طور تصادفی توسط کودکان مصرف شود باعث نکروز شدید مرکز لوبولی در کبد می گردد. دریافت ۱۰ تا ۱۵ گرم از این دارو شواهد بالینی آسیب کبدی را آشکار می کند استامینوفن در کبد توسط آنزیم سیتوکروم P450 به یک متابولیت سمی به نام ان-استیل-پارابنزوکینون ایمین (N-Acetyle-P-benzo Quinoneimine (NAPQI)) تبدیل می گردد این متابولیت با اتصال به گلوتاتیون به اسید مرکاپتوریک محلول در آب تبدیل شده و از طریق کلیه دفع می شود. NAPQI به علت خاصیت نوکلئوفیلیک به عنوان یک اکسید کننده قوی عمل می کند و قادر است باعث پراکسیداسیون لیپیدها، آسیب به ماکرومولکول ها و اختلال در عملکرد میتوکندری ها و افزایش نفوذپذیری غشا گردد(۸۹) مطالعات انجام گرفته حاکی از اثرات سمی استامینوفن در انسان و حیوانات آزمایشگاهی در مصارف بیش از حد آن می باشد(۶۰) بنابراین علت افزایش آنزیم های فوق تخریب هپاتوسیت ها توسط دوز بالای استامینوفن و نشت این آنزیم ها به درون خون می باشد. در مواردی که مقادیر زیادی از این دارو مصرف شود تولید بیش از حد متابولیت های سمی، سبب تمام شدن گلوتاتیون های در دسترس می شود و موجب نکروز می گردد(۸۷) مکانیسم نکروز کبدی ناشی از تشکیل NAPQI ، تمام شدن ذخایر گلوتاتیون و پیوند کووالان NAPQI با پروتئین های سلولی به درستی شناخته نشده است(۳۴) با این وجود مطالعات اخیر نشان می دهد که ماکروفاژها در پاسخ به آسیب بافتی، فعال شده و میانجی های سمی آزاد می کنند از جمله میانجی های سمی و بسیار فعال می توان به فاکتور نکروز دهنده تومور الفا و اینترلوکین۱ و اکسید نیتریک اشاره کرد(۷۸). ماکروفاژها در واقع همان سلول های کوپفر کبد است که در سینوزوئید های کبدی قرار دارد مطالعات نشان می دهند که تجمع این سلول ها و ترشح میانجی های سمی در مناطقی که هنوز نکروز نشده اند، در ایجاد سمیت کبدی نقش داشته و در واقع باعث تشدید نکروز کبدی می گردند(۵). Cekmen و همکاران در سال۲۰۰۹ نشان دادند که مصرف استامینوفن در موش های صحرایی، فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز را کاهش می دهد و همچنین همزمان با آن فعالیت آنزیم کاتالاز، که در حذف پراکسیدهیدروژن شرکت می نماید را کاهش می دهد(۴۰) نتایج حاصل از مطالعات yousef و همکاران در سال ۲۰۱۰ و Ahmida در سال ۲۰۱۲ تاکیدی بر ایجاد استرس اکسیداتیو و کاهش فعالیت این آنزیم ها در زمان تجویز استامینوفن به شکل حاد دارد(۲۵،۱۰۱). مطالعات نشان داده است که دوز های حاد مواد سمی و برخی از داروها مانند استامینوفن یا مصرف طولانی مدت بعضی از مواد و داروها می تواند موجب تولید مقادیر بالایی از رادیکال های فعال شود که این رادیکال ها قادرند بر سیستم آنتی اکسیدانی غلبه نمایند و موجب آسیب های کبدی شوند که با نتایج این تحقیق همخوانی دارد (۴). در مقابل تمام اثرات سمی و مخرب داروهایی مانند استامینوفن، ترکیباتی یافت می شوند که می تواند تا حدی مسمومیت های ناشی از سوء مصرف چنین ترکیباتی را مهار کنند. از جمله این ترکیبات ، مواد موثره عصاره های گیاهی می باشند. طی دهه ی اخیر تعداد زیادی از محصولات طبیعی و ترکیبات غذایی به عنوان محافظ کبدی مورد بررسی قرار گرفته اند مطالعات اخیر نشان داده اند که فاکتورهای غذایی نقش مهمی را در بالا بردن توانایی بدن برای سم زدایی مواد شیمیایی و داروها ایفا می نمایند(۸۳). مطالعات نشان میدهند که فلاونوئید ها و ترکیبات فنولیک در گیاهان دارای اثرات بیولوژیکی متعددی از جمله خواص آنتی اکسیدانی، مهار کننده رادیکال های آزاد و اثرات ضد التهابی می باشند(۲۹) بنابراین گرایش به طب سنتی و داروهای گیاهی در سال های اخیر رواج یافته است(۸۱). در این تحقیق برای بررسی بیوشیمیایی عملکرد کبد از آنزیم های آلانین آمینو ترانسفراز و آسپارتات آمینو ترانسفراز و آلکالن فسفاتاز سرمی استفاده شده است این آنزیم ها به طور طبیعی در سلول های کبدی وجود دارند و هنگام آسیب، این سلول ها به علت اختلال در غشای پلاسمایی و یا متلاشی شدن آن ها به درون خون تخلیه شده و باعث افزایش سطوح سرمی این آنزیم ها می شوند(۳۲). بنابراین افزایش غلظت این آنزیم معیار مناسبی برای ارزیابی میزان آسیب کبدی به شمار می رود. در مطالعه ی حاضر کاهش معنی داری در میانگین غلظت آنزیمALT وAST در گروه تجربی ۲،۳ و ۴(گروه دریافت کننده استامینوفن + عصاره با دوز mg/kg 800 و ۱۰۰۰ و گروه دریافت کننده عصاره با دوز mg/kg1000) نسبت به گروه دریافت کننده استامینوفن وجود دارد اما تفاوت معنی داری در بین گروه دریافت کننده دوز mg/kg 600 از عصاره گیاه آرتیشو با گروه دریافت کننده استامینوفن وجود ندارد همچنین در میانگین غلظت آنزیم آلکالن فسفاتاز (ALP) کاهش معنی داری فقط در گروه های تجربی ۳ و ۴ (گروه دریافت کننده استامینوفن + عصاره با دوز mg/kg 1000 و گروهی که فقط عصاره با دوز mg/kg1000را دریافت کردند)در سطح (۰۰۱/۰P≤) نسبت به گروه دریافت کننده استامینوفن وجود دارد. مطالعات نشان داده است که اسیدهای آلی و مشتقات کافئیک اسید مانند کلروژنیک اسید، نئوکلروژنیک اسید، کریپتوکلروژنیک اسید و سینارین ، اسیدهای آلی به ویژه اسید الکل ها از جمله ترکیبات موجود در آرتیشو می باشند که بنا به نظر برخی از متخصصین عمده ای از آثار فارماکولوژیک این گیاه را سبب می شود (۱۳). فلاونوئیدهای موجود در گیاه آرتیشو از جمله دی هیدروسیناروپیکرین و سیناراتریول می باشند که تحقیقات نشان داده است که ترکیبات این گیاه دارای اثرات محافظتی بر آسیب ناشی از مواد زیان بخش بر روی کبد می باشد. بر اساس این مطالعات سینارین تنها ترکیبی است که فعالیت محافظت کنندگی سلولی و کبدی برجسته ای از خود نشان داده است اثرات آنتی اکسیدانی این گیاه در محیط کشت نشانگر اثر محافظت کنندگی شدید عصاره این گیاه در مقابل اثر اکسیدکنندگی برخی از واسطه های التهابی در عروق خونی می باشد به طوری که خاصیت آنتی اکسیدانی این عصاره مانع پراکسیداسیون چربی در کبد گردیده و در نتیجه از انبار شدن چربی در سلول های کبدی جلوگیری می کند به همین ترتیب این گیاه ذخایر چربی کبد و بافت ها را کاهش می دهد. عصاره کنگر فرنگی و یا مشتقات اسید کافئیک دارای اثرات افزایش ترشح و دفع صفرا می باشد که تحقیقات نشان داده است که اسید کافئیک به همان اندازه سینارین موثر بوده و مسئول این خاصیت می باشد(۱۳). آرتیشو شامل سینارین و دیگر ترکیبات فلاونوئیدی و پلی فنلی با خواص آنتی اکسیدانی و اثرات حفاظت کبدی می باشد (۷۴،۹۷) مطالعات قبلی نشان می دهد که اثرات محافظت کبدی گیاه آرتیشو ناشی از محتوای کلروژنیک اسید و سینارین می باشد(۴۷). آرتیشو با دارا بودن مواد مختلف با ماهیت آنتی اکسیدانتی موجب کاهش پراکسیداسیون لیپیدی می گردد و سطح پارامترهای مربوطه را کاهش می دهد(۳۱،۴۴). لذا بخشی از اثرات سودمند این گیاه در تحقیق حاضر را می توان به کاهش دادن پراکسیداسیون لیپیدی و استرس اکسیداتیو نسبت داد که این با نتایج تحقیقات قبلی در مورد اثرات سودمند این گیاه تا حدودی همخوانی دارد(۴۴،۷۵). از طرف دیگر بخشی از اثرات مشاهده شده مصرف این گیاه در بررسی حاضر را می توان به درصد بالای پلی فنل ها با خواص محافظت کننده نسبت داد(۸۶) در مطالعه ای که توسط Gamal el-din و همکاران در سال ۲۰۰۳ انجام شد مشخص گردید که تجویز صمغ عربی دارای اثرات حفاظت کبدی می باشد و افزایش ترانس آمینازهای سرمی ناشی از استامینوفن را به طور معنی داری کاهش می دهد(۴۶). در مطالعه ای مشخص شده است که عصاره ریشه گیاه موتان می تواند از آسیب سلولی توسط دوز توکسیک استامینوفن جلوگیری به عمل آورد. مطالعات نشان داد که این اثر رفع مسمومیتی عصاره ریشه موتان ناشی از جلوگیری از تخلیه ذخایر گلوتاتیون توسط استامینوفن و مهار فعالیت هیدروکسیلازهای وابسته به سیتوکروم P450 سلول های کبدی است بنابراین در این تحقیق با توجه به اثرات قوی، مهار اثر سمی استامینوفن توسط عصاره گیاه آرتیشو در دوز های بالا میتوان عنوان کرد که احتمالا این اثر مربوط به ترکیبات آنتی اکسیدانی پلی فنلی و فلاونوئید، آلکالوئیدها، گلوکوزیدها و استرول های موجود در عصاره گیاه آرتیشو می باشد که قادر به افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی سلول ها می باشد. علاوه بر این، در رابطه با عصاره گیاهان دارویی دیگر در پیشگیری از آسیب های کبدی اثبات شده که بذر گیاه خار مریم که حاوی فلاونوئیدهای سیلی بین، سیلی کریستین، سیلی دیانین و ایزوسیلی بین است دارای اثر مهاری بر روی سیستم سم زدایی سیتوکروم P450 است که می تواند از متابولیسم ترکیبات سمی مانند تیواستامید، استامینوفن و تتراکلرید کربن جلوگیری کند که با نتایج تحقیق حاضر همخوانی دارد(۹۵). همچنین اثر تعدادی از گیاهان دارویی به عنوان محافظ کبدی بررسی و مورد تایید قرارگرفته اند که در بین آنها می توان به رازیانه (Feniculum vulgare)، تاجریزی(Solanum nigrum)، زنیان (Carum copticum) و هلیله(Terminalia chebula) اشاره کرد که اثر حفاظتی در این گیاهان به وجود گلیکوزید، فلاونوئید، تریترپن و فنول آنها نسبت داده شده است(۲۳،۵۴). در مطالعه ای مشخص شده است که عصاره گیاه زردچوبه با افزایش ذخایر گلوتاتیون کبدی و غیر فعال کردن متابولیت های سمی حاصل از استامینوفن سبب بالا بردن ظرفیت سم زدایی کبد می شود(۷۱). نتایج تحقیقات متعدد نشان داده اند که غیر فعال کردن ماکروفاژها توسط دکستران سولفات و گادولنیوم منجر به کاهش سمیت استامینوفن بر روی کبد موش می گردد(۴۸،۶۹) در مطالعهای که توسط خرسندی و همکاران در سال ۱۳۸۹ بر روی اثر عصارهی چای سبز (Camellia sinensis L) بر مسمومیت حاد کبدی ناشی از استامینوفن در موش سوری انجام داد مشخص گردید که سطوح سرمی آنزیم های ALT وAST در گروه آزمایش نسبت به گروه استامینوفن کاهش معنی داری پیدا کرده است به طوری که در مطالعات هیستوپاتولوژیک نیز نکروز کبدی، احتقان گلبول های قرمز و تجمع سلول های التهابی در گروه آزمایش نسبت به گروه استامینوفن کاهش نشان داد همچنین در پژوهش های دیگر نیز اثرات محافظت کبدی چای سبز به اثبات رسیده است(۵) در مطالعه ای که توسط Sai و همکاران در سال ۱۹۹۸ انجام شد مشخص گردید که عصاره چای سبز می تواند مسمومیت کبدی ناشی از نیتروپروپان را کاهش دهد(۸۴). در پژوهشی که توسط Sugiyama و همکارانش در سال ۱۹۹۹ انجام شد مشخص گردید که عصاره این گیاه مسمومیت کبدی ناشی از بتا-د-گالاکتوزآمین را بهبود می بخشد(۹۰). Xu و همکاران در سال ۲۰۰۷ نیز نشان دادند که تجویز چای سبز باعث مهار پارامترهای بیوشیمیایی و تغییرات هیستوپاتولوژیکی ناشی از میکرومایسین می شود(۹۹). که همگی این خواص به دلیل اثرات آنتی اکسیدانی و ترکیبات فنولی می باشد(۹۱)از طرفی تجویز عصاره چای سبز سبب افزایش غلظت گلوتاتیون می شود(۲۸). مطالعاتی که توسط shin و Gregory(88) در سال ۲۰۰۵ و Muto و همکاران در سال ۲۰۰۱ (۷۷)انجام شد مشخص گردید که چای سبز سبب مهار بیان سیتوکروم p450 می شود به عبارتی چای سبز با کاهش سیتوکروم p450 از تشکیل متابولیت سمی استامینوفن در کبد جلوگیری کرده و از طرفی با افزایش غلظت گلوتاتیون باعث افزایش ظرفیت سم زدایی کبد می شود بنابراین یکی از مکانیسم های احتمالی که برای عصاره گیاه آرتیشو میتوان در نظر گرفت مورد فوق می باشد. نتیجه گیری نتایج این پژوهش نشان داد که مصرف عصاره گیاه آرتیشو در دوز های بالا دارای اثرات حفاظتی بر کبد می باشد به طوری که سبب بهبود عوارض ناشی از استرس اکسیداتیو حاصل از استامینوفن، می شود بنابراین می تواند بر آنزیم های کبدی موثر باشد و سبب تعدیل آنها گردد. پیشنهادها مطالعه ی اثرات عصاره گیاه آرتیشو در مسمومیت کبدی ناشی از استامینوفن بر بافت کبد در موش های صحرایی مطالعه ی اثرات عصاره گیاه آرتیشو بر میزان گلوتاتیون-s-ترانسفراز، کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در مسمومیت کبدی ناشی از استامینوفن در موش های صحرایی مطالعه ی اثرات عصاره گیاه آرتیشو بر بیان ژن های گلوتاتیون-s-
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در رابطه ۲-۹۵ و ۲-۹۶ و ثابت های اختیاری هستند و بنابراین و α با انبساط سریع از طریق هر دوره ی تورم با قاعده ی توانی به مقدار ثابت نزدیک می شوند. بایستی نشان دهیم که در معادله فریدمن بسیار ناچیز است .

و از آنجایی که پس در معادله فریدمن بسیار ناچیز است. از طرف دیگر بایستی بررسی کنیم که جواب بدست آمده برای ، معادله ی بقای انرژی (۳-۹۴) را برآورد می کند. دوباره بایستی بررسی کنیم که تقریب خوبی باشد.
این نشان می دهد هنگامیکه می رود فرض تقریب خوبی برای جهان تورمی است. همین رفتار می توان برای یک میدان کوانت اسنس[۱۳] نیز می توان نشان داد. در این حالت افزایش ثابت ساختار ریز همانند دوره ی ثابت کیهانشناسی، خمیدگی و گاز کامل بحث شده در بالا، به سرعت متوقف می شود .
۳-۷ مراحل اولیه ی عالم[۱۴]
هنگامی که میل می کند انتظار داریم مانند نظریه ی برنز - دیک با وضعیتی روبرو شویم که انرژی جنبشی بر تحول غالب می شود. این گفته معادل این است که حل معادلات ۳-۲۴ و ۳-۳۱ به حل خلأ نزدیک می شود یعنی هنگامیکه میل می کند است. و ثابت کیهانشناسی را نیز معادل صفر می گیریم چون موارد و در بالا بررسی شد و برای آنها جواب به دست آمد .
از معادله ی۱-۱۰۰داریم:
با جایگذاری معادله ی ۳-۱۰۲ در معادله ی۳-۱۰۱ بدست می آوریم:
از حل معادله ی ۳-۱۰۳ داریم:
اگر از معادله ی ۳-۱۰۴ نسبت به زمان مشتق گرفته و در معادله ی ۲-۱۰۰ قرار دهیم داریم:
حال به بررسی ثابت ساختار ریز در مراحل اولیه ی عالم می پردازیم:
رابطه ۳-۱۰۸نشان می دهد که در مراحل اولیه ی عالم، ثابت ساختار ریز با یک قاعده ی توانی با افزایش زمان کیهانی افزایش می یابد. دوباره بایستی بررسی کنیم که برای مراحل اولیه ی عالم تقریب مناسبی باشد.
پس فرض تقریب مناسبی برای مراحل اولیه ی عالم می باشد. عبارت های چگالی تابشی و ماده کندتر از و هنگامی که میل می کند کاهش می یابند آنها در نهایت بر تقریب خلأ غالب می شوند. این نتایج با نتایج نظریه ی برنز-دیک یکسان است یعنی در نظریه ی برنز-دیک هنگامیکه میل مکند انتظار داریم که حل معادله های کیهانشناسی به حل خلأ نزدیک شوند و در زمان های پایانی حل معادله های کیهانشناسی به حل های بحث شده در بالا نزدیک شوند .
فصل چهارم
بحث و نتیجه گیری و مشاهدات
۴-۱ بحث و بررسی نتایج مراحل پنج گانه ی فصل سوم
۱) در نزدیک تکینگی قسمت انرژی جنبشی میدان نرده ای غالب است، عالم رفتاری همانند جهان فریدمنی در نسبیت عام را دارد و شامل یک میدان نرده ای بدون جرم یا یک گاز کامل با فاکتور مقیاس را دارد. طی این فاز خلأ ثابت ساختار ریز با قاعده ی توانی در زمان افزایش می یابد .
۲) در عصر سلطه ی تابش ثابت ساختار ریز به حل ویژه و تقریبی نزدیک می شود البته اگر مقدار اولیه ی α بیشتر از حل ویژه باشد مدت زمان طولانی تری ثابت ساختار ریز ثابت می ماند (شکل ۳-۲)به طوری که ممکن است عالم تحت سلطه ی غبار در آید اما α هنوز ثابت باشد . ۳) پس از سلطه ی غبار α به آرامی به حل تقریبی زیر نزدیک می شود
اگر عالم دارای خمیدگی صفر و ثابت کیهانشناسی نیز نداشته باشیم در این صورت α به حل تقریبی نزدیک می شود . ۴) در صورتی که عالم باز باشد یعنی دارای خمیدگی منفی باشد افزایش α به پایان می رسد، اگر عالم تحت سلطه ی یک خمیدگی فضایی مثبت باشد جهان پس از رسیدن به یک انبساط بیشینه در نهایت در هم فرو می ریزد. البته تا زمانی که شاره ای وجود نداشته باشد که شرایط قوی انرژی را نقض کند . ۵)در صورتیکه ثابت کیهانشناسی مثبتی وجود داشته باشد، هنگامیکه که ثابت کیهانشناسی شروع به شتاب[۱۵] دادن جهان می کند، تغییرات ثابت ساختار ریز متوقف می شود. همین شرایط می تواند در صورت وجود یک گاز کامل بدون جرم[۱۶] با معادله ی حالت نیز بدست آید. برای بدست آوردن یک تصویر کلی و واقعی بهتر است این مراحل و اجزاء بحث شده در بالارا به هم ربط دهیم. برای داشتن یک تقریب خوب از زمان خلأ تا زمان پلانک داریم :
یعنی در عصر خلأ ثابت ساختار ریز با قاعده ی توانی در زمان افزایش می یابد. در عصر تابش ثابت ساختار ریز ثابت است تا هنگامیکه زمان رشد شروع شود در این صورت ثابت ساختار ریز به صورت افزایش می یابد تا رسیدن به زمان یعنی زمانیکه عصر تابش به پایان می رسد و عصر غبار شروع می شود، در عصر غبار ثابت ساختار ریز به صورت قاعده ی لگاریتمی با زمان تغییر می کند. هنگامی عصر خمیدگی یا ثابت کیهانشناسی شروع شود ( یا ) بعد از آن تا زمان حال α ثابت می ماند. اگر مراحل تحول α را کنار هم قرار دهیم می توانیم رابطه فشرده برای بر حسب بدست آوریم .
که در اینجا فرمول لگاریتمی را بر حسب یکای پلانک بیان کرده ایم. اما هنگامی که عالم تخت و ثابت کیهانشاسی مثبت باشد رابطه به صورت زیردر می آید
در این رابطه به جای نشسته است. در عصر تابش ما دو مرحله را بررسی می کنیم یک قسمت که و یک قسمت هنگامی که زمان رشد از طریق عصر تابش به به عصرخلأ مربوط می شود. به عنوان نمونه اگر
در مورد اول برای تحول ثابت ساختار ریز در عصر تابش داریم : برای مورد دوم یعنی داریم :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در مقابل شدن که عدالت کیفری جهت مجازات مجرم در نظر گرفته است مکتب ترمیمی نظرش بر بازد توانی فرد مجرم و همراهی او در جامعه می باشد و این تئوری را در نظر می گیرد که اگر قرار باشد که به افراد کمک نشود و در بعضی موارد به دیده اغماض نگریسته نشود باید نیمی از مردم جامعه راهی زندان شوند. در عدالت ترمیمی بزهکار از نتایج عمل مجرمانه ی خود، بویژه خسارت های روانی- عاطفی که ایجاد کرده است، مطلع می شود و در رفع و ترمیم آن داوطلبانه شرکت می کند. بزه دیده از انگیزه ی عمل بزهکار و تحول فکری وی بعد از جرم آگاهی پیدا می کند و بدین ترتیب، طرفین حقایق را فارغ از فشار و الزام عدالت کیفری و عواقب آن، بیان می کنند و با رسیدن به راه حل ترمیمی مرض الطرفینی، در واقع با هم آشتی می کنند. این مصالحه و سازش در نهایت، زمینه ندامت و اصلاح بزهکار و بازپذیری اجتماعی او را مساعد می کند و بدین ترتیب، از تکرار جرم نیز پیشگیری می کند. عدالت ترمیمی آگاهی از محدودیت ها و تأثیرهای جانبی منفی مجازات را افزایش داده و تحمل آن از سوی وی، مسئولیت پذیری و پاسخگویی واقعی نیست. مسئولیت پذیری و پاسخگویی، مستلزم رودررو شدن با آنچه فرد انجام داده است می باشد. این، بدان معنی است که بزهکاران باید تشویق شوند تا تأثیر زیانبار عمل مجرمانه ی خود بر بزه دیده را درک کنند و به منظور اصلاح امور تا جایی که امکان پذیر است گام هایی بردارند. از دیدگاه عدالت ترمیمی، اگر ما از بزهکاران انتظار داریم که مسئولیت های خویش را نسبت به جرم ارتکابی بپذیرند، رفتار خود را تغییر دهند و عضوی مفید در اجتماع باشند، نیازهای آنان را نیز باید مورد توجه قرار دهیم. بزهکاران باید از سوی اعضای جامعه به منظور ادغام و باز سازگاری اجتماعی تشویق و حمایت شوند و فرصت ها و امکانات لازم به منظور اصلاح و بازپذیری اجتماعی در اختیار بزهکاران گذاشته شود. بدین ترتیب، اگر بنابر رویکرد ترمیمی، جرم اصولاً ناظر به ایراد صدمه و زیان است، پاسخگویی بزهکار به این معنی است که او باید تشویق شود که آن ضرر و زیان را به عنوان نتیجه ی اعمال خود درک کند. بزهکاران باید به پیامدها و عواقب رفتار خود پی ببرند. بزهکاران تا حد امکان، مسئول اصلاح امور و درست کردن آنچه تخریب کرده اند، هم به طور دقیق و هم به طور نمادین هستند. به عبارت دیگر، عدالت ترمیمی مستلزم آن است که بزهکار را با پاسخگوی اعمال ارتکابی وی قرار دهیم تا نسبت به جبران ضرر و زیان وارده به بزه دیده و اصلاح امور اقدام کند. پس از این که بزه دیده، بزهکار و جامعه در خلال فرایند عدالت ترمیمی به تراضی رسیدند، بزهکار فرصت و مجالی مناسب می یابد که شیوه های رفتار صحیح اجتماعی و سازگاری با اجتماع را بیاموزد، بازپذیری اجتماعی بزهکار همراه با احساس ندامت و پشیمانی وی در طی فرایند ترمیمی تحقق می یابد و بزهکار را برخلاف نظام عدال کیفری سنتی، به طور فعال و مولد وارد صحنه ی اجتماع می کند. عدالت ترمیمی، واکنش علیه بزهکار را در مرحله ی ابتدایی رسیدگی های کیفری ترجیح داده و مداخله را در تمام مرحله های پیش از بزهکاری، مشرف به بزهکاری و شروع تا خاتمه ی دادرسی و اجرای احکام توصیه می کند. پاسخ و واکنش پیش گفته، همراه با حداکثر همکاری و مشارکت فعالانه ی بزهکار و حداقل، اعمال خشونت علیه وی صورت می گیرد. بعد از اعمال فرایند عدالت ترمیمی، نقش و مشارکت اعضای جامعه نسبت به بزهکار و بزهکاری به اتمام نمی رسد، بلکه اقدام های حمایتی جامعه و مسئولیت پیگیری مداوم نتایج فرایند عدالت ترمیمی ادامه می یابد. این امر، حسن اعتماد و اطمینان بزهکار را به جامعه و نهادهای آن افزایش می دهد و از این رهگذر، درآیند. مسئولیت پذیری آگاهانه و تلاش برای جبران خطاها و اشتباهات گذشته در بزهکار تقویت و تشویق می شود و روابط اجتماعی صدمه دیده، صمیمیت های از دست رفته، توان و امکانات به هدر رفته، نوسازی می شوند. بنابر اصل هفتم قطعنامه ی سازمان ملل با عنوان «اصول بنیادی در امور استفاده از برنامه های عدالت ترمیمی»، فرایند ترمیمی زمانی قابل اعمال است که بزهکار نیز آزادانه و داوطلبانه به آن متوسل شود، به طوری که در جریان فرایند هر لحظه که بخواهد از آن خارج شده و به عدالت کیفری سنتی رجوع کند. همچنین، اعمال فرایند ترمیمی بویژه نسبت به بزهکار باید شامل تعهدات و تکالیف معقول و متناسب برای او باشد بدین سان، اصل تناسب جرم و مجازات معمول در عدالت کیفری باید به نوعی در فرایند انعطاف پذیر ترمیمی نیز رعایت شود همچنین، طبق اصل هشتم، شرکت بزهکار در فرایند ترمیمی نباید دلیل بر اقرار او به محرمیت خود تلقی شود و بنابراین، در فرایند قضایی کیفری علیه وی مورد استفاده قرار گیرد.
 به هرحال، در صورت عدم دستیابی طرفین به تفاهمی ترمیمی و یا در صورت عدم انجام تعهد و توافق حاصله در جریان فرایند ترمیمی، پرونده به فرایند قضایی کیفری ارجاع خواهد شد. در این صورت، دادگاه نباید عدم انجام تعهد و توافق از سوی بزهکار را به لحاظ پیشداوری دلیلی برای صدور حکم کیفری شدیدتر تلقی کند. فرایند ترمیمی، حسن مسئولیت بزهکاران را برمی انگیزد و فرصت هایی عملی را برای اصلاح آنان و بازسازگاری و بازپروری بزهکاران ایجاد می کند. در نظام عدالت ترمیمی، وضعیت بزهکاران بهبود یافته و معقول تر شده است. آنان به جای تحمل درد و رنج ناشی از مجازات به همراه تمامی عواقب حاشیه ای و مضر آن، به طور مؤثر نه تنها در ترمیم صدمه های وارد شده، سهیم شده و مداخله می کنند. بدین ترتیب، بزهکار در فرآیندن ترمیمی دارای نقشی فعال و اساسی می شود. داشتن تأثیر پیشگیرنده، بویژه در مورد پیشگیری از تکرار جرم و پیشگیری ویژه در مورد احساس ندامت و عبرت آموزی و مسئولیت پذیری بزهکار نیز یکی از مثبت ترین نتایج اعمال فرایند ترمیمی است. حصول چنین نتیجه ای از رهگذر روبرو شدن بزهکاران با عواقب و پیامدهای جرم ارتکابی شان ممکن می شود. همچنین، بازسازی و یکپارچه سازی مجدد بزهکار با جامعه، تأثیراتی مهم را در مورد پیشگیری خاص و تحت کنترل درآوردن مجدد جرم، در برداشته است. در نظام عدالت کیفری سنتی، این ایده مطرح است که بزه دیدگان ممکن است به عنوان یکی از پیامدها و عواقبی که جرم ارتکابی برای بزهکار، از رهگذر اعمال مجازات نسبت به وی، احساس رضایت خاطر کنند. در عدالت کیفری ادعا می شود که رنجی که بزهکاران متحمل می شوند، رکن ضروری مجازاتی است که آنان مستحق آنند. ولی، به رغم حامیان عدالت ترمیمی، ارائه تفاسیری از کیفر، مبنی بر آن که اعمال رنج بیشتر به بزهکار ممکن است زیان های ناشی از ارتکاب جرم را خنثی کند و یا کیفر اخطاری از سوی جامعه است، از رهگذر تحمیل درد و رنج بر بزهکار، کیفر را از رو به اضمحلال رفتن، نجات نمی دهد. در الگوی ترمیمی، کیفر به معنای اعاده ی وضع سابق و ترمیم روابط مخدوش شده به دنبال وقوع جرم تعبیر می شود و این همان چیزی است که بزه دیدگان و سایر وابستگان آنان که به نوعی از جرم ارتکابی متضرر شده اند، در وهله ی نخست، به منظور جبران خسارت های وارده ی ناشی از جرم، از بزهکار انتظار دارند. مفاهیم جرم از سوی بزهکار، به فراموشی سپردن آثار مخرب جرم از سوی بزه دیده و در نهایت، حصول سازش و مصالحه بین طرفین درگیر در جرم که در نظام عدالت ترمیمی مطرح می شوند، ممکن است با ذکر نمونه ای از زندگی روزمره روشن شوند. برای نمونه، تعارضی بین دو نفر در میان دیگران در می گیرد، عصبانیت بالا می گیرد و پس از رد و بدل شدن سخنان زننده، یکی از آنان ضربه ای به صورت دیگری می زند. بزه دیده و دیگران وحشت زده می شوند و از چنین رفتار نادرستی احساس رنجیدگی خاطر می کنند. از نظر آنان، هیچ دلیل موجهی برای ایراد ضرب و جرح وجود نداشته است. این موضوع، به ضربه زننده اعلام می شود. بزهکار که به طور مسلم، دچار آسیبی روان شناختی یا اجتماعی است، عصبانیت خود و پایین بودن آستانه ی تحمل خود را دلیل عمل ارتکابی خود بیان می کند. بدیهی است که این پاسخ بزهکار هرچند از نظر الگوی ترمیمی مهم تلقی شده و باید به بزهکار فرصتی اعطا شود تا خود که در واقع به نوعی بزه دیده و قربانی جامعه یا آسیب های شخصیتی است، بتواند بهبود یابد، ولی نمی تواند رنجش خاطری که این مسأله در بزه دیده و دیگران ایجاد کرده بود را برطرف کند. بنابراین بزهکار طی فرآیندی ترمیمی با مذاکره و گفتگو با بزه دیده و بیان علل جرم ارتکابی و نیز شنیدن صحبت های بزه دیده در مورد رنج ناشی از جرم ارتکابی که متحمل شده است، اذعان می کند که در داشتن مناسبات انسانی قصور ورزیده است. بنابراین، بزهکار به خطای اخلاقی و آثار زیانبار جرم ارتکابی خود پی می برد و نادم و مسئول می شود. تفاوت در حوزه پوشش جرائم: عدالت کیفری تمامی جرائم را درنظر می گیرد یعنی در این مکتب هیچ فرقی بین جرم عام و خاص، کوچک و بزرگ وجود ندارد و دادرس دادگاه مکلف به صدور حکم و اعمال مجازات می باشد در حالی که در عدالت ترمیمی نظر قانونگذار بیشتر در موارد جرائم کوچک و قابل گذشت می باشد به عنوان نمونه در جرمی مثل قتل یا سرقت های مسلحانه مقرون به آزار به نظر می رسد مکتب ترمیمی قادر به انجام وظیفه نباشد. چرا که اولین مورد بحثی که در مکتب ترمیمی باید در نظر گرفت این است که با توجه به اوضاع و احوال و سابقه مجرم یا متهم شخص اخیر قادر به اصلاح شدن می باشد در حالی که در عدالت کیفری چنین امری در نظر گرفته نمی شود بزهکار به این علت که مرتکب جرم شده مجازات می شود. تفاوت در فردی بودن و اجتماعی بودن تأثیر عملکرد «در مکتب عدالت کیفری هدف حفظ صیانت جامعه و نفع اجتماعی می باشد. ژان ژاک روسو کتابی تحت عنوان قرارداد اجتماعی نوشته است و معتقد است افراد بشر آزاد به دنیا آمده و به طور آزاد در طبیعت زندگی می کنند و به تنهایی قادر به حفظ و دفاع در مقابل عوامل طبیعی نیستند. این انسان طبعاً و روحاً و موجود پاک و منزهی است، حتی روح آدمی را به دنبال الوهیت پنداشته و می گوید هر فسادی که هست در اجتماع وجود دارد وگرنه انسان بالاماله فاسد نیست. مجازات نباید توأم با خشونت باشد بلکه باید دید هدف اصلی از مجازات چیست و طوری عمل کرد که آن نتیجه مطلوب به دست آید.»[۳۳] از کتاب این دانشمند چنین برمی آید که انسان اولیه به حالت انفرادی فرض نموده و برای جبران این ضعف قراردادی با همنوعان خود منعقد می کند و به موجب همین قرارداد اجتماعی به وجود می آید، در ازاء این قرارداد اجتماعی تعهد می کند که جان و مال افراد را از تعرض حفظ کند و در مقابل افراد مقداری از آزادی و امتیازهای اولیه خود را از دست می دهند وقتی جامعه افراد را در مقابل خطرات و حملات حفظ می کند و از حقوق آنان دفاع می کند این عمل را به استناد حقوق انجام می دهد که افراد در اختیارش گذارده اند. پس مجازات برای دفاع اجتماعی است. دفاع افراد باید تا حدودی باشد که این حق را تأمین کند هر بزهکاری که به حق جامعه حمله کند با ارتکاب خطاهای خود، متجاوز و خائن به جامعه شناخته شده و دیگر عضو جامعه محسوب نمی شود بلکه به جامعه اعلام جنگ داده و قرارداد اجتماعی را نقض کرده است، چنین شخصی دیگر یک شخص اخلاقی و حقوقی جامعه نبوده بلکه انسانی اسن که با قواعد و اصول اجتماعی شروع به جنگ نموده و قوانین اجازه می دهد مغلوب را معدوم کنند. بنابراین هدف مجازات حفظ مانع اجتماعی، جهت بازگرداندن جامعه به حالت قبل از ارتکاب جرم می باشد. در بحث ترمیمی سعی بر آن می شود که حیثیت افراد مجدداً و پس از ارتکاب جرم به آنها بازگردانده شود و با شرمساری بزهکار و نقش های گروهی و خانوادگی که هدف اصلی آن عذرخواهی از بزه دیده می باشد حیثیت بزه دیده به ایشان بازگردد و از طرفی دیگر در مکتب ترمیمی ما بزهکار را نوعی بزه دیده هم می دانیم و باید حیثیت بزه دیده را هم در نظر گرفت و به این نکته توجه داشت که بزهکار در چه شرایطی مرتکب بزه شده و آیا بازپذیری او ممکن است؟ در توضیح این مفهوم باید خاطر نشان نمود که بسیاری از بزهکاران از حاشیه اجتماع برمی خیزند. البته حاشیه نشینی بزهکار لزوما به این معنا نیست که وی در خارج از قلمرو جغرافیایی یک شهر یا جامعه ی مشخص زندگی می کند، بلکه ممکن است بزهکار در داخل شهر و یا جامعه مشخص زندگی می کند، بلکه ممکن است بزهکار در داخل شهر و یا جامعه زندگی کند اما به لحاظ فرهنگی آداب و رسوم و عقاید کاملاً حاشیه نشین باشد او ممکن است زندگی در اجتماع را تجربه کند اما نه به عنوان یک عضو مؤثر، فعال و مفید جامعه بلکه به عنوان عضوی بیگانه و حتی دشمن جامعه. در صورت وجود رابطه مخاصمه آمیز میان بزهکار و اجتماع، بزهکار حق خود می داند که به هر صورت ممکن جامعه را در معرض مشکل و معضل قرار دهد. با وجود این اگر بپذیریم که میان بزهکاری و بزه دیدگی تفاوت اندکی وجود دارد به این نتیجه نیز خواهیم رسید که بسیاری از بزهکاران خود از جمله قربانیان و بزه دیدگان هستند که از انواع مزایای اجتماعی و انسان مثلاً داشتن والدینی مسئول یا برخورداری از آموزش و اشتغال محروم بوده اند. در چنین فرضی تأکید عدالت ترمیمی بر ضرورت ایجاد احترام متقابل میان بزهکار و اجتماع قابل توجیه است. به گونه ای که در فرایند ترمیمی نه تنها بزهکار مسئولیت جبران زیان وارده را بر عهده می گیرد، بلکه اجتماع نیز مسئولیت بازپذیری وی را به عهده می گیرد. برخی از نویسندگان بر این عقیده هستند که برخی از روش های عدالت ترمیمی به خصوص در رابطه با صغار بزهکار، قادر به تأمین شرایط بازپذیری بزهکارند. در روش نشست گروهی- خانوادگی افراد درگیر در جرم، از جمله بزهکار، بزه دیده، خانواده و دوستان دو طرف نمایندگان جامعه محلی و نمایندگان دستگاه عدالت کیفری ممکن است به دفعات با یکدیگر ملاقات کنند و از مشکلات و آثار ناشی از جرم مطلع شوند، البته بدیهی است که بسیاری از مشکلات وخیم زندگی بزهکار صرفاً از طریق مشارکت وی در این گونه نشستها و تحول در شیوه تفکر و اندیشه او رفع نخواهد شد. همچنین در این راستا باید بازتوانی بزه دیده را در نظر گرفت بزه دیدگان نیازمند جبران خسارت ناشی از ضرر و زیان حاصل از جرم افراد و این اولین وظیفه و وعده عدالت ترمیمی است. مبحث دوم: آثار عدالت کیفری گفتار اول: جری شدن بزهکار هنگامی که ما فرد بزهکار را مورد مجازات قرار می دهیم، پس از اعمال مجازات این احتمال وجود دارد که ترس بزهکار از مجازات بریزد و گستاخ تر شود به طوری که بعضاً مشاهده می شود برخی از بزهکاران چندین مرتبه مورد مجازات قرار می گیرند و مجدداً مرتکب جرم دیگری می شوند. متأسفانه یکی از آثار عدالت کیفری گستاخ شدن بزهکار می باشد بدین صورت که بزهکار سعی در مقاومت در برابر دستگاه کیفری می کند و همچنین دستگاه عدالت کیفری نیز شخص بزهکار را دیگر به چشم یک شهروند اجتماع نمی نگرد و با او مانند یک میکروب برخورد می کند که تنها آنتی بیوتیکش طرد از اجتماع و پشت سرهم تنبیه کردن می باشد. اینجاست که سؤالاتی مطرح می شود مانند این که چه تضمینی وجود دارد که بزهکار پس از این که مورد مجازات قرار گرفت دیگر مرتکب جرم نشود؟ چه تضمینی وجود دارد که بزهکار در آینده به عنوان یک دشمن برای اجتماع یا یک جامعه ستیز ظهور نکند؟ در منظر علمای مکتب عدالت کیفری مجازات باید در هر صورت و تحت هر شرایطی بر بزهکار بار شود چرا که نفع جامعه در اجرای مجازات می باشد هرچند که امروزه ثابت شده هیچ نفعی برای جامعه ندارد و به طور خلاصه هدف عبرت آموزی مجازات به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد و چنین استدلال می شود که نفع و ضرورت اجتماعی، تخویف و ارعاب همگان از ارتکاب جرم نیست بلکه فایده در جلوگیری از ارتکاب و تکرار جرم از از طرف افراد خاص و اصلاح و بازگرداندن آنان به زندگی اجتماعی است. گفتار دوم: آسیب به حیثیت اجتماعی بزهکار یکی دیگر ازآثار حکومت کیفری و اعمال مجازات های شدید آسیب و خدشه وارد کردن به حیثیت اجتماعی بزهکار می باشد. زمانی که ما بزهکار را در ملاء عام با شلاق مجازات می کنیم، بزهکار قبل از این که به درد ناشی از شلاق بیاندیشد به آبروی از دست رفته ی خود و این که دیگر در میان جامعه جایگاهی ندارد می اندیشد و تفکرش نسبت به اجتماع و این که دیگر برای اجتماع فرقی نمی کند که بزهکار تغییر کرده یا خیر، دگرگون می شود و همچنین زمانی که ما بزهکار را محکوم به تبعید می کنیم اولین سؤالی که در ذهن افراد مکان تبعید متبادر می شود این است که بزهکار مرتکب چه جرمی شده و همین سؤال باعث می شود که در نظر افراد جامعه به عنوان یک شخص منفور به حساب آید. عده ای از طرفداران مکتب عدالت کیفری (فایده اجتماعی) بر این عقیده هستند که مجازات باید به مثابه یک ننگ برای بزهکار باشد و در عین حال طوری باشد که باعث اصلاح بزهکار باشد نه این که عقده های روانی او را افزایش دهد. منتسکیو ضمن محکوم کردن مجازات های شدید، معتقد است که علت به وجود آمدن و ازدیاد بزه، عدم اجرای صحیح مجازات هاست. بنابراین اگر مجازات ها ثابت و معتدل بوده و نهایتاً به مورد اجرا گذارده شود مطمئناً در کاهش جرائم مؤثر خواهند بود. وی می گوید، مجازات های سنگین و خشن از یک طرف نوعی ظلم و ستمگری به شمار می آید و از طرف دیگر همیشه افکار مردم را به تحمل مکافات سنگین معتاد می کند و به تدریج ترس از آن را کاهش می دهد در حالی که کیفر ملایم ولی حتمی در روح و روان افراد اثر می بخشد و آنان را از ارتکاب جرم بازمی دارد. از نظر منتسکیو هدف از مجازات باید بیدار کردن وجدان در خواب رفته انسانها و به وجود آمدن میل به نیکی و خودداری از ارتکاب جرم باشد. او در این زمینه می گوید، جهت جلوگیری از ارتکاب جرم، به جای شدت مجازات ها می بایست آن را در نظر افراد نوعی ننگ به حساب آوریم. گفتار سوم: سرافکندگی و شرمساری برای خانواده بزهکار آمار جنایی نشان می دهد درصدی از بزهکاران که مرتکب جرم شده اند در خانواده هایی پروش یافته اند که پدر یا مادر آنها یا بستگان درجه اول آنها مرتکب جرم شده اند و به طور کلی در فضای جرم آلودی بزرگ شده اند، در این بین اگر با بزهکار برخورد شایسته ای نشود و مجازات متناسبی برایش در نظر نگیرند مطمئناً یکی از تأثیرات منفی آن به خانواده بزهکار برخورد می کند. ممکن است فردی در ملاء عام به مجازات شلاق محکوم شود و فرزند این شخص در مدرسه مورد تمسخر بچه ها قرار گیرد با این که شخصی محکوم به حبس ابد گردد تصور کنید چه اختلالی در زندگی خانوادگی و امرار معاش خانواده این شخص به وجود می آید. ممکن است سرافکندگی خانواده بزهکار به طوری باشد که باعث از هم پاشیدگی خانواده بزهکار یا ظهور بزهکاران از درون این خانواده باشد. ممکن است از قبل مجازات نامتناسبی که برای بزهکار در نظر گرفته می شود در آینده فرزندان بر شخص بزهکار از نظر معیشتی و زندگی اجتماعی دچار مشکل شوند. علی ایحال در مکتب عدالت کیفری نه تنها به خانواده بزهکار توجهی نمی شود بلکه هیچ سهمی در حل مشکل بزهکار ندارند در حالی که در عدالت ترمیمی سهم بزرگی از حل مشکل و کمک به بزهکار بر عهده خانواده بزهکار می باشد و جامعه محلی سعی در آن دارد که بزهکار را دوباره به جامعه برگرداند. گفتار چهارم: بالا رفتن سرانه زندانیان یکی دیگر از آثار عدالت کیفری تحمیل هزینه به جامعه و بالا رفتن سرانه زندانیان می باشد به هر حال زمانی که افراد محکوم به حبس می شوند ما با یک سری هزینه ها روبرو می شویم اول آن شخص زندانی در زندان هزینه هایی مانند غذا و مکان خواب و غیره دارد. دوم این که هر چه زندانیان بیشتر باشند ما به کارمندان بیشتری نیازمند هستیم و در غالب کلی تمامی این هزینه ها بر دوش دولت و جامعه می باشد. تمامی دانشمندان مکاتب کیفری راجع به حبس و حبسهای طویل المدت نظر مثبت داشته اند به عنوان نمونه ژرمی بنتام بهترین مجازات را حبس می دانست البته حبسی که با مقداری تبلیغات، از قبیل بازدید از زندان ها توأم باشد تا افراد با اطلاع از وضعیت زندانیان مرتکب جرم نگردند. مدل های تنبیهی و بازپرورانه ی عدالت کیفری که به تعبیر برخی منتقدان از جمله طرفداران رویکرد ترمیمی، عدالت کیفری سنتی یا کلاسیک نامیده شده است، از حدود سه دهه ی پیش به این سو، با ایرادهای کارکردی، اقتصادی، سیاسی و علمی روبرو شدند. درست است که عدالت کیفری کلاسیک به منظور ایجاد بازدارندگی عمومی و تحقق اصلاح بزهکاران به تدریج متحول شده است، ولی، در انجام این دو رسالت خود، در عمل موفق نبوده است. نخست، نظام عدالت کیفری کلاسیک همواره با تراکم پرونده روبروست و آثار زیانباری را برای متهمان و بزهکاران به همراه دارد، بنابراین، تراکم کار در دادگاه ها، تورّم جمعیت کیفری، تضعیف کارکرد بالینی زندان ها از جمله انتقادهایی است که نسبت به طرز کار نظام عدالت کیفری مطرح شده است. این، در حالی است که اصولاً با اعطای کارکرد و رسالت اسلامی- درمانی به کیفر سالب آزادی، سلب آزادی باید به مناسبتی برای رفع آسیب های زیستی- روانی- اجتماعی بزهکاران تبدیل شود و زندان از محل «پارکینگ» انسان ها به محل «بازپروری» و درمان انسانها مشابه با «درمانگاه بیماری و بیماران» تبدیل شود تا بتوان از تکرار جرم ناشی از اقامت صِرف در زندان و تأثیرگذاری «خرده فرهنگ» ویژه ی آنان بر زندانیان پیش گیری کرد. ولی باید اذعان داشت که با توجه به فرهنگ زندان پذیری، زندانی با فرهنگ زندان عجین می شود و خرده فرهنگی که برای جامعه قابل پذیرش نیست، برای وی تبدیل به فرهنگی اصلی می شود که از آن به عنوان «فرهنگ زندان پذیری» یاد می کنند. در حالی که همه زندانیان در معرض پذیرش فرهنگ زندان هستند، هر زندانی، فرهنگ زندان را نمی پذیرد. عامل های متعددی قلمرو و محدوده ی پذیرش فرهنگ زندان از سوی زندانیان را تعیین می کنند. فرایند پذیرش فرهنگ زندان، با انتقال وضعیت زندانی و از رهگذر تغییر هویت او، یعنی از آنچه در بیرون بود و به زندانی تبدیل شده است، آغاز می شود. پس از پذیرش زندانیان در زندان، آنان مجبور به قبول نقش فردی پست و زیردست، در سلسله مراتب زندان می شوند. درونی کردن قانون زندانیان، عنصری مهم در پذیرش فرهنگ زندان است. قانون زندانیان حدود و ثغور هنجارهای جامعه ی زندان را ترسیم کرده و از آن طریق، وحدت و همبستگی زندانیان را افزایش می دهد و بدین ترتیب، فرد با فرهنگ زندان در می آمیزد. علاوه بر این، نظام عدالت کیفری کلاسیک، به بزه دیده نقش محدودی در مرحله های مختلف فرایند کیفری می دهد و حتی بسیاری از بزه دیدگان با مراجعه به عدالت کیفری به لحاظ موعدهای طولانی رسیدگی و هزینه های دادرسی بالا، متحمل بزه دیدگی روانی- مادی جدیدی می شوند. به عبارت دیگر، عدالت کیفری از نظر اقتصادی نیز پر هزینه است، بخش قابل توجهی از بودجه ی عمومی را به خود اختصاص می دهد، بدون آن که بیلان آن در حد انتظار جامعه و در حد سرمایه گذاری های مادی و انسانی در این بخش باشد. بدین ترتیب، بزه دیده در نظام عدالت کیفری کلاسیک کنشگری منفعل است که از یک سو، دارای نقشی خنثی در فرایند کیفری است و از سوی دیگر، فرایند کیفری نیز حمایتی را که شایسته بزه دیده است از وی به عمل نمی آورد. بزه دیده به جای آن که مانند کنشگری فعال و مستقل در فرایند نظام عدالت کیفری کلاسیک مشارکت داشته باشد، فقط در سایه ی اقدام دادستان در دادگاه حضور یافته و به دلیل نقش حاشیه ای خود، نمی تواند مطالبات و نیازهای خود را اعلام کند. نظام عدالت کیفری کلاسیک همچون ظرفی بسته- یا به تعبیری دیگر همچون برج عاج- بدون توجه به نیازها و احساسات جامعه و افکار عمومی و بدون استفاده از امکانات جامعه، در مرحله های مختلف فرایند کیفری عمل می کند و جامعه ی مدنی را در «مدیریت بزهکاری» یعنی به طور کلی سرکوبی و پیشگیری از جرم، مشارکت نمی دهد. مبحث سوم: آثار عدالت ترمیمی گفتار اول: امید بزهکار به زندگی و بازگشت به جامعه همان طور که بیان شد در عدالت ترمیمی مانند عدالت کیفری به بزهکار به چشم یک جامعه ستیز نگریسته نمی شود بلکه در این مکتب بزهکار خود به نوعی بزه دیده می باشد و باید به شخص بزهکار کمک شود تا به زندگی عادی خود برگردد. در عدالت ترمیمی با به وجود آمدن حلقه های نشست و میانجی گیری سعی در این می شود که میان طرفین صلح و آشتی برقرار شود و از بالا رفتن آمار کیفری جلوگیری به عمل آید. همچنین در این مکتب با صحبت کردن با بزهکار، شخص بزهکار را متوجه اشتباهات خود می کنیم تا بدینوسیله وجدان او را تحریک کرده تا اشتباهات خود را جبران کند و از طرف دیگر از اعمال مجازات های شدید بر بزهکار را با یک تفکر نو و عاری از کینه به جامعه برمی گردانیم. پشیمانی و ندامت امری است که تمامی بزهکاران بعد از ارتکاب جرم دچار آن می شوند مکتب عدالت ترمیمی این فرصت را به بزهکار می دهد که اشتباهات خود را جبران کند. گفتار دوم: اعاده وضع بزه دیده به حالت سابق مهم ترین اصل حاکم بر مکتب عدالت ترمیمی جبران ضرر و زیان وارده به بزه دیده توسط بزهکار می باشد جبران خسارت های وارده به بزه دیده از سوی بزهکار گاه به دلیل ترمیم ضرر ملموسی که او متحمل شده و گاه به دلیل جنبه نمادین جبران خسارت، برای بزه دیده موضوعی مهم تلقی می شود. هنگامی که بزهکار تلاش می کند تا صدمه و ضرر و زیان ایجاد شده به دنبال جرم ارتکابی را جبران کند، حتی اگر فقط بخشی از آن جبران شود، در واقع، در راهی گام نهاده است که بیانگر پذیرش مسئولیت از سوی وی و احساس ندامت در وی است و بنابراین، ایفای تعهد ترمیمی را نسبت به بزه دیده و جامعه محلی به منظور ترمیم و بازسازی زیان های ناشی از جرم ارتکابی خود عهده دار می شود. بدین ترتیب، در رویکرد ترمیمی، نیاز بزه دیدگان به اطلاعات، تصدیق جایگاه آنان و اظهارات مؤثری که در روند رسیدگی بیان می دارد. مشارکت دهی داوطلبانه و قعالانه، استیفای حقوق، جبران خسارات، ایجاد احساس امنیت و آرامش و نیز حمایت و مساعدت به بزه دیدگان، نقطه آغاز و بنیادی اجرا و استقرار عدالت است برطرف شدن احساس ترس از جرم که در پی وقوع جرم در بزه دیده ایجاد شده است به منظور مصون سازی بزه دیده در مقابل تجربه کردن بزه دیدگی ثانوی، اولویت بلافصل است فرآیندهای عدالت ترمیمی که ناب خواهان بر آنها تأکید دارند، ساختاری را ایجاد می کند که اقدام های اصلاحی و التیام بخش و توجه به خواسته ها و نیازهای بزه دیدگان را ارتقا می دهد. بزه دیدگان در طی فرایند ترمیمی از رهگذر حداکثر سازی مشارکت آنان در روند رسیدگی ترمیمی، نتایج حاصله از آن، به ایفای نقشی فعال و نیز اعتماد به دستگاه عدالت ترغیب می شوند و خود را کنشگری که بیگانه از فرایند رسیدگی به جرمی است که در وهله نخست، آثار زیانبار آن دامنگیر وی شده است احساس نمی کند و این همان معضلی است که در عدالت کیفری سنتی بزه دیده را حاشیه نشین کرده است و عدالت ترمیمی و فرآیندهای احیاگر آن، نوید بخش گشودن گره ی این مشکل برای بزه دیدگان است. نکته مهمی را که در این بحث باید به آن توجه داشت این است که مهمترین چیزی که بزه دیده خواستار آن (جبران ضرر و زیان) است. در مکتب ترمیمی به سرعت اتفاق می افتد موضوعی که ممکن است در عدالت کیفری سنتی در بعضی موارد هرگز اتفاق نیفتد. مبحث چهارم: عدالت ترمیمی در لایحه جدید آیین دادرسی کیفری زمانی که شخص مرتکب جرمی می شود، تشریفات رسیدگی و صلاحیت دادگاه رسیدگی به آن طبق قانون آیین دادرسی کیفری می باشد، مسلماً اگر قرار باشد که ما بخواهیم اصول و قواعد مکتب عدالت ترمیمی را در جامعه پیاده کنیم باید از آیین دادرسی قوی و مستحکمی برخوردار باشیم و پیشگیری از وقوع جرم و بازتوانی فرد در جامعه باید قبل از این باشد که مرتکب محکوم شده است چرا که زمانی که مرتکب محکوم شود و حکم به مرحله اجرا برسد تا حدودی شخص مرتکب متجری شده و ترس از مجازات ندارد و دیگر بازتوانی او در جامعه مشکل و سخت می شود، نتیجه اینکه باید تمامی قواعد عدالت ترمیمی و این که اگر بخواهیم جرم زدایی و زندان زدایی کنیم باید آیین دادرسی کیفری اصول مند و معتقد به این که بزهکار هم خود به نوعی بزه دیده می باشد داشته باشیم. قانون گذار جمهوری اسلامی ایران در لایحه جدید آیین دادرسی کیفری نگرشی به بحث ترمیمی داشته البته مثل برخی از کشورها مثل نیوزلند، آلمان، استرالیا تخصص عدالت ترمیمی را در قانون خود جای نداده، اما نگرش های کلی نسبت به آن داشته است. همان طور که مستحضر هستید مکتب عدالت ترمیمی روش های گوناگونی دارد، مثل میانجی گری، نشست، هیئتهای بزه دیده- بزهکار، قانونگذار ایرانی صرفاً از بحث میانجی گری استفاده نموده است به طوری که در ماده یک قانون آیین دادرسی کیفری جدید مقرر می دارد: آیین دادسری کیفری مجموعه مقررات و قواعدی است که برای کشف جرم، تعقیب متهم، تحقیقات مقدماتی، میانجی گری، صلح میان طرفین … وضع شده است. مطلبی که به ذهن متبادر می شود این است که قانون گذار خواسته صرفاً افراد با یکدیگر صلح نمایند و به نوعی از تراکم پرونده ها جلوگیری نماید در حالی که در روش های دیگر عدالت ترمیمی مانند نشست و هیئت های بزه دیده و بزهکار اهداف مهم تری وجود دارد. این موضوع که قانونگذار ایرانی قصد جلوگیری از تراکم پرونده های کیفری را داشته و صرفاً قصد سازش و جلوگیری از تراکم زندانیان را دارد به وضوح در مواد ۴، ۱۳، ۴۷، ۸۰، ۸۱، ۸۲، ۱۰۲ لایحه جدید آیین دادرسی کیفری به چشم می خورد. موضوع دیگر که در لایحه قابل بررسی می باشد این است که به طور صریح مشخص نشده که قانونگذار ایرانی منظورش از میانجی گری، میانجی گری برون سیستمی می باشد یا درون سیستمی. استنباطی که از ماده ۸۳ لایحه جدید آیین دادرسی کیفری[۳۴] می شود این است که مقصد قانونگذار میانجی گری برون سیستمی می باشد. تفاوت میانجی گری برون سیستمی و درون سیستمی در این است که در میانجی گری برون سیستمی میانجی گر از خارج و بیرون از سیستم قضایی می باشد و شخص بزهکار بهتر به این شخص اعتماد می کند و این ترس را که از اظهاراتش بر علیه خودش استفاده کند را ندارد در حالی که در میانجی گری درون سیستمی برعکس می باشد. مطلب دیگر که در لایحه جدید آیین دادرسی به آن اشاره شده حفظ حیثیت اجتماعی افراد می باشد که در مواد گوناگون به آن اشاره شده است و علت عمده آن جلوگیری از متجری شدن بزهکار و بازتوانی شخص در جامعه می باشد و به دنبال این مطلب می باشد که از بزهکار یک جامعه ستیز نسازد و همچنین برعکس آن تأکید زیادی به لزوم جبران خسارات بزه دیده دارد چرا که ابتدا بزه دیده نباید خود را در جامعه تنها ببیند و احساس امنیت قضایی و اجتماعی داشته باشد. نهاد تازه تأسیس و مهمی که در لایحه جدید نیز به آن اشاره شده، لزوم جبران خسارات شخص بر گناهی می باشد که بعد از صدور رأی محکومیت، و بعضاً اجرای حکم، ادله ای پیدا می شود که شخص مرتکب بی گناه بوده و این موضوع در راستای ترمیم و جلوگیری از دشمنی شخص بی گناه با جامعه می باشد.[۳۵] همچنین در لایحه جدید به موضوع جرائم اطفال به طور تخصصی نگریسته شده و البته این موضوع را هم باید مد نظر داشت که بازتوانی یک طفل یا شخصی که هنوز به بلوغ نرسیده راحت تر از فرد بزرگسال می باشد. چرا که ذهن کودک و قلب او آماده برای هر نوع یادگیری نیکو و زیبا می باشد. علی ایحال اجرای عدالت ترمیمی مستلزم وجود یک فرهنگ قوی در جامعه و حس اعتماد افراد به یکدیگر می باشد هرچند که قانونگذار در لایحه جدید نسبت به اجرای قواعد مکتب ترمیمی ضعیف عمل کرده است اما باید این واقعیت را مدنظر قرار داد که توان فرهنگی جامعه ما در همین حد می باشد و همچنین این موضوع را هم می توان در نظر گرفت که هر انقلابی یک سوی تبعات و خسارات هم به دنبال دارد و ما برای نهادینه کردن ارزشها جدید باید متحمل یک سری خسارت ها و قربانی ها شویم پس بهتر این بود که قانونگذار ایرانی به طور کامل و دقیق قواعد ترمیمی و قواعد مشابه آن را در قانون جای می داد و خود را همگام با کشورهای پیشرفته در این زمینه می کرد. مبحث پنجم: بسترهای قانونی اجرای عدالت ترمیمی همان طور که بیان شد مکتب عدالت ترمیمی با بازتوانی افراد در جامعه باعث به وجود آمدن آرامش در جامعه و جلوگیری از بالا رفتن آمار کیفری می شود البته در مقابل بزهکار نیز اقدام به جبران خسارات وارده و اعاده وضع به حالت سابق می کند و همچنین با بیدار کردن وجدان خود و نشان دادن حسن نیت در برخی از رفتار و کردارش ما از اعمال مجازات بر این شخص جلوگیری می کنیم. جدای از روش های عدالت ترمیمی که عبارتدن از میانجی گری و نشست و هیئتهای جامعه محلی نهادهایی وجود دارد که می توان با بهره گرفتن از آنها اجرای عدالت ترمیمی را وسعت داده این نهادها عبارتند از تعلیق مجازات، آزادی مشروط و عفو.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در بررسی معانی نحوی، به طور تصادفی ۱۰ غزل با مضامین و ساختارهای مختلف در نظر گرفته شده است. هر کدام از این غزلها با توجه به کلیت آنها و در عین حال به شکل سطر به سطر از لحاظ دستوری بررسی شده و جابجاییهای ارکان جمله و نقش آنها در تغییرات معنایی گزارهها مورد پژوهش قرار گرفته است. همانطور که در بخش مبانی نظری گفته شد، گرایس تغییرات نحوی را ناظر به معنایی ضمنی میداند و این نظریه شباهت بسیاری با آنچه در علم معانی مورد بررسی قرار میگیرد دارد. در این مبحث به نتایجی درباره جابجاییهای نحوی میرسیم که لزوما ناشی از محدودیت شکلی غزل نیست، بلکه معناهای ضمنی مورد نظر است.
- بررسی معنای طبیعی و غیر طبیعی
در این بخش، تمام غزلهای کتاب «از ترمه و تغزّل» تا جایی که مصداق معنای طبیعی و غیر طبیعی بوده است، مورد بررسی قرار گرفته تا مشخص شود که شاعر از کدامیک از این انواع ارتباط معنایی میان گزارهها، بیشتر استفاده کرده. از آنجا که معنای غیر طبیعی ایجاد معنای ضمنی میکند در این بررسی موارد معنای غیر طبیعی به صورت مشروح، تقسیم بندی شدهاند و نتایج حاصل در شرح و انتهای مبحث مورد نظر خواهد آمد.
در این بخش، آن دسته از غزلهایی که در کلّیتِ خود، اصول همکاری را در ضمن ارتباط با مخاطب، نقض کردهاند، مورد بررسی قرار گرفته تا مشخص شود که شاعر کدامیک از اصول همکاری را برای ارائۀ معنای ضمنی و ثانوی، بیشتر نقض کرده است. در این مبحث مشاهده خواهیم کرد که گسستگی بیتهای یک غزل، با بهره گرفتن از اصول همکاری، توجیهات معنایی قابل تأملی دارد.
 فصل دوم حسین منزوی، شعرها و نظراتش در شعر و شاعری بخش اول: زندگی و آثار حسین منزوی حسین منزوی یکم مهرماه ۱۳۲۵ در زنجان متولد شد. دورۀ دبستان و دبیرستان را در همان شهر به پایان رساند و درسال۱۳۴۴ تحصیل در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران را آغاز کرد و یک سال بعد به علوم اجتماعی تغییر رشته داد و در نهایت در سال ۱۳۴۷ انصراف داد، اما بعدها با گذراندن واحدهای باقیمانده مدرک خود را دریافت کرد. اگرچه او در قالبهای متنوعِ نو و کلاسیک، شعر سروده، اما بیشتر به شاعر غزلسرا شناخته شده است. او در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ بر اثر بیماری قلبی و ریوی در بیمارستان شهید رجایی تهران درگذشت. منزوی آثار متعددی را چه در زمینۀ شعر و چه در زمینۀ نقد و نظر، از خود باقی گذاشته است. (برای شرح آثار حسین منزوی، مراجعه کنید به کتاب «از ترانه و تندر»، زندگی، نقد و تحلیل اشعار حسین منزوی، به اهتمام مهدی فیروزیان، تهران، سخن، ۱۳۹۰) بسیاری از مهمترین آثار او در زمان حیاتش منتشر شد. از جملۀ این آثار میتوان به مجموعه غزلهای «از شوکران و شکر»، « از کهربا و کافور»، «با عشق در حوالی فاجعه» و «از ترمه و تغزّل» اشاره کرد. پس از درگذشت او تعدادی کتاب از او منتشر شد که از مهمترین آنها «دیدار در متن یک شعر» و «مجموعۀ اشعار» او بود. تجربه اهالی قلم و مطالعه نشان داده است که معمولاً کتابهایی که بعد از درگذشت یک شاعر منتشر میشوند، از دو آسیب در امان نیستند؛ یکی اینکه گاهی بعضی ناشران از فرصت استفاده میکنند و به تدبیرات حقوقی و قانونی، که گاهی خود شاعر به دلایل مختلف واگذارکنندۀ آن بوده، دست مییازند و به زعم خودشان، هر چه دستنوشته یا شعرِ ویرایش نشده از شاعر پیدا کنند، به انتشار میرسانند، مثلاً نشر آفرینش چند کتاب شعر از منزوی بعد از درگذشتش منتشر کرد که به دلیل غلطهای فاحشی که در غلطخواندن آثار دستنویس او پدید آمده بود، اعتراض بسیاری از منتقدان و حتا شاعرانِ نسل بعد از منزوی را برانگیخت و دوم اینکه، این کتابها معمولاً پر از اغلاط تایپی هستند، چنانکه در «مجموعۀ اشعار» حسین منزوی که توسط انتشارات نگاه به چاپ رسید، این مسئله وجود دارد. اما کتاب «از ترمه و تغزّل» را میتوان از چند جهت، یکی از مهمترین کتابهای حسین منزوی دانست؛ اول این که این کتاب در زمان حیات او منتشر شد و از این رو طبیعتاً با رضایت خود شاعر منتشر شده است. دوم اینکه، این کتاب گزیدهای از شعرهای اوست که به صورتی متناسب، مضامین و قالبهای مختلف شعریِ منزوی را در بر میگیرد. و سوم اینکه نگارنده به دلیل آنکه خود، یکی از علاقمندان شعر حسین منزوی است و بسیاری از شاعران و غیرشاعرانِ علاقمند به آثار او را از نزدیک دیده است، به این نتیجه رسید که این گزیده، نسبت به کتابهای دیگر منزوی، اقبالِ بیشتری بین مخاطبان او داشته است و بسیاری از شعرهای شاخص منزوی که مخاطبان به حافظه سپردهاند در همین کتاب منتشر شده است. «از ترمه و تغزّل» شامل گزیدهای از شعرهای حسین منزوی است که در قالبهای مختلف سروده شدهاند، غیر از قالب غزل، قالبهایی مثل مثنوی، رباعی، نیمایی و حتی قالبهای آزاد مثل شعر سپید را هم در آن میتوان یافت. اما شعرهای مورد نظر ما، که برای بررسی در این پژوهش انتخاب کردهایم، غزلهای این کتاب است که ۱۱۹ شعر از این کتاب را شامل میشود. بخش دوم: نظر حسین منزوی دربارۀ شعر و شاعری حسین منزوی، نظرات مهم و گاه منحصر به فردی را دربارۀ شعر و مسائل مربوط به آن و همچنین دیدگاههایی در مورد رفتار شاعری دارد که در مقدمۀ کتابهایش و همچنین در مصاحبههایش به آنها پرداخته است. از سوی دیگر حضور پی در پی او در انجمنهای شعر، در زمان حیاتش، باعث شده است که به طور ملموستری بتواند رفتارهای جامعۀ شعری را از نزدیک مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و از این جهت تجربههای فراوانی را برای نسلهای بعد از خود باقی بگذارد. چکیدهای از اعتقادات و نگرشهای شعریِ او به این شرح است: ماندگاری شعر: «شعر اگر قادر باشد خود از خود دفاع خواهد کرد و خواهد ماند و اگرنه، از گردونه بیرون خواهد افتاد و از یادها خواهد رفت.» (منزوی، ۱۳۸۱: ۸) شعر عاشقانه: «اگر مصراعی، بیتی، غزلی و خلاصه شعری از این مجموعه توانست دلتان را به مهر و عشق و دوستی بلرزاند، مرا به یاد آورید که عمری به خاطر مهربانی و دوستداری فریاد زدهام و باز اگر پیام عشقی از این دفتر گرفتید به حرمت عشق که عزیزش بدارید چرا که عمری برای ستایش عشق گلو پاره کردهام از روزگار «حنجرۀ زخمی تغزّل» تا روزگار «کهربا و کافور». (همان: ۹) درک امروزی از تغزّل: «به اعتبار اینکه عشق، همان «قصۀ واحدی است که از هر زبان که میشنوی، نامکرر است» غزل زمانه ما نیز عشق زمانه ما را با مخاطبش در میان میگذارد که در دو سویش عاشق و معشوقی ایستادهاند که میدانند کجا و در چه نقطهای از جغرافیا و در چه لحظهای از تاریخ ایستادهاند. نگران و خشمگین که با عشق نه به عنوان همۀ مسئله بلکه به عنوان یکی از مسائل روبرو هستند. عشق در فواصل فاجعهها، شاید نوعی پناه بردن نیز باشد و شاید نوعی تخدیر و تسکین… عاشق امروز شاید هم عاشق مردّدی است و حتماً هم عاشق مرددی است. مردد میان بستر و سنگر. چشمی به برشت دارد که «در زمانهای زندگی میکنیم که سخن گفتن از درختان جنایتی است» و چشمی به داستایوسکی که «زیبایی انسان را نجات خواهد داد» و چنین است که غزل امروز، غزل دیگری است.» (منزوی، ۱۳۷۳: ۱۹) «هستند کسانی که میگویند در غزل هرچه حرف بوده، حافظ و سعدی و … زدهاند و دیگر حرفی نمانده است. من میگویم اینطور نیست و خیلی حرفهاست که حافظ و سعدی نگفتهاند چرا که خیلی مسائل وجود دارد که حافظ و سعدی لمس نکردهاند من میگویم عشق یک مسألۀ روزمره نیست. عشق یک همیشه است. ولی اضافه میکنم که عشق من و شما که با منید با عشق حافظ فرقهای بسیاری دارد. مگر نه این که زمانۀ ما با زمانۀ حافظ فرقهای بسیاری دارد؟ و عاشق زمانۀ ما و معشوق زمانۀ ما نیز. ناچار طعم غزل من و شما با طعم غزل شاعر قرن هفتم و نهم و دوازدهم فرق بسیار خواهد داشت و اگر نداشته باشد، معلوم است که من و شما انسان زمان خود نیستیم.» (همان: ۱۹) رنج شاعری: «میدانستم که در میان کاغذپارههایم شعرهایی دارم که بی آنکه کاملاً از دور بیرون رفته باشند، خاموشانه در نوبت فراموشیاند! در حالی که هریک پارههایی از وجود من و بریدههایی از زندگی من بودهاند و هنوز هم هستند و بخور که همانا پارهای از گوشت من است و بنوش که همانا جرعهای از خون من…» (منزوی، ۱۳۸۱: ۱۵) وضعیت نشر کتاب: «ناشرین تاجر یا تاجرین ناشر فرقی نمیکند!» (منزوی، ۱۳۷۳: ۹) درک نو بودن شعر، فارغ از قالب شعری: «پذیرفتن نیما به این معنی نیست که شاعر، خود را مقید کند که در قالب نیمایی شعر بنویسد، چه این خود قید دیگری است و نیما هرگز چنین نمیخواست. ارج کار نیما در این است که ارزشهای نیکوی گذشته، در شعرش نفی نشد. نیما دریچهای دیگر به روی شعر فارسی گشود و گرچه، این دریچه در لحظهای گشوده شد که شعر فارسی، به راستی خناق گرفته بود، اما این هرگز به آن معنی نبود که باید همه دریچههای دیگر بسته شود. مگر نه اینکه شعر، آزادی است و مگر نه اینکه مقید کردن شاعر در یک قالب، گیرم، قالب آزاد، خود به نوعی دیگر، سلب آزادی از شعر است؟… سنتشکنی زاییدۀ ناتوانی سنت است، در ادای وظیفهای که به عهده داشته است. قبول میکنم که شعر سنتی ما قادر نبود در مقابل مسائل تازهای که انسان معاصر با آن روبروست، وظیفهاش را به نحو شایستهای ادا کند. لازم بود که در شعر ما این تحول به وجود میآمد و نیما پدیدۀ چنین ضرورتی بود. اما اگر هنوز بشود حرف، یا حرفهایی را در همان قالبهای سنتی زد – حتی اگر شعر بیآنکه شاعر دخالتی داشته باشد خود، قالب خاص خود را برگزیند- باز هم باید با لجبازی و سرسختی فقط به شعر نیمایی روی آورد؟» (همان: ۱۷) «معتقدم که جنگ قالب، جنگ شکلهای شعری، جنگ بیهودهای است که فقط نیرو و انرژی شاعران را هدر میدهد و حاصلی هم برای هیچ کس ندارد وقتی نیما پیشنهادهای خودش را مطرح کرد هرگز نگفت فقط این… من همان آزادی که در قالبهای نیمایی وقتی کار میکنم دارم با همان آزادی در غزل هم کار میکنم این شاید لطف و حمایتی است که از جانب خداوند شامل حال من میشود.» (منزوی به نقل از فیروزیان، ۱۳۹۰: ۶۴) جریان سالم، فعال، زنده و اکتیو شعر امروز، شعری است که دنبالۀ شعر نیماست. (همان: ۶۷) غزل کلاسیک و غزل امروز: «گمان نکنید که من توانایی همه قالبهای سنتی را در یاوری شایستۀ شعر شهادت میدهم. قصیده حسابش پاک است. مسمّط و ترکیب بند و … و… هم حسابشان از خیلی پیشترها، پاک بود. میماند غزل و مثنوی که به نظر من هنوز هم میشود از این قالبها در شعر استفاده کرد و موفق هم بود. و در میان این دو نیز، غزل، خودش را، بیشتر و لایقتر، نشان میدهد. غزل که سابقهاش، پشتوانهاش و کارآییاش و خیلی چیزهای دیگرش! آن را از قوالب شعر سنتی متفاوت میکند… شاید اگر حافظ به جای غزل مثلاً قصیده مینوشت (شاید!) امروزه قصیده موقعیت غزل را داشت. یک نابغه، همیشه میتواند در تعیین مسیر تاریخی یک امر، دخالت مستقیم و مؤثر داشته باشد.» (منزوی، ۱۳۷۳: ۱۸) توجه به مخاطب: «آیا انکار کنیم که عناصر چون وزن و قافیه و … و… اگر به درستی در خدمت شعر درآیند – نه آنکه برعکس- و اگر شاعر بتواند آگاهانه، از این عناصر، کار بکشد، به ایجاد رابطه بهتر، و بیشتر شاعر با مخاطبش کمک خواهد کرد و تأثیر مضاعفی را سبب خواهد شد؟» (همان) غزل به عنوان واحد شعر: «من بیشتر از هرچیز اصرار دارم که یک غزل به عنوان یک واحد شعری، تشکل و استقلال و یکپارچگی داشته باشد و این یکی از مرزهایی است که میتواند غزل امروز را از غزل دیروز و پریروز جدا کند. همانطور که در یک شعر آزاد، از این شاخ به آن شاخ پریدن و نابسامانی ذهنی شاعر را نمیشود تبرئه کرد، در غزل نیز، تک بیتسرایی (به معنی اینکه هر بیت مضمونی مستقل و جدا از ابیات دیگر داشته باشد) سند محکومیت شاعر است. به غزل شخصیت بیشتری بدهیم و بگذاریم هر غزل فضای خاصی را داشته باشد. فضایی که از پیوستگی تصاویر و تشکل اجزاء غزل با یکدیگر ایجاد شده باشد.» (همان: ۲۰) پیشنهادهایی برای روش سرودن: «غزل امروز باید ردیفهای تصنّعی را کنار بگذارد. حتا اگر بتواند ردیف را کنار بگذارد بهتر است. چرا که ردیف تا حدی قابل پیشبینی شدن بیت را باعث میشود. به خصوص اگر ردیف اسم یا صفت باشد…. غزل امروز باید با کلماتی که از نظر «استادان!» مطرود و غیر شاعرانه قلمداد شدهاند، آشتی کند. یعنی همان کاری که شعر نیمایی کرده است. گیرم که این کلمهها، گاهی باعث ایجاد نوعی خشونت و ناهمواری در زبان بشوند، خوب! چه اشکالی دارد که زبان عاشقانه ما نیز، خشن، ناهموار و حتی صیقل نخورده و نتراشیده باشد؟ مگر زندگی ما و عشقها چنین نیست؟» (همان) «غزل امروز نباید مقیّد به تعداد ابیات باشد. اینکه غزل، باید حداقل هفت بیت و حداکثر چهارده بیت باشد، حرف مسخرهای است و به درد همانهایی میخورد که در انجمنهای ادبی، با شتر و کاروان به استقبال غزل سعدی میروند. حرف من، هر جا که تمام شد، غزل من هم، همانجا تمام میشود. چه عیب دارد که غزل سه بیتی و چهار بیتی هم داشته باشیم؟ یا غزل شانزده و هفده بیتی، مثلاً؟… شاعر ملزم نیست که از تمام قافیههای موجود استفاده کند و این چیزی است که بسیاری از غزلسرایان معروف معاصر را گاهی لغزانده است. این الزام بیهوده است؛ همانطور که عکسش. یعنی همانطور که شاعر ملزم به استفاده از تمام قوافی نیست ملزم به این هم نیست که از یک قافیه، دوبار استفاده نکند. خوب اگر احتیاج داشته باشد که حرف را بزند چه عیبی دارد که از یک قافیه دوبار هم در یک غزل استفاده کند؟» (همان: ۲۱) شعر و سیاست: وقتی در یکی از مصاحبههایش از او میپرسند: «چرا این تب شعر سیاسی پس از انقلاب در میان نسل تازۀ شاعران فروکش کرد؟» پاسخ میدهد که: « من با دیگران کاری ندارم ولی در شعر من اینگونه نبود شاید زبان استعاره را در شعر من مخاطبان درنیافتند یا متوجه نشدند و به سراغش نرفتند من با بینش خودم از اتفاقات و رویدادهای دور و بر طی این سالها غافل نبودم آن چیزهایی که برای من عجیب بود و دوست داشتم در موردشان صحبت کنم در شعرم متبلور است.» (منزوی به نقل از فیروزیان، ۱۳۹۰: ۶۳) ماهیت شعر:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مشخصه های اصل این گفتمان عباراتند از: نگرش ارزشی – فرهنگی به امنیت ملی؛ امنیت سخت افزاری؛ تأکید بر عوامل داخلی و اقتصادی؛ اولویت امنیت حکومت و نهادهای حکومتی بر امنیت مردم؛ تداوم روشهای گذشته در سیاست خارجی و تفسیر فراملی از امنیت؛ رویکرد دوم: نگرشهای امنیتی گفتمان نوین در تضاد با گفتمان اول است. مشخصه این گفتمان به شرح زیر است. تاکید بر درونگرایی دینی: بر مبنای این گفتمان جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که برمبنای ارزشهای مورد ادعای خود نتواند جامعه و نظام داخلی خود را سازماندهی کند، هرگز نخواهد توانست مبلغ خوبی برای ارزشهای دینی در دنیا باشد.
 رد نگرش سخت افزارانه به امنیت ملی. تاکید بر ابعاد داخلی و اقتصادی امنیت ملی: گفتمان جدید، توسعه سیاسی را از دو جهت برای آینده ایران از لحاظ امنیت ملی ضروری میداند که در دو بعد سیاسی و اقتصادی قبل تحلیل است. علیرضا تاجیک و سید ولی پورزرومی نیز در پژوهشهای جداگانهای هر دو مشترکاً، بر سه گفتمان حاکم در طول سه دهه پس از انقلاب تاکید دارند. که عبارتند از رویکرد ـ « بسط محور» ، رویکرد « حفظ محور»، و رویکرد« رشد محور». الف) رویکرد بسط محور به امنیت ملی: این گفتمان محصول شرایط و محیط عمومی فردای انقلاب است. بر اساس این گفتمان پایههای امنیتی نظام در خارج از مرزهای جغرافیایی کشور تعریف و مرکز ثقل این مفهوم یعنی« امنیت» در دل ملتها تصور شده است. مرز امنیتی در این گفتمان مرزهای ایدئولوژیک است نه مرزهای جغرافیای. اهداف جمهوری اسلامی در دوره گفتمان بسط محور بر حسب اولویت در محورهای زیر است. استقرار حاکمیت اسلامی و بسط ارزشهای اسلامی حفظ استقلال نظام اصلاح محیط بیرونی و بسط انقلاب اسلامی منابع قدرتی که در گفتمان بسط محور در سالهای اول انقلاب از جایگاه محوری بر خوردار بودند عبارتند از: اسلام شیعی روحانیت شیعی و رهبری فرهمندانه امام خمینی(ره) حضور مردم درصحنه. ب) رویکرد حفظ محور به امنیت ملی: این گفتمان محصول شرایط جنگ تحمیلی است. دوران جنگ دورانی است که حفظ نظام واجب میشود و در راس امور قرار میگیرد. بنابراین گفتمان امنیت در طول این دورده حفظ محور بود. اهداف امنیت ملی کشور در گفتمان حفظ محور عبارتند از: دفع تجاوز و دفاع از تمامیت ارضی کشور حفظ اسلام و نظام اسلامی دفاع از استقلال و هویت ملی دسترسی به اطمینان خاطر از طریق تنبیه متجاوزان و جبران خسارت. عوامل قدرت ایران در گفتمان حفظ محور به شرح زیر می باشد اندیشه جهاد و دفاع از اسلام(قدرت ایدئولوژیک) رهبری فرهمندانه امام خمینی(ره)( قدرت فرماندهی) وحدت و انسجام داخلی( قدرت یکپارچگی) روحیه ارزشی و انقلابی( قدرت روحی و روانی) جغرافیای مناسب و وسعت سرزمینی جمعیت عامل تعیین کننده توان نظامی پشتوانه اقتصادی ج) رویکرد رشد محور به امنیت ملی مهمترین اولویتهای امنیت ملی در گفتمان رشد محور به شرح زیر است الف) تعمیم خسارات جنگی تحمیلی ب) دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی ج) دست یابی به توسعه سیاسی و فرهنگی.(مهدیان و ترکاشوند:۱۳۸۹: ۲۶-۳۰) فصل سوم: اهمیت انرژی و ظهور پدیده ژئواکونومیک فصل سوم- اهمیت انرژی و ظهور پدیده ژئواکونومیک مقدمه چنین به نظر میرسد، که نظام جهانی در تجربهای جدید به دوران جهانی شدن اقتصاد، بازار آزاد و یا اقتصادی شدن نظام جهانی، وارد شدهاست. در این میان انرژیهای فسیلی به عنوان یکی از مهمترین عناصر اقتصادی مطرح بوده، که تا کنون جایگزین مناسبی برای آن پیدا نشده است. دیگر انواع انرژی نیز نظیر انرژی خورشیدی و هستهای[۵۳] هنوز نتوانستهاند به لحاظ اهمیت و نقش آفرینی در مسائل سیاسی و نیز کاربردشان در مصارف صنعتی، جایگزین مناسبی برای انرژیهای فسیلی باشند. بدین ترتیب انرژی فسیلی بویژه نفت و گاز نقش مهمی در بازیهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک کنونی و آینده جهان ایفا میکند و قدرتهای جهانی بر سر این موضوع با هم به رقابت میپردازند. به طور کلی در این فصل درصدد خواهیم بود، که به بیان دلایل اهمیت روز افزون انرژی و میزان مصرف آن و همچنین به چگونگی ظهور پدیده ژئواکونومیک و میزان پراکندگی ذخایر انرژی در جهان به پردازیم. ۱- ظهور پدیده ژئواکونومى حیات کنونی بشر، وابسته به انرژی است و انرژی، محرک تمامی فعالیتهای صنعتی، حمل نقل، خدمات، کشاورزی و … در جهان کنونی است. مهمترین عناصر انرژی، نفت، گاز طبیعی و زغال سنگ است. به عبارت دیگر، همچنان مهمترین منابع انرژی، منابع هیدروکربنی است؛ گرچه در دهه های اخیر، توجه ویژهای به انرژی هستهای شده است، اما نتوانسته است سهم عمدهای در میان دیگر حاملهای انرژی پیدا کند. از این رو منابع تأمین انرژی و مسیرهای انتقال انرژی هیدروکربنی، اعتبار ویژهای پیدا کرده است. رودلف کلین، یکی از ویژگیهای پنجگانه کشور به عنوان یک واحد قدرتمند را «گئوپلیتیک» میداند که منظور وی مشخصات جغرافیایی است وی در واقع معتقد است که یکی از سطوح حکومت،« فیزیوپلیتیک» استکه به ظرفیت و ذخایر طبیعی یک کشور اشاره دارد(Anderson & Anderson ,1998, 2).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ارزیابی عملکرد در بُعد نحوه استفاده از منابع و امکانات در قالب شاخص های کارآیی بیان می شود. اگر در ساده ترین تعریف، نسبت داده به ستاده را کارآیی بدانیم، نظام ارزیابی عملکرد در واقع میزان کارآیی تصمیمات مدیریت در خصوص استفاده بهینه از منابع و امکانات را مورد سنجش قرار می دهد. ارزیابی عملکرد در بعد سازمانی معمولاً مترادف با اثربخشی فعالیتها است . منظور از اثربخشی میزان دستیابی به اهداف و برنامه ها با ویژگی کارآ بودن فعالیت ها و عملیات است.(رحیمی،۱۳۸۵) به طور کلی ارزیابی عملکرد به فرایند سنجش و اندازه گیری عملکرد دستگا ه ها در دوره های مشخص به گونه ای که انتظارات و شاخصهای مورد قضاوت برای دستگاه ارزیابی شونده شفاف و از قبل به آن ابلاغ شده باشد، اطلاق می گردد (طبرسا،۱۳۷۸).
 ارزیابی عملکرد عبارت است از: «فرایند کمی کردن کارایی و اثربخشی عملیات»(نیلی و همکاران،۱۹۹۵) که با مروری بر ادبیات موضوع می توان دلایل آن را به سه گروه اصلی زیر تقسیم کرد: ۱- اهداف استراتژیک : که شامل مدیریت استراتژیک و تجدید نظر در استراتژی هاست؛ ۲-اهداف ارتباطی : که شامل کنترل موقعیت فعلی ، نشان دادن مسیر آینده ، ارائه بازخور و الگوبرداری از سازمانهای دیگر است؛ ۳-اهداف انگیزشی : که شامل تدوین سیستم پاداش و همچنین تشویق بهبود و یادگیری است. مسئله ارزیابی عملکرد (عامل موردبررسی و روش ارزیابی) سالیان زیادی است که محققان و کاربران را به چالش واداشته است. سازمانهای تجاری در گذشته از شاخصهای مالی به عنوان تنها ابزار ارزیابی عملکرد استفاده می کردند تا اینکه جانسون و کاپلن در اوایل دهه ۱۹۸۰ پس از بررسی و ارزیابی سیستم های حسابداری مدیریت بسیاری از ناکاراییهای این اطلاعات را برای ارزیابی عملکرد سازمانها نمایان ساختند که این ناکارایی ناشی از افزایش پیچیدگی سازمانها و رقابت بازار بود (کاپلان و نورتون ،۱۹۹۲). لذا استفاده از سیستم های ارزیابی عملکرد (PERFORMANCE MEASUREMENT SYSTEM=PMS) که تنها بر شاخصهای مالی متکی هستند می تواند موجب بروز مشکلاتی برای سازمان شود که برخی از این مشکلات به شرح زیر است: (گالایینی و همکاران ،۱۹۹۷) _ از آنجا که شاخصهای مالی با استراتژیهای سازمان ارتباط پیدا نمی کنند ممکن است با اهداف استراتژیک سازمان تضاد داشته باشند و موجب پدید آمدن مشکلاتی در تدوین استراتژی شوند . به عنوان مثال افراط در استفاده از «نرخ برگشت سرمایه» می تواند به بهبودهای کوتاه مدت منجر شود. _ معیارهای سنتی نظیر کارایی هزینه و مطلوبیت ممکن است باعث فشار آمدن به مدیران در جهت توجه به نتایج کوتاه مدت شده و در نتیجه هیچگونه حرکتی به سمت بهبود صورت نگیرد. _ شاخصهای مالی گزارش دقیقی درباره هزینه فرایندها ، محصولات و مشتریان نمی دهند و تنها بر فرایند کنترل بخشی به جای کل سیستم تاکید دارند. _ شاخصهای مالی قادر به تشخیص هزینه های کیفی به شکل دقیق و مناسب نیستند و تنها تولید بیشتر را تشویق می کنند.
۲-۲-۴٫ ویژگی های سیستم ارزیابی عملکرد ویژگیهای یک سیستم ارزیابی عملکرد مناسب را می توان به شرح زیر خلاصه کرد (تانگن ،۲۰۰۴) : _ از اهداف استراتژیک پشتیبانی کند: سیستم های ارزیابی عملکرد باید از اهداف استراتژیک نشات گرفته باشند. در غیر این صورت این سیستم ممکن است فعالیتهایی را پشتیبانی کند که اثر معکوس بر اهداف استراتژیک بگذارد. به علاوه باید به این نکته توجه کرد که اگر در طول زمان، استراتژی ها تغییر یابند، برخی شاخصهای عملکرد نیز تغییر خواهند کرد. در نتیجه نیاز به انعطاف پذیری در این سیستم ها احساس می شود تا بتوان از این طریق اطمینان حاصل نمود که سیستم ارزیابی عملکرد همیشه با اهداف سازمان سازگار است. _ متوازن باشد: این موضوع که سیستم ارزیابی عملکرد نباید تنها از نقطه نظر مالی دیده شود بسیار حیاتی است. یک سیستم ارزیابی عملکرد بایستی انواع مختلفی از شاخصهای عملکرد را شامل شود تا تمامی جنبه های مهم برای موفقیت سازمان را پوشش دهد. لذا بایستی بین شاخصهای مختلف توازن وجود داشته باشد. یعنی به صورت متناسبی بر روی نتایج کوتاه و بلندمدت ، انواع مختلف عملکرد (نظیر هزینه، کیفیت، تحویل، انعطاف پذیری و…) جنبه های مختلف ( نظیر مشتریان، ذینفعان، رقبا، نوآوری و…) و سطوح مختلف سازمانی (نظیر عملکرد کلی و بخشی) تمرکز داشته باشد. _ در مقابل بهینه سازی بخشی بایستد: از آنجا که شاخصهای عملکرد بر روی رفتار کارکنان اثرگذارند ، مجموعه ای نامناسب از شاخصها می تواند به رفتار غیر کارکردی از طرف کارکنان منجر شود. به عبارت دیگر، کارکنانی که تنها در پی ارتقا و بهبود شاخص عملکرد مربوط به خود هستند، ممکن است تصمیماتی بگیرند که در تضاد با خواسته های مدیران باشد و بهبود در عملکرد واحد آنها به آسیب دیگر قسمتها و یا حتی عملکرد کلی سازمان منجر شود. یک سیستم ارزیابی عملکرد باید از اینگونه بهینه سازیها جلوگیری کند. _ تعداد شاخصهای عملکرد آن محدود باشد: برای ایجاد عملکرد مناسب ضروری است که تعداد شاخصهای عملکرد محدود باشند. افزایش تعداد شاخصها نیاز به زمان تحلیل بیشتری دارد. گردآوری اطلاعاتی که از آنها استفاده ای نمی شود یک اتلاف تلقی می شود. بنابراین، ضروری است که تنها داده هایی که برای یک هدف خاص کاربرد دارند و هزینه گردآوری آنها از مزایای مورد انتظارشان بیشتر نیست گردآوری شوند. همچنین افزایش تعداد شاخصهای عملکرد، ریسک انباشت اطلاعات را افزایش می دهد که این امر موجب می شود که امکان اولویت بندی شاخصها وجود نداشته باشد. _ دسترسی به آن آسان باشد: هدف یک سیستم ارزیابی عملکرد، دادن اطلاعات مهم ، در زمان مناسب و به شخص مناسب است. لذا نکته مهم درباره این سیستم ها آن است که باید به گونه ای طراحی شوند که اطلاعات آنها به راحتی بهبود یافته و در دسترس استفاده کنندگان از آن قرار گیرد و برای آنها قابل فهم باشد. _ شامل شاخصهای عملکرد جامع باشد: یک شاخص عملکرد باید هدف مشخص داشته باشد. به علاوه ضروری است که یک غایت مشخص نیز برای هر شاخصی تعریف شود و چارچوب زمانی مشخص شود که در قالب آن بایستی به آن غایت نائل شد.
۲-۲-۵٫ دیدگاه های سنتی و نوین در ارزیابی عملکرد
مباحث ارزیابی عملکرد را میتوان از زوایای متفاوتی مورد بررسی قرار داد. دو دیدگاه اساسی سنتی و نو در این باره وجود دارد. دیدگاه سنتی، قضاوت و یادآوری عملکرد و کنترل ارزیابی شونده را هدف قرار داده و سبک دستوری دارد. این دیدگاه صرفاً معطوف به عملکرد دوره زمانی گذشته است و با مقتضیات گذشته نیز شکل گرفته است. دیدگاه نو، آموزش، رشد و توسعه ظرفیتهای ارزیابی شونده، بهبود و بهسازی افراد و سازمان و عملکرد آن، ارائه خدمات مشاورهای و مشارکت عمومی ذینفعان، ایجاد انگیزش و مسئولیتپذیری برای بهبود کیفیت و بهینهسازی فعالیتها و عملیات را هدف قرار داده و مبنای آن را شناسایی نقاط ضعف و قوت و تعالی سازمانی تشکیل میدهد. خاستگاه این دیدگاه مقتضیات معاصر بوده و به ارزیابی سیستمی عملکرد با بهره گرفتن از تکنیکها و روشهای مدرن، توسعه پیدا میکند. حوزه تحت پوشش اندازهگیری عملکرد میتواند سطح کلان یک سازمان، یک واحد، یک فرایند و کارکنان باشد. سطح ارزیابی عملکرد اگر تنها شامل افراد باشد بطوری که امروزه در بخشهای مدیریت منابع انسانی متداول است، ارزشیابی شایستگی کارکنان با معیارهای مختلف در سازمانها انجام میشود. سازمان، افراد و یا واحد سازمانی گرچه به ظاهر انجام دهنده کار هستند اما تنها جزیی از سیستم کل میباشند و باید شرایط اجزای دیگر آن نیز مد نظر قرار گیرد. توجه به معیارهای همه جانبه و استراتژیها و آرمانهای سازمان از لوازم یک سیستم مدیریت عملکرد جامع میباشد. چنین رویکردی در ارزیابی عملکرد، یک ارزیابی واقعی، عدالت محور، قابل اعتماد و اتکا و پیش برنده و پویا خواهد بود. اسنپ (Ed snap) و همکارانش تفاوتهای دو نگرش فوق در ابعاد مورد نظر را به شرح جدول زیر ارائه میکنند:
جدول۲-۱: ارزیابی دستگاه ها و کارکنان بر اساس نگرش نوین در مقایسه با نگرش سنتی
نگرش نوین نگرش سنتی
معطوف به رشد و توسعه (بهبود عملکرد) |
معطوف به قضاوت (یادآوری عملکرد) |
ویژگیها |
| مشورت دهنده و تسهیل کننده عملکرد |
قضاوت و اندازهگیری عملکرد |
نقش ارزیابی کننده |
| آینده |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
3-4 - بر آورد حجم نمونه و روش نمونه گیری با توجه به گستردگي و تعداد بسيار زياد جامعه آماري برای آنکه بتوانیم به نمونه معرف جامعه دست پیدا کنیم، از نمونهگیری خوشهای استفاده کنیم، به این صورت که ابتدا شهر تهران را به عنوان پنج قسمت (خوشه) مختلف جنوب، شمال، غرب، شرق و مركز در نظر ميگيريم و از طريق نمونهگيري در دسترس تعداد قابل توجهي كه بتواند معرف شهر تهران باشد به عنوان نمونه آماري تحقيق در نظر ميگيريم. بر اساس نظر خبرگان و متخصصان علمي و اجرايي مديريت و بيمه براي اينكه بتوانيم نمونه معرف شهر تهران انتخاب كنيم حداقل تعداد 500 نماينده بيمه به عنوان نمونه بايد انتخاب شود تا بتوانيم نتايج تحقيق را به كل جامعه با حداقل خطاي اندازهگيري تعميم دهيم و قابل ذكر است كه تعداد نمونه 500 نماينده بر اساس جدول مورگان براي جوامعي كه تعداد آنها حدود يك ميليون است نيز مناسب در نظر گرفته شدهاست، بنابراین با اين تعداد نمونه انتظار ميرود كه خطاي نمونهگيري تحقيق به حداقل ممكن برسد و در خصوص تعميم نتايج با قدرت و توان مطلوبي اقدام شود. تقسيمبندي تعداد نمونه به شركتها نيز بدين صورت است كه باتوجه به اينكه بيمه ايران از لحاظ كمي بزرگتر از دو شركت ديگر است، 200 نماينده از مشتريان اين شركت انتخاب ميشود و در مورد دو شركت ديگر نيز هر كدام 150 نماينده انتخاب و پرسشنامه تحقيق در اختيار آنان قرار ميگيرد، تا بتوانيم با حداقل خطا دادههاي مورد نياز را جمعآوري كنيم.
 3-5 - ابزار گرد آوری داده ها ابزار مورد استفاده در اين تحقيق «پرسشنامه» است. پرسشنامه يكي از ابزارهاي رايج تحقيق و روشي مستقيم براي كسب دادههاي تحقيق است. پرسشنامه مجموعهاي از سؤالات (عبارات يا گويهها) است كه پاسخدهنده با ملاحظه آنها پاسخ را ارائه ميدهد. اين پاسخ، داده مورد نياز محقق را تشكيل ميدهد. سؤالات پرسشنامه را ميتوان نوعي محرك- پاسخ محسوب كرد. از طريق پرسشنامه ميتوان دانش، علايق، نگرشها و عقايد فرد را در ارتباط با موضوعي خاص مورد ارزيابي قرار داد، به تجربيات قبل وي پي برد و به آنچه در حال حاضر انجام ميدهد،آگاهي يافت(سرمد، 1377 :145). پرسشنامه مورد استفاده در اين تحقيق عبارت است از پرسشنامه محققساخته اعتماد برند، احساس برند و تبليغات بيمهاي. اين پرسشنامه شامل 25 گویه است كه از تحقيقات کوییلو و استیوز(2007)، بال و دیگران(2004)، بال و دیگران(2007)، الولین و کوندرز(2004)، کیاوولینو و دالگارد(2007) گرفته شده و بارها در تحقيقات مختلف و در حوزههاي متفاوت مورد تأييد قرار گرفته است. داراي روايي محتوا و پايايي مطلوب و مناسبي است. به عبارت ديگر روايي آن بر اساس نظر خبرگان و متخصصان حوزه بازرگاني و ارتباطات و بيمه (روايي محتوا) مطلوب و مناسب ارزيابي شده است و پايايي آن به روش آلفاي كرونباخ براي مولفه اعتماد برند 91/0، براي مولفه احساس برند 89/0 و براي عامل تبليغات بيمهاي 93/0 محاسبه شدهاست (شادرام آبپرده، 1390 ، زماني 1390) كه همه اين ضرايب در حد بسيار زيادي است و ميتوان به اين ابزارها اعتماد كرد. اين پرسشنامه داراي 25 گويه يا سوال ميباشد و سه مولفه اعتماد برند، احساس برند و تبليغات بيمهاي را اندازهگيري ميكند. در جدول ذيل تعداد گويههاي هر مولفه مشخص شدهاست:
| جدول3-1: جدول چگونگی تخصیص سوالات پرسشنامه به متغیرهای تحقیق |
| متغیر تحقيق |
تعداد گويه |
شماره گويهها |
| تبلیغات بيمهاي |
9 |
5، 6،19، 20، 21، 22، 23، 24،25 |
| اعتماد برند |
8 |
2، 7، 8، 9، 10، 11، 16، 18 |
| احساس برند |
8 |
1، 3، 4، 12، 13، 14، 15، 17 |
نحوة امتياز بندي در پرسشنامه به اين صورت است كه هر سؤال شامل پنج گزينه بوده که به صورت يک مقياس پنج درجهاي از«خيلي موافقم» تا «خيلي مخالفم» نشان داده شده و در هر سؤال به ترتيب پنج گزينه از يک تا پنج امتياز اختصاص داده ميشود.
| خیلی موافقم - موافقم – نظري ندارم – مخالفم – خیلی مخالفم |
| 5 4 3 2 1 |
در مورد متغير فروش بيمه عمر نيز تعداد ميانگين پرتفوي فروش بيمه عمر در سال را در نظر گرفتيم. به عبارت ديگر در اين تحقيق بعد از اينكه فرد نماينده به سوالات تحقيق پاسخ داده است از وي ميانگين فروش بيمه عمر به طور ماهانه و سالانه و نيز درآمد نماينده از طريق بيمه عمر به طور سالانه و ماهانه پرسيده ميشد و در نهايت همين ميانگين به عنوان متغير فروش بيمه عمر در نظر گرفته ميشد. با توجه به اينكه اين متغير به صورت كاملا كمي و در مقياس نسبي اندازهگيري ميشود، مشكلي از بابت روايي و پايايي سوال وجود ندارد. به عبارت ديگر چون هم سوال مشخص است و هم پاسخ آن مشخص است نميتوان اشكالي در مورد روايي و پايايي ابزار متوجه اين سوال نمود. 3-6- ويژگيهاي فني ابزار تحقيق: الف: روایی (قابلیت اعتبار) پرسشنامه روایی[361] به معنای صحیح و درست بودن است (خاکی، 1384: 104). اعتبار یا روایی به این معنا است که ابزار اندازه گیری تا چه حد خصیصه مورد نظر را میسنجد. برای اندازه گیری روایی پرسشنامه روشهای مختلفی وجود دارد. اهمیت روایی از آن جهت است که اندازه گیری نامناسب و ناکافی میتواند پژوهش علمی را بیارزش و ناروا سازد. مقصود از روايي آن است كه ابزار اندازه گيري به واقع بتواند خصيصه و ويژگي موردنظر را اندازه گيري نمايد. به بيان ديگر، وقتي ابزار اندازه گيري از روايي لازم برخوردار است كه همه متغيرهاي تأثيرگذار در مدل مورد توجه قرار گيرد. برای تعیین روایی پرسشنامه این تحقیق از شیوهی توافق داوران و يا همان روايي محتوا[362] استفاده شده است. بدین ترتیب که پرسشنامه در اختیار صاحبنظران دانشگاهی و اجرايي در حوزه مديريت بازرگاني، علوم ارتباطات (در خصوص بحث تبليغات) و بيمه قرار گرفته است و از آنها خواسته شده که قضاوت کنند، آیا سؤالات تهیه شده همان چیزی را که محقق در نظر دارد را میسنجد یا خیر. در نهايت با اعمال اصلاحات مربوط به نظرات استاد راهنما، متخصصان و اساتید و کارشناسان مدیریت بازرگانی، خبرگان بیمهای، مطالعهی پرسشنامههای مشابه، مقالات، کتب و مجلات علمی- پژوهشی روايي محتوايي پرسشنامه در حد مطلوبي ارزيابي شد. ب: پایایی (قابلیت اعتماد) پرسشنامه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پلیمریزاسیون توسط مخلوطی از رادیکالهای ایجاد شده ناشی از آغازگر، که در آب میباشد آغاز میشود. مونومرها توسط ماده فعال سطحی در یک محیط آبی مخلوط شده و میسلهایی را ایجاد میکنند که در حقیقت تهیه یک پیش امولسیون[۱۵] میباشد. سپس رادیکالهای ناشی از آغازگر توسط یکی از روشهای ۱- درون میسل (میسلار) ۲- همگن (هموژن) ۳- قطرهای به شروع پلیمریزاسیون و تشکیل ذرات میپردازند (اسکوگلاند[۱۶]، ۱۹۹۵). مونومرهای اکریلیکی از قبل به صورت مخلوط درست میشوند (پیش امولسیون) و در حین واکنش توسط آب و ماده فعال سطحی وارد میسلها میشوند. در این مرحله یکی از روشهای زیر توسط آغازگر تشکیل ذرات شیرابه را میدهند که مخلوط کلوییدی ذرات پلیمری در محیط آبی میباشد. انواع مواد فعال سطحی آنیونی، غیریونی، آمفوتریک و فعال استفاده میشوند. مواد فعال سطحی آنیونی متداول عبارتند از: ۱- نمکهای الکیل اریل سولفونات، ۲- نمکهای الکیل دی فنیل اتر سولفونات، ۳- نمکهای الکیل سولفات، ۴- نمکهای الکیل دی فنیل اتر سولفونات، ۵- نمکهای پلی اکسی اتیلن الکیل اتر سولفات، ۶- نمکهای دی الکیل سولفو سوکسینات، ۷- نمکهای الکیل سولفات، ۸- نمکهای پلی اکسی اتیلن الکیل اتر سولفات، ۹- نمکهای پرفلورو الکیل سولفات، ۱۰- صابونهای اسید چرب، ۱۱- نمکهای الکنیل سوکسینیک اسیدها. مواد فعال سطحی کاتیونی متداول عبارتند از: الکیل آمینهای زنجیر بلند، نمکهای آمونیوم کواترنری زنجیر الکیل بلند. مواد فعال سطحی غیر یونی متداول عبارتند از: پلی اکسی اتیلن الکیل اترها، پلی اکسی اتیلن الکیل اریل اترها، استرهای اسید چرب پلی اکسی اتیلن گلیکول. مواد فعال سطحی آمفوتریک متداول عبارتند از: مشتقات پلی وینیل الکل، نشاسته و مشتقات آن، سلولز و مشتقات آن، الیگومرهای پلی اکریلیک اسید. این نوع مواد فعال سطحی همراه مواد فعال سطحی غیریونی دیگر یا به تنهایی به عنوان عامل امولسیون کننده عمل میکنند (ون هرک، ۲۰۰۵). رشد زنجیرها و تشکیل ذرات پلیمری با یکی از واکنشهای زیر انجام میشود: درون میسل (میسلار): آغازگر وارد میسلها شده و مرحلهی انتشار انجام میشود تا مونومرهای درون میسلها، ذرات پلیمر رشد یافته و متورم شده را تشکیل دهند. همگن (هموژن): رادیکالهای ایجاد شده در فاز آبی با اضافه کردن مونومرها انتشار مییابند. سپس الیگومرهای محلول در آب را ایجاد میکنند. تا زمانی که به حد حل شدگی در آب برسند و سپس فاز محلول را ترک کنند. این ذرات سپس خود را به مواد فعال سطحی میرسانند و پایدار میشوند و مونومرها را جذب میکنند که باعث ادامه پلیمریزاسیون میشوند. قطره ای: آغازگر وارد قطره های کوچک مونومر میشود و باعث انتشار پلیمریزاسیون میشود. شکلهای ۱-۱ و ۱-۲ تمامی این سه مرحله را به تصویر میکشند.
شکل ۱- ۱ نمایش اجزای مختلف پلیمریزاسیون در روش ناپیوسته (ون هرک، ۲۰۰۵).
شکل ۱- ۲ نمایش اجزای مختلف پلیمریزاسیون در روش نیمه پیوسته (ون هرک، ۲۰۰۵). پایان: در این مرحله پس از رشد زنجیرها و تشکیل ذرات توسط یکی از واکنشهای ترکیب زنجیرها و یا تسهیم نامتناسب رشد زنجیرها متوقف میشود (کرندال و همکاران، ۱۹۹۵ ؛ ون هرک ؛ دیلارد[۱۷] و همکاران، ۲۰۰۰). ۱-۱-۶ سینتیک هوموپلیمریزاسیون امولسیونی رادیکالی سرعت پلیمری شدن که معادل با سرعت انتشار بیان میشود به توان اول غلظت رادیکال آزاد ([R˙]) بستگی دارد. بر طبق نظریه اسمیت-اوارت با فرض حالت پایا با مساوی قرار دادن سرعتهای آغاز (Ri) و پایان (Rt) میتوان این غلظت را از عبارت سرعت حذف کرد. R → ۲R˙ M +R˙ RM˙ (۱-۱) Ri = Rt = kt [R˙] یا [R˙] = (Ri / kt)1.2 که در این رابطه kt ضریب سرعت پایانی است. معادله ۱-۱ با این فرض به دست میآید که غلظت رادیکال آزاد با گذشت زمان به طور قابل ملاحظهای تغییر نمیکند و نیز هیچ واکنش بازدارنده وجود ندارد. با جاگذاری معادله ۱-۱ در رابطه Rp عبارتی برای سرعت به دست میآید (مهدویان و همکاران، ۱۳۸۷ ، ص ۷۱).
 RM˙n + M1 RM˙n+1
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سندی است که در دفاتر اسناد رسمی (نه ادارهی ثبت) برای طرفین معامله تنظیم میشود که نشانگر انتقال ملک (ثبت شده یا ثبت نشده) از صاحب ملک به خریدار است و از سوی سردفتر و به مسئولیّت او در دفتر و فرم مخصوص تنظیم و ثبت میشود که سند یاد شده دارای مقرّراتی به شرح زیر است:
 أ: تنظیم اسناد در اوراق مخصوص؛ ب: تعداد نسخههای سند؛ ج: لزوم تنظیم اسناد به زبان فارسی؛ چ: لزوم امضا و مهر و شماره و تاریخ سند؛ ح: لزوم ثبت تمام مندرجات سند؛ خ: ممنوع بودن تراشیدن و پاک کردن و الحاق؛ د: لزوم تصدیق مطابقت ثبت با اصل سند؛ ذ: رضایت متعاملین یا متعهّد؛ ر: لزوم حضور معتمد و قرائت سند توسط او و فهماندن آن؛ ز: امضای دفتر به وسیله مشهود و معرفین.[۳۱] ۲-۲- سند مالکیّت سندی است رسمی که پس از تشریفات قانونی ثبت مال غیر منقول و نیز پس از ثبت آن در دفتر املاک محلّ وقوع ملک توسط ادارهی ثبت به نام متقاضی ثبت، صادر میشود و دولت فقط دارندهی آن را مالک میشناسد هر چند که از تصرّف او خارج باشد. سند مالکیّت در واقع خلاصهای از محتویات دفتر املاک است که پس از ثبت ملک و صدور سند، دعوای مخالف مدلول سند مالکیّت شنیده نمیشود و باید قرار ردّ دعوی صادر گردد. قرار رد دعوی از آرایی است که بیش از سایر قرارهای قاطع دعوا از دادگاهها صادر میشوند. قانون گذار صدور قرار رد دعوا را در مواردی پیش بینی نموده که یکی از ایرادات مذکور در بندهای ۳ تا ۱۱ مادّهی ۸۴ قانون آیین دادرسی جدید طرح شده باشد. در حقیقت مادّهی ۸۹ قانون جدید دادگاه در موارد مزبور، قرار ردّ دعوی صادر می کند.[۳۲] اسناد دیگری وجود دارد که نه از نظر قانون مدنی سند رسمی محسوب میشود و نه از نظر قانون ثبت، لذا قانون برای مصالحی آنها را در ردیف اسناد رسمی ثبتی قرار داده و لازم الاجرا کرده است، همچون چک که به موجب مادّه اصلاحیه قانون ،چک جزو اسناد در حکم رسمی هستند. طبق مادّه دو قانون صدور چک میگوید: «چکهای صادرهی عمدهی بانکهایی که طبق قوانین ایران در داخل کشور دایر شده یا میشوند، همچنین شعب آنها در خارج از کشور در حکم اسناد لازم الاجراء است و دارندهی چک در صورت مراجعه به بانک و عدم دریافت تمام یا قسمتی از وجه آن به نبودن محل یا به هر علّت دیگری که منتهی به برگشت چک و عدم پرداخت گردد میتواند طبق قوانین آئیننامههای مربوط به اجرای اسناد رسمی وجه چک یا باقیماندهی آن را از صادرکننده وصول نماید.» دیگر از اسنادی که در حکم اسناد ثبت شدهی لازم الاجرا میباشد قراردادهایی است که بین اشخاص و بانکها در اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا منعقد میشود مشروط بر اینکه موضوع قرارداد، معامله مربوط به اموال غیر منقول یا منقولی است که ثبت آن قانوناً لازم شناخته شده است نباشد. در این مورد مادّهی ۱۵ اصلاحی قانون عملیات بانکی بدون ربا مصوّب ۲۸ اسفند ۱۳۶۵ میگوید: «کلیّهی قراردادهایی که در اجرای این قانون مبادله میگردد و به موجب قراردادی که بین طرفین منعقد میشود در حکم اسناد رسمی بوده و در صورتی که در مفاد آن اختلافی نداشته باشند لازم الاجرا بوده و تابع مفاد آییننامهی اجرایی اسناد رسمی میباشد.» در دو مورد مذکور مصالح اقتصادی و اهمیّت چکهای صادره بر عهدهی بانکها و معاملات بانکی در گردش اقتصاد کشور، دادن چنین اعتباری را به آنها ایجاب کرده است.[۳۳] ۲-۳- ارکان سند رسمی ارکان سند رسمی عبارتند از: ۱- تنظیم سند بوسیلهی مأمور رسمی باشد. سند برای اینکه رسمی شمرده شود باید بوسیلهی مأمور رسمی تنظیم شده باشد، خواه مستخدم دولت باشد یا غیر مستخدم مانند سردفتران اسناد رسمی. منظور از مأمور رسمی شخصی است که مأموریت او در قانون پیشبینی شده باشد. بنابراین نه تنها مأموران وزارتخانهها و مأمورین شهرداری، بلکه اعضای هیأت مدیرهی کودکان وکلای دادگستری و کانون کارشناسان رسمی و نیز مؤسّسات و سازمانهایی که با اجازهی قانون تأسیس شدهاند میتوان مأمور رسمی دانست. پس هر یک از مأمورین یاد شده، اگر سندی را در حدود صلاحیّت خود و با توجّه به مقرّرات قانونی تنظیم نمایند سند مزبور باید رسمی شمرده شود.[۳۴] ۲- رعایت حدود صلاحیّت مأمور در تنظیم سند: سند رسمی نه تنها باید توسط مأمور رسمی تنظیم شود، بلکه مأمور باید در محدودهی صلاحیّت ذاتی و نسبی خود مبادرت به تنظیم سند کرده باشد. بنابراین مأمور باید در نوع امری که سند آن را تنظیم نموده صالح باشد، یعنی صلاحیّت ذاتی داشته باشد. در نتیجه، برای مثال، مأموری که برای ثبت و دفتر املاک معیّن شده نمیتواند سندی را در دفتر اسناد رسمی ثبت نماید یا سند سجلّی احوال تنظیم کند، زیرا تنظیم آن سند در صلاحیّت سردفتر و این سند در صلاحیّت مأمور ثبت احوال است. افزون بر آن، مأمور تنظیم کنندهی سند باید در محدودهی صلاحیّت نسبی خود اقدام کرده باشد. به این معنا که مکان، زمان و وضعیّت حقوقی اشخاصی که سند برای آنان تنظیم میگردد را رعایت کرده باشد. برای مثال، مأموری که ثبت متوّفیات بیگانگان حوزهی تهران را عهدهدار است، صلاحیّت ثبت متوفیّات بیگانگان خارج از حوزهی تهران را ندارد. هرگاه مأمور در تنظیم سند رعایت محدودهی صلاحیّت ذاتی و نسبی خود را نکرده باشد، آن سند رسمی شمرده نمیشود.[۳۵] ۳- رعایت مقرّرات قانونی در تنظیم سند: مأمور رسمی باید سند را در محدودهی صلاحیّت خود بر طبق مقرّرات قانونی تنظیم کرده باشد (مادّهی ۱۲۸۷) قانون مدنی، تشریفاتی که رعایت آن در تنظیم سند رسمی لازم میباشد به دو دسته تقسیم میشوند: نخست تشریفاتی که رعایت نکردن آنها سند را از رسمیّت میاندازد، مانند الصاق تمبر که در مادّهی ۱۲۹۴ قانون مدنی به آن تصریح شده است. دستهی دوم تشریفاتی که عدم رعایت آنها مانع میشود که سند رسمی توصیف شود. تمام تشریفاتی که در قانون و آئیننامه برای تنظیم سند رسمی پیش بینی شده، باید رعایت شود تا بتوان سند را «رسمی» توصیف کرد.[۳۶] گفتار سوم: سند عادّی یکی دیگر از انواع سند، اسناد عادّی هستند. این اسناد، بدون تشریفات قانونی تنظیم میشوند مگر در صورتی که قانون صورت خاصّی برای آنها مقرّر کرده باشد مانند وصیّتنامه خود نوشت که تمام به خط موصی نوشته و به امضای او برسد. همچنین در مورد اسناد تجاری از قبیل چک، سفته و برات و دفاتر تجاری، به غیر از این موارد افراد در تحریر سند عادّی آزادی کامل دارند و قانونگذار محدودیتی از نظر تشریفات تنظیم آنها اعمال ننموده است.[۳۷] در قانون تعریفی از سند عادّی ارائه نشده است فقط در مادّهی ۱۲۸۹ قانون مدنی گفته شده: «غیر از اسناد مذکور در مادّهی ۱۲۸۷ سایر اسناد عادّی است.» بنابراین در تعریف سند عادّی از نظر حقوقدانان آمده است: «سند عادّی عبارت از نوشتهای است که بوسیلهی افراد تنظیم شده، بدون آنکه مأمور رسمی طبق مقرّرات قانونی در آن مداخله داشته باشد.»[۳۸] به عبارت دیگر، سندی است که بدون دخالت مأمور رسمی به وسیلهی اشخاص عادّی تنظیم و امضاء شود.[۳۹] اسناد عادّی تابع تشریفات خاصی نمیباشند و از نظر قانون مدنی هرگاه سند رسمی فاقد یکی از شرایط تنظیم باشد، آن سند عادّی است. بنابراین سندی که توسط مأمور رسمی و خارج از صلاحیّت او تنظیم شده باشد مثلاً محلّ خدمت مأمور رسمی در یک حوزهی شهرستان میباشد و در محلّ دیگری که مأموریت ندارد اقدام به تنظیم سند نماید، آن سند رسمیّت نداشته بلکه عادّی تلقی میشود. شاید برای تسهیل تشریفات تنظیم سند رسمی و شاید به دلیل راحتی و نبود تشریفات در برخی شرایط افراد به تنظیم سند عادّی روی میآورند و اسناد خود را به صورت عادّی تنظیم میکنند. البتّه در بسیاری از موارد همین اسناد عادّی چه از طریق ضوابط قانونی و یا از طریق تنفیذ محاکم، اعتبار قانونی و رسمی پیدا میکنند و از مزایای سند رسمی برخوردار میشوند. اصولاً نوشتهی خصوصی اگر بوسیلهی طرف امضا شود تابع هیچ گونه شرط دیگر نیست ممکن است به زبان فارسی یا زبان دیگری باشد، با قلم یا ماشین تحریر و با هر وسیله یا مادّهی رنگی دیگر نوشته یا چاپ شود. ممکن است بوسیلهی الفبای معمولی نوشته شود یا در نوشتن آن الفبای خاص بکار رود. از طرفی قید تاریخ یا مکان نگارش سند الزامی نیست و سفید مهر هم سند عادّی محسوب میشود و تنظیم آن به صورت رسمی جایز نیست. اگر چه عدّهای عقیده دارند اگر سند سفید امضا باشد در واقع امضا کننده یک نوع وکالت در تنظیم به طرف خود داده است که به جای او امور را به انجام برساند. نگارش سند عادّی در اوراق مخصوص انجام نمیگیرد بلکه در کاغذهای معمولی به عمل میآید حتّی ممکن است در روی صفحهای غیر از کاغذ، مانند چوب و آهن و غیره نوشته شود. به طور کلّی شرایط سند عادّی امضای آن بوسیلهی طرف است و تا نوشتهای امضا نشود اعتبار ندارد و سند محسوب نمیشود. امضا شرط لازم یک سند عادّی است در نتیجه وقتی که صاحب سند نتواند اصل آن را ارائه دهد رونوشت سند نمیتواند هیچ گونه اعتباری داشته باشد و بجای آن بکار رود.[۴۰] ۳-۱- انواع سند عادّی با تعریفی که قانون مدنی از سند نموده، میتوان آن را از چند جهت عادّی فرض نمود: أ: تنظیم سند توسط مأمورین رسمی بدون رعایت مقرّرات: در مادّهی ۱۲۸۷ قانون مدنی مأمور رسمی مکلّف گردیده اسناد را مطابق مقرّرات قانونی تنظیم نماید و به همین دلیل از واژهی «طبق قوانین» استفاده نموده است. منظور از قوانین و مقرّرات تشریفاتی است که در این موارد برای هر سندی پیش بینی شده است. بنابراین هرگاه سند رسمی بدون رعایت تشریفات مصرّح در قانون تنظیم شود باعث میگردد این سند به یک سند عادّی تبدیل شود و از اعتبار سند رسمی محروم گردد. به عنوان مثال یک سر دفتر ثبت سند را بجای ثبت در دفتر سردفتر در دفتر دیگری به ثبت برساند یا از اوراق دیگری بجای اوراق مخصوص آن سند استفاده نماید، اینها مواردی است که سند را از رسمیّت خارج میکند.[۴۱] البتّه در مواردی نیز عدم رعایت یک سری تشریفات باعث نمیشود که سند از رسمیّت خارج شود. مثل عدم الصاق تمبر و مقرّرات راجع به آن فقط ممکن است از نظر انتظامی و اداری برای مأمور موجب مسئولیّت میشود. در این خصوص مادّهی ۱۲۹۳ قانون مدنی مقرّر میدارد: «هرگاه سند به وسیلهی یکی از مأمورین رسمی تنظیم اسناد تهیّه شود لیکن مأمور صلاحیّت تنظیم آن سند را نداشته یا رعایت ترتیبات مقرّرهی قانونی را در تنظیم سند نکرده باشد سند مزبور در صورتی که دارای مهر و امضای طرف باشد عادّی است.» همچنین مادّهی ۱۲۹۴ قانون فوق الذکر مقرر میدارد: «عدم رعایت مقرّرات راجع به حق تمبر که به اسناد تعلق میگیرد، سند را از رسمیّت خارج نمیکند.» ب: اسنادی که مأمور رسمی خارج از حدود صلاحیّت خود تنظیم کند: هرگاه مأمور رسمی بخواهد سند رسمی تنظیم نماید طبق مادّهی ۱۲۸۷ قانون مدنی باید در حدود صلاحیّت خود مبادرت به تنظیم و ثبت سند نماید. در غیر این صورت سند رسمی که بدون صلاحیّت مأمور تنظیم گردیده باشد، فاقد اعتبار رسمی است و صرفاً یک سند عادّی محسوب میشود، مانند سند معامله که نزد پلیس تنظیم شود و یا ثبت ازدواج و طلاق که در دفتر اسناد رسمی ثبت گردد، این گونه اسناد در صورتی که دارای امضا یا مهر یا اثر انگشت باشد عادّی است یا آنکه سردفتر اسناد رسمی بر خلاف مادّهی ۵۳ قانون ثبت، اسنادی را که منفعت خود یا کسانی که تحت ولایت یا وصایت یا قیّومیّت او واقعاند یا با او قرابت نسبی تا درجهی چهارم یا سببی تا درجهی سوم دارند و یا در خدمت او هستند ثبت کند.[۴۲] همچنین مادّهی ۳۱ قانون دفاتر اسناد رسمی در این رابطه مقرّر میدارد: «سردفتران و دفتر یاران نباید اسنادی را که مربوط به خود یا کسانی که تحت ولایت یا وصایت یا قیّومیت آنها هستند یا با آنها قرابت نسبی یا سببی تا درجهی چهارم از طبقهی سوم را دارند یا در خدمت آنها هستند، ثبت نمایند و در صورتی که در محل، دفترخانهی دیگری نباشد، سند با حضور دادستان شهرستان محلّی که دفترخانه در حوزهی آن واقع است یا رئیس دادگاه بخش یا نمایندهی آنها با توضیح مراتب در ذیل آن، در همان دفترخانه، تنظیم و ثبت خواهد شد.» ج: اسنادی که به وسیلهی افراد تنظیم میشوند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از یک طرف مظهر قدرت و جفت زرنشان است. زرد طلایی، جوهر الهی است. از طرف دیگر رنگ زرد وقتی بر زمین، این میان راه اعلی علیین و اسفلالسافلین متوقف شود چیزی جز انحراف فضیلتها، انحراف در ایمان، هوش و زندگی جاوید رخ نخواهد داد. وقتی عشق الهی فراموش شود، زرد گوگردی شیطانی فرامیرسدکه تصویر غرور، تفرع و هوشی است که فقط میخواهد خود را به پرواز درآورد. زرد وابسته به زنا است، اگر پیوندهای مقدس ازدواج گسیخته شود (شوالیه،۱۳۸۸،ج۳: ۴۵۱). علاوهبر این امر، روانشناسان در روانشناسی رنگ، رنگ زرد را نوعی نشانهی رهایی و امید به سعادت میدانند. این سمتگیری به سوی آینده در همهی زمینههای زندگی انسان دیده میشود. پس رنگ زرد نشانهی رهایی و امید یا انتظار خوشبختی بزرگتری را داشتن است و معنای ضمنی آن برخی تضادهای کوچک و بزرگ است که نیاز به رهایی از آنها وجود دارد. این امید به سعادت، در تمام شکلهای بیشمار آن (از شهوت جنسی گرفته تا فلسفههایی که روشنگری و کمال را عرضه میکنند) همواره سمتگیری آن به سوی آینده است؛ زرد نشانگر پیشرفت به جلو، به سوی چیزهای تازه، تحول و ترقی است (لوشر،۱۳۷۳: ۹۱). در واقع میتوان گفت که خواهر در این قصه ناخودآگاهی است که به دنبال سعادت است؛ اما مسیر را اشتباه رفته و اسیر نفسانیات میشود. این ناخودآگاه لجامگسیخته مدتی بر خودآگاه غلبه میکند و او را وادار میکند تا بعد مثبت وجودش را که در قصه با رنگ سیاه و سفید مشخص کرده و در قسمت موجودات اساطیری آنها را نماد دانشازلی و بعد نورانی وجود آدمی دانستیم، از بین ببرد؛ اما خوداگاه به تدریج قوی شده که در قصه به شکل بزرگ شدن آلتین توپ نمود یافته است، خودآگاه قوی شده خود را از شر ناخودآگاه پلید نجات داده و به کوه میرود؛ یعنی به مبدأ بازمیگردد. آنگاه کم کم راه زندگی دوباره را یافته و با پیدا کردن جنبهی مثبت ناخودآگاه که در قصه در وجود دختران پادشاه نمود یافته، دوباره زندگی خود را از نو میسازد. ■ باورهای عامیانه و خرافی _______________ ■ سایر عناصر ___________ ۳-۳۲- آلمانجیر * خلاصهی قصه مردی به نام آلمانجیر بود. او هر شب یک زن میگرفت و همان شب هم دماغ و گوش او را میبرید و کناری میانداخت. روزی دختر وزیر به زنهای آلمانجیر گفت:«شما به آلمانجیر بگویید بیاید مرا به زنی بگیرد تا به او نشان دهم گوش بریدن یعنی چه!» آلمانجیر به خواستگاری دختر وزیر رفت و او را عقد کرد. موقع خواب دختر به آلمانجیر گفت:«قصهای برای تو میگویم، اگر خوابمان برد و قصه تمام نشدهبود، بقیهاش را فردا شب میگویم». دختر چند شب قصه را کش داد. شبی دختر وزیر شنید که زن همسایهشان در حال زایمان است. بچه که به دنیا آمد، دختر، نوزاد را گرفت و به خانه آورد. آلمانجیر خواب بود. دختر آهسته شلوار آلمانجیر را پایین کشید و بچه را میان دو پای آلمانجیر گذاشت. آلمانجیر که از گریهی نوزاد بیدار شدهبود، وحشتزده دختر وزیر را صدا کرد. دختر گفت:«من بچه را پنهان میکنم. تو هم صدایش را در نیاور. آخر کی تا به حال دیده که مرد هم بزاید؟!» به این ترتیب آلمانجیر از ترس رسوایی سه ماه از آنجا رفت. بعد از سه ماه که آلمانجیر بازگشت، دختر وزیر به بچههای ده یاد داد که پشت سر آلمانجیر راه بیفتند و بخوانند:«آلمانجیر پسر زائیده، قدمش مبارک باشد!» آلمانجیر تا این شعر را شنید چادری به سر کرد و از راه بیابان فرار کرد و دیگر بازنگشت.
 ■ عناصر اساطیری ¨ شخصیتهای اساطیری ___________ ¨ کنشهای عناصری ___________ ¨ موجودات و پدیده های اساطیری _____________ ■ عناصر اجتماعی ¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها این قصه مشابه خط اصلی قصهی هزار و یکشب است که قهرمان اصلی آن با بهره گرفتن از سحر کلام و جادوی قصه، مرد را در انتظار نگه میدارد و سرانجام بر او پیروز میشود. در این قصه قهرمان علاوهبر سحر کلام از اقدامات دیگری نیز استفاده میکند و طنز ظریفی نیز بر فضای قصه به ویژه انتهای آن حاکم است. در این قصه، آلمانجیر شبیه پادشاه هزار و یکشب است که هر روز زنی میگیرد و فردا صبح او را میکشد؛ اما آلمانجیر در این قصه فقط گوش و بینی زنان را میبرد. از دیگر شباهتهای این دو قصه اقدام دختر وزیر است که خود خواسته به ازدواج چنین مردانی درمیآید با این تفاوت که هدف شهرزاد حل مشکل پادشاه است ولی هدف دختر وزیر در قصهی آلمانجیر تأدیب مرد به خاطر رفتاری که با دیگر زنانش داشته است و در نهایت با اقدامی زیرکانه، موجب فرار همیشگی مرد میشود. شیوهای که شهرزاد و دختر وزیر به کار میگیرند، شبیه به هم و این روش خاص هندیان است. «نقل داستانهای پیدرپی برای بهدستکردن مهلت و مانع شدن از کاری شتابزده و ناسنجیده یا قصهگویی برای پس انداختن مرگ و نیز شیوهی درج کردن قصهیی در قصهی دیگر، روش خاص هندیان است» (ستاری،۱۳۶۸: ۱۳). این امر نشانگر تأثیر فرهنگ و باورهای هندی بر قصههای ایرانی است، حتی قصههایی که از لحاظ جغرافیایی فاصلهی زیادی با این سرزمین دارد. آلمانجیر قصهای از دیار آذربایجان است. ¨ آداب و رسوم ________ ¨ وضعیت اقتصادی ورابطه با قدرت وثروت __________ ■ عناصر روانشناسی با توجه به بافت قصه میتوان چنین دریافت که آلمانجیر نماد مردانی است که با تعدد همسر و آزار و اذیت زنان، همواره بر زنان ظلم میکردند. این قصه به نوعی نشانگر آرزویی زنانه است در تسلط بر مردان و تنبیه آنان به خاطر ظلمهایی که در جوامع مردسالار بر زنان میکردهاند. ■ باورهای عامیانه وخرافی ______________ ■ سایر عناصر استفاده از هوش و کمک گرفتن از امکانات پیرامون حتی اگر قدرت چندانی نداشته باشند؛ مانند بچه ها از نکاتی است که ضمن قصه به آن اشاره میکند. ۳-۳۳- آنخودک * خلاصهی قصه زن و شوهری بودند که بچهدار نمیشدند. روزی زن به درگاه خدا دعا کرد: « خدایا حالا که بچهدار نمیشویم. پس کاری کن تا یک مقدار نخود بزایم برای نخودچی شب عید». دعای زن مستجاب شد. زن نخودها را برداشت تا از آنها نخودچی درست کند. یکی از نخودها از دست زن افتاد. وقتی نخودچیها حاضر شد، زن آرزو کرد فرزندی داشت تا برای پدرش غذا ببرد. ناگهان نخودی که روی زمین افتاده بود، گفت: «من برایش میبرم». نخودک به نزد پدرش رفت. همینکه خواست به پدرش کمک کند، تپالهی گاوی روی او افتاد. نخودک داد و فریاد کرد. مرد به خیال اینکه گاو نخودک را خورده، شکم گاوهایش را درید. سرانجام تپاله را کنار زد و نخودک بیرون آمد. پدر که از کشتن گاو پشیمان شده بود به نخودک گفت که پادشاه مقداری پول از او به زور گرفتهاست. اگر پادشاه آن پولها را پس دهد. وی میتواند دوباره گاو بخرد. نخودک تصمیم گرفت به قصر پادشاه رود و پول پدرش را پس بگیرد. در راه آب یک رودخانه را در شکمش کشید، شیر و شغال نیز با او همراه شدند و در شکمش مخفی گشتند. نخودک وارد قصر پادشاه شد و به کمک شیر، شغال و آبی که در شکم داشت، حیلههای شاه را خنثی و تمام خزانهی شاه را نیز خالی کرد. آنگاه به خانه آمد و زندگی زن ومرد فقیر را سامان بخشید. ■ عناصر اساطیری ¨ شخصیتهای اساطیری ____________ ¨ کنشهای اساطیری ____________ ¨ موجودات و پدیده های اساطیری _____________ ■ عناصر اجتماعی ¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها این قصه، روایت دیگری از قصهی ۳ است، با این تفاوت که قهرمان در اینجا نخودی متولد شده از زنی است. شخصیتهای این قصه زن و مرد کشاورز و فقیری هستند که بچه ندارند و در اثر دعای زن، خدا به آنها مقداری نخود میدهد. یکی از نخودها، فرزند آنها میشود و با کمک قدرت فوقالعادهای که دارد و همراهی حیوانات دیگری چون شیر و شغال موفق میشود با پادشاه ظالم مقابله کند. در این قصه شاهد تقابل طبقهی حاکم و فرودست جامعه و ظلم و ستم طبقهی حاکم بر طبقهی فرودست هستیم. ¨ آداب و رسوم از دیرباز در میان ایرانیان رسم بر این بوده که برای شب عید و به ویژه چهارشنبه سوری نخودچی تهیه میکردند. (رجوع شود به قصهی ۲) ¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت _______________ ■ عناصر روانشناسی ظلم طبقهی حاکم بر مردم جامعه به ویژه طبقهی فرودست آنها را بر آن میداشته که در قصهها و افسانههایشان به یاری موجودات عجیب که قدرتهای فوقالعاده دارند، انتقام خویش را از ظالمان و حاکمان بگیرند. اینکه در قصهها موجودی ضعیف و کوچک بر پادشاهی ظالم پیروز میشود، نمایانگر آرزوی مردمان است. علاوهبر آن کمک شیر و شغال در قصه میتواند به معنای نیروهای خشم و غضب در آدم باشد که با کمک گرفتن از آنها در جای خود میتوان خود را از قید ظلم برهاند. ■ باورهای عامیانه وخرافی ____________ ■ سایر عناصر ____________ ۳-۳۴- آوچی محمد * خلاصهی قصه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۴-۱- تجزیه واریانس اثر تیمارهای مختلف روی صفات اندازهگیری شده
۲۲
جدول ۴-۲- مقایسه میانگین اثر تیمارهای مختلف روی صفات اندازهگیری شده
۲۳
جدول ۴-۳- تجزیه واریانس اثر تیمارهای مختلف روی مقدار مالوندیآلدئید و پراکسیداز
۲۴
جدول ۴-۴- مقایسه میانگین اثر تیمارهای مختلف روی مقدار مالوندیآلدئید و پراکسیداز
۲۴
جدول ۴-۵- تجزیه واریانس اثر تیمارهای مختلف روی مقدار کلروفیلa ، b و کل
۲۴
جدول ۴-۶- مقایسه میانگین اثر تیمارهای مختلف روی مقدار کلروفیلa ، b و کل
۲۵
چکیده بهمنظور بررسی تاثیر آبهای مختلف روی عمر پس از برداشت گلهای بریده رز، داودی و ژربرا آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در ۳ تکرار با دو فاکتور: انواع آب (آب مغناطیسی، آب مقطر، آب دیونیزه و آب شهری) و انواع گل (گل رز، داودی و ژربرا) به اجرا در آمد. در این آزمایش صفاتی از قبیل عمر گلجایی، جذب آب، کاهش وزن تر، ماده خشک، مقدار کاروتنوئید، کلروفیل، پروتئین گلبرگ، کاهش درجه بریکس، فعالیت آنزیم پراکسیداز و مقدار مالون دی آلدئید مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر متقابل تیمارها در تمامی صفات اندازهگیری شده از لحاظ آماری معنیدار بوده و بیشترین عمر گلجایی در تیمارهای آب شهری× گل داودی با ۵/۱۵ روز و تیمار آب مغناطیسی × گل داودی با ۸/۱۴ روز مشاهده شد. همچنین این تیمارها بیشترین مقدار پروتئین گلبرگ، فعالیت آنزیم پراکسیداز و میانگین وزن تر روز اول، سوم، ششم و آخر و همچنین کمترین مقدار مالوندیآلدئید را در بین تیمارها به خود اختصاص دادند. کلمات کلیدی: عمر پس از برداشت، آب مغناطیسی، گل رز، گل داودی، گل ژربرا. فصل اول مقدمه
گل رز ۱-۱-۱-گیاهشناسی و پراکنش اکولوژیکی رز رز با نام علمی Rosa hybrida L. از خانواده Rosaceae با دامنه وسیعی از عادات رشد در آسیا، امریکای شمالی، افریقا و اروپا است که برای مصارف مختلفی از قبیل گلدانی، فضای آزاد، شاخه بریده و … کشت و کار میشود (مرتضوی و همکاران، ۲۰۰۷). درختچههای رز دارای ساقه راست یا خزنده، خاردار یا بدون خار و دارای برگهای متناوب و درای برگچه دندانهدار و متقابل است (بنائیمحمدی و همکاران، ۱۳۷۷).
 شکل ۱-۱- گل رز
اهمیت اقتصادی و سطح زیر کشت گل رز گل رز یکی از مهمترین گلهای شاخه بریده در سطح جهان است که به دلیل تنوع و زیبایی همواره در صدر تجارت جهانی گل و گیاه قرار دارد ( معماران کاشانی و نادری، ۱۳۷۵). صادرات گلهای شاخه بریده بیش از ۵/۱ میلیارد دلار است که گل بریده رز یکی از مهمترین آنهاست. سطح زیر کشت گل رز در کل دنیا (۲۶۰۰۰۰۰ هکتار )، در هلند (۵۲۰۰۰ هکتار) و سطح زیر کشت آن در ایران (۴۲۰۰ هکتار) گزارش شده است (بینام، ۱۳۸۹).
عوامل موثر در کاهش عمر پس از برداشت گل بریده رز ماندگاری گل رز با پژمردگی گلبرگ، ریزش یا تغییر گلبرگها و نمایان شدن عارضه خمیدگی گردن همراه است (یاداما و همکاران، ۲۰۰۳). عمر پس از برداشت این گل در اثر ظهور علایم پیری زودرس مانند انسداد سیستم آوندی و گاز اتیلن کوتاه میشود. انسداد آوندها توسط میکروارگانیسمها و هوا در گل بریده رز سبب تخریب سیستم آوندی و در نتیجه کاهش عمر پس از برداشت میشود. هورمون اتیلن تسریع کننده تغییرات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی مرتبط با پیری است (شهری و طاهر، ۲۰۱۱؛ امگلاسون و همکاران، ۱۹۷۵). جنسهای مختلف گیاهان به اتیلن حساسیت متفاوتی نشان میدهند بطوریکه گل رز، گاز اتیلن کمی تولید میکند اما حساسیت زیادی به این هورمون پیری نشان میدهد (وندورن، ۲۰۰۱؛ الگیمابی و احمد، ۲۰۰۹ ). ۱-۲- گل داودی ۱-۲-۱- گیاهشناسی و پراکنش اکولوژیکی داودی داودی با نام علمی Denderanthema grandiflorun L. متعلق به خانواده کلاپرکسانان[۱] است که کشت و کار آن امروز در سراسر دنیا متداول است (نبیگل و همکاران، ۱۳۸۵؛ خلیقی، ۱۳۸۹). داودی دارای گلهای دو جنسه و خود گرده افشان است. گل داودی دارای دو فرم گل استاندارد (تک گل و بیشتر برای مصارف گل بریدنی استفاده میشود) و پمپون[۲] (گلهای ریز مجتمع که مصارف گلدانی دارد) است. جنس داودی دارای ۱۶۰ گونه است که موطن آن چین، ژاپن و اروپا ذکر شده است (خوشخوی، ۱۳۸۷؛ شیراوند و رستمی، ۱۳۸۸). در شرایط طبیعی داودی با کوتاه شدن طول روز در پاییز و زمستان گل میدهد اما امروزه ارقام زیادی از داودی را در گلخانه برای مصارف مختلف در تمام طول سال تولید میکنند (ادریسی، ۱۳۸۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شاخص نرمشده برازندگی (NFI)
۹/۰ و بالاتر
۹۲/۰
شاخص نرمنشده برازندگی (NNFI)
۹/۰ و بالاتر
۹۳/۰
شاخص برازندگی فزاینده (IFI)
۹/۰ و بالاتر
۹۰/۰
شاخص برازندگی تطبیقی(CFI)
۹/۰ و بالاتر
۹۰/۰
ریشه دوم برآورد واریانس خطای تقریب، RMSEA
۱۰/۰ و کمتر
۱۰/۰
همانطور که مشخصه های برازندگی جدول نشان میدهد دادههای این پژوهش با ساختار عاملی و زیربنای نظری پژوهش برازش مناسبی دارد و این بیانگر همسو بودن سؤالات با سازههای نظری است.
تحلیل عامل تاییدی متغیر خرید سازمانی در پرسشنامه «بررسی تأثیر قدرت بازاریابی بر عملکرد تجاری شرکتهای تولیدی استان کرمانشاه» میزان تأثیر متغیر خرید سازمانی بر عملکرد تجاری با بهره گرفتن از ۷ سؤال نشانگر بررسی شده است (سؤالهای ۷ تا ۱۳). مدل صفحه بعد مدل استاندارد شده بررسی متغیر کانال توزیع در نرم افزار لیزرل می باشد که رابطه متغیر و نشانگرهای آن ترسیم شده است : شکل۴- ۳- مدل استاندارد بررسی متغیر خرید سازمانی در نرم افزار لیزرل با توجه به شکل بالا معیارهای مقدار احتمال، ریشه دوم برآورد خطای واریانس تقریب و مقدار کای دو تقسیم بر درجه آزادی در سطح قابل قبولی قرار دارند و مدل دارای برازش مناسب میباشد. لذا میتوان پارامترهای برآورد شده در مدل را به لحاظ آماری قابل اتکا دانست و از تطابقپذیری نشانگرها با سازههای مورد مطالعه استفاده نمود. مدل (۴-۳) نشان میدهد که سوال ۱۱ دارای بیشترین تاثیر با میزان تاثیر ۵۹/۰ و سوال ۱۲ دارای کمترین تاثیر با میزان تاثیر ۲۹/۰ روی عامل خرید سازمانی میباشند. اکنون به بررسی معنیداری هر یک از روابط فوق با بهره گرفتن از نمودار آماره تی استودنت میپردازیم. با توجه به اینکه مقدار آماره تی استودنت نشان داده شده در شکل صفحه بعد برای هر یک از سؤالها بیشتر از ۹۶/۱ است، در نتیجه همه روابط فوق معنیدار میباشند.
 شکل۴- ۴- مدل استاندارد بررسی عامل خرید سازمانی در نرم افزار لیزرل براساس مقدار t مقادیر محاسبه شده تی برای هر یک از بارهای عاملی هر نشانگر باقی مانده با سازه یا متغیر پنهان خود بالای ۹۶/۱ است، لذا میتوان همسویی سؤالات پرسشنامه برای اندازهگیری مفاهیم را در این مرحله معتبر دانست. در واقع نتایج جدول فوق نشان میدهد آنچه پژوهشگر توسط سؤالات پرسشنامه قصد سنجش آنها را داشته است توسط این ابزار انجام شده است. با توجه به مقادیر آماره تی استودنت مربوط به خطاها ملاحظه میگردد که مقادیر این آماره برای همه سؤالها بیشتر از ۹۶/۱ است و نشان میدهد که با مقدار معناداری از خطا مواجه هستیم البته به دلیل اینکه روابط بین این سوالها با متغیر همه بالا و معنیدار هستند، این خطاها قابل چشمپوشی است. برای آنکه نشان دهیم این مقادیر به دست آمده تا چه حد با واقعیتهای موجود در مدل تطابق دارد باید شاخصهای برازش مورد مطالعه قرار گیرد. همچنین با توجه به بارهای عاملی موجود در هر یک از ابعاد میتوان در مورد اهمیت هر یک از نشانگرها تصمیمگیری نمود. جدول ۴- ۱۵- بارهای عاملی و مقدار تی نشانگرهای مربوط به بررسی عامل خرید سازمانی
سازه پژوهش
علامت در مدل
بار عاملی در مدل اشباع شده
مقدار تی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تنظیم راکتیویته روی موقعیت میلههای کنترل و تغییر غلظت بور در مدار اولیه ختک کننده استوار است. ۳-۴-۱- سیستم میله کنترل هدف سیستم میله کنترل بقرار زیر است: حفظ یک حالت بحرانی در یک سطح قدرت ایستا و کنترل پخش قدرت در قلب؛ تغییر قدرت قلب تامین پیشگیری و محافظت راکتور در حالت اضطراری در راکتور VVER-1000، ۶۱ میله کنترل وجود دارد. هر میله کنترل شامل ۱۸ عنصر جاذب است، که درون مجتمعهای سوخت درون کانالهای خاصی حرکت میکنند و دارای محرکهای منحصر بفرد است. تمام میلههای کنترل به ۱۰ گروه (دسته) تقسیم میشوند. توزیع میلههای کنترل به ۱۰ گروه و موقعیت میلههای کنترل روی صفحه قلب در طرح میله کنترل در شکل ۳-۱۳ نشان داده شده است. شکل ۳-۱۳ موقعیت گروه میله های کنترل روی صفحه قلب تعداد میلههای کنترل در یک گروه، و سرعت حرکت، مشخص شده اند بطوریکه بیشترین بهره وری دیفرانسیلی باید بیش از ۰۳۵/۰ و سرعت معرفه راکتیویته در فرایند پس گیری میلههای کنترل باید کمتر از ۰۷/۰ باشد، در اینجا کسر مؤثر نوترونهای تاخیری است. وقتی راکتور در قدرت مجاز در حال اجرا است همه گروههای میله کنترل در بالاترین موقعیت بالای قلب قرار دارند بجز میلههای گروه ۱۰، که یک گروه کاری هستند. بصورت نمونه این میلهها در ارتفاع ۷۰-۹۰ درصدی از ته قلب قرار میگیرند و برای جبران تعییرات کوچک راکتیویته بعلت نوسانات دمایی، غلظت بور و بار الکتریکی و. . . بکار میرود.
 کنترل کامل توزیع قدرت در قلب توسط گروه میلههای کنترل ۵ ایفای نقش میکند. این میلهها برای حفظ قدرت آزادی غیر یکنواخت در حاشیهها و برای پایداری شکل میدان در مانور حکومت مطابق با محاسبات کنترل راکتور برای ناپایدارهای زنون است. همه میلههای کنترل برای محافظت اضطراری () و محافظت پیش گیر (). وقتی علامت رخ میدهد همه میلههای کنترل درون قلب وارد میشوند و زمانی که سپری میشود تا به ته قلب برسد در حدود ۴ ثانیه است. پس از اینکه علامتهای محافظت پیش گیر () رخ میدهد (که انواع مختلفی میتواند باشد)گروههای میله کنترلی بصورت پی در پی به داخل قلب پایین میرود، یا یک گروه میتواند برای یک کاهش سریع در قدرت راکتور پایین آورده شود. هر دسته میله کنترل را میتوان با کنترل قدرت بصورت دستی یا اتوماتیکی انتخاب کرد. ۳-۴-۲- سیستم تنظیم بور سیستم تنظیم بور برای جبران تغییرات کم راکتیویته و حفظ حالت بحرانی قلب در طی ناپایداری مربوط به زنون سمی، و در طی راه اندازی و خاموشی راکتور بکار میرود. در اجرای عادی سیستم تنظیم بور موارد زیر فراهم میشود: جبران تغییرات کم راکتیویته مربوط به سوختن سوخت و فرایندهای ناپایدار؛ جبرای کاهش راکتیویته طی واپاشی زنون و خنک کردن راکتور زیر بحرانیت ضروری در طی سوخت گیری قلب و کار تعمیر و برنامه ریزی همچنین تنظیم بور را میتوان برای تغییر قدرت راکتور بکار برد. قابلیت جذب بور دو ضروریت را در زیر در نظر میگیرد: جبران راکتیویته کامل در حالت سرد؛ و فراهم کردن زیر بحرانی نه کمتر از % ۰۵/۰ این ضروریت وقتی غلظت بور در خنک کننده g/kg 16است رفع میشود. سیستم تنظیم بور اجازه تغییرات در غلظت بور را به سرعتی در حدود ۱۵-۲۰ درصد در هر ساعت از غلظت مجاز را میدهد. یک ترکیب تنظیم بور با میله کنترل متحرک مانور مشخصات قلب را بهبود میبخشد. [۹] فصل چهارم معرفی روش مونت کارلو و کد MCNPX ۴-۱- MCNP و روش مونت کارلو ۴-۱-۱- روش مونت کارلو و روش قطعی روش مونت کارلو خیلی متفاوت از روشهای ترابرد قطعی هستند. روشهای قطعی، خیلی معمولی تر از روش بستههای گسسته است، معادله ترابرد را برای رفتار متوسط ذرات حل میکنند. در مقابل، مونت کارلو یک معادله پیچیده را حل نمیکند، بلکه ترجیحا جوابها را با شبیهسازی تک تک ذرات و ثبت بعضی جوانب (تالیها) رفتار متوسط آنها بدست میآورد. رفتار متوسط ذرات در سیستمهای فیزیکی (استفاده از قضیه حد مرکزی )پس از رفتار متوسط ذرات شبیهسازی شده استنتاج میشود. روش مونت کارلو و قطعی نه تنها روشهای خیلی متفاوتی برای حل یک مسئله هستند، بلکه اجزای اصلی یک راهحل متفاوت است. روشهای قطعی نوعا اطلاعات کامل را بصورت نسبتا خوبی (برای مثال، شار) در سرتاسر فضای فاز مسئله میدهد. مونت کارلو اطلاعات را تنها درمورد تالیهای معین و مشخصی که توسط کاربر پیشنهاد شده فراهم میکند. وقتی روشهای مونت کارلو و بسته های گسسته مقایسه میشوند، اغلب گفته میشود که مونت کارلو انتگرال معادله ترابرد را حل میکند، در حالیکه بستههای گسسته انتگرالی- دیفرانسیلی معادله ترابرد را حل میکند. دو چیز درباره این عبارت گمراه کننده است. اول، انتگرال و انتگرال-دیفرانسیلی معادله ترابرد دو شکل متفاوت ازمعادله یکسان هستند ؛ اگر یکی حل شد، دیگری نیز حل میشود. دوم، مونت کارلو یک مسئله ترابرد را با شبیهسازی تاریخچه ذرات بجای حل یک معادله “حل میکند". با روش مونت کارلو هرگز لازم نیست معادله ترابرد برای حل یک مسئله ترابرد نوشته شود. با این وجود، کاربر میتواند معادله ای را مشتق کند که چگالی احتمال ذرات را در فضای فاز توصیف کند ؛ این معادله تولیدی با انتگرال معادله ترابرد یکسان است. روش بستههای گسسته تصور میکند فضای فاز به جعبههای بسیار کوچکی تقسیم میشود، و ذرات از یک جعبه به دیگری حرکت میکنند. در حد همانطور که جعبهها بصورت تصاعدی کوچک میشوند، ذرات در حال حرکت از جعبه به جعبه بغلی مقدار زمان دیفرانسیلی برای حرکت از یک فاصله دیفرانسیلی در فضا سپری میشود. در حد این به انتگرال-دیفرانسیل معادله ترابرد , که مشتق فضا و زمان دارد، نزدیک میشود. در مقابل، مونت کارلو ذرات را بین رویدادهایی (برای مثال، برخوردها) انتقال میدهد که با فضا و زمان از هم جدا شدهاند. مونت کارلو یک دنباله خوب برای حل مسائل سهبعدی پیچیده، وابسته به زمان است. بدلیل اینکه روش مونت کارلو از جعبههای فضای فاز استفاده نمیکند، هیچ میانگینگیری تخمینی ملزومیدر فضا، انرژی و زمان وجود ندارد. ۴-۱-۲- روش مونت کارلو مونت کارلو را میتواند با کپی یک فرایند آماری بصورت نظری (از قبیل برهمکنش ذرات هستهای با مواد ) استفاده کرد و بالاخص برای مسائل پیچیدهای که نمیتوان با کدهای رایانهای، که برای روشهای قطعی استفاده میشود، مدلسازی کرد مفید است. رویدادهای احتمالی خاصی که شامل فرایندی است که بصورت پیدرپی شبیهسازی شدهاندمیشود. احتمال توزیع (پخش) این رویدادها را که بصورت آماری نمونه برداری شده تا کل پدیدهها را توصیف کند کنترل میکند. در کل، شبیهسازی بدلیل اینکه تعداد آزمایشات لازم برای توصیف کافی پدیدهها معمولا واقعا بزرگ است روی ارقام رایانهای اجرا میشود. فرایندهای ساده شده آماری روی گزینش تصادفی شبه-اعداد استوار است. در ترابرد ذرات، تکنیک مونت کارلو بصورت برجسته ای واقع بین است(یک آزمایش نظری). این روش در واقع شامل دنبالکردن هر یک از تعداد بسیاری ذره از یک چشمه در تمام عمرش تا مرگش در برخی رده پایانی (جذب، نشت، وغیره. ). توزیعهای احتمال بطور تصادفی با بهره گرفتن از داده ترابرد نمونه برداری میشوند تا نتیجه را در هر مرحله از عمرش تعیین کند. رویدادها گیراندازی فوتون نشت فوتون پراکندگی فوتون نشت نوترون گیراندازی نوترون شکافت تولید فوتون پراکندگی نوترون تولید فوتون ماده شکافت پذیر خلا خلا نوترون فرودی شکل ۴-۱ روش مونت کارلو شکل ۴-۱ پیشینه تصادفی نوترون فرودی روی یک تیغه از مادهای که میتواند دستخوش شکافت شود را بیان میکند. اعداد بین ۰ تا ۷ بصورت تصادفی انتخاب شدهاند تا مشخص شود چه برهمکنشی و کجا واقع شده است، و روی نقشها (فیزیکی) و احتمالات(انتقال داده) حاکم بر فرایندها و مواد درگیر بنا میشود. در این مثال خاص، یک نوترون در رویداد ۱ برخورد انجام میدهند. نوترون در مسیر نشاندهنده پراکنده میشود، که بطور تصادفی از توزیع پراکندگی طبیعی گزینش میشود. همچنین یک فوتون تولید میشود و آنأ گیراندازی یا جذب میشود، برای آنالیزهای بعدی. در رویداد ۲، شکافت رخ میدهد، در نهایت از ورود نوترون، حاصل تولد دو نوترون خروجی و یک فوتون است. یک نوترون و فوتون برای آنالیزهای بعدی انباشته میشود. نوترون شکافت اول در رویداد ۳ گیراندازی میشود و پایان مییابد. حالا نوترون انباشته شده بازیافت میشود و، با نمونه برداری تصادفی، در رویداد ۴ از تیغه نشت میکند. فوتون شکافت-حاصل یک برخورد در رویداد ۵ دارد و در رویداد ۶ نشت میکند. فوتون باقیمانده و تولیدشده در رویداد ۱ اکنون با یک گیراندازی در ۷ دنبال میشود. متوجه باشید که MCNP ذرات انباشته را همچنانکه ذره آخر در بانک ذخیره شده ذره اول بیرون شده است بازتولید میکند. اکنون این پیشینه نوترون کامل است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیشینه پژوهش ۲-۵-۱ پیشینه پژوهش در زمینه بازار اسلامی کتب مختلفی از جمله بازار بزرگ اصفهان نوشته سیروس شفقی (۱۳۸۳)، گنج شایگان اثر سیدمحمدعلی جمالزاده (۱۳۳۵)، کتاب البلدان یعقوبی (۱۸۹۱م)، الاحکام السلطانیه و الولایات الدینیه ابوالحسن ماوردی (متوفای ۴۵۰ق)، معالم القربه ابن اخوه (قرن هفتم هجری) و بازارها در شهرهای ایران محمد یوسف کیانی (۱۳۶۸)، ضمن مباحث خود به صورت مطلق یا دوره زمانی و گستره مکانی خاص به بحث بازار در تمدن اسلامی نیز پرداخته اند. اشرف نیز در مقاله «ویژگیهای تاریخی شهرنشینی در ایران دوره اسلامی» (۱۳۵۳)، افزون بر پرداختن به موضوع شهرنشینی در ایران پس از اسلام، درباره بازار در تمدن اسلامی سخن گفته و بازارهای ایران پهناور را به ویژه از حیث فیزیکی بررسی کرده و دیدگاههای مستشرقان را یادآور شده است. عاملی (۱۳۶۹)، در کتاب بازار در سایه حکومت اسلامی، اهمیت و نقش و حدود بازار و وظیفه بازاریان در مقابل حکومت اسلامی را از نظر پیغمبر و ائمه طاهرین مورد بحث و تحقیق قرارداده است و معتقد است صرف وضع قانون و تشریع حکم برای اینکه بدان عمل شود کافی نیست؛ بلکه به ناچار باید جو و شرایط اجرا فراهم گردیده، اقداماتی که به تنفیذ و اجراء عملی آن قانون و حکم مساعدت کند به عمل آید. در این کتاب به بیان گامهایی که اسلام در این زمینه برداشته پرداخته است.
 نظرپور (۱۳۸۰) در مقاله «امام علی(ع) حکومت و بازار» به تبیین وضعیت بازار در زمان حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) پرداخته است. او ویژگیهای بازار را در زمان آن حضرت به صورت زیر فهرست کردهاست و با استناد به روایات خاص به توضیح این ویژگیها پرداختهاست: ۱. بازارها غالبا در کنار مساجد و دارالاماره بنا میشدند؛ ۲. بازارهایی در کوفه بوده که اتاقهایی داشته که برای خرید و فروش آماده میشدهاند. ۳. در بازار کوفه، غرفههایی وجود داشته که متعلق به دولت اسلامی بوده؛ اما حضرت در مقابل استفاده مردم از این غرفهها، کرایه نمیگرفتهاند. ۴. حدود بازارها را حکومت تعیین میکردهاست و بازاریان حق تخطی از محدوده معین را نداشتهاند. ۵. برای برخی پیشهوران بازارهای تخصصی وجود داشته تا آنان بتوانند محصولاتی را که خود فراهم می کنند یا در آن نقش واسطهگری دارند، در معرض فروش قراردهند. بازار مطلوب در زمان امام علی(ع) با بازار رقابت کامل تفاوت داشتهاست و ایشان بر بازار نظارت و بعضا در آن دخالت میکردهاند. زراءنژاد (۱۳۸۲)، در بررسی ویژگیهای بازار اسلامی به آزادی ورود و خروج، تبادل صحیح اطلاعات، محدودیت تبانی و سازش برای تعیین قیمتها، محدود بودن سود، عدم انحصار خرید و فروش، رقابت همراه با تعاون و اخلاقی بودن بازار اشاره می کند. وی بیان میدارد با توچه به ویژگیهای بازار اسلامی، اخلاق و دولت دو عامل اصلی و مؤثر برای کنترل بازار میباشند که عامل اخلاق و ایمان مبادلهکنندگان را دلیلی جهت عرضه و تقاضای کالاها و خدمات مطابق با مصالح واقعی جامعه میداند و دولت نیز با نظارت دائم و دخالت به موقع از قیمتهای غیرظالمانه حمایت می کند و از این طریق مصالح عمومی تأمین میگردد. امامی (۱۳۸۵) در رساله دکتری خود با عنوان «بررسی مبانی فقهی و حقوقی بازار مسلمانان» که در هفت بخش تنظیم شده، در بخش اول پس از بیان مفهوم فقه و حقوق بازار، رابطه بازار و فقه را بررسی نموده است در بخش دوم مبانی و اصول حاکم بر بازار اسلامی و احکام آن، در بخش سوم بایستگیها، شایستگیها و پرهیزدهیهای شرعی بازار و در بخش چهارم محدوده آزادی تجارت و بازار و حوزه نظارت دولت را مورد ارزیابی قرار داده است..بخش پنجم به قاعده سوق اختصاص دارد که مفهوم آن قاعده، گستره آن و احکام مختلف مترتب بر آن بحث شده است. آنگاه بخشی به تعامل بازار اسلامی یا سایر بازارها و نیز بخشی به ضرورت تشکیل بازار مشترک اسلامی اختصاص داده شده است هریک از بخشها دارای فصولی مختلف است که نگارنده پس از مطرح کردن موضوع بحث، اقوال فقها و دلائل آنها به نقد و بررسی آنها و در حد بضاعت به اظهار نظر پرداخته است. رجایی(۱۳۸۶) در «بازار اسلامی در مقایسه با بازار رقابت کامل»، پس از تبیین مفروضات بازار اسلامی با بهره گرفتن از منابع فقهی، اصول حاکم بر تقاضا را استخراج و به عوامل تأثیرگذار بر سمت و سوی تقاضا در بازار اسلامی اشاره کردهاست. او همچنین به مقایسه طرف عرضه و کارآمدی دو بازار پرداختهاست.در این مقاله آمده، علم اقتصاد به روش های گوناگون و ظریف، ارزشهایی را از فرهنگ غرب دریافت و با این علم در آمیخته است. این ارزشها نقش تعیین کننده خود را در نظریهها ایفا و بر آنها تاثیر می گذارد. بر اساس ضرورت تلاش برای بومی کردن این علم، از ارزشها، آموزهها و راهبردهای اسلامی درباره بازار و رفتار جامعه اسلامی، میتوان چهار اصل رعایت ارزشها، تقدیر معیشت (تخصیص بهینه منابع)، اخوت و برادری (تکافل اجتماعی) و مسئولیت دولت را میتوان استخراج کرد. اصل رعایت ارزشها، برادری و اخوت اسلامی و خضوع در برابر خداوند و بندگان خالص او و ممنوعیت اتلاف منابع و اسراف در عوامل تولید، عیاشی و خوشگذرانی در حد اتراف (اصل تخصیص بهبنه منابع)، در سمت عرضه و تقاضا موجب شده افراد به سمت کالاهای ضروری گرایش بیشتری یافته، کالاهای ضروری در طیف خاصی قرار گیرند و دامنه وسیعی نداشته باشند. در نتیجه سطح زیر منحنی تقاضا و منحنی عرضه در بازار اسلامی نسبت به رقابت کامل بیشتر، اضافه ارزش تولیدکننده و اضافه رفاه مصرف کننده و سرانجام اضافه رفاه جامعه بیشتر باشد. اکبریان و دیانتی(۱۳۸۶) در «ویژگیهای بازار اسلامی و نقش دولت در آن»، با توجه به مبانی اسلامی به بیان ویژگیهای بازار اسلامی و بررسی نقش دولت در آن پرداختهاند. در این مقاله بیان شده، که از آنجا کهیکی از ارکان مهم اقتصاد، بازار است و مکتب اسلام نیز دارای مبانی اقتصادی خاص و از این رو بازار اسلامی نیز دارای ویژگیهای خاص خود میباشد که هدف مقاله بررسی این ویژگیها بوده است، و با توجه به مبانی اقتصاد اسلامی ویژگیهای بازار اسلامی را شامل آزادی ورود و خروج (با محدودیت رعایت احکام شرعی)، تبادل اطلاعات صحیح و مورد نیاز، دوری از انحصار، وجود محدودیت برای تبانی و نبودن تبعیض می داند. همچنین در انتهای مقاله آمده، جهت برقراری این ویژگیها دو دسته عوامل: ۱)درونی و ۲) بیرونی وجود دارد که عوامل درونی شامل ایمان و اعتقادات افراد میباشد و عوامل بیرونی شامل قوانین محدودکننده و نظارت دولت است. عوامل بیرونی شامل نقشهای دولت در اقتصاد اسلامی است در شرایطی که عوامل درونی به طور کامل عمل نکنند در بازار اسلامی دخالت میکند و با این دخالت باعث ثبات و برقراری ویژگیهای بازار اسلامی میگردد. پورفرج (۱۳۸۶)، در مقاله خود به تبیین ابعاد بازار اسلامی و مقایسه با بازار سرمایهداری پرداخته و معتقد است بازار با قواعد اسلامی به دنبال بالاترین سطح کارایی، بیشترین فرایند تعادل و اساسیترین رفاه است و مدل بازار اسلامی، مدلی است که در این قواعد، بر هر مدل بازار دیگر برتری دارد. نظام بازار اسلامی که در آن اخلاق و عدالت به عنوان مبنایی ترین مدل بازار بر اتکاء بر تقدم اصل منافع متقابل اجتماعی بر منافع فردی مطرح است، مدلی از بازار را معرفی میکند که در صدد ایجاد نظم بازار و اصلاح رفتار عاملین اقتصادی از این طریق است. مدل مطلوب بازار اسلامی یعنی بازار- دولت، در نقش مکملی و در تلفیق با هم، ثروت و رفاه افراد جامعه را حداکثر می سازد. بازار با قواعد اخلاقی در نظام اسلامی به دنبال بالاترین سطح کارایی، بیشترین فرایند تعادل و اساسی ترین رفاه است؛ مدلی که در این قواعد بر هر مدل بازار دیگر برتری دارد. فقیهایمانی(۱۳۸۷) در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «ساختار بازار در نظام اقتصاد اسلامی» به بررسی اهمیت و جایگاه بازار در اقتصاد اسلامی و شناسایی عواملی که به بازار هویت اسلامی بخشیده و آن را از بازار در نظام سرمایه داری ممتاز ساخته میپردازد.. پایاننامه او با بهره گرفتن از روش کتابخانهای انجام و در هفت فصل تنظیم شده است. فصل اول، به تعریف بازارهای سنتی، مکان بازار، تبلیغات در بازار و نیز سیستم حاکم بر بازار اسلامی اختصاص دارد. فصل دوم، با عنوان قیمت در بازار به بررسی مفهوم ارزش، تعریف قیمت و عوامل موثر بر قیمت یک کالا میپردازد. اصناف در بازار عنوان فصل سوم است. فصل چهارم، مربوط به آداب تجارت در بازار اسلامی میباشد و به مواردی چون شرایط خرید و فروش و انواع آن، وظایف خریدار و فروشنده و … اشاره میکند. فصل پنجم، به نقش دولت در بازار میپردازد. و در فصل ششم، اختلافات اساسی بازار اسلامی و سرمایه داری مورد بررسی قرار میگیرد که به سه نوع انگیزه اقتصادی، فردی و اجتماعی اشاره میشود. در نهایت، فصل هفتم نتیجه گیری و پیشنهادها را بیان میکند. براساس نتایج حاصل از تحقیق، در بازارهای سنتی، تمام جنبهها و ویژگیها اعم از شکل ظاهری، رفتارهای فروشندگان و خریداران، ترکیبهای فرهنگی و … مبتنی بر ارزشهای اصیل اسلامی است. باشی ازغدی (۱۳۸۷) در پایاننامه کارشناسی ارشد خود در شش فصل به بررسی جایگاه و عملکرد بازار در نظام اقتصادی اسلام پرداخته است. براساس نتایج حاصل از تحقیق در جامعه اسلامی، آزادی اقتصادی در چهارچوب مشخصی از قوانین و مقررات حقوقی و اخلاقی وجود دارد ولی زمام امور به دست مکانیزم خشک بازار سپرده نشده است بلکه در کنار عملیات مکانیزم بازار، تربیتهای خاص اسلامی جهت دهی دیگری به رفتارها و فعالیتهای اقتصادی افراد جامعه داده است. روابط داد و ستد در جامعه اسلامی هرچند برپایه عرضه و تقاضا شکل میگیرد، عوامل دیگری همچون دریافت سود کمتر از مومن یا فروش کالا به اولین شخص داوطلب خرید که به صورت احکام خلاقی درمیان جامعه اسلامی تحقق یافته است، روند عملیات را در بازار دگرگون می سازد یا مسائلی حقوقی چون منع احتکار یا نهی از تلقی رکبان موجب فراوانی کالاها در بازار و مانع از شکل گیری بازار انحصار شده، از پیدایش قیمتهای کاذب در بازار مسلمانان جلوگیری میکند از همه مهمتر نقش احسان در جامعه اسلامی است که دستاورد تربیت اسلامی بوده سبب میشود تا افراد تنها به فکر منافع شخصی خویش نباشند و با آزادی کامل و آگاهانه از حق خویش برای احسان به دیگری صرف نظر کنند. رجایی(۱۳۸۹) در مقالهای دیگر با عنوان «ویژگیهای بازار اسلامی در نظریه و عمل»، با بیان این که تحلیل ویژگیها و کارکردهای بازار اسلامی یکی از مباحث مهم اقتصاد اسلامی است که کمتر بدان پرداخته شده است.در مقاله خود با بهره گرفتن از روش توصیفی- تحلیلی با این فرضیه که بازار اسلامی را میتوان با ویژگیهای شفّافیت، تطابق با شرع، حاکمیت اخلاق اسلامی، و هدایت و نظارت دولت بازشناسی، و جلوههایی از تحقّق این ویژگیها را در سابقۀ تمدنی آن مشاهده کرد، به بررسی ویژگیهای بازار اسلامی در نظریه و عمل پرداخته است. در این مقاله بیان شده، شفّافیت در بازار اسلامی، از طرفی، متأثّر از فضای فیزیکی بازار اسلامی است کهیاد خدا و ترس از روز قیامت را تقویت میکند؛ و از طرف دیگر، ناشی از انگیزههای قوی و الهی عاملان اقتصادی برای پرهیز از پنهان کاری اطلاعاتی است. کاهش قیمت، تسهیل مبادلات، افزایش اضافه رفاه مصرف کننده، اضافه ارزش تولیدکننده، است. در کنار نظارت رسمی«شفّافیت قوی» و سرانجام افزایش کارایی بازار، از نتایج این دولت، حضور و ارتباط موثر حوزههای علمیه و مساجد در بازار شکل گرفته در تمدن اسلامی تاثیری شگرف بر رعایت موازین شرع و اخلاق اسلامی در بازار داشته است. این نهادهای اسلامی با دمیدن روح تقوی در بازار، موجب از بین رفتن زمینههای فساد مالی و بروز آثار تربیتی اهتمام به لقمه حلال می شوند. کاظمی نجفآبادی (۱۳۹۰) در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «معیارها و شاخصهای شفافیت در بازار اسلامی» بیان میکند مبنای شفافیت بازار در اقتصاد متعارف، فرض اطلاعات کامل است، که به عنوان یکی از فروض بازار رقابت کامل توسط نئو کلاسیکها مطرح شد، اما با تردیدهای مطرح شده در مورد فروض بازار رقابت از جمله اطلاعات کامل و تأکید بر عدم تقارن اطلاعات، شفافیت بازار نیز مورد تردید واقع شد و اقتصاددانان با مطرح نمودن راههای غلبه بر عدم تقارن در صدد رفع این نقیصه بر آمدند، اما به جهت مبانی سودگرایانه مغایر با شفافیت، توفیق چندانی حاصل نشد. بهاین نتیجه می رسد که بازار اسلامی دارای ویژگیهایی است که نتیجهی برخی از آنها شفافیت بازار است. معیارهایی همچون حاکمیت اخلاق، شناخت احکام و مقررات، نظم و انضباط و جریان خیارات، برگرفته از آیات و روایات اسلامی است که نهادینه شدن آنها در بازار موجب شفافیت بازار میشود و از طرفی براساس همین معیارها شاخصهایی همچون آگاهی از احکام و مقررات، تعیین، صداقت، وفای به عهد، انصاف و قناعت، غش و تبانی، خیار عیب، خیار غبن، خیار مجلس، خیار حیوان، خیار تخلف شرط، خیار تخلف وصف و خیار تأخیر استخراج میشود و از میانگین وزنی این شاخصها میتوان به شاخص شفافیت دست یافت. ۲-۵-۲ پیشینه پژوهش در زمینه عدم تقارن اطلاعات در دهه ۱۹۸۰ مقالات زیادی در زمینهی اقتصاد اطلاعات منتشر شد و اکنون نیز بهیکی از شاخههای علم اقتصاد تبدیل شده است. در سال ۲۰۰۱، جایزهی نوبل اقتصاد به سه اقتصاددان (جورج آکرلوف، مایکل اسپنس و جوزف استیگلیتز) برای اثر پیشگام آنان درباره اقتصاد اطلاعات اعطا شد. آکرلوف (۱۹۷۰)، نشان داد که اطلاعات نامتقارن میتواند امکان «انتخاب نامطلوب» را در بازار افزایش دهد. او مقالهای با عنوان «بازار اتومبیلهای بد (لیمو)[۴۳]: نااطمینانی از کیفیت و سازوکار بازار[۴۴]» ارائه کرد که مهمترین مطالعه انجام شده در ادبیات اقتصاد اطلاعات به شمار میرود. وی در مقاله خود، نه تنها توضیح میدهد که چگونه ممکن است اطلاعات خصوصی منجر به عملکرد بد بازارها گردد، بلکه به تناوب، به وقوع اطلاعات نامتقارن و پیامدهای دیررس آنها اشاره میکند. از جمله مثالهایی که آکرلوف به کار میبرد، تفکیکهای اجتماعی[۴۵] مربوط به بازار نیروی کار و نیز مشکلات افراد مسن در خرید بیمههای پزشکی شخصی است. آکرلوف بر کاربرد این نظریه در کشورهای در حال توسعه تأکید میکند. یکی از مثالهای مورد اشاره او در باب گزینش نامطلوب، مربوط به بازار اعتبارات هندوستان در دهه ۱۹۶۰ است که قرضدهندگان محلی نرخ بهرهای بیش از دو برابر نرخ بهره رایج در شهرهای بزرگ، اخذ مینمودند. بدینترتیب که واسطه (مالی) که از درجه اعتباری استقراض گیرندگان محلی مطلع نیست و سعی در انجام آربیتراژ این بازارها دارد، ریسک بالایی در جلب آن دسته افراد که احتمال بازپرداخت ضعیفی برای آنها وجود دارد، متحمل میشود و در معرض زیانهای سنگینی قرار میگیرد. اسپنس (۱۹۷۳)، نشان داد که کارگزاران برخوردار از اطلاعات کافی میتوانند با اشاعه اطلاعات خصوصی خود به کارگزاران فاقد اطلاعات لازم، بازده بازار خود را بهبود بخشند. او در مقاله بنیادین خود (۱۹۷۳) تحت عنوان “علامتدهی بازار کار” و نیز کتاب “علامتدهی بازار” سطح آموزش نیروی کار را به عنوان یک “علامت” برای بازار نیروی کار در نظر میگیرد. اگر موقع استخدام نیروی کار، کارفرما قادر به تشخیص نیروی کار با بهرهوری پایین یا بالا نباشد، ممکن است که بازار نیروی کار به اضمحلال کشانده شده و به بازاری تبدیل شود که در آن تنها افراد با بهرهوری پایین با دستمزد کم استخدام شوند. این بیان، قیاسی است از گزینش نامطلوب مورد نظر آکرلوف که در بازار تنها اتومبیلهای مستعمل باقی میماندند. مقاله کلاسیک استیگلیتز که به همراه روتشیلد[۴۶] در مورد انتخاب نامطلوب با عنوان «تعادل در بازارهای رقابتی بیمه: مطالعهای پیرامون اطلاعات ناقص[۴۷]» به نگارش درآمد، مکملی برای تحلیلهای آکرلوف (۱۹۷۰) و اسپنس (۱۹۷۳ و ۱۹۷۴) به شمار میرود. روتشیلد و استیگلیتز این پرسش را مطرح میکنند که کدام کارگزاران غیرمطلع میتوانند حاصل کار خود را در بازار با اطلاعات نامتقارن، بهبود بخشد. به طور مشخصتر، آنها بازار بیمهای را مورد ملاحظه قرار دادند که در آن، شرکتها از وصعیت ریسک مشتریان بیاطلاعاند. این شرکتها (ی غیرمطلع) ترکیبات متفاوتی از حق بیمهها و کسورات را به مشتریان (مطلع) پیشنهاد میکنند و تحت شرایطی معین، مشتریان آن پیشنهادی را انتخاب میکنند که توسط شرکتها ترجیح داده شدهاست. این غربال[۴۸] خود- انتخابی، به تحلیلهای ویکری[۴۹] (۱۹۴۵) و میرلیس[۵۰] (۱۹۷۱) در مورد مالیات بر درآمد بهینه مربوط میشود که وضعیتی را مطرح نمودند که طی آن، متصدیان مالیاتی (ناآگاه از ترجیحات و بهره وریهای خصوصی) این انگیزه را به دستمزد بگیران میدادند تا مقدار «درست»[۵۱] کار و تلاش را انتخاب کنند. دو مقاله مشترک استیگلیتز و ویس[۵۲] (۱۹۸۱ و ۱۹۸۳) بازار اعتبارات با اطلاعات نامتقارن را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند. استیگلیتز و ویس نشان میدهند که برای کاهش زیانهای ناشی از وامهای بد، برای بانکها بهتر (بهینه) آن است که به جای افزایش نرخ وامدهی حجم وامها را جیره بندی کنند (همچنان که تحلیلهای کلاسیک اقتصادی نیز پیش بینی میکنند). از آن جایی که جیرهبندی اطلاعات بسیار معمول است، این «آگاهیها[۵۳]» گامی مهم به سوی یک تئوری واقعگرایانهتر[۵۴] از بازار اعتبارات، به شمار میرود. که اثری عمده و اساسی در تأمین مالی شرکتها، تئوری پولی و اقتصاد کلان بر جای گذارده است. استیگلیتز و گراسمن[۵۵] (۱۹۸۰) ، فرضیه کارایی در بازارهای مالی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. پاراداکس معروف گراسمن- استیگلیتز بیان میکند که اگر بازاری از لحاظ اطلاعاتی کارآ باشد (یعنی کلیه اطلاعات مربوطه در قیمتهای بازار منعکس شوند)، هیچ کارگزاری انگیزهای برای کسب اطلاعات در مورد این که قیمتها بر چه اساسی بنا نهاده شدهاند را نخواهند داشت. پس، یک تعادل از لحاظ اطلاعاتی کارآ، وجود ندارد. این کار اثر قابل ملاحظه ای در اقتصاد مالیه داشتهاست. استیگلیتز، بیکاری غیر ارادی را براساس مبحث اطلاعات، توضیح و پاسخ میدهد. در یک مقاله بسیار مشهور، شاپیرو و استیگلیتز[۵۶] (۱۹۸۴) یک مدل از بازار کار با دستمزدهای کارآ، را بسط دادند. طبق تعریف، یک دستمزد کارآ، بیش از دستمزد ذخیره[۵۷] نیروی کار (سطح دستمزدی که فرد را بین ماندن و یا ترک شغل، بی تفاوت میسازد) است و لذا این انگیزه را به کارگران میدهد تا خوب (کارآتر) کار کنند تا بتوانند شغل خود را حفظ کنند. در مدل شاپیرو و استیگلیتز، فرض میشود که کارفرما به طور تصادفی[۵۸] از کارکنان خود بازرسی به عمل میآورد تا سعی و تلاش آنها را در کارشان مشاهده کند. نیروی کاری که از کار شانه خالی میکند، اخراج میشود و با دستمزد ذخیره (یعنی سطح دستمزدی پایینتر) به کارش خاتمه دادهمیشود (جستجوی وی برای کاری دیگر و یا شروع کاری خویشفرما) و رفتار بهینه توأم کارفرما و نیروی کار منجر به بیکاری تعادلی میشود. از جمله اولین مطالعات استیگلیتز (۱۹۷۴) درباره اطلاعات نامتقارن، به تسهیم محصول یعنی قراردادی قدیمی ولی هنوز هم متداول، مربوط میشود. طی قرارداد، معلوم میشود که چگونه باید محصول بین صاحب زمین و کشاورزان مستأجر او تسهیم شود. مقدار محصول عموماً به شرایط بیرونی مانند آب و هوا و سعی و تلاش کشاورز مستأجر، بستگی دارد. تحت این فرض قراردادی که ریسکگریزی مطلق در ثروتمندان کم است، نتیجه بهینه این خواهد بود که به طرف ثروتمندتر اجازه داده شود(در اینجا منظور صاحبان زمین است) ریسک کامل را متحمل شوند. در عمل، محصول برحسب نسبتهای ثابت (معمولاً ۵۰-۵۰) بین طرفین تسهیم میشود. استیگلیتز (۱۹۷۴) و آکرلوف (۱۹۷۶) هر دو سعی دارند تا این رابطه را برحسب اطلاعات نامتقارن موجود میان طرفین، توضیح دهند. از آن جایی که صاحب زمین معمولاً قادر به مشاهده میزان کار و تلاش مستأجر نیست، لذا وجود یک قرارداد بهینه، بین ریسک تسهیمی و انگیزه، تعادل برقرار کرده و میگذارد که کشاورزان مستأجر، مقداری از ریسک را تقبل کند. مییرز و مجلوف (۱۹۸۴)[۵۹] نشان میدهند که صاحبان سهام میتوانند قربانی انتخاب نامطلوب (از میان بنگاهها) شوند. در یک بخش جدید (امروزه مثل IT)، ممکن است به چشم یک سرمایهگذار غیرمطلع، غالب بنگاهها یکسان به نظر آیند در حالی که ممکن است برخی افراد درون بنگاهها[۶۰] اطلاعات بهتری در مورد سودآوری آتی چنین بنگاههایی داشتهباشند. بدین ترتیب، بنگاههای با سودآوری کمتر از حد متوسط در بازار سهام، بیش از حد ارزشگذاری خواهند شد و سرمایهگذاران ناوارد نیز آنها را معامله خواهند کرد. چنین بنگاههایی ترجیح خواهند داد تا پروژههای جدید را با صدور سهام جدید نه بدهی، تأمین مالی نمایند. از سوی دیگر، بنگاههای با سودآوری بالاتر از حد متوسط، کمتر از حد ارزشگذاری خواهند شد و توسعه خود را از طریق صدور سهام جدید را پرهزینه خواهند یافت. تحت اطلاعات نامتقارن، بنگاههای با «کیفیت پایین» (با سودآوری پایین) سریعتر از بنگاههای «با کیفیت بالا» رشد خواهند کرد به این معنا که به تدریج «لیموها» بر بازار غلبه خواهند نمود. در آخر امر، وقتی سرمایهگذاران ناوارد واقف به امر شوند، قیمتهای سهام سقوط خواهد کرد (حباب IT میترکد). برنهارت[۶۱] (۱۹۹۵) این بحثها را به تحلیل «پیشرفتهای کاری» بسط داده و توضیح میدهد که چرا کارکنان با سطح پایین آموزشی که به پستهای بالایی دست یافتهاند، معمولاً آدمهای فوق العاده مستعدی هستند. کارفرمایی که میخواهد اطلاعات خصوصی خود در مورد تواناییهای کارکنانش را از بنگاه رقیب مخفی نماید، انگیزه افزایش محیط رقابتی در میان کارکنان را ندارد. برای آن که پیشرفت کاری سودآور باشد، نیروی کار با سطح آموزشی پایین مجبور است که آن قدر با استعداد باشد تا دستمزد بالایی که بنگاه مجبور است برای نگهداری وی بپردازد، جبران نماید. مکانیسمهای مشابه نیز تبعیض دستمزدها را توضیح میدهند. طبق اظهارات ملیگروم و اوستر[۶۲] (۱۹۸۷)، وقتی مشاغلی غلط به نیروی کار محول شود و انگیزههای کافی برای بیشتر تحصیل کردن به آنها داده نشود، تبعیضها منجر به ناکارآیی اجتماعی خواهد شد. در تحلیل تجربی که گیبونز و کاتز[۶۳] (۱۹۹۱) از «اخراج» در یک بازار نیروی کار با اطلاعات نامتقارن ارائه میدهند، وابستگی و ارتباط «انتخاب نامطلوب» و «ارسال علامت» آزمون میشود. اگر بنگاهها بتوانند در این مورد که کدام یک از کارکنان باید اخراج شوند، آزادانه تصمیمگیری کنند، سایر کارگزاران حاضر در بازار نیروی کار نتیجهگیری خواهند کرد که توانایی کارگزاران حاضر در بازار نیروی کار نتیجهگیری خواهند کرد که توانایی کارگران اخراج شده کمتر از حد متوسط است (در واقع آنها «لیمو» هستند). البته کارگرانی که در سایر جنبهها (ی قابل اندازهگیری) شبیه بقیه هستند ولی به علت تعطیلی بنگاه مجبور به ترک شغل خود شدهاند، به آسانی شغلی تازه و با دستمزدی بالاتر پیدا خواهند کرد. براساس نمونهای بزرگ از کارگران مازاد، گیمونز و کاتز تأیید تجربی مطالب پیش گفته را ارائه دادهاند. فابر و گیبونز[۶۴] (۱۹۹۶)، مدل «ارسال علامت» اسپنس را با این فرض که کارفرمایان برای بهدست آوردن اطلاعات پیرامون بهرهوری کارگران به مشاهده نحوه کار آنها میپردازند، بسط میدهند. این مدل پیشبینی میکند که اثر دستمزدی آموزش، مستقل از طول زمانی که کارگر در بازار نیروی کار بودهاست، میباشد در حالی که اثر دستمزدی جزء ثابت[۶۵](عرض از مبدأ؛ ویژگیهای غیرقابل مشاهدهای که همبستگی مثبت با تواناییهای کارگر دارد) با مدت زمان اشتغال به کار نیروی کار، افزایش مییابد. شایان ذکر است که هر دو مطلب پیشگفته با دادههای مربوط به نیروی کارجوان کشور آمریکا، سازگاری دارد. آسموگلو و پیشک[۶۶] (۱۹۹۱) نشان دادند که اطلاعات نامتقارن مربوط به توانایی نیروی کار، میتواند علت آموزش در حین کار بنگاهها را توضیح دهد. این مکانیسم شبیه مکانیسم ارائه شده توسط والدمن (۱۹۸۴) و گیبونز و کاتز (۱۹۹۱) است. اطلاعات نامتقارن مربوط به بهرهوری نیروی کار باعث انحصار خرید[۶۷] در بازار محلی نیروی کار، میشود به این معنا که بنگاه می تواند متعاقباً هزینه آموزش را توسط دستمزدی که دستمزد رقابتی است، بپردازد. مطالب پیشگفته توسط مطالعات تجربی انجام شده با بهره گرفتن از دادههای نظام دورههای آموزشی آلمان، تأیید میگردد. جورج استیگلر (۱۹۶۱)، در مقاله خود مدل سادهای برای جستوجو ارائه کرد که شامل اطلاعات بود. او نظریه استاندارد اقتصادی را به کار گرفت تا به طور درونزا مشخص کند که کارگزاران اقتصادی چه میزان اطلاعات باید کسب کنند. نقش استیگلر، مدلسازی صریح به منظور فعالیت برای کسب اطلاعات در چهارچوب مارشالی موجود بود. استیگلر از این واقعیت شروع میکند که هیچ خریداری از قیمتهایی که فروشندگان مختلف در هر زمان معین اعلام میکنند، آگاهی ندارند (استیگلر، ۱۹۶۱: ص۲۱۳). برخی از مطالعات انجام شده در داخل کشور به شرح زیر است: احتشام (۱۳۹۳) در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «بررسی تاثیرات قیمت و ضمانت کالاهای مصرفی خانگی بر رفتار مصرف کنندگان کلان شهرهای تهران و اصفهان با رویکرد تئوری سیگنال و عدم تقارن اطلاعات»، به بررسی بازار کالاهای مصرفی در تهران و اصفهان پرداخته، یافتههای تحقیق حاکی از آن بودکه قیمت کالاهای مصرفی خانگی در میان مصرف کنندگان ایرانی (در شهرهای تهران و اصفهان) به عنوان سیگنالی مبنی بر کیفیت بالای کالا محسوب نمیشود و شرایط ضمانتی کالا به عنوان سیگنالی مبنی بر کیفیت بالای محصول است. جهانی(۱۳۹۱)، در پایاننامهی کارشناسی ارشد با عنوان «بررسی مسئله عدم تقارن اطلاعات در اقتصاد دانشمحور و ارزیابی راهکارهای ارائه شده جهت مقابله با آن در اقتصادهای پیشرفته»، به بررسی مسأله عدم تقارن اطلاعات در مورد کالاهای تولیدی در اقتصاد دانش محور پرداخته است. در این پژوهش، مشکلات برآمده از عدم تقارن اطلاعات و راهکارهای مقابله با آن در اقتصادهای پیشرفته مورد بررسی قرار گرفته است. میرجلیلی (۱۳۸۶) در مقاله “اقتصاد اطلاعات نامتقارن"، به بررسی اهمیت اطلاعات در اقتصاد، زمینههای پیدایش اقتصاد اطلاعات و بیان مشکلات و راه حلهای مقابله با عدم تقارن اطلاعات پرداخته است. صدر (۱۳۸۴) در مقالهای با عنوان “انتخاب کارآمد ابزارهای مالی اسلامی و اطلاعات نامتقارن"، معتقد است وجود اطلاعات نامتقارن مانع کاربرد کارآمد ابزارهای مشارکتی میشود، مگر آنکه بانکداران از طریق نظارت بر اجرای قرارداد مشکل عدم تقارن اطلاعات را حل کنند. وی با بررسی عملکرد پنج سالهی ۲۴ سرپرستی بانک کشاورزی، با این نتیجه رسیده که عملیات نظارت در انتخاب ابزارهای کارآمد مشارکتی و غیر آن برای حل مشکل عدم تقارن اطلاعات موثر بوده، زیرا تخصیص منابع به عقود مشارکتی و غیرمشارکتی تابع مستقیم و معنادار نرخ وصولی و غیرمستقیم خطر ابزارهای مالی اسلامی است. بررسی پژوهشهای موجود، نشان میدهد که در زمینه استخراج ویژگیهای بازار اسلامی کارهای ارزشمندی انجام شده است. بر اساس این پژوهشها میتوان اذعان کرد که رعایت برخی اصول نظیر عدم تزئین کالا، پرهیز از غش و تقلب، مخفی نگهداشتن عیب کالا، تعریف از کالا هنگام فروش و عیب گرفتن از کالا هنگام خرید، منع تدلیس، وجود خیارات مختلف و … در بازار ضروری است، اما در بخش مربوط به عدم تقارن اطلاعات در بازار کالا، در ایران تحقیقات زیادی انجام نشده است و بیشتر تحقیقات انجام شده در این زمینه منحصر به بازار بیمه و بازار سرمایه بوده است.
مدل پژوهش پس از استخراج آموزههای اسلامی در زمینه تجارت از میان منابع و متون اسلامی به طوری که در بخش ۲-۳-۱ بیان شد. از طریق مطالعه و بررسی دقیق تر بر روی آموزههای اسلامی مستخرج در زمینه آداب، احکام فقهی و اخلاق تجارت و مبادله، و مشاوره اساتید محترم، تعدادی از این آموزهها به عنوان آموزههای اسلامی موثر در کاهش عدم تقارن اطلاعات در بازار کالا شناسایی شده و جهت ارائه مدل اولیه پژوهش، به صورت زیر در دو دسته احکام الزامی و احکام غیر الزامی تقسیم بندی شد. علاوه بر این دو دسته با توجه بهاین نکته که در اسلام برای برخی موارد جهت تضمین احکام بیان شده، به طوری که در بخش ۲-۳-۲ بیان شد، خیارات مختلفی در نظر گرفته شده است. پس از بیان احکام موجود در زمینه کاهش عدم تقارن اطلاعات، در دسته سوم به بیان خیارات موثر بر کاهش عدم تقارن اطلاعات میپردازیم. ۶-۲-۱ احکام الزامی
شرط صحت[۶۸] ۲-۶-۱-۱-۱ پرهیز از غرر: عقد غرری عقدی است که به جهتی از جهات نتیجه و پایان آن برای طرفین معامله و یا یکی از آنها مجهول باشد و در نتیجه احتمال ضرر و زیان وجود داشته باشد. (کیایی، ۱۳۷۶) باطل بودن این عقود به دلیل نقص اطلاعات و وجود جهل برای یکی از طرفین است که این جهل نیز میتواند به دلیل عدم تقارن اطلاعات به وجود آید. در نتیجه باطل بودن این عقود میتواند باعث کاهش عدم تقارن اطلاعات و ارائه اطلاعات کامل شود. ۲-۶-۱-۱-۲ دوری از معامله کالی به کالی: یعنی فروشنده جنس را در آینده تحویل دهد، خریدار هم قیمت را در آینده بپردازد. در چنین نوع معاملاتی احتمال وجود اطلاعات نادرست و نامتقارن بین خریدار و فروشنده بیشتر میشود. چون آینده قابل پیش بینی نیست و اطلاعات مربوط بهاینده تضمین شده نیست. ۲-۶-۱-۱-۳ لزومِ مطابقت کالا از لحاظ کمی و کیفی با مواد قرارداد (کیایی، ۱۳۷۶): یعنی تمام اطلاعات ارائه شده در مورد محصول از سوی فروشنده دقیق و کامل باشد و میان آنچه فروشنده تعهد کرده و ویژگیهای واقعی کالا تفاوت وجود نداشته باشد. ۲-۶-۱-۱-۴ خرید و فروشهای تصادفی به صورت «منابذه»، «ملامسه» و «حصاه»: به عنوان مثال چوب یا سنگی را به طرف گله گوسفند پرتاب میکردند؛ به هرکدام برخورد میکرد، همان، با قیمت از پیش تعیینشده خریداری میشد. در این نوع معاملات در مقدار کالا ابهام وجود دارد. (وسایل الشیعه، ج۱۷، باب ۱۲، ح ،۲۲۷۴۷ص ۳۵۸) به دلیل نقص اطلاعات و وجود ابهام درباره کالای مورد معاملهاین نوع معاملات باطل هستند. ۲-۶-۱-۱-۵ بلوغ (یا مطابق فتوای برخی، داشتنِ قدرتِ تمییز)، عقل، قصد انجام معامله، اختیار، مالک تصرف بودن طرفین معامله: به عنوان مثال معامله کودکان در اموری که ضرر و زیان آن قابل ملاحظه باشد، مکروه اعلام شده، زیرا کودکان بیشتر در معرض انجام معاملات همراه با جهل و ناقصی اطلاعات هستند. از اینرو لزوم وجود چنین شرایطی برای طرفین معامله نیز میتواند در صحت اطلاعات ارائه شده تاثیرگذار باشد. ۲-۶-۱-۱-۶ لزوم وجود رضایت طرفین معامله: یکی از شرایط لازم برای وجود رضایت بین طرفین معامله وجود اطلاعات کامل و متقارن در زمینه کالای مورد معامله و ویژگیهای آن است. زیرا معاملهای که در آن اطلاعات ارائه شده در زمینه کالا یا بهای پرداختی کامل و دقیق نباشد باعث نرسیدن یکی از طرفین به خواستههایش و نارضایتی وی میشود. بنابراین به نظر می رسد این مورد نیز میتواند یکی از موارد موثر در کاهش عدم تقارن اطلاعات بین طرفین باشد. ۲-۶-۱-۱-۷ لزوم مطابقت میانِ ایجاب و قبول: یعنی بین سخن و شرایط فروشنده و خریدار اختلاف نباشد. یعنی اطلاعات نادرست وجود نداشته باشد و این امر تا حدی میتواند در کاهش عدم تقارن اطلاعات موثر باشد. ۲-۶-۱-۱-۸ معلوم بودن کالا: یعنی کالا باید از لحاظ مقدار، جنس و وصف معلوم باشد به طوری که از لحاظ عرفی از آن رفع جهالت و غرر شده باشد.(کیایی، ۱۳۷۶) به عبارت دیگر برای انجام معامله صحیح، شناخت جنس کالا و بها و مشخصاتی که باعث تفاوت قیمت میشود و سلیقه نسبت به آنها متفاوت است، لازم بوده و اینکار با مشاهده خریدار یا با وصف دیگران به نحوی که باعث رفع جهالت گردد، انجام میشود. که این امر نیز میتواند در کاهش عدم تقارن اطلاعات از طریق معرفی درست کالا و ارائه اطلاعات درست، موثر باشد. ۲-۶-۱-۱-۹ تعیین مقدار کالا به شیوه معمول: مثلا شمارش برای کالایی که باید وزن شود کافی نیست چون در این صورت امکان اشتباه و اختلال در زمینه اطلاعات بین دو طرف وجود دارد. پس تعیین مقدار کالا به شیوه معمول و متناسب با نوع کالا میتواند عدم تقارن اطلاعات را کاهش دهد. ۲-۶-۱-۱-۱۰ معامله در هر شهر با واحدهای اندازهگیری همان شهر: در مورد بعضی از کالاها واحد اندازه گیری در شهرهای مختلف متفاوت است علاوه بر این برخی از واحدهای اندازه گیری هم در شهرهای مختلف اندازههای متفاوتی دارند به همین دلیل برای وجود اطلاعات صحیح در مورد معامله انجام شده بهتر است در هر شهر از واحد اندازه گیری معمول در آن شهر استفاده شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زنان ترانه، بنفشه حجازی، صفحه ۹۹ ماهنامه ادبی فرهنگی هنری نافه، شماره ۲۲، صفحه ۶ همان صفحه ۶ همان صفحه ۶ زن، شعر، اندیشه، غزل تا جبخش، صفحه ۱۰ گهواره سبز افرا، دکتر احمد ابو محبوب، صفحه ۵۶ همان کتاب، صفحه ۵۶ همان کتاب، صفحه ۶۲ زن، شعر، اندیشه، غزل تا جبخش، صفحه ۲۱ بررسی عناصر زنانه در شعر بانوان ( پایان نامه) ، پریسا مسعودی، صفحه ۱۵ زنان ترانه، بنفشه حجازی، صفحه ۹۹ گهواره سبز افرا، دکتر احمد ابو محبوب ، صفحه ۷۶ نوع نگاه در ایجاد تصویر در فصول گذشته مختصری به تصاویر ترسیم شده شاعرانه پرداختیم اگر چه به اشاره؛ در این مقال، مجال آن را خواهیم یافت تا بیش تر نگاه دو شاعر مد نظر را در خصوص آفرینش تصویر مورد بررسی قرار دهیم و شباهت و تفاوت این هر دو را در تطابق آثار و گفتار و نظریاتشان دریابیم. بگذارید در همین افتتاح سخن از قول شفیعی کدکنی در کتاب ارزشمند صور خیال در شعر فارسی بیاوریم که « نوع تصاویر هر شاعر صاحب اسلوب و صاحب شخصیتی بیش و کم اختصاصی اوست.»۱ یعنی آن چه که شاعری به عنوان تصویر در اثر خود خلق می کند، شاعر دیگر نمی تواند خلق کند و اگر کسی بدین کار مبادرت ورزد پر واضح است که صاحب اسلوب نیست و مقلد است. اگر چه که رویکرد این پژوهش نگاه زنانه است و نقد بر پایه زن مداری، لکن بی راه نمی رویم اگر اندکی از تصویر و تصویر سازی سخن بگوییم . علم بیان، علم تصویر های شاعرانه است طرح آن تشبیه، پرداخت آن استعاره و رنگ و لعاب آن را مجاز و کنایه می سازند اگر چه دیگر عناصر زیبایی در شعر همچون آرایه های ادبی و اقسام دیگر فنون بلاغت، گیرایی و دلربایی تصاویر را افزون می کند اما این چهار رکن که در بالا یاد کردیم اساس علم بیان و تصاویر شاعرانه است.« شاعر سخن می گوید زیرا شاعر مشهودات و احساسات خود را به سبکی که مکالمه یا معمولی، می نامند بیان می کند و بین این سبک و سبک های دیگر یعنی آن چه در اصطلاح، نثر، نثر منظوم، حکایت، حماسه، سوال و جواب، نمایش، غزل سرائی، ساز و آواز و غیره نامیده می شود هیچ گونه فاصله ای وجود ندارد.»۲ چه این که همه این اقسام بر شمرده شده اجزاء هنراند و ما حصل کنش جهان خارج و واکنش صاحب اثر، لکن دراین مکالمه که آن را از حد محاوره معمولی خارج می کند عناصری وجود دارد که به دلربایی سخن کمک شایانی کرده و همچنان می کند چندان که گفته شده « بیان “عادی” به فکر و فلسفه ربط داده می شود و بیان ” آراسته ” به خیال و شعر، ماهیت و خصوصیت زبان همانا خیال و استعاره است و زبان رابطه بسیار نزدیکی با شعر دارد که با منطق ندارد»۳ خصوصا این ویژگی با احساس سخن گفتن یا مخیل سخن گفتن در زبان زنانه قوت بیش تری می تواند داشته باشد گرچه وجود این حس لطیف در همه شعرا از زن و مرد دیده و شنیده شده است. اساسا آن دسته از احساساتی که به شکل شعر در گستره ادب پارسی موجود است همواره همراه با تصویر است. لذا قوت و ضعف سرایندگان در ساختن تصویر بحثی است که قابل تحلیل و بررسی است البته کم هم نیستند کسانی که در این راستا قلم زده اند و مقالات و کتب عدیده نگاشته اند، بِنِدِ تو کروچه ی ایتالیایی معتقد است « احساس بدون تصور کور است و تصور بدون احساس میان تهی است.»۴ یعنی این دو به مثابه دو بال، پرنده خیال شاعر را به سر منزل مقصود می رسانند و شعرش را به لانه اذهان مخاطب می نشانند. فی الواقع شاعر با دمی مسیحایی طایر خشکیده روزگار و ابتلائات خوش و ناخوش آن را حیات می بخشد تا آزاد و رها در آسمان سینه مخاطب صاحب ذوق و خرد به پروازدر آید « شاعر چیزی را به شکلی تازه می سازد، شکلی که در طبیعت وجود ندارد، شکلی که سرچشمه پایان ناپذیر نظم ها و قاعده ها و به همین شکل شناخت ها و تأویل هاست»۵ می بیند، می اندیشد، خیال می کند و می آفریند. این آفرینش می تواند شیرین باشد و یا تلخ. تصاویر شاعرانه از نظرگاه سیمین سیمین بهبهانی شاعری با قلمی به جد زنانه در ایجاد تصاویر شاعرانه ورای احساسات زنانه یا بهتر بگوییم خالی از این احساسات خاص- که ناشی از ویژگی های یک زن است- در دیگر اشعار که اشاره ای به این خصیصه ها نداشته موفق شده است به طور قطع و یقین تصاویری بسازد که به راحتی مخاطب خویش را وادار به دیدن کند. نمونه را در شعری با عنوان « گفتی که انگور است… » شاعر موفق شده چنان تصویر مشمئز کننده ای از ظلم ها و ستم های تاریخ بسازد که طعم شور چشم در دهان هر مخاطبی خواه ناخواه چهره او را در هم کشد و گره بر جبین اش افکند. گفتی که انگور است… گفتی که: « انگور است»، گفتم: « نمی بینم!» / گفتی که: « باور کن! یک خوشه می چینم این باغ تاریخ است وین تاک ها هر سال / انگور می آرد چندان و چندینم…» دستت تکان می خورد انگار می چیدی- / گفتم: « ندارد راه شوخی در آیینم.» گفتی:« به هم نِه چشم وانگَه دهان بگشا» / تا بخشمت کامی زین تُرد شیرینم…» من آنچنان کردم گفتم که: « وه! شور است!» / بیزاری قی بود زان طعم خونینم! افکندمش بیرون؛ بر کنده چشمی بود؛ / گویی به سر بارید آوار سنگینم در دیده، آفاقم چون آسیا، می گشت / باران خون می ریخت از ماه و پروینم می گفتی:« انگور است…» فریاد من می گفت: / « بر تاک ها جز چشم چیزی نمی بینم!» ( مجموعه اشعار، دشت ارژن، صفحه ۷۴۱ ) با خواندن این شعر مخاطب گویی قادر است تجسم کند که کسی در مقابلش چنین وضعی را تجربه می کند و یا خود تجربه گر طعم شور و مشمئز کننده چشم است. و البته باید گفت از این دست تصاویر مفهوم گرایانه در شعر سیمین بسیار است که در پی خواهد آمد، لکن این شعر را که خالی ا زاحساس زنانه است و بیان شومی ظلم در اعصار گذشته است، آوردیم تا مصداق و نمونه ای ذکر کرده باشیم. وزن و تصویر گفتیم که عوامل بسیاری در ایجاد تصویر موثرند و البته عوامل بیانی آن را بر شمردیم اما نکته دیگری که در این جا باید بدان اشاره مختصری شود مسئله اوزان شعر پارسی است که خود می توانند تصاویر را بهتر و جا افتاده تر کنند. این فی الواقع همان چیزی است که در اشعار سیمین بهبهانی مورد بحث و بررسی بسیار قرار گرفته و نظرات مختلفی دربارهی اوزان انتخابی او برای سرایش شعر بیان داشته اند. همه می دانیم که وی از اوزان غیر متداول در شعر خود استفاده کرده و برخی بر این باورند که این نیز خود نوعی ساختار شکنی اوست در عدم استفاده از اوزانی که دیرگاهی است تا همه بدان ها شعر سروده اند. بنابراین باید گفت « شاعری که از وزن اعراض می کند بیش از شاعری که در حیطهی وزن می سراید باید با زبان تصویر سخن بگوید. زیرا وزن به تن هایی، خود یکی از عوامل ایجاد تصویر است. وقتی این عامل بر کنار بماند شاعر بیش تر به رعایت عوامل دیگر تصویر ملزم می شود.»۶ که البته در ارائه شواهد مثالی که نگاه زنانه سیمین را بررسی می کند به نحوهی رعایت این مقوله در آفرینش و سرایش شعر توجه خواهیم کرد. البته خود سیمین در پاسخ به چنین مسئله ای و نیز در پاسخ به این که صناعات ادبی دیگر در شعر او بیش تر کاربرد داشته می گوید « رمز و کنایه و ایهام، شعر را قابل تفسیر می کند، هر کس به میل خود می تواند برداشتی از آن داشته باشد. بسیاری از شعرهای خود را می بینم که در ذهن دیگران مفهومی متفاوت با آن چه در ذهن خود من بوده است دارد. در حالی که این برداشت نیز برایم قابل قبول است.»۷ پس ملاحظه می شود که علی رغم عدم استفاده از اوزان پر کاربرد، شاعر وظیفه خود را در قبال جبران آن دانسته و از دیگر صناعات ادبی در جهت ساختن تصاویر خود استفاده مطلوب کرده است.
 سیمین بهبهانی در پاسخ به سوالی بدین مضمون که آیا اهمیت ابداع شعر شما بیش تر در وزن است؟ گفته است:« ابداً، این وزن ها از این جهت اهمیت دارند که فضای تازه و تعبیرات نو و درونمایه هایی را که تاکنون سابقه نداشته اند، پذیرا می شوند و به طور کلی این نوع غزل با غزل گذشتگان هیچ شباهتی ندارد، جز شکل هندسی نوشتار و تساوی طولی مصرع ها.»۸ یعنی سیمین برای به تصویر کشیدن منظور و مقصود خویش اوزانی را انتخاب کرده که بتواند سخنش را به تمامی باز گوید و مخاطب خویش را از درونیات خود آگاه کند. فی الواقع از اوزان به عنوان ابزاری برای بیان استفاده کرده است که به گمانم پیرامون این مقوله سخن های بسیاری هم خود وی در مصاحبه هایش ایراد کرده است و هم پژوهشگران و نظریه پردازان بدان به قدر کفایت پرداخته اند لذا به همین اندک در خصوص اوزان او و نقل قول هایش بسنده می کنیم و اشاره ی کوتاهی نیز به وزن در آثار شفیعی کدکنی در مطالب پیش رو خواهیم داشت. به سر بحث پیشین یعنی تصویر و تصویر سازی باز گردیم. سیمین بهبهانی در پاسخ به این پرسش که به گمان شما تصویر سازی در شعر چه نقشی دارد و آیا محتوا و پیام شعر اهمیت اساسی دارد یا فرم و تکنیک؟ آورده است:« در مورد تصویر دراین مجال چه می توانم گفت؟ هر مفهومی در ذهن ایجاد حرکتی می کند. شما از برخورد با لفظ آب، شکل آن را تصور می کنید. این تصور، عنصر خام خیال است، اما شاعرانه نیست. اگر کسی از شگرد شاعری آگاه نباشد، هر محتوا و هر پیام و هر تصویر والا را در تنگنا های عجز و ناتوانی خویش خواهد کشت. مقصودم از شگرد یا به گفته شما ” تکنیک، لزوما قواعد و معیار های کتاب های معجم و صناعات شاعری نیست. مقصود آگاهی از درست گفتن است و درست اندیشیدن تسلط بر واژگان و تبحر در زبان و بسیاری آگاهی های دیگر که با ممارست ومداومت در کار، و نقد و بررسی بی رحمانه فراهم می آید. وقتی پیام و محتوا و تصویر با شگرد درست در هم آمیخت، می توان گفت که شعر تکوین یافته است.»۹ می توانیم ازاین گفته سیمین این گونه استنتاج کنیم که تصاویر و محتوا به نوعی باز بسته به یکدیگرند و لازم و ملزوم هم یعنی تصاویر اگر با بهره گرفتن از شگرد های شاعرانه که همانا بیان و بدیع است درست و بر اسلوب ساخته شده باشد و مبین ادراک صاحب اثر گردد پس محتوا و پیام را رسانده است چه این که محتوا و پیام نیز خود رسانای تصاویر موجود در اثر است. در خصوص تصویر سازی سیمین از او در چندین مصاحبه سوالهایی شده است من باب مثال وقتی از او خواسته می شود تا درباره ی تصویر و مضمون شعرش توضیح دهد وی این گونه به توضیح می پردازد:« من با زبان تصویر سخن می گویم. تصاویرم ابعاد مختلفی دارند که تداعی و جان بخشی و بر قراری رابطه عاطفی با شنونده، به دنبال یک مفهوم محض، از مختصات آن است. مثل یک نقاش از رنگ ها به تناسب فضای شعرم استفاده می کنم. اشیاء برایم هیچ وقت همان نیستند که در ظاهر به آن نگاه می کنم. سمبل ها هم در شعرم ارزش خاصی دارند.»۱۰ و این نقاش سانی و نقاش واری توصیه ایست که بزرگان به خیل شعرا کرده اند « ارسطو توصیه می کند که شاعران نیز روش نقاشان را در پیش گیرند، و همچون آنان وقتی می خواهند اصل چیزی را تصویر نمایند، تصویری سازند شبیه به اصل اما بهتر از آن.»۱۱ یعنی اصل چیزی را دیدن و آن اصل را به تخیل و فن شعر آمیختن و زیباتر عرضه کردن این مقوله را اگر به مثابه یک اصل بپنداریم باید گفت دردیگر هنرها و از جمله در خود هنر نقاشی هم وضع به همین منوال است یعنی استاد نقاش به هنرجوی خود مدام گوش زد می کند که جور دیگر ببین، آن چه را که دیگران نمی بینند تو باید ببینی، ظرافت ها، سایه ها و هر آن چیزی که به اعتلای تصویر ترسیم شده عینیت می بخشد. سیمین در جای دیگری باز در باب تصویر گفته است:« من کمتر به تصویر، صرفاً از جنبه تصویری آن فکر کرده ام، بلکه همیشه در جست و جوی چیزی برای عینیت بخشیدن به عاطفه بوده ام و شاید همیشه همین عاطفه موجب تداعی تخیل شده است و شاید به همین علت تصویر های من کمتر انتزاعی هستند و بیش تر رشته عاطفه من است که آن ها را به سویم می کشد. از طرف دیگر تصویر یا تخیل را همیشه در تقارن و تضاد یا تشابه به کار گرفته ام و شاید از همین جهت است که تصویرهایم ابعاد مختلفی دارند.»۱۲ عاطفه دقیقاً همان عنصری است که عینیت و تجسم خارجی ندارد و شاعر ما در اشعار خود آن بخشی را برجسته می کند که دیگر چشم ها قادر به دیدن و تجسم آن نیست گرچه احساسش می کند. نمونه را، این شعر می آوریم تا عاطفه پنهان در قلب آدمی را به عینه در شعر سیمین بازخوانی و یا به دیگر سخن بازبینی کنیم: باغ مهتاب دیشب، ای بهتر ز گل! در عالم خوابم شکفتی / شاخ نیلوفر شدی در چشم پر آبم شکفتی ای گل وصل از تو عطرآگین نشد آغوش گرمم / گرچه بشکفتی ولی در عالم خوابم شکفتی بر لبش، ای بوسه ی شیرین تر از جان! غنچه کردی / گل شدی، بر سینه ی هم رنگ سیمابم شکفتی شام ابر آلود طبعم را دمی چون روز کردی / آذرخشی بودی و در جان بی تابم شکفتی بستر خویش از حریری نرم چون مهتاب کردم / تا تو چون گل های شب در باغ مهتابم شکفتی خوابگاهم شد بهشتی، بسترم شد نو بهاری / تا تو، ای بهتر ز گل! در عالم خوابم شکفتی . (سیمین بهبهانی- مجموعه اشعار- مرمر- شعر باغ مهتاب - صفحه ۳۲۴) این نمونه شعر عاطفی که سرشار از عواطف زنانه است پر است از تشبیهاتی که شاعر برای ملموس کردن مقصود خود بدست داده است. در باب ارائه اثر مختص به بانوان در آثار سیمین باید گفت:« هر چند سیمین اثر مستقلی از وضعیت زنان در جامعه ایرانی ننوشته، ولی برای زن می نویسد. زیرا می داند زن موجودی نیرومند و از ناتوانی مبراست؛ زن به اعتقاد او محور هستی و شگفتی عظیم خلقت است. زن سازنده جامعه و شریک و همکار مرد است و اگر در جامعه ای مرد عقب مانده و ستم دیده و بدبخت باشد، طبعاً زن هم همین حالت را دارد.»۱۳ این نگاه زنانه، زبانی است برای بیان رنج ها و شادی ها و هر آن چه که در خصوص زن نیاز به بیان دارد. برای بررسی حس حماسه پردازی درآثار سیمین ناگزیرگریزی به نظریهی روانشناسی یونگ می زنیم و روان آنیموسی سیمین را تحلیل می کنیم و البته باید گفت به همین ترتیب روان آنیمایی سرشک را نیز بررسی خواهیم کرد. روان و روحیه ای که می توان دراشعار حماسی سیمین از مجموعه شعر ” خطی زسرعت و از آتش” سراغ گرفت. تا به اکنون بر این باور بوده ایم و بوده اند که سرودن حماسه و اشعار حماسی عرفاً به زبان مردان جاری است و زبانی مردانه دارد لکن آنجا که زنی حماسه سراید و ساز حماسه کوک کند، روح مردانه ی او بر وجودش محیط گشته و مسلط؛ چندان که در آثار سیمین اشعاری که برای جنگ و جبهه و ایام دفاع مقدس دارد این روحیه به خوبی ظهور و بروز می یابد. از آن جا که « سیمین طبیعت گرا نیست وغالباً مضامین آن حول انسان شهر نشین دور می زند.»۱۴ و درست در این خصیصه شعر او با شعر شفیعی کدکنی متفاوت و متمایز است لذا او « در غزل خود به فرم و زبانی رسیده است که می تواند در آن به راحتی از مشخص ترین موضوعات اجتماعی حرف بزند.»۱۵ موضوعاتی چون جنگ، ایثار، جانبازی که مبتلا به یک دوره زمانی مشخص یعنی دهه شصت تاریخ معاصر ایران است .ذکر نمونه ای از زبان خود سیمین به آشنایی مخاطب با روح حماسی وی کمک شایانی خواهد نمود. بروید تا بمانم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
4-3-1-1- فرضیه اصلی………………………………………………………………………………………………………………….90 4-3-1-2- فرضيه اول…………………………………………………………………………………………………………………….91 4-3-1-3- فرضيه دوم……………………………………………………………………………………………………………………92 4-3-1-4- فرضيه سوم…………………………………………………………………………………………………………………..93 4-3-1-5- فرضيه چهارم………………………………………………………………………………………………………94 4-4- تحلیل گویه ها………………………………………………………………………………………………………………95 فصل پنجم:………………………………………………………………………………………………………………109 5-1- مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………….110 5-2- نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………..110 5-3- پیشنهادات اجرایی………………………………………………………………………………………………………………….112 5-4- پیشنهادات آتی………………………………………………………………………………………………………………………113 5-5- محدودیت های تحقیق………………………………………………………………………………………………………….113 منابع و ماخذ…………………………………………………………………………………………………………………………………….114 پیوست ها…………………………………………………………………………………………………………………………………………122 فهرست جداول جدول2-1) اطلاعات مورد نیاز براي ايجاد نيمرخ اطلاعات مشتريان………………………………………………..32 جدول 2– 2 ) انواع استراتژی های بازاریابی………………………………………………………………………………………..35 جدول 2-3) تفاوت بازاریابی معامله ای بازاریابی و بازاریابی رابطه مند……………………………………………..47 جدول 2 –4) مقایسه تطبیقی بازاریابی رابطه مند و بازاریابی سنتی………………………………………………….48 جدول 2– 5 ) تفاوت بازاریابی رابطه مند و بازاریابی معامله ای…………………………………………………………48 جدول 2- 6) تفاوتهای کلیدی بازاریابی تهاجمی و بازاریابی تدافعی…………………………………………………..50 جدول2-7 ) آینده ممکن برای بازاریابی بر مبنای گرانت…………………………………………………………………….63
 جدول 2 -8) یک بیانیه بازاریابی رابطه ای جدید توسط گرانت………………………………………………………….65 جدول 3-1) جدول تناظر سوالات پرسشنامه………………………………………………………………………………………78 جدول 4- 1) توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس جنسیت……………………………………………………….86 جدول 4- 2) توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس سن………………………………………………………………87 جدول 4- 3) توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس درجه تحصیلی…………………………………………..88 جدول 4- 4) توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس درآمد………………………………………………………….89 جدول 4-5) همبستگي براي آزمودني ها در عناصر 4گانه استراتژی……………………………………………….90 جدول 4- 6) همبستگي براي آزمودني ها در متغيرهای استراتژی بازاریابی مبادله ای………………….91 جدول 4- 7) همبستگي براي آزمودني ها در درمتغیرهای استراتژی بازاریابی پایگاه داده…………..92 جدول 4- 8) همبستگي براي آزمودني ها در متغيرهای استراتژی بازاریابی رابطه ای …………………..93 جدول 4- 9) همبستگي براي آزمودني ها در متغيرهای استراتژی بازاریابی مبتنی بر دانش …………94 فهرست نمودارها نمودار 4- 1: توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس جنسیت……………………………………………………….86 نمودار 4- 2) توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس سن……………………………………………………………87 نمودار 4- 3) توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس درجه تحصیلی……………………………………………88 نمودار 4- 4) توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس درآمد………………………………………………………….89 فهرست شکل ها شکل 2-1) هرم مشتریان…………………………………………………………………………………………………………………38 شکل 2 – 2) بازاریابی معامله ای در مقابل بازاریابی رابطه مند…………………………………………………………45 شکل 2 - 3 ) تغییر تدریجی در دیدگاه بازاریابی……………………………………………………………………………….49 شکل 2- 4 ) پیوستار قصد رابطه………………………………………………………………………………………………………51 شکل 2- 5 ) مدل مفهومی……………………………………………………………………………………………………………….66 فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه
بازاریابی و استراتژی های بازاریابی در طول تاریخ حیات خود به شدت متأثر از تکنولوژی ها و فناوری ها ی اعصار خود بوده است. با ظهور دستگاه چاپ ورادیو و تلویزیون ورایانه و بازاریابی نیز نقش های خاص خود را ایفا نموده است سعی نموده تا با بهره گرفتن از این ابزارهای تکنولوژیک به نحوی در راستای دستیابی به اهداف خود استفاده نماید. امروز ظهور فناوری اطلاعات و سرعت رشد آن استراتژی های بازاریابی را کاملا متحول نموده است. بسیاری از سازمان های خدماتی و…تحت این فناوری ها استراتژی های بازاریابی کرد را به گونه ای طراحی و تدوین می نمایند تا از مزیت های رقابتی حاصل از آن به نحوه مطلوب استفاده نماید. امروزه بازارهایی تحت عنوان بازار های اینترنتی و بازار های مجازی مورد توجه قرار گرفته است که این نوع بازار ها ماهیتی کاملا متفاوت از بازار های فیزیکی دارند و این امر مستلزم شناخت بازارهای الکترونیکی و ماهیت آنان است. تا از این طریق بتوان استراتژی های بهتری جهت کسب مزیت رقابتی دراین بازارها تدوین کرد. از سوی دیگر استراتژی های بازاریابی الکترونیکی ابزار بسیار کار آمد و کم هزینه ای جهت ورود به بازار های جدید بوده است وزمینه های ورود آسان،کم هزینه و در عین حال با ریسک پایین به بازارهای خارجی را فراهم می نمایند. تغییرات بی سابقه در اوضاع تجارت در سراسر جهان نوع جدیدی از رقابت و رقابت کنندگان را در چشم اندازه تجارت جهانی ایجاد کرد که شرکت ها را وادار کرد دوباره روی استراتژی های بازار یابی شان فکر کنند . پیشرفت در شرایط تجارت جهانی نقش اساسی در ایجاد این تغییرات را داشتند.
بیان مساله
استراتژي هاي بازاریابی دربازارهاي الکترونیکی، همواره یکی از مقوله هاي مهمی است که درحوزه هاي جدید مطالعات بازاریابی مورد توجه قرارگرفته است. اما دراین زمینه دیدگاه هاي بسیارمتنوعی ارائه شده است. ازسویی دیگر باتوجه به اینکه درکشورمان مطالعاتی چندانی دراین زمینه انجام نشده است بنابراین بررسی این استراتژي ها از اهمیت دو چندان برخوردار است، زیرا با ورود به دنیاي تجارت الکترونیکی و استفاده از ابزارهاي نوین درحوزه هاي جدید فناوري و تجارت، بنگاه ها ناگزیرخواهند شد تا با بکارگیري استراتژي هاي نوین تجاري، خود را براي فشارهاي رقابتی جدیدآماده نمایند. بازار یابی و استراتژي هاي بازار یابی در طول تاریخ حیات خود به شدت متأثر ازتکنولوژي ها و فناوري ها ی اعصار خود بوده است. با ظهور دستگاه چاپ و رادیو وتلویزیون و رایانه و بازار یابی نیز نقش هاي خاص خود را ایفا نموده است سعی نموده تا با بهره گرفتن از این ابزارهاي تکنولوژیک به نحوي در راستاي دستیابی به اهداف خود استفاده نماید .(Stewart-2001) تحولات پرشتاب در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گسترده ای را موجب شده است. جهانی شدن در حقیقت ثمره پیشرفت های شگفت انگیز در بخش فناوری اطلاعات است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نقاط ضعف :
-
- به علت پیچیدگی تجربیات انسانی مشکل است بتوان متغیرها را کنترل یا محدود کرد.
-
- به دلیل پویایی انسان، مردم نمی توانند به همان شیوه مواد ثابت در علوم طبیعی عکس العمل نشان دهند.
-
- روش مکانیستی آن مانع ظهور تفکر خلاق و آزاد، انتخاب و اخلاق مسئولیت می شود.
-
- کمیت سازی ممکن است تبدیل به غایت شود. (برگرفته از۲۰۰۶Hughes )
محاسن و معایب روش تحقیق کیفی : پژوهشگران کیفی درباره نیاز به محرز ساختن اصالت یافته هایشان توافق نظر ندارند. برخی استدلال می کنند که پژوهشگران تعابیر منحصر به فرد خود را تولید می کنند و تأیید و تکرار غیرممکن است. آنها مدعی اند که اگر به صورت حرفه ای عمل شده باشد و تبیین شده باشد که چگونه پژوهش انجام یافته است، باید به تعابیر آنها اعتماد کرد. سایر پژوهشگران کیفی استدلال کرده اند که کنشگران اجتماعی مورد نظر باید همه تعابیری را که پژوهشگر از زندگی اجتماعی آنها ارائه می دهد، تأیید کنند. به عبارت دیگر، تعبیر پژوهشگر باید تناظر نزدیک با تعابیر کنشگران اجتماعی داشته باشد. شوتز ( b1963 Schultz ) از اصل کفایت سخن می گفت که مستلزم این است که پژوهشگران اجتماعی باید بتوانند خود را در تعابیر جامعه شناسان بازشناسند. به همین ترتیب داگلاس (۱۹۷۱ Douglas ) اصرار داشت پژوهشگران یکپارچگی پدیده را حفظ کنند، و متدولوژیست ها از اعتبار بخشی اعضا سخن گفته اند. این نوع اعتبار، مثل همه صور اعتباربخشی، مشکلات خاص خود را دارد. با این حال تلاشی است برای نزدیک ساختن برساخته های جامعه شناختی به برساخته های اجتماعی از واقعیت (بلیکی ۳۲۰:۱۳۸۴).
 اگرچه استفاده و بکارگیری روش های کیفی در مقابل روش های کمی به سبب اعتبار و منطقی بودن آن است اما مسئله تعمیم دهی موضوعی است که برخی پژوهشگران را نسبت به آن دلسرد کرده است. مسئله تعمیم در پژوهش کیفی دو جنبه دارد. نخست : نمونه گیری احتمالی در این پژوهش ها جایی ندارد و معمول نیست. دوم داده هخای کیفی پذیرای آن قسم تعمیم که در پژوهش کمی رواج دارد، مثل فنون آماری مبتنی بر نظریه احتمالات،نیستند (بلیکی ۳۲۸:۱۳۸۴). با این حال پژوهش های کیفی نیز نقاط قوت و ضعفی دارند که ذاتی آنهاست و تلاش روانشناسان در برطرف کردن ضعف ها تاکنون بی نتیجه بوده است. در زیر به اختصار برخی محدودیت ها و توانایی های روش های کیفی را ارائه می کنیم : نقاط قوت :
-
- به علت تداخل و حضور مستقیم محقق، وی به نگرش یک فرد خودی در مورد مسئله دست می یابد و این به محقق این امکان را می دهد که مسائل گمشده را راحت تر بیابد.
-
- توصیفات کیفی می توانند نقش مهمی را در امکان پیش بینی روابط، علت ها، تأثیرات و فرایندهای پویا ایفا کنند.
-
- محقق کیفی گوشت و خونش را درگیر تحلیل اجتماعی می کند .
(۲۰۰۶ Hughes) نقاط ضعف :
-
- میدان، جایگاه ها، رخدادها، شرایط و تعاملات نمی توانند همواره تکرار شوند و نه می توانند با همان اطمینان یک پژوهش در سطح گسترده تر عمومیت یابند.
-
- گردآوری، تحلیل و تفسیر داده ها بیش از اندازه زمان بر است.
-
- مسئله گمنامی و جلب اعتماد هنگام گزینش یافته ها مسائلی را بوجود می آورد.
-
- حضور محقق تأثیر عمیقی بر موضوعات مورد مطالعه می گذارد (برگرفته از ۲۰۰۶ Hughes)
روش مصاحبه نگاه به پیشینه مصاحبه در ایران ، بنابر ثبت و انتشار گفت و گو ، به حدود هزار سال پیش بازمیگردد که زیگرید هونکه گزارشگر ، متن گفت و گو ده ها دانشمند ایرانی را در کتاب “فرهنگ اسلام در اروپا،خورشید ا… بر فراز مغرب زمین” تنظیم و ثبت کرد. در توسعه خردگرایی قرن چهارم ه.ق اگر وقایعی همچون حمله و سلطه مغولان روی نی داد تجربیات ثبت اینگفت و گوها بسیار زودتر از غربی ها به عرصه ی رسانه های ما وارد میشدند (محسنیان راد،۱۳۸۹: ۳۰-۲۹) مصاحبه روشى است که در آن اطلاعات مورد نیاز تحقیق از طریق ارتباط مستقیم بین پرسشگر یا محقق با پاسخگو گردآورى مىشود. در واقع، مصاحبه یک مکالمه دو طرفه است که با طرح سؤال مصاحبهگر به منظور کسب اطلاعات مربوط به تحقیق آغاز مىشود. این امر مىتواند بصورت رو در رو یا برقرارى ارتباط تلفنى انجام پذیرد. برقرارى ارتباط صمیمانه بین مصاحبهکننده و مصاحبهشونده نقش مهمى در ثمربخشى این روش دارد؛ زیرا مصاحبه براى پى بردن به واقعیتها، احساسات، گرایشها، باورها و علائق پاسخگو یا مصاحبهشونده طراحى و برنامهریزى مىشود و تحقیق این امر با برقرارى ارتباط صمیمانه و جلب اعتماد مصاحبهشونده مقدور است. در این روش، مصاحبهگر درصدد نفوذ در مصاحبهشونده نیست و نمىخواهد طورى عمل کند که باعث بروز تغییر در وى شود. همچنین، مصاحبهگر باید بداند که صبر و خویشتندارى و تحمل بروز شرایط ناگوار امرى ضرورى است؛ چرا که اگر بخواهد در مقابل ناملایمات واکنش نشان دهد، کار مصاحبه پیش نخواهد رفت؛ یعنى اینکه واکنش مثبت یا منفى که به بروز تغییر در نحوه اظهارات مصاحبهشونده منجر گردد یا او را وادار کند که در بیان مطلبى یا موضوعى بیش از اندازه اغراق نماید یا آن را کتمان کند باعث مىشود که محقق یا مصاحبهگر نتواند واقعیت درونى مصاحبهشونده را درک نماید. محاسن روش مصاحبه ۱. روش مصاحبه براى مطالعات عمیق، ژرفانگر و موردى روش مناسبى است؛ زیرا تعداد افراد مورد مطالعه محدودند؛ بنابراین، وسعت جامعه کم، ولى عمق مطالعه بسیار زیاد است و محقق بخوبى مىتواند اعماق و زوایاى موضوع مورد مطالعه را بکاود. مطالعه در مورد کودکان و افراد ناسازگار، یا یک ناهنجارى اقتصادى و اجتماعى و محیطی، یا بیماران روانى را مىتوان با روش مصاحبه بخوبى به انجام رساند. ۲. روش مصاحبه براى مطالعه افراد جامعهاى که سواد لازم را ندارند، بسیار مفید است؛ زیرا نمىتوانند پرسشنامه را مطالعه و تکمیل کنند. ۳. مصاحبه باعث مىشود که مصاحبهشونده یا پاسخگو بخوبى نسبت به اهداف و اغراض و مقاصد پرسشها و نیز تحقیق آگاه شود. بنابراین، امکان درک، کشف و دریافت پاسخهاى مناسب که به محقق براى دستیابى به حقیقت و واقعیت و کشف مجهول کمک نماید، فراهم مىشود. ۴. محیط مناسب و فضاى صمیمانهاى بین مصاحبهگر و مصاحبهشونده فراهم مىشود که باعث مىگردد پاسخگو یا مصاحبهشونده همکارى لازم را با محقق داشته باشد و او را در رسیدن به اهداف تحقیق کمک کند. ۵. اگر مصاحبه، بخصوص نوع آزاد آن با هدایت هوشیارانه مصاحبهگر همراه باشد باعث مىشود که پاسخگو یا مصاحبهشونده اندیشهاش را با آزادى و علاقه زیادترى بیان کند. معایب روش مصاحبه ۱. این روش وقتگیر و پرخرج است و زمان زیادى را طلب نموده، جامعه محدودى را مورد شناسایى و مطالعه قرار مىدهد. ۲. اطلاعات بدست آمده از طریق روش مصاحبه را نمىتوان همانند روش پرسشنامه به جامعه بزرگترى تعمیم داد؛ زیرا این اطلاعات بر پایه تعداد محدود و موردى جمعآورى مىشود و تنها مىتوان نتایج را به افراد مشابه تعمیم داد. ۳. قابلیت تعبیر و تفسیر اطلاعات بویژه در مصاحبه آزاد پایین است و محقق باید دقت، حوصله و وقت زیادترى را صرف این کار کند. حتى قبل از شروع مصاحبه، محقق باید روش تحلیل و تفسیر اطلاعات را پیشبینى و طرحریزى نماید. ۴. به مصاحبهگران مجرب و کارآزموده نیاز است؛ زیرا مصاحبه امرى است فنى و تخصصى و از عهده هرکس برنمىآید. ۵. تماسهاى شخصى که بین مصاحبهکننده و مصاحبهشونده برقرار مىشود، باعث توسعه روابط عاطفى مىگردد؛ بنابراین، ممکن است اطلاعات با اظهارنظرهاى شخصى آمیخته و مصاحبهشونده پاسخهایى را بدهد که به نظر مصاحبهگر خوشایند باشد ولو واقعیت نداشته باشد؛ یا مصاحبهگر قبل از اینکه به دنبال کشف واقعیت باشد، مواردى را تعقیب و جستجو کند که حدسهاى او را تقویت نماید. ۶. چون مصاحبه روشى انعطافپذیر است، احتمال دارد باعث شود که مصاحبهگر فکر کند هرطور که دلش مىخواهد مىتواند سؤال کند یا مصاحبهشونده تصور کند که هرچه دلش مىخواهد مىتواند بگوید. طبعاً، این تصورات در صحت اطلاعاتى که گردآورى مىشود، اخلال ایجاد مىکند. ۲-۳- جامعه ی تحقیق جامعه تحقیق در این پژوهش “صاحبنظران و ارتباط گران حوزه رسانه ای و ارتباطات آشنا با تبلیغات و برنامه های آموزشی و بهداشتی می باشد ۳-۳- حجم نمونه در این پژوهش برای انتخاب ارتباطگران و فعالان حوزه های مختلف رسانه ای مرتبط با تبلیغ از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است.بدین ترتیب حجم نمونه تحقیق حاضر از میان ۲۵ کارشناس هدف گذاری شده ابتدایی ، ۸ کارشناس حوزه رسانه که همگی اساتید دانشگاه که در حوزه نظری ، صاحب نظر هستند ، تشکیل می دهد. ۴-۳- شیوه جمع آوری داده ها برای جمع آوری داده ها جهت تجزیه و تحلیل کیفی ، از تکنیک مصاحبه عمقی استفاده شده است ۵-۳- شیوه تجزیه و تحلیل دادهها تحلیل،مشکل ترین جنبه ی هر پروژه ی پژوهش کیفی و نیز خلاق ترین جنبه ی آن محسوب می گردد. روشن ترین روش برای تحلیل اطلاعات مصاحبه، تحلیل محتوای آن است(سفیری،۱۳۸۷: ۱۳۵-۱۳۴) برای تجزیه و تحلیل داده های استخراج شده از مصاحبه های عمقی انجام شده با جامعه آماری ، روش تجزیه و تحلیل های کیفی مورداستفاده قرار گرفت . ۷-۳- قابلیت اعتماد[۱] اعتبار ، پایایی و عینیت ، ملاک هایی هستند که برای ارزیابی کیفیت تحقیق در پارادایم تحقیق متعارف اثبات گرایان استفاده می شود. همانند یک روش تفسیری، تحلیل محتوای کیفی ، از سنت اثبات گرایانه در فرضیه های اصلی ، اهداف تحقیق و فرآیندهای استدلالی متفاوت می باشد. بنابراین باعث ایجاد ملاک متعارف نامناسب برای قضاوت نتایج تحقیق می گردد. برای سازماندهی این فضا، لینکلن و گوبا ( ۱۹۸۵ ) ، چهار معیار برای ارزیابی کار تحقیقی تفسیری ایجاد کردند : اعتبار پذیری ، انتقال پذیری ، قابلیت اطمینان و تائید پذیری اعتباراشاره دارد به ” ارائه مناسب ساختارهای دنیای اجتماعی تحت مطالعه” لینکلن و گوبا (۱۹۸۵)، یکسری فعالیت هایی که به بهبود بخشیدن اعتبار در نتایج تحقیقتان کمک می کند، را ارائه می کنند: تماس طولانی با محیط پرورش ، مشاهده ی مستمر، بررسی از زوایای مختلف، تحلیل موارد منفی، بررسی کردن تفاسیر در مقابل داده های خام ، تبادل نظر با همتایان و کنترل از سوی اعضا. برای ارتقای اعتبار تحلیل محتوای کیفی محققان نه تنها نیاز به طراحی استراتژی های جمع آوری داده ها ،که قادر به درخواست کردن مناسب عرضه ها می باشد دارند،بلکه همچنین نیازمندطراحی فرآیندهای واضح (شفاف) برای رمزگذاری کردن وترسیم نتایج از داده های خام می باشند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این پرسشنامه توسط کارمندان بانک تکمیل می شود و از آن ها خواسته می شود تا گویه ها را تا حدی که در مورد زندگی کاری آن ها صدق می کند، در طول مقیاس ۵ درجه ای لیکرت(خیلی کم، کم، تاحدی، زیاد و خیلی زیاد) مشخص کنند. امتیاز درجه های خیلی کم، کم، تاحدی، زیاد و خیلی زیاد به ترتیب از ۱ تا ۵ برای گویه ها می باشد.

۳-۵-۲-پرسشنامه ارزش های محوری سازمان
این پرسشنامه شامل ۱۵ سؤال است که در آن برای سنجش پنج بعد (اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، زیبایی) استفاده می شود. سطح اندازه گیری پرسشنامه ترتیبی و بر اساس مقیاس ۵ درجه ای لیکرت می باشد.. این پرسشنامه توسط کارمندان بانک تکمیل می شود و از آن ها خواسته می شود تا گویه ها را تا حدی که در مورد سازمان، صدق می کند، در طول مقیاس ۵ درجه ای لیکرت (کاملاً موافق، موافق، بی نظر، مخالف و کاملاً مخالف) مشخص کنند. امتیاز درجه ها به ترتیب از ۱ تا ۵ برای گویه های مثبت می باشد. سؤالات ناظر بر سنجش هر مؤلفه که در این پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفته است، به شرح زیر می باشد: ۱-بعد اخلاقی(سؤالات ۱-۳)؛ ۲-بعد اجتماعی (سؤالات ۴-۶)؛ ۳-بعد اقتصادی (سؤالات ۷-۹)؛ ۴-بعد سیاسی (سؤالات ۱۰-۱۲)؛ ۳-بعد زیبایی (سؤالات ۱۳-۱۵)
۳-۶-تعیین قابلیت اعتبار[۲۹] یا روایی ابزار پژوهش و قابلیت اعتماد[۳۰] یا پایایی پژوهش
۳-۶-۱-اعتبار یا روایی ابزار پژوهش
اعتبار از خواص ابزار سنجش به شمار می آید که به رابطه ضروری بین مفهوم و معرف می پردازد. سر و کار اصلی اعتبار با این سؤال است که آیا واقعاً همان چیزی را می سنجیم که قصد سنجش آن را داریم؟ (بیکر، ۱۳۸۱ : ۱۳۸). در پژوهش حاضر از روش های ارزیابی اعتبار به شرح زیر استفاده شده است.
۳-۶-۱-۱-اعتبار محتوای[۳۱] پژوهش
اعتبار صوری یا ذهنی مبتنی بر ارزیابی های ذهنی محققان متخصصانی است که بر روی کیفیت وسیله اندازه گیری صفات مورد بررسی اجماع نظر دارند و مشخص گر این نکته است که تا چه حد وسیله ی اندازه گیری طراحی شده ، آن چیزی را که محقق فکر می کند اندازه می گیرد . (قاضی طباطبائی، ۱۳۷۶ : ۱۳) پس از طراحی و تنظیم پرسشنامه با ارائه ی آن به عده ای از دانشجویان کارشناسی ارشد و بازبینی اساتید راهنما و مشاور و مطابقت و بررسی ، اعتبار صوری ابزار اندازه گیری مورد توجه قرار گرفت.
۳-۶-۲-قابلیت اعتماد یا پایایی ابزار پژوهش
پایایی ابزار که از آن به اعتبار، دقت، و اعتمادپذیری نیز تعبیر می شود، عبارت است از اینکه اگر یک وسیله اندازه گیری که برای سنجش متغیر و صفتی ساخته شده در شرایط مشابه در زمان یا مکان دیگر مورد استفاده قرار گیرد ، نتایج مشابهی از آن حاصل شود . به عبارت دیگر از خاصیت تکرار پذیری و سنجش نتایج یکسان برخوردار باشد. پایائی دلالت بر آن دارد که ابزار اندازهگیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی بدست میدهد. دامنه ضریب پایایی از صفر تا ۱+ است. ضریب پایایی صفر معرف عدم پایایی و ضریب پایایی یک معرف پایایی کامل است.( دلاور، علی؛ ۱۳۷۹، ص ۱۵۳)
۳-۷-روش تجزیه و تحلیل داده ها
با بهره گرفتن از نرم افزار spss در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است: روش های تحلیل آماری توصیفی که شامل جداول و نمودارها و فراوانی در قسمت بیوگرافی پرسشنامه بوده است که مورد استفاده قرار گرفته است. در تحلیل آمار استنباطی آزمون تی- استیودنت برای ارزیابی میزان همقوارگی یا یکسان بودن و نبودن میانگین نمونهای با میانگین جامعه در حالتی به کار میرود که انحراف معیار جامعه مجهول باشد چون توزیع t در مورد نمونههای کوچک با بهره گرفتن از درجات آزادی تعدیل میشود، میتوان از این آزمون برای نمونههای بسیار کوچک استفاده نمود.برای بررسی این نکته که آیا میانگین نمونههای برداشته شده از یک متغیر تصادفی تا چه حد به میزان «واقعی» (که آزمایشگر نمیداند) نزدیک است از تی-استیودنت استفاده شده است
فصل چهارم:
تجزیه وتحلیل
یافته های آماری
تحقیق
۴-۱-مقدمه
در این فصل به تجزیه و تحلیل یافتههای حاصل از اجرای پژوهش پرداخته میشود. در بخش آمار توصیفی، قسمت جمعیت شناختی مورد تحلیل قرار گرفته است و در بخش آمار استنباطی ابتدا برای بررسی فرضیههای پژوهش از کلموگروف–اسمیرنف و سپس از آزمون T-test بهره گرفته شده است. نتایج به دست آمده در ادامه ارائه خواهد شد. ۴-۲-آمار توصیفی جدول ۴-۱: آمار توصیفی برای جنسیت کارمندان
| متغیر |
تعداد |
میانگین |
میانه |
انحراف استاندارد |
| جنسیت |
۷۴ |
۱٫۰۰ |
۱٫۰۰ |
۰٫۰۰۰ |
جدول ۴-۲: فراوانی جنسیت کارمندان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اعوجاج هارمونیکی کل ( (total harmonic distortion
THD
ضریب جابجایی ( ( displacement factor
DF
مدولاسیون پهنای باند
PWM
اینورتر منبع ولتاژ (Voltage Source Inverter)
VSI
اینورتر منبع جریان (Current Source Inverter)
CSI
Diode –Clamped Multilevel Inverter
DCMI
Flying –Capacitor Multilevel Inverter روش هارمونیک بهینه برای شکل موج پله ای

FCMI OHSW
فصل اول سیستمهای محرک موتور های AC ۱-۱)الکترونیک قدرت چیست؟ الکترونیک قدرت امروزی پس از ساخت یکسو کننده های سیلسیومی قابل کنترل (SCR)یا تریستور ,توسط شرکت جنرال الکتریک در سال ۱۹۵۸ آغاز شد . SCRیک کلید قدرت نیمرسانای یکسویه است که می تواند با اعمال پالس الکتریکی با توان پایین به گیت آن وصل شود . مقادیر مجاز ولتاژ و جریان SCRها از تمامی انواع دیگر کلیدهای قدرت نیمرسانا بیشتر است . در کشورهای توسعه یافته مبدلهای الکترونیک قدرت در کلیه مناطقی که انرژی الکتریکی در آنها توزیع شده است کاربرد وسیعی یافته است این مبدلهای توان الکتریکی را برای کاربردهای مختلف مانند راه اندازی موتورهای الکتریکی , منابع تغذیه بدون وقفه( UPS ) ,گرمایش و روشنایی ,فرایندهای الکتروشیمیایی ,خطوط انتقال dc ,جبران کننده های توان راکتیو ومنابع تغذیه تنظیم شونده و… مناسب می سازد. همچنین ورود مبدلهای الکترونیک قدرت به تمامی مراحل تولید ,انتقال و توزیع توان باعث افزایش فوق العاده ای در توانایی سیستم بدون سرمایه گذاری در نیروگاه ها و خطوط انتقال جدید می شود بنابراین با توجه به موارد فوق منطقی است که پیش بینی کنیم که هر مهندس برق در طول مدت کارش با بعضی از مبدلهای الکترونیک قدرت برخورد خواهد کرد انواع تبدیل توان الکتریکی و مبدلهای مربوطه که در الکترونیک قدرت امروزی بکار می روند در شکل ۱ نشان داده شده است .برای نمونه تبدیل dcبهac توسط اینورتر ها محقق میشود که این مبدل موضوع اصلی بحث ما نیز می باشد. . شکل ۱-۱:انواع تبدیل توان الکتریکی و مبدلهای الکترونیک قدرت مربوطه کار مبدل قدرت عمدتا مبتنی بر سوئیچینگ قطعات نیمه هادی قدرت است در نتیجه مبدلها هارمونیکهای جریان و ولتاژ را وارد سیستم تغذیه و خروجی مبدلها می کنند این امر باعث اعوجاج در ولتاژ خروجی و تولید هارمونیک در سیستم تغذیه و تداخل با مدارهای تولید کننده سیگنال فرمان و مدارهای مخابراتی میشوند . برای کنترل میزان هارمونیکها معمولأ از فیلترها در ورودی و خروجی سیستمهای مبدل استفاده می شود . بلوک دیاگرام یک مبدل قدرت بطور کلی بصورت زیر است: شکل ۱-۲:نمای کلی یک مولد قدرت فاکتورهایی چون اعوجاج هارمونیکی کل (total harmonic distortion(THD))و ضریب جابجایی (displacement factor (DF)) و ضریب توان ورودی (input power factor ) معیارهایی برای سنجش کیفیت شکل موج هستند و برای تعیین این فاکتورها ضروری است که مولفه های فرکانسی شکل موج تعیین گردد . برای ارزیابی عملکرد مبدل ,ولتاژها و جریانهای ورودی و خروجی مبدل به سری فوریه بسط داده میشود. کیفیت مبدل قدرت با کیفیت شکل موجهای ولتاژ و جریان آن مشخص میشود و روش های کنترلی در مبدلهای قدرت نقش مهمی در تولید هارمونیک و اعوجاج شکل موج دارد در ادامه به بحث راجع به این موضوع ها خواهیم پرداخت . ۱-۲)اینورتر و چگونگی عملکرد آن : شکل ۱-۳٫مبدل توان پایه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ج) گستره تصمیم یک واحد بر سایر واحدها:هر قدر میزان تأثیر گذاری تصمیمات یک واحد بر عملیات واحدهای دیگر بیشتر باشد،مشارکت سایر واحدها در تصمیم گیری بیشتر شده و این امر زمینه را برای عدم تمرکز سازمانی فراهم می نماید.(همان منبع:ص۴۵)
 چرا تمرکز و عدم تمرکز مهم است؟به منظور پیشگیری از انباشتگی اطلاعات در نزد مدیر،باید اتخاذ تصمیمات به دیگران واگذار گردد و تمرکز از یک نقطه واحد به سراسر سازمان پخش شود. عدم تمرکز واکنش سازمان ها را در برابر تغییرات محیطی تسریع می نماید. Alas&Vilson, 2012, 495)) ۲-۲۲-۳ رسمیت حدی که یک سازمان برای جهت دهی رفتار کارکنانش به قوانین، مقررات و و رویه ها متکی است رسمیت نام دارد و یا به میزان اسناد و مدارکی اطلاق می شود که در سازمان وجود دارد.در این اسناد،روش ها،شرح وظایف ،مقررات و سیاست هایی که سازمان باید رعایت و اجرا نماید نوشته شده است.از اینرو وقتی رسمیت بالاست، شرح شغل های مشخص،قوانین و مقررات و دستورالعمل های روشنی درباره فرایند کار در سازمان وجود دارد.وقتی رسمیت کم است رفتار کارکنان به طور نسبی می تواند برنامه ریزی نشده باشد.در چنین موقعیتی، کارکنان در بکارگیری نقطه نظرات خود از آزادی عمل بیشتری برخوردارند. (مجیبی و میلانی ،۱۳۹۰،ص ۱۶) چرا رسمیت مهم است؟استاندارد نمودن رفتار،تغییر پذیری را کاهش می دهد.همچنین باعث هماهنگی در کار می شود.منافع اقتصادی حاصل از رسمیت را نباید بیش از حد جلوه داد.رسمیت بیشتر آزادی عملی را از متصدیان می طلبد.مشاغلی که ازرسمیت کمتری برخوردار باشند،قضاوت های تخصصی متصدیان در آن ها بیشتر کاربرد دارد. Alas&Vilson, 2012, 496)) فنون رسمی سازی: مدیران، فنونی در اختیار دارند که به کمک آن ها می توانند رفتار کارکنان خود را اصلاح کنند.این فنون عبارتند از: گزینش: یک فرایند گزینش اثربخش به منظور تعیین تناسب متقاضیان با سازمان طراحی می شود. الزامات نقش: هر شغل با توجّه به انتظاراتی که از آن می رود،انجام می شود. قوانین،رویه ها و خط مشی ها: بیانیه های واضح و روشنی هستند که به کارکنان می گویند چه چیزی یا کاری را انجام داده و چه کاری را انجام ندهند. آموزش: بسیاری از سازمان ها برای کارکنان خود دوره های آموزشی تدارک می بینند.(صادقی،۱۳۹۱:ص۳) ابعاد محتوایی ابعد محتوایی معرف کل سازمان و جایگاه آن است .این متغیرها وضعیت ابعاد ساختاری سازمان را تعیین می کنند.ابعاد محتوایی عبارتند از : استراتژی، عدم اطمینان محیطی، تکنولوژی، اندازه سازمان، فرهنگ سازمانی. اجزای ساختار باید به گونه ای برگزیده شوند که ضمن حفظ سازگاری داخلی، با وضع سازمان،یعنی اندازه و پیشینگی، محیط فعّالیت و نظام بهره برداری و همانند آن نیز سازگار باشند.(مجیدی و دیگران ،۱۳۹۰،ص ۱۰) ۲-۲۳ عوامل تأثیر گذار بر ساختار از عوامل مهم تأثیرگذار بر ساختار عبارتند از : اندازه سازمان، استراتژی(هدف ها و استراتژی)،فناوری سازمانی، محیط، قدرت کنترل.یک ساختار سازمانی اثربخش و کارا باید بتواند بین ابعاد ساختاری (رسمیت، تمرکز،پیچیدگی)و ابعاد محتوایی(اندازه، فناوری،استراتژی،محیط)سازمان تعادل برقرار کند. توجّه به عوامل اقتضایی در محیط متلاطم امروزی امری حیاتی است و در مواردی بقای سازمان را رقم می زند .از اینرو ، ساختار باید با در نظر داشتن این عوامل طراحی شود تا زمینه تحقق اهداف و راهبرد های سازمان را فراهم کند.(حجازی،۱۳۸۸،ص۷۱) ۲-۲۴ تأثیر مهندسی مجدّد بر ساختار سازمانی مهندسی مجدّد ،تغییری شگرف است و هنگامی رخ می دهد که شرکت ها طراحی دوباره و ریشه ای کار را برای بهبود چشمگیر عملکرد انجام می دهند.مایکل همر و جیمز چمپی در کتابشان بیان میدارند که کلی ترین احساس مهندسی مجدّد، شروع دوباره می باشد.مهندسی مجدّد یعنی اگر ما امروز با تمام دانش فنی و امکانات تکنولوژی، شانس تاسیس مجدّد سازمان خود را داشتیم، آنرا چگونه ایجاد می کردیم؟ مهندسی مجدّد یعنی دگرگونی و بازسازی به کمک تکنولوژی اطلاعات .مهندسی مجدّد سازمان ها به مجموعه کارهایی گفته می شود که یک سازمان برای تغییر فرآیندها و کنترل های درونی خـود انـجـام می دهد تا از ساختار سنتی عمودی و سلسله مراتبی به ساختاری افقی، میان فعالیتی Cross-functional، مبتنی بر گروه Team-base و مسطح Flat Structure تبدیل شود که در آن، همه فرآیندها برای جلب رضایت مشتریان صورت می گیرد(شیخی،۱۳۸۹:ص۱۹)اکثر سازمان های امروزی ساختار « دودکشی» دارند. دوایر نسبتا بزرگ با سلسله مراتبی که به طور مجزا از یکدیگر فعّالیت می کنند و تداخل فعّالیت ها اگر هم وجود داشته باشد در سطح بسیار محدودی و آن هم عمدتا در سطوح تحتانی است. برنامه مهندسی مجدّد معمولا باعث تبدیل سازمان از ساختار « دودکشی» به شبکه(Grid) می شود که در آن ،تیم های کاری مرز فعّالیت ها را قطع می کنند و اگرچه فعّالیت ها هنوز وجود دارند ، اما بسیار محدود و باریک شده اند. تحول بعدی سازمان ها، حرکت به سمت « حباب های تیمی» است که در آن افراد با گردآوردن تخصص ها و قابلیت های خود در یک محل، روی فرآیندهای خاص،پروژه های دگرگونی، و یا پروژه های دگرگونی فنی متمرکز شده اند. سازمان های حبابی بسیار سیال هستند ؛ تیم هایی که شکل می گیرند و از هم می پاشند و افرادی که جای خود را به یک فرهنگ غیر رسمی و باز و ارتباطات بسیار عالی که به وسیله تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات پشتیبانی میشود، داده است.فرهنگ و سبک رهبری در چنین سازمان هایی با روش های سنتی که در سازمان های «دودکشی» دیده می شود بسیار تفاوت دارد، از همین رو مهندسی مجدّد اغلب با برنامه گسترده تغییر فرهنگ همه سطوح سازمان همراه است. در مهندسی مجدّد، یک سازمان برای در هم شکستن موانعی که به صورت واحدهای وظیفه ای به وجود آمده اند از فناوری اطلاعات استفاده می کند و بر مبنای فرایند کارها، محصولات یا دستاوردها (و نه بر حسب اقلام ورودی و وظیفه)، یک سیستم کاری به وجود می آید. تمرکز زدایی،وابستگی دو طرفه یا متقابل و مشارکت در اطلاعات سنگ بنای مهندسی مجدّد را شکل می دهد.)مرحمتی،۱۳۹۲:ص۱۷۶) ۲-۲۵ داده، اطلاعات ودانش: در ابتدای این قسمت لازم است توضیحی درباره سه واژه داده، اطلاعات ودانش ارائه و تفاوت آن ها مشخص شود تا هنگامی که در ادامه به تعریف فناوری اطلاعات پرداخته می شود،منظور از اطلاعات کاملا” واضح و مشخص باشد.اغلب، داده ها و اطلاعات به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می گیرند،اما این دو واژه کاملا” متفاوتند.داده ها،حقایق خام، خلاصه نشده و تجزیه و تحلیل نشده هستند در حالیکه اطلاعات داده ای است که به شکل معنی دار در آمده و پردازش شده است. داده همیشه داده است،اما آنچه برای یک فرد حکم اطلاعات است می تواند برای شخص دیگری بسیار مفصل و جزئی باشد.از طرفی دانش، ظرفیت استفاده و بکارگیری اطلاعات است.تحصیلات و تجربه ای که مدیر دارا می باشد او را قادر می سازد تا از اطلاعاتی که دریافت می نماید،بهره گیری مؤثر نماید.دانش بدین معنی است که مدیران می توانند اطلاعات را تفسیر کرده و در تصمیم گیری خود بکارگیرند. (ایران نژاد و دیگران ،۱۳۹۲ ،ص۲۴).ارتباط بین داده، اطلاعات ودانش در شکل ۲-۲ نشان داده شده است.یک شخص دارای دانش، اطلاعاتی را درخواست می کند که درتصمیم گیری او مورد استفاده قرار گیرد و از آن حمایت نماید.در نتیجه داده ها،احتمالا” توسط یک برنامه رایانه ای به صورت اطلاعات در می آیند.سپس از دانش تخصصی استفاده می شود تا اطلاعات خواسته شده مورد تفسیر قرار گیرد و نتیجه گیری به انجام برسد.البته این چرخه می تواند چندین بار تکرار شود، چرا که ممکن است اطلاعات بیشتری لازم باشد تا بتوان به تصمیم موردنظر دست پیدا کنیم که هر دو نیاز ضروری به دانش دارند.(همان منبع:ص۲۵) دانش تصمیم گیری داده اطلاعات شکل (۲-۲)ارتباط بین داده، اطلاعات و دانش(ماهرالنقش،۸۷: ص۳۲) ۲-۲۶فناوری اطلاعات عصر حاضر به روایت الوین تافلر ،عصر فراصنعتی یا عصر اطلاعات است . همان گونه که اختراع ماشین بخار موجب وقوع انقلاب صنعتی شد و در شیوه مدیریت و تولید در سازمان ها تحولات شگرفی به وجود آمد ،در عصر اطلاعات نیز با رشد حیرت انگیز توان و کیفیت رایانه ها ، گسترش شبکه جهانی اینترنت، شکسته شدن مرزهای ارتباطی سازمانی،به همراه چهار تحول سرعت، قدرت ،ثروت و اطلاعات و همچنین سه انفجار اطلاعات، جمعیت و انتظارات ، شرایط جدیدی برای سازمان ها و مدیران فراهم شد.در حالی که انقلاب صنعتی در اوایل قرن هجدهم به وسیله قدرت بخار به وجود آمد،انقلاب فرا صنعتی در دهه ۱۹۷۰ بر اساس قدرت فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی آغاز شد.فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی ،موتور محرکه این انقلاب بود و همه چیز از جمله شیوه مدیریت و سازماندهی سازمان ها را تغییر داده است .تا دهه ۱۹۷۰ اغلب سازمان ها از ساختار سلسله مراتبی و بروکراتیک برخوردار بودند ، اما با گذشت زمان عدم انعطاف ساختارهای سلسله مراتبی و بروکراتیک ثابت شد و از دهه ۱۹۸۰ اشکال جدیدی از سازمان ها همچون سازمان بدون مرز(اشکنس و دیگران ۱۹۹۵)،سازمان فرابروکراتیک (هیکسچر۱۹۹۴) ،سازمان دانش محور(باداراکو۱۹۹۱)، سازمان شبکه ای(گوشال ۱۹۸۶،پاول ۱۹۹۰،روکارت ۱۹۹۱)،سازمان سلولی(میلز و دیگران۱۹۹۷)، سازمان شبکه عنکبوتی(کویین،اندرسون،فینکلستین۱۹۹۶)،و سازمان مجازی (مالون و دیویدو ۱۹۹۲)ظهور کرد.(اسماعیلی و دیگران ،۱۳۹۲،ص۴۱) ۲-۲۷ تعریف فناوری اطلاعات فناوری اطلاعات شاخه ای از تکنولوژی و فناوری است که اختصاص دارد به الف) بررسی و بکارگیری داده و پردازش آن شامل:دریافت و جمع آوری خودکار داده، تغییرات(تغییر شکل)داده، مدیریت داده،جابجایی و حرکت داده، کنترل داده، نمایش داده، تعویض داده، تبادل داده، انتقال و دریافت داده و ب)توسعه و گسترش و استفاده ازرویه های سخت افزاری، نرم افزاری و سازمان افزاری و مرتبط با این پردازش(باغبان و دیگران ،۱۳۹۱،ص ۱۸). فناوری اطلاعات مربوط به کاربرد سیستم های اطلاعاتی ،ارتباطات و مکانیزاسیون اداری و کامپیوتر است و اگر آن را مثلثی در نظر بگیریم، سه رأس آن راسیستم های اطلاعاتی،ارتباطات و مکانیزاسیون اداری تشکیل می دهند(اسماعیلی و دیگران ،۱۳۹۲:ص۴۲). فناوری اطلاعات را می توان مجموعه فنون و ابزاری دانست که در جهت بهینه سازی و پشتیبانی فعّالیت های سازمان بر محور اطلاعات و دانش به کار گرفته می شوند.از دیدگاه فنّی می توان یک سیستم اطلاعات را به پاره ای از اجزای به هم پیوسته تعریف کرد که به گردآوری ،پردازش و نگهداری و پخش اطلاعات به منظور یاری رساندن به تصمیم گیری ها و کنترل در سازمان می پردازد. ( Attaran,2012,p5 ) در یک رویکرد ابزاری به هر آنچه که موجب جمع آوری،گردش،پردازش و تبادل اطلاعات و پیام ها بدون محدودیت مکانی و زمانی می شود ، فناوری اطلاعات گفته می شود. با یک رویکرد راهبردی،فناوری اطلاعات یک استراتژی،اندیشه،فکر و ابزار در حوزه انسان همراه با نوآوری است. p26). 2013،(Afzali ۲-۲۸ دلایل به کارگیری فناوری اطلاعات در سازمان انگیزه ها و دلایل به کارگیری فناوری اطلاعات برای سازمان ها،شرکت ها و کشورها می تواند متفاوت باشد و به همین ترتیب عوامل مختلفی نیز ممکن است بر فرایند به کارگیری و نفوذ فناوری اطلاعات در سازمان ها و کشورها تأثیر گذار باشد.با توجّه به مجموعه شرایط،امروزه بهره گیری و استفاده از فناوری اطلاعات به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده و همه سازمان ها می بایست برای توسعه و به کارگیری آن در سازمان و ایجاد مزیت رقابتی برای خود به طور مؤثر از آن استفاده کنند.امروزه سازمان ها بیشتر به منظور ارتقای بهره وری و ایجاد ارزش افزوده و ایجاد مزیت رقابتی از فناوری اطلاعات استفاده می کنند.(ایران نژاد،۱۳۹۲:ص۲۵) نمونه ای از این فناوریها عبارتند از: پست الکترونیک، ویدئو کنفرانس، فناوری هایی از قبیل طراحی به کمک ر ایانه،تولید به کمک رایانه و مهندسی به کمک رایانه. این قبیل فناوریها باعث هماهنگ سازی فعالیت ها در سازمان می شود.مهندسی مجدّد کسب و کار، روشی است که به ایجاد تغییر در سازمان کمک و فرایندهای جدید و شیوه های نوین انجام کار را به سازمان معرفی می کند .بنابراین، جهت رسیدن به این مقصود عناصر خاصی برای ایجاد تغییرات درسازمان مورد نیاز خواهد بود که این عناصر به تسهیل کننده ها معروفند و در حکم ابزاری برای تغییر فرایندها عمل می کنند.فناوری اطلاعات به ایجاد تغییرات در سازمان ها کمک می کند، آن هم عمدتاً تغییراتی در ماهیت کار، ادغام وظایف سازمانی و تبدیل نیروهای رقابتی. از آنجا که فناوری اطلاعات می تواند در ایجاد تغییرات به مهندسی مجدّد یاری برساند، از این رو می توان آن را در حکم تسهیل کننده فرایند مهندسی مجدّد تلقی کرد. (رضی،۱۳۸۸:ص۳۷) ۲-۲۹کارکردهای پایه فناوری اطلاعات هر جا که فناوری اطلاعات به کار رود،حداقل یکی از عملیات زیر یا ترکیبی از آن ها اتفاق میافتد: ۱-تبدیل اطلاعات:اطلاعات از یک شکل به شکل دیگر تبدیل می شود. ۲-ذخیره سازی اطلاعات:مثل ذخیره صدا بر روی نوار یا دیسک ۳-پردازش اطلاعات:مثل محاسبه معدل دانش آموزان با رایانه ۴-تبادل اطلاعات:از یک رایانه به رایانه دیگر(باغبان و دیگران ،۱۳۹۱ :ص ۱۹) ۲-۳۰ تعریف سیستم های اطلاعات سیستم های اطلاعات در واقع مجموعه ای است از عناصر مرتبط با هم که داده ها و اطلاعات را گردآوری ،پردازش و توزیع می کند و بازخورد دست یابی به یک هدف را ارائه می دهد.(بنائیان،۱۳۸۷:ص۱۴۹) از دیدگاه فنی می توان یک سیستم اطلاعات را به پاره ای از اجزای به هم پیوسته تعریف کرد که به گردآوری، پردازش، نگهداری و پخش اطلاعات به منظور یاری رساندن به تصمیم گیری ها و کنترل در سازمان می پردازد. , ۲۰۱۳, p27) ( Afzali
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اول اینکه قانون ملی کشور متبوع طرفین قرارداد، در صورت عدم اشاره به ثمن، به هر نحوی قرارداد را باطل بداند،اصل ۵۵کنوانسیون اعمال نخواهد شد. دوم آنکه اگر قرارداد طبق قانون ملی صحیح باشد، باید محرز شود که زمینه های دیگر برای عدم صحت واعتباردر قانون حاکم بر قرارداد وجود ندارد.
 سوم آنکه ثمن ثابت و تعیین شده یا قابل تعیینی وجود نداشته باشد تا نوبت به ثمن ضمنی برسد و در نهایت اگر ماده۵۵کنوانسیون قابل اعمال باشد تعیین ثمن متعاقب آن خواهد آمد. یک فرضیه حقوقی در اینجا کمک خواهد کرد تا ثمن تعیین شود حتی در قراردادی که بطور ضمنی یا صریح ثمن تعیین نشده یا مقرره ای برای تعیین آن وضع نگردیده. مگر مواقعی که اماره و دلیل خلافی موجود باشد. بنابراین در اینجا ثمن فرضی، قرارداد را تکمیل کرده و به اجرا در می آورد. سؤالی که پیش میآید اینکه، ثمن ضمنی یا فرضی بر چه مبنایی تعیین خواهد شد؟بنابر مقررات کنوانسیون، خریدار باید ثمنی را که در زمان انعقاد قرارداد برای چنان کالایی که در شرایط مقایسه فروخته شده،در تجارت مربوطه، عموماً وضع میشده است را بپردازد.بنابراین ثمن از روی یک معیار عینی و برون ذاتی نظیر زمان، اوضاع و احوال و نوع تجارت مربوط تعیین خواهد شد. لذا اولین عامل برای تعیین ثمن،عنصر زمان است که زمان تسلیم مبیع ملاک نیست. بلکه زمان انعقاد قرارداد در کنوانسیون ملاک عمل قرارگرفته است. دومین عامل، قیمت کالای شبیه به کالای فروخته شده است. و سومین عامل،شروط قراردادهایی است که برای فروش کالای همانند، در نظر گرفته میشود.شروطی مانند زمان و مکان تسلیم کالا، نقد یا نسیه بودن ثمن و ضمانت و گارانتی کالا و غیره. و در نهایت عنصر نهایی که در تعیین ثمن فرضی مؤثر می باشد بازار تجارت مربوطه است که عرف تجارت در قیمت کالا مؤثر خواهد بو بخش دوم: اعتبار بیع با ثمن شناور یکی از قواعدی که در میان فقها و حقوقدانان دارای شهرت بسیاری میباشد و علاوه بر این شهرت مورد تأیید هر شخص آشنا با تجارت و اصول حقوقی و عرفی حاکم بر آن است، لزوم تعیین بهای کالا و اجناس مورد معامله در زمان تشکیل قرارداد است. این نکته خدشهناپذیر و مسلّم است که طرفین توافق، باید عوضین را به طور مشخص بشناسند و جهل و ابهامی نسبت به آنها نداشته باشند، به بیان دیگر متعاملین باید بدانند در مورد چه توافق میکنند و چه چیزی را در مقابل چه چیزی معاوضه مینمایند و در غیر این صورت ارکان توافق آنها متزلزل میباشد. امروزه بیع از آن حالت ساده که مالک، کالای خود را به متقاضی آن عرضه میکند و در برابر کالایش، بهایی را دریافت مینماید و عقد در یک لحظه تشکیل گردیده و آثارش محقق شده و خاتمه مییابد، خارج شده است. تحولات اقتصادی با سرعت و شتاب فراوان صورت میگیرد و این تحولات در عرصه های گوناگون زندگی بشر تأثیر میگذارد. این تحولات با ظهور پدیدههایی صنعتی و تکنولوژیکی مانند رایانه، اینترنت، تلفن، تلکس ، حجم تجارت جهانی را افزایش داده است و در حوزه قراردادها نیز مسائلی مانند عقود مکاتبهای بیمه، بیع اسنادی و … را بوجود آورده است. یکی از مباحثی که این تحولات اعتقادی در حوزه قراردادها به وجود آورد است تغییر در اصل لزوم تعیین قطعی عوضین در هنگام قرارداد است. تجار و شرکتهای بزگ تجاری با انگیزههای مختلف برآنند که کالای خود را پیشخرید نموده و مواد اولیه مورد نیاز خود را پیشخرید نمایند و برای جلوگیری از ورود ضرر، تعیین قطعی ثمن را به آینده، مثلاً زمان تحویل کالا، محول نمایند. در اینجا بر خلاف بیع سنتی، فرشنده نمیداند کالای خود را به چه بهایی فروخته و خریدار نیز نمیداند کالا را به چه بهایی خریده است. این نوع قراردادها که در آن، ثمن در هنگام انعقاد قرارداد به طور کامل معلوم نیست، بیع با ثمن شناور نام دارد که در بخش قبل معرفی گردید. در این بخش قصد داریم امکان پذیرش بیع با ثمن شناور در نظام حقوقی ایران را از دیدگاه فقها و حقوقدانان مورد بررسی قرار دهیم. هدف ما این است که اعتبار و ارزش قاعده لزوم تعیین قطعی ثمن را مورد ارزیابی قرار داده و ببینیم که آیا این قاعده در شمار اصول مسلم حقوقی است که نمیتوان از آن دست کشید؟ و بر این اساس باید قراردادهای بسیاری را به علت نقض این قاعده باطل اعلام نمود و یا می توان با قرار دادن ضابطه جهت تعیین ثمن و با تفسیری دیگرگون از قاعده ی مزبور ، صحت چنین بیعی را توجیه نمود؟ لازم است پیش از ورود به بحث، این نکته را یادآور شویم که لزوم تعیین هم درخصوص ثمن و هم در خصوص بیع شرط دانسته شده است و طرفداران این قاعده برآنند که ابهام در هر یک از عوضین مبطل عقد است، اما از آنجا که امروزه به طور معمول فرآوردههای صنعتی با ارائه کاتالوگ و نقشه های استاندارد به بازار ارائه میشود و ویژگیهای اساسی و غیر اساسی کالا به طور کامل تعیین میگردد و بیع تقریباً از هر گونه ابهامی رهاست. در این نوشته تأکید بر تعیین ثمن و ثمن شناور است. فصل اول: اعتبار بیع با ثمن شناور در فقه در مباحث فقهی و مسائل مطروحه پیرامون بیع، این که تعیین ثمن باید به نحوی باشد که طرفین نسبت به آن علم داشته باشند و این علم میبایست در حین انعقاد قرارداد حاصل گردد. هیچ جهلی به نوع، میزان و وصف ثمن وجود نداشته باشد، یکی از مشهورات است و حتی در این خصوص ادعای اتفاق میان فقها شده است. بر اساس این نظر مشهور، اگر چنین علمی محقق نشود، بیع باطل است. در مقابل این نظر مشهور گروهی معتقدند در مواردی، تعیین قطعی ثمن در حین انعقاد عقد ضروری نیست و در این موارد وجود نوعی جهل در ثمن باعث بطلان بیع نمیشود. بر اساس نظر فقهای گروه دوم تعیین ضابطهای برای تعیین ثمن با توافق طرفین نیز همان مفهوم تعیین ثمن را محقق میسازد.[۴۶] در این فصل، در دو مبحث جداگانه موضوع بیع با ثمن شناور را در فقه بررسی مینماییم. در مبحث اول به بررسی نظریهی مشهور فقها با عنوان لزوم تعیین قطعی ثمن به عنوان شرط صحت بیع پرداخته و در مبحث دوم نظریهی گروه دوم از فقها، که معتقدند توافق، بر مکانیزم تعیین ثمن، رافع جهل بوده و برای صحت بیع کافی است بررسی نماییم. مبحث اول: لزوم تعیین قطعی شدن ثمن به عنوان شرط صحت بیع گروه عمدهای از فقها در تقریرات و نوشته های خود در کتابهای استدلالی و فتوایی خود در مبحث شروط صحت بیع، تعیین عوضین برای طرفین در حین انعقاد عقد را، شرط صحت بیع دانستهاند و بر این موضوع تصریح کردهاند که هر گونه ابهامی در عوضین، موجب بطلان عقد بیع میشود. در این مبحث نخست نمونههایی از آراء فقها آورده شده است و پس از آن ادله مورد استناد این فقها مطرح و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. گفتار اول: نظریات فقها در خصوص لزوم تعیین قطعی ثمن، به عنوان شرط صحت بیع بند اول: فقهای شیعه محقق حلی در شرایع الاسلام این نظر را مطرح نموده است و میگوید: «شرط است که قدر ، جنس و وصف ثمن معلوم باشد و اگر تعیین آن به یکی از طرفین محول شود، عقد محقق نمیشود»[۴۷] شیخ محمد حسن نجفی در جواهر الکلام پس از نقل نظر محقق و در شرح آن چنین گفته است: که اگر تعیین ثمن به یکی از طرفین عقد یا شخص ثالث و یا عرف و عادتی که در تعیین مقدار یا جنس یا وصف ثمن وجود دارد محول گردد، عقد منعقد نمیشود. وی در ادامه چنین میافزاید که در اصل لزوم علم طرفین به ثمن، میان فقها اختلافی نیافتهام؛ جز آنچه اسکافی گفته است و پس از نقل سخن اسکافی - در مبحث بعد مطرح میگردد – سخن وی را مورد نقد و بررسی قرار داده و در رد آن چنین استدلال کرده است که این سخن متروک است و هم پیش از اسکافی و هم پس از او اجماع فقها بر خلاف رای اسکافی محقق گردیده است. علاوه بر این، سخن اسکافی را با حدیث نبوی نهیالنبی عن بیع الغرری مخالف دانسته است.[۴۸] از آنچه که در جواهرالکلام آمده است چنین بدست می آید که نگارنده آن پیرو نظریه ی لزوم تعیین ثمن در بیع بوده است؛چنانکه با استناد به اجماع فقها و حدیث نبوی نهی از بیع غرری علم به ثمن را از شرایط صحت بیع دانسته است. شهید اول در لمعه و شهید ثانی در شرح آن نیز این نظر را برگزیدهاند. شهید اول در لمعه چنین آورده است که علم به میزان، جنس و وصف ثمن یکی از شرایط صحت عقد بیع است و شهید ثانی در شرح این سخن وجود علم به ثمن پیش از وقوع عقد بیع را لازم دانسته است.[۴۹] بر اساس نظر شهیدین نه تنها علم به میزان ثمن، شرط صحت بیع است؛ بلکه جهل به وصف و جنس ثمن نیز مفسد عقد میباشد. علامه حلی در کتاب قواعد، نظر محقق حلی را برگزیده است و محقق ثانی نیز در جامع المقاصد فی شرح القواعد با بیان گفته علامه، بر آن تأکید نموده و چنین گفته است که: «بیع شیء مجهول و یا خرید با ثمن مجهول، صحیح نیست. در کالایی که با پیمانه، وزن یا شمارش سنجیده میشود، مشاهده موجب صحت بیع نمیباشد؛ خواه آن کالا مبیع باشد، خواه ثمن. بلکه باید به وسیلهی یکی از همان طرق (پیمانه، وزن، شمارش) جهل برطرف گردد.[۵۰] آنچه از نظر محقق ثانی استنباط میگردد این است که وی نه تنها علم به ثمن را لازم دانسته است، معتقد است که این علم باید علم تفصیلی از جمیع جهات باشد. شیخ انصاری در کتاب مکاسب از نظریهی لزوم تعیین قطعی ثمن به عنوان شرط صحت بیع طرفداری نموده است. و با بیان مسألهای مستقل میگوید: «مشهور این است که علم به میزان ثمن از شرایط صحت بیع است. پس اگر کالایی به این صورت فروخته شود که تعیین ثمن آن به یکی از طرفین عقد سپرده شود، عقد باطل است. سپس شیخ بیان مینماید که برخی از فقها مدعی اجماع بر این حکم، و برخی نیز مدعی اتفاق نظر علما در این حکم گردیدهاند. شیخ انصاری نظر فقهایی را که بیع به این صورت (تعیین ثمن آن به مشتری سپرده شده باشد)، را صحیح دانسته و ثمن را محمول بر قیمت بازار میدانند، را ضعیف دانسته و نظر اسکافی که (بیع با این بیان که کالا را به قیمتی که به دیگران فروختهام به تو فروختم را صحیح دانسته است) را از قول گروه قبلی نیز ضعیفتر دانسته است.[۵۱] در کتاب جامعالشتات نیز میرزای قمی، همین نظر را پذیرفته است.[۵۲] امام خمینی در رساله توضیحالمسائل در مسأله ۲۰۹۰ معلوم بودن ثمن از حیث وزن، پیمانه یا شماره و مانند اینها و جنس و هر چیزی که به واسطهی آن میل مردم به معامله فرق کند را، شرط صحت معامله میداند.[۵۳] بند دوم: فقهای اهل سنت لزوم تعیین ثمن به عنوان شرط صحت بیع در میان فقهای اهل سنت نیز، مورد تأکید قرار گرفته است. در بین مذاهب مختلف اهل سنت نیز فقها در مبحث بیع و در بیان شروط صحت این عقد، معلوم بودن عوضین نزد طرفین، به گونهای که هیچ جهلی به عقد وارد نگردد را، شرط صحت عقد بیع دانستهاند. حنفیان شروط بیع را به چهار دسته تقسیم نمودهاند، شرایط انعقاد، شرایط صحت، شرایط لزوم و شرایط نفوذ. در بیان شرایط صحت، یکی از این شرایط را معلوم بودن مبیع و ثمن اعلام داشتهاند؛ به نحوی که علم به آنها مانع از بروز منازعه میان طرفین شود.[۵۴] مالکیان نیز بر همین منوال بوده و شروط بیع را به شروط عاقد، صیغه و مورد معامله تقسیم کردهاند، که از این میان پنج شرط در خصوص ثمن و مثمن اعلام نمودهاند، که یکی از این پنج شرط، معلوم بودن عوضین برای طرفین است.[۵۵] شافعیان برای تشکیل عقد بیع وجود ۳ دسته از شروط را لازم دانستهاند، شرایط عاقد،صیغه و موضوع عقد. شرایط موضوع عقد درمذهب شافعی ۵ مورد است و یکی از آنها معلوم بودن عین، مقدار ، صفت و موضوع عقد است. اعم از ثمن و مثمن. بر اساس نظر شافعیان معلوم نبودن عوضین موجب جهالت و ورود غرر به طرفین عقد میشود. بنابراین عقد بیع در صورتی که موضوع آن مجهول باشد، باطل است.[۵۶] حنبلیان نیز شرایط بیع را سه دسته دانستهاند. شرایط متعاقدین، صیغه و موضوع عقد. بر اساس عقیده ی حنبلیان شروط مربوط به موضوع عقد ۶ چیز است که یکی از آنها، معلوم بودن ثمن در زمان انعقاد عقد و یا پیش از آن برای طرفین است. بنابراین اگر طرفین، بیعی را به این صورت منعقد سازند که فلان مال را به مبلغی فروختم و یا به مبلغی که فلانی تعیین میکند فروختم، صحیح نیست؛ مگر آنکه طرفین به مبلغ، آگاهی داشته باشند.[۵۷] گفتار دوم: ادله ی نظریه لزومِ تعیینِ قطعیِ ثمن، به عنوان شرط صحت بیع بند اول: اجماع در مسألهی لزوم تعیین ثمن در عقد بیع و اینکه جهل در ثمن موجب بطلان عقد بیع است، ادعای اجماع شده است. شهید ثانی در شرح لمعه در توضیح این مسأله که آگاهی داشتن به مقدار و جنس و وصف ثمن درعقد بیع شرط است، چنین بیان کرده است: «این حکم مورد اتفاق است اگرچه مطابق بعضی از روایات شاذه میتوان مشتری را در مقام تعیین ثمن، حکم قرار داد…»[۵۸] صاحب ریاضالمسائل نیز بر این اعتقاد است و بیان مینماید چون تعیین ثمن به حکم یکی از متعاملین یا شخص ثالث مستلزم غرر و جهالت است به اجماع علمای شیعه، معامله باطل است.[۵۹] علامه در مختلف این اجماع را مورد تصریح قرار داده است و شیخ انصاری نیز در مکاسب اجماع فقها را علت لزوم علم به ثمن دانسته است. شیخ علاوه بر این از کتاب سرائر نقل نموده است که صاحب کتاب نسبت به این حکم، عدم وجود اختلاف میان مسلمانان را ذکر کرده است.[۶۰] اجماع فقها در این امر در میان فقهای حال حاضر نیز نقل گردیده است. یکی از اساتید حوزه علمیه قم در مجموعه فتاوی ابن جنید پیش از نقل فتاوی وی در این باب می نویسد: «میان ما اختلافی نیست، که هرگاه ثمن مجهول باشد بیع باطل است؛ مگر مخالفتی که از این جنید است و …» و سپس فتوای ابن جنید را مطرح مینماید.[۶۱] بند دوم: روایت نبوی «نهیالنبی عن بیع الغرر» دلیل دیگری که برای توجیه قاعده لزوم معلوم بودن عوضین در زمان تشکیل عقد، برای طرفین به آن استناد گردیده است، روایتی از پیامبر اکرم(ص) است که بر مبنای آن از انجام بیع غرری نهی گردیده است. این روایت در بسیاری از کتب روایی و فقهی شیعه و سنی نقل گردیده است. از جمله کتبی که در آنها به این روایت استناد گردیده، خلاف، انتصار و سرائر است.[۶۲] البته این روایت به صورت دیگری نیز نقل گردیده است که بر اساس این نقل، روایت اینگونه ذکر گردیده است. «نهی البنی عن الغرر»[۶۳] برخی از فقها معتقدند که، این دو نقل در حقیقت یک سخن بوده که برخی از راویان و نویسندگان، واژه «بیع» را حذف کردهاند و این امر باعث شده که تصور شود که «نهی النبی عن الغرر» روایتی مستقل است.[۶۴] اما عدهای از فقها با این سخن مخالفت کرده و معتقدند که هر دو روایت مجزا از یکدیگرند و یکی از بیع غرری نهی کرده است و دیگری به صورت عام، از هر عملی که موجب غرر گردد نهی نموده است.[۶۵] نکته مهم اینکه در مباحث فقهی به طور معمول در خصوص هر قاعدهای فقها، ابتدا به بررسی روایت از جهت سند و بررسی سلسله روّات میپردازند تا صحت انتساب آن به معصوم را اثبات نمایند و پس از آنکه انتساب روایت به معصوم اثبات گردید، به بررسی مدلول و محتوای روایت و مصادیق آن میپردازند؛ تا قاعدهی مستخرج از آن را ارزیابی نمایند؛ اما در خصوص روایت نبوی نهی از غرر، فقها خود را از بحث در سند بینیاز دانستهاند و علت این امر را شهرت این روایت میدانند. فاضل نراقی از صاحب ریاضالمسائل نقل نموده که این روایت نزد فقها مورد اتفاق است. و به همین اساس نتیجه گرفته که «ضعف سند با شهرت زیادی که نسبت به آن محقق است جبران میشود، بلکه در مورد آن اجماع قطعی و بالاتر از آن ضرورت محقق است؛ پس این روایت در شمار روایاتی است که در حجیتشان تردیدی نیست و مانند روایت صحیح، بلکه قویتر از آن است»[۶۶] در عناوین نیز چنین اعتباری برای روایت نبوی برشمرده شده است.[۶۷] به هر حال فقهای شیعه و سنی به این روایت استناد کردهاند و بیع غرری را باطل دانستهاند و از آنجا که جهل در مقدار ثمن موجب غرر است، بیع با ثمن مجهول را باطل میدانند.[۶۸]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پایین
، ،
پایینتر از هدف
صفر
صفر
، ،
جدول ۳-۲ نحوه محاسبه سرعت در شرایط بالاتر از و پایینتر از اهرم هدف در سطوح مختلف نااطمینانی ۳-۴-۴- مدل چهارم بررسی سرعت تعدیلات ساختار سرمایه برای کنترل انحراف از اهرم هدف هم گام با وجود نااطمینانی اقتصاد کلان و خاص شرکتی در وضعیتهای مختلف مالی:
 مدل چهارم همانند مدل سوم میباشد با یک تفاوت اساسی و آن در نظر گرفتن وضعیت مالی شرکت میباشد. ۳-۴-۴-۱- مرحله اول برای درک بهتر اثرات نااطمینانی در مرحله اول مدل تعدیلات ساختار سرمایه را بدون متغیرهای نااطمینانی بهقرار زیر تشکیل میدهیم. هدف درک این موضوع است که آیا متغیرهای ارائهشده در مدل بدون وجود نااطمینانی در چه جهتی و با چه شدتی روند تعدیل انحرافات اهرمی را در پیش می گیرند. مدل حالت اول به قرار زیر است: (۳-۳۱) : یک متغیر ساختگی است که اگر شرکت مازاد مالی داشته باشد یک وگرنه صفر میباشد. : یک متغیر ساختگی است که اگر شرکت کسری مالی داشته باشد یک وگرنه صفر میباشد. ۳-۴-۴-۲- مرحله دوم این مرحله به مدل مرحله اول اثرات نااطمینانی را اضافه میکنیم و مدل مرحله دوم به قرار زیر است: (۳-۳۲) در این مدل ما وضعیت مالی شرکت را اضافه میکنیم و اثر متقابل وضعیت مالی و انحراف اهرم شرکتی را در زمان وجود نااطمینانی اقتصاد کلان و خاص شرکت بررسی میکنیم. ۳-۴-۴-۳- مرحله سوم برای درک بهتر اثرات نااطمینانی همانند مدل سوم مرحله سوم، سطح نااطمینانی اقتصاد کلان و خاص شرکت را به چهار قسمت (بالا، متوسط، پایین و صفر) تفکیک کردیم. مدل تکمیلی برای مدل چهرم پژوهش به قرار زیر است: (۳-۳۴) برای محاسبه سرعت از جمع جبری ضرایب در حالتهای متفاوت با جمع جبری ضرایب ارائه شده در جدول ۳-۳ و ۳-۴ که به روش آزمون والد میباشد، میشود. جدول ۳-۳ مربوط به شرکتهای میشود که کسری مالی دارند و جدول ۳-۴ برای شرکتهای که کسری مالی را تجربه میکنند.
اهرم شرکت
نااطمینانی خاص شرکت
نااطمینانی اقتصاد کلان
جمع جبری ضرایب
بالاتر از هدف
بالا
بلا
بالاتر از هدف
بالا
متوسط
بالاتر از هدف
بالا
پایین
بالاتر از هدف
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- Hong, W. (2006). “Export promotion and employment growth in South Korea“. In Trade and Employment in Developing Countries, 1: Individual Studies (pp. 341-392). University of Chicago Press.
- Jaruzelski, B., & Dehoff, K. (2010). “The Global Innovation 1000 How the Top Innovators Keep Winning Booz & Company’s annual study of the world’s biggest R&D spenders shows how the most innovative companies consistently outperform competitors, even when total R&D investments fall“. Their secret? They’re good at the right things, not at everything. Strategy and Business, (61), 48.
- Johansson, J. K. (2000). “Global marketing: foreign entry, local marketing & global management“. Chicago.McGraw-Hill, 21-36.
- Karadeniz, E. E., & Göçer, K. (2007). “Internationalization of small firms: A case study of Turkish small-and medium-sized enterprises“. European Business Review, 19(5), 387-403.
- Kind, H., & Sorgard, L. (2013). “Market segmentation in two-sided markets: TV rights for Premier League”, 4060(23).
- Knight, G. A. (1995). “Educator insight: International marketing blunders by American firms in Japan-Some lessons for management“. Journal of International Marketing, 3(4), 107-129.
- Knight, G. A., & Cavusgil, S. T. (2004)." Innovation, organizational capabilities, and the born-global firm“. Journal of International Business Studies, 35(2), 124-141.
- Koch, A. J. (2001). “Selecting overseas markets and entry modes: two decision processes or one? Marketing Intelligence & Planning“, 19(1), 65-75.
- Koopman, R., (2013). “United States International Trade Commission. Office of Industries“. , Publication ITS-09 , May 2013 , 2013001.
- Kotler, P. (2003). “Marketing Managemen“t. 11th ed., Prentice-Hall, Englewood Cliffs, NJ.
- Kramer, R.L. (1964). “International Marketing. Second Edition“. Cincinnati, OH. South-Western Publishing.
- Kumar, V., Stam, A., & Joachimsthaler, E. A. (1994). “An interactive multicriteria approach to identifying potential foreign markets“. Journal of International Marketing, 2(1), 29-52.
- McAlinden, S. P., & Chen, Y. (2012).” The Effects a US Free Trade Agreement with Japan would have on the US Automotive Industry“. Center for Automotive Research
- McDonald, M., & Dunbar, I. (1995). “Marketing segmentation: a step-by-step approach to creating profitable markets segments“. Marketing segmentation: a step-by-step approach to creating profitable markets segments, 16-36.
- Niemira, M. P., & Saaty, T. L. (2004). “An analytic network process model for financial-crisis forecasting“. International Journal of Forecasting, 20(4), 573-587.
- Petersen, B., Pedersen, T., & Lyles, M. A. (2008). “Closing knowledge gaps in foreign markets“. Journal of international business studies, 39(7), 1097-1113.
- Piercy, N. (1981). “British export market selection and pricing“. Industrial Marketing Management, 10(4), 287-297.
- Plache, G. (2012). “Feeling Uncertain about July Car Sales?”
- Porter, M. E., & Fuller, M. B. (1986). “Coalitions and global strategy“. Competition in global industries, 1(10), 315-343.
- Prahalad, C. K., & Hamel, G. (1990). “The core competence of the corporation“. Boston (MA). Harvard Business Review, 3, 71-91.
- Rahman, S. H. (2001). “The international market selection process: A study of successful Australian international firms“. Journal of International Marketing and Exporting, 6(2), 60-150.
- Rincon, l., (2012). “investment opportunities in Uruguay “uruguayXXI” investment and export promotion agency“
- Root, F. R. (1994). “Entry strategies for international markets“. New York: Lexington books, 22-44.
- Russow, L. C., & Okoroafo, S. C. (1996).” On the way towards developing a global screening model“. International Marketing Review, 13(1), 46-64.
- Saaty, T. L. (2004). “Fundamentals of the analytic network process—Dependence and feedback in decision-making with a single network“. Journal of Systems science and Systems engineering, 13(2), 129-157.
- Saaty, T. L., & Takizawa, M. (1986). “Dependence and independence: From linear hierarchies to nonlinear networks“. European Journal of Operational Research, 26(2), 229-237.
- Saaty, T. L., & Vargas, L. G. (Eds.). (2006). “Decision making with the analytic network process : economic, political, social and technological applications with benefits, opportunities”, costs and risks (95), 282.
- Saloner, Garth, Andrea Shepard and Joel Podolny (2001), “Strategic Management“. John Wiley & Sons, New York.
- Sarabia, F. J. (1996). “Model for market segments evaluation and selection“. European Journal of Marketing, 30(4), 58-74.
- Schermerhorn, J. E., Hunt, J. G., & Osborn, R. (1997). “Organizational Behavior (Sixth ed.)“. New York: Prentice – Hill, 180-196.
- Sanjit Sengupta, S., & Cilley, D. (2001). “B2B or B2C? Prioritizing the Selection of Target Markets for Finished Products and Services“, 9-11.
- Shephardson, N. (2012). “Average Age of Cars. Trucks Hits 10.8 Years“
- Sher, L. (2008)." Chattanooga: VW Incentives Largest in State“. July 24.
- Sousanis, J. (2011). “Manufacturing’s new necessity: get flexible or be left behind“. Ward’s auto world, 47(6), 22–۲۵.
- Spear, S., & Bowen, H. K. (1999). “Decoding the DNA of the Toyota production system“. Harvard Business Review, 77, 96-108.
- Staley, K. F. (1997). “The art of short selling“(Vol. 4). John Wiley & Sons.
- Tang, R. (2009). “The rise of China’s auto industry and its impact on the US motor vehicle industry“. Federal Publications, (16), 688.
- Tannous, G. F. (2006). “Financing export activities of small Canadian businesses: Exploring the constraints and possible solutions“. International business review, 6(4), 411-431.
- Tesfom, G., & Lutz, C. (2008). “Evaluating the effectiveness of export support services in developing countries: A customer (user) perspective“. International Journal of Emerging Markets, 3(4), 364-377.
- Tolley, R. S., & Turton, B. J. (1995). “Transport systems, policy and planning: a geographical approach". Longman Group Limited.
- Welch, L. S, Luostarinen, R. (1988). “Internationalization: evolution of a concept, in The Internationalization of the firm , ed. by Buckley & Ghauri, 1999, International Thomson Business Press“, 83-98.
- Whitelock, J. (2002). “Theories of internationalization and their impact on market entry“. International Marketing Review, 19(4), 342-347.
- Young, S., Ott, L., & Feigin, B. (1997). “Some practical considerations in market segmentation“. Journal of Marketing Research, 15(3), 405-412.
پیوست
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتی که خون و جانت مارا مباح باشد فرمان تراست آری نتوان برین فزودن درون مایه اصلی غزل : انوری در این غزل در مورد رفتار های سنگ دلانه معشوق سخن می گوید، از اینکه معشوق روی خوش به عاشق نشان نمی دهد، غم عاشق را از بین نمی برد، تکبر و غرور خویش رانشان می دهد و قصدش کشتن عاشق است. گویی درون مایه غزل پُر است از گله و شکایت و ناراحتی عاشق از معشوق . آرایه های درونی و برونی و صناعات ادبی هم در این غزل دیده می شود که مناسب و قابل بررسی است. بافت معنایی و آرایه های ادبی: بیت اول : (ای معشوق)، صلاح نمی دانی که به من عاشق عنایت کنی و توجّه فرمایی و از دل زلال مانند ما غبار غم و اندوه را از بین ببری. مصلحت نبینی : صلاح ندانی، خیر ندانی، به نفع و آسایش ندانی/رویی به ما نمودن: توجّه و عنایت به ما نشان دادن، روی پذیرش نشان دادن/آیینه دل : تشبیه صریح، منظور زلالی و شفافی دل است. /زنگارِ غم : اضافه توصیفی، غبار اندوه/ غم زدودن : اندوه را پاک کردن و برطرف کردن و از بین بردن بیت دوم: از آنجا که خورشید در آسمان است، با وجود چهره تو (ای معشوق) دیگر خجالت زده شده و فقط باید بندگی و غلامی تو را بکنیم. روی : چهره، عیان شدن، جناس تام/ جز : قید استثنا ء / بندگی : پرستش. غلامی کردن / خورشید آسمان : اضافه تخصیصی/ بیت سوم : این غرور بخاطر چیست و این (غرور) تو را چه چیزی می نامند، بالاخره دل تو (ای معشوق) نمی گیرد و غمگین نمی شوی، خسته نمی شوی از این که خودت را ستایش می کنی . تکبّر : غرور، برتر دانستن خود از دیگران / وین : مخفف وَ این/دلت نگیرد : دل تو غمگین نمی شود/ زین : مخفف از این/ خویشتن : خود/ستودن : ستایش کردن ، پرستیدن/ بیت چهارم : دربخت و اقبال تو، سرانجام برای ماشبی پیش می آید که گیسوی تابدار تو را ستایش کنم و حرفهای خوشی از تو بشنوم . دولت : بخت و اقبال / آخر : بالاخره / کژ : پیچ و تاب / زلف کژت، اضافه تخصیصی/قول خوشت : حرفهای خوبت، اضافه تخصیصی / شنودن : شنیدن/
 بیت پنجم : بارک الله، مرحبا، به درستی که صورت زیبا داری، و واقعاً تو را جزو دلبران قرار دادم. احسنت والله: تحسین و تمجید، مرحبا و آفرین گفتن / رُخان : صورت و چهره/زیبا : قید حالت/ در جمله : در همه، جزو، در زمره / دل ربودن : دلبران/ بیت ششم : به من گفتی که برای تو خون و جان ما حلال است ، دستور برای توست، بله نمی توان چیزی بردستور تو اضافه کرد (حکم، حکم توست)خون و جان : مراعات نظیر/ مباح : حلال، طیب و طاهر / فرمان، دستور/ برین : بر این / فزودن : افزودن/ وزن غزل : این غزل بر وزن مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن و در بحر مضارع مثمن اخرب سروده شده است. قافیه : کلمات قافیه در این غزل عبارتند از (نمودن، زدودن، نمودن، ستودن، شنودن، ربودن، فزودن) ویژگی سبکی غزل : در این غزل شاعر در مقام عاشق، خشمی درونی و آزردگی دل از معشوق دارد، امّا گله و شکایت و ناله عشق در طول غزل خیلی نرم تر از زخم دلش است، تا معشوق بیش از این او را آزار ندهد، حتی در بعضی جاها بر خلاف میل قبلی معشوق را بخاطر دلربایی و سنگ دلی و تکبر دارای حّق می داند، و به هر حال تسلیم عشق در راه معشوق است و خودراگویی که به تقدیر سپرده است . نوع و ترکیب بیان کلمات در واقع متناسب سبک عراقی و قرن ۶ استعمال شده است و از آرایه های درونی بیرونی و صناعات ادبی بهره کافی برده است.
۴-۲-۴۵٫
آتش ای دلبر مرا بر جان مزن در دل مسکین من دندان مزن شرط و پیمان کرده ای در دوستی دوستی کن شرط بر پیمان مزن هجر و وصلت درد و درمان منست مردمی کن وصل بر هجران مزن دیده بخت مرا گریان مکن گردن بخت مرا خندان مزن چشم را گو در رخم خنجر مکش زلف را گو بر دلم چوگان مزن پرده یاقوت بر پروین مبند خیمه سنجاب بر سندان مزن جان و دل چون هر دو همره تواند گر مسلمانی ره ایشان مزن درون مایه اصلی غزل: در این غزل عاشق با معشوق صحبت می کند، گله و شکایت می کند تا معشوق کمی از آراز و اذیتش، از بی رحمی و سنگ دلی اش، چشم پوشی کند و با چشم عنایت و دیده پذیرش به معشوق بپردازد. این بیت پُر است از آرایه های درونی و بیرونی و صناعات ادبی بسیاری است . بافت معنایی و آرایه های ادبی: بیت اول : ای دلبر و معشوق من، آتش بر جانم نزن و دل مرا زخم نزن و اذّیت نکن. جان، دل، دندان : مراعات نظیر/ دلِ مسکینِ من : اضافه تخصیصی/ در دل دندان نزن: زخم به دل نزن، اذّیت نکن/ بیت دوم : (ای معشوق) در دوستی و محبّت قرار بسته ای و عهد کرده ای با من، با من دوستی و محبّت کن، شرط و شروط برای عهدمان قایل نشو و وفاداری کن. شرط و پیمان : جناس تکرار / دوستی : جناس تکرار/ شرط بر پیمان نزن: کنایه از بهانه گیری نکن. بیت سوم: فراق و رسیدن به تو هم برای من درد و هم درمان است، مردم داری کن و مدارا کن (ای معشوق) فقط وصل را انتخاب نکن. هجر و وصل : تضاد، جناس تکرار/ درد و درمان : تضاد/ مردمی کن : مردم داری کن/ بیت چهارم : چشم دولت مرا اشکباران نکن، بخت و اقبال مرا (نکش و گردنش را نزن، سرش را نبر)از بین نبر و نابود نکن. دیده گریان بخت : تشبیه صریح، استعاره از چشم امید دولت و اقبال من. ترکیب اضافی است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۲ – وجود کارکنانی با ظاهر آراسته و پاکیزه ۱۳ – برآورد کردن مداوم اطلاعات مشتریان از کیفیت خدمت و عملکرد واقعی خدمات در مقابل اهداف سازمان (سلطانی و دیگران، ۱۳۸۶، ص۴۷). ۲-۱۳-کاربردهای فن کیفیت خدمات کاربرد این فن را می توان در موارد زیر تشریح کرد: ۱ – دستیابی به مبانی ایزو ۹۰۰۱؛ ۲ – بازبینی و بازرسی فرایند؛ ۳ – کسب مزایای رقابتی؛ ۴ – رفع و یا کاهش ایرادات ممکن؛ ۵ – مقایسه وضعیت خود با شرایط رقبا (سلطانی و دیگران، ۱۳۸۶، ص۴۸-۴۷) ۲-۱۴- محدودیتهای فن کیفیت خدمات اصلاح شده ۱ – اساسی ترین ایراد این تکنیک، تعداد سوالات بسیار آن است که این امر، درپرکردن پرسشنامه ها بخصوص توسط مشتریان، ایجاد مشکل می کند. البته در سازمانهای خدماتی که تعداد مشتریان زیاد است، می توان با تقسیم کردن پرسشنامه به دو قسمت، مشکل را کاهش داد. در این زمینه، فن کیفیت خدمات مقدماتی این مزیت را داشت که تعداد سوالات آن ۲۲ سوال بود و مشتری در پاسخ دادن به پرسشها دچار خستگی نمی شد و با حوصله بیشتری پرسشنامه را تکمیل کرد. ۲ – اساسا تمامی بندهای تکنیک اصلاح شده در یک صنعت خاص، جوابگو هستند. به عنوان مثال، یکی از بندها اشاره به وجود نمایندگی از جانب سازمان در نقاط مختلف بود که این امر مثلا در قبال صنعت هتلداری، عملا قابل پیاده سازی نیست. ۳ – برخی از بندهای تکنیک جدید، به هر صورتی که بیان شوند، برای متوسط مشتریان و حتی بسیاری از کارکنان غیرقابل درک هستند و مفاهیمی کاملا مدیریتی هستند. این بندها شامل برآورد کردن مداوم اطلاعات مشتریان از کیفیت خدمت و عملکرد واقعی خدمات در مقابل اهداف سازمان و نیز محیطی که در آن، جهت بهبود استانداردهای خدمت از بازخور مشتریان استفاده شود هستند.
 ۴ – برخی از ابعاد، بیش از یک سوال را دربردارند که این موضوع، پاسخگویان را دچار سردرگمی می کند. ۵ – اساسا بهتر است که سازمان بانک سوالاتی در خصوص این تکنیک برای خود تشکیل دهد و از سوالات آن براساس اقتضا و نیاز استفاده کند. البته این نباید موجب چشمپوشی از سایر موارد شود. ۶ – فن کیفیت خدمات تجدیدنظر شده نیز برخی از موارد بسیار ضروری را در بندهای ابعاد نگنجانده است. به عنوان نمونه میتوان از موارد مرتبط با سازمان اما بیرون از آن نام برد. مثلا در صنعت هتلداری، وجود پارکینگ، استخر، سونا و محیط بیرونی هتل از اهمیت خاصی برخوردارند. البته این موارد نیز جزو بندهای شناور هستند که مجددا لزوم طراحی تخصصی بانک سوالات را ایجاب می نمایند. ۷ – بند دو بعد ارائه روشمند خدمت (ارتقای ظرفیت جهت خدمت اثربخشتر به مشتری) در بسیاری از صنعتها مثل هتلداری نمی تواند بدرستی توسط مشتری پاسخ داده شود. پاسخ صحیح به این بند نیازمند ارتباط طولانی مدت مشتریان با سازمان است. بند سیزده بعد عامل انسانی (برآورد کردن مداوم اطلاعات مشتریان از کیفیت خدمت و عملکرد واقعی خدمات در مقابل اهداف سازمان) نیز دقیقا همین شرایط را دارد (سلطانی و دیگران، ۱۳۸۶، ص۴۸) ۲-۱۵- تعریف وفاداری اندیشمندان مختلف، تعاریف متعددی برای وفاداری ارائه کرده اند، که این موضوع باتوجه به مفهوم چندبُعدی و پیچیده وفاداری قابل قبول است. معروف ترین تعریف قابل قبول برای وفاداری به تعریف یاکوبی و کینر در سال۱۹۷۳ برمی گردد که درآن وفاداری را به عنوان یک تعصب به مارک وپاسخ رفتاری در طی زمان تعریف می کنند که در آن فرد یک مارک خاص را نسبت به سایرمارک ها ترجیح داده و به صورت یک تعهد روانی در مورد آن تصمیم می گیرد(حقیقی کفاش و دیگران، ۱۳۸۹، ص۷۷). Zeithaml وفاداری را تصمیم ماندن در کنار یک سازمان معرفی می کند(Sinem Ergim, 2013, p510). وفاداری عبارتست از: وجود یک نوع نگرش مثبت به یک پدیده( مارک ، خدمت، مغازه یا فروشنده) و رفتار حمایتگرانه ازآن اما تعریف کاملتری از وفاداری نیز وجود دارد که توسط اولیور(۱۹۹۹) مطرح شده است: وفاداری به یک تعهد قوی برای خرید مجدد یک محصول یا خدمت برتر در آینده اطاق می شود به صورتی که همان مارک یا محصول علیرغم تاثیرات و تلاش های بازاریابی بالقوه رقبا، خریداری گردد(قره چه و دیگران، ۱۳۹۰، ص۳۳). وفاداری موقعیتی است که یک مصرف کننده، وابستگی زیادی نسبت به یک عرضه کننده داشته و نرخ خرید مجدد او در واحد زمان نیز بالاست(حقیقی کفاش و دیگران، ۱۳۸۹، ص۸۰). وفاداری مشتری، رفتار نسبی مشتری نسبت به یک برند یا یک فروشگاه و انجام مجدد خرید تعریف می شود . بنا به نظر Bell و Rhee، وفاداری مشتری علامت مهم سلامتی فروشگاه است(Noyan et al, 2014, p1220). تلاش برای تعریف وفاداری بیش از آنچه تصور می شود مشکل است.مشکل اصلی تشخیص این نکته است که آیا وفاداری یک متغیر رفتاری یا متغیر مربوط به نگرش است.واژه وفاداری مفاهیمی چون علاقه یا مهر، راستی و صداقت، یا تعهد را به ذهن متبادر می سازد(خورشیدی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۷۹). وفاداری مشتری مفهوم مهمی است که موجب ابقای مشتری ، خرید دوباره او، و در نهایت رابطه ای بلند مدت را در پی خواهد داشت (Hoang-Tung et al,2014, p149). وفاداری الکترونیک هم اشاره دارد بر نگرش مساعد مشتری نسبت به یک وب سایت که باعث تکرار خرید او ، سرزدن دوباره به وب سایت و انجام معامله در آینده می گردد(Ariff et al, 2013, p470). استفاده از معیار رضایت به عنوان یک معیار نماینده وفاداری بسیار رایج بوده است، چراکه فرض براین است که رضایت بر نیّات خرید، تاثیر مثبت دارد. اما تحقیقات دلالت براین دارند که ساده انگارانه است که فرض کنیم مشتریان ناراضی از دست می روند و مشتریان راضی وفادار باقی می مانند. در واقع ریچهلد نشان داده است که صرفنظر از راضی یا خیلی راضی بودن، بسیاری از مشتریان ریزش میکنند. مجددا نشان داده شده است که بسیاری از مشتریانی که ظاهرا از یک نام تجاری خاصی رضایت دارند، خرید آن نام تجاری را تکرار نکرده یا نام های تجاری دیگری را نیز خریده اند(خورشیدی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۸۰). چنین رفتارهایی ممکن است به دلیل متغیرهایی مانند انتخاب، راحتی، قیمت و درآمد باشد.این امر نشان می دهد معیارهای وفاداری مبتنی برنگرش( رضایت)، شاخص ها یا معیارهای ضعیفی به منظور پیش بینی رفتار مشتری هستند. به علاوه این امر در مفهوم وفاداری صددرصد ایجاد تردید می کند و در عوض نشان می دهد که مشتری ممکن است به دو یا سه نام تجاری در هر طبقه از کالا وفاداری داشته باشد(خورشیدی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۸۰). باتوجه به محدودیت های رضایت به عنوان معیار نماینده وفاداری، معیارهای وفاداری مبتنی بررفتار، مانند تازگی، تکرار و ارزش پولی، یعنی معیارهایی که در بازاریابی مستقیم کاربرد زیادی دارند، به طور روز افزونی مورد استفاده قرار می گیرند. این معیارها تصویر واقعی تری از اینکه یک شرکت تا چه اندازه نسبت به رقبایش خوب عمل می کند، فراهم می آورند، توانایی پیش بینی احتمال خرید را بهبود می دهند و اندازه گیری ارزش دوره عمر مشتری را ممکن می سازند.پیشرفت های صورت گرفته در پایگاه های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات ، استفاده بیشتر از این معیارها را ممکن ساخته است(خورشیدی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۸۰). از نظر کارترایت[۱] افراد وفادار[۲]، کسانی هستند که به یک محصول خاص دل می بندند. نَش عنوان می کند که نشانه وفاداری مشتری آن است که مشتریان دوباره بازگردند. وفاداری زمانی اتفاق می افتد که مشتراین قویا/ض احساس می کنند سازمان مورد نظر به بهترین وجه ممکن، می تواند نیازهای آنان را برطرف سازد، به طوری که سازمان های رقیب از مجموعه ملاحظات مشتریان خارج می شوند(رمضانی و دیگران، ۱۳۹۰، ص۱۲۰). برای مثال شخص ممکن به دلیل مسن تر شدن و کاهش تمایلش به رانندگی کردن کمتر ماشین بخرد. درست است که این معیارها تصویر درست تری از اینکه مشتری کجا(روی چه نام تجاری) و چه اندازه پول خود را هزینه می کند، ارائه می کنند، ولی گفته محققان، وفاداری نشان دهنده یک تعهد به نام تجاری است که ممکن است در اندازه گیری رفتارهای مکرر بازتاب نیابد(خورشیدی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۸۱). بطور مشخص تر ، معیارهای رفتاری در تعیین عوامل موجدخرید مکرر ناتوان نشان داده اند.به عبارت دیگر معیارهای رفتاری در توضیح اینکه چرا و چگونه وفاداری به نام تجاری ایجاد و یا تعدیل می شود، کافی نیستند(خورشیدی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۸۱). در ادبیات تحقیقات بازاریابی، وفاداری بعنوان ترکیب یه بعدی (وفاداری کلی) ، دوبعدی (نگرشی و رفتاری) و چهاربعدی (شناختی،تأثیری ،Conative و عملی) ، بررسی می گردد. قبل از ۱۹۷۰ ، متخصصان تنها بر بعد رفتاری تمرکز داشتند ، وفاداری بعنوان فرایندهای خرید مکرر دیده می شود(Bobolca et al,2012, p623). در تعریفی دیگر وفاداری به نامِ تجاری به معنی تکرار خرید است که دلیل این رفتار، فرآیندی روانی می باشد. به عبارت دیگر، تکرار خرید صرفاً یک واکنش اختیاری نیست بلکه نتیجه عوامل روانی، احساسی و هنجاری می باشد. ریچارد اولیور[۳]، وفاداری را داشتن تعهدی عمیق برای خرید مجدد و یا حمایت از یک محصول یا خدمت مورد علاقه، که علی رغم وجود تاثیرات موقعیتی و تلاش های بازاریابی رقبا، موجب تکرار خرید یک نام تجاری یا مجموعه محصولات یک نام تجاری در آینده شود، تعریف می کند(صفرزاده و دیگران، ۱۳۹۰، ص۷۱). تعاریف وفاداری مشتری را می توان در سه گروه قرار داد که عبارتند از: الف) وفاداری معاملاتی: که در آن تغییر یافتن رفتار خرید مشتری مدنظر قرار می گیرد؛ هرچند که انگیزه های تغییر ممکن است نامشخص باشد. وفاداری معاملاتی از روش های زیر حاصل می شود: الف) فروش کالاهای جدید- زمانی که مشتری مبادرت به خرید کالا و خدمات جدید و متفاوتی از همان عرضه کننده کند؛ مثلاً بعد از خرید بیمه نامه عمر، پیشنهاد مستمری را دریافت دارد. ب) فروش جانبی- زمانی که مشتری کالاها و خدمات بیشتری را از همان عرضه کننده خرید می کند، مثل افزایش مبلغ صرفه جویی در سرمایه گذاری. ج- تکرار خرید- خرید دوباره یک کالا یا خدمت برای ارضای همان نیاز مثلاً بیمه نامه عمر یا وام تعمیر منزل از یک عرضه کننده معتبر. ت) اصرار(حفظ رابطه به جای خاتمه آن). وفاداری ادراکی- که در آن نگرشها و عقاید مشتریان عنصر کلیدی محسوب می شود، ولی هیچ نوع مدرکی مبنی بر اثرات آن بر روی خرید وجود ندارد. وفادارکی ادارکی از طریق زیر حاصل می شود: رضایت- به طور ساده و روشن، وفاداری در چارچوب میزان رضایت حاصله توسط استفاده کنندگان از کالاها و خدمات احساس می شود. با این حال رضایت مشتری زمانی که تعداد زیادی از مشتریان عرضه کننده خود را علی رغم سطح بالای رضایتی که از کالاها و خدمات دارند تغییر دهند، ممکن است معیار گمراه کننده ای باشد. آگاهی- به وفاداری به عنوان میزان شناخته شده کسب و کار در بازار هدف نگریسته شده که تحت تاثیر توصیه های کلامی و یا میزان شناخت عرضه کننده قرار دارد. وفاداری مرکب- که ترکیبی از دو نوع فوق است(حیدری و دیگران، ۱۳۸۴، ص۶). بنابراین به نظر می رسد نه معیارهای نگرشی و نه معیارهای رفتاری هیچ یک به تنهایی برای توضیح و تعریف وفاداری کافی نیستند. در واقع واژه وفاداری علاوه بر ثبات قدم به تعهد نیز اشاره می کند، که نیاز به یک دیدگاه شناختی را به همراه دیدگاه رفتاری نمایان می سازد.چارچوب ها و تعاریف زیادی نیز به منظور یکپارچه ساختن معیارهای نگرشی و رفتاری وفاداری ارائه شده اند تا مشکلات مذکور را رفع کنند(خورشیدی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۸۱). ۲-۱۶- انواع وفاداری وفاداری بصورت پیوستار از سطح کامل تا بیتفاوتی کامل گسترده است.فرض کنید چهار محصول الف،ب،ج،د در بازار وجود داشته باشد: مشتریان بسیار وفادار: مشتریانی که در تمام اوقات یک محصول را می خرند: الف، الف، الف، الف، نشان دهنده این نوع وفاداری است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعریف و مثال
ابعاد
اولین ویژگی یک محصول: مثلاً درخشانی یک نقاشی ویژگی ثانوی و اضافی؛ مثلاً کنترل از راه دور تلویزیون برآوردن مشخصات و استانداردهای صنعتی ثبات عملکرد در طول زمان؛ میانگین زمان برای رسیدن به اولین اشکال
 دوره. زمان استفاده از محصول که شامل تعمیرات نیز می شود تجزیه و تحلیل مشکلات و شکایات؛ سادگی تعمیر تعاملات انسانی؛ مثلاً مهربانی فرشنده محصول ویژگی های حسی عملکرد گذشته و سایر دستاوردها؛ مثلاً کسب رتبه اول در گذشته
عملکرد خصوصیت تطابق قابلیت اطمینان دوام خدمت پاسخگویی زیبایی شناسی شهرت و آوازه
به طور کلی موارد زیادی از جمله قیمت، عملکرد، اقتصادی بودن، خدمات پس از فروش، اعتبار و مناسب بودن در انتخاب کالا نقش دارند. تمامی اینها تصویری از کیفیت را ترسیم می کند. کیفیت به طور متفاوت و از دیدگاه های مختلفی تعریف می شود. در بحث TQM، کیفیت به معنی برآوردن خواسته های صریح یا ضمنی مشتریان به صورت کامل بیان شده است. تعاریف دیگری از این تعریف استنتاج شده است، از قبیل: مجموعه ای از ویژگیها و مشخصات محصول یا خدمت که قادر به برآوردن نیازهای صریح یا ضمنی است(ISO, 1998). انطباق با خواسته ها (Corsby, 1979). تناسب برای استفاده (Juran, 1988). باید در نظر داشت که در تمامی این تعاریف، جلب رضایت مشتریان و برآوردن خواسته های آنان مهمترین عامل است. در سال ۱۹۹۲ کرازبی تعریف خود را از کیفیت گسترش داد و مفهوم یکپارچه ای به آن بخشید. او معتقد بود: «کیفیت به این معنی است که هرکس، آنچه را که موافقت کرده است به درستی انجام دهد، انجام ددن هر کار درست از ابتدا به منزله استخان بندی ساختار یک سازمان و منابع مالی به منزله غذا و روابط به مثابه روح آن است» (سلطانی، ۱۳۸۰، ص ۲۴). ۲-۱-۱۶- ابعاد کیفیت در بخش دولتی/ اطلاع رسانی : مراجعه کنندگان به بخش دولتی، معمولاً نمی دانند نخستین گام از کجا آغاز می شود و پایان کار کجاست؟ چه مدارک و اسنادی را لازم دارند؟ تا اخذ نتیجه نهایی چقدر زمان نیاز دارند؟ به کدام مرجع یا مراجع باید رجوع کنند؟ تمام این سوالات را باید با آزمون و خطا بیابند. مراجعه کننده به نخستن کسی که در اداره برخورد کند یا به نخستین اتاقی که برسد موضوع را مطرح و از آنجا کار را اتاق به اتاق دنبال می کند. معمولاً حق بخش اطلاعات نیز برای راهنمایی مراجعه کنندگان وجود ندارد و آنان به ناچار با نگهبان جلوی در ورودی (اگر وجود داشته باشد) موضوع را مطرح می سازند. روی در بسیاری از اتاق ها نیز این جمله به چشم می خورد: «اینجا اطلاعات نیست. لطفاً سوال نکنید!» پاسخگویی تلفنی تقریباً در اکثر ادارات وجود ندارد و این راه اصلاً نتیجه ای بدست نمی دهد. کسانی که با تلفن در صدد کسب اطلاعات بر می آیند معمولاً این جمله را می شنوند: «باید حضوراً مراجعه کنید». در مراجعه حضوری نیز در بیشتر موارد پس از پرس و جوی زیاد، مراجعه کننده باید گام به گام مراحل را طی کند وقتی اولین مرحله سپری می شود بدون آنکه تعداد مراحل یا زمان انجام یافتن کار معلوم باشد، بارها اتاق می افتد که به دلیل نداشتن مدرک مورد نیاز در یکی از مراحل، مرحله بعدی متوقف می شود. مشتریان بخش دولتی خواهان اطلاعات سریع، دقیق و در دسترس هستند. اگر بتوان تلفنی اطلاعات را از اداره مورد نظر بدست آورد. این بعد از کیفیت برآورده شده است. اگر با تماس تلفنی مقدور نباشد، در مراجعه حضوری از طریق تابلوهای اعلانات یا از طریق رایانه مستقر در محل ورود به اداره می توان اطلاعات لازم را در اختیار مراجعه کنندگان قرارداد. اگر دو راه پیش گرفته نشود، گماردن راهنما در بخش اطلاعات که در محل ورودی است کارگشا خواهد بود. همچنین وجود آیین نامه ها، دستورالعمل های جاع و واضح بسیار مهم است. (حسین زاده و صائمیان، ۱۳۸۱، ص ۳۲). سرعت : مشتریان بخش دولتی خواهان تسریع در انجام امور مورد نظر خود هستند. انتظارات طولانی بدون حاصل یا اقدامات تکراری در بخش های مختلف، رنج آور است. اگر در جایی مدرکی را ارائه می دهند و در جای دیگر برای اثبات صحت همان مدرک، سند مشابهی را تحویل مرجع دیگر می دهند، حاصلی جز رنجش خاصر آنان ندارد. کندی ناشی از افعالیت های دولتی به خاطر اصلاح نشدان فرایند هایی است که روزگاری تدوین شده است و اکنون بدون تغییرات اصلاحی همچنان اجرا می شوند. مراجعه کنندگان به بخش دولتی می خواهند بدانند که انجام خواسته آنان چه مدت زمانی طول می کشد. همچنین بحق انتظار دارند که خواسته هایشان در زمان مقرر به نتیجه برسد. زمان تقریبی انجام یافتن فعالیت مولد نظر مشتریان از نظر طریق تدوین گردش کار و زمان سنجی آن به دست می آید. صحت : درستی نتایج کارهای انجام شده، بُعد دیگر کیفیت در بخش دولتی است. مراجعات مکرر برای اصلاح ناشی از اشتباهات کاری کارکنان، هزینه بر و ملال آور است. از قبیل اشتباهاتی که در صدور گواهینامه، صدور شناسنامه، صدور کارت خودرو، قبض های آب و برق، تلفن و گاز، جابجایی پرونده ها و… اتفاق می افتد. آماری در دست نیست ولی هریک از این اشتباهات، علاوه بر اینکه دقت مراجعه کنندگان را تلف می کنند، هزینه های زیادی را نیز به باز می آورد. برای جلوگیری از این خطاها باید هر کدام از کارکنان کار انجام شده خود را بازبینی کنند. اگر فرم های ساده ای در اختیار هریک از کارکنان باشد که پس از انجام دادن هرکار متناسب با آن کار آن را تکمیل کنند. یا محل خاصی را بر روی آن علامت بزنند، این بازبینی به سادگی امکان پذیر می باشد. یعنی هر کارکند کاری را که انجام می دهد توأم با بازبینی و کنترل آن باشد و پس از اطمینان از صحت و درستی آن به بخش بعدی یا به مراجعه کننده تحویل دهند. زیبایی: ظاهر اقدامات، مکاتبات، انتشارات، امکانات و فضای محل مراجعه باید تمیز و زیبا باشد. اگر مراجعه کننده تصور کند که دوباره به ناچار به اداره ای مراجعه کنند که نامرتب، نامنظم، کثیف، تاریک و بدون امکانات آسایشی است، خود به خود عصبی، پرخاشگر، پر ملال و مأیوس خواهد شد برعکس اگر محیطی که قبلاً مراجعه کرده است تمیز و دارای امکانات اولیه مناسب باشد هرچند بارها هم مجبور به مراجعه باشد آرامش روحی لازم را خواهد داشت. اسناد و مکاتبات نیز باید در شکل زیبا ارائه شود. انسان فطرتاً زیبایی را دوست دارد. رفتار مناسب : همانطور که بیان شد، خدمت در لحظه ارائه به مشتری ایجاد می شود. مشتریان تمایل دارند با افراد آگاه و مطلع مواجه شوند. شاید مهمترین بُعد کیفیت در بخش دولتی، رفتار مناسب با مراجعه کنندگان باشد. از این رو باید در انتخاب کارمندانی که با تلفن یا حضوری با مراجعه کنندگان در تماس هستند دقت ویژه ای کرد و آنهایی را برگزینند که برخی از خصوصیات بارز اخلاقی را دارند. این افراد باید بدانند که حتی اگر برآورده نشدن نیازها۲۱ و انتظارات مشتری به دلیل مقررات و قوانین موجود میسر نباشد، برخورد آرامش بخش و توأم با توضیحات کافی، مراجعه کنندگان را راضی و خوشحال می کند. بدین منظور لازم است به کارمندان آموزش های دائمی داده شود. قانونمندی: فعالیت های خدماتی دولتی باید قانونمندتر باشند و گیرندگان خدمات با عنایت به قوانین و مقررات، فعالیت های خود را به انجام برسانند. هرگونه تبعیض یا نابرابری یا لحاظ کردن روابط دوستانه در برآورده کردن بدون ضابطه خواسته های افراد، برای مراجعه کنندگان ناخوشایند است. خدمات دولتی هنگامی با کیفیت است که تابع مقررات و ضوابطی باشد که به همگان از قبل اعلام شده باشد و طبق همان قوانین و مقررات ارائه شود. سادگی و سهولت : خدمات بخش دولتی هنگمی با کیفیت است که در قالبی ساده انجام پذیرد. اگر اداره امور و انجام خواسته ای در چهارچوب گردش کارهای پیچیده و کاغذ بازی های زیاد انجام پذیرد مشتری ناراضی و خدمات دولتی بی کیفیت خواهد بود. اگر در زنجیره مراجعه به مکان های مختلف برای برآورده کردن یک خواسته باید چند بار به یک مرجع مراجعه شود، به احتمال زیاد گردش کار آن خواسته با اشکال مواجه است و امکان ساده سازی وجود دارد. بنابراین هرچند گاه باید در گردش کارها تجدید نظر کرد و با مشارکت و همکاری مشتریان اصلاح لازم را صورت داد. انعطاف پذیری : منظور از انعطاف پذیری آن است که فعالیت ها در عین حال که در قالب نظامی معین و با قانونمندی خاصی انجام می پذیرد. لیکن این نظام و ضابطه خود به عنوان هدف درنیاید. محیط کار در دنیای امروز و در سازمان های فعلی، بسیار پیچیده است. این پیچیدگی باعث می شود تا مدیران امروزی زندانی نظامی باشد که باید آن را اداره کنند. این پیچیدگی در بخش دولتی بیشتر است. اگر نتوان با انعطاف های لازم، نظام را با محیط های مختلف تطبیق داد، گرفتاری در این زندان بیشتر می شود. باید هم نظام به گونه ای طراحی شود که قابل انعطاف باشند و هم افرادی که مجری هستند، هدف اصلی را که انجام دادن کار است را فراموش نکنند. انعطاف پذیری به معنای نادیده گرفتن قوانین و مقررات نیست، بلکه به معنای نرمش و پویایی در نحوه اجرای این مقررات است. توجه بیش از حد به شکل ظاهری مدرک و فرم ها و نادیده گرفتن حالات استثنایی که آسیبی به اصل قوانین و مقررات وارد نمی سازد، به کیفیت خدمات دولتی آسیب می رساند. هماهنگی ساختاری : ادارات و واحدهایی که مراجعه کننده باید به بدانها مراجعه کند هم به لحاظ فاصله مکانی و هم از جنبه سلسله مراتبی سازمانی، می بایست دارای هم نوایی و هماهنگی ساختاری باشند. به عنوان مثال فاصله مکانی بین ادارات و واحدها علاوه بر اتلاف وقت هزینه و نارضایتی را در مراجعه کننده تشدید می کند (حسینی،۱۳۸۸،ص۵۷-۶۱). ۲-۱-۱۷- ابعاد مدیریت کیفیت : ابعاد مدیریت کیفیت در بخش عمومی با ابعاد مدیریت کیفیت در بخش خصوصی تفاوت های عمده ای دارد. در بخش خصوصی ابعاد کیفیت شامل: قیمت، دوام، قابلیت اطمینان، تحویل به موقع، کارکرد، خدمات پس از فروش، همسازی، شکل ظاهری، شهرت، ایمنی و تأثیر اجتماعی است که در ارتباط با ارائه یک محصول مورد ارزیابی مشتری قرار می گیرد. (ایشیکاوا ۱۹۹۰). اما باید توجه داشت که ابعاد مدیریت کیفیت در بخش عمومی بسیار فراتر از طرز نگرشی است که نسبت به یک کالا یا یک شیء دارد. ابعاد مدیریت کیفیت در بخش دولتی که با مطالعه ادبیات از تئوری های مربوط استخراج گردیده، نشان می دهد که دانشمندان مختلف ابعاد متفاوتی را برای استقرار مدیریت کیفیت نموده ان. دیوید گاروین ۱۹۹۳، الف کیت اسمیت ۱۹۹۴، زتهامل ۱۹۹۹، جیسون ۱۹۹۸، میوری و آتکینسون ۱۹۹۸، پیتر سنگه ۱۹۹۸، فرانک زوهارت و آنجل آرومارتینزلور و جی دیت ۱۹۹۹ و پاراسورامان در سال ۲۰۰۰ هر کدام ابعاد مختلفی را جهت استقرار مدیریت کیفیت در بخش عمومی بیان کرده اند(Yang & Fang,2004,p312). جدول۲-۴- ابعاد مدیریت کیفیت در بخش عمومی
ابعاد مدیریت کیفیت جامع در بخش عمومی دیوید گاروین ۱۹۹۳
اطلاع رسانی
در بخش دولتی اطلاعات باید سریع و دقیق بوده و در دسترس همگان قرا رداشته باشد.
سرعت در ارائه خدمات
مشتریان بخش دولتی، خواهان تسریع در کار مورد نظر خود هستند.
صحت خدمات
مشتریان بخش دولتی، درستی نتایج کارهای انجام شده را طالب اند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Xi(k + 1) = Xi(k) + Vi(k + 1) حال مراحل الگوریتم فراابتکاری PSO استاندارد را به طور خلاصه در مراحل ذیل تشریح میکنیم: مرحله ۱ : ابتدا به یک جمعیت از ذرات، مکان و سرعت اولیه به صورت تصادفی داده میشود. مرحله ۲ : حال P-best و G-best را در مرحله کنونی محاسبه میکنیم. مرحله ۳ : سرعت و مکان هر ذره را در مرحله جدید طبق دو فرمول بالا بروزرسانی میکنیم. مرحله ۴ : اگر معیار توقف ما ارضا شد توقف میکنیم و گرنه به مرحله ۲ بازمیگردیم. در اینجا میخواهیم نشان دهیم که الگوریتم فراابتکاری PSO حالت خاصی از الگوریتم فراابتکاری ASO است. برای این کار ابتدا بردارهای ذیل را معرفی میکنیم :
 Vicurrent(k) = ω Visum(k) Visociety(k) = ʎ۱r1(k) [G(k) – Xi(k)] Vipast(k) = ʎ۲r2(k) [ Pi(k) – Xi(k)] جاییکه فرمول کلی ذیل داریم: Visum(k) = Vicurrent (k – ۱) + Visociety(k – ۱) + Vipast(k – ۱) حال سیاستهای حرکتی و قانون ترکیب را به صورت ذیل تعریف میکنیم: سیاست حرکتی MPicurrent(k) را به صورت حرکت ذره i ام در مرحله k ام با سرعت Vicurrent(k) در فاصله زمانی یک واحد زمانی در نظر میگیریم. سیاست حرکتی MPisociety(k) را به صورت حرکت ذره i ام در مرحله k ام با سرعت Visociety(k) در فاصله زمانی یک واحد زمانی در نظر میگیریم. سیاست حرکتی MPipast(k) را به صورت حرکت ذره i ام در مرحله k ام با سرعت Vipast(k) در فاصله زمانی یک واحد زمانی در نظر میگیریم. قانون ترکیب را به صورت دنباله ای از سه سیاست حرکتی یاد شده در نظر میگیریم. مکان جدید عضو i ام بعد از بکار بردن سیاستهای حرکتی بالا مشابه این حالت است که ذره با سرعت ذیل در مرحله ۱+k ام برای یک واحد زمانی حرکت کند: Visum(k + 1) = Vicurrent (k ) + Visociety(k ) + Vipast(k ) بنابراین با توضیحات یاد شده در الگوریتم فراابتکاری ASO نیز مشابه PSO فرمول ذیل را داریم: Xi(k + 1) = Xi(k) + Vi(k + 1) پس میتوان نتیجه گرفت که الگوریتم فراابتکاری PSO حالت خاصی از الگوریتم فراابتکاری جدید ASO است، پس میتوان از ساختار الگوریتم ASO برای همه مسائلی که در گذشته از الگوریتم فراابتکاری PSO برای حل آن استفاده میشد، سود جست، به خصوص برای مسائلی که از الگوریتم فراابتکاری PSOبرای مسائل پیوسته بکارگرفته میشد.
فصل چهارم
پیاده سازی الگوریتم ASO و ارائه نتایج
۴-۱)الگوریتم ASO طراحی شده برای مساله
در این قسمت، نحوه پیادهسازی الگوریتم ASO برای مساله RCPSP شرح داده می شود. الگوریتم با یک جمعیت اولیه که به صورت تصادفی تولید میشوند، آغاز و با یک شرط پایانی به اتمام میرسد. شرط پایانی برای الگوریتم بهبود نیافتن بهترین جواب در ۲۰۰ تکرار متوالی تکرار الگوریتم است.
۴-۱-۱)کدگذاری و شیوه نمایش جوابها
برای استفاده از الگوریتمهای فراابتکاری نیاز است هر جواب از مسئله به صورتی ساده و قابل استفاده در برنامه نویسی، کدگذاری شود. نحوه کدگذاری جواب تاثیر بسزایی در سرعت و دقت هر الگوریتم فراابتکاری دارد؛ کدگذاری جوابها بر اساس رعایت شرایط زیر باید صورت گیرد.
-
- رابطهای یک به یک و پوشا بین هر جواب از مسئله و نحوه نمایش جواب ها وجود داشته باشد. یعنی هر جواب از مسئله، دقیقاً با یک ساختار نمایش داده شود و هر ساختار نمایش تنها با یک جواب از مسئله متناظر باشد.
-
- هر جواب باید در فضای حافظه کوچکی ذخیره شود.
-
- نمایش هر جواب باید بگونهای انتخاب شود تا استفاده از عملگرها و همسایگیهای مورد نیاز در الگوریتمهای فراابتکاری به آسانی صورت گیرد.
برای کدگذاری هر جواب مساله RCPSP، از یک آرایه به طول تعداد کارها استفاده می شود. در این آرایه کارها بر اساس زمان شروع خود مرتب میشوند. برای مثال شکل زیر را در نظر بگیرید.
شکل۴-۱: شکل شماتیک یک مثال از مساله RCPSP این جواب به صورت آرایه زیر کدبندی می شود
شکل ۴-۲ : ساختار جواب مرتبط با مثال شکل ۴-۱ در کدبندی جواب ها، هر گاه دو کار زمان شروع برابر داشتند به صورت قراردادی کاری که شماره کوچکتر دارد، جلوتر از کار با شماره بزرگتر قرار میگیرد(کارهای ۳ و ۴ یا کارهای ۵ و ۶ و یا … در شکل بالا). برای استفاده از این کدبندی باید بتوان با داشتن هر آرایهای، جواب متناظر با آن را بدست آورد. بدست آوردن جواب از روی ساختار جواب با بهره گرفتن از الگوریتم زیر صورت میگیرد. الگوریتم ۴-۱ بدست آوردن جواب از روی ساختار جواب If and solution is infeasible and return
For i=1 to N {
For j=1 to N If then
While do {
For j=min to
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چوب هایی که در ساخت گره چینی از آن استفاده می شود شامل : درخت آزاد-درخت بلوط – مَلَچ – راش – ممرز – گردو – سرخدار – کِی –درخت نارنج – درخت پرتغال. محصولات تولیدی : در قدیم برای ساخت در و پنجره های گره چینی یک خانه در حدود ۱۸ ماه الی ۲ سال زمان می برد و استاد کاران با مشقت و ظرافت زیاد کار می کردند به مررور زمان و با پیشرفت ابزار آلات گره چینی این زمان به ۶ ماه تقلیل یافت و در حال حاضر یک متر کار گره چینی در حدود یک هفته آماده می گردد و هر متری ۰۰۰/۰۰۰/۴ میلیون ریال تا ۰۰۰/۵۰۰/۴ ریال قیمت دارد در حالی که در قدیم به جای اجرت از صاحب خانه گوسفند می گرفتند.
 محصولات تولیدی گره چینی در شهرک تاریخی ماسوله عبارتند از : پنجره : به زبان محلی بَریه نامیده می شود. بَریه ،دوبَریه ،سه بَریه ،در خانه های ماسوله ای دیده می شود. سَه بَریه : به زبان محلی ( خَفَن ) نامیده می شود که با کارهای چوبی بسیار زیبا گره سازی و تزئین می شود و بیشتر نقوش آن دایره ای شکل است. اندازه سه بریه ها به علت سرمای شدید ماسوله کوچک بود به دلیل اینکه، این پنجره های کوچک نور خانه را کور می کرد از شیشه های رنگی استفاده می کردند این دریچه ها در تابستان جای کولر عمل می کرد و فضای خانه را خنک نگه می داشت. اُرُسی : نوعی در و یا پنجره است که از اتصال قطعات برش خورده چوب و شیشه های رنگی بدون استفاده از میخ و چسب و با ایجاد چفت و بست هایی به صورت نر و ماده ساخته می شود برخی ارسی ها دوجداره هستند یک جداره چوب و یک جداره شیشه که به صورت کشویی اند این کوش ها دوتیکه ، سه تیکه ، چهارتیکه درست می شوند که در دل هم می روند تا فضای زیادی اشغال نکنند. شبکه : حاشیه های چوبی است که دور تا دور کار گره چینی استفاده می شود که به شکل های پولکی دیده می شود. در : درهای گره چینی دارای دو لنگه و تاشو است ، هم در داخل خانه جهت جدا کردن اتاق ها و هم در بیرون خانه ساخته می شود. مبل و میز- میزنهارخوری با صندلی – پاراوان: جدا کننده قسمت هایی از خانه – منبر – بوفه – میزتلفن –ویترین –سقف کاذب از کارهای جانبی استادکاران گره چینی است. ۲-۳۴-۲-جوراب بافی سابقه هنر جوراب بافی شهر ماسوله به زمانی برمی گردد که مردم این خطه توانستند پشم دام هایشان را به نخ تبدیل کنند.دست بافته هایی که از پشم و کرک گوسفندان تهیه می گردد بسیار متنوع هستند که می توان به جوراب های پشمی ،دستکش و غیره اشاره نمود. این دست بافته های پشمی مخصوصا جوراب ،با چنان زیبایی و ظرافتی تهیه می شود که بی تردید می تواند یکی از شاخص ترین صنایع دستی این شهرستان به شمار آید و این را مدیون پیرزنان هنرمند این دیار هستند که این هنر را نسل به نسل انتقال داده اند و باصبر و حوصله زیاد رموز بافتن نقش و نگاره هایی گوناگون را به دختران جوان آموخته و عامل بقای این هنر دستی و نقش های سنتی آن می باشند. محصولات تولیدی : جوراب بافی بیشترین وسعت را در صنایع دستی شهر ماسوله به خود اختصاص داده است ، زنان و دختران ماسوله در فرصت های به دست آمده و ایام فراغت به بافتن جوراب های پشمی می پردازند به طوری که در حدود ۸۰ نفر جوراب باف در تعاونی زنان ماسوله عضو هستند . جوراب های پشمی در انواع و اقسام مختلفی بافته می شود. –جوراب های ساق بلند که بر روی شلوار کشیده و دارای پابندهایی است که به جوراب متصل و به ساق پا می بندند . جوراب های ساق کوتاه – گیوه – ساق پا – کلاه – روسری – شال گردن – جلیقه های پشمی . نقش و رنگ: نقوشی که در جوراب های پشمی مشاهده می گردد به دو صورت سراسری و دوتکه ( رویه و ساق جوراب ) است که به تناسب هر نقش روی جوراب بافته می شود . نقش ها و تصاویری که در جوراب های پشمی این دیار دیده می شود یادآور نقش ها و تصاویر کهن این خطه است. در کل نقش هایی که در شهر ماسوله رواج دارد اشاره می کنیم. -نقش قالی کنار – هشت برگ – مارپیچ گلدار – نصف سیب – طرح انگور – مرغی – اره اره – حلقه حلقه –مریمی –شونه – اسلیمی – خرما بوته – گل بوته – چهار پر-کرچنگ زمینه رنگ هایی که در جوراب های پشمی دیده می شود از رنگ طبیعی پشم گوسفندان مناطق کوهستان است و رنگ هایی که برای نقش انداختن روی جوراب استفاده می شود از رنگ های شیمیایی یا رنگرزی گیاهی به دست می آید. در قدیم از پوست انار ( رنگ زرد ) و پوست گردو (رنگ قهوه ای ) رناس (رنگ قرمز ) استفاده های زیادی می شود و پشم های ریسیده شده را با این مواد رنگ کرده و دست بافته های زیبائی خلق می کردند در صورتی که امروزه کامواهای رنگی را جایگزین این امر نمودند. ۲-۳۴-۳- عروسک های دست بافت سنتی : در شهرک تاریخی ماسوله نوعی دست بافته فانتزی در اندازه های مختلف و با رنگ های متنوع و زیبا دیده می شود که کار هنرمندانه بانوان این خطه است. طرفداران این دست بافته ها گردشگرانی هستند که به این شهر سفر کرده و این عروسک ها را به عنوان ره آورد سفر و سوغاتی به دیارشان می برند . عروسک های دست بافت ماسوله از نماد اصیل این شهر می باشد. سابقه عروسک بافی در منطقه : عروسک بافی از هزاران سال پیش از هنرهای سمبلیک قومی ،آئینی و مذهبی بشر بوده است و این طرز تفکر ازهزاران سال پیش رواج داشته است . عروسک بافی در ایران نیز قدمتی دیرینه دارد. عروسک های سنتی در ماسوله نمود بارزتری نسبت به مناطق دیگر دارد. در زمان های قدیم در شهرستان فومن از استخوان و چوب ،عروسک هایی درست می کردند که به آن « گیشه » می گفتند به مرور زمان با الیاف ،کاه ،کنف و ابریشم عروسک هایی بافته می شود که تیز نباشد و به کودکان آسیب نرساند و هم جنبه تزئینی داشته باشد بافت عروسک های سنتی که امروزه مشاهده می گردد از شهرک تاریخی ماسوله شروع شد. ۲-۳۴-۴- چموش : یکی دیگر از هنرهای سنتی و صنایع دستی ماسوله چموش دوزی است که پای افزاری است که بسیار قدیمی عمر آن به چند هزار سال می رسد و در انواع مختلف بدون پاشنه و از جنس چرم دباغی شده و یا دباغی نشده ساخته می شود . نوع متداول آن دارای بندها و تسمه های بلند می باشد که به ساق پا پیچیده می شود چموش در شهر ماسوله به صورت بدون تسمه و بند است ولی مانند نوع بنددار ،نوکی عقابی و برگشته دارد. چوموش به فارسی «چموش » گفته می شود که نوعی پای افزار از جنس چرم ساده است. کفشی کاملا بومی بوده که بیشتر ساکنان منطقه کوهستانی گیلان از آن استفاده می کردند،اما اینک کاربرد خود را به کلی از دست داده است.از امتیازهای این پای افزار، سبکی و یک پارچگی آن است. چموش دوزی در مناطق کوهستانی گیلان اهمیت بسزایی داشته و این اهمیت را می توان در نام بعضی از روستاها یافت ، زیرا نام روستاها ،از مشاغل غالب در آن نشات گرفته است . روستاهایی چون « چاموش دوزان » در « ماسال و شاندرمن » یا « چارق دوزی محله » در لاهیجان و « چاموش محله » در « خانقاه ماسال » موید این نکته است. دو نوع چموش وجود داشت : یکی مخصوص شکار که به « شکار چوموش » موسوم بود. این پای افزار با بند چرمین به پا بسته می شد و نوع دیگر که فاقد بندهای چرمین بود. در تالش دو نوع چموش دوخته می شود : نوع مرغوب آن « ختنی » و نوع نامرغوب آن که از پوست دباغی شده دوخته می شد «مازرده » نام داشت . سابقه هنر چموش دوزی: چموش دوزی در گیلان به ویژه در ماسوله یکی از صنایع دستی بسیار معروف به حساب می آید که قدمت آن به بیش از ۳۰۰ سال می رسد در گذشته این صنعت در کل گیلان رونق خاصی داشت اما معروف ترین چموش دوزان گیلانی در ماسوله زندگی می کردند همچنین روستائیان ،دامداران و کشاورزان گیلانی از چموش به عنوان پای افزار خود سود می بردند زیرا در تابستان پای آن ها را خنک نگه می داشت و در زمستان باعث گرمی پاهایشان می شد کار دستی چموش رونق گذشته را ندارد و رو به زوال تدریجی است و بیشتر جنبه تزئینی و دکور پیدا کرده است. در حال حاضر تنها چموش دوز ساکن ماسوله فریبرز فرنیا است که این پیشه و حرفه را از پدربزرگشان زنده یادعلی اکبر فرنیا معروف به استاد میرزا فرا گرفته است .ایشان به دلیل علاقمندی و با هدف زنده نگه داشتن این میراث به صورت تفننی چموش می دوزند فرهنگ و میراث گذشتگان را زنده نگه می دارند. محصولات تولیدی: در گذشته تعداد زیادی از خانواده ها از راه چموش دوزی امرار معاش می کردند. اما رفته رفته این هنر رو به افول رفته و فقط یک نفر به کار چموش دوزی در ماسوله مشغول فعالیت است. ایشان به دلیل کسادی بازار و اینکه گردشگران فقط در فصل بهار و تابستان به این منطقه مراجعت می کنند و چموش را به عنوان یادگاری و دکور خریداری می کنند از چرم محصولاتی چون جاکلیدی ،جاموبایلی ،کیف جیبی زنانه و مردانه ، کمربند ،چموش ها دکوری و تزئینی تولید می نمایند. نقش و رنگ: در گذشته برای تزئین چموش از نقش و نگارهای مختلفی استفاده می شد به طوری که به گفته آقای فرنیا قریب ۲۰۰ نقش برای تزئین چموش به کار برده می شد . در حال حاضر نقش هایی چون پرچمی ، هفت و هشت، ستاره ، لوزی ، خَرواگِل (درخت آلوچه ) و شیرازه دوزی بیشتر دیده می شود. در گذشته برای رنگ کردن چرم چموش از انار ترش استفاده می کردند ولی در حال حاضر چرم آماده رنگ شده را از شهرهای چون همدان، زنجان و کرمانشاه تهیه می کنند و تنها رنگ مورد استفاده در چموش قرمز روشن تا قرمز تیره مایل به قهوه ای است و با کامواهای رنگی چون سبز ، قرمز ،سفید و سبز تزئین می گردد نخ چله قالی هم که رنگی سفید مایل به کرم دارد در نقش انداختن روی چموش مورد استفاده قرار می گیرد . در حال حاضر چموش تنها در اندازه های ظریف ، فانتزی و تزیینی دوخته می شود. ۲-۳۴-۵-آهنگری : سابقه آهنگری در منطقه : در شهرک تاریخی ماسوله نیز از زمان پیدایش آن ،آهنگری وجود داشته ولی از تاریخ دقیق آن مدرکی در دست نیست .آهنگران ماسوله ای از معروفیت بسیاری برخوردار بودند و برای ساخت تولیداتشان از شهرهای رشت و قزوین سفارش می گرفتند چنانچه در قدیم تولیداتی چون توپ، تفنگ ،تپانچه ، شمشیرهای بسیار زیبا با کنده کاری هایی با نقوش مختلف و بادوام ساخته می شد که امروزه این تولیدات ساخته نمی شود. آقای گلشن که یکی از قدیمی ترین چاقوسازان ماسوله به حساب می آید شاگردان بسیار زیادی را تعلیم داده اند و از طرف دبیرستان های فنی و حرفه ای استان گیلان برای آموزش آهنگری و چاقوسازی به دانش آموزان، از هنر دست ایشان بهره های فراوانی برده شده است. اما در حال حاضر به دلیل مکانیزه شدن کشاورزی و رونق ابزارآلات ارزان قیمت خارجی تولیداتی چون بیل ،کلنگ ،گاو آهن و داس و غیره مشتریان همیشگی خود را ندارند به طوری که نقش این هنر روز به روز کم رنگ تر می گردد همچنین گرانی و کمبود ذغال سنگ و تهیه آن از شهرهای دیگر مثل شهر آمل آهنگران را با مشکلات عدیده ای مواجه ساخته است. محصولات تولیدی : استادکاران با هنرمندی و شگردهای مخصوص فن آهنگری، دست ساخته هایی تولید می کنند که عبارتند از : بیل – بلوک – چاقو– اره – چکش – ماشه – کف گیر و منقل – تله – داس – سه شاخه – تبر – قیچی – سه پا – نعل – کلنگ چاه کنی – گاوآهن – قندشکن – میخ طویله نقش و رنگ : استادکاران این رشته هنری از نقوش خاصی برای تولیداتشان استفاده نمی کنند البته در بعضی از موارد آهنگران هنرمند اسم خود را روی محصولی که تولید می کنند حک می نمایند و به صورت تزئینی بر دسته تولیداتی چون قندشکن خطوطی با قلم آهنگری می اندازند . این هنرمندان بیشتر به کیفیت کار و محکم و بادوام بودن تولیدات تکیه می کنند. رنگ و رنگ آمیزی در هنر سنتی آهنگری جایگاه خاصی ندارد معمولاً رنگ طبیعی تیره و خاکستری خود آهن در محصولات دیده می شود همچنین دسته تولیداتی چون بیل و داس از چوب درخت است که به طور طبیعی رنگ زرد و کرم دارد. جدول شمار۲-۱۳- رابطه صنایع دستی ماسوله با سایر فعالیتهای اقتصادی
| نام صنعت |
مواد حاصله |
رشته تولیدی |
| نازک کاری چوب و خاتم سازی و گره چینی |
مصنوعات چوبی |
باغداری و جنگل کاری |
| ساخت فرآورده های چرمی و چموش دوزی |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هزینههای عملیاتی (دلار آمریکا به ازای هر بشکه)
شیرینسازی با سود (فرایند احیاپذیر)
۱۰۰-۲۰۰
۰/۰۱۷۲
۰/۰۰۵
۰/۰۶
۰/۰۲۳
شیرینسازی با غربالهای مولکولی (فرایند احیاپذیر)
۱۵۰۰-۲۵۰۰
۰/۳۸۰
۰/۰۲۵
۰/۰۱۲
۰/۴۱۷
بههرحال توصیه میشود که پیش از مشخص کردن یک تکنولوژی خاص برای شیرینسازی گاز مایع یا برشهای تشکیلدهنده آن، آنالیز کاملی برای تعیین میزان و انواع ترکیبات گوگردی، آب، دیاکسیدکربن و ترکیبات اولفینی مانند اتیلن، پروپیلن و بوتیلن در صورت وجود در برش پروپان یا بوتان انجام شود. این اطلاعات کمک میکند تا روشی بهینه برای برخورد با محصولات مختلف یا فروش آنها در نظر گرفته شود.
 فصل دوم: فرایند شیرینسازی گاز مایع با محلول فیزیکی سود ۲-۱- مقدمه فرایند شیرینسازی گاز مایع توسط محلول سود دارای حدود ۵۰ سال سابقه در صنایع تصفیه گاز میباشد. به دلیل پیشرفتهای صورت گرفته در فرایند و کاتالیست شیرینسازی برشهای گاز توسط سود، این فرایند یکی از موفقترین فرآیندهای تحت لیسانس شرکتهای مذکور بوده است. علیرغم قوانین جدید که محدودکننده مقدار سولفور مجاز در محصول میباشند، فرایند شیرینسازی با سود هنوز یکی از فرآیندهای کلیدی برای جداسازی مرکاپتانها و یا شیرینسازی آنها میباشد. در تمام انواع فرآیندهای مذکور، اکسیداسیون کاتالیستی مرکاپتانها به دیسولفیدها در محیط بازی هیدروکسیدسدیم صورت میگیرد. ۲-۲- شرح فرایند مرکاپتانزدایی از گاز مایع ۲-۲-۱- شرح فرایند واحد استخراج پروپان هدف این واحد حذف مرکاپتانها و آب از پروپان است. خوراک ورودی، پروپان ترش از واحد ۱۰۷ و محصولات، پروپان خشک (که به سمت واحد ۱۴۷ هدایت میشود) و محلول کاستیک با مرکاپتان (که برای احیا به سمت واحد ۱۱۳ هدایت میشود) میباشد. در این واحد ترکیبات سولفور بخصوص مرکاپتانها و آب موجود در جریان گاز ترش پروپان صادره از واحد ۱۰۷ حذف میشود. بر اساس طراحی انجامشده از محلول کاستیک سودا با غلظت ۱۵ تا %۲۰ برای تصفیه پروپان ترش استفاده میشود و محلول سود پس از جذب مرکاپتانها در واحد ۱۱۳ دوباره تصفیه و بازیابی میشود و وارد سیکل میگردد. پروپان شیرین شده پس از خشک شدن برای ذخیرهسازی به واحد ۱۴۷ فرستاده میشود. برای جداسازی مرکاپتانها از پروپان در مرحله اول از فرایند استخراج (extraction) استفاده میشود که در برجی به نام Extractor بهصورت جریان متقابل با محلول کاستیک در تماس و انتقال جرم قرار میگیرد. کاستیک از بالای سینی ۱۵ و پروپان از پایین برج وارد میشوند. بعد از جداسازی مرکاپتانها، پروپان از بالای برج خارجشده و در صورت داشتن کاستیک در یک settler شسته میشود و بعد از فیلتر شدن وارد خشککننده شده و بعد از خشک شدن و آبگیری در خشککنندهها دوباره فیلتر شده و جهت ذخیرهسازی به واحد ۱۴۷ ارسال میگردد. درصورتیکه پروپان محصول واحد دارای کیفیت مناسب جهت ذخیرهسازی نباشد از طریق یک پمپ به واحد ۱۰۶ ارسالشده و به خط سراسری گاز میپیوندد. جهت بازیابی خشککنندهها از پروپان استفاده میگردد؛ بدینصورت که مقداری از پروپان وارد کوره شده و بعد از حرارت دادن تا C280 جهت خشککردن ذرات مولکولی استفاده میشود. همچنین به علت وجود COS همراه پروپان در این واحد بیش از % ۹۰ از این ترکیبات در برج از گاز جدا میشود اما جهت جداسازی % ۱۰ باقیمانده از COS از یک درام تمامکننده (finishing drum) با کاستیک % ۷ استفاده میکنیم. ۲-۲-۲- شرح فرایند واحد استخراج بوتان هدف این واحد حذف مرکاپتانها، آب و CO2 از بوتان است. خوراک ورودی، بوتان ترش از واحد ۱۰۷ و محصولات، بوتان خشک (که به سمت واحد ۱۴۸ هدایت میشود) و محلول کاستیک با مرکاپتان (که به سمت واحد ۱۱۳ هدایت میشود) میباشد. بر اساس طراحی انجامشده، از محلول کاستیک (NaOH) با غلظت ۱۵ تا %۲۰ برای تصفیه بوتان ترش استفاده میگردد و محلول سود پس از جذب مرکاپتانها در واحد ۱۱۳ دوباره تصفیه و بازیابی میشود و وارد سیکل میگردد و بوتان شیرین شده پس از خشک شدن جهت ذخیرهسازی به سمت واحد ۱۴۸ هدایت میشود. جهت جداسازی مرکاپتانها از بوتان در مرحله اول از فرایند استخراج استفاده میشود که در برجی به نام Extractor گاز بوتان و کاستیک بهصورت جریان متقابل، انتقال جرم انجام دهند. این فرایند که استخراج مایع از مایع میباشد در دمای C40 و فشار bar9 میباشد. کاستیک از بالای سینی ۱۵ و بوتان از پایین وارد برج میشود. بعد از جداسازی مرکاپتانها، بوتان از بالای برج خارجشده (پس از انتقال جرم و جذب مرکاپتانها توسط محلول کاستیک) و پس از شستشو در آب در settler برای جداسازی محلول کاستیک carry over شده احتمالی در فرایند استخراج به سمت sand filter جهت فیلتر شدن هدایت میگردد. بعد از آبگیری و خشککردن که در یک بستر پر از ذرات مولکولی انجام میشود، گاز فیلتر شده و جهت ذخیرهسازی به سمت واحد ۱۴۸ هدایت میگردد. درصورتیکه بوتان محصول واحد دارای کیفیت مناسبی جهت ذخیرهسازی نباشد از طریق یک پمپ به واحد ۱۰۶ ارسالشده و به خط سراسری گاز میپیوندد. دیاگرام جریان بخشهای استخراج در شکل (۲-۱) ارائهشده است:
شکل ۲-۱- دیاگرام جریان بخش استخراج ۲-۲-۳- شرح فرایند واحد احیا کاستیک کاستیک خروجی از واحدهای ۱۱۴ و ۱۱۵ که کاستیک سنگین نامیده میشود بعد از مخلوط شدن با یکدیگر خوراک واحد ۱۱۳ را تشکیل میدهند. کاستیکی که در این واحد احیا میشود کاستیک % ۱۵ وزنی بوده که برای تصفیه و بازیابی آن از اکسیداسیون در مجاورت کاتالیست مایع و هوا استفاده میشود که باعث تبدیلشدن مرکاپتانهای محلول در کاستیک به DSO یا دیسولفاید و آب میشود. البته این واکنش که با تزریق هوا در اکسیدایزر انجام میشود در مجاورت کاتالیستی با نام تجاری LCPS30 میباشد. بعد از واکنش بهوسیله یک جداساز میتوانیم دیسولفاید و کاستیک سبک را از یکدیگر جدا کنیم. دیسولفاید با دانسیته پایینتر از بالای جداکننده به واحد ۱۴۶ برای ذخیرهسازی فرستاده میشود و جهت استفاده در بعضی از کارگاههای شیمیایی به کار میرود. کاستیک سبک توسط بوتان شسته شده تا اگر ترکیبات مرکاپتان اضافی همراه آن باشد وارد فاز بوتان شده و کاستیک با غلظت مناسب و بالاتر از % ۱۵ به سمت واحد ۱۱۴ و ۱۱۵ هدایت میشود. همچنین هوای اضافی و جداشده از کاستیک سبک که Spend Air نامیده میشود از بالای جداساز دیسولفاید جداشده و به سمت واحد ۱۲۱ هدایت میگردد. دیاگرام جریان بخش احیاء سود در شکل (۲-۲) ارائهشده است:
شکل ۲-۲- دیاگرام جریان بخش احیاء سود ۲-۳- واکنشهای فرایند مرکاپتانزدایی توسط سود واکنشهای فرایند مرکاپتانزدایی توسط سود به دو دسته اصلی و فرعی تقسیمبندی میشوند که در ادامه آورده شدهاند. ۲-۳-۱- واکنشهای اصلی واکنش کلی بهصورت زیر میباشد: ۲RSH + O2 → RSSR + H2O (2-1)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
علاوه بر دادگاه، افراد زیر می توانند تقاضای تعلیق اجرای مجازات را از دادگاه نمایند: دادستان یا قاضی اجرای احکام پس از اجرای یک سوم مجازات. محکوم پس از تحمل یک سوم مجازات، در صورت دارا بودن شرایط قانونی، از طریق دادستان یا قاضی اجراء احکام کیفری تقاضای تعلیق نماید. با توجه به ماده زمان صدور قرار تعلیق اجرای مجازات، حسب مورد هنگام صدور حکم یا اجرای مجازات است. مطابق ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی دادگاه می تواند شخصی که جرم تهدید علیه بهداشت عمومی را مرتکب شده است را طبق شرایط مقرر، اجرای مجازاتش را تعلیق نماید. مبحث ششم: توبه مجرم ماده ۱۱۴- در جرائم موجب حد به استثنای قذف و محاربه هرگاه متهم قبل از اثبات جرم، توبه کند و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، حد از او ساقط می گردد. همچنین اگر جرائم فوق غیر از قذف یا اقرار ثابت شده باشد، در صورت توبه مرتکب حتی پس از اثبات جرم، دادگاه می تواند عفو مجرم را توسط رئیس قوه قضائیه از مقام رهبری درخواست نماید.
 تبصره ۱- توبه محارب قبل از دستگیری یا تسلط بر او موجب سقوط حد است. تبصره ۲- در زنا و لواط هرگاه جرم به عنف، اکراه و یا با اغفال بزه دیده انجام گیرد، مرتکب در صورت توبه و سقوط مجازات به شرح مندرج در این ماده به حبس یا شلاق تعزیری درجه شش یا هر دو آنها محکوم می شود. ماده ۱۱۵- در جرائم تعزیری درجه شش، هفت و هشت چنانچه مرتکب توبه نماید و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، مجازات ساقط می شود در سایر جرائم موجب تعزیر دادگاه می تواند مقررات راجع به تخفیف مجازات را اعمال نماید. تبصره ۱- مقررات راجع به توبه درباره کسانی که مقررات تکرار جرائم تعزیری در مورد آن ها اعمال می شود، جاری نمی گردد. تبصره ۲- اطلاق مقررات این ماده و همچنین بند (ب) ماده (۷) و بندهای (الف) و (ب) ماده (۸) و مواد (۲۸) ، (۳۹)، ( ۴۰)، (۴۵)، (۴۶)، (۹۲)، (۹۳) و (۱۰۵) این قانون شامل تعزیرات منصوص شرعی نمی شود. در جرائم تعزیری درجه شش، هفت و هشت اگر مرتکب توبه نماید و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، مجازات ساقط می شود. با توجه به اینکه مقنن در این ماده بر خلاف ماده ۱۱۴ سخنی از قبل از اثبات جرم یا پس از اثبات جرم به میان نیاورده است، به نظر می رسد قاضی در صورت احراز توبه مرتکب چه قبل از اثبات جرم و چه پس از آن باشد و چه جرم با اقرار ثابت شده باشد و چه با سایر ادله اثبات، مجازات ساقط می شود. در سایر جرائم موجب تعزیری دادگاه مخیر در اعمال مقررات راجع به تخفیف مجازات است . ماده ۱۱۷- در مواردی که توبه مرتکب، موجب سقوط یا تخفیف مجازات می گردد، توبه، اصلاح و ندامت وی باید احراز گردد، و به ادعای اکتفاء نمی شود. چنانچه پس از اعمال مقررات راجع به توبه، ثابت شود که مرتکب تظاهر به توبه کرده است سقوط مجازات و تخفیفات در نظر گرفته شده ملغی و مجازات اجراء می گردد در این مورد چنانچه مجازات از نوع تعزیر باشد مرتکب به حداکثر مجازات تعزیری محکوم می شود. از جمله شروطی که برای احراز توبه بیان شده می توان به پشیمانی در دل، استغفار به زبان، عمل کردن با اعضای بدن و تصمیم بر بازنگشتن به گناه اشاره کرد؛ بنابراین قاضی نباید به صرف جای شدن لفظ توبه بر زبان متهم حکم به سقوط مجازات او بدهد. پیرامون ذیل ماده که مقرر می دارد: « چنانچه مجازات از نوع تعزیر باشد مرتکب به حداکثر مجازات تعزیری محکوم می شود» از این باب است که در حدود میزان و کیفیت مجازات از پیش معین شده است و قاضی نمی تواند به کمتر یا بیشتر از آن حکم بدهد. با این حال در تعزیرات با توجه به اینکه در بیشتر موارد مجازات بین حداقل و حداکثر در قانون تعیین شده است، و هم چنین با توجه به اینکه مجرم به نوعی مقام قضایی را فریب داده است، قانونگذار حداکثر مجازات تعزیری مقرر در قانون را در مورد وی قابل اعمال دانسته است. ماده ۱۱۸- متهم می تواند تا قبل از قطعیت حکم، ادله مربوط به توبه خود را حسب مورد به مقام تعقیب یا رسیدگی ارائه نماید. مقام تعقیب در دادسرا دادستان است که متهم می تواند در مرحله تحقیقات مقدماتی نیز ادله توبه خود را ارائه نماید. بنابراین قانونگذار در رابطه با اینکه ادله توبه لزوماً می بایستی نزد محکمه ارائه شود، محدودیتی قائل نشده است. مطابق ماده ۹۷و۱۱۶ تا ۱۱۹ قانون مجازات اسلامی جرم تهدید بهداشت عمومی قابل عفو عمومی می باشد و در صورت صدور حکم محکومیت اجرای مجازات موقوف و آثار محکومیت نیز زائل خواهد شد. مبحث هفتم:عفو ماده ۹۶- عفو یا تخفیف مجازات محکومان، در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه یا مقام رهبری است. مقرره فوق عیناً مشابه حکمی است که در ماده ۲۴ قانون مجازات اسلامی سابق بیان شده بود. آئین نامه کمیسیون عفو و تخفیف مجازات محکومین مصوب ۱۲/۹/۱۳۸۷، شرایط و ضوابط عفو و تخفیف مجازات محکومین را بیان کرده است. برای نخستین بار در سابقه تقنین پس از انقلاب است که مقنن، موارد سقوط مجازات را بدین نحو احصاء نموده است. بدین ترتیب موارد سقوط مجازات عبارت از: عفو، نسخ قانون، گذشت شاکی، مروز زمان، توبه مجرم و اعمال قاعده درأ خواهد بود. عفو خصوصی ناظر بر احکام قطعی است لذا احکام غیابی قابل واخواهی یا احکام قابل تجدید نظر نمی تواند مشمول عفو خصوصی قرار گیرد همچنین باید توجه نمود که بنابر نص صدر ماده فوق، عفو خصوصی تنها در خصوص « محکومان» ( و نه متهمان) مجزاست. ماده ۹۷- عفو عمومی که به موجب قانون در جرائم موجب تعزیر اعطاء می شود، تعقیب و دادرسی را موقوف می کند در صورت صدور حکم محکومیت، اجرای مجازات موقوف و آثار محکومیت نیز زائل می شود. عفو عمومی تنها در خصوص جرایم تعزیری قابل اعمال است؛ بنابراین در جرایم حدی، قصاصی و … قابل اعمال نیست مجازاتهای قصاص و دیه به دلیل آنکه از حقوق الناس تلقی می شود، از شمول عفو به طور کلی مستثنی است. مجازاتهای حدود فقط در موارد خاص ( ماده ۱۱۴ قانون مجازات اسلامی) و به شرط توبه، پس از آنکه جرم با اقرار متهم به اثبات رسید. ممکن است مشمول عفو قرار گیرد. ماده ۹۸- عفو، همه آثار محکومیت را منتفی می کند، لکن تاثیری در پرداخت دیه و جبران خسارت زیان دیده ندارد. مطابق ماده ۹۷ قانون مجازات اسلامی جرم تهدید بهداشت عمومی قابل عفو عمومی می باشد و در صورت صدور حکم محکومیت اجرای مجازات موقوف و آثار محکومیت نیز زائل خواهد شد.همچنین طبق ماده ۱۱۵ قانون مجازات اسلامی چنانچه مرتکب جرم تهدید علیه بهداشت عمومی توبه نماید و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، مجازات از او ساقط می شود. مبحث هشتم: مرور زمان ماده ۱۰۷- مرور زمان، اجرای احکام قطعی تعزیری را موقوف می کند و مدت آن از تاریخ قطعیت حکم به قرار زیر است: الف- جرائم تعزیری درجه یک تا سه با انقضای بیست سال. ب- جرائم تعزیری درجه چهار با انقضای پانزده سال. پ- جرائم تعزیری درجه پنج با انقضای ده سال. ت- جرائم تعزیری درجه شش با انقضای هفت سال. ث- جرائم تعزیری درجه هفت و هشت با انقضای پنج سال. تبصره ۱- اگر اجرای تمام یا بقیه مجازات موکول به گذشتن مدت یا رفع مانعی باشد، مرور زمان از تاریخ انقضای آن مدت یا رفع مانع محاسبه می شود. تبصره ۲- مرور زمان اجرای احکام دادگاه های خارج از کشور درباره اتباع ایرانی در حدود مقررات و موافقت نامه های قانونی، مشمول مقررات این ماده است. ماده فوق اشاره به مرور زمان اجرای حکم دارد. بدین معنا که در صورتی که از تاریخ قطعی شدن حکم، تا انقضای مهلت مقرر قانونی که برای مرور زمان لازم است، حکم اجرا نشده باشد، در این صورت اجرای حکم متوقف می باشد. مطابق بند « ت » ماده ۱۰۵ قانون مجازات اسلامی، جرایم تهدید علیه بهداشت عمدی طبق شرایط مقرر در این ماده، شامل مرور زمان می شود. فصل دوم: دادگاه صالح به رسیدگی دادگاه عمومی صلاحیت عام رسیدگی به کلیه جرائم را داراست مگر اینکه قانون رسیدگی به جرمی را در صلاحیت مرجع دیگری قرار داده باشد. از لحاظ سابقه تشکیلات قضایی فعلی، ابتدا باید به دادگاه های موجود در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره نمود. در آن دوره، ضابطه تفکیک صلاحیت دادگاه ها، تقسیم بندی جرائم به خلاف، جنحه و جنایت بود و بر این اساس، دادگاه های صلح یا بخش به جرائم خلافی، دادگاه های بدایت یا ابتدایی یا جنحه یا شهرستان به جرائم جنحه ای و دادگاه های جنایی یا دیوان جنایی به جرائم جنایی رسیدگی می کردند. دادگاه های صلح و شهرستان تابع اصل وحدت قاضی بوده و هر کدام با یک قاضی تشکیل می شدند اما دادگاه های جنایی تابع اصل تعدد قضات بودند به این ترتیب که رسیدگی به جنایاتی که مجازات آنها اعدام یا حبس ابد بود بر عهده پنج قاضی و رسیدگی به سایر جنایات بر عهده سه قاضی قرار داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، لایحه قانونی تشکیل دادگاه های عمومی مصوب ۱۳۵۸ شورای انقلاب، تقسیم بندی جدیدی را جایگزین تقسیم بندی فوق نمود که به موجب آن دادگاه های صلح متشکل از یک قاضی برای رسیدگی به جرائم خلاف و جنحه و دادگاه های عمومی جزایی، حسب مورد با ۳ یا ۵ قاضی، برای رسیدگی به جرائم جنایی تشکیل شدند. مدتی بعد، قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری در سال ۱۳۶۱ به تصویب رسید و دادگاه های صالح در امور کیفری را به دادگاه های کیفری ۱ و دادگاه های کیفری ۲ تقسیم کرد. دادگاه کیرفی ۱ صلاحیت رسیدگی به چند جرم مهم که مجازات آنها اعدام یا حبس بیش از ده سال بود و چند جرم دیگر را داشت و سایر جرائم در صلاحیت دادگاه کیفری ۲ بود. این قانون برای نخستین بار نظام تعدد قضات را از رسیدگی های کیفری ایران حذف نمود و برای تصدی هر یک از این دادگاه ها یک قاضی پیش بینی کرد، با این توضیح که در دادگاه کیفری ۱ به منظور جبران حذف شیوه تعدد قضات و با توجه به اهمیت جرائمی که در صلاحیت این دادگاه قرار داشت، وجود یک مشاور در کنار قاضی دادگاه پیش بینی گردید، مشاوری که بدون حق رای و دخالت در صدور حکم تنها به ارائه نظر مشورتی خود به رئیس دادگاه می پرداخت. در سال ۱۳۶۸ با توجه به انقض
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در اینجا سعدی به وصف انتظار و شوق خویش به عنوان عاشق می پردازد، و می گوید : برگ درختان که سبز و با طراوت هستند به مرور زمان زرد و خشک و پوسیده می شوند امّا برگ چشمان عاشق «که منظور همان پلک های چشم عاشق است » ، به علت عشقی که او را به اشک و سوز و زاری وا می دارد. همیشه تَر و اشکباران است . برگ چشم در این بیت به معنای کنایه از پلک است، شاید از جهت شکل ظاهری بین «برگ و برگ» در دو مصرع جناس مکرّر یا مزدوج وجود دارد. بین «تَر و خشک» آرایه تضاد وجود دارد. بیت دهم : در این بیت سعدی مقصودش خودش و همۀ عاشقان است و می گوید : تن و جان که عزیز و دوست داشتنی و گرامی است برای هر کسی، فدا و نثار هم نشینی و هم صحبتی با معشوق زیبا روی بشود، امّا منِ سعدی عاشق و یا عاشقان، شرمنده و سیه روی هستیم از این تحفه و هدیه و پیشکشی که بسیار ناچیز و ناقابل است، را تقدیم معشوق و محبوب زیبا روی می کنیم. جان شیرین : ترکیب وصفی می باشد. صحبت یار : کنایه از هم نشینی با معشوق است.
 بیت یازدهم : در این بیت سعدی در ادامۀ توجیح بیت قبل می گوید : همین اندازه «یعنی به اندازۀ جان وجودی که عاشق دارد» در توان بخشیدن و نثار کردن به معشوق دارم با اینکه می دانم این جان ناقابل در خور و شایستگی مقام و منزلت معشوق نیست. «قَدَر و قَدر» جناس ناقص می باشد و از نظر معنا باهم متفاوتند، قَدَر به معنای اندازه و پیمانه است و قَدر به معنای مقام و منزلت می باشد. بین «قَدَر و قَدَر» در دو مصرع، جناس مکرّر یا مزدوج که از دسته آرایه های برونی است وجود دارد . «حدّ امکان» به معنای نهایت استطاعت و توانایی است. بیت دوازدهم : سعدی در بیت دوازدهم روی سخنش با خود و عاشقانی مثل خود است که می گوید : ای عاشق نمی توان راز دل خود را که همان عاشقی است از دیگران پنهان کرد، زیرا عشق به هر حال خود را نشان می دهد و از راز عاشق پرده بر می دارد و حال عاشق را فاش می کند. پرده پوشیدن : کنایه از پنهان کردن و کتمان کردن امری است. پرده دَر : کنایه از افشا کنندۀ راز و رسوا کننده است. بین «پرده پوشیدن و پرده دَر» آرایه تضاد وجود دارد. بیت سیزدهم : ای سعدی تا محضر شاهانه معشوق را بدید وآشنای حریم دوست و معشوق و محبوب گردید، از خود بی خود شد . بین «خَبَر و بی خَبَر» آرایه تضاد و جناس مکرّر یا مزدوج وجود دارد. بیت چهاردهم : در این بیت سعدی سرنوشت و سر انجام عشق خود را به دست معشوق می سپارد و می گوید: ما عاشقان با میل و رغبت و شوق جان و مستی خود را در راه معشوق نهاده ایم و پیشکش معشوق کرده ایم و باقی تصمیم با معشوق است که چه سرنوشت و تقدیری برای عاشقان و چه بختی برای عاشقان رقم خواهد زد. بین «سَر و سَر» جناس مکرّر یا مزدوج وجود دارد. طوع : به معنای میل و رغبت است. سَر نهادن : کنایه از به طور کامل خود را در اختیار کاری یا چیزی قرار دادن . وزن غزل: وزن غزل فاعلاتن مفاعلن فَعِلُن در بحر خفیف مجنون محذوف است که از وزنهای سنگین و سخت عروضی است و غزلهای کمی از سعدی در این وزن سروده شده است . قافیه : کلمات قافیه در این غزل، «هنر » ، «معتبر » ، «حجر» وتر، قمر، دگر، ثمر، نظر، تر، مختصر، قدر، در، خبر هستند که در کنار ردیف «است» قرار گرفته اند، برخی قافیه های این غزل از نوع قافیه های افزایشی هستند. ویژگی سبکی : این غزل از غزلهای نیمه عرفانی سعدی است. بطوریکه قسمتهایی از ابیات آن را می توان به عرفان ربط داد و تعبیر عرفانی از آنها داشت. در طول ابیات از لغات و واژه هایی که بیانگر حُسن معشوق است استفاده شده است. مانند : مُهر مهر، لطافت، قمر، جان شیرین.
۴-۱-۰۸
هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر است عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است نه هر آن چشم که بیند سیاه است و سپید یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است هر که در آتش عشقش نَبُوَد طاقت سوز گو به نزدیک مَرو کافت پروانه پر است گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست خبر از دوست ندارد که ز خود با خبر است آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس آدمی خوی شوی ورنه همان جانور است شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ بِدِه ای دوست که مُستسقی ازان تشنه تر است من خود از عشق لبت فهم سخن می نکنم هرچ ازان تلخ ترم گر تو بگویی شکر است ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست خصم آنم که میان من و تیغت سپر است من ازین بند نخواهم به در آمد همه عمر بند پایی که به دست تو بُوَد تاج سر است دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست ترک لُوء لُوء نتوان گفت که دریا خطر است درون مایه اصلی غزل: سعدی در این غزل که به نوعی بُعد عرفانی بخشیده است، سعی دارد به معشوق خود ثابت کند و بگوید که یک عاشق و شیدای واقعی ست وگرنه به هرکسی که ادعای ظاهری عاشقی کند، نمی توان گفت در زمرۀ عاشقان است، همینطور وفاداری و ثبات خود را در راه عشق به معشوق گوشزد می کند و برای درک بیشتر معشوق از انواع حال و فداکاری عاشق صحبت می کند و هر آنچه را لازم می داند به تصویر و یادآوری میکشد و برای تأکید به معشوق خود می گوید حتی اگر مرا به تیغ بکشی و حرفهایزهرآلود به من بگویی، من با جان و دل پذیرای آن هستم، و در نهایت اینکه من سعدی عاشق، دست از دامن و کوی یار برنخواهم داشت زیرا وجودم به وجود معشوق بسته است. سعدی در سرودن این غزل سعی بر این داشته که حال و هوای عاشقی و دلدادگی اش و وفاداری به معشوق را با آوردن تشبیهات گوناگون به صورت مثال بیان کند که این امر باعث تنوع در ابیات وی شده چُنان که یک موضوع را با مثالها و توجیهات گوناگون بیان کرده است تا هم باعث ملال خواننده نگردد و هم به درک بیشتر این حال و هوا کمک کند . بافت معنایی و آرایه های ادبی : بیت اول : سعدی در این بیت بطور کل انگشت اشاره را به سمت افراد عادی که مدّعی عشق هستند و عاشق نیستند بُرده و خطاب به آنها گفته است هر شخص ادعا کنندۀ عشق را نمی توان دارای معرفت و بینش صحیح و باطن بین دانست زیرا عشق بازی و هوس بازی، شاید در ظاهر و عمل مثل و شبیه هم باشند، امّا در باطن امر، از زمین تا آسمان بین آنها فرق است. «نظر» در صاحب نظر، و در معنای عرفانی به معنی احساسی لطیف و معنوی اطلاق می شود که می توان بوسیلۀ آن حقیقت را درک کرد. بین «دِگر و دِگر» آرایه جناس تکرار و مزدوج وجود دارد. «دگر» مخفف دیگر و چیز دیگر می باشد. بیت دوم : در این بیت سعدی با مثالی حال انسانهای عادی و مدّعی عشق را بیان می کند و می گوید: چشم که از سیاهی و سفیدی تشکیل شده و یا هر چشمی که فرق بین سیاه و سفید را تشخیص دهد، چشم بصیرت نمی شود . بین «سیاه و سپید و سپید و سیاه» تضاد و مراعات نظیر و آرایه طرد و عکس وجود دارد. بیت سوم : سعدی در این بیت به افرادی که در راه عشق طاقت سوختن و تحمل درد هجران و ناز معشوق را ندارد بهتر است که از عشق و عاشقی دوری کنند، زیرا بال برای پروانه باعث می شود تا پروانه به دور شمع پر بزند و بسوزد. «ش» در عشقش، ضمیر مفعولی است . «سوز» اسم مصدر سوختن می باشد. «بین آتش و سوز» تناسب معنایی ست. «ک» در واژه «کافت» برای تعلیل آمده و معنای زیرا است . بیت چهارم : سعدی در این بیت برای حال خود گواه می آورد می گوید : اگر من از معشوق شکایت کنم، سخنانم و ادعایم دروغ است و به گزاف ادعای عاشقی کرده ام. هرکس از درد خود با خبر باشد و خود را ببیند، خبر از معشوق ندارد زیرا عاشق صادق کسی ست که از خود رهایی یافته و چیزی جز معشوق نمی بیند. «نَفَسَم» به معنای حرفم، سخنم می باشد در این بیت . بین «خَبَر و خَبَر» جناس تکرار وجود دارد. بیت پنجم : در این بیت با آوردن مثال هدف عشق را بیان می دارد. کسی که در ظاهر شمایل آدمی را دارد و در شکل فیزیکی آدم می باشد، اگر امیال حیوانی شهوت نَفس و هوای نَفس را از خود دور کند، تبدیل به آدمی با خلق و حسن اخلاق می گردد و انسان واقعی می شود که صفات کمال حُسن را دارد وگرنه هر موجودی که به شکل ظاهر آدم باشد و به هوای نفس بپردازد و از عالم اخلاق و معنویت و عشق دور باشد و غافل، تبدیل به جانور می شود. بین «آدمی صورت و آدمی خوی» تضاد معنایی وجود دارد. بیت ششم : سعدی شوق خود را در برابر معشوق اینطور بیان می کند : شربت و نوشیدنی از دست معشوق و محبوبم بدهید که تلخ و شیرین بودن آن برایم یکسان است و من عاشق تشنه تر و مشتاق یار می سوزم وتشنه تر می شوم. واژه دلارام به معنای ادبی یعنی مایه آرامش دل و کنایه از معشوق و محبوب است. بین «تلخ و شیرین» آرایه تضاد وجود دارد. «مُستَسقی» در لفظ به معنای آب خواستن است و بیماری اِستسقاء است که هر چه قدر فرد آب بنوشد. باز هم تشنه تر می شود و آب می طلبد. «مُستَسقی» در این بیت مراد از عاشقی است که در اشتیاق دیدار یار و کوچکترین اعتنا و توجه معشوق، می سوزد. «شربت شیرین» در این بیت میتواند به معنای توجه معشوق به عاشق باشد. و «شربت تلخ» هم کنایه از سرزنش و عتاب و قهر و بی اعتنایی و دشنام و خشم معشوق باشد. در بیت هفتم : در این بیت عاشق روی سخنش با معشوق است و می گوید : عشق لب تو ای معشوق من چنان هوش از سر من به در بُرده که معنای هیچ سخنی را نمی فهمم و درک نمی کنم و هر حرفی که معشوق بزند ف حتی اگر مثل زهر تلخ باشد چون از دهان معشوق بیرون می آید، همچون شکر شیرین است. «بین تلخ و شکر» آرایه تضاد موجود است. «م» در تلخ ترم ضمیر متمّم فعل است به معنای «به من» است . در مصرع دوم حذف به قرینه صورت گرفته است. تلخ در مصرع دوم به معنای زننده و زشت و سخت است و در واقع صفت سخن می باشد . بیت هشتم : خطاب عاشق به معشوق است و می گوید : ای معشوق حتی اگر مرا با شمشیر بزنی با تو هیچ دشمنی ندارم و دشمن آن کسی هستم که میان من وشمشیری که از سوی تو به سمت من می آید، سپر بیاندازد. «وَر» در ادبیات به معنای اگر است. «م» در «به تیغم بزنی» ضمیر مفعولی است به معنای «من را» یا «مرا ». «م» در واژه «خصم آنم» شناسه است به معنای هستم. بین «تیغ و سپر» تناسب معنایی و مراعات نظیر وجود دارد. بیت نهم : سعدی در اینجا در مقام عاشق با خود سخن می راند و می گوید : من در تمام عمرم نمی خواهم از این اسارت و غم عشق بیرون بیایم و رها و آسوده خاطر شوم زنجیر و زندان و اسارت وگرفتاری که بخاطر تو باشد و افسار آن بدست تو باشد مثل تاجی که بر سر پادشاه می گذارند ارزشمند است و (در معنای عرفانی: هرچه عاشق اسیر و گرفتارتر غم عشق باشد و در راه عشق جان بگذارد، بههمان اندازه، درجه ومقامش بالاتر می رود و انگار کسی است که به مقام پادشاهی می رسد و تاج برسرش می گذارند). تاج بر سر گذاشتن : کنایه از به اوج مقام و منزلت و پاداش رسیدن است . بیت نهم : بین «تیغ و خصم» مراعات نظیر وجود دارد. بین «خصم و خصمی» و «تیغ و تیغت» جناس مذیل وجود دارد. بیت دهم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۵-۵-استخراج مرز توسط تبدیل ویولت(a)برشی از تصویر سی تی اسکن ریه(b) تصویر خروجی ناشی از استخراج مرز (a) توسط تبدیل ویولت. ۵-۲-۷-نمونه برداری براساس همسایگی در قطعه بندی سه بعدی با بهره گرفتن از مدل سطوح فعال پس از بروز رسانی رئوس در هر تکرار, ساختار کلی شبکه مثلثی دستخوش تغییر و به هم ریختگی می شود. در اینجا نیاز است علاوه بر شکل دهی مناسب به شبکه مثلثی سعی داشت که رئوس بیشتری در نواحی با انحنای زیاد و نقاط کمتری در نواحی با انحنای کم قرار گیرند. همانطور که در بخش ۴-۴-۲ شرح داده شد, الگوریتم DAS با بهره گرفتن از تعریف و دسته بندی مثلث در قالب مثلث های بلند و پهن و تغییر شکل وجوه مثلثی بلند و پهن و افزودن راس در نواحی مورد نظر سعی در حصول این هدف دارد. باید توجه داشت که در این روش هیچ راسی حذف نمی شود و تنها در نواحی با انحنای بالا رئوسی اضافه می شود. این روش نمونه برداری به دلیل روند تشخیص نوع وجه مثلثی و اضافه کردن نقاط, دارای پیچیدگی می باشد. علاوه بر این با توجه به زیاد بودن تعداد نقاط در تصاویر سه بعدی, عدم حذف نقاط اضافی و تنها افزودن نقاط باعث افزایش بار محاسباتی الگوریتم و گاها تجمع نقاط اضافی در برخی نواحی می شود. در این پایان نامه روشی جهت سهول تشخیص محل های لازم برای افزودن راس و همچنین حذف نقاط با اطلاعات کم برای کاهش بار محاسباتی ارائه شده است. در این روش ابتدا دو عدد به عنوان حد بالا و پایین برای فاصله دو راس همسایه توسط کاربر تعیین می شوند به طوری که باشد سپس عملیات حذف و یا اضافه کردن نقاط براساس مقایسه فاصله نقاط همسایگی با این دو حد انجام می شود.[۱۲] در اینجا باید در نظر داشت حد بالا مساوی و یا کوچکتر از دو برابر حد پایین باشد, . فرض کنید, همانند شکل ۵-۶ دو راس و باید دقیقا دارای دو راس مشترک در همسایگی خود باشند. در این حالت اگر باشد, یک راس در وسط خط اضافه می شود. این راس به دو همسایگی مشترک این دو نقطه متصل می شود. حال اگر باشد راس حذف شده و راس به وسط خط منتقل می شود و به دو همسایگی مشترک متصل می شود. روند این نمونه برداری در شکل ۵-۵ نمایش داده شده است.[۱۲] با بهره گرفتن از این روش, در نواحی مسطح که انحنای سطح کم بوده نقاط اضافی حذف شده و این ناحیه با تعداد رئوس کمتری پوشش داده خواهد شد. از دیگر سو, در نواحی با انحنای بالا, نقاط بیشتری جهت استخراج دقیق سطح در آن ناحیه مورد استفاده قرار میگیرد تا جزئیات دقیق سطح پوشش داده شود.
 شکل ۵-۶-روش نمونه برداری براساس همسایگی-حذف و اضافه کردن نقاط.[۱۲] ۵-۲-۸- بروز رسانی شبکه مثلثی براساس نزدیکترین همسایگی ها پس از مرحله نمونه برداری لازم است یک بازبینی مجدد در وجوه مثلثی جهت ایجاد شبکه مثلثی بهینه انجام شود. منظور از شبکه مثلثی بهینه, شبکه ای است که در آن رئوس به همسایگی های با کمترین فاصله متصل شده باشند.[۴۲] عملکرد این بروزرسانی در شکل ۵-۷ نشان داده شده است. فرض کنید دو راس و دو راس مجاور و متصل باشند. اگر و دو راس مجاور بعدی باشند و دو راس و با هم و دو راس و هم با یکدیگر اتصال داشته باشند, از این اتصالات چهار ضلعی ایجاد می شود. برای ایجاد وجوه مثلثی بهینه باید دو قطر این چهار ضلعی رسم شده و قطر با طول کوتاهتر, جهت بهینه سازی شبکه مثلثی, به عنوان اتصال جدید انتخاب می شود. در اینجا قطر کوتاهتر, می باشد. با اینکار دو وجه مثلثی بهینه ایجاد می شود. راس مجاور بعدی است که با دو راس و تشکیل مثلث داده است. در مورد راس بعدی نیز به همین صورت می باشد. اما دو راس مجاور بعدی و می باشند که با دو راس مجاور خود تشکیل چهار ضلعی را داده اند. در اینجا نیز با رسم کوتاهترین قطر که می باشد, چهار ضلعی به وجه مثلثی بهینه تبدیل می شود. در شکل ۵-۶ خطوط نقطه چین اتصالات ایجاد شده در مرحله بروزرسانی شبکه مثلثی هستند. دو راس بعدی یعنی و نیز با دو راس مجاور قبلی خود یعنی و , تشکیل یک چهار ضلعه می دهند که با رسم قطر کوتاهتر این چهارضلعه به دو مثلث بهینه تبدیل می شود. استفاده از این روش سبب می شود که در طول روند الگوریتم و در هر تکرار از بهینه بودن شبکه مثلثی و در نتیجه پیشرفت مناسب الگوریتم اطمینان حاصل شود.[۴۲] ۵-۲-۹-تشریح روند کلی روش پیشنهادی می توان روند کلی روش پیشنهادی را بدین صورت تشریح کرد. ابتدا در هر لایه از تصویر, مدل کانتور فعال منفصل را با تعداد کمی از تکرار اعمال میکنیم, و در هر لایه یک تخمین ابتدایی از مرز جسم سه بعدی در آن لایه بدست می آوریم. سپس با بهره گرفتن از قانونی که برای اتصال نقاط در ۵-۲-۷ تشریح شد, که مبتنی بر ایجاد اتصال بین نقاط با نزدیکترین فاصله می باشد, نقاط هر لایه را به رئوس لایه های دیگر متصل کرده و یک شبکه مثلثی سه بعدی به دست می آید. این شبکه مثلثی شامل رئوس تشکیل دهنده سطح اولیه جسم مورد نظر می باشد. این سطح اولیه به عنوان ورودی الگوریتم استفاده می شود. همانطور که گفته شد, استفاده از این سطح اولیه که یک تخمین از جسم سه بعدی مورد نظر می باشد, منظر به جواب صحیح تر و همگرایی سریعتر نسبت به حالتی می شود که سطح اولیه دور از سطح مورد نظر باشد. سپس برای هر راس, یک خط عمود بر سطح در آن نقطه در نظر گرفته می شود و تعداد ثابتی نقطه با فواصل یکسان روی آن در نظر گرفته می شود و این باعث ایجاد یک همسایگی عمودی برای هر راس می شود که تعداد نقاط همسایگی و طول بردار در خارج و داخل سطح یکسان و متقارن خواهد بود. در این مرحله باید توجه شود که ممکن است بردارهای عمود با هم تقاطع داشته باشند. برای رفع این مشکل, از یک نقطه مرجع شروع به جستجو در روی سطح کرده و قسمتی از بردارها را که متقاطع بوده را حذف می کینم.با این کار بردار عمود در برخی نقاط غیر متقارن خواهد شد. این موضوع برای یک برش از شکل سه بعدی در شکل ۵-۸ نشان داده شده است. در اصطلاح به اینکار هرس کردن نقاط می گویند. شکل ۵-۷-بروزرسانی شبکه مثلثی[۴۲] شکل ۵-۸-هرس کردن عمودهای متقاطع تا رسیدن به یک مجموعه بدون تقاطع.(A) عمودهای با طول یکسان.(b) عمودهای بدون تقاطع بعد از فرایند هرس کردن. در مرحله بعد, مقدار انرژی داخلی برای نقاط روی هر بردار عمود بر هر راس محاسبه می شود. در این پایان نامه از تابع انحنا که در ۵-۲-۳ تشریح گردیده است, به عنوان تابع انرژی داخلی استفاده شده است. استفاده از این تابع به استخراج انحنا سطح در هر راس منجر می شود. همچنین مقدار انرژی خارجی برای تمام نقاط همسایگی محاسبه می شود. در این رساله, دو تابع انرژی پیشنهاد شده است. تابع اول که در ۵-۳-۴ تشریح گردیده است, تابع همبستگی محلی فاز می باشد که موجب استخراج اطلاعات هر ناحیه می شود. در این حالت چون از اطلاعات فاز استفاده می شود, برای تصاویر با مشکلات کم بودن کانتراست و یا عدم یکنواختی روشنایی و یا وجود نویز دقت بیشتری در استخراج اطلاعات نواحی ختلف وجود دارد که این منجر به داده های تمایز دهنده ای برای تمییز ناحیه مورد نظر از سایر نواحی می شود. این مساله موجب می شود که در اینگونه تصاویر امکان انتخاب نواحی مجاور به عنوان ناحیه مورد نظر تا حد زیادی کاهش یابد. تابع انرژی دیگری که به عنوان انرژی خارجی استفاده شده است, گرادیان تصویر حاصل از استخراج مرز توسط ویولت می باشد که در بخش ۵-۳-۵ توضیح داده شده است. استخراج مرز تصویر توسط ویولت منجر به ایجاد اطلاعات بسیار مفیدی برای جداسازی نواحی با دقت بالا می باشد چرا که پس از اعمال گرادیان بر روی تصویر, خروج از ناحیه مورد نظر منجر به افزایش زیادی در مقدار گرادیان خواهد شد. پس از محاسبه مجموع انرژی داخلی و خارجی برای هر نقطه, برای جستجو برای یافتن نقطه بهینه جدید برای هر راس, از مدل مخفی مارکوف و الگوریتم IQRS که در الگوریتم۱ آورده شده است, استفاده می شود. در این الگوریتم برای هر راس, در بردار عمود بر آن جستجو انجام می شود و نقطه ای که مجموع انرژی داخلی و خارجی را مینیمم کند به عنوان راس جدید سطح در آن نقطه انتخاب می شود. در این مرحله در تعداد ثابتی از تکرار, تقاط انتخاب شده و مقدار انرژی مجموع آنها ذخیر می شود و بعد از این تعداد تکرار, از میان آنها نقطه ای که دارای مینیمم انرژی مجموع باشد به عنوان راس در آن نقطه از سطح انتخاب می شود. این کار باعث می شود که اگر در هنگام به روز رسانی سطح و جایگزینی نقاط جدید, سطح به طور اشتباها وارد نواحی مجاور شود, با این جستجوی خطی, سطح به ناحیه مورد نظر بازگردد. چرا که عبور از مرز نواحی, به دلیل استفاده از توابع انرژی که به خوبی اطلاعات مرز نواحی را بدست می دهند, باعث افزایش مقدار انرژی خارجی و یا گرادیان آن می شود و در طی جستجوی خطی و انتخاب نقطه با مقدار انرژی مینیمم می توان به ناحیه مورد نظر بازگشت. در مرحله بعد برای استخراج بهتر نواحی با انحنای بالا, از نمونه برداری براساس همسایگی که در قسمت ۵-۳-۶ تشریح گردیده است, استفاده می شود. در این گام از روش, با در نظر گرفتن ماکزیمم و مینیمم فاصله بین نقاط, رئوس سطح به روز رسانی می شوند و نقاط لازم در نواحی با انحنای بالا اضافه شده و نقاط اضافی که حاوی اطلاعات مفیدی از انحنای سطح نمی باشند, حذف می شوند. اینکار باعث می شود تنها رئوسی در سطح وجود داشته باشند که حاوی اطلاعاتی از انحنا در نواحی مختلف باشند و نقاط اضافی حذف شده که این باعث کاهش بار محاسباتی می شود. برای بهبود عملکرد الگوریتم باید این شبکه مثلثی همواره در حالت بهینه با فواصل بهینه بین رئوس قرار داشته باشد. به همین دلیل یک مرحله بروزرسانی برای شبکه مثلثی براساس نزدیکترین همسایگی ها اضافه شده است. این روش در قسمت ۵-۳-۷ به تفصیل بیان شده است. این به روز رسانی موجب می شود همواره فاصله رئوس در حالت بهینه قرار داشته باشد و هر راس به نزدیکترین همسایگی های خود متصل باشد. در انتهای هر تکرار, یک مرحله تخمیت آماری وجود دارد. وجود این مرحله جهت کاهش اثر نویز و تمرکز کمتر بر مقدار اندازه گیری شده در این نواحی و افزایش تکیه بر مقدار اندازه گیری شده نسبت به شرایط اولیه در نواحی با نویز کمتر ضروری است. فصل ششم نتایج الگوریتم پیشنهادی و بررسی آنها ۶-نتایج الگوریتم پیشنهادی و بررسی آنها ۶-۱-مقدمه در این فصل, به بررسی نتایج الگوریتم پیشنهادی پرداخته می شود. از آنجا که برخی از داده های مورد بررسی تصاویر پرتونگاری کامپیوتری (سی تی اسکن) مربوط به بافت های مغز, ریه و کبد می باشد, ابتدا توضیح مختصری درباره ساختار بافت های مغز, ریه و کبد داده می شود, سپس عملکرد دستگاه تصویر برداری سی تی اسکن مورد بررسی قرار میگیرد. برای نشان داده گستردگی کاربرد این الگوریتم, روش پیشنهادی علاوه بر تصاویر پزشکی, بر تصاویر ساختگی نیز اعمال شده است. در ادامه نتایج بدست آمده از اعمال الگوریتم بر داده های موجود ارائه می شود و جهت تحلیل بهبود های بدست آمده توسط الگوریتم, این نتایج با نتایج حاصل از الگوریتم سطوح فعال منفصل, به عنوان یکی از جدیدترین و بهترین الگوریتم های مدل سطوح فعال, مقایسه می شود. ۶-۲-مغز مغز انسان یکی از مهمترین, پیچیده ترین و حساس ترین بخش های بدن و دستگاه عصبی انسان می باشد که ۲ درصد از وزن بدن را تشکیل می دهد و توسط بافت استخوانی جمجمه احاطه و حفاظت می شود. به طور کلی وظیفه مغز کنترل متمرکز و هدفمند بر روی سایر اندام ها و تمام کنش ها و واکنش های بدن انسان می باشد. درون مغز چهار بطن وجود دارد. قسمت سطحی مغز مخ نامید می شود که قسمت سطحی آن, قشر مخ, خاکستری رنگ می باشد. مخ دارای دو نیمکره متصل و مرتبط از طریق رشته های عصبی می باشد. قشر مخ به دلیل وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود جمجمه به صورت چین خورده می باشد. شکل ۶-۱ نمای کلی مغز انسان و سایر قسمت های آن را نشان می دهد. شکل ۶-۱-نمای کلی مغز انسان با توجه به نقش مهم و اساسی مغز در بدن, هرگونه مشکل و یا آسیب مغزی باید سریعا تشخیص داده و درمان شود. بسیاری از آسیب ها و بیماریهای مغزی سبب ایجاد تغییر در ظاهر بافت مغز و یا اضافه شده بافتی به قشر آن می شود. در تیجه با بهره گرفتن از تصاویر گرفته شده از مغز می توان بسیاری از بیماریها و آسیب های مغزی را تشخیص داد. بدیهی است داشتن تصاویر سه بعدی از مغز اطلاعات بیشتری را در اختیار پزشک قرار داده و سبب سهولت و افزایش دقت در تشخیص آسیب یا بیماری مغزی می شود. ۶-۳-ریه ریه یکی از اعضای تنفسی انسان می باشد و شامل دو قسمت ریه چپ و راست می باشد. ریه راست خود دارای سه لوب و ریه چپ دارای دو لوب می باشد. از نظر محل قرار گیری, ریه انسان در بالای پرده دیافراگم قرار گرفته است و توسط ستون فقرات, جناغ سینه و دنده ها احاطه شده است. با توجه به اینکه قلب در پشت ریه چپ قرار گرفته است, ریه چپ در قسمت پشت دارای فرو رفتگی جهت قرارگیری قلب می باشد. وزن تقریبی دو ریه مجموعا برابر ۱۰۰۰ گرم می باشد. ریه ها در روند تنفس انسان وظیفه تعویض اکسیژن هوا با دی اکسید کربن خون را بر عهده دارد. طبیعی است هرگونه اختلال در عملکرد ریه موجب آسیب های جدی به بافت های بدن خواهد داشت چرا که خونی که توسط ریه دارای اکسیژن می شود, جهت انجام واکنش های بدن به تمام بافت ها ارسال می شود. شکل ۶-۲ نمای کلی ریه انسان را نشان می دهد. شکل ۶-۲- نمای کلی ریه انسان امروزه قطعه بندی تصاویر ریوی یکی از بهترین ابزارهای موجود برای تشخیص بیماریهای ریوی توسط پزشک می باشد. بدیهی است قطعه بندی سه بعدی این عضو بسیار مهم از بدن اطلاعات مفید و کاربردی را در اختیار پزشک قرار خواهد داد. ۶-۴-کبد کبد عضوی مثلثی شکل است که در جلوی معده و در پشت دنده ها در قسمت فوقانی و راست شکم قرار دارد.کبد بزرگترین و یکی از پیچیده ترین اعضای بدن است که حدود ۱۵۰۰ گرم وزن دارد و به ۴ لوب تقسیم می شود. به دلیل وجود خون زیادی در این عضو, رنگ آن قرمز تیره می باشد. به طور کلی وظیفه کبد پردازش اسیدهای آمینه غذایی, کربوهیدرات ها, لیبیدها و ویتامین ها, ساخت پروتئین های سرم و مسمومیت زدایی, تولید صفرا و دفع سم و مواد بیولوژیکی بیگانه از طریق صفرا می باشد. شکل ۶-۳ نمای کلی بافت کبد را نشان می دهد. شکل ۶-۳-نمای کلی کبد انسان با توجه به وابستگی اساسی دیگر اعضای بدن به عملکرد متابولیسمی کبد و نقش اساسی آن در دفع سموم بدن, بیماریهای کبدی دارای عواض شدیدی بر بدن بیمار می باشند. از آنجا که بسیاری از بیماریهای کبدی باعث ایجاد تغییراتی در شکل و اندازه کبد می شوند در نتیجه قطعه بندی این عضو جهت بررسی اندازه و شکل آن کمک شایانی به پزشکان در تشخیص های طبی می کند. ۶-۵-پرتونگاری کامپیوتری پرتونگاری کامپیوتری ( سی تی اسکن) دستگاهی برای تصویر برداری از سطح اجسام و یا بدن انسان به صورت غیر تهاجمی می باشد. نسل اولیه این دستگاه در سال ۱۹۷۱ در انگلستان ساخته شده و تا کنون تغییرات و پیشرفت های شگرفی در تکنولوژی این دستگاه ایجاد شده است. در ادامه به بررسی تاریخچه و نسل های مختلف این دستگاه می پردازیم. ۶-۵-۱-تاریخچه دستگاه سی تی اسکن در سال ۱۹۱۷ میلادی یک ریاضیدان اتریشی به نام رادون(J.RADON) ثابت کرد که یک شیء دو یا سه بعدی را می توان با گرفتن بی نهایت عکس از آن در جهات مختلف به تصویر کشید که پایه ای برای سی تی اسکن محسوب می شد. در سال ۱۹۵۶ دانشمندی به نام بارسول(Barcewell) نقشه خورشیدی از تصاویر شعاع ها درست کرد. در سال ۱۹۶۱ الدندرف(Oldendorf) و در سال ۱۹۶۳ آلن کورمارک(Allencormarck) اندیشه هایی از سی تی اسکن را فهمیده و مدل هایی در حد آزمایشگاهی ساخته اند. در سال ۱۹۶۸ کول(Kuhl) و ادواردز(Edwords) یک دستگاه اسکن مکانیکی برای تصویری از هسته ساخته اند که موفق بودند اما نتوانستند کار خود را در حد رادیولوژی تشخیصی, توسعه دهند. تا اینکه در سال ۱۹۷۲-۱۹۷۰ اصول ریاضی گفته شده توسط ریاضیدان انگلیسی(God Feryhaunsfield) بکار گرفته شد و توانست یک دستگاه سی تی اسکن را بسازد و جهت مصرف بالینی معرفی کند. در سال ۱۹۷۹ جایزه نوبل بطور مشترک به پرفسور آلن کورماک و گادفری هانسفیلد تعلق گرفت. شکل ۶-۴ اولین نمونه آزمایشگاهی دستگاه سی تی اسکن ساخته شده در EMI انگلستان توسط هانسفیلد را نشان می دهد. شکل ۶-۴: اولین نمونه آزمایشگاهی دستگاه سی تی اسکن ساخته شده در EMI انگلستان توسط هانسفیلد ۶-۵-۲-اجزای اصلی تشکیل دهنده دستگاه سی تی اسکن دستگاه سی تی اسکن معمولی از هشت قسمت اصلی تشکیل شده که در شکل ۶-۵ قابل مشاهده است. شکل ۶-۵:قسمت های اصلی تشکیل دهنده دستگاه سی تی اسکن معمولی و نحوه ارتباط آنها ۶-۵-۲-الف-لامپ اشعه ایکس۱ از مهمترین قسمت های یک دستگاه سی تی اسکن است و وظیفه آن تولید و کنترل اشعه ایکس و گسیل آن به سمت ناحیه عکسبرداری است. لامپ اشعه ایکس معمولا از یک آند و کاتد تشکیل شده که درون محفظه خلا قرار گرفته است. اختلاف پتانسیلی قوی در حدود ۲۰ تا ۱۵۰ کیلو ولت باعث کنده شدن الکترون از کاتد و شتابگیری آن و درنهایت برخورد با آند می شود. این برخورد باعث گسیل اشعه ایکس از آند شده و از چندین فیلتر عبور می کند تا بصورت باریکه ای موازی و با شدت استاندارد از محفظه شیشه ای خارج می شود. ۱ X-Ray Tube ۶-۵-۲-ب-دتکتورهای اشعه ایکس۱ این بخش از دستگاه سی تی اسکن وظیفه تبدیل اشعه ایکس خارج شده از بدن به سیگنال الکتریکی را بر عهده دارد. دتکتورهای مورد استفاده تا نسل سوم سی تی اسکن ها از نوع دتکتورهای گاز زنون بودند و در نسل های چهارم به بعد از دتکتورهای حالت جامد استفاده شد. ۶-۵-۲-پ-واحد جمع آوری اطلاعات۲ سیگنال های آنالوگ تولید شده در دتکتور ها در این واحد به سیگنال دیجیتال تبدیل شده و همچنین ثبت و نگهداری می شود. ۶-۵-۲-ت-واحد تولید ولتاژ بالا۳ در این واحد پالس ولتاژ الکتریکی بسیار قوی در حدود ۲۰ تا ۱۵۰ کیلو ولت با چرخه کاری مناسب برای تغذیه لامپ اشعه ایکس تولید می شود. ۶-۵-۲-ث-تخت بیمار۴ تختی متحرک است که بیمار روی آن دراز می کشد و برای تصویربرداری از سطح مقطع های متفاوت بدن به جلو یا عقب حرکت می کند. این حرکت بیشتر به صورت گسسته و با گام مشخص است به جز در نسل های اسپیرال که بصورت پیوسته و با سرعت ثابت انجام می شود. ۶-۵-۲-ج-واحد بازسازی و تولید تصویر۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- دانش آموزمیتواندبراساس تجارب واطلاعات شخصی خود نقشی مؤثروفعال درفرآیندیادگیری داشته باشد.
- معلم نیزبه همان اندازه ازدانشآموز یاد میگیرد که دانشآموز از وی ودیگر دانشآموزان میآموزد.
- یادگیرنده باخودارزشیابی، میزان پیشرفت خودرا درجریان یادگیری موردبررسی وارزیابی قرار میدهد.
در برنامههای آموزشی جدید علوم تجربی به ویژه در دوره آموزش عمومی، استفاده از روش های تدریس مبتنی برفرآیندحل مسئله و مهارتهای تفکر نسبت به گذشته اهمیت بیشتری یافته است. براساس این دیدگاه، برنامهریزان در محتوای برنامهدرسی به طرح موقعیتهای حل مسئلهای میپردازند. در این موقعیتها دانشآموزان راهنمایی میشوندتا در مسیر حل مسئله، به دانشها، مهارتها و نگرشهای تازه دست یابند. همچنین در اجرای برنامههای درسی جدید علوم تجربی، تجهیز مدارس به رایانه و ابزارهای چند رسانهای ونیزICT مورد تاکید قرار گرفته ولازم است بودجه ویژهای دریک برهه زمانی مشخص برای این منظوردرنظرگرفته شود(پرویزیان، ۱۳۸۴).
 ازمعلم خواسته میشود تاتدریس خودرا به شیوه گروهی سازمان دهی کند، به نحوی که خودنیز به عنوان عضوی ازگروه دانشآموزان درآید. در این روشها برتعامل میان معلم ودانشآموزان ودانشآموزان با یکدیگر بیش ازحد تأکید میشود،زیرا تجربه نشان دادهاست که تعامل وتبادل تجربیات دانشآموزان بایکدیگر نقش عمدهای در یادگیری آنان دارد. افزون براین، فعالیتهای گروهی موجب توسعه مهارتهای اجتماعی ازقبیل احترام به حقوق دیگران، همکاری گروهی، حق ومسئولیت قائل شدن برای دیگران مشارکت درتصمیم گیریهای گروهی، سعه صدرو… در دانشآموزان میشود( شعبانی، ۱۳۸۵). روش های ارزشیابی دربرنامه درسی ژاپن چیزی به عنوان امتحان نهایی وجود ندارد ودانش آموزان با امتحان به آن صورتی که درسایرکشورها معمول است، برخوردنمیکنند(عملکردنظام آموزشی)ورودی (در قالب موضوعهای درسی)براساس موضوعهای مشخص ومعلمان باید آن را در نظر بگیرند، مورد ارزیابی قرار میگیرد. خروجی(درقالب موفقیتهای تحصیلی ورشدو توسعه)براساس یک نظام ارزشیابی مشخص ازسال۱۹۹۲دو سال بعد ازعرضه موضوعهای درسی جدیددرژاپن،یک نظام جدیدارزشیابی نیزارائه گردیدکه به اجرادرآمده است(غندالی،۱۳۷۴). براساس آن نظام، فرم ارزشیابی به دو بخش: ثبت نمرههای مدرسهای وثبت نمره راهنما تقسیم میشود. این برگه همه ساله برای هر دانشآموز تکمیل شده تا:
- کارایی ومفید بودن نظام یاددهی- یادگیری کهبه قابلیتو توانایی یادگیری دانشآموزان را بسنجد.
۲- تواناییها و قابلیتهای دانشآموز را به بهترین نحو ممکن ارزشیابی کند. ۳- کارنامه به مدت پنج سال جهت دسترسی به کارنامه تحصیلی دانشآموزان نگهداری میشود.
در برگه یا کارنامه تحصیلی موارد قابل ثبت در مورد هر دانشآموز بدین شرح است: نتایج مربوط به هر موضوع درسی؛نتایج مربوط به فعالیتهای خاص،وقایع رفتار فردی واجتماعی؛ رفتارهای موردی که مشاوره وراهنمایی میطلبد؛ چگونگی حضورو غیاب دانشآموز درمدرسه و کلاس درس. ثبت نتایج یادگیری در هر موضوع درسی به سه صورت: سنجش با ملاک مطلق(آنچه که باید آموخته شود)، سنجش با ملاک نسبی و سنجش ویژگیهای فردی دانشآموز انجام میشود(غندالی،۱۳۷۴). ۲-۱۵-۱ ارزشیابی برنامه درسی اجرا شده تابع چه عواملی است؟ ارزشیابی برنامه درسی تا حد زیادی تابع تعریفی است که از برنامه درسی می پذیریم.با عنایت به تعریف ارزشیابی، ارزشیابی برنامه درسی عبارت است از فرایند بررسی ارزش و شایستگی برنامه درسی. بررسی و مطالعه ارزش و شایستگی هم شامل عناصر و جنبه های خاص برنامه درسی و هم کل برنامه درسی می شود. طراحان در برنامه ریزی درسی با زمینه هایی نظیر سنجش نیازها، اهداف ،محتوا و روشها و اجرای برنامه روبرو می شوند. طراحان ، مجریان(معلمان ) و دانش آموزان نیز به نوعی با برنامه درسی ارتباط دارند و از آن تأثیر می پذیرند از اینرو در یک برداشت گسترده، ارزشیابی برنامه درسی شامل تمام موارد فوق می شود ضروری است تا تمام ابعاد و عناصر درسی مورد بررسی دقیق و مطالعه قرار گیرد و اصلاحات لازم در آن صورت پذیرد. ۲-۱۵-۲ جنبه های اساسی در ارزشیابی از برنامه درسی ۱- در ارزشیابی ابتدا باید به طرح ریزی پرداخت این فرایند از برنامه درسی پیچیده و دشوار است . برای اجرای موفقیت آمیز آن لازم است ابتدا نسبت به تدوین طرح ارزشیابی قبل از اجرا که در موفقیت ارزشیابی ازبرنامه درسی نقش مهمی دارد، مبادرت ورزید. ۲-ارزشیابی به عنوان بخشی ازبرنامه کلی نگریسته شود و نه به عنوان یک پروژه مجزا، اهمیت و ضرورت تلقی ارزشیابی به عنوان یک مؤلفه مهم برنامه درسی ار آن روست که ازنتایج آن برای برنامه درسی بهترو اصطلاح برنامه های درسی استفاده شود. ۳ – کلیه افراد طراحان ، معلمان ، مدیران و مسئولان اجرایی نسبت به اجرای ارزشیابی تعهد داشته باشند و زمینه های لازم برای مشارکت آنها در ارزشیابی فراهم گردد . در صورتی که خرده سیستم ارزشیابی برنامه درسی بدون دخالت و اظهار نظر معلمان و سایر افراد دست اندر کار تدوین شود نتایج ارزشیابی چشم گیر نخواهد بود . ۴-ارزشیابی بایدحتی الامکان براهداف کلی وویژه برنامه درسی مبتنی باشد. برای اجرای یک طرح ارزشیابی لازم است ارزشیابی مبتنی براهداف باشددرغیراینصورت به یک فعالیت بی فایده مبدل می گردد. ۵-درطرح ارزشیابی نحوه جمع آوری داده ها، تجزیه وتحلیل اطلاعات بایدمشخص وقابل اعتماد باشد. ۶-در هر پروژه ارزشیابی باید مکانیزمی برای برقراری ارتباط مؤثر تدارک دیده شود. ارتباط با تمام کسانی که در ارزشیابی شرکت دارند و از نتایج آن تأثیر می پذیرند. ۷-در طراحی ارزشیابی باید برای بررسی میزان استفاده از نتایح ارزشیابی، در تصمیمات برنامه درسی، نظامی کارآمد طراحی کرد و مهمترین ملاک های قضاوت در باره موفقیت ارزشیابی میزان کاربست اطلاعات حاصل از ارزشیابی در تصمیمات مربوط به برنامه ریزی درسی است. اگر نتایج ارزشیابی به طور جدی و معنی دار مورد استفاده واقع نشود طرح ارزشیابی با شکست مواجه خواهد شد. و منابع تدارک دیده شده به هدر خواهد رفت. ۸-بسته به مورد، درارزشیابی لازم است هم داده های کمی و هم داده های کیفی مورد توجه قرار گیرد. ۹-در ارزشیابی باید به آموزش ضمن خدمت یا کارآموزی پرسنل دخیل در ارزشیابی همت گماشت. ۱۰-در ارزشیابی برنامه درسی برای میزان اثر بخشی فرایند ارزشیابی تدابیری اندیشیده شود (شعبانی،۱۳۸۴). ۲-۱۵-۳ مشارکت افراد در ارزشیابی از برنامه درسی در ارزشیابی از برنامه درسی فرد یا گروه خاص را نمی توان مسئول ارزشیابی دانست و افراد مختلف به تناسب توانایی ونیز مراحل کار می تواند در ارزشیابی شرکت داشته باشند.درعین حال به اهداف ارزشیابی از برنامه درسی، میزان دسترسی به ارزیاب حرفه ای در برنامه ریزی درسی ، قابل قبول بودن فرد یا گروه ارزیاب در نزد افرادی که ارزشیابی برای آنها انجام می شود. بررسی اثر بخش برنامه (ارزشیابی پایانی) و در آن نوعاً مواردی نظیر تهیه گزارش درباره برنامه درسی و ارائه آن به عموم، تدوین و پی ریزی سیاست های برنامه ریزی درسی، تصمیم گیری برای انجام اصلاحات وبازبینی اساسی در برنامه درسی و با عدم ادامه اجرای آن مد نظر باشد بهترین کسانی که به عنوان ارزشیاب می توانند انتخاب شوند، کسانی هستند که مستقل بوده و از موضوع ارزشیابی تأثیر نمی پذیرند. اما اگر هدف ارزشیابی تکوینی باشد در آن نوعاً مواردی نظیر هدایت جریان برنامه ریزی درسی، شناسایی نقاط ضعف و مسائل برنامه درسی و دانش آموزان ، نظارت بر فرایند برنامه درسی و….به منظور بهبود برنامه درسی مد نظر باشد ، بهترین افراد برای این نوع ارزشیابی کسانی هستند که به موضوع ارزشیابی آشنا هستند(فتحی واجارگاهی،۱۳۸۴). ۲-۱۵-۴ انواع الگوهای ارزشیابی از انواع الگوهای ارزشیابی می توان به الگوی ارزشیابی هدف محور، هدف آزاد و الگوی ارزشیابی CIPP اشاره کرد. در الگوی ارزشیابی هدف-محور رالف تایلر وظیفه اصلی ارزشیاب بررسی میزان انطباق اهداف برنامه درسی با عملکرد دانش آموزان تلقی می کند. در این الگوی پیشنهادی مراحل زیر قابل شناسایی است. ۱-تهیه و تدوین مقاصد برنامه درسی. ۲-طبقه بندی هدفهای برنامه درسی. ۳- بیان هدفها به صورت رفتاری. ۴- مشخص کردن موقعیت ها که به یاد گیرندگان فرصت بروز رفتار مورد نظر را بدهد. ۵- بیان هدفهای برتامه ارزشیابی به پرسنل مربوط. ۶-انتخاب یا تدوین تکنیک های مناسب اندازه گیری. ۷-جمع آوری داده های مربوط به عملکرد دانش آموزان. ۸-مقایسه داده ها با هدفهای رفتاری (کیامنش، ۱۳۸۲). ۲-۱۶ پژوهش های مرتبط با متغیرها و عناصر برنامه درسی پژوهش پور بافرانی(۱۳۷۶) که در ارزشیابی شیوه ارائه محتوای کتب علوم تجربی دوره راهنمایی ۷۶-۷۵ با بهره گرفتن از روش ویلیام رومی صورت گرفت ، ابتدا نسبت مقوله های فعال به مقوله های غیرفعال مشخص می کنند از طریق اندازه گیری ضریب درگیری دانش آموز با محتوای کتاب ، در خصوص میزان فعال بودن محتوی کتاب درسی حکم می شود. سلیمان پور(۱۳۸۲) در پژوهش خود به تحلیل محتوای کتاب علوم تجربی راهنمایی تحصیلی بر اساس نظریه درسی دیسیپلینی (موضوع محور) به منظور ارائه چار چوب عملی بهینه پرداخته است و بر اساس مؤلفه هایی نظیر کاوشگری ،اکتشافی بودن ، حل مساله ، فرایند محوری به نتایج زیر دست یافت: در کتاب علوم سال اول راهنمایی همه مؤلفه های دیسیپلین محوربه طور هماهنگ رعایت نشده است. درکتاب سال دوم بجز درس های هفتم، هشتم، نهم، سیزدهم و پانزدهم مؤلفه های دیسیپلین محوربه طور هماهنگ رعایت نشده است. درکتاب سال سوم راهنمایی درس های دوم، هفتم ،سیزدهم و چهاردهم نیز میزان و چگونگی مولفه ها با سایر درس ها هماهنگی ندارد اما سایر دروس به روند پژوهشی ، اکتشافی بودن ، حل مساله ، فرایند محوری مبتنی هستند ودر نهایت الگوهایی با رویکرد مختلف را پیشنهاد کرده است. احمدی (۱۳۸۰)در پژوهش خود میزان هماهنگی و همخوانی برنامه درسی قصد شده ،اجرا شده و آموخته شده علوم تجربی دربرنامه جدید آموزش علوم تجربی دوره ابتدایی مورد مطالعه قرار داده است. جامعه مورد مطالعه کل دانش آموزان دوره ابتدایی ایران بوده است ونمونه مورد مطالعه ازپنج استان هرمزگان،آذربایجان شرقی، سیستان و بلوچستان، گلستان،مرکزی و تهران انتخاب شده است. نتیجه حاصل از این تحقیق نشان می دهد به علت عدم استفاده از آزمایشگاه به هر دلیل و عدم تسلط کامل آموزگاران به روش های مثمر ثمر آموزشی مقدار ۳۰% از برنامه قصد شده به اجرا نمی آید. در بررسی دیگری اخلاقی (۱۳۸۴) میزان هماهنگی و همخوانی برنامه درسی قصد شده ،اجرا شده و آموخته شده در درس علوم اجتماعی دردبیرستانهای شهر تهران به صورت پیمایشی انجام شده است. که در آن از نظرات اعضای شورای برنامه ریزی نیز استفاده شده است و از نتایج آن استفاده از روش تدریس پیش سازمان دهنده به عنوان عامل تطابق این سه برنامه وعدم تاکید روی اهداف مهارتی وکارهای گروهی علل عدم همخوانی این سه برنامه شمرده شده است. یارمحمدیان(۱۳۸۴) طبق چارچوب مفهومی تیمز، مهمترین ابزار برای سنجش برنامه درسی اجرا شده، مقیاس معلمین و مقیاس مدرسه و مهمترین ابزار برای بررسی برنامه تحقق یافته، آزمونهای پیشرفت تحصیلی مورد استفاده است . از نتایج این بررسی مشخص می شود که: اکثریت دبیران علوم نقش خود را در تعیین موضوع درسی بیش از سایر نقشها میدانند و کمترین نقش خود را در تعیین بودجه آموزش میدانند. اکثریت دبیران علوم برای تدریس علوم از کتاب درسی مدون و رسمی استفاده میکنند و کمتر از ۲۵ درصد مطالب را از منابع دیگری بدست میآورد. دبیران در تمام زمینهها و فعالیتها، منبع اصلی اطلاعات خود را در تصمیمات برنامه درسی، کتاب درسی دانشآموز میدانند. - ماشین حساب و کامپیوتر هنوز هم در برنامه درسی علوم راهنمایی جایگاهی را به عنوان یک ابزار کمک آموزشی یا آموزشی ندارد. دبیران استفاده از روش حل مساله (سؤال محوری) را در آموزش علوم با اختلاف کمی از روش توضیحی مورد تاکید قرار دادهاند اما در هنگام توضیح روش خود بیشتر از روش مستقیم استفاده کردهاند. این امر نشان میدهد دبیران علوم، تصور روشنی از روش حل مساله ندارند. ازمیان عوامل مربوط به پیشرفت تحصیلی دانشآموزان، مهمترین عامل وضعیت فرهنگی دانشآموزان، پس از آن وضعیت فرهنگی مدرسه و در درجه سوم نگرش دانشآموز نسبت به علوم میباشد. بین محتوای تدریس شده وتدریس نشده توسط معلم در پایه دوم و سوم راهنمایی با پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری وجود ندارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|